تبليغاتX
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی خرداد خرداد88
 
 
 
   
 
 

آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با انتقاد شدید از سیاست‌های کنونی حاکم بر اقتصاد ایران، افزایش وابستگی اقتصادی کشور به درآمدهای نفتی و روند کند تقویت بخش خصوصی را از اصلی‌ترین موانع تحقق سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی دانست. بخش‌هایی از مباحث طرح شده در سخنان اخیر آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی كه در گفت‌وگو با خبرگزاری موج مطرح شده در پی می‌آید:
اجرای اصل 44 قانون اساسی و سیاست‌های ابلاغی، از زمانی كه تصمیم گرفته شد تاكنون، چه در خصوص تصمیم‌هایی كه در دولت باید گرفته شود و چه در مجلس با چالش‌های عمده‌ای مواجه شده است. به نظر می‌رسد این چالش‌ها، مشكلاتی را در پی خواهد داشت كه در هر صورت باید راهكاری اندیشیده شود كه از این فضای چالشی خارج و تبدیل به یك فرآیند عملیاتی شویم. به نظر شما چه راهكارهایی باید مد نظر قرار گیرد تا از این فضای چالشی خارج شویم؟
از جمله نكاتی كه طراحان این بحث مد نظر داشتند، همین بوده كه سیاست‌های جدید در قانون برنامه‌های پنج‌‌ساله تبدیل به قانون شود. البته سیاست‌ها به خودی خود قانون اجرایی نیستند، بلكه احكامی‌اند كه قانون در آنها شكل می‌گیرد. اجرای برنامه پنج‌ساله چهارم (كه سیاست‌هایش را مجمع تصویب كرد) بخشی از آن به دست دولت، بخشی دست قوه قضائیه و بخشی هم به عهده قوه مقننه بوده است. اگرچه ما از اجرای این سیاست‌ها به طور كامل راضی نبوده‌ایم، اما بخش زیادی را تحقق داده بود. این تعبیری كه شما كردید، درست همان تعبیری است كه رهبری به آن اشاره نموده‌اند. در جلسه‌ای كه سران سه قوه با من خدمت ایشان داشتیم، فرمودند: من از این اقدام (اجرا شدن اصل 44) انقلاب اقتصادی را مد نظر داشته‌ام، منتها با دولت و مجلس آن زمان نتوانستیم آن را به نتیجه برسانیم.
اما چرا وقتی این سیاست‌ها نوشته شد، تحقق پیدا نكرد؟
ما وظیفه داریم هر جا كه برنامه‌ها با سیاست‌ها مطابقت ندارند، به عنوان ناظر جلوی آن را بگیریم. ما برنامه چهارم را تا حدودی قبول داشتیم، لذا مخالفتی نكردیم و فكر می‌كنیم از این به بعد با توجه به لایحه‌ای كه دولت به مجلس فرستاد، مجلس هم چیزهایی را تصویب كرد، اشكالاتی را هم شورای نگهبان داشت، ما هم موارد عدم‌توافق را مشخص كردیم. مشكلات كوچكی بود كه از آنها صرف‌نظر كردیم و هشت یا 9 مورد را وارد دیدیم. این منوال برای وضعیت موجود است. برای برنامه پنجم توسعه سیاست‌ها در حال تدوین است. دولت هم با شعارهایی كه داد، با برنامه چهارم زیاد موافق نبود، اكنون باید خودش برنامه پنجم را بنویسد. سیاست‌های كلی برنامه را باید ما تهیه كنیم و به مقام معظم رهبری بدهیم كه ظرف یكی دو ماه آینده وقتی سیاست‌ها به صحن علنی بیاید و پس از كار كردن روی آنها، منطبق بر اصل 44 و سند چشم‌انداز و سایر سیاست‌های كلی نظرات را می‌دهیم.
ملاك‌های اقتصادی برنامه پنجم توسعه از نظر شما باید چه رویكردی داشته باشد؟
بالاخره محور اصلی اصل 44 قانون اساسی، خصوصی‌سازی است. صدر اصل 44، كارهای عمده نظام را به عهده دولت گذاشته بود، منتها ذیل آن نوشته شده كه اگر این سیاست‌ها باعث شود كه دولت به عنوان سهامدار بزرگ مطرح شود، باید از آن جلوگیری كرد. تعبیر این است كه تا آنجایی معتبر است كه اولا برای كشور مفید باشد و ضرری نداشته باشد، ثانیا دولت تبدیل به یك كارفرما و سرمایه‌دار بزرگ نشود و رهبری نیز تاكید كردند كه ذیل اصل 44 را تفسیر كنید. یعنی اگر دولت نخواهد این‌طور باشد، چه كارهایی باید صورت بگیرد؟ما بررسی كردیم و دیدیم انحصاراتی كه به دولت داده شده، نمی‌تواند اقتصاد را شكوفا كند و راه را برای رفع انحصار باز كردیم. رهبری از ما یك مقدار جدی‌تر بودند و در نامه‌ای به بنده نوشتند كه نظر من این است كه دولت به‌جز كارهایی كه مربوط به حوزه حاكمیتی است، فعالیت‌های اجرایی انجام ندهد و بیشتر جنبه حاكمیتی داشته باشد. نظر ایشان هم این بود كه این اتفاق سریع بیفتد، ما پس از بررسی‌ها به این نتیجه رسیدیم كه نمی‌شود به صورت فوری این امور محقق گردد، چون بخش خصوصی توانایی انجام بسیاری از كارها را ندارد و توانمندی‌های لازم به وجود نیامده. خیلی از كارها را اگر دولت خود اقدام نمی‌كرد مشكلات مردم حل نمی‌شد، كارهایی مثل راه، گازرسانی و... كه نیاز مردم است، به تعویق می‌افتد. لذا ما پیشنهاد دادیم كه سالی 20 درصد از سهم دولت در اقتصاد كاسته شده و ایشان هم قبول كردند و كوتاه آمدند. نتیجه این تصمیم دو كار بود: یكی اینكه شركت‌هایی را كه دولتی هستند، به بخش خصوصی واگذار كند، دوم اینكه بخش خصوصی هم وارد عرصه طرح‌های جدید شده و مثلا در راه‌اندازی پالایشگاه‌ها، اتوبان‌ها و... اقدام نماید. منتهای مراتب مشكل اول كه واگذاری است راحت‌تر است اما تاكنون دولت در این زمینه موفق نبوده است و نتوانسته به تعهدات خود در این زمینه عمل كند. علنا بخش خصوصی هم وارد عرصه نشده و برخی شركت‌ها آمده‌اند و در عرصه واگذاری‌ها حضور داشته‌اند ولی باید طوری این اتفاق بیفتد كه بخش خصوصی جای تمام شركت‌های دولتی را بگیرد. بخش خصوصی ما یا توانمند نیست یا هنوز اعتماد لازم را پیدا نكرده تا وارد مرحله‌ای شود كه به تولید بپردازد، البته شاید این بخش احساس می‌كند آن آزادی‌هایی كه باید در بخش اقتصاد وجود داشته باشد وجود ندارد. از طرفی سرمایه هم به صورت موجود وجود ندارد و یا باید از خارج بیاورند یا باید از بانك‌ها طلب كنند و این خود تعهداتی را در پی دارد، لذا باید زمینه خصوصی‌سازی مهیا گردد كه البته این مسیر باید به صورت جدی‌تر در برنامه پنجم به اجرا درآید.
طی دهه‌های متمادی بخش خصوصی ما تحت تأثیر حاكمیت و مدیریت دولتی، قادر به ایفای نقش درخور و مستقل خود نبوده است و بنا بر اعتقاد برخی از صاحبنظران، اقتصاد ایران همواره دولتی یا شبه‌دولتی بوده است. برای اینكه این بخش قادر به ایفای نقش موثر و مورد انتظار خود در سایه اجرایی شدن اصل 44 قانون اساسی باشد، چه ساز و كاری را باید فراهم كرد؟ به تعبیر بهتر موانع فرهنگی حضور بخش خصوصی در عرصه واگذاری شركت‌های دولتی چیست؟
یكی از موانع فرهنگی فضای روانی است كه در جامعه انقلابی ما وجود دارد. بعضی تصورشان بر این است كه هر كسی كارهای بزرگی انجام می‌دهد طاغوتی و اشرافی است اما اگر همین افراد به‌طور مخفی فعالیت كنند و یا با در بانك گذاشتن پول‌هایشان در عرصه تولید وارد نشوند و به سفته‌بازی بپردازند از دید آنها ایرادی ندارد، اما وقتی آن پول تبدیل به كارخانه شد بعضی نمی‌توانند تحمل كنند و شأنی برای آن صاحبكار قائل نمی‌شوند. برای این منظور ما برای خلق ثروت قانونی ارزش قائل شده‌ایم و باید كارهایی انجام دهیم تا این نگرش در بین مردم ترویج گردد. اگر مردم ما بفهمند كسی كه كارخانه‌ای تولید كرده یا پالایشگاهی را به راه انداخته و یا جاده‌ای را برپا كرده ‌اینها جزء سرمایه‌های مملكت به حساب می‌آید و در این سرزمین برپا گردیده، بسیاری از مشكلات حل می‌شود، در صورتی كه اگر این مسائل به وجود نیاید پول نقد خیلی راحت‌تر به خارج از كشور منتقل می‌گردد. نكته مهم این است كه ما بتوانیم افرادی كه پولدار هستند را وارد عرصه تولید كنیم. شما مشاهده كنید در دولت جدید، بسیاری از نیروهای جوان بر سر كار آمده‌اند و افراد قدیمی در كنار قرار گرفته‌اند. از آنجا كه این افراد سال‌ها تجربه دارند و از لحاظ فكری و عقیدتی پایبندی به نظامشان ثابت شده است، از طرف دیگر متفكر و كوشا هستند از دولت خارج شده‌اند و بیرون از آن فعالیت می‌كنند. این افراد می‌توانند بخش خصوصی را فعال كرده و به صورت مشاوره‌ای و گونه‌های مختلف دیگر وارد عرصه شده و كارهای بزرگ را انجام دهند. این امر در همه جای دنیا اتفاق می‌افتد، زیرا این افراد شناخته‌شده‌اند، مورد اعتمادند و امین هستند و به‌خاطر داشتن تجربه راحت می‌توانند فعالیت‌های بزرگ را انجام دهند، لذا با این افراد می‌توان بخش خصوصی نیرومند انقلابی را شكل داد ولی این افراد هم ترس این را دارند كه انگ سرمایه‌دار و طاغوتی و دنیاپرست به آنها بخورد، بنابراین معمولا وارد نمی‌شوند.
اقتصاد ما نگرش به سمت نفت را دارد. شما خودتان چندین بار پیرامون اهمیت آب یا ترانزیت و حمل و نقل به عنوان منابع اقتصادی مسائلی را طرح كرده‌اید. به نظر حضرتعالی اگر این مسائل به‌خوبی طرح شود آیا جذب سرمایه و اشتیاق به سرمایه‌گذاری بیشتر نمی‌شود و مردم از حالت تك‌نگری خارج نمی‌شوند؟
این مسائل قطعا برای ما مقدور است. می‌توانیم خودمان را از نفت رها كنیم. در این مسئله رهبری خیلی زودتر به این فكر بوده‌اند و در همین بحث اصل 44 ایشان تاكید بسیار جدی داشتند كه اقتصاد كشور را از نفت سریعا جدا كنیم، اما ما دیدیم به خاطر برخی شرایط نمی‌توانیم به سرعت از اقتصاد نفتی جدا شویم و ده سال فرصت داریم تا سالی 10 درصد از نفت منفك شویم. ما اگر سه سال پیش شروع كرده بودیم با سالی 10 درصد می‌توانستیم از نفت جدا شویم اما اگر الان بخواهیم شروع كنیم باید با سالی 15 درصد خودمان را از نفت رها كنیم. روال بودجه كشور بر اساس پیشنهاد دولت 15 درصد نفتی‌تر شده است. تازه در مجلس بسیاری مواد و تبصره اضافه می‌شود كه این میزان را افزایش می‌دهد. اگر بخواهیم از نفت رها شویم، می‌توانیم. یكی از راه‌های رهایی از نفت توسعه صنایع زیرمجموعه نفت است، مثل پتروشیمی. حتی برای ذغال‌سنگ این اتفاق افتاد و در اصفهان با ساختن پالایشگاه قطران از مواد غیرقابل استفاده و ضایعات ذوب‌آهن فرآورده‌های ارزشمندش را تولید كردیم. برای ما راحت است كه از نفت موجود كار، شغل و صنعت خود را رونق دهیم. اگر ما این كار را نكنیم بعد از مدتی مجبور می‌شویم همین محصولات را از كشورهای دیگر بخریم و در حقیقت آنها نفت خام ما را ارزان تهیه می‌كنند و چند برابر قیمت به خودمان می‌فروشند. ما به دلیل اینكه سرمایه‌اش را داریم، نیروی انسانی داریم، تقاضای آن را هم داریم، از طرف دیگر بازار فروش آن را داریم، فقط باید در این عرصه وارد شویم و نفت را به عنوان سرمایه به اندازه نیاز بفروشیم و بیشتر در عرصه فرآورده‌های جانبی به‌كار‌گیریم تا نسل‌های بعدی ما هم بتوانند از این سرمایه خدادادی استفاده كنند و كشور به سمت صنعتی شدن حركت كند. این كارها سخت نیست تنها همت بلند می‌خواهد. ساختن اقتصاد كشور با شیوه گداپروری جواب نمی‌دهد و لذا باید در عرصه تولید قدم‌های مهم و اساسی ‌برداریم.
برای جلوگیری از انحراف و فساد اقتصادی ناشی از عملكرد‌های اقتصادی دولتی، تعاونی و خصوصی چه اقدامات فرهنگی – اجتماعی باید صورت پذیرد؟
بیشترین فساد اقتصادی در بخش دولتی است و آن به خاطر وجود رانت است. در بخش خصوصی كه رانت‌دهنده وجود ندارد و چون باید بر اساس همت و تلاش خود فعالیت نماید اگر بخواهد رانت هم بگیرد از دولت رانت بگیرد. اگر دولت سالم باشد و راه را درست نماییم، این فسادها هم به‌وجود نمی‌آید، زیرا كه رانت‌های دولتی هم خطرناك است و هم سنگین و هم از اموال عمومی و بیت‌المال است. اگر در بخش خصوصی كسی خلافی كرد، می‌توان با لحاظ كردن شرایط قانونی از تخلفات جلوگیری كرد. دفاتر اسناد را ملاحظه كنید، مرحوم داور كه عدلیه جدید را درست نمود این سیستم دفترخانه را ترویج كرد. الان اگر معامله‌ای بخواهد صورت بگیرد، ظرف یكی دو ساعت ثبت می‌شود و طرفین معامله به‌راحتی و با رضایت هم حق‌التحریر را پرداخت می‌كنند و هم كارشان به سرعت و دقت انجام شده است. این دفاتر علاوه بر گرفتن هزینه‌های مرتبط، مالیات دولت را هم می‌گیرند. مزیت این دفاتر این است كه در بخش خصوصی است و با دو سه نفر كارمند اداره می‌شود، اما اگر این دفاتر در دست بخش دولتی بود، قطعا ادارات مفصل و پیچیده تشكیل می‌شد. وقتی دولت توزیع خودش را كوپنی می‌كند، كوپن تقلبی وارد می‌شود، بازار سیاه به‌وجود می‌آید و تبعات بعدی به وجود می‌آید. مثلا همین قاچاق در كشور كه مشكل‌‌زا است اگر تعرفه‌های واردات با ساز و كار مشخص معلوم باشد كه قاچاق به‌وجود نمی‌آید. اینها یك طرف قضیه است اما طرف دوم كه شاید رعایت این مسائل را ضروری‌تر می‌نماید این است كه مدیران كشور انقلابی و معتقد بوده و به اطلاعات روز آشنا هستند اما به خاطر نداشتن ساز و كار مناسب، طبیعت كار به این امور سوق داده می‌شود.
وقتی سند چشم‌انداز ابلاغ و بعد برنامه چهارم نوشته شد و بعد هم سیاست‌های اجرایی شدن اصل 44 ابلاغ گردید، در ساختارهای كشور مشاهده می‌كنیم كه كشور احتیاج به تحول ساختاری دارد و به نظر می‌رسد در برنامه پنجم با الزامات اجرایی سیاست‌ها، جایی برای تحول ساختاری در نظر گرفته شود. نظر حضرتعالی در این باره چیست؟
ما برای ساختار اداره كشور سیاست‌هایی نوشته‌ایم، ولی تاكنون توسط رهبری ابلاغ نگردیده. در آن سیاست‌ها بخشی از اداره كشور حكومتی است و قسمت اعظم اداره كشور به عهده بخش خصوصی است و در مواردی مشترك است البته باید الزامات این سیاست‌ها تدوین گردد و پس از تصویب به دستگاه‌ها ابلاغ شود.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
   
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

ثمره هاشمی که عصر روز شنبه در دومین همایش ملی روابط عمومی‌های دستگاه‌های اجرایی با عنوان «خدمات دولت مردمی، چالش‌های اطلاع‌رسانی» سخنرانی کرد، در ابتدا سلام گرم  احمدی‌نژاد را خطاب به حضار ابلاغ کرد و افزود: «رییس‌جمهور مایل بودند در این مراسم حضور پیدا کنند ولی گرفتاری‌ها اجازه نداد».

وی با بیان این ‌که روابط عمومی‌ها باید اطلاع‌رسانی واقعی کنند و در حفظ امانت بکوشند، گفت:« ظرفیت روابط عمومی‌ها و وظایفشان یک ودیعه است که باید حفظ شود».

مشاور رییس‌جمهور هم‌چنین با بیان این ‌که ادارات و سازمان‌ها همه خدمتگزار مردم هستند، اظهار کرد: «اما خیلی از گرفتاری‌های مردم مربوط به این می‌شود که از وظایف وزارت‌خانه‌ها و سازمان‌های دولتی به طور کامل   اطلاع ندارند که این امر باعث سردرگمی می‌شود؛ در حالی که جزو حقوق مسلم مردم است که بدانند خدمتگزارانشان چه وظایفی دارند و در واقع یکی از کارهای مهم در این عرصه، تشریح وظایف سازمان‌ها و ادارات دولتی برای مردم است».

وی با بیان این ‌که مردم حقوقی دارند که باید پرداخت شود اظهار کرد:« ادای وظیفه از سوی وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها در واقع استیفای حقوق مردم است».

ثمره هاشمی در ادامه یکی دیگر از مسائل مهم در این عرصه را آموزش دانست و گفت: «باید مردم را آموزش داد و آنها را با امور آشنا کرد».

وی تصحیح اطلاعات غلط و کامل‌کردن اطلاعات ناقص را یکی دیگر از وظایف روابط عمومی‌ها دانست و گفت: «مساله‌ مهم دیگر این است که از ابزار تبلیغاتی مناسب با توجه به موضوع تبلیغ استفاده کنیم، مثلا در اطلاع‌رسانی درباره یک مساله مهم نباید از رسانه‌ای استفاده کرد که مخاطبش محدود است و یا این‌که محدود منتشر می‌شود؛ باید رسانه‌ای قوی‌تر را انتخاب کرد؛ یعنی انتخاب نوع رسانه با محتوایی که می‌خواهیم تبلیغ کنیم دارای اهمیت زیادی است و این دو رابطه‌ مستقیم با هم دارند».

ثمره هاشمی با بیان این‌ که باید توجه کنیم اطلاعات و اطلاع‌رسانی یک امر مستمر است و در امر اطلاع‌رسانی نباید فقط به یک رسانه محدود بود، بلکه باید از رسانه‌های مختلف استفاده کرد، گفت: «فکر نکنیم مثلا اگر اطلاعات را به یک رسانه دادیم، دیگر آن اطلاعات به صورت گسترده منتشر شده است، بلکه باید از رسانه‌های مختلف و از اطلاع‌رسانی مستمر استفاده کرد».

مشاور ارشد رییس‌جمهور، بر اهمیت ارتباط کلامی با مردم نیز تاکید کرد و گفت: «گاهی اوقات مردم نمی‌دانند چه می‌گذرد؛   در صورتی که خیلی از اتفاقات و کارها صورت گرفته و مردم اطلاعی ندارند و این شرایط فرصت را برای ترویج شایعات فراهم می‌کند».

وی همچنین اظهار کرد: «وقتی اطلاعات ناقصی داریم یا اشراف کامل به موضوع نداریم، چه لزوم و اجباری وجود دارد که مصاحبه کنیم، می‌توانیم بگوییم «اطلاعات کامل ندارم» و در واقع باید از مصاحبه و اطلاع‌رسانی‌ای که مبتنی بر اطلاعات کامل نیست پرهیز کنیم و بگوییم وقتی اطلاعاتمان کامل شد، مصاحبه می‌کنیم».

مشاور رییس‌جمهور هم‌چنین گفت: «ممکن است یک رسانه موضوعی را ناقص مطرح کند و دیگر رسانه‌ها نیز به دنبال آن، آن را منتشر کنند که این امر بستر شایعه‌سازی را فراهم می‌کند، روابط عمومی‌ها باید در این موقع وارد کار شوند و با اطلاع‌رسانی شفاف مانع ایجاد شایعه شوند».

وی هم‌چنین گفت: «برخی اطلاع‌رسانی‌ها نیز خلط مبحث است؛ مثلا می‌گویند پول نفت را بر سر سفره مردم می‌آوریم. اول این‌که کجا چنین قولی داده شد و بعد این‌ که دولت درآمدی را که از نفت به دست می‌آید بر اساس قانون مصرف می‌کند، یکی از منابع دولت نفت است و مشخص است کجاها مصرف می‌شود و یک چیز نامعین نیست و بخش مهمی از درآمدهای نفتی صرف کارهای عمرانی و یا واردات مواد ضروری، یا دیگر هزینه‌ها می‌شود».

ثمره هاشمی هم‌چنین گفت:« بعضا به خاطر خلا اطلاعاتی مساله‌ای مطرح می‌شود، در صورتی که اطلاع‌رسانی باید شفاف باشد، گاهی اطلاع‌رسانی شفافیت لازم را ندارد و این امر باعث رواج شایعه می‌شود و برخی هم از این فضا برای ایجاد شائبه در ذهن مردم استفاده می‌کنند».

مشاور ارشد رییس‌جمهور در ادامه با بیان این ‌که در استان‌ها کارهای بزرگی شده و سفرهای استانی یک نعمت بزرگ برای ملت و دولت است، گفت: «هر جا می‌رویم می‌بینیم کارهای عمرانی انجام شده و مردم خود در جریان امور هستند و در واقع خود مردم درگیر ماجرا شده‌اند، حتی   در روستاها و بعضی اوقات نیز نظراتی در جهت تسریع کارها ارائه می‌دهند».

وی افزود: «در واقع مردم دولت را از خود می‌دانند و در کارها احساس مشارکت می‌کنند و این از مصادیق عدالت است؛ چرا که دولت برای همه و در خدمت همه است».

ثمره هاشمی با بیان این که معتقدیم گرفتاری‌ها و مشکلات کشور باید مورد توجه قرار گیرد و رفع شود، افزود: «همان‌طور که گفتم اکنون مردم شهرهای مختلف حساس شده‌اند و در جاهای مختلف دیدگاههای اصلاحی‌شان را برای حل امور می‌دهند؛ یعنی در واقع ذهن مردم فعال شده و طرح و پیشنهاد می‌دهند؛ ولی بعضا می‌بینیم که کارهایی که انجام شده آن طور که شایسته است برای مردم تشریح نمی‌شود. چه اشکالی دارد بخشی از هر وزارتخانه کارهایی را که در استان‌ها کرده رصد کند و به اطلاع مردم برساند».

وی گفت:« وقتی مردم از کارهایی که صورت گرفته مطلع می‌شوند و به آنها اطلاع می‌رسد خوشحال و به آینده امیدوار می‌شوند».

مشاور رییس‌جمهور ادامه داد:« بعضی از روابط عمومی‌ها در استان‌ها و شهرستان‌ها بضاعت محدودی دارند و برخی از روابط عمومی وسعت امکانات دارند که آنها باید حواسشان باشد که عدالت را اجرا کنند».

وی خطاب به روابط عمومی‌ها گفت: «رسانه‌هایی را که صادق و پاک هستند، خدمت می‌کنند و خوش‌نام و پرمخاطب‌اند، انتخاب کنید».

ثمره هاشمی افزود: «برخی وزارتخانه‌ها و روابط عمومی‌ها حجم عظیمی از اعتبارات را دارند و باید در مصرف آن مراقبت کنند؛ به نحوی که عدالت، صداقت و امانت رعایت شود».

بر اساس این گزارش صبح روز شنبه دومین همایش ملی روابط عمومی‌های دستگاه‌های اجرایی با سخنرانی برخی از وزرا و اعضای شورای اطلاع‌رسانی دولت از جمله غلامحسین الهام، صفار هرندی، متکی، جهرمی، مشایی و ... برگزار شد.

