|
محمد عطریانفر: نظامهای دموكراتیك در جهان معاصر كه شكلگیری آنها نشأت گرفته از مفاهیم و فلسفه دولتهای مدرن است؛ پایههای دموكراسی خود را به صورت كاملا منطقی و معنیدار روی نهادهای مردمی استوار میكنند. شاخصترین نهاد مردمی در نظامهای دموكراتیك پارلمان است. مفهوم پارلمان تابع تعاریف و تكالیف سیاسی- اجتماعی است كه میان نهادهای حكومت و اعتماد ملی ارتباط برقرار میكنند. این نظامهای دموكراتیك برای بقا، پایداری و ارائه خدمات مناسب به شهروندان خود همواره بر صیانت چنین نهاد مردمی (پارلمان) از هیچ چیز فروگذار نمیكنند و در هیچ شرایطی اجازه نمیدهند كه چنین نهادی دچار خدشه و آسیب شود. مقدمات اصلیای كه در مسیر صیانت از پارلمان به كار گرفته و بر روی آن حساسیت لازم بار میشود، انتخابات است كه بر پایه آن نامزدهایی به نمایندگی از طرف مردم و به عنوان معتمد آنان به پارلمان راه پیدا میكنند. به گونهای كه اگر در چنین نظامهایی تمامی نهادهای حكومتی دچار خلل شوند، چنانچه پارلمان از شاكله اصولی و درستی برخوردار باشد، به بركت وجود چنین پایگاه مهمی تمامی نارساییها به مسیر صحیح برخواهد گشت. به عبارت دیگر این نظامهای دموكراتیك قادرند با ساز و كار پارلمان بر كلیه بحرانها فائق آیند. نیم نگاهی بر تجارب تاریخی این نظامها در كشورهای غربی حكایت از این دارد كه آنان بر پایه مجالس قانونگذاری خود بیشترین حساسیت و دغدغه را بروز میدهند و اجازه نمیدهند كوچكترین خللی به رای مردم وارد شود. حتی اگر به تجارب كشورهای منطقه مثل تركیه و پاكستان در این زمینه نگاه كنیم میبینیم پارلمانها در تحقق منویات و خواستههای مردم چه نقش كلیدی را برعهده دارند و چنانكه هر گاه كوچكترین دخالت اقتدارگرایانه یا جهتدار در انتخابات همین كشورها بروز یافته، واكنشهای ملی مردم را نسبت به سلامت انتخابات حساس میكند. نمونه تاریخی و روشن آن حوادث اخیر پاكستان است كه بهرغم وجود مرزبندیهای میان احزاب و گروههای سیاسی و گروههای مداخلهگر در این كشور و حتی به قیمت ریخته شدن خون بینظیر بوتو همچنان پایههای دموكراتیك محافظت و صیانت میشود، به گونهای كه حتی شخصیت نظامی و مقتدری چون پرویز مشرف در برابر واكنشهای مردمی و سیاسی عقبنشینی كرده و سلامت انتخابات را به قیمت حتی تضعیف پایههای قدرت خود به رسمیت میشناسد. این اتفاقها دلالت بر بلوغ سیاسی جوامع توسعهیافته در غرب و حتی كشورهای در حال توسعه منطقه چون تركیه و پاكستان دارد. حتی كشورهای غیردموكراتیك در منطقه خاورمیانه كه مبتنی بر نظام امیری یا پادشاهی یا نظامی است، تلاش دارند كه با ساماندهی و برپایی برخی مجالس مشورتی كه دلالت بر نوعی قانونگرایی ظاهری است، حاکمیت خود را به رنگ دموکراتیک یا حداقل تشریفات مقدماتی دموکراسی درآورند.
عربستان سعودی روشنترین نمونه از این نوع كشورها در منطقه است به گونهای كه حتی سنت پادشاهی كه پیامد وصیت سیاسی عبدالعزیز موسس حكومت سعودی در حجاز است مورد انتقاد و ایراد قرار میگیرد و با سیاستهای هوشمندانه ملك عبداللـه انتخاب پادشاه را برای دورههای پس از پادشاهی ولیعهد كنونی برعهده شورایی مركب از صدها شاهزاده خاندان سعودی قرار میدهد كه این خود گامی استوار به سمت تعمیم قدرت سیاسی به لایههای پایینتر از آن چیزی است كه در وصیت ملك عبدالعزیز به صورت تاریخی مشهود بوده است.