طبق اعلام قبلی قرار بود رییس‌جمهور بعد از ظهر در این مراسم سخنرانی کند که به جای وی ثمره هاشمی حضور یافت.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

از «مافیا و آقازاده‌ها» تا امیراحمدی و تغییرات کابینه

آن گونه که پایگاه اطلاع‌رسانی دولت اعلام کرده دکتر محمود احمدی‌نژاد در دیداری كه از ساعت 9 شب دوشنبه آغاز شد و تا 2.5 بامداد روز سه‌شنبه ادامه پیدا کرد؛ در جمع دانشجویان بسیجی دانشگاه‌های مختلف اظهاراتی را با محوریت «مبارزه با مفاسد اقتصادی» مطرح کرد.

این دیدار به واسطه اخبار جسته و گریخته‌ای که توسط وبلاگ‌های برخی از دانشجویان حاضر در نشست مزبور منتشر شد و همچنین به دلیل عدم انتشار متن اظهارات رئیس‌جمهور توسط شورای اطلاع‌رسانی دولت، با حساسیت رسانه‌ها مواجه گشت. در این میان، وبلاگی تحت عنوان «عدالت» بخشی از اظهارات رئیس‌جمهور را منتشر کرد که در برخی از سایت‌ها (از جمله سایت فردا) نیز منتشر شده است.

گفتنی است در این دیدار آقایان پرویز داودی معاون اول رئیس جمهور، غلامحسین الهام وزیر دادگستری، اسفندیار رحیم مشایی رئیس سازمان میراث فرهنگی، چمران و جمعی از مشاوران و معاونین رئیس جمهور نیز حضور داشتند و دانشجویان نیز نظرات خود را مطرح كردند.

متن کامل این نشست را اینجا مطالعه فرمایید.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

«اگر فرزند آقاي هاشمي نبودم دستم براي کار سياسي بازتر بود.» مهندس مهدي هاشمي رفسنجاني گرچه عضو هيچ يک از احزاب کشور نيست اما سياست ورزي حرفه يي است. علاوه بر اينکه ظرايف بازي سياسي در ساختار جمهوري اسلامي را به خوبي مي شناسد اما منويات سياسي خود را در قالبي مدرن عرضه مي کند. نگاهش به پديده انتخابات علمي است. شايد تنها کسي باشد که پس از انتخابات رياست جمهوري به تحقيق و آناليز نتايج پرداخته است و امروز با اتکا به آمارهاي دور اول و دوم انتخابات 84 قادر است پيش بيني دقيقي از احتمالات مختلف در انتخابات رياست جمهوري سال آتي ارائه دهد. او پس از سال ها حضور در جبهه، دانشگاه و مديريت کلان در وزارت نفت و دو دوره فعاليت نفس گير انتخاباتي در ستاد پدر (رياست جمهوري نهم و خبرگان چهارم ) حالا مشغول تحصيل در مقطع دکتراي رشته انرژي است.

---

- پيش بيني شما از انتخابات آينده درباره نامزدها چيست؟ به نظرتان چه اتفاقي مي افتد؛ ائتلاف يا خرد شدن آرا؟ در صورت ائتلاف فکر مي کنيد هر کدام از احزاب چه کسي را کانديدا کنند؟

به نظر من آقاي احمدي نژاد قطعاً در انتخابات بعدي حاضر مي شود و حق ايشان هم هست که حاضر شوند. پس اصولگرايان يک کانديداي مشخص دارند. از اينجا به بعد اصولگرايان به اصلاح طلبان نگاه مي کنند. اگر آقاي خاتمي وارد ميدان شود حتماً همه اصولگرايان حول آقاي احمدي نژاد متحد مي شوند و کانديداي ديگري نمي آورند، ولي اگر غير از آقاي خاتمي هرکس ديگري کانديدا شود، اصولگرايان با دو يا سه نفر مي آيند و حتماً هم در اين صورت در اردوگاه اصلاح طلبان دو يا سه کانديدا حاضر خواهند شد.

- در ايران رفتارهاي سياسي احزاب مبتني بر نگاه به رفتارهاي طرف مقابل است. اين اتفاق را چگونه ارزيابي مي کنيد و آيا اساساً معتقديد احزاب سياسي تا چه اندازه بايد در عمل سياسي متاثر از رفتارهاي طرف مقابل باشند؟

اولاً احزاب بايد از جناح مقابل شناخت کامل داشته باشند و از برنامه هاي آنان کاملاً مطلع باشند که بتوانند به موقع عکس العمل نشان دهند. ولي اين بدان معنا نيست که فقط بايد منتظر رفتار حزب مقابل باشند. هر حزبي بايد برنامه منظم و دروني داشته باشد و خود را آماده هر اتفاقي کند و براي هر رفتار سياسي گروه مقابل عکس العملي منطقي و از قبل طراحي شده داشته باشد. نه اينکه تمام برنامه خود را معطوف به فعاليت هاي رقيب کند و دنبال اين باشد که رقيب نقطه ضعفي از خود نشان دهد تا او بتواند از آن استفاده کند. احزاب بايد برنامه داشته باشند و طبق آن برنامه از مردم راي بگيرند. در ايران احزاب به جاي برنامه ريزي فقط منتظر نقطه ضعف رقيب مي مانند. اصلاح طلبان دنبال آن هستند که ببينند اگر رقيب ها با چند کانديدا مي آيند آنها هم با چند کانديدا بيايند و برعکس. به جاي اينکه بروند کار کنند و هرکدام با نيروي قوي و با برنامه کامل براي اداره کشور حاضر شوند که مردم به آن برنامه اقبال نشان دهند.

- آقاي هاشمي اصلاً چه اتفاقي افتاد که ما به فرآيند چند کانديدايي و چند حزبي در سپهر سياسي جمهوري اسلامي رسيديم؟

در تمام دنيا وقتي حزبي شکست مي خورد، افراد در يک سيستم دموکراتيک تغيير مي کنند و جاي خودشان را به افراد جديد يا بهتر بگويم ايده هاي جديد مي دهند. اما در ايران وقتي حزبي شکست مي خورد، همان افراد در حزب بر سر کار مي مانند و افراد و ايده هاي جديد از حزب جدا مي شوند و دست اندرکار طراحي و تدوين يک حزب ديگر مي شوند. همين مساله باعث مي شود پويايي درون احزاب از بين برود. تنها حزبي که مدتي طولاني از اين آفت دور ماند، حزب موتلفه بود.

- چرا اين طور فکر مي کنيد؟

چون آقاي عسگر اولادي وارد يک طبقه حزبي ديگر شد و دبير کل جديد وارد عرصه شد. ولي حزب موتلفه متلاشي نشد چرا که آقاي حبيبي فقط يک فرد جديد نبود، يک ايده جديد بود.

- حالا چطور شد که اين فرآيند دوحزبي، به نتيجه انتخابات 1384 انجاميد؟

دليلش آشکار است چون اولاً چند پاره شدن احزاب به شدت از حجم آراي آنها کاست و چون آقاي احمدي نژاد پشتکار فوق العاده يي داشت، شخصاً برنده انتخابات شد.

- پس آيا ممکن است در اين صورت کسي استدلال کند با اين حساب بهتر است اصلاح طلبان با دو يا سه کانديدا بيايند تا در اردوگاه رقيب هم تکثر کانديدا و تفرق آرا به وجود بيايد؟

خير. اولاً به اين دليل که اصلاح طلبان در صورتي که به ائتلاف روي يک نفر نرسند، هيچ شانسي براي موفقيت ندارند؛ چرا که در اين صورت پايگاه اجتماعي آنها تقسيم مي شود و خيلي از افراد هم به خاطر همين تفرق، پاي صندوق هاي راي حاضر نمي شوند. انتخابات هم حتماً به دور دوم کشيده خواهد شد و حتي ممکن است فقط دو نفر از اصولگرايان به دور دوم بروند.

ثانياً وقتي تعداد کانديداها زياد مي شود فاصله و حجم آرا کم مي شود. در اين صورت امکان حضور دو اصولگرا در دور دوم افزايش مي يابد و نظارت بر پروژه جمع آوري و شمارش آرا، به خاطر اختلاف اندک آرا، بسيار دشوار مي شود.

- برخي اصلاح طلبان معتقدند در چنين شرايطي برنده انتخابات از پيش تعيين شده است و فرآيند رد صلاحيت و عدم امکان صيانت از آرا باعث اين اتفاق مي شود.

انتخابات دو مرحله دارد؛ مرحله تاييد صلاحيت ها و صيانت از آرا. در مرحله اول قطعاً اصلاح طلبان افرادي را دارند که از فيلتر شوراي نگهبان رد شوند. بايد روي آنها سرمايه گذاري کنند. در مرحله صيانت از آرا اصلاح طلبان تاکنون حتي از حق قانوني خود براي نظارت بهره نگرفته اند و روي اين حق پافشاري نکرده اند. در همين انتخابات فعلي که اصلاح طلبان مدعي اند تقلب در آن صورت گرفته، تنها 1200 نفر را معرفي کرده اند براي 4 هزار صندوق. حتي اگر همه اين افراد هم مجاز به نظارت مي شدند، صيانت ممکن نبود. در شهرستان ها که اوضاع بدتر هم بود. اصلاح طلبان بايد فرآيند صيانت از آرا را به عنوان يک پروژه اصلي در کار خود تعريف کنند. در اين صورت به راحتي مي توانند با استفاده از همين قانون فعلي از آراي خود صيانت کنند.

- تاکنون همه گروه هاي سياسي از فضاي خالي ميان وزارت کشور و شوراي نگهبان براي حضور سياسي و صيانت از آرا بهره مي برده اند. اما امروز اين دو نهاد به يک گروه تعلق دارند. به نظر شما اين اتفاق صورت مساله را پاک نمي کند؟

به نظر من فقط روش بازي تغيير کرده است. با روش هاي قبلي نمي توان بازي را اداره کرد. بايد روش جديد انتخاب کرد؛ روش هاي زيادي که بتوان از طريق آنها با همين ظرفيت هاي قانوني موجود به موفقيت دست پيدا کرد.

- با علم به اين تغيير پس چرا در انتخابات رياست جمهوري نهم نتيجه نگرفتيد؟

آن موقع شرايط فرق مي کرد و تجربه امروز را نداشتيم، تجربه چند انتخابات اخير ما را با وضعيت جديد آشنا کرد و حالا مي توان با اشراف به اين شرايط وارد ميدان انتخابات شد.

- پس چرا عده يي معتقدند راهکارهاي پيشنهادي افرادي مثل جنابعالي بيشتر به روياپردازي سياسي شبيه است و هيچ راهي در عمل براي موفقيت وجود ندارد؟

دليلش اين است که بازي جديد زحمت بيشتر و برنامه ريزي دقيق تري مي طلبد. بايد با فکر جديد به ميدان آمد. مثلاً در گذشته احزاب از طريق همان خلئي که اشاره کرديد نظارت را محقق مي کردند اما حالا بايد رفت داخل صندوق ها و نظارت را به عهده نيرو هاي مردمي گذاشت. قبلاً اين کار با 300 نفر ممکن بود. حالا 50 هزار نفر نياز دارد. حزبي که نتواند اين 50 هزار نفر را بسيج کند، نمي تواند وارد اين بازي جديد شود. چنين حزبي اساساً حزب نيست.

- بسيار خب. بر فرض که ناظران پاي صندوق هاي راي رفتند و از آزادي احزاب دفاع کردند. چه تضميني وجود دارد که بعد از آن اتفاقي نيفتد؟

شما اگر آراي تک تک صندوق هاي خود را داشته باشيد و از سهم خودتان در آنها مطلع باشيد، مي توانيد اطلاعات دقيقي از کل آمار داشته باشيد. بدين جهت وقتي به شوراي نگهبان اعتراض مي کنيد يا با استنادات دقيق و آمار قطعي سخن مي گوييد و اعتراض تان را در قالب يک نامه کلي و احساساتي- انتخاباتي بيان نمي کنيد، آن وقت است که حرف زيادي براي گفتن داريد.

- اينکه کار دشواري است. اساساً آيا چنين پتانسيلي در احزاب فعلي وجود دارد؟

بله. اگر حزبي واقعاً به دنبال فعاليت سياسي است و با هدف خدمت به مردم به ميدان آمده، بايد از بسياري از خواسته ها بگذرد. کار دشواري است اما نشدني نيست. نياز به برنامه ريزي صحيح دارد. وقتي جناح راست مجلس هفتم را برد، کار دشواري انجام داد. با انگيزه و نيرو و هدف خدمت آمده بود. اگر آرمان سياسي براي خود متصوريم بايد سخت تلاش کنيم.

- قبل از انتخابات 27تير يعني در انتخابات رياست جمهوري گذشته، جناح راست از نظر خودشان در بدترين وضعيت به لحاظ انشقاق بود. يعني تشکيلاتي به نام شوراي هماهنگي تاسيس کردند که از هم پاشيد. چهار نامزد آمدند و تمام تلاش شان را کردند که حداقل در رسانه هاي رسمي خودشان از قبيل کيهان با هم متحد شوند که اين اتفاق نيفتاد. در اصلاح طلبان هم اين همگرايي رخ نداد. گر چه در مجموع، فاصله آراي اصلاح طلبان بيشتر بود. به نظر شما در اين چهار سالي که با اين دولت جلو آمديم در اين دو طرف چه تغيير جغرافيايي رخ داده است؟

ببينيد مهم ترين بحث در سياست عملي، درک صحيح و درست از موقعيت موجود و مسائل روز است. اين حرف من ممکن است به خيلي ها بر بخورد. اما بايد پذيرفت مهم ترين خصيصه افراد حاضر در صحنه سياست شناخت کامل از وضع سياسي کشور، خواسته هاي مردم و نيازهاي ملي است و جريان ها نبايد از موقعيت خود دچار توهم شوند. دوم خرداد بهترين مثال اين موضوع است. اصلاح طلبان يک طرف بودند و راست يک طرف. اصلاح طلبان چهار، پنج کانديدا داشتند؛ آقاي نوربخش، آقاي حبيبي، آقاي کرباسچي، آقاي محمد هاشمي و آقاي خاتمي. جريان چپ دنبال آقاي خاتمي بود. چون ايشان داراي وجهه خوبي بود همه با هم تفاهم کردند. بقيه احزاب از منافع خود گذشتند و با ايشان ائتلاف کردند و اتحاد را به منافع حزبي ترجيح دادند.

سياست در کشور ما همواره بين دو جريان چپ و راست تقسيم مي شد، اما با نتيجه انتخابات 1384 ثابت شد هر کسي شانس حضور و پيروزي در ميدان انتخابات رياست جمهوري را دارد. به همين اعتبار بسياري از افراد و گروه ها در انتخابات بعدي هم مي آيند و شانس خود را امتحان مي کنند. اين پديده از موانع شکل گيري ساختار حزبي دو قطبي و موجب امتناع از ائتلاف است، چرا که وقتي تمامي گروه ها براي نامزدهاي متوسط خود هم شانس پيروزي قائل باشند جايي براي همگرايي و ائتلاف باقي نمي ماند.

- يعني شکسته شدن ساختار دو حزبي يک جور تشتت به وجود آورده که نمي توان آن را جمع کرد و اين اتفاق مشکلات جديدي در ساحت سياسي پديد آورده است؟

اين اتفاق از انتخابات دور دوم شوراها شروع شد. احزاب با هم تماس گرفتند و حتي نماينده يکي از احزاب به مشارکت اعلام کرد که 12 نامزد از شما و سه نفر از آن گروه، ولي جبهه مشارکت نپذيرفت و قائل به وزن کشي در داخل جريان اصلاحات بود. اما در جناح راست به خاطر همان اتفاقي که در دوم خرداد افتاد، با هم تفاهم کردند و با تفاهم درون گروهي فقط يک ليست ارائه شد که برنده هم شد.

- حالا با توجه به جغرافياي سياسي مملکت واقعاً کدام تصميم به نفع کشور است؟

در چه مورد؟

- اينکه اگر اختلافات را کنار بگذاريم و هر دو جبهه اصلاح طلب و اصولگرا به نامزد واحد برسند بسيار بهتر است تا اينکه اجازه بدهيم از هر گروهي چند کانديدا وارد عرصه انتخابات شوند.

هدف اصلي اين است که اولاً مشارکت مردم در انتخابات بالا برود و ثانياً افرادي وارد اين عرصه شوند که گروه هاي سياسي مرجعي که از آنها حمايت مي کنند و نهادهاي مهمي چون مجلس شوراي اسلامي را در اختيار دارند، مسووليت حضور و عملکرد آنها را بپذيرند؛ نه مثل حالا که اصولگرايان بزرگ ترين منتقد نامزد مورد حمايت خود هستند. به همين خاطر بهترين تصميم اين است که دو گروه اصلي درگير در سياست امروز ايران، هر کدام با يک کانديدا حاضر شوند. اتفاقاً اين تصميم در جهان جديد سياست هم تصميم مدرن تر و کارآمدتري است.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

دعوت ویژه امیر عبدالله پادشاه عربستان سعودی از آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام برای حضور در كنفرانس بین‌المللی گفت‌وگوی وحدت اسلامی را باید به فال نیك گرفت؛ همانگونه كه اجابت این دعوت از سوی هاشمی‌رفسنجانی و نیز واكنش خویشتندارانه رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد در پاسخ به اظهارات عصبی وزیر امور خارجه عربستان سعودی را در اجلاس اضطراری اتحادیه عرب در قاهره باید تاكید تهران بر تنش‌زدایی در روابط تهران و ریاض تفسیر كرد. ایران و عربستان سعودی طی سه دهه گذشته فرازونشیب‌های زیادی را در روابط خود تجربه كرده‌اند، اما آنچه سبب شد تا در پی هر بار نزدیك شدن تنش‌ها به نقطه جوش، رهبران دو كشور به بازسازی روابط مایل شوند، از یك‌سو تدبیرگری آنان بوده و از سوی دیگر موقعیتی كه از حیث جغرافیای سیاسی و ایدئولوژیك تصمیم‌گیران دو كشور را به مصالحه به جای منازعه رهنمون كرده است.
اگرچه تجربه نخستین روابط تهران و ریاض در سال‌های نخستین استقرار نظام جمهوری اسلامی شاهد رقابت‌های منازعه‌آمیز در روابط است ولی فرآیند این تجربه به‌گونه‌ای رقم خورد كه رهبران دو كشور تنش‌زدایی را به جای هرگونه منازعه پذیرفته‌اند؛ حتی اگر رقابت‌های ایدئولوژیك بازتاب‌هایش را در مقاطع و مناطق مختلف منطقه بروز داده باشد.
جالب‌تر آنكه ابتكار بازسازی روابط تهران و ریاض به سمت همكاری به جای منازعه از همان آغاز از سوی دو چهره شناخته‌شده یعنی امیر عبدالله و هاشمی‌رفسنجانی انجام گرفته است. در واقع تاكید این دو در حفظ روال نهادینه‌شده در روابط دو كشور توانسته است بسیاری از ظرفیت‌های بالقوه و بالفعل در احتمال بروز تنش میان دو قدرت اصلی منطقه و بالطبع جهان اسلام را مهار كند. تحولات اخیر لبنان از جمله همان ظرفیت‌هایی است كه قادر است بار دیگر سطح رقابت‌های ایران و عربستان سعودی را به سوی تنش‌هایی رهنمون كند كه «سعود الفیصل» وزیر امور خارجه عربستان سعودی در اجلاس وزیران امور خارجه عرب در قاهره خواستار آن شد و توانست به سرعت توجه تحلیلگران رسانه‌های خبری جهان را به سوی خود جلب كند. این در حالی است كه بحران لبنان علاوه بر دست‌اندازی عوامل بیرونی، متاثر از ساخت سیاسی این كشور است كه ریشه آن را باید در نحوه تعاملات جناح‌های سیاسی لبنانی جست‌وجو كرد. اظهارات سعودالفیصل در قاهره ناشی از عصبیتی قومی- ایدئولوژیك بود كه یكسونگرانه و بدون لحاظ همه عوامل تاثیرگذار در تشدید بحران لبنان و به ترتیبی قبول نقش نیابتی از سوی واشنگتن را در تشدید فشار روانی علیه تهران دنبال می‌كرد. بدیهی است اظهاراتی چنین یكسونگرانه بدون لحاظ تاثیرپذیری صحنه سیاسی لبنان از تحریكات آمریكا، اسرائیل و دیگر بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی، تنها به بحرانی‌تر شدن منطقه‌ای می‌انجامد كه طی قریب سه دهه گذشته هرگز وضع باثباتی را تجربه نكرده است. در این حال تشویق بحران كنونی از سوی هریك از طرف‌ها هیچ آینده معلومی را رقم نخواهد زد؛ به ویژه كه عصبیت‌هایی مانند آنچه وزیر امور خارجه عربستان سعودی از خود بروز داد، تنش‌ها را از سطح رقابت‌های سیاسی به منازعات ایدئولوژیك و قومی هدایت می‌كند. این وضع هیچ نفعی را برای یكایك بازیگران منطقه‌ای (به ویژه ایران و عربستان سعودی) در پی نخواهد داشت جز استمرار بی‌ثباتی و بحران. دعوت ویژه امیر عبدالله از هاشمی‌رفسنجانی آن‌هم در بزنگاه كنونی، ابتكاری است تا بار دیگر معماران روابط نوین ایران و عربستان سعودی با درك موقعیت حساس كنونی به تعامل سازنده برای مدیریت بحران در وهله نخست و بازگشت اوضاع به وضع ثبات تلاش كنند. تهران با خویشتنداری در مقابل عصبیت‌های بروز داده شده از سوی ریاض تمایل خود را برای رفع تنش‌ها به نمایش گذاشت. خویشتنداری تهران نمایانگر همسویی جناح‌های سیاسی ایران در پرهیز از دچار شدن به رفتاری است كه مخالفان روابط دوستانه تهران و ریاض خواستار آن هستند. همچنین دعوت ویژه امیر عبدالله از هاشمی‌رفسنجانی نیز نشان داد كه اصلی‌ترین رهبران عربستان سعودی با خردمندی به رفع تنش‌های اخیر علاقه‌مند بوده و خواستار ابتكارهای تازه برای خروج از این وضع هستند. بنابراین دعوت امیر عبدالله را باید به فال نیك گرفت.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

خبرنگار «تابناک» لحظاتی قبل گزارش داد: سيد مهدي هاشمي، رئيس ستاد تبصره 13 و معاون عمراني وزير کشور، به عنوان سرپرست وزارت کشور منصوب شد.

اين در حالي است كه بحث تغيير وزير کشور، پيش از آغاز انتخابات مجلس شوراي اسلامي آغاز شد که رئيس جمهور نيز اين مطلب را تأييد كرد و در پي جانشيني مناسب براي پورمحمدي بود و به رغم تلاش‌هايي که برخي براي ابقاي پورمحمدي در اين سمت کردند، داودي، معاون اول رئيس‌جمهور، تغيير وزير کشور را حتمي اعلام کرد.
پيش از اين نيز برخي رسانه‌ها، علت تصميم رئيس‌جمهور براي تغيير وزير کشور را ناشي از ناهماهنگي در انتصاب يا برکناري استانداران و فرمانداران و مسئولان اجرايي کشور عنوان کرده‌اند.
سيد مهدي هاشمي، پيشتر به عنوان وزير رفاه کابينه دولت نهم به مجلس معرفي شد که البته نتوانست از مجلس هفتم رأي اعتماد بگيرد.

گفتني است، معاون اجرايي رئيس‌جمهور، مدتي پيش از صدور حکم رحيمي، رئيس ديوان محاسبات به عنوان سرپرست وزارت کشور خبر داده بود که پس از مدتي، از سوي دفتر رئيس‌جمهور تکذيب شد.

همچنين دانش جعفري، وزير پيشين اقتصاد نيز به علت آنچه «ناهماهنگي با دولت نهم» عنوان شد، از سمت وزارت دارايي کشور برکنار شده بود.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

روزنامه «اعتماد ملی» تنها رسانه‌ای از جمع منتقدان دولت بود كه امكان طرح پرسش پیدا كرد. خبرنگار این روزنامه از احمدی‌نژاد پرسید: «شما به عنوان یك شهروند ایرانی نه یك رئیس‌جمهور وضعیت معیشت مردم را چگونه ارزیابی می‌كنید و فكر می‌كنید نسبت به سال‌های گذشته بهبود یافته یا سیر نزولی؟». وی در پاسخ گفت: من فكر می‌كنم وضعیت معیشت سرجمع بهتر از قبل است و این آمار را با توجه به مصرف سرانه اعلام می‌كنم، همچنین قدرت خرید ملی افزایش پیدا كرده است، البته در بعضی بخش‌ها گرانی‌هایی اتفاق افتاده كه ریشه‌هایش را نمی‌خواهم اینجا بیان كنم، در بعضی بخش‌ها هم آن چیزی كه ما می‌خواهیم واقعا نیست. یعنی در این بخش‌ها خارج از توقع است و به بعضی اقشار فشارهایی وارد می‌شود، مثل كسانی كه متقاضی خرید مسكن هستند؛ اما در مجموع قدرت خرید در كشور ما در سه سال اخیر افزایش یافته و فاصله هزینه‌ای دهك‌های پایین با بالا یك مقدار كاهش و بهبود یافته است و این با تخصیص پلكانی، توزیع سهام عدالت و تقویت نهادهای حمایتی ممكن شده است؛ اما اگر می‌پرسید این مطلوب ماست و ما از اینكه قیمت برخی كالاها جهش پیدا كرده خوشحالیم؟ خیر! مطلقا. ما ناراحتیم و همه تلاش دولت این است كه اینها را معتدل كند، ما علاقه‌مندیم قدرت خرید افزایش پیدا كند اما نرخ‌ها افزایش پیدا نكند. اما عواملی خارج از اراده دولت وارد شده كه ما تلاش می‌كنیم آنها را هم ان‌شاءالله مهار كنیم.
رابطه دولت با امام زمان (عج)
رابطه دولت نهم با امام غایب شیعیان، به‌عنوان یكی از بحث‌های روز سیاسی كشور دومین پرسش روزنامه «اعتماد ملی» بود كه احمدی‌نژاد در پاسخ گفت: صحبت من بسیار روشن بود. اینها اعتقادات ماست. حاكمیت و مدیریت كلی جهان به دست خدای متعال است و به اذن خدا در اختیار ولی خداست. من دیدم كه در روزنامه شما و یا از كس دیگری برای من نقل كردند، اما معتقدم خیلی سطحی با این مسئله برخورد شد كه « این را نگویید، اگر بگویید برنج گران می‌شود امام زمان (عج) زیر سوال می‌رود»؛ این چه حرفی است؟! مگر ما معتقد نیستیم كه خدا حاكم بر جهان است؛ پس چرا شر و ظلم وجود دارد؟ این ناشی از عمل من و شماست، نفی حاكمیت خدا كه نیست. من و شما خوب عمل كنیم، همراه شویم با حاكمیت الهی، همه چیز درست می‌شود. یك عده‌ای سوءاستفاده می‌كنند. دولت بوش لشكركشی می‌كند و آدم‌ها را در عراق می‌كشد و صهیونیست‌ها آدم‌ها را در فلسطین می‌كشند، اما این نفی حاكمیت خدا نیست. حاكمیت خدا تمامش خیر است، هدایت است، نور است، عشق است؛ اما ذات بد برخی آدم‌ها شر درست می‌كند. این را باید تفكیك كنیم و این حرف بسیار روشن و متعالی‌ است. اگر شما حاكمیت خلیفه الهی را نفی كنید، این به نفی حاكمیت خدا منجر خواهد شد، این را بدانید.
احمدی‌نژاد گفت: من می‌خواهم یك توصیه كنم، بعضی‌ اعتقادات را در بازی‌های سیاسی وارد نكنند. من یك بحث علمی كردم. اگر كسانی بحث علمی دارند كه این را نفی می‌كند، بیایند و مطرح كنند. دعوا نداریم با هم. توهین و مسخره كردن نباید در كار باشد. یك بحث عمومی است. یك فردی در جامعه آن را مطرح كرده و بسیار هم بنیادی و به آیات الهی و احادیث و منطق روشن متكی است. اگر كسی منطق دیگری دارد و آن را نفی می‌كند، آن را به صراحت مطرح كند ما در دولت تمام وقت مشغول ضرب و تقسیم و حساب و كتاب و بحث كارشناسی و مذاكرات و پیگیری علمی كارها هستیم؛ اما اینكه امدادهای الهی و امدادهای امام عصر (عج) نسبت به جامعه خود و جامعه بشریت را منكر شویم، امامت امام را انكار كنیم، این رفتار چیز خیلی بدی است، من بعضی از آقایان را انذار می‌دهم كه متاسفانه یا متوجه نشدند و یا اطلاعات غلط گرفتند و بی‌محابا وارد شدند و حرفی زدند كه خیلی حرف بدی بود، بعضی درباره ظهور امام زمان اظهارنظر كردند كه « به نظر ما چند صد سال دیگر هم محقق نمی‌شود» این خیلی زشت است. شما چكاره‌اید كه پیش‌بینی می‌كنید؟
وی خطاب به منتقدان خود ادامه داد: بدانید دعوت امام زمان (عج) دعوت به عدالت است و امام زمان (عج) به خوبی، پاكی و خدمتگزاری دعوت می‌كند و هركس به خدا دعوت می‌كند، در واقع به این صفات دعوت می‌كند. ما می‌گوییم مردم بیایید و به سمت حكومت عدالت حركت كنید. حكومت عدالت مال امام است و بیایید تلاش كنیم برای عدالت، پاكی، دوستی و عشق. این حرف‌ها كجایش اشكال دارد. شما اگر حرفی مترقی‌تر از این دارید در دنیا ارائه كنید. پنبه اومانیسم، لیبرالیسم و غیره زده شده است. انتهای حرف آنها كشتار فرزندان فلسطینی، لبنانی و عراقی و غارت ثروت ملت‌ها درآمد؛ اما حرفی كه ما می‌زنیم، حرف تمام پیامبران الهی و صالحان عالم است. احمدی‌نژاد اظهار داشت: اگر كسی خود را رقیب دولت می‌داند، بیاید و كارهای دولت را نقد كند؛ چرا اصول خود را خراب می‌كنید؛ البته خطاب من به شما (خبرنگار) نبود.
دعوت از نامزدهای انتخابات آمریكا به مناظره
مباحث پرونده هسته‌ای و تهدیدات غرب هم از جمله سوالاتی بود كه خبرنگاران رسانه‌های خارجی مطرح كردند و البته احمدی‌نژاد جز تاكید كلی بر حقوق ایران و اعلام آمادگی برای دریافت بسته پیشنهادی 5+1 سخن دقیق دیگری به آنها نگفت. وی همچنین در پاسخ به سوال خبرنگار العالم كه گفت آیا در بسته پیشنهادی ایران مذاكرات مستقیم با آمریكا مد نظر است و اگر بسته پیشنهادی 1+5 متضمن كنسرسیوم مشترك بین ایران و كشورهای دیگر باشد آیا ایران این موضوع را می‌پذیرد یا نه؟ گفت:‌ من گفتم هر كس پیشنهادی به ما دهد ما آن را تحویل می‌گیریم و بررسی می‌كنیم و محدودیتی در اینكه كسی بخواهد حرفی به ما بزند نداریم. ما پیشنهادات را دریافت و آنها را بررسی می‌كنیم و نظرات خود را ارائه می‌دهیم. اصول و معیارهای ما برای بررسی اعلام شده است. وی افزود: اگر به خاطر داشته باشید من سال گذشته طی سفری كه به نیویورك داشتم اعلام كردم حاضرم با بوش در سازمان ملل در رابطه با مسائل جهانی مناظره كنم. امسال هم این را می‌گویم البته او كه دوره‌اش تمام شد و رفت. ما حاضریم با این كاندیداهای ریاست‌جمهوری در رابطه با مسائل جهانی مناظره كنیم. آنها فكر می‌كنند با حرف‌های عجیب و غریبی كه می‌زنند می‌شود دنیا را اداره كرد. ما می‌گوییم در مقابل چشم همه جهانیان بیاییم مناظره كنیم و رسانه‌ها نیز آنها را منتشر كنند تا به این صورت دیدگاه‌ها مطرح شود. این روند به توسعه فضای گفت‌وگو و تفاهم، آرامش در جهان كمك می‌كند.

متن کامل این گفتگو را اینجا بخوانید

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

توجیه نابسامانی‌های اخیر بازار به استناد افزایش قیمت‌های جهانی یا نبود ابزارهای لازم برای تنظیم بازار در شرایطی كه داعیه مدیریت جهانی داریم، پذیرفتنی نیست و امری قابل تامل است.

به نظر می‌رسد میزان گرانی و افزایش قیمت كالاها در بازار داخلی، چندان ارتباطی با افزایش قیمت‌های جهانی نداشته تا بتوان به استناد آن نابسامانی كنونی بازار برخی كالاها را توجیه كرد. مشكل اصلی ناشی از سوء مدیریت در بخش بازرگانی و به طور عام در مدیریت كلان كشور است.

در واقع وضعیت كنونی تولید و بازار ناشی از خود‌محوری در سیاستگذاری‌ هاست؛ چرا كه سیاستگذاران بدون پشتوانه كارشناسی لازم سیاست‌هایی را اتخاذ كرده‌اند كه وضعیت كنونی تولید و عرضه از جمله پیامدهای آن است. سیاستگذارانی كه حتی به هشدارهای كارشناسان مانند نامه 50 اقتصاد‌دان یا صاحب‌نظر‌ان بخش كشاورزی در زمینه پیامد‌های اتخاذ چنین سیاست‌هایی توجهی‌ نكردند.

در شرایطی كه با وجود ضرورت‌های غیر قابل انكار و هشدار‌های كارشناسان، طی سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری لازم در بخش كشاورزی صورت نگرفته یا اقدام قابل توجهی برای افزایش تولید محصولات مختلف به عمل نیامده، دست‌اندركاران بخش، فریب افزایش بارش چند سال اخیر را خورده و به خودكفایی در تولید برخی محصولات كشاورزی دل‌خوش كردند، اما شرایط نامساعد جوی در سال زراعی كنونی، واقعیت‌های ناكار‌آمدی این سیاستگذاری را آشكار كرده‌است به نحوی كه با وجود ادعای خودكفایی یا افزایش تولید برخی محصولات كشاورزی، امسال نیازمند واردات حداقل 6 میلیون تن گندم و مقادیر قابل توجهی جو، برنج و برخی دیگر از محصولات كشاورزی هستیم.

مسئولان وزارت بازرگانی نبود ابزار مناسب برای تنظیم بازار و ناهماهنگی دستگاه‌های مؤثر در تنظیم بازار را از جمله علل نبود توفیق در مهار قیمت‌ها قلمداد می‌كنند اما باید پرسید این وزارتخانه چه ابزاری را در اختیار نداشته كه نتیجه آن نابسامانی كنونی بازار است.

آیا دستگاه‌هایی مانند گمرك، بانك‌های دولتی و غیره از زیر‌مجموعه‌های دولت محسوب‌ نمی‌شوند كه از همكاری نكردن آنها به‌عنوان عامل نبود توفیق در تنظیم بازار یاد می‌شود یا این كه دولت قادر به مدیریت و ایجاد هماهنگی بین دستگاه‌های زیر مجموعه خود نبوده است؟ به نظر می‌رسد مشكلات كنونی بازار تنها به‌دلیل نظام عرضه و تقاضا نبوده و نظام اقتصادی كشور به‌دلیل ناكار‌آمدی مدیران با مشكل مواجه شده است.

بررسی وضعیت تولید، واردات و قیمت كنونی برنج در بازار بیانگر واقعیت‌ تلخ این گونه سیاستگذاری است.

گرچه آمار حدود 2 میلیون تنی تولید برنج در سال زراعی گذشته چندان واقعی به نظر نمی‌رسد اما اگر تولید یك میلیون‌و 600 تا 700 هزار تن برنج در این سال را بپذیریم، برای تامین نیاز 2 میلیون و 250 هزار تنی بازار بر اساس سرانه مصرف 35 كیلوگرم برای هر نفر و 70 میلیون نفر جمعیت كشور، نیازمند واردات حدود 550 هزار تن برنج بوده‌ایم این در حالی است كه در سال‌ زراعی گذشته یك میلیون‌و 600 هزار تن برنج وارد شده و با وجود این، روند افزایش قیمت این محصول نیز سیر صعودی داشته است.

از سوی دیگر تاثیر افزایش قیمت‌های جهانی این محصول در نابسامانی بازار داخلی نیز قابل توجیه نیست چرا كه قیمت هر تن برنج هندی وارداتی كه تا پیش از این 700 دلار بوده با افزایش اخیر قیمت‌های جهانی به هزار تا 1100 دلار افزایش یافته است.

باوجود این و در نظر گرفتن هزینه حمل‌ونقل، واردات و سود معقول واردكننده، قیمت كنونی هر كیلو برنج وارداتی در بازار داخلی باید حداكثر حدود 1500 تومان باشد این در حالی است كه اكنون هر كیلو برنج با‌سماتی درجه یك هندی با قیمت 4 هزار تومان به فروش می‌رسد.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

تازه‌ترین تلاش رسانه‌های وابسته به جناح حاكم برای تخریب چهره‌های محوری و بزرگان نظام و انقلاب با واكنش دفتر رئیس مجلس خبرگان رهبری همراه شد. واكنش دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی پس از آن صورت گرفت كه سایت اصلی حامیان دولت با تقطیع و تحریف بخش‌هایی از مصاحبه‌های درج شده از ایشان در یك كتاب جدیدالانتشار مدعی شد كه رئیس مجلس خبرگان رهبری از ابتدا به موازین جمهوری اسلامی و از جمله ولایت‌فقیه اعتقاد نداشته است. این سایت در گزارشی كه هفته گذشته با عنوان «رفسنجانی: مخالف گنجاندن ولایت فقیه در قانون اساسی بودم»، منتشر كرد، نوشت: «هاشمی رفسنجانی در مجموعه مصاحبه‌های صادق زیباكلام با وی درخصوص نظر خود پیرامون گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی برای اولین بار اظهار داشت: شاید خیلی‌ها ندانند كه وقتی در مجلس خبرگان به بحث ولایت‌فقیه كه توسط عده‌ای مطرح شد، رسیدیم من مخالفت كردم.» این سایت در ادامه گزارش خود به نقل از آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی نوشت: «آقای آذری‌قمی وقتی این اواخر مخالف شده بود، در جلسه گفته بود كه آقای هاشمی در زمان تنفس یكی از جلسات مجلس خبرگان گفته است- تعبیری را از من نقل كرد و من یادم نبود- اینكه شما می‌گویید ولی‌فقیه نمی‌شود، ناصرالدین شاه می‌شود. در بحث‌ها اینگونه بودم. یا مثلا وقتی بحث رهبری مطرح بود، می‌دانید كه قبلا در قانون اساسی ما هم شورای رهبری و هم رهبری تكی داشتیم، وقتی كه می‌خواستیم اصلاح كنیم عده‌ای گفتند كه شورای رهبری نه و فقط رهبری، هم من مخالفت كردم و هم آقای خامنه‌ای مخالفت كردند. من و ایشان در جهت مخالف صحبت كردیم ولی خوب به‌رغم مخالفت ما با حذف شورای رهبری، پیشنهاد حذف رای آورد.» این سایت حامی دولت در ادامه این گزارش نوشت: «مخالفت هاشمی با گنجاندن ولایت فقیه در حالی به صورت رسمی و برای نخستین بار از سوی او بیان می‌شود كه مشهور است اعضای نهضت آزادی نیز از موافقان این دیدگاه بوده‌اند. با این حال، مشخص نیست وی با چه انگیزه‌ای پس از گذشت حدود سه دهه و تثبیت ولایت فقیه به عنوان ركن ركین جمهوری اسلامی، چنین اظهاراتی را مطرح می‌كند؟»

 
تخریب هاشمی پس از آیت‌الله صانعی و خاتمی
انتشار این مطلب از سوی سایت‌های حامی دولت، همزمان با دور تازه تحركات رسانه‌های وابسته به جناح حاكم صورت گرفت كه در مدت كمتر از 10 روز با انتشار مطالب تحریف‌شده و مقالاتی تند، ابتدا آیت‌الله صانعی را به طرح «مواضع غیرفقهی، غیراسلامی و در تضاد با اندیشه‌های امام» متهم كردند و چند روز بعد آقای خاتمی، رئیس‌جمهور پیشین، را متهم به «اتخاذ مواضع ضدملی» ساختند. طبیعی بود كه پس از متهم ساختن یك مرجع تقلید به «مواضع ضداسلامی» و رئیس‌جمهور سابق كه منافع گسترده‌ای را در سطح جهانی ارزانی جمهوری اسلامی كرده به داشتن «مواضع ضدملی»، اینك رئیس مجلس خبرگان رهبری، به‌عنوان نهاد پاسدار جایگاه ولایت‌فقیه به «ضدیت با ولایت‌فقیه» متهم شود. اما همانطور كه آقایان صانعی و خاتمی در برابر این حملات از مواضع خود دفاع كردند، دفتر هاشمی‌رفسنجانی نیز با ارسال توضیحی به این سایت، ادعاهای آن را تكذیب كرد. اما سایت مذكور تا چند روز از انتشار این جوابیه خودداری كرد و در نهایت دیروز و در حالی كه سایت‌های دیگر متن جوابیه را منتشر كرده بودند، حاضر به انتشار آن شد.


متن پاسخ دفتر هاشمی‌رفسنجانی
در متن پاسخ دفتر هاشمی‌رفسنجانی چنین آمده است: پیرو درج مطلبی با عنوان «مخالف گنجاندن ولایت فقیه در قانون اساسی بودم» كه به نقل از كتاب «هاشمی بدون روتوش» در تاریخ 21/2/87 در آن سایت منتشر شده است، خواهشمند است طبق قانون رسانه‌ها نسبت به انتشار این جوابیه اقدام فرمایید تا باعث تنویر افكار عمومی گردد:
1- اعتقاد و وفاداری آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی به ولایت فقیه اظهرمن‌الشمس است. ایشان در طول سال‌های قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همیشه مدافع اصل مترقی ولایت فقیه بودند، هستند و خواهند بود.
2- آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در مجلس خبرگان قانون اساسی حضور نداشتند كه در مباحث و مذاكرات آن شركت نمایند. پس اساس بند دوم مطلب مذكور مخدوش می‌باشد كه ناشی از غفلت گردآورندگان و یا تایپ‌كنندگان است. اصل متن بدین شكل بوده است، در بحث اصلاح قانون اساسی به موضوع ولایت مطلقه فقیه كه رسیدیم، عده‌ای مخالفت كردند، البته كسانی هستند كه الان چیزی می‌گویند كه آنجا موافقت كرده بودند.
3- متاسفانه گردآورندگان كتاب به نقل از خاطره‌ای از آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی به نقل از آقای آذری‌قمی، مطلبی را با عبارت در زمان تنفس یكی از جلسات مجلس خبرگان آورده‌اند كه نمی‌توان هیچ سندی برای آن ارائه كرد و جالب است كه به نقل از آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در همین متن گفته‌اند تعبیری از من نقل كرده بود كه یادم نیست. گردآورنده این كتاب باید توضیح دهد كه این جمله را از كجا به متن اضافه كرده است؟!
4- در مورد نوع نگاه آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در خصوص مباحث ولایت فقیه شما و خوانندگان محترم را به صفحات دیگری از این كتاب ارجاع می‌دهیم كه اتفاقا صفحات 57 تا 74 را شامل می‌شود:
- بر اساس دیدگاه شیعه در زمان غیبت امام زمان (عج) افرادی با شرایط خاص، علمی و فكری می‌توانند همان حكومت ائمه را تشكیل دهند.
- درس‌های امام درباره ولایت فقیه خیلی قبل از سال 50 بوده است و من كه در سال 49 بازداشت شدم یكی از اتهام‌هایم مطلبی راجع به كتاب محصول آن درس‌ها بود كه در نامه‌ای به امام نوشته بودم.
- طرح بحث ولایت فقیه توسط امام (ره) یك درس آكادمیك نبوده است. بحث فقهی است كه نمی‌توانیم در عمل از آن غافل باشیم.
5- آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در صفحه 158 همان كتاب درباره نوع برداشت‌ها از سخنانشان چنین گفته‌اند [برخی قضاوت‌ها] یا سطحی‌نگری است یا بی‌توجهی به تاریخ و در نظر نگرفتن تحولات 25 سال اخیر ایران بعد از انقلاب با استناد به جمله فوق و این جمله كه ولایت فقیه یك حكم فقهی است و احكام فقهی هر چه باشند، برای اجرا هستند و تكلف‌آورند. این تاریخ فقه نیست، بلكه متن و حكم فقه است (ص 71).
باید گفت كه انتساب برخی سخنان مشكوك به رئیس مجلس خبرگان رهبری و تلاش برای نشر آن در جامعه كاری است كه حتی اگر بنابر روحیه ارشادی باشد، مانع تقویت ركن ركین ولایت فقیه در جامعه می‌باشد كه گناهی نابخشودنی است.
6- در خصوص نهضت آزادی فضای بحث مربوط به سال‌های 58 و 59 بود كه هنوز بعضی از اعضای آن در مجلس شورای اسلامی بودند و منظور آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی تلاش ایشان و دیگر دلسوزان نظام برای جلب و جذب آنان در نیروهای انقلاب و خط امام در آن شرایط اوایل انقلاب اسلامی بوده و ربطی به شرایط امروز آنان ندارد.


ادعای تازه و واكنش‌ مجدد دفتر هاشمی
این سایت حامی دولت كه با دریافت پاسخ دفتر هاشمی‌رفسنجانی در موضع انفعالی قرار گرفته و عملا هیچ‌یك از رسانه‌های همسو با جناح حاكم هم حاضر به دفاع از ادعای عجیب آن نشده‌اند، همزمان با انتشار جوابیه مذكور كوشید گردآورندگان كتاب و دكتر صادق زیباكلام را در جایگاه متهم بنشاند و به همین دلیل هم مدعی شد كه دفتر هاشمی «گردآورندگان كتاب را به غفلت» متهم كرده است. این ادعای تازه، با واكنش مجدد دفتر هاشمی مواجه شد كه دیروز با ارسال توضیح مجددی این ادعا را كه «تمام كتاب مخدوش است» رد كرده و آن را «جفا به گردآورنده اثر» دانسته است. در این توضیح آمده: «كتاب مذكور مجموعه كامل تقریبا 20 ساعت گفت‌وگو با آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی و حاصل زحمات گردآورنده اثر می‌باشد. همانگونه كه در متن كاملا مشهود است، توضیح این دفتر مربوط به دو جمله صفحات 156 و 157 كتاب بوده كه متاسفانه به كل كتاب تعمیم داده شده است كه ضروری است این موضوع تصحیح شود.»


توضیحات زیباكلام
از سوی دیگر، دكتر زیباكلام نیز دیروز توضیحی در این‌باره به سایت «رجانیوز» ارسال كرد كه در آن خطاب به مدیران این سایت آمده: جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی به شهادت صفحات زیادی از كتاب كه پیرامون موضوع حكومت اسلامی و برپایی نظام ولایت‌فقیه در ایران به‌عنوان نمونه‌ای از اندیشه حكومت اسلامی آمده، خیلی صریح، روشن و مستدل از ایده ولایت‌فقیه و استقرار آن در جمهوری اسلامی ایران دفاع كرده‌اند. در هیچ بخشی از كتاب نیست كه بتوان بر روی آن انگشت‌گذارد و از آن قسمت، چه تلویحا و چه متضمنا نتیجه‌‌گیری كرد كه آقای هاشمی نسبت به استقرار ولایت‌فقیه در ایران منتقد، ناراضی یا مخالف بوده‌اند. وی افزوده: از آنجا كه گفت‌وگوها در یك مدت زمانی پنج‌ساله صورت گرفته، ممكن است اینجا و آنجا سهل‌انگاری و خطایی در تدوین مطالب از سوی اینجانب صورت گرفته باشد. به‌علاوه آنان كه در كار تدوین تاریخ شفاهی هستند، نیك می‌دانند كه انتقال گفتار به نوشتار امری بس دشوار است. ممكن است در ضمن انتقال ساعت‌ها گفت‌وگوهای حقیر با آقای هاشمی و سپس پیاده‌كردن نوارهای مكالمات و تبدیل آن به نوشتار، خبط و خطایی از سوی تیم پیاده كردن نوارها یا تنظیم‌كنندگان نوشتار صورت گرفته باشد؛ آنچه یقینا عبارت است از اعتقاد محكم و بی‌چون و چرای جناب هاشمی‌رفسنجانی به اصل ولایت‌فقیه و استقرار آن به‌عنوان الگو و مدل حكومتی در ایران. بهترین و محكم‌ترین شاهد این مدعا، صفحاتی است كه من با ایشان پیرامون مسئله ولایت‌فقیه به بحث و گفت‌وگو و درست‌تر گفته باشم، به جدال پرداختم. زیباكلام در پایان پرسش اصلی را مطرح كرده كه به نظر می‌رسد سوال اصلی در برابر این سایت حامی دولت و اقدام عجیب آن باشد: «تعجب است كه وقتی كل مطلب در نزد خواننده‌ای كه كتاب را می‌خواند، جای هیچ‌گونه شك و شبهه‌ای پیرامون اعتقاد آقای هاشمی به اندیشه ولایت‌فقیه باقی نمی‌گذارد، چرا و چگونه است كه مسوولان محترم آن سایت تلاش دارند تا به غیر از این را القا نمایند؟
»

استقبال انجمن صنفی روزنامه نگاران از مواضع هاشمی رفسنجانی

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

بحث دعوت از میرحسین موسوی برای انتخابات ریاست‌جمهوری، به روال دوره‌های هفتم و نهم بار دیگر در محافل سیاسی شنیده می‌شود. برخی منابع خبری دیدار اخیر وی با آیت‌الله صانعی را با این مسئله مرتبط می‌دانند و برخی منابع هم از دعوت خاتمی از موسوی سخن می‌گویند. از سوی دیگر، چهره‌های نزدیك به آخرین نخست‌وزیر ایران اطلاعات متفاوتی را در این باره ارائه می‌كنند. در حالی‌كه برخی چهره‌های نزدیك به وی می‌گویند كه موسوی برای نخستین‌بار به گونه‌ای مثبت با دعوت‌ها برخورد كرده است، نزدیكان دیگر وی این نظر را ندارند. منابع خبری می‌گویند، رایزنی با موسوی در این‌باره از تنها چند هفته پیش آغاز شده ولی هنوز به سطح اشخاص و احزاب تاثیرگذار اصلاح‌طلب نرسیده است.
گفته می‌شود دلایل آخرین نخست‌وزیر ایران برای ابراز تمایل نسبت به پذیرش این دعوت، «شرایط حساس كشور» و «خطر ادامه روند كنونی برای آینده ایران» عنوان شده است.
انتظار می‌رود در صورت قطعی شدن ابراز تمایل میرحسین موسوی برای حضور در انتخابات آتی ریاست‌جمهوری، خیل گسترده‌ای از گروه‌ها و چهره‌های اصلاح‌طلب و حتی مستقل، حمایت خود را از این مسئله اعلام كنند. ضمن آنكه اگر رایزنی‌های آینده با موسوی در این خصوص نتیجه بدهد، وی از فعالیت «سیدمحمد خاتمی» رئیس‌جمهور پیشین كشورمان نیز در این مسیر برخوردار خواهد بود. این سومین بار پس از خروج میرحسین موسوی از ساختار دولت در جمهوری اسلامی است كه نام او به عنوان یكی از گزینه‌های اصلی طیف چپ خط امام و اصلاح‌طلب برای حضور در مقام ریاست جمهوری مطرح می‌شود. اولین باری كه پیشنهاد نام‌نویسی نخست‌وزیر محبوب و مورد حمایت امام در انتخابات ریاست‌جمهوری از جانب حامیانش مطرح شد، به انتخابات دوره هفتم باز می‌گردد كه تلاش افرادی مانند علی‌اكبر محتشمی‌پور، بهزاد نبوی و موسوی خوئینی‌ها، برای متقاعد كردن او به پذیرش این مسئله در نهایت بی‌نتیجه ماند و موسوی بدون توضیح خاصی این دعوت را قبول نكرد. پایان دوران 8 ساله ریاست‌جمهوری محمد خاتمی هم زمان دیگری بود كه نام موسوی را به عنوان گزینه اصلی اصلاح‌طلبان برای شركت در انتخابات مطرح كرد اما حتی رایزنی گسترده‌ رئیس‌جمهور اصلاح‌طلب و «مهدی كروبی» دبیركل وقت مجمع روحانیت مبارز، با او نیز حاصلی در بر نداشت. در آن مقطع عنوان شد كه میرحسین موسوی برای پذیرش عنوان ریاست‌جمهوری «2 شرط محال» مطرح كرده بود. اولین شرط اختیار كامل نیروی انتظامی و شرط دیگر اختصاص یك شبكه رادیویی و تلویزیونی به دولت بود. شروطی كه عملی كردن آنها نه در عهده خاتمی بود و نه هیچ شخص دیگری تا آخرین نخست‌وزیر بیانیه‌ای كه پس از استنكاف از حضور در انتخابات، خطاب به ملت ایران صادر كرد، اگرچه از «تامل و تعمق» خود تا واپسین لحظات خبر داد اما عدم برخورداری از ابزار و امكانات لازم جهت ادای وظایف ریاست جمهوری و «مشكلات و پیچیدگی‌هایی» كه در صورت حضورش در انتخابات ایجاد می‌شود و «نافی مصالح جمهوری اسلامی» بود را دلیل اصلی خود بر این مسئله عنوان كند. همچنین در صورت كاندیداتوری موسوی به نظر می‌آید 3 مشكل عمده اصلاح‌طلبان برای شركت در انتخابات برطرف شود: اولین مشكل، «خوان بررسی صلاحیت‌ها» است كه به احتمال زیاد موسوی توانایی گذر از آن را دارد. دومین مسئله، اجماع اصلاح‌طلبان است كه بی‌گمان آخرین نخست‌وزیر ایران جزء معدود چهره‌های كشور است كه اتفاق نظری حداكثری به روی او در میان اصلاح‌طلبان وجود دارد و آخرین مشكل هم، جلب آرای اقشار مختلف اجتماعی است كه موسوی به سبب خصوصیات شخصی، شناخته‌شدگی و سابقه طولانی خود، پتانسیل این مسئله را دارد.
سابقه میرحسین موسوی
میرحسین موسوی برای ایرانیان، یادآور روزی‌های سخت جنگ تحمیلی، سهمیه‌بندی‌ها و كوپن‌ها است. با این حال مشخص نیست اگر موسوی كماكان به آرمان‌ها و اصول فكری حاكم بر مواضع اقتصادی خود باقی مانده باشد، تكلیف مدیران ارشد اقتصادی دولت‌های هاشمی و خاتمی كه اكثریت آنها سال‌هاست ردای اقتصاد دولتی از تن خارج كرده‌اند، با این سیاست‌ها چه می‌شود؟
شاید یادآوری آخرین مواضع «نخست‌وزیر دوران پرافتخار» (عنوانی كه مجمع روحانیون مبارز برای میرحسین برگزیده است)، بخشی از این «زاویه‌ها» را نشان دهد. آنجا كه موسوی در سال 86 و به مناسبت سالگرد انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، سالن اجتماعات موسسه «دین و اقتصاد» را به مجلس برای بیان انتقادات شدیداللحن خود از «گسترش فقر در كشور، افزایش فاصله مسوولان با مردم و روزهای پیروزی انقلاب، دوری از نظام ارزشی دهه 60، بی‌توجهی به مستضعفان و محرومان» و مانند این، تبدیل كند. این سخنان موسوی البته به دنبال آن بیان شد كه وی سال‌های طولانی را در «سكوتی محض» گذراند. سكوتی كه پس از حذف پست نخست‌وزیری از نظام سیاسی ایران در جریان اصلاح‌ قانون اساسی در سال 86 آغاز شد و تاكنون به جز برخی استثناها مانند اعتراض به توصیف فله‌ای مطبوعات در سال 79 و رد صلاحیت گسترده كاندیداهای نمایندگی مجلس هفتم در سال 82 كه هر دوی آنها از قضا، از بزرگ‌ترین چالش‌های حركت اصلاحی جامعه ایران بودند، ادامه داشته است.
تازه‌ترین واكنش به مواضع موسوی
با این وجود نام میرحسین موسوی در این اواخر به واسطه مسئله‌ای دیگر مجددا در محافل خبری و سیاسی مطرح شد. آنجا كه «علی‌اكبر محتشمی‌پور» وزیر اسبق كشور در مراسم بزرگداشت آیت‌الله توسلی از نظر امام درباره عدم‌مخالفت نهضت آزادی با جمهوری اسلامی خبر داد و پس از آن «علی‌محمد حاضری» دبیر انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها هم اظهار داشت كه نخست‌وزیر محبوب امام نیز این مسئله را تایید كرده است. این امر البته با واكنش فوری روزنامه «كیهان» مواجه شد. «حسین شریعتمداری» مدیرمسوول این روزنامه در این خصوص نوشت: «جناب آقای مهندس موسوی اگر چه طی 20 سال گذشته در مقابل اندوه بی‌حرمتی‌های مدعیان اصلاحات به ارزش‌های اسلام، انقلاب و اهانت به ساحت مقدس حضرت امام، سكوت غیرقابل توجیهی داشته است ولی گمان نمی‌رفت و نمی‌رود كه خود ایشان نیز به جماعت تحریف‌كنندگان كلام حضرت امام بپیوندند.» واكنش محافل سیاسی و رسانه‌های جناح راست به هر‌گونه اظهارنظر نسبت به آخرین نخست‌وزیر ایران در شرایطی صورت می‌گیرد كه زمزمه احتمال كاندیداتوری موسوی در انتخابات دوم خرداد 76 و هراس از حاكم شدن دیدگاه‌های اقتصادی او به كشور، بازاریان راست‌گرا را به محضر اعضای بلند‌پایه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم كشاند تا نهاد روحانیت، نقش نسبی و متقابل خود در حمایت از نهاد بازار را ایفا كند. بنابراین، طبیعی است كه مطرح شدن مجدد نام میرحسین موسوی برای شركت در انتخابات ریاست‌جمهوری، واكنش تقابلی و منفی اصولگرایان را به دنبال داشته باشد. اصولگرایانی كه به‌خوبی از تاثیر نامزدی موسوی بر ریزش آرای كاندیداهای مورد حمایتشان و به‌خصوص محمود احمدی‌نژاد آگاهند.
از این روست كه نامزدی احتمالی میرحسین موسوی در انتخابات آتی، علاوه بر اینكه می‌تواند زمینه‌ساز وحدت و اجماع حداكثری اصلاح‌طلبان باشد، زمینه اتحاد اصولگرایان در برابر او را نیز فراهم می‌سازد. شاید دانستن همین مسئله هم باعث شود كه آخرین نخست‌وزیر ایران مانند انتخابات قبلی كه تا دقایق آخر تصمیم نهایی خود را اتخاذ كرده بود، این بار هم تصمیم‌گیری خود را به واپسین ثانیه‌ها موكول كند. هیچ‌كس هم نمی‌داند میرحسین موسوی در آن لحظه چه تصمیمی می‌گیرد.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

مهدي کروبي دبيرکل حزب اعتماد ملي با اشاره به سخنان اخير فرمانده کل سپاه مبني بر تجديدنظر در ماموريت ها و ساختار داخلي سپاه پاسداران خواستار توضيح فرمانده کل سپاه درباره انگيزه اين تغييرات شد. کروبي که در مراسم اختتاميه نشست دوروزه روساي مناطق حزب اعتماد ملي سخن مي گفت، افزود؛ «اصل و کليت اين موضوع را قبول داريم که وظيفه سپاه پاسداران حفاظت از اصل انقلاب اسلامي است اما به نظر مي رسد ايشان در صحبت هاي خود بر اين موضوع تاکيد کرده اند که سپاه تنها نيرويي نظامي نيست و آيا مي توان از صحبت هاي فرمانده محترم سپاه اين چنين برداشت کرد که سپاه مي تواند در مسائل سياسي چون انتخابات دخالت کند؟آيا منظور اين است که اگر دو نفر در عرصه انتخابات به رقابت با يکديگر مي پردازند بايد اين نيرو به نفع يک نفر وارد عرصه شود؟ اين موضوع نگراني هايي را براي من ايجاد کرده است.»وي افزود؛ «بايد در اين باره توضيح داده شود که منظور از تجديد نظر در ساختار سپاه چيست. آيا منظور دخالت در اموري مثل انتخابات است؟ بنابراين بايد در اين مورد توضيح دهيد تا شائبه يي در اين باره ايجاد نشود. آيا اينکه قيمت مسکن از سال گذشته تا به حال دو برابر شده است و اينکه مردم از تورم و گراني آزار مي بينند به علت مديريت امام زمان(عج) است؟» سخنان اخير احمدي نژاد در جمع طلاب مشهد که گفته بود اعتقادم بر اين است که امام زمان دارد مديريت مي کند با پرسشي که در آغاز بحث مطرح شد مورد انتقاد مهدي کروبي دبيرکل حزب اعتماد ملي قرار گرفت. کروبي با اشاره به سخنان وي گفت؛ «به نظر من اکنون مساله يي عقيدتي براي ما ايجاد شده است و اوضاع به گونه يي شده که رئيس جمهور محترم مي فرمايند امام زمان (عج ) کشور را مديريت مي کند و اين جاي بسي تعجب دارد.» وي تصريح کرد؛ «هر دولتي که بر سر کار مي آيد ما از خدا مي خواهيم که اين دولت موفق شود ولي همواره هر دولتي با مشکلاتي روبه رو است.»آيت الله کروبي افزود؛ «امام(ره) داراي خصوصيات و ويژگي هاي اخلاقي خاصي بودند و ايشان به عنوان يک مرجع تقليد و ولي فقيه الگوي همه قرار داشتند ولي امروزه به گونه يي به تعريف خصايص امام(ره) مي پردازند که جواناني که ايشان را نديده اند تصور ديگري از خصايص حضرت امام (ره) در ذهن شان ايجاد مي شود.» وي افزود؛ «امروز نه تنها ديگر درباره حضرت امام(ره) صحبت نمي کنند بلکه اعلام مي کنند امام زمان(عج) مديريت مي کند، و اين در ذهن مردم ايجاد مي شود آيا اينکه قيمت مسکن از سال گذشته تا به حال دو برابر شده است و اينکه مردم از تورم و گراني آزار مي بينند به علت مديريت امام زمان(عج) است. خدا بيامرزد پدر آقاي مصباحي مقدم را که در اين باره موضع گيري کردند و به اعتراض پرداختند.»
وي گفت؛ «ما نبايد مسائل را با يکديگر قاطي کنيم. من زماني که مدير مجلس بودم يا در بنياد شهيد حضور داشتم يا اينکه مدير حج بودم همواره دعا مي کردم خداوند مرا هدايت کند. بنابراين هر اتفاقي که بيفتد برعهده مديريت ماست.» وي با اشاره به سخنراني احمدي نژاد در دانشگاه کلمبيا و مواضعي که در اين مورد گرفته است، گفت؛ «بايد بگويم چند ديپلمات ايراني به خاطر آن موضوع ضمن ابراز تاسف به من گفتند که آن سخنان آبروي ما را برد. با اين همه آقاي رئيس جمهور مي گويند در آن ماجرا امام زمان(عج) مساله را هدايت مي کرد.»

کروبي همچنين خطاب به احمدي نژاد گفت؛ «بهتر است مشکلات را به خشکسالي، به امريکا يا دولت هاي پيشين حواله دهيد. اين راه منطقي تر و ساده تر است.» دبير کل حزب اعتماد ملي افزود؛ «با اين اوصافي که شما از امام زمان (عج) مي فرماييد عده يي خواهند گفت آقايي که هنوز نيامده مديريتش اين چنين است بعد هم که بيايد چه خواهد شد. و اين با اعتقادات ما سازگار نيست. مسائل فلسفي و اعتقادي براي برخي از مردم ملموس نيست اما همه آنها وضعيت خراب اقتصادي را کاملاً درک مي کنند و هر کس که بگويد اوضاع خوب است براي آنها قابل قبول نخواهد بود.» دبيرکل حزب اعتماد ملي در بخشي ديگر از سخنانش گفت؛ هنوز براي انتخابات رياست جمهوري تصميمي نگرفته ام و آنچه نهايتاً مورد نظر ما خواهد بود، تصميم حزب است. وي افزود؛ شرايط سختي داريم و تلاش و کوشش در اين شرايط ارزشمند است. امکانات زيادي نداريم و با هجمه هايي که از گوشه و کنار به ما وارد مي آيد، شرايط نامساعدي داريم اما اين زندگي سياسي طبيعي است و آن قدر بدن مان آسيب خورده که اين مسائل براي ما عادي است. وي افزود؛ ما با دوستان زيادي ارتباط داريم اما بسياري از آنها نمي خواهند وارد تشکيلات شوند و احتياط مي کنند. بخش اعظم اين نگراني ها مربوط به اين است که صلاحيت شان رد شود يا شغل شان را از آنها بگيرند. کما اينکه افرادي بوده اند که به خاطر نزديکي به حزب، کارشان را از دست داده اند. به هر حال بايد تحمل کرد و ما از اين تلاش ها تقدير و تشکر مي کنيم.

وي خاطرنشان کرد؛ در شرايط فعلي مهم ترين موضوع ما، کار تشکيلاتي و حزبي است، صريح و روشن بگويم؛ وقتي اين کار را برنامه ريزي کردم (تشکيل حزب اعتماد ملي) طبق معمول متعارف، من نبايد اين کار را مي کردم. اگر زمان اول انقلاب بود و ما هم ميانسال بوديم و رهبران حزب هم شخصيت هايي مثل بهشتي و هاشمي بودند، وضعيت تفاوت مي کرد اما با اوضاعي که در کشور بود من احساس کردم ناچارم آنچه آبرو، پشتوانه و عقبه خودم است متعلق به جمهوري اسلامي است و بايد آن را در اين راه مصرف کنم. بزرگاني هم مکرر به من توصيه کردند که تو خودت را منحصر به يک حزب نکن زيرا کار حزبي براي شما خطرناک است و ممکن است برخي افراد از حزب شما سوءاستفاده کنند اما من احساس کردم در دوراهي هستم يا بايد کار سياسي کنم يا کنار بروم. دبيرکل حزب اعتماد ملي يادآورشد؛ بالاخره من تصميم گرفتم حرکت جديدي را شروع کنم، زيرا احساس کردم نسبت به امام(ره)، کشور، شهدا، سابقه خود و حتي نسبت به کساني که در انتخابات رياست جمهوري به من راي داده اند، تعهد دارم؛ لذا حزب اعتماد ملي را تشکيل دادم. کار ما هم کار حزبي و تشکيلاتي است. ممکن است با بسياري افراد ارتباط داشته باشيم، اما آنها نخواهند وارد کار تشکيلاتي و حزبي منسجم شوند. در آن صورت رفاقت ما بر سر جاي خود خواهد بود اما کساني که داخل حزب هستند بايد ديدشان به حزب باشد و کارها را به صورت حزبي انجام دهند. وي در ادامه با اشاره به انتخابات رياست جمهوري نهم گفت؛ اقبال عظيم مردم به ما اصلاح طلبان، تبلورش در انتخابات رياست جمهوري آقاي خاتمي بود اما بعد از ايشان آقاي احمدي نژاد بر سر کار آمد. من اين را ساده نمي بينم که فردي با سابقه انقلابي که دو دوره رئيس مجلس است، داوطلب رياست جمهوري است، اما کسي ديگر راي مي آورد که چندان سابقه يي هم ندارد. دبيرکل حزب اعتماد ملي با تاکيد بر اينکه «در انتخابات رياست جمهوري دهم بايد فعاليت ها به طور کامل در اختيار حزب باشد»، گفت؛ نمي شود جاي ديگر به ما خط بدهند، يادتان باشد که کار تشکيلاتي آبرو و سرمايه معنوي ماست. تا کار حزبي نشود اگر پيروزي هم نصيب مان شود باز وضعيت به همين منوال خواهد بود. البته ما بايد ارتباط تنگاتنگي با ديگر احزاب اصلاح طلب داشته باشيم اما قطعاً به حزب خود بيش از پيش بايد اهميت دهيم. وي افزود؛ شاهد خواهيم بود همان قضيه يي که در انتخابات رياست جمهوري نهم اتفاق افتاد با شرايطي دشوارتر تکرار مي شود. ما اکنون چيزي در اختيار نداريم، بايد سخت بايستيم. ممکن است بتوانيم قدرت را به دست بگيريم و ممکن است نتوانيم. من قبل از انتخابات مجلس هشتم گفته بودم که به هر حال بعد از انتخابات، هم رويش داريم و هم ريزش. به هر حال کار ما يک کار درازمدت است و بايد يک فکر و انديشه را جا بيندازيم، تا روزي که جمهوري اسلامي برقرار است و صحبت از راي مردم مي شود و مسوولاني هم سرکار هستند که گرچه به آنها اشکال داريم، مورد قبول مان هستند، فعاليت مان را رها نمي کنيم زيرا انقلاب متعلق به همه است. کروبي در ادامه گفت؛ يک تشکيلات حزبي بايد مستقل تصميم بگيرد البته نبايد اختلافي ميان احزاب اصلاح طلب بيفتد. دوستي هايمان به جا خواهد ماند اما توجه مان بايد به حزب و تشکيلات خودمان باشد. نمي توانيم وارد کاري شويم که نمي دانيم آخرش چه مي شود، وارد انتخاباتي نمي شويم که ندانيم قرار است چه اتفاقي در آن بيفتد. حتماً بايد با ديگران هم تعامل داشته باشيم اما نبايد کار تشکيلاتي و حزبي را هم فراموش کنيم.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی گفت: مطبوعات ما در حال حاضر با آنچه در قانون اساسی آمده فاصله دارند و باید نیرومندتر و صحیح‌تر، مسوولانه‌تر و بالنده‌تر با مسائل واقعی جامعه برخورد كنند. خطیب نماز جمعه تهران در خطبه‌های نماز جمعه با اشاره به فرا رسیدن روز جهانی آزادی مطبوعات اظهار داشت: مطبوعات در حال حاضر دارای اهمیت زیادی هستند و در قرون اخیر می‌توانند میدان‌داری كنند و در واقع جزء دستاوردهای عصر تمدن جدید برای بشر محسوب می‌شوند. وی افزود: باید گفت اطلاع‌رسانی كار بسیار بزرگی است و رسانه‌ها وظیفه بزرگی برای آگاهی مردم و نظارت بر قدرتمندان و حكومت‌داران و همچنین بسیج مردم در جهت درست دارند. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینكه اطلاع‌رسانی‌ شأن انبیاست اظهار داشت: ما در ایران به خاطر خاطره تلخی كه از رژیم شاهنشاهی داشتیم در قانون اساسی بعد از پیروزی انقلاب توجه زیادی به مطبوعات كردیم و چهار اصل قانون اساسی به مطبوعات اختصاص داده شد و یك اصل آن به صدا و سیما.
وی با بیان اینكه در قانون اساسی به‌شدت با سانسور مخالفت و به آزادی مطبوعات توجه ویژه‌ شده، همچنین تاكید شده كه در رسیدگی به تخلف مطبوعات باید مسیر و حركت عادلانه‌ای را در پیش گرفت، گفت: مطبوعات ما در حال حاضر با آنچه در قانون اساسی آمده فاصله دارند و باید نیرومندتر و صحیح‌تر، مسوولانه‌تر و بالنده‌تر با مسائل واقعی جامعه برخورد كنند. هاشمی با بیان اینكه مطبوعات ابزار آگاهی انسانند افزود: انسانی كه بدون آگاهی باشد انسان نیرومندی نیست؛ اما انسان آگاه سرمایه بشر است. هاشمی گفت: در واقع قدرت‌های زورگو با وضعیتی كه به وجود آورده‌اند سنگی را در چاه انداخته‌اند كه چهل عاقل می‌خواهد این سنگ را از چاه خارج كند. هاشمی رفسنجانی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به دوگانه عمل كردن كشورهای اروپایی در مبارزه با تروریسم اظهار داشت: آنها مدعی مبارزه با تروریسم هستند، ولی می‌بینیم كه چند روز پیش دادگاه انگلیس آمد و حكم بر تروریست‌نبودن گروهك تروریستی منافقین داد؛ در صورتی كه همه می‌دانند این گروه چه ترور‌هایی را انجام داده است یا همین گروه تروریست مسلح پژاك كه تحت حمایت آمریكایی‌ها هستند. هاشمی رفسنجانی در ادامه به حادثه شیراز اشاره كرد و گفت: ما شاهد یك حركت زشت تروریستی در حسینیه سیدالشهدای شیراز بودیم و در این حادثه مردمی كه برای شنیدن قرآن و موعظه آمده بودند به خاك و خون كشیده شدند؛ گرچه مسوولان امنیتی در روزهای اول منكر بودند كه این تخریب است، شاید به خاطر مصالحی كه خود تشخیص داده بودند، و ظلم ‌كردند به مردمی كه آنجا مجروح شدند، 200 نفر آسیب دیدند و كسانی كه واقعا شهید شده بودند آنها را شهید نشناختند، ولی خب وزیر اطلاعات دیروز مسئله را حل كرد و گفت تخریب است و یك عقده از دل مردم شیراز كه می‌دیدند نظریه اول درست نیست، باز كرد. وی در ادامه با اشاره به وضعیت عراق گفت: در مسئله عراق شاید هیچ كشور اسلامی به اندازه ما برای راحت شدن مردم این كشور و اینكه دارای پارلمان شوند هزینه نكرد. هاشمی با بیان اینكه اشغالگران منشاء فتنه در این كشور و افغانستان هستند، گفت: آنها برای نجات خود از این وضعیت فرافكنی می‌كنند و این یك ظلم است؛ در صورتی كه باید از همسایگان در جهت حل مشكلات استمداد كنند می‌بینیم كه آنها چندین سال است در افغانستان حضور دارند، ناتو حضور دارد ولی وضعیت افغانستان را می‌بینیم كه چگونه است. آنها برای حل مشكلات خود فرافكنی می‌كنند. وی همچنین به خطبه‌های اخیر خود در ارتباط با خلیج فارس در نماز جمعه اشاره كرد و گفت: پس از آن خطبه‌ محبت‌های زیادی از اطراف به ما رسید؛ ولی سوالی كه مطرح شد معلوم كرد برخی به محتوای خطبه توجه چندانی نكرده بودند، برخی پرسیدند آیا در قرآن جایی هست كه اسم خلیج فارس را برده باشند؟ در پاسخ گفتم من نگفتم در قرآن لفظ خلیج فارس را به كار برده‌اند بلكه گفتم مفسران از تعبیر مجمع‌البحرین كه بحر فارس و روم كه همان مدیترانه است تفسیر خلیج فارس را می‌كنند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

خرداد ۸۸ طی روزهای آینده ارزیابی های اولیه را در مورد اشخاصی که احتمال کاندیداتوری انتخابات سال آینده ریاست جمهوری را دارند تقدیم حضور خوانندگان گرامی می کند.

حاج حسن آقا خمینی: ایشان کاریزمای بالایی برای رهبری اصلاحات دارند، زیرا هم می‌توانند مورد اقبال جوانان واقع شوند، هم محافظه‌کاران میانه رو را به طرف خودشان جذب کنند و هم با توجه به چهره و شخصیت درونی‌شان طبقه متوسط را بسیج کنند؛ همینطور ایشان تنها کاندیدایی می‌توانند باشند که بی چون و چرا مورد اجماع تمامی اصلاح طلبان از مجمع روحانیت مبارز گرفته تا کارگزاران سازندگی و از اعتماد ملی گرفته تا مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی واقع شوند و به نوعی اتحادی مانند دوم خرداد را تولید کنند، همینطور باید این را مد نظر داشت که سید حسن آقای خمینی جدای از اینها پشتوانه خانواده خمینی‌ها را به همراه دارد و خودشان نیز از اقتدار مطلوبی برای مدریت برخوردارند و می‌توانند بر خلاف سید محمد خاتمی جسورانه و شجاعانه رفتار کنند اگر که اصلاح طلبان بتوانند ایشان را به کاندیداتوری متمایل کنند و همچنین از ایشان حمایت کنند و ابزارهای لازم را که همانا یک حزب تحت فرمان «فراگیر اصلاح طلب» است را در دسترسشان قرار بدهند، در این صورت غوغایی می‌تواند برپا شود !

غلامحسین کرباسچی و سید حسین مرعشی دو تکنوکرات برجسته حزب کارگزاران سازندگی از جمله گزینه‌هایی هستند که می‌شود روی آنها تامل کرد، منتها در مورد آقای غلام حسین کرباسچی سد رد صلاحیت وجود دارد و در مورد آقای مرعشی نیز این سد وجود دارد که، ایشان مورد اجماع همه اصلاح طلبان نیستند و همینطور ایشان قادر به بسیج همگانی نیستند زیرا گرچه که مدیری مقتدر هستند و کاریزمای رهبری خوبی دارند اما به دلیل عدم شناخت توده از قابلیت‌های ایشان، این مشکل وجود دارد که نتوانند در برابر عوام فریبان رقابت کنند، بنوعی وضعیت آقای مرعشی شبیه دکتر محمدرضا عارف است، که در عین شایستگی مورد عدم مقبولیت تام و تمام هستند، در مورد آقای کرباسچی قضیه فرق می‌کند، ایشان چون اوج مشهوریتشان با شهرداری تهران بوده، با وجود محکومیت به اتهام فساد اداری، از چهره‌های محبوب در تهران و کشور محسوب می‌شوند و مردم اکثرا ایشان را به عنوان یک مدیر اسطوره‌ای می‌شناسند که به خاطره اسطوره شدن مورد عتاب قرار گرفت، این ویژگی قهرمان شکست خورده بودن آقای کرباسچی می‌تواند تولید قدرت کند و مردم را جذب کند، همچنین در مورد آقای کرباسچی و مرعشی شاید خیلی از اصلاح طلبان کوتاه بیایند و اجماع کنند ( الا اعتماد ملی ) که این به نظر من ویژگی بارز این دو شخصیت است. ( این دو نفر شاید بهترین گزینه‌ها برای راست‌های مدرن و لیبرال‌ها و تکنوکرات‌های اصلاح طلب باشند، چون هر دو از تکنوکرات‌های برجسته نظام هستند که بین طرفداران اقتصاد باز چه در داخل و چه خارج از کشور مقبولیت والایی دارند. ) اخیرا خرداد ۸۸ اطلاع یافته است جمعی از سران با نفوذ نظام تلاش هایی را مبنی بر رفع موانع حقوقی حضور کرباسچی را در ساختار اجرایی کشور آغاز کرده اند.

علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه دوران جنگ و سازندگی، ازجمله کاندیدهای محافظه‌کار راستگرا و میانه‌رویی هستند که می‌توانند با ائتلاف اصلاح طلبان به نفعشان، هم آرای اصلاح طلبان را جذب کنند و هم آرای اصولگرایان میانه رو را، ایشان هم یک شخصیت برجسته مورد قبول عام هستند و هم مورد احترام احزاب اصلاح طلب و اصولگرا و هم مورد اعتماد شخص رهبری نظام، فلذا اگر اصلاح طلبان از ایشان حمایت کنند باتوجه به اینکه ایشان با رهبری هم رابطه دارند می‌توانند به موفقیت امیدوار باشند، ولایتی را شاید برخی تندروها و چپ گرایان اصلاح طلب پس بزنند و مورد قبول قرار ندهند اما اکثریت متفق قول آنهایی که به فکر تشکیل دولت ائتلافی بین راست گرایان و چپ گرایان هستند می‌توانند حامی ایشان باشند و البته نمی‌توان گفت که کابینه ایشان یک کابینه اصلاح‌طلب خواهد بود بلکه چون ایشان از اصولگرایی می‌آیند، یک کابینه میانه رو ائتلافی میان اصلاح طلبان و اصولگرایان متصور خواهد بود و ایشان همچنین نمی‌توانند طلایه دار آرمانهای صرف اصلاح طلبی باشند و در این مورد شاید روشنفکران اصلاح طلب از ایشان حمایت نکنند، اما ایشان می‌توانند در زمانه اوج راست گرایی و نئومحافظه‌کاری ایرانی در کنار محمدباقر قالیباف ازجمله بهترین گزینه‌های اعتدال‌گرا و پراگماتیستی باشند که نه اصولگرای اصولگرایند و نه اصلاح طلب اصلاح طلب، منتها محمدباقر قالیباف شاید حاضر نشود که کابینه ائتلافی با اصلاح طلبان تشکیل دهد اما ولایتی این پتانسیل بالقوه را دارد.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

در ماه‌های اخیر حمله و تخریب علیه چهره‌های موجه و مؤثر که منتقد سیاست‌های جاری هستند، شدت یافته است؛‌ توهین و هتاکی و حرمت‌شکنی علیه  نوه اندیشمند امام جناب آقای سید حسن خمینی، آیت‌الله العظمی صانعی و آقای هاشمی رفسنجانی نمونه‌هایی از این جریان است و اهانت و هتاکی علیه آقای خاتمی نمونه اخیر (و به دلایلی که خواهیم گفت) نه آخرین نمونه از این دست است.

نکته جالب این است که در حملات و حرکات تخریبی علیه این بزرگان یک نکته مشترک وجود دارد و آن این‌که همگی این بزرگان زمانی که درصدد نقد برخی از روندها و بدعت‌های موجود برآمده و به تبیین دیدگاه امام و اثبات مغایرت آن با روندهای بدعت‌آمیز موجود پرداخته‌اند، آماج حملات و حرکات تخریبی قرار گرفته‌اند.

آقای هاشمی وقتی مورد هجوم قرار گرفت که از مخالفت امام با رویکردهای جنگ‌طلبی گفت و نامه امام درباره ادامه جنگ را منتشر کرد و آقای سید حسن خمینی زمانی خود و بیت شریف امام را در معرض هتاکی و پرده‌دری دید که از نظر امام درباره عدم دخالت نظامیان در سیاست گفت و مغایرت آشکار برخی عملکردها، مواضع و اظهارنظرهای جاری را که ناجوانمردانه به نام امام صورت می‌گرفت برملا کرد و آیت‌الله صانعی زمانی آماج اهانت و پرده‌دری قرار گرفتند که با استناد به سخنی از امام گفتند مردم قیم نمی‌خواهند و خود آزادانه باید انتخاب کنند و آقای خاتمی نیز اکنون به این علت مورد هجوم قرار می‌گیرد که بر مخالفت امام با خشونت‌طلبی و اقدامات ماجراجویانه تأکید می‌کند.

این واقعیت از نکته‌ای مهم حکایت می‌کند و آن این‌که اقتدارگرایان حاکم از هیچ  تلاشی برای تحریف و سانسور اندیشه و مصادره امام   به نفع خود کوتاهی نمی‌کنند. آنان به خوبی می‌دانند که اندیشه و افکار و عملکرد و رفتار ایشان هیچ نسبتی با امام ندارد و به همین دلیل بسط و تبیین افکار و آرای امام برای مردم و جامعه را به معنای رسوایی خود ارزیابی کرده، از آن به شدت وحشت دارند. از این‌رو با هر فردی که بخواهد دیدگاه‌های امام را درباره مسائل مختلف ـ که در تعارض آشکار با روندهای موجود و رفتارها و عملکردهای جاری است ـ برای جامعه تبیین کند، به شدت برخورد می‌کنند، حال فرقی نمی‌کند این فرد یک مرجع تقلید باشد یا  یک چهره موجه و مورد علاقه و احترام مردم.  
  
البته تخریب آقای خاتمی علت و انگیزه دیگری نیز دارد. اقتدارگرایان حاکم به شدت گرفتار فوبیای خاتمی هستند. آنان از آقای خاتمی و نفوذ و احترامی که در جامعه دارد به شدت وحشت دارند. هر سفر خاتمی به شهرهای مختلف که معمولاً با استقبال خودانگیخته و بی‌نظیر مردم مواجه می‌شود، آقایان را به شدت ناراحت و نگران می‌کند و به همین علت معمولاً پس از هر یک از این سفرها آقای خاتمی با موجی از حمله و تخریب‌ها مواجه می‌شود.

این فوبیا و وحشت با نزدیک شدن به انتخابات ریاست‌جمهوری بیشتر می‌شود. اقدام اخیر راه‌یافتگان افراطی مجلس هفتم علیه آقای خاتمی را باید در همین چارچوب تحلیل کرد، وگرنه این سخن معقول و منطقی که امام معتقد بود به جای اقدامات افراطی و ماجراجویانه باید از نظام جمهوری اسلامی الگویی ایده‌آل بسازیم و فکر و فرهنگ مبنای انقلاب را از طریق ارائه یک جامعه نمونه در دنیا تبلیغ و صادر کنیم، چه جای مخالفت دارد؟ مگر آن که بگوییم ضمیر، مرجع خود را پیدا کرده و افراطیون طرفدار ستیزه‌جویی و اقدامات ماجراجویانه، از این‌که مبادا این آگاهی‌بخشی‌ها آنان را با مشکلاتی مواجه ساخته و نتوانند خود را زیر نقاب پیروی از اندیشه‌های امام پنهان کنند، به خشم آمده‌اند.

به هر حال با توجه به این‌که انتخابات ریاست‌جمهوری دهم در پیش است و کابوس ورود خاتمی به عرصه رقابت انتخابات ریاست‌جمهوری و برهم خوردن تمامی محاسبات و از دست دادن قدرت، هر روز بیماری فوبیای خاتمی را در افراطیون بیش از گذشته شدت می‌بخشد، به نظر می‌رسد آقای خاتمی از این پس باید خود را برای واکنش‌های عصبی و خشم‌آلود بیشتر و تهاجماتی سازمان‌یافته‌ترآماده کند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

بلوک 45/42درصدی شرکت «تراکتورسازی تبریز» در آخرین ساعات سومین روز رقابت نفس‌گیر میان خریداران به کنسرسیومی به رهبری شرکت سرمایه‌گذاری «مهر اقتصاد ایرانیان» رسید.

 بیش از 42درصد سهام شرکت «تراکتورسازی تبریز» با قیمت پایه یک‌هزار و 743ریال از سوی سازمان خصوصی‌سازی به نمایندگی از «ایدرو» در حالی روز دوشنبه هفته جاری در بورس عرضه شد که پس از رسیدن قیمت به 4هزار و 653ریال در نهایت کنسرسیوم «شرکت سرمایه‌گذاری مهر اقتصاد ایرانیان» ‌وابسته به موسسه مالی و اعتباری مهر» برنده این رقابت شد.

ارزش این معامله 45/42 درصدی، 177میلیارد تومان برآورد شده که خریدار طی 30روز کاری باید 25درصد آن را پرداخت کند.

ساعت 12:22دقیقه روز گذشته در شرایطی که تعداد خریداران به عدد3 رسیده بود، کارگزاری رضوی 45/42 درصد از سهام «تایرا» را از کارگزاری «توسعه سهند» خریداری کرد.

شروع رقابت برای تصاحب سهام تراکتورسازی در روز اول با 7خریدار (2خریدار بخش‌خصوصی و 5خریدار وابسته به نهادهای دولتی) کلید خورد. حضور شرکت‌هایی چون «سرمایه‌گذاری سایپا»، «گسترش سرمایه‌گذاری ایران‌خودرو»، «مهر اقتصاد ایرانیان»، «گروه بهمن» و... نوید رقابتی نفس‌گیر و تنگاتنگ را می‌داد.

به طوری که رقابت بر سر قیمت بعد از دو روز از یک‌هزار و 743ریال به 3هزار و 675 رسید.

اما نکته جالب توجه در مورد معامله سهام «تایرا» ورود زیرمجموعه قدر «ایدرو» به کورس رقابت است. همزمان با ورود این دو خریدار این شائبه در بازار به وجود آمد که هدف اصلی از ورود، افزایش قیمت پایه و گرم کردن بازار رقابت است.

این نکته را «شاهین چراغی»، رییس هیات‌مدیره شرکت کارگزاری مهرآفرین هم تایید می‌کند. وی می‌گوید: نباید «ایران‌خودرو» و «سایپا» برای رقابت وارد این معامله می‌شدند؛ چرا که این امرباعث شد قیمت‌گذاری اولیه از مسیر اصلی خود تا حد زیادی خارج شود. مساله اصلی در این معامله، سهام تراکتورسازی نیست، بلکه بحث اصلی در نحوه ورود خریداران و نوع رقابت آنها است. وی تاکید می‌کند: اگر دولت به دنبال تحقق اهداف خصوصی‌سازی و ورود بخش‌خصوصی به این عرصه است، باید توان رقابتی آنها را نیز در نظر بگیرد و به طور مثال حالت رقابتی که برای سهام تراکتور پیش آمد، تکرار نشود. چرا که بخش‌خصوصی با همه توان و قدرتی که دارد، به دنبال تولید صنعتی است و نباید با وارد کردن رقبای قوی شبه‌دولتی، این بخش را دلسرد کرد.


سه‌دقیقه مانده به 177میلیارد تومان!


همزمان با رقابت سه‌روزه برای بلوک 45/42 درصدی تراکتورسازی صف‌های خرید بازار نیز دلگرمی خریداران را برای رقابت دوچندان کرده بود.

با خروج «ایران خودرو» و «سایپا» در روز دوم رقابت، تعداد خریداران در روز سوم به دو خریدار تقلیل پیدا کرد. حدود ساعت 11:30 روز سوم، کارگزاری بانک صادرات هم وارد میدان رقابت شد. با ورود این خریدار جدید، این‌ گمانه‌ها میان فعالان بازار به وجود آمده بود که ممکن است رقابت به روز بعد موکول شود. مطابق قوانین معاملاتی بازار، اگر رقابت در روز سوم (چهارشنبه) تا ساعت 12:25 دقیقه ادامه پیدا می‌کرد و بعد از زمان یاد شده یک دستور خرید (Order) وارد سامانه معاملاتی می‌شد قطعا رقابت به روز کاری بعد موکول شد، ولی این‌گونه نشد و در ساعت 12:22دقیقه، بلوک 45/42 درصدی تراکتورسازی از آن کنسرسیوم «مهر اقتصاد ایرانیان» شد.

اما شرکت «سرمایه‌گذاری مهر اقتصاد ایرانیان» وابسته به موسسه مالی و اعتباری «مهر» که خریدار بلوک تراکتورسازی است، طی دو ماه اخیر نیز در عرضه‌های بلوکی سازمان خصوصی‌سازی حضور فعالی داشته است.

خرید 5درصد سهام فولاد مبارکه به ارزش 308میلیارد تومان، 20درصد سهام آلومینیوم ایران (ایرالکو) به ارزش 45میلیارد تومان و در نهایت خرید 42درصدی سهام «تراکتورسازی تبریز» به ارزش 177میلیارد تومان بخشی از سرمایه‌گذاری این شرکت را تشکیل می‌دهد.

همچنین با توجه به شیوه نقد و اقساط سهامی که سازمان خصوصی‌سازی عرضه می‌کند، با محاسبه ارزش 20درصد اولیه معامله سهام یاد شده، «مهر اقتصاد ایرانیان» در صورت پرداخت 25درصد معامله سهام «تراکتورسازی» تا 8 خرداد ماه امسال، 115میلیارد تومان طی دو ماه اخیر نقدینگی پرداخت کرده است.

به عبارت دیگر، این شرکت‌ طی دو ماه اخیر حدود 115میلیارد تومان به صورت نقد برای خرید سهام شرکت‌ها پرداخت کرده است که رقم بسیار قابل توجه و تامل‌برانگیزی است.

افزون بر سهام شرکت‌های یاد شده، «مهر اقتصاد ایرانیان» در بسیاری از شرکت‌ها دارای سهام مدیریتی است. به طور مثال در اختیار داشتن 33درصد تکنوتار، 8درصد توس‌گستر، 4درصد مالی و اعتباری سینا، 4درصد لوله سدید، 11درصد توسعه صنعتی و... بیانگر توان بالای این شرکت برای تبدیل شدن به یکی از شرکت‌های سرمایه‌گذاری در بازار سرمایه است.

بعد از انجام معامله 178میلیارد تومان «تراکتورسازی» صف‌های خرید بازار همچنان برای سهام این شرکت در حال افزایش است. به طوری که بیش از 16میلیون تقاضای خرید تا روز چهارشنبه برای سهام شرکت تشکیل شده بود که این تعداد سهام، حدود 2درصد از سهام تراکتورسازی را تشکیل می‌دهد.

با نگاهی به ترکیب سهامداران «تایرا» نکته‌ای که بیش از هر چیزی جلب توجه می‌کند، حضور شرکت‌های مطرح و قوی بخش‌خصوصی - دولتی در ترکیب سهامداران این شرکت است. بیمه ایران با 8/5درصد، سرمایه‌گذاری ملی ایران با 1/4درصد، سرمایه‌گذاری صبا تامین با 9/2درصد، سرمایه‌گذاری تدبیر با 2/2درصد، بانک تجارت با 3/1درصد، سرمایه‌گذاری بانک پاسارگاد با یک‌درصد، موتورسازان تراکتور با 7/1درصد، سرمایه‌گذاری فرهنگیان با 5/1درصد، سرمایه‌گذاری کارکنان نفت با 9/1درصد، سرمایه‌گذاری بیمه با 1/1درصد و درنهایت سایر سهامداران با کمتر از یک درصد، بیش از 64درصد سهامداران «تایرا» را می‌سازد. با فروش45/42 درصدی سهام «تراکتورسازی» زمان آن رسیده که کنسرسیوم «مهر اقتصاد ایرانیان» را جایگزین «ایدرو» سهامدار پیشین این شرکت کنیم.

اکنون که سهامدار بلوک 42درصدی «تراکتورسازی» مشخص شده، لیست سهامداران نشان می‌دهد که این سهامدار بزرگ، علاوه بر مالکیت 45/42درصد، مالکیت 7/1درصد دیگر نیز هست، چرا که همان‌طور که در ترکیب سهامداران هم گفته شد موتورسازان تراکتور که بخش زیادی از سهام آن در پرتفوی تراکتورسازی جای دارد، نیز به کنسرسیوم «مهر اقتصاد ایرانیان» می‌رسد. 12هزار سهامدار حقیقی و حقوقی «تایرا» منتظرند تا نتیجه یکی از بزرگ‌ترین خصوصی‌سازی‌های امسال را ببینند. خریدار هم تا 30روز کاری (تا 8خرداد ماه) فرصت دارد که 25درصد بهای معامله 177میلیارد تومان یعنی 45میلیارد تومان را پرداخت کند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

چه کسي چنين اجازه يي به ما داده که به صرف گزارش هاي واهي، افراد را به اتهام هايي متهم مي کنيم که در هيچ مرجع صالحي قابل اثبات نيست. ما کساني را در اين انتخابات رد کرديم که از قضات عالي رتبه يي بودند که براي منصب قضا صلاحيت دارند که به مراتب از نمايندگي حساس تر است يا فرماندهاني را رد کرديم که در سمت فرماندهي و اميري هستند و خانواده هاي شهيدي را رد کرديم که هر کدام الگو و نمونه ايثار و گذشت هستند. روحانيوني را رد کرديم که تمام عمر خود را در دفاع از اسلام سپري کرده اند. اين ردصلاحيت ها با هيچ معيار و ميزاني با امنيت ملي جور نيست و از ديد من برخلاف مصالح و منافع ملي است و جمهوري اسلامي را در مقابل تهديد ها آسيب پذير مي کند.

متن کامل این گفتگوی مهم را اینجا بخوانید.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

شنیده های خرداد۸۸ حاکی است مهندس عرب باغی مدیر عامل شرکت تراکتورسازی ایران  نزدیک به یکسال قبل استعفا داده بود که بالاخره به صورت رسمی این امر و مراسم تودیع وی ظرف امروز و یا فردا انجام خواهد شد. مهندس عرب باغی آخرین سخنرانی خود را در اسفند ماه سال گذشته در ارومیه و در محل ستاد انتخاباتی دکتر جواد آقازاده و در حمایت از وی انجام داد. خرداد ۸۸ ضمن خسته نباشید برای این مدیر موفق و تحول خواه آرزوی بهروزی و سربلندی در دیگر عرصه های زندگی را برای ایشان از حضرت حق خواهان است.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

هیات 9 نفره‌ای از اصولگرایان راه‌یافته به مجلس هشتم مسوول انتخاب هیات رئیسه مجلس آینده شده است. با تغییر اندك در تركیب جمع 6نفره شورای مركزی جبهه متحد اصولگرایان قرار است جمعی 9 نفره متشكل از حسین فدایی، علیرضا زاكانی، اسدالله بادامچیان، شهاب‌الدین صدر، محمدرضا باهنر، روح‌الله حسینیان، غلامعلی حدادعادل و علی لاریجانی با جمع‌بندی نهایی در میان خود كاندیدای ریاست مجلس هشتم را به سایر اصولگرایان راه‌یافته به مجلس آینده معرفی كنند. یكی از نمایندگان مجلس با اعلام این خبر به خبرنگار كارگزاران گفت كه مباحثی پیرامون 11 نفره شدن این تركیب مطرح است اما در نهایت این جمع روز پنجشنبه در مورد ریاست مجلس تصمیم می‌گیرند. اصلی‌ترین كاندیداهای ریاست مجلس هشتم غلامعلی حدادعادل و علی لاریجانی هستند. بنا به اظهارات شورای مركزی جبهه متحد و اصولگرایان مجلس قرار است در نهایت یك نفر از این كاندیداها در صحن علنی مجلس برای تكیه بر كرسی ریاست كاندیدا شود. از ابتدای قطعی شدن حضور لاریجانی در انتخابات مجلس آنچه مشخص شد حضور رقیبی قدر برای غلامعلی حدادعادل بود. در تمام این مدت نیز رقابت نزدیكی میان این دو چهره اصولگرا برای تكیه بر كرسی ریاست صورت گرفت اما از همان ابتدا وزنه لاریجانی نسبت به حدادعادل سنگین‌تر بود.
لاریجانی با عزیمت از تهران به قم و كاندیداتوری از این شهر حمایت قاطع علما و مراجع را با خود همراه ساخت اما حمایت از لاریجانی تنها به علمای قم محدود نشد، بلكه مهمترین خبری كه روز گذشته خبرنگار كارگزاران از راهروهای پارلمان كسب كرد حمایت علی‌اكبر ناطق‌نوری روحانی شاخص و بلندپایه راست سنتی از او است، كه روزی خود در مجلس چهارم و پنجم در جایگاه ریاست بوده است. براساس شنیده‌ها اكنون كمیته‌ای با ریاست ناطق‌نوری در حال رایزنی و فعالیت برای ریاست لاریجانی بر مجلس هشتم است. اما شرایط زمانی برای حدادعادل سخت‌تر می‌شود چراكه شنیده شد محمدرضا باهنر نایب حدادعادل در مجلس هفتم با حضور در این كمیته برای ریاست لاریجانی تلاش می‌كند. محمدرضا باهنر در گفت‌وگویی كه اخیرا در مورد ریاست مجلس داشت تلویحا به این موضوع اشاره كرده و گفته بود نمی‌توان از مجلسی كه تركیب دوسوم نمایندگان آن تغییر كرده است انتظار داشت تركیب هیات رئیسه حفظ شود. برخی از نمایندگان اصولگرا مهم‌ترین برگ برنده حدادعادل برای جلب آرای نمایندگان برای حفظ جایگاه ریاست مجلس را حمایت مقام معظم رهبری از او می‌دانند و این در حالی است كه روز گذشته برخی از نمایندگان عنوان كردند مقام معظم رهبری در پاسخ به سوالی در خصوص ریاست مجلس فرموده‌اند، دخالتی در این قضیه ندارند و نمایندگان خود باید رئیس مجلس را تعیین كنند. با انتشار این خبر در راهروهای مجلس فضا كاملا به نفع علی لاریجانی چرخید. بسیاری از نمایندگان راه‌یافته به مجلس هشتم با استناد به نحوه ریاست حدادعادل در مجلس هفتم انتقادات جدی به عملكرد وی دارند. در همین رابطه براساس اخبار شنیده شده نمایندگان مجلس آینده در جمع‌های مختلف جلسات متعددی را با علی لاریجانی داشته‌اند. اگر غلامعلی حدادعادل با برپایی مهمانی زودهنگام برای منتخبان دور اول انتخابات كوشید آرای نمایندگان را جلب كند علی لاریجانی در فضای سكوت خبری خود را برای ریاست آماده می‌كرد. رایزنی‌های لاریجانی برای ریاست مجلس از ایام نوروز و در دیدوبازدیدهای عید با مراجع آغاز شد اما یكی از نمایندگان مجلس گفت كه صادق لاریجانی برادر بزرگتر علی لاریجانی به كمك او آمده و رایزنی‌هایی را با مراجع و علما در قم داشته است؛ در همین رابطه شنیده شد علی بنایی دیگر نماینده قم نیز مسوول پیگیری امور مربوط به روحانیت در بحث حمایت از كاندیداتوری علی لاریجانی است. شنیده شد رایزنی‌های لاریجانی محدود نبوده و او در هفته‌های گذشته دیداری با برخی مراجع تقلید داشته است. لاریجانی بارها در مصاحبه‌های خود گفته است: «باید یك فضای بازی در مجلس وجود داشته باشد و تضارب آرا به‌طور جدی برای حل این مسائل باشد.» لاریجانی و فعالیت برای تصدی ریاست او محدود به این موارد نیست كه گویا برخی از نمایندگان شاخص راه‌یافته به مجلس هشتم كه در استان خود از نفوذ برخوردار هستند مسوول رایزنی و جلب آرای سایر نمایندگان هم‌استانی خود شده‌اند. یكی از نمایندگانی كه در استان خراسان مسوول پیگیری موضوع است به كارگزاران گفت: «واقعیت این است حتی دوسوم اصولگرایان مجلس هفتم برای مجلس آینده رای نمی‌آورند. پیام مهمی را مردم به اصولگرایان داده‌اند و آن پیام این است؛ اگرچه ما به سمت اصولگرایی گرایش داریم اما نسبت به اصولگرایان مجلس هفتم انتقاداتی داریم كه برای دور بعد به آنها رای نمی‌دهیم.» این نماینده گفت نتیجه چنین تحلیلی این می‌شود كه مردم از تركیب هیات‌رئیسه فعلی مجلس نیز ناراضی هستند.
تحلیل این نماینده در شرایطی كه آرای حداد عادل به عنوان اولین منتخب تهران در دور اول انتخابات را ملاك قرار دهیم به واقعیت نزدیك‌تر می‌شود. حدادعادل بیش از 700 هزار رای از حوزه انتخابیه بزرگ تهران نداشت اما آرای حدادعادل در مقام ریاست مجلس هفتم نیز دستخوش تغییر و تنزل بود. او كه در سال اول توانست 226 رای از نمایندگان كسب كند در سال دوم و سوم با 160 و 150 رای سمت ریاست را حفظ كرد و در سال پایانی مجلس بیش از 170 رای اصولگرایان را نداشت. براساس اخبار شنیده شده در راهروهای پارلمان جبهه متحد اصولگرایان نیز نسبت به كاهش آرای حدادعادل در مجلس نگرانی دارد و از این‌رو احتمال چرخش از او به سمت كاندیدای دیگر وجود دارد. اكنون طیف حامیان حدادعادل در مجلس محدود به چهره‌هایی چون احمد توكلی، حسین فدایی و الیاس نادران است؛ گرچه حدادعادل به صراحت كاندیداتوری خود برای مجلس هشتم را اعلام كرده و گفته است قصد انصراف از مسوولیت ندارد. اما به نظر می‌رسد علی لاریجانی با برنامه‌ریزی‌ای كه مخصوص خانواده لاریجانی‌هاست تلاش كرد تا روزهای پایانی موضع‌گیری صریحی نسبت به كاندیداتوری خود نداشته باشد اما اكنون زمان علنی شدن رقابت است.
لاریجانی در نشست مطبوعاتی در شهر ساری گفته است انتخاب رئیس مجلس باید دموكراتیك باشد، همه نمایندگان در این مورد می‌توانند صاحب نقش باشند تا موضوعات قابل طرح در مجلس را پیگیری كنند.
وی درباره اجماع اصولگرایان برای انتخاب رئیس مجلس هشتم نیز گفت: این یك روش متعارف در دنیا محسوب می‌شود كه جریان‌های مختلف كاندیداهای موردنظر خود را معرفی می‌كنند. لاریجانی شرایط حال حاضر در مجلس هشتم را از جنس دیگری توصیف كرد و گفت: به‌رغم اینكه احزاب كاندیداهای مختلفی را مطرح می‌كنند گرایش من در ساختار اداره مجلس این است كه به جای نگاه حزبی نگاه ملی جایگزین شود.
وی از دعوت شدن خود در جلسه جبهه متحد اصولگرایان كه روز پنجشنبه همین هفته تشكیل می‌شود خبر داد و افزود: اگر موانعی برای من به وجود نیاید قطعا در این جلسه شركت می‌كنم. گرچه لاریجانی در مهمانی رقیب خود حدادعادل برای راه‌یافتگان به مجلس شركت نكرد اما گفته است: «حتما در جلسه پنجشنبه حاضر می‌شود» پنجشنبه روز مهمی برای حدادعادل و لاریجانی است و تكلیف كرسی ریاست مشخص می‌شود. مطمئنا تعیین ریاست مجلس نقش مهمی در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری نیز خواهد داشت زیرا علی لاریجانی و غلامعلی حدادعادل هر دو از كاندیداهای احتمالی جناح اصولگرا در انتخابات ریاست‌جمهوری خواهند بود.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

مسئله صدور انقلاب یکی از پر حرف و حدیث ترین مباحث بعد از انقلاب بوده است. در اوائل انقلاب واحد نهضت های آزادیبخش سپاه تشکیل شد که سید مهدی هاشمی مدیریت آن را داشت که وقتی قرار شد با وی برخورد شود، بنا به کتاب خاطرات چاپ شده آقای ری شهری، از مراکز مربوط به آنان سلاح های فراوان کشف شد که همگی برای اعزام افراد و مواد انفجاری به سایر کشورها با هدف صدور انقلاب طراحی شده بود. در همان کتاب آقای ری شهری مکاتباتی از آیت الله منتظری وجود دارد که نسبت به ارسال ساک های حاوی مواد منفجره به عربستان توسط عوامل غیر مرتبط، به مهدی هاشمی در سال قبل آن ماجرا اعتراض می کند که معلوم میشود عوامل دیگری هم به این فکر اعتقاد داشتند..این برداشت از صدور انقلاب – اگر چه احتمالا بعد از سید مهدی هاشمی هم کم وبیش ادامه داشت – نه شدنی بود و نه مفید. زیرا عملاهمه دنیا از ایران ترسیدند و همه در برابرمان موضع گیری می کردند.برداشت دیگر این بود که انقلاب اسلامی، یک تفکر است و ظرفیت آن را دارد که بطور طبیعی بر دلها بنشیند و صادر شود.آقای خاتمی پریروزها با جمعی از انجمن اسلامی دانشجویان گیلان سخنانی گفته است که همین دو نوع طرز تفکر را در مورد صدور انقلاب مطرح می کند و اشاره دارد که صدور انقلاب، صدور الگو است، نه اینکه با اسلحه و مواد انفجاری به سراغ سایر کشورها بروند. و بعد بیشتر روی این نکته تاکید می کند که اگر ما نتوانیم در داخل ایران، نوعی رفتار کنیم که الگو باشیم، عملا نمی توانیم به فکر صدور این ایده باشیم. گاهی بعضی سخنان بی آنکه گوینده بخواهد با حوادث جهانی پیوند می خورد و معنای ویژه ای پیدا می کند. مثل وقتی که همه دنیا از آمریکا می پرسیدند که سلاح هسته ای به چه درد ایران می خورد که دنبال ساخت آن باشد، حرف آقای احمدی نژاد که گفت می خواهیم اسرائیل را از بین ببریم، کاملا مشکل آمریکا در تبلیغات را از بین برد و به همه دنیا اعلام کرد که رژیمی که می خواهد یک کشور دیگر را محو کند، حتما از سلاح هسته ای باید استفاده کند. این حرف آقای خاتمی که هیچ ربطی به حوادث فعلی عراق نداشت، توسط بعضی از رسانه های دنیا، مورد سوء استفاده قرار گرفت و آن را مرتبط  وضعیت فعلی ادعای وجود نظامی ایران در عراق معرفی کردند. اصحاب کیهان خیلی با مزه این حرف حق آقای خاتمی را خیانت ملی می نامند و لی هنوز در کف افتخارآفرینی آن گاف آقای احمدی نژاد هورا سر می دهند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 ۷۷ نماينده مجلس شوراي اسلامي با اشاره به ماده 192 آيين‌نامه داخلي مجلس در تذكري آيين‌نامه‌اي خطاب به محسني اژه‌اي وزير اطلاعات اعلام كردند كه خواستار رسيدگي عاجل به سخنان بي‌مبنا و خلاف امنيت ملي و مضر به وجهه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران در عرصه بين‌المللي از سوي يكي از مسئولين سابق كشور هستند.

به گزارش «جهان» اين نمايندگان كه تذكر خود را امروز تقديم هيات رئيسه مجلس كردند با اشاره به سخنان اين مسئول سابق كشور در جمع شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه گيلان مبني بر اينكه "امام چه مي‌خواست و منظورش از صدور انقلاب چه بود؟ اين كه ما اسلحه بگيريم و در ديگر كشورها انفجار ايجاد كنيم و گروه‌هايي درست كنيم كه در ديگر كشورها خرابكاري كنند؟ امام به شدت با اين رفتارها مخالف بود و برخورد مي‌كرد" تاكيد كردند: اين سخنان در هفته جاري مستمسك بسياري از محافل و رسانه‌هاي استكباري و صهيونيستي براي حمله به نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و متهم نمودن كشور ما به تروريسم گرديده است.
77 نماينده در تذكر خود اضافه كردند: شايسته است ضمن تذكر به نامبرده در رعايت مصالح جمهوري اسلامي، بررسي گردد با كدام مستندات و با چه انگيزه و حقي ايشان به خود اجازه دادند با سخناني نسنجيده نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران را كه به فرموده حضرت امام حفظ آن از اوجب واجبات است در افكار عمومي جهان زير سوال ببرند و موجب باز شدن راه ياوه‌سرايي بيگانگان و دشمنان عليه اين نظام مقدس گردند.
اين تذكر طبق آيين‌نامه داخلي مجلس صبح فردا بايد توسط رئيس وقت جلسه علني مجلس از تريبون مجلس قرائت شود.
فارس گزارش داد راديوفردا در همين ارتباط ادعا کرده است: اين فرد در حالي اين سخنان را بيان مي كند كه آمريکا مداركي مبني بر تامين سلاح، پشتيباني و آموزش شبه نظاميان شورشي در عراق از سوي ايران ارايه کرده است .
خبرگزاري آمريكايي آسوشيتدپرس، با دستمايه قرار دادن بخشي از ابهام گويي وي، بهانه اي براي طرح ادعاهاي آمريكا عليه جمهوري اسلامي يافته است.
آسوشيتدپرس در خبري از مبدأ تهران نوشت: وي گفته است، صدور خشونت به ديگر كشورها، خيانت به اسلام و انقلاب سال 1979 است و بلافاصله نتيجه گيري كرده است كه اين اظهارنظر وي، متهم ساختن مسؤولان كشور به طرح ريزي ناآراميها در خارج از ايران بود.
نامبرده كه رسانه آمريكايي وي را «يك اصلاح طلب و روشنفكر مردمي» ناميده است، بدون اشاره اي به مصاديق ابهام گويي اش افزوده است: مقامات آمريكا، ايران را به تجهيز و آموزش شبه نظاميان در عراق متهم مي كنند، اما تهران اين اتهام را تكذيب مي كند.
رسانه هاي غربي نظير خبرگزاري آمريكايي آسوشتيدپرس و خبرگزاري فرانسه با انعكاس گسترده سخنان نادرست وي، اين اظهارات را نشانه اعتراف ايران به اقدامات خشونت آميز در ساير كشورها دانستند!

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

پس از چندین سال سكوت و از گوشه‌ای نگریستن طاقتم تمام شد. بدین جهت بر خود لازم دیدم به عنوان خواهر تمام شهدا و بزرگ خانواده باكری، گفتنی‌هایم را بگویم و یقین دارم این نوشته‌ها، خواسته برادران شهیدم هست؛‌ تشكر از صحبت‌های خالصانه دوستداران واقعی شهدا و گله از دوستداران موقعیت طلب خون شهدا.

من از مهدی و حمید سخن می‌گویم، ولی یقین دارم این درددل همه خانواده‌های شهداست. در خون باكری‌ها، عشق و علاقه به مقام و منصب و دنیاطلبی به لطف پروردگار وجود نداشت و ندارد. به همین علت، علی و مهدی و حمید گمنام زیستند و بدون ادعا زندگی كردند و خدمت خالصانه و بلاعوض را پیشه خود كردند.

شمایی كه به نام مهدی و حمید مراسم بزرگداشت به ویژه برای مهدی بر پای می‌كنید، آیا واقعاً آنها را شناخته بودید؟ آیا می‌دانید كه برادران من از هرج و مرج بیزار بودند و اسراف از بیت‌المال را بر خود حرام می‌دانستند؟ آیا می‌دانید كه آنها حتی با خودكار بیت‌المال نامه به خانواده و همسرانشان ننوشتند؟ آیا می‌دانید مهدی زمانی كه مسئول شهرداری ارومیه بود، حتی یك بار برای رفت‌وآمد به منزل تا محل كار از اتومبیل دولتی و راننده استفاده نكرد؟ آیا می‌دانید حمید زمانی كه اتومبیل جهاد در اختیارش بود، برای انجام امور خانواده از اتومبیل خانواده‌اش استفاده می‌كرد؟ آیا می‌دانید شهردار بودن مهدی را اهالی كارخانه قند ارومیه كه در آنجا بزرگ شده بود و اطرافیانش، حتی بسیاری از بستگان كه دور و بر او زندگی می‌كردند، نمی‌دانستند؟

پس چرا همه ساله پول‌های كلان از بابت بزرگداشت مراسم از بیت‌المال برای پوسترها و غیره برای او مصرف می‌شود؟

مهدی و حمید همیشه می‌گفتند، به قدری بزرگوارهای بسیجی در جبهه‌ها هستند كه ما از آنها شرمنده‌ایم. چرا از آن بزرگوارها یاد نمی‌كنند؟ چرا از حال خانواده آن بزرگواران نمی‌پرسند و من امروز می‌پرسم چرا وقتی برای مهدی مراسم یادبودی در زادگاهش ارومیه برگزار می‌شود، عده‌ای به شمار انگشتان دست شركت می‌كنند، ولی برای مراسم تهران، چندین اتوبوس و پروازهای هوایی از ارومیه به تهران عازم می‌شوند؟ پاسخ این را هم شماها خوب می‌دانید، هم ما. برادران من در زمان حیات، وقتی از دل و جان و باصداقت مشغول به خدمت به جمهوری اسلامی بودند، زیر تهمت‌ها و انواع مارك‌ها خرد شدند.

شما را به خدا سوگند می‌دهم پس از شهادتشان با اعمال و رفتارهایی كه مورد علاقه و تأیید آنها نبوده و در خلاف جهت اهداف آنهاست، استخوان‌های گم شده آنها در خاك عراق را اینقدر نلرزانید.

شما اگر مهدی و حمید و مهدی‌ها و حمیدها و همت‌ها و... را خیلی دوست دارید، این هزینه‌ها را برای ایجاد كارخانه و اشتغال برای فرزندان شهدا و رسیدگی به خانواده‌هایی كه هدفشان از جان بر كف گذاشتنشان، تنها بهتر زندگی كردن ملت فقرزده بود صرف كنید.

همه ساله از طرف همسران این شهدا، مراسم بزرگداشتی برگزار می‌شود كه قدم تمام علاقه‌مندان به این شهدا روی چشم‌های خانواده باكری است. شما مسئولان گرامی، اگر علاقه‌مند به بزرگداشت و یادبود شهدا هستید، می‌توانید با برگزاری سخنرانی بدون هزینه‌های كلان از شهدا یاد كنید و دیگر نیازی به صرف هزینه‌های گزاف و زدن پوستر و اسراف نیست، چون اگر آنها دوستدار این مسائل بودند، مانند خیلی‌های دیگر در جبهه‌ها نبودند و با عشق و علاقه از همه چیزشان نمی‌گذشتند.

مهدی از مبارزه هدف داشت. همیشه می‌گفت، قرار است حكومت عدل علی در كشور برقرار شود. همسایه گرسنه‌ای نخواهیم داشت. دیگر فاصله طبقاتی وجود نخواهد داشت. آیا این است دوست داشتن مهدی باكری؟ حمید عاشق فرزندان و همسرش بود. مگر مهدی به پدر شدن و زندگی در كنار خانواده و عزیزانش علاقه نداشت؟ ولی آنان هدفی بالاتر از خود و خانواده‌هایشان داشتند.

آنها به ما می‌گفتند: اگر ما به جنگ كفر نرویم، بلایی كه بر سر زنان سوسنگرد آمد، بر سر شما هم می‌آید. باید از دین و كشورمان دفاع كنیم تا آزاده زندگی كنیم و حالا آیا این است پاسخ به هدف و خواسته آنها؟ ملتمسانه خواهش می‌كنیم دیگر من و مای دل سوخته طاقت دیدن این كارها را به نام شهدا نداریم. از بزرگوارانی یاد كنید كه بسیار پاكتر و خالصتر از مهدی و حمید بودند (به گفته خود آنها).
 
به خود آیید و این همه برای رسیدن به مقام و اهداف دنیوی به دنبال گروه‌بندی و موافق و مخالف هم بودن نباشید. شما هم چند صباحی مثل آنهایی كه در زمان حیاتشان مصدر كار بودند، ولی مثل پایین‌ترین رده كاركنانشان زندگی كردند، باشید تا شاید خون شهدا از شما راضی باشد. چون همیشه شعار زمان انقلاب در گوش‌هایم زنگ می‌زند.

من وظیفه بر خود دانستم به عنوان یك خواهر و یك مسلمان كه در آن زمان فریاد می‌زدیم، سكوت هر مسلمان خیانت است به قرآن و هیهات من الذله، اكنون نیز مسلمانی هستم كه همان راه را می‌روم.

دیگر طاقت سكوت كردن و شاهد بودن بر بی اعتنایی به خواسته‌ها و اهداف و تفكر شهیدانم را ندارم. با بازگو كردن فشار درونم وظیفه ام را نسبت به شهدا خالی كرده و انجام می‌دهم.

هر بار در روزنامه‌‌ها مطالبی غیرواقعی می‌خوانم تنم می‌لرزد. در روزنامه‌ای نوشته شده بود، «مهدی پس از فرار از پادگان به دستور امام (ره) زندگی مخفی‌اش را آغاز كرد» مهدی هیچ وقت زندگی مخفی نداشت. مهدی پس از دستور امام راحل، بر ترك پادگان‌ها به ارومیه نزد خانواده‌اش برگشت و گفت: حالا زمان مبارزه علنی است و اعلامیه‌های امام را به همراه آورده بود كه شب‌ها توسط خواهر و برادرهای كوچكترمان در كارخانه قند و منازل پخش می‌شد و شب‌ها بر دیوارها، شعارهای انقلاب را می‌نوشتند و به همراه شهید مهدی امینی و چند تن از دوستانش به شهرهای پیرامون ارومیه برای سخنرانی و آگاهی دادن به مردم می‌رفتند تا زمان بازگشت امام كه به تهران رفت. مهدی هیچ گاه به غیر از زمان تحصیل دانشگاهی‌اش، دور از خانواده زندگی نكرد و مخفی هم نبود.

خواهشمندم چنانچه از درستی مطالب مطمئن نیستید، از باكری‌ها چیزی ننویسید.

با تشکر خواهر باکری‌ها و خانواده آنها

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

زودتر از آنچه تصور میشد، انتخابات ریاست‌جمهوری بهار 88 بر فضای سیاسی كشور سایه انداخته است. این اتفاق در میان اصلاح‌طلبان زودتر آشكار شده است. این جناح سیاسی كه تازه از كارزار سخت و دشوار و نابرابر انتخابات مجلس هشتم بیرون آمده، انتخابات سال آینده ریاست‌جمهوری را موقعیتی می‌بیند كه حتی اگر نتواند از نظر تبلیغات و مداخله رسانه‌های قدرتمند همسو با جناح حاكم در انتخابات عادلانه‌ای شركت كند و حتی اگر همچون انتخابات ریاست‌جمهوری سال 84 همچنان شبهات درباره سلامت انتخابات وجود داشته باشد، اما امیدوار است كه با فعالیت مشترك، هماهنگ و تحت لوای نامزدی قدرتمند روند تحولات سیاسی و نتایج انتخابات از سال 81 تاكنون را متوقف كند. شكست‌های پیاپی انتخاباتی كه از دور دوم شوراها آغاز و به دلایل مختلف (به‌ویژه مقاومت جریان حاكم در برابر ورود نیروهای توانمند و محبوب اصلاح‌طلب به عرصه انتخابات) تداوم یافته، اگر در انتخابات آتی ریاست‌جمهوری متوقف نشود، تقریبا جز معجزه و تحولی شگرف در عرصه سیاسی نمی‌توان انتظار بازگشت اصلاح‌طلبان (حتی خودی‌ترین طیف‌های آنها) به ساختار قدرت را انتظار كشید. پذیرش همین واقعیت سیاسی است كه باعث شده انتخابات آتی از هم‌اكنون برای اصلاح‌طلبان شكل بازی مرگ و زندگی را پیدا كند؛ آنچه كه در صورت ناكامی، زمینه انفعال و گوشه‌نشینی بزرگان و ریزش نیروهای جوان جریان اصلاحات و احزاب و گروه‌های این جریان را در پی می‌آورد.


اولین دعوت رسمی از خاتمی
در چنین شرایطی بود كه روز جمعه جلسه مشترك روسای استانی، اعضای شورای سیاستگذاری، اعضای كمیته تبلیغات و شورای مركزی ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان برگزار شد. «عبدالله ناصری» سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان كه این خبر را اعلام كرده، بحث اصلی آن را انتخابات آتی ریاست‌جمهوری ذكر كرده است. در این جلسه، روسای ستادهای استانی با بررسی وضعیت انتخابات جمع‌بندی‌های خود را ارائه دادند و آنچه مورد تاكید قرارگرفت ائتلاف گسترده به عنوان یك تجربه موفق در میان اصلاح‌طلبان بود. ناصری دراین‌باره توضیح داده: «در این جلسه تاكید همگان بر حفظ ائتلاف بود و اینكه ستادها هسته‌های اولیه خود را در سراسر كشور داشته باشند و كماكان با همین ساختار خود را برای انتخابات ریاست جمهوری آینده آماده كنند.» اعضای ستادهایی كه ناصری از آنها نام می‌برد، در انتخابات مجلس هشتم هم‌محور بودن و اهمیت انتخابات آتی ریاست‌جمهوری را كاملا حس می‌كردند. آنجا كه نیروهای جوان عضو ستادها برای تبلیغات به میادین و خیابان‌ها می‌رفتند و وقتی كارت‌های تبلیغاتی ائتلاف اصلاح‌طلبان با عكس‌های آقای خاتمی را به شهروندان می‌دادند، اغلب با این پرسش مواجه می‌شدند:«خودش هم كاندیداست؟». جوانان ستادی هم با خنده می‌گفتند:«اینها یارانش هستند؛ خودش ان‌شاءالله در انتخابات ریاست‌جمهوری». آن پیام و درخواست اجتماعی، خیلی زود در دستوركار انتخاباتی ائتلاف اصلاح‌طلبان قرار گرفته است. چنانكه سخنگوی ائتلاف اصلاح‌طلبان در توضیح محتوای مباحث مطرح شده در جلسه روز جمعه ستاد اصلاح‌طلبان، می‌گوید: «دوستان در ستادهای استانی اشاره داشتند به اینكه برای ریاست جمهوری باید به طور جدی در قالب یك ائتلاف وارد شد، چرا كه اوضاع بسیار حساس و خصوصا آثار و تبعات مشكلات اقتصادی در شهرستان‌ها و استان‌های كشور محسوس است و فردی باید بیاید كه بتواند مورد اجماع عمومی واقع شده و قابلیت برون‌رفت از مشكلات را داشته باشد و مشخصا تمام روسای استانی اعضای ستاد و دبیران كل احزاب بر این نكته تاكید داشتند كه نخبگان و بزرگان اصلاح‌طلب آقای خاتمی را برای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری متقاعد كنند.» درخواست سران ستادهای استانی اصلاح‌طلبان برای ورود خاتمی به انتخابات ریاست‌جمهوری، نخستین درخواست رسمی و جمعی بدنه جریان اصلاحات از رئیس‌جمهور پیشین برای بازگشت به مسوولیت قبلی است. آنچه زمانی «سعید حجاریان» در آخرین روز مسوولیت خاتمی به كنایه به او گفته بود:«برو كه چهارسال دیگر، باید برگردیم سراغ خودت!»

 
سفرهای خاتمی و نگرانی جریان رقیب
خاتمی اینك اما، اغلب روزهایش را در موسسه باران می‌گذراند. جایی كه مدیران دولت خود و جمعی از چهره‌های اصلاح‌طلب را گردهم آورده تا در برابر موج تخریب و تخفیف دستاوردهای دوران اصلاحات در رسانه‌های دولتی و محافظه‌‌كار، موضع‌گیری و واكنش و تحركی را به نمایش‌گذارد. فعالیت‌های این موسسه البته بیشتر علمی و فرهنگی بوده و نتوانسته و نخواسته رنگ و بوی كار جدی سیاسی و تشكیلاتی را به خود بگیرد. در این میان، تدارك سفرهای استانی خاتمی در سال گذشته كه با استقبال گسترده مردم هم همراه بود، بیشترین بازتاب را در میان فعالیت‌های موسسه باران داشته است. سفرهایی كه قرار است امسال نیز ادامه یابد و رئیس‌جمهور پیشین به مناسبت‌های مختلف در جمع هواداران اصلاحات در نقاط مختلف كشور حاضر شود. این سفرها البته پیشاپیش نگرانی رسانه‌ها و جریانات مخالف اصلاح‌طلبان را در پی آورده است. چنانكه یك سایت اصلی این جریان در ابتدای سال جاری نسبت به آنچه «آغاز سفرهای تبلیغاتی خاتمی از اردیبهشت‌ماه» نامید، ابراز نگرانی كرد و هشیاری همفكرانش را در برابر تبعات فعال شدن خاتمی در عرصه سیاسی خواستار شد. «مرتضی حاجی» مدیرعامل موسسه باران البته تبلیغاتی بودن این سفرها را رد می‌كند و آن را فراتر از مسائل انتخاباتی می‌داند:«سفرهای استانی آقای خاتمی ارتباطی با انتخابات نداشته و ندارد و نباید این رابطه دو طرفه بین ایشان و مردم را در حد فعالیت‌های انتخاباتی تنزل داد. آقای خاتمی به دعوت شخصیت‌های شاخص هر استان سفر می‌كنند و مردم علاقه‌مند هستند كسی را كه طی دو دوره دولت خود، ایران را در صحنه‌های بین‌الملل در اوج عزت و اقتدار قرار داد و به‌رغم آنكه شعار انتخاباتی‌اش مسائل اقتصادی نبود، همت جدی در حل و فصل مشكلات اقتصادی، رفع موانع سرمایه‌گذاری و ایجاد رونق در فضای اقتصادی و اصلاح قوانین مادر در این زمینه داشت، از نزدیك ببینند و از مشكلاتشان با ایشان صحبت كنند، متقابلا آقای خاتمی نیز به دلیل احترامی كه برای مردم قائل هستند این فرصت را برای حضور در میان مردم و انرژی گرفتن از اجتماع عظیم و محبت‌آمیز آنها غنیمت می‌دانند؛ بنابراین این یك رابطه دوطرفه است كه نباید آن را در حد فعالیت‌های انتخاباتی تنزل داد.» حاجی البته رد نمی‌كند كه یكی از درخواست‌های اصلی از خاتمی در جریان این سفرها بازگشت به جایگاه ریاست‌جمهوری است. در بسیاری از این سفرها، خاتمی خود را در برابر جمعیت چندهزار نفره هوادارانش با شعارها و پلاكاردهایی روبه‌رو می‌بیند كه مضمون آنها «خاتمی پاینده؛ رئیس‌جهور آینده» است. حاجی به‌عنوان یكی از یاران نزدیك خاتمی به صراحت این نكته را متذكر می‌شود: «در مورد اینكه آیا اصلاح‌طلبان در انتخابات آینده حضور خواهند داشت یا نه باید گفت بله؛ اما اینكه نامزد انتخاباتی آنان چه كسی است طبیعتا همه نگاه‌ها و تقاضاهای انبوه اجتماعی به سمت آقای خاتمی است و امیدواریم مسائل مربوط به انتخابات مجلس كه گله‌های جدی برای ایشان ایجاد كرده زودتر رفع شود و كشور شرایط را برای حضور یكی از برجسته‌ترین شخصیت‌هایش فراهم كند». مدیرعامل بنیاد باران البته از تردیدها و پاسخ‌های منفی خاتمی به درخواست‌هایی خبر می‌دهد كه تاكنون به شكل غیررسمی و جسته گریخته مطرح شده است:«امیدوارم آقای خاتمی با وجود اینكه گفته‌اند علاقه‌ای به نامزدی انتخاب ریاست‌جمهوری آینده ندارند، به دلیل تقاضای انبوه و رسالتی كه نخبگان كشور برای حل و فصل مشكلات بر عهده دارند در این تصمیم خود تجدیدنظر كنند.»
حضور خاتمی در انتخابات آتی ریاست‌جمهوری غیر از آنكه شانس اصلاح‌طلبان برای پیروزی در برابر احمدی‌نژاد و سایر نامزدهای مخالف را افزایش می‌دهد، اصلاح‌طلبان را از خطر چندگانگی و داشتن چند نامزد در میدان ریاست‌جمهوری دور می‌كند. چنانكه هفته گذشته «محمدرضا عارف» معاون اول خاتمی، نامزدی احتمالی خود را منوط به نیامدن آقای خاتمی كرد. همچنین احزاب و گروه‌های اصلی اصلاح‌طلب برنامه اصلی و نخست را راضی كردن خاتمی برای ورود به میدان قرار داده‌اند و امیدوارند كار آنها به برنامه دوم، یعنی یافتن نامزد جایگزین نكشد. حتی به نظر می‌رسد «مهدی كروبی» دبیركل حزب اعتمادملی كه از مدت‌ها قبل نامزدی‌اش برای انتخابات ریاست‌جمهوری قطعی به نظر می‌رسد، با توجه به نتایج انتخابات مجلس و موقعیت خوب فهرست آقای خاتمی – با وجود همه مشكلات و ردصلاحیت‌ها- ورود قطعی خود را تا مشخص شدن تصمیم خاتمی به تعویق انداخته باشد. چنانكه وی دیروز در مصاحبه‌ای اعلام كرد كه حزب اعتماد ملی تا كنون فعالیتی برای انتخابات ریاست‌جمهوری انجام نداده است و بنا ندارد فعلا دراین‌باره بحث كند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

در فرهنگ کهن ایران، واژه ی اندیشه برانگیزی وجود دارد:"خویشکاری"
یعنی هر کسی کار خودش را درست انجام بدهد...مثلا رییس جمهور مسئول اداره امور اجرایی کشور است. اصلاح امور جهان یا رهبری جهان اسلام به او ربطی ندارد. دادستان کل کشور بایستی نگران پرونده های قضایی و حقوق مردم باشد...مثل پرونده دکتر زهرا که در همدان در بازداشتگاه کشته شد...پرونده های دانشجویان...همین حسینیه شیراز و...اما دادستان کل در باره واردات عروسک بیانیه می دهد...وزیر کشور معمولا در باره مسایل اقتصادی مصاحبه می کند و از دستاوردهای اقتصادی می گوید...استاندار لرستان در باره این که ما جزو پنج کشور اتمی دنیا هستیم حرف می زند...
سال ها پیش رفته بودم به اردوگاه نگهداری بیماران جذامی در تبریز...خاطره غریبی بود...دیدن راهبه های اروپایی که سالیان سال است در خدمت جذامیان عمر می گذرانند و فارسی را هم با لهجه آذری حرف می زنند...رفتم مدرسه ابتدایی کودکان جذامی ها...مدرسه مثل یک زباله دانی در میان باغ بود...تار و غبار گرفته. کثیف، آن چنان که نفست بند می آمد...در دفتر مدرسه با مدیر مدرسه صحبت می کردم. گفت علوم سیاسی خوانده، شروع کرد به تحلیل مسایل ایران و جهان. گفتم:" می دونی مهمترین مساله جهان چیه؟"
چند مساله ای را بر شمرد. مدام می گفتم نه! از اون مهمتر هم هست. دست آخر پرسید :" کدوم مساله؟"
گقتم:" مدرسه باباباغی!" تو باید یه این مدرسه برسی. اگر به جای تو بودم. با کمک بچه ها مدرسه را جارو می کردم. رنگ می زدیم. از آموزش و پرورش کمک می گرفتم...تو برادر عزیز به درد این مدرسه نمی خوری. تو باید رییس بشی...
آن مدیر مدرسه باباباغی تنها نمانده است...
انگار مدرسه و مدیر تکثیر شده است...

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

روزهایی بود كه در ایران روزنامه‌نگار شدن دشوار بود روزهایی كه روزنامه‌ها و نشریه‌های كشور معدود بود و محدود بود به دل‌خسته‌های نسل اول روزنامه‌نگاری ایران كه دو دهه هر دم بر جنازه نشریه‌ای مویه كرده بودند و در سوگ از دست دادن رسانه‌ای سیاه‌پوش شده بودند و باز هم صبوری كرده و روزنامه‌نگار مانده بودند. از سیاسی‌نویسی به سینمایی‌نویسی روی آورده بودند اما روزنامه‌نگار مانده بودند؛ از سیاسی‌نویسی به ادبی‌نویسی روی آورده بودند اما روزنامه‌نگار مانده بودند؛ از روزنامه‌نویسی به ماهنامه‌نویسی روی آورده بودند اما روزنامه‌نگار مانده بودند؛ از نشریه‌های عمومی به مجله‌های تخصصی تبعید شده بودند اما حتی در تبعید هم روزنامه‌نگار مانده بودند.

روزهایی كه روزنامه‌ها و نشریه‌های كشور معدود بود و محدود بود به دل‌خسته‌های نسل اول روزنامه‌نگاری ایران كه دو دهه هر دم بر جنازه نشریه‌ای مویه كرده بودند و در سوگ از دست دادن رسانه‌ای سیاه‌پوش شده بودند و باز هم صبوری كرده و روزنامه‌نگار مانده بودند. از سیاسی‌نویسی به سینمایی‌نویسی روی آورده بودند اما روزنامه‌نگار مانده بودند؛ از سیاسی‌نویسی به ادبی‌نویسی روی آورده بودند اما روزنامه‌نگار مانده بودند؛ از روزنامه‌نویسی به ماهنامه‌نویسی روی آورده بودند اما روزنامه‌نگار مانده بودند؛ از نشریه‌های عمومی به مجله‌های تخصصی تبعید شده بودند اما حتی در تبعید هم روزنامه‌نگار مانده بودند. ورود به این جمع دل‌خسته و مویه‌كرده و سیاه‌پوشیده البته سخت بود كه اینان به چشم خویش هجوم نوآمدگان را دیده بودند. همان انقلابیان كاغذی كه به جای اسلحه، قلم برداشته بودند و به جای خونریزی، جوهرفشانی می‌كردند. پس چه انتظار كه نسل اول روزنامه‌نگاری ایران آغوش برای این نوآمدگان بگشاید كه آنان اهل آغوش نبودند. نسل اول با جوانانی كه آمده بودند تا در روزنامه‌نگاری انقلابیگری پیشه كنند سرسنگین بودند چرا كه هدف این انقلاب واژگونی حاكمیت ایشان بود. همین دیوار بلند بی‌اعتمادی سبب شد نسل دوم روزنامه‌نگاری ایران كمتر بتواند با نسل اول رابطه‌ای معتمدانه برقرار كند. نهایت همراهی آنها همزیستی بود: روزنامه‌های بزرگ جای نسل دوم بود و ماهنامه‌های كوچك جای نسل اول. روزنامه‌نگار شدن سخت بود اما روزنامه‌نگار ماندن ممكن. جوانان به سختی می‌توانستند اعتماد پیران و استادان را جلب كنند تا تجربه‌ها سینه به سینه به نسل‌ها سپرده شود. رازها ناگشوده می‌ماند و رمزها گشوده نمی‌شد. روزنامه‌نگاران كه خود اهل خاطرات و خطرات بودند خاطرات خود را از تیتر و روتیتر و سوتیتر و سانسور و چاپ و صحافی و صفحه‌بندی و احضار و گاف و خبرخوردگی و محرم‌علی‌خان‌ها و خبر دزدیدن از چاپخانه و كازیه را در سینه نگه می‌داشتند تا مبادا به همین اتهامات شریف محاكمه شوند!


روزهایی شد كه در ایران روزنامه‌نگار ماندن دشوار شد
روزهایی كه روزنامه‌ها و روزنامه‌نگارها به قدرت رسیدند و به دولت و مجلس رفتند. وزیر شدند و وكیل و تعداد روزنامه‌ها چنان فزونی گرفت كه به تعداد بیشتری روزنامه‌نگار نیاز شد. روزهایی كه نسل سوم روزنامه‌نگاری ایران به دنیا آمد. آغوش‌ها گشوده شد و حلقه‌ها باز شد. هراس‌ها از میان رفت و بی‌پروایی آمد. هركس می‌توانست روزنامه‌نگار شود. روزنامه‌نگار می‌توانست هرچه بخواهد بنویسد. روزنامه‌نگاری حرفه‌ای شد. روزنامه‌نگاری پول‌ساز شد. روزنامه‌نگاران به شخصیت‌های مرجع اجتماعی تبدیل شدند. روزنامه‌نگاری دیگر دلمشغولی روشنفكرانه نبود. شور و شوق جوانی بود. معركه‌گیری سر پیری هم بود. بودند از نسل اول روزنامه‌نگاری ایران كه به نسل سوم پیوستند و چه خوب، كه احیا شدند. اما روزنامه‌نگار ماندن عجیب سخت شد. حاكمیت به نسل سوم به دیده تردید می‌نگریست. آنان را بازیچه دست منتقدان می‌دید و جواب پارلمان و دولت را در روزنامه و مجله می‌داد. شگفتا كه نسبتی میان این توپخانه و آن سنگر نبود: توپخانه‌های آتشین و سنگرهای كاغذین. از سوی دیگر جاه‌طلبی جوانی و بلندپروازی ذاتی روزنامه‌نگاری چون بنگ و افیون در جان نسل سوم افتاد. اگر دیگران می‌توانستند به عنوان مدیرمسوول و صاحب‌امتیاز و ستون‌نویس با چاپ مجموعه مقالات مطبوعاتی خود وزیر و وكیل شوند چرا جوانان نتوانند؟ و این همان آفت نسل سوم روزنامه‌نگاری ایران شد. برخی به هوس قدرت افتادند و برخی در افسون فرنگ فرورفتند. اینترنت كه آمد و تلكس كه منسوخ شد و وبلاگ به دنیا آمد تعداد كسانی كه سردبیر خودشان شدند بیشتر شد و شگفتا كه حاكمیت هم این بریدن از خاك و كاغذ و پناه بردن به خاك بیگانه و كاغذ الكترونیك را ترویج می‌كرد. حاكمیت با این توقیف‌ها و اپوزیسیون با آن تحویل‌گرفتن‌ها فرصت روزنامه‌نگار شدن را از ما گرفته است. ما باید سال‌ها بمانیم تا روزنامه‌نگار شویم. روسای‌جمهور بسیار و وزیران زیادی باید بروند تا ما روزنامه‌نگار شویم. در ایران اما برعكس است: نسل‌های روزنامه‌نگاری عوض می‌شوند اما روسای دولت‌ها سال‌ها باقی می‌مانند! به ما حتی فرصت اشتباه كردن نداده‌اند؛ با یك گناه از بهشت مطبوعات بیرون می‌شویم.

این روزها، روزنامه‌نگار ماندن سخت شده است
كم هستند مانند احمد بورقانی كه در عین روزنامه نداشتن روزنامه‌نگار بمانند. برای برخی روزنامه‌نگاری مقصد است و برای برخی وسیله. برای برخی روزنامه‌نگاری كاروانسرای بین راه است و برای برخی سرای باقی. اما با این توقیف‌ها، با این قتل‌نفس‌ها، با این نفس در نطفه خفه كردن‌ها، با این افسون‌های فرنگ، با این وبلاگ‌های قشنگ، با این روابط عمومی‌های فرمانبردار، با این بولتن‌های چاپ اعلا، با این حقوق‌های بخور و نمیر، با این دنیای متناقض مگر می‌توان روزنامه‌نگار ماند؟ این پرسش وسوسه‌انگیز نسل سوم روزنامه‌نگاری ایران است. ما روزنامه‌نگاران نسل سوم مرگ‌آگاه‌ترین مردمان ایران هستیم. چرا كه مرگ عزیزان بسیاری را دیده‌ایم. عزیزان كاغذی، عزیزان بی‌جانی كه در آغوش ما جان به جان‌آفرین تسلیم كردند. ما روزنامه‌نگاران نسل سوم تحقیرشده‌ترین نسل روزنامه‌نگاران هستیم. ما مصداق كسانی هستیم كه هرگز از یك دقیقه بعد زندگی خود خبر ندارند. بر آینده ما نه منطق حكم می‌كند، نه عقل، نه احساس، نه عاطفه. هیچ‌كسی از آینده خود خبر ندارد اما می‌تواند برای آینده خود- حداقل آینده كوتاه‌مدت خود- برنامه‌ریزی كند اما ما نمی‌توانیم برای فردای خود برنامه‌ریزی كنیم. هر روز كه به دفتر نشریه خود می‌رویم نمی‌دانیم كه آیا فردایی هم در كار هست؟ نكند فردا دوشنبه باشد كه دوشنبه‌ها روز تشكیل جلسه هیات نظارت بر مطبوعات است. نكند فردا یكی از شنبه‌ها یا دوشنبه‌ها یا یكشنبه‌ها یا سه‌شنبه یا چهارشنبه‌ها یا پنجشنبه‌هایی باشد كه ممكن است شعبه‌ای در دادگاه حكم توقیف نشریه ما را بدهد.

خدا را شكر كه جمعه تعطیل است! ما حتی شب عید هم نداریم. ما حتی شب‌های عید هم- درحالی كه بر مجلات و نشریات‌مان لباس نوروزی پوشانده‌ایم- لباس سیاه می‌پوشیم و در غم از دست دادن مجلاتی كه نوروز را نمی‌بینند می‌سوزیم. ما سال‌های عمرمان را با ویژه‌نامه‌های نوروز می‌شماریم؛ ویژه‌نامه‌هایی كه روزبه‌روز كمتر می‌شوند. به خنده‌هایمان نگاه نكنید؛ ما از دل سوگواریم. به جشن‌هایمان نگاه نكنید ما از سر بی‌خیالی خوشحالیم. كدام شغل و كدام كاسبی را سراغ دارید كه به كوچك‌ترین خطا شاغلان و كاسبان در آن به اعدام محكوم شوند؟ به جرم خطای یك نفر همه كارگران و كاسبان یك محل را از كار بیكار كنند؟ به اتهامی در 10 سال پیش پس از 10 سال توقیف حكمی برای 10 سال بعد بدهند «و دیگر هیچ»...

روزنامه‌نگار شدن برای نسل ما آسان بود اما روزنامه‌نگار ماندن چه دشوار است. این آرزو به دل نسل ما مانده است كه در این كار بماند و پیر شود، پخته شود، باسواد شود، كارشناس شود، روزنامه‌نگار شود. ‌ای كاش پیر شویم. ‌ای كاش در دفتر روزنامه و مجله بمیریم. ‌ای كاش همچون مدیر و سردبیر مجله اشپیگل 50 سال می‌ماندیم و پیر كه نه حتی فسیل می‌شدیم. ‌ای كاش پدرم كه همواره آرزو می‌كرد من كنار روزنامه‌نگاری‌ام در اداره‌ای، وزارتخانه‌ای، سازمانی استخدام می‌شدم، قانع شود كه من سال‌هاست كه استخدام شده‌ام، اما هر روز منحل می‌شود. ‌ای كاش هر روز خانه‌ام را ویران نمی‌كردند تا پدرم باور كند كه من هم كار می‌كنم و نه بازی یا سرگرمی كه روزنامه‌نگاری می‌كنم. ‌ای كاش همانگونه كه به آسانی روزنامه‌نگار شدیم می‌توانستیم به آسانی روزنامه‌نگار بمانیم و بمیریم. ‌ای كاش روزی كه مردیم قطعه‌ای در گورستان برای روزنامه‌نگاران مرده باشد كه ما را در آنجا دفن كنند. نه اینكه مانند مهران قاسمی جوانمرگ شویم كه مانند احمدرضا دریایی بمیریم. آن روز، روز ایرانی آزادی مطبوعات است. روزی كه گورستانی از پیر روزنامه‌نگاران مرده كه پشت میز كار خود مرده‌اند داشته باشیم روز جشن ماست. روزی كه روزنامه‌نگار بمیریم می‌فهمیم كه روزنامه‌نگار زیسته‌ایم. پس جز مرگ آرزویی برای نسل من نكنید.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 در طرح نظرسنجی خرداد ۸۸ شرکت کنید. انتخابات ریاست جمهوری سال آینده برگزار خواهد شد. محافل سیاسی از هم اکنون بحث های زود هنگام خود را آغاز نموده اند. شما به چه کسی رای می دهید و پیش بینی می کنید رییس جمهور بعدی کیست؟

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

سایت «الف» با مدیر مسئولی دکتر احمد توکلی امروز پنج‌شنبه در خبری اعلام کرد که مجمع تشخیص مصلحت نظام کتابهای اهدایی ریاست جمهوری را پس فرستاده است.

به گزارش منابع آگاه در ریاست جمهوری، مجمع تشخیص مصلحت نظام مجموعه کتابهای اهدایی «نشر جمهور» با عنوان «گفتار در روش ایرانیان» را به روابط عمومی مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری پس فرستاد.

بنابراین گزارش، بر اساس رسم متداول و مرسوم، سازمان ها و نهادهای مختلف، آثار مکتوب و انتشارات خود را برای سایر نهادها، ارگان و مراکز علمی و فرهنگی ارسال و اهدا می کنند که مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری با ارسال انتشارات خود بر همین مبنا عمل کرده است و این اولین بار است که یک نهاد اقدام به عودت کتابهای ارسالی نموده است.

کتاب «گفتار در روش ایرانیان» یکی از عناوین جدید مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری است که در آن نامه شهروندان آمریکایی به دکتر احمدی نژاد پس از سخنرانی وی در دانشگاه کلمبیا انتشار یافته است.

مرکز پژوهش و انتشارات ریاست جمهوری، تهیه و تنظیم و انتشار سخنرانی های مهم و مواضع تاریخی رییس جمهور را در دستور دارد که تاکنون کتب مختلفی و منتشر کرده است. اخیراً این مرکز مجوز انتشار فصلنامه «نشر جمهور» را دریافت کرد.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

معلوم نیست 200 مصوبه در 2 ساعت چگونه تصويب مى‌شود

 حجت الاسلام والمسلمين دکتر حسن روحانى گفت: «در سال گذشته انتخابات مهم مجلس شوراى اسلامى را پشت سر گذاشتيم و اميدواريم که مجلس هشتم بتواند رسالت مهمى را که به عهده دارد به مقصد برساند و در راستاى تحول مثبت در کشور تاثير گذار باشد».

به گزارش  مرکز تحقیقات استراتژیک، دکتر حسن روحانى، نماينده مقام معظم رهبرى در شوراى‌عالى امنيت ملى در سفر يک روزه خود به کرمان، در نشست با نمايندگان گروههاى سياسى اين استان با اشاره به برگزارى انتخابات مجلس شوراى اسلامى در کشور گفت: «در سال گذشته انتخابات مهم مجلس شوراى اسلامى را پشت سر گذاشتيم و اميدواريم که مجلس هشتم بتواند رسالت مهمى را که به عهده دارد به مقصد برساند و در راستاى تحول مثبت در کشور تاثير گذار باشد».

نماينده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبرى با حساس خواندن شرايط فعلى کشور در مسايل مختلف بين المللى، منطقه‌اى و داخلى افزود: «در حال حاضر در شرايط حساس و با فراز و نشيب هاى فراوان رو به رو هستيم و در چنين شرايطى مسئوليت سنگينى برعهده مجلس شوراى اسلامى است».

وى گفت: «انتخابات سال آينده رياست جمهورى نيز براى کشور بسيار مهم است و سال حساسى را در نوآورى براى کشور در پيش داريم».

نماينده مقام معظم رهبرى در شوراى عالى امنيت ملى با اشاره به اينکه در کشور معيار سنجش مشخصى براى ارزيابى دوست‌ها وجود ندارد گفت: «تا زمانى که براى معيارهاى مشخص اتفاق نظر نداشته‌باشيم، با مشکل مواجه‌ايم و معلوم هم نيست که کدام گروه موفق بوده‌است».

وى افزود: «در حال حاضر معيارها در کشور ما در حال تغييراند و شعارها تبديل به معيار و شاخص مى‌شود و اين در حالى است که هر گروه با شاخص هاى خود گروههاى ديگر را مى‌سنجد».

دکتر روحانى با بيان اينکه در کشورهاى مختلف دنيا، رسيدن به معيار هاى مشخص را ملاک سنجش خود و ديگران قرار داده‌اند اظهار داشت: «بعد از گذشت 30 سال هنوز در کشور بر سر معيارها توافق جمعى نداريم و مشخص نيست که بعنوان مثال وزير خوب يا بد را با چه معيارى مى‌سنجند»؟

وى گفت: «براى رقابتها ، نقدها و پيشنهادات بايد شاخص ها را در کشور مشخص کنيم و شاخصهاى اقتصادى ، اجتماعى ،سياسى و فرهنگى را معين کنيم تا بر آن مبنا سنجش و نقد و انتقاد را انجام دهيم».

وى تصريح کرد: «مشکل ما اين است که هيچ وقت نتوانسته‌ايم بر سر اين معيارها به توافق جمعى برسيم».

او با اشاره به بحث‌ها و جلسات فراوان براى تصويب چشم انداز 20 ساله کشور و ابلاغ اين چشم انداز توسط مقام معظم رهبرى گفت: «بر اساس اين برنامه کشورمان در سال 1404 بايستى توسعه يافته و از جهات مختلف در منطقه اول باشد و تصويب و ابلاغ سند چشم انداز مى توانست يک شاخص مناسب و معيار توافق جمعى باشد».

دکتر حسن روحانى در ادامه گفت: «اگر سند چشم انداز يک شاخص باشد بر اساس اين مبنا هر دولت بايستى آن را 20 درصد جلو ببرد و اگر نتوانست اين گام را بردارد ناموفق محسوب خواهدشد».

وى با تاکيد بر اينکه دعواهاى حزبى تا حدى خوب و لازم است که تحرک و رقابت سازنده ايجاد کند گفت: «اگر رقابت حزبى معيار و داور نداشته باشد، نمى‌توان گفت که چه کسى برنده‌است و هميشه اين جدال بدون نتيجه خواهدبود».

او در ادامه اظهار داشت: «سال‌هاى ابتداى انقلاب به تثبيت آن گذشت و بعد جنگ تحميل شد و سپس سامان دادن اوضاع کشور پس از جنگ آغاز شد اما قطعاً براى بعد از اين دوران نيز بايد معيار و سنجش داشته باشيم».

نماينده مقام معظم رهبرى در شوراى عالى امنيت ملى در همين مورد افزود: «اگر قبول کنيم که چشم انداز 20 ساله شاخص و معيار است، بايد قدم به قدم پيشرفت در آن را کنترل کرد و اگر در هر سال در يک بيستم آن پيشرفت حاصل شد در آن سال موفق بوده‌ايم».

دکتر روحانى افزود: «هم احزاب و گروهها، و هم مسئولان، بايد به يک اتفاق نظر برسند و براى سنجش موفقيت دولت ها و احزاب، معيار روشن و مشخص داشت و مثلا اگر شاخص ما اشتغال بود، ميزان آن را سنجيد و پذيرفت که با وام، مشکل اشتغال حل نمى‌شود و بايد با رونق اقتصادى و سرمايه گذارى به آن دست يافت».

وى همچنين تاکيد کرد که اگر قرار است به عدالت برسيم نيز، بايد بدانيم که عدالت تنها با شعار به دست نمى‌آيد و عدالت هم معيار و شاخص دارد.

وى اظهار داشت: «آمار و ارقامى که به مردم ارائه مى دهيم خصوصا در زمينه تورم بايد دقيق باشد چرا که مردم به خوبى آن را حس مى‌کنند و هر عدد و رقمى را نمى‌پذيرند».

او با اشاره به اينکه دولت حداقلى معيار است نه حداکثرى گفت: «دولت حداکثرى مانند يک ادم بسيار فربه است که نمى‌تواند به راحتى وظايفش را انجام دهد و يکى از مشکلات دولت اين است که کارها را به مردم وگذار نمى‌کند تا بخش خصوصى با توانايى خود آن را انجام دهد».

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام تاکيد کرد: «دولت بايد به جز امور حکومتى از تصدى‌گرى دست بردارد و اين تاکيد اصل 44 قانون اساسى است».

دکتر روحانى تصريح کرد: «يک مشکل در کشور اين است که وقتى پولدار مى‌شويم، نمى‌دانيم ارز را چگونه خرج کنيم. در مجمع تشخيص مصلحت نظام مصوبه‌اى در حال بررسى است که بنابرآن دسترسى دولت به ذخيره ارزى محدود مى‌شود که البته نظارت مجلس بر حساب ذخيره ارزى نيز لازم است».

 نماينده مقام معظم رهبرى در شوراى‌عالى امنيت ملى، با اشاره به اينکه مولفه هاى امنيت ملى در دو سال اخير نه در نوشتار و نه در عمل فرقى نکرده‌است گفت: «مهمترين مولفه امنيت ملى، رضايت مردم و اعتماد آنها به دولت است».

اين مقام ارشد نظام در خصوص عملکرد دولت براى رسيدگى به سند چشم انداز 20 ساله توسعه کشور گفت: «دولت بايد حرکت خود را بر مبناى سند چشم انداز تصحيح کند، زيرا آمارها به خوبى گوياست که حداقل در 3 تا 4 شاخص مهم، چند کشور ديگر منطقه از ما جلوترند».

دکتر روحانى در پايان سخنان خود در پاسخ به اينکه سفرهاى استانى با چه معيارى توجيه مى‌شوند اظهارداشت: «اصل اين سفرها خوب است ولى شيوه اجرايى آن را نمى‌دانم، چون من نمى‌دانم 200 مصوبه در 2 ساعت چگونه تصويب مى‌شود».

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
   
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

خاتمی کاندیدای اصلاح طلبان

خانجانی گفت: «خاتمی تنها مولفه تاثیرگذار برای نجات کشور است و هر فرد دیگری به جز خاتمی بخواهد در انتخابات وارد شود قطعا اقبال عمومی با او همراه نخواهد بود».

 جهانبخش خانجانی مسئول تبلیغات و اطلاع‌رسانی ستاد انتخابات اصلاح‌طلبان در گفت‌وگو با آفتاب گفت:«اصلاح‌طلبان با توجه به شرایطی که بر کشور حاکم است باید در انتخابات ریاست جمهوری حضور پررنگی داشته باشند».

وی افزود:‌ «احزاب اصلاح‌طلب در آینده نزدیک برای انتخابات ریاست جمهوری جلسه خواهند داشت و برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری تصمیم‌گیری خواهند کرد».

خانجانی اضافه کرد: «به نظرم همین ترکیب شورای سیاستگذاری ستاد ائتلاف برای انتخابات مجلس در انتخابات ریاست جمهوری هم حفظ شود و امیدواریم که احزاب دیگر اصلاح‌طلب هم وارد ائتلاف شوند».

معاون تبلیغات و اطلاع‌رسانی ستاد انتخابات اصلاح‌طلبان اظهار داشت: «در شرایط کنونی بهترین فرد که واجد همه شرایط برای احراز کرسی ریاست جمهوری می‌باشد و می‌تواند ضمن ایجاد اتحاد و همدلی در جریان اصلاحات برای کل کشور مفید باشد و همچنین در عرصه داخلی و بین‌المللی می‌تواند نقش‌آفرین باشد و همچنین براساس نظرسنجی‌ها  از محبوبیت بیشتری میان افرادی که برای ریاست جمهوری مطرح هستند برخوردار است  آقای خاتمی است».

وی ادامه داد:‌ «به نظرم اصلاح‌طلبان روی هیچ مولفه دیگری نباید فکر کنند و باید به طور قاطع بر روی کاندیداتوری خاتمی تاکید کنند و خاتمی تنها مولفه تاثیرگذار برای نجات کشور است و هر فرد دیگری به جز خاتمی بخواهد در انتخابات وارد شود قطعا اقبال عمومی با او همراه نخواهد بود و تنها فردی که می‌تواند با کمک مردم کشور را نجات دهد خاتمی است».

سخنگوی سابق وزارت کشور تاکید کرد:‌ «خاتمی فردی است که واجد تمامی صفت‌های مناسب برای رئیس جمهوری است که ایران را سربلند کند و علیرغم اینکه ایشان گفته‌اند بازنشست شده‌ام اصلاح‌طلبان خاتمی را از بازنشستگی خارج خواهند کرد و مجموعه حاکمیت هم باید سرافراز باشد که مجددا خاتمی وارد عرصه انتخابات می‌شود و آبرو و عزتی مجدد به ایران اسلامی می‌دهد».

وی ادامه داد: «ما با حضور خاتمی قطعا یک انتخابات پرشوری را خواهیم داشت و امیدوارم فضای انتخابات با وجود خاتمی گرم شود. البته خاتمی نگرانی هایی دارد اما آقای خاتمی باید بداند عرصه سیاست عرصه نگرانی نیست بلکه عرصه مبارزه است و ما هم باید مبارزه کنیم و بایستیم تا پیروز شویم».

خانجانی خاطرنشان کرد: «یک حقی خاتمی به عهده اصلاح‌طلبان دارد و یک حقی هم اصلاح‌طلبان به عهده خاتمی دارند و این یک تعامل دوسویه است. همانطور که مردم در دوم خرداد خاتمی را آوردند امروز هم شخصیتی که می‌تواند این فضا را مناسب کند خاتمی است و خاتمی باید خواسته‌های شخصی خودش و تهدیدهایی که می‌شود را کنار بگذارد و برای عزت ایران و اسلام وارد صحنه انتخابات شود».

وی در پایان گفت : «من یقین دارم مجموعه جوانان، دانشجویان، فرهنگیان، بانوان، هنرمندان ، احزاب و ... از اینکه خاتمی وارد عرصه انتخابات شود سر از پا نخواهند شناخت و اگر این مردم در دوم خرداد حماسه 20 میلیونی را آفریدند قطعا در انتخابات دهم ریاست جمهوری حماسه 30 میلیونی را خواهند آفرید و این بار باز شاهد خواهیم بود که مقام معظم رهبری خواهند گفت که حماسه‌ای بزرگتر از حماسه پیشین در انتخابات رخ داده است چرا که مردم خاتمی را دوست دارند و به او عشق می‌ورزند».

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

آقای خاتمی چند روز پیش در پای صندوق رای در مصاحبه ای عبوری در پاسخ به سوالی در مورد کاندیداتوری اش گفته بود بازنشسته شده است. خیلی ها بعد از این مصاحبه در کامنت ها و اظهارنظرهای روزنامه ای و سایتی و حتی ای میل هایی که زده اند از این اظهار نظر خیلی جا خورده بودند. ماشاءالله آقای خاتمی بزنیم به تخته هم از خیلی ها که فکر بازنشستگی را هم نمی کنند جوانتر است و هم پرانرژی تر. آدم های زیادی هم در کشور هستند که تنها به بازگشت آقای خاتمی به ریاست جمهوری دل بسته اند. آنها می دانند عده ای فعالیت گسترده ای را برای ادامه ی کار آقای احمدی نژاد در دوره دوم سامان داده اند. مخالفان اصولگرای امروزی احمدی نژاد هم که در یک جنگ زرگری تقسیم قدرت تابلوئی انجام داده اند، آخر کار حتماً فضا را برای رای آوردن دوباره احمدی نژاد هموار می کنند. آقای خاتمی شانس بزرگی است که هم می تواند جبهه اصلاح طلبان را متحد کند و هم اجباری به کناره گیری و یا فضا سازی به نفع احمدی نژاد برایش به وجود نخواهد آمد و مهمتر مردم از این نگرانی که مبادا در 4 سال آینده نیز درب کشور بر این پاشنه بگردد، بیرون می آیند. اینها دلائل دلواپسی است که مردم از این که خاتمی خود را بازنشسته اعلام کرده است، پیدا کرده اند. من البته فکر می کنم منظور آقای خاتمی بازنشستگی از سیاست نبوده. شاید خواسته به مردم اطلاع رسانی کند که از نظر سلسله مراتب اداری بازنشست شده. تازه خیلی دیر هم این بازنشستگی را دارد اعلام می کند. امروز کلی رفتم پیش مسئولان اداری کارهای خاتمی تا بتوانم تاریخ اصلی اش را در بیاورم. زمان بازنشستگی ایشان شهریور 1384 بوده است. نمی دانم چرا آقای خاتمی اینقدر فرصت سوزی کرده و خبر 3 سال پیش را الان اعلام عمومی کرده است و این همه نگرانی ایجاد کرده است؟ من البته حدسیات خود را می نویسم.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

در حالی که بیش از یک سال به انتخابات ریاست جمهوری دهم باقی مانده است اما کلید اغاز این رقابت چند روزی است که زده شده است وبرخی از افراد امادگی خود را برای حضور در این رقابت اعلام داشته اند.

به گزارش «جهان» و به نقل از سپهر، شنیده شده محمد باقز قالیباف شهردار تهران در یک جمع خصوصی در پاسخ به سوالی در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری دهم خبر از حضور خود در این رقابت داده وگفته است من تحت هر شرایطی در انتخابات ریاست جمهوری شرکت خواهم کرد.
ادامه این جلسه برخی احتمال حضور حداد عادل را در انتخابات مطرح کرده اند ولی قالیباف با جدیت هرچه تمام ترگفته است بروید با جدیت کار کنید اگر حداد هم بیاید من خواهم امد ودر این راه چشم امید هم به حمایت جمعیت ایثارگران نخواهم داشت.
قالیباف در ادامه تصریح کرد:من دیگر نمی‏توانم در جای کوچکی چون شهرداری بمانم وخسته شده ام.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

محمود احمدی نژاد را در هر امری که بتوان نقدش کرد در مقام دوستی نمی توان ! احمدی نژاد مصداق دوستی تمام عیار است و سخت است اگر با کسی عقد اخوت بندد رشته از دوستی بگسلاند . رحیم قربانی از یاران نزدیک رییس جمهور است و در زمره محارم او..

هنگامی که محمود احمدی نژاد روانه ساختمان بهشت در شهرداری تهران گشت تا از آنجا آرزوهای بزرگ  و دور دست را برنامه ریزی نماید دوستان همه گردش جمع شدند.. علی آبادی، مشایی، سعیدلو، و قربانی هسته معاونین شهردار را تشکیل دادند و هاشمی ثمره، زریبافان، بذرپاش و شیخ الاسلامی حلقه مشاوران را..

به آن هنگام که محمود احمدی نژاد را این بخت نصیبش شد که مرد هزاره سوم باشد و اینبار نه شهردار پایتخت که شهردار ایران باشد همه یاران جملگی همراه او شدند تا یاری نمایند یار را..

حلقه نزدیکان احمدی نژاد همه در تهران ماندند جز دو تن که یکی عزم استانداری خراسان رضوی کرده و دیگری راهی استانداری آذربایجان غربی شد.. از این حیث است که در حق استاندار ما آنگونه که شایسته است رفتار نشده و اگر ملاک بر سابقه و مصداق سخن السابقون السابقون هم که باشد باز سابقه قربانی بیش از دیگران است چرا که او مرد هزاره سوم را از استانداری اردبیل همراهی نموده است..

اکنون اما اوضاع  اولین فرمانده سپاه استان کمی فرق کرده است. همسر فرمانده در دور دوم انتخابات وکیل مردم پایتخت در پارلمان گشته است، افتخاری که در طول تاریخ نصیب کمتر فردی شده و همواره کرسی نمایندگی تهران از اهمیت والاتری نسبت به دیگر کرسی های مجلس برخوردار بوده است.

 با این اوصاف هیچ بعید نیست که رحیم قربانی را انگیزه ای باشد تا عرصه خدمت در دولتی که نامش خدمت به مردم محروم و مستضعف است در پایتخت باشد و اگر در آینده او جامه وزارت بر تن نماید جای تعجب نیست چرا که او در دولت احمدی لایق جایگاهی بهتر از استانداری آذربایجان است و حال که همسر او نیز عنوان نمایندگی مردم تهران را کسب نموده و  از دیگر سو  و برخلاف میل طیف استانداری ،جهانگیرزاده نیز بار دگر نماینده ارومیه گشته شاید او نیز عزم هجرت به پایتخت نماید. چونان که به هنگام تغییر وزیر صنایع نام قربانی از نام های اصلی نامزدی وزارت بود اما قرعه به نام محرابیان جوان فتاد..

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

بازی سیاست رسانه ای بازی بامزه ای است. بخصوص اگر کیهانی ها بازیگر آن باشند که همیشه گمان می کنند کسی بازی آنها را نمی فهمد آقای موسوی لاری در مراسم چهلم آیه الله توسلی به ماجرای بسیار مشهوری که همه نزدیکان امام آن را شنیده اند. از قول آقای توسلی اشاره کرد که بعد از شهادت آقای شیخ فضل الله محلاتی به امام پیشنهاد دادند که آقای محمدی عراقی که حالت جانشین آقای محلاتی را داشت به عنوان نماینده امام در سپاه معرفی شود، امام گفته اند که چون ایشان داماد آقای مصباح است و ممکن است افکار آقای مصباح در سپاه مترقی آن روز تاثیر بگذارد، لذا راه برای طرح افکار ایشان در سپاه نباید باز باشد و به همین دلیل به آقای محمدی عراقی حکم نداده اند. این حساسیت امام در مورد افکار آقای مصباح موضوع بحث و سخنرانی آقای موسوی لاری بود که شاید برای خیلی از نسل جوان انقلابی، سپاهی و یا بسیجی امروز که هم به امام علاقمندند و هم گمان می برند آقای مصباح همان خط را ادامه می دهد روشن شود که امام در این مورد چه حساسیت ویژه ای داشته است. این حرف را نه تنها آقای توسلی بارها در جمع بزرگان کشور زده است و دهها شاهد دارد، بلکه از میان زندگان نیز از چندین نفر از افراد مشهور کشور و نزدیک به امام در همین دو روزه شنیده ام که عیناً همان مساله را از امام نقل می کرده اند و شهادت می دادند. آقای محمدی عراقی، بدون حکم ماندند تا امام به آقای عبدالله نوری حکم نمایندگی خود را دادند. کیهان و صدا و سیما و سایتهای نزدیک به دولت در یک کار بامزه ی رسانه ای بحث را بردند روی آقای محمدی عراقی که حکم از امام دارد یا ندارد. بعد هم به جای آنکه متن حکم نداشته ایشان را منتشر کنند از نماینده فعلی رهبری در سپاه و آقای محسن رضایی نقل قول کردند که امام به ایشان حکم داده است. آقای محمدی عراقی شخصیت محترمی است که همیشه با سلامت نفس و نسبتاً دور از جنجال ها فعالیتهای مثبتی داشته است. با آقای موسوی لاری دیشب صحبت می کردم او هم همین عقیده را داشت و از کار کیهانی ها که صورت مساله طرز تفکر آقای مصباح و خطرات آن را برای کشور تبدیل به داشتن و یا نداشتن حکم آقای محمدی عراقی کرده اند، یک تقلب بزرگ رسانه ای می دانست. آیه الله توسلی خیلی اصرار داشت این ماجرا را نقل کند تا مردم و بخصوص سپاهیان و بسیجیان صادق بدانند که امام چه دیدگاهی در مورد مراد رئیس جمهور فعلی داشته اند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

ماراتن غلامعلی حدادعادل و علی لاریجانی برای تكیه بر كرسی ریاست مجلس هشتم نفس‌گیر شده است.به هر اندازه حدادعادل به دلیل عملكردش در جایگاه ریاست مجلس هفتم مورد انتقاد قرار گرفته و در پایان این دوره مجلس اعتراض به وی رو به افزایش است، شانس علی لاریجانی برای ریاست در مجلس آینده بیشتر می‌شود. روز گذشته علی بنایی نماینده قم در شرایطی از حمایت برخی از روحانیون بلندپایه اصولگرایان همچون آیت‌الله مهدوی‌كنی برای ریاست لاریجانی در مجلس هشتم خبر داد كه فضای پارلمان همچنان متاثر از نامه‌نگاری حدادعادل و محمود احمدی‌نژاد و انتقاد نمایندگان از تضعیف جایگاه قوه مقننه بود. بنایی كه به دلیل حضورش در شهر قم اكنون به عنوان یك منبع خبری نزدیك به علی لاریجانی و مطلع از نظر بیوت مراجع و علما محسوب می‌شود اعلام كرده است: «به‌طور قطع آقای لاریجانی یكی از كاندیداهای ریاست مجلس هشتم خواهد بود.» انتقاد علی لاریجانی از ضیافت حدادعادل برای راه‌یافتگان به مجلس هشتم نیز نشان داد كه لاریجانی برای كاندیداتوری ریاست مجلس تصمیم قاطعی دارد. مطمئنا علی لاریجانی رقیب قدری برای حدادعادل است، زیرا بسیاری از نمایندگان معتقدند حضور لاریجانی در پست‌های مهمی چون شورای عالی امنیت ملی و ریاست بر سازمان صداوسیما نقطه مثبتی در كارنامه او محسوب می‌شود، در حالی‌كه حدادعادل از ریاست بر فراكسیون اقلیت در مجلس ششم به ریاست بر مجلس هفتم رسید و پشتوانه عمل سیاسی كافی ندارد. اگرچه عملكرد جبهه متحد اصولگرایان در انتخابات به نحوی بود كه لاریجانی تصمیم گرفت به جای آنكه نامش بعد از غلامعلی حدادعادل در لیست تهران قرار گیرد به شهر قم عزیمت كند و از حوزه انتخابیه قم راهی پارلمان شود اما اكنون او حمایت مراجع و علمایی را با خود دارد كه در هفته پیش‌تر در انتقاد به حدادعادل و نامه‌نگاری‌ها به احمدی‌نژاد موضع‌گیری داشتند.
هرچند حدادعادل و لاریجانی تاكنون كوشیده‌اند با سرپوش گذاشتن بر تلاش‌های خود برای كسب جایگاه ریاست مجلس اختلافات را نهان سازند اما غیبت لاریجانی در مهمانی حدادعادل اولین نشانه بروز این اختلافات بود. حدادعادل هرچند كوشید با این توضیح كه «غیبت لاریجانی به دلیل حضور در برنامه و سخنرانی او در جلسه‌ای در شهر قم است» عدم حضور رقیب خود را توجیه كند اما اظهارات علی لاریجانی در انتقاد از حدادعادل و مخالفت با مهمانی برای راه‌یافتگان به مجلس مشخص ساخت كه اختلافات چقدر جدی است. لاریجانی گفته است كه «من با مهمانی روز جمعه موافق نبودم، پیش‌تر هم به دوستان گفته بودم وقتی نمایندگان دور دوم هنوز برگزیده نشده‌اند چرا در دعوت از نمایندگان دور نخست عجله می‌كنید؟
لاریجانی خوب می‌دانست مهمانی‌ای كه حدادعادل برای راه‌یافتگان برپا كرد صرفا برای آشنایی آنها با آیین‌نامه داخلی مجلس نبود، بلكه همان‌طور كه در تحلیل‌ها مطرح شد جایگاه ریاست مجلس و حفظ آن، آنقدر ارزش دارد كه رئیس مجلس هفتم در اقدامی بی‌سابقه در مقایسه با مجالس قبل برای نمایندگان مجلس هشتم مهمانی بدهد.
از این‌رو لاریجانی می‌گوید: «تنها صرف آشنایی اولیه و آشنایی با سازوكار مجلس و آیین‌نامه كفایت نمی‌كند كه این همه وقت افراد برگزیده گرفته شود. نمایندگان همگی تحصیلات فوق‌لیسانس به بالا دارند و طبعا خیلی زود با فرستادن جزواتی به این امور آگاه می‌شوند.» بیان چنین اظهاراتی از سوی لاریجانی نشان داد حدادعادل رقیب قدری دارد كه اگرچه یك‌بار میدان را به نفع او خالی كرد تا او سرلیست تهران باشد اما گویا در مورد «ریاست مجلس» چنین تصمیمی ندارد.
به گفته بنایی، آیت‌الله مهدوی‌كنی دبیركل جامعه روحانیت مبارز از حامیان ریاست لاریجانی بر مجلس است. غلامرضا مصباحی‌مقدم سخنگوی این تشكل در مجلس معتقد است جامعه روحانیت مبارز هیچگاه موضع‌گیری رسمی در خصوص انتخاب رئیس مجلس هشتم نخواهد داشت اما نماینده تهران خود از منتقدان جدی عملكرد حدادعادل است. مصباحی‌مقدم می‌گوید: «عملكرد هیات‌رئیسه مجلس هفتم در دو سال پایانی موجب تضعیف شأن و جایگاه قوه مقننه شده و حفظ این تركیب در مجلس آینده در واقع ادامه همین روند است». گرچه حمایت مراجع و علمای قم وزنه سنگینی برای علی لاریجانی محسوب می‌شود اما آنچه موقعیت حدادعادل برای ادامه ریاست بر مجلس را متزلزل كرده انتقادهای جدی به عملكرد او در مقام ریاست مجلس است كه نه‌تنها سیاسیون جناح اصولگرا در خارج از مجلس بلكه نمایندگان مجلس هفتم نیز انتقادهای جدی‌ای را به حدادعادل دارند.
از سوی دیگر اقدامات اخیر حدادعادل در نامه‌نگاری به مقام رهبری و انتقاد از احمدی‌نژاد و نامه‌نگاری هفته گذشته او به رئیس دولت كه مورد نقد پاره‌ای از جریانات درون جناح اصولگرا و برخی از علما قرار گرفت، طیف حامیان دولت نیز فاصله معناداری با حدادعادل یافته‌اند. این در حالی است كه برخی از نمایندگان در حاشیه جلسه علنی روز گذشته در گفت‌وگو با «كارگزاران» انتقادات شدیدی را علیه حدادعادل