از سوی دیگر آینده این جهان به گونهای است كه طبقه متوسط به سرعت واجد معرفتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شده است و در پی آن به صورت كاملا مطالبهگرانه خواستار مداخله در سرنوشت خویش است و نقش مشروعیتبخش خود را برای نظامهای سیاسی خود تقویت كرده است. بر پایه چنین مقدماتی ایران پس از انقلاب نظامی را شاهد است كه پایههای حاكمیت و اقتدار ملی خود را بر محور دموكراسی در قالب حاكمیت بخشیدن نهادهای مردمی و انتخاباتی قرار داده است. این سطح از دموكراسی در ایران مشخصا در چهار سطح مدیریت كلان تا مرحله مدیریتهای خرد هم تعمیم داده شده و هم نقش مشخصی برای آن تعیین شده است. در موضوع انتخاب رهبری از طریق خبرگان، تشكیل پارلمان از طریق نامزدهای مستقل مورد اقبال مردم، انتخاب رئیسجمهور از طریق رای شهروندان ایرانی و انتخابات شوراها در گستره ایران در بیش از هزار شهر و 50 هزار روستا هم دلالت بر نقش تعیینكننده مردم و مشروعیتبخشی رای آنها در نظامهای مدیریتی دارد كه البته در رأس چهار سطح مدیریتی فوقالاشاره پارلمان مهمترین نهاد و شفافترین جایگاه برای نشان دادن مشروعیت مردمی نظام است، چرا كه قوام خود را از تاییدیه مردم و پذیرش عرف سیاسی جامعه دریافت میكند. در قانون اساسی ما جایگاه پارلمان به صورت منیع و رفیع مورد توجه و تاكید قرار گرفته است، حتی فصولی از قانون اساسی كه بر پایه اختیارات مطلقه ولی فقیه تعریف میشود، معمولا چون ولی فقیه خود را مؤید از ناحیه شرع و مورد اقبال از ناحیه مردم میداند نوعا سیاستهای فراقانونی خود را به گونهای جاری و ساری میسازد كه خواست اكثریت مردم تامین شود و مردم نسبت به آن تصمیمات، حس مشترك و مثبتی را پیدا كنند.
سنت تاریخی سه دهه پارلمان در ایران در قالب برگزاری هفت انتخابات به خوبی دلالت بر پایداری مردم و مسوولان بر حفظ چنین مشروعیتی است كه همه چیز نظام به او وابسته است. متاسفانه رفتار مجریان و ناظران انتخابات اخیر نظم و تسلسل تاریخی انتخابات پارلمان ایران را به هم زده و حداقل در مقدمات امر برای حضور افراد مورد اعتماد بخش عمدهای از جامعه كه ذیل عنوان اصلاحطلبان هویت خود را به مردم نشان دادهاند سد و مانع ایجاد كردهاند. مرحله اول انتخاباتی كه از سر گذراندیم گامی به شدت ناقص و حداقلی بود. رقابت برای یك سوم كرسیهای پارلمان نظم تاریخی انتخابات را بر هم زده و بر پیكره مشروعیت و اعتماد مردم لطمه جبرانناپذیری وارد كرد؛ چرا كه انتخابات نمایشی از قدرت و نشانگر میزان مشروعیتی است كه شهروندان برای نظام خویش قائلند. اصلیترین مكانیزم شكلدهنده رقابتهای سیاسی در یك نظام انتخابات است كه معالاسف دو سوم جامعه سیاسی ایران به صورتی عامدانه از حق انتخاب نمایندگان مورد اعتماد خود باز داشته شدند و عملا رفتار جمعی آنها كه میتوانست عمق مشروعیت را برای نظام افزون كند و در قالب یك قدرت ملی ظاهر شود، با عملكرد سوءتفاهمبرانگیز و مسئلهدار مجریان و ناظران انتخابات مخدوش شد.
این اتفاق ناخوشایند باید هشداری تكاندهنده و علامت بسیار خطرناكی برای كسانی باشد كه نسبت به آینده این كشور علاقهمندند و نسبت به آموزههای حضرت امام دلنگران! رهبران سیاسی، رهبران احزاب و رهبران ملی باید بیشترین دغدغه خود را برای بازگرداندن ارابه حاكمیت كشور بر پایههای مشروع و مدنی مردم بهكار ببندند.
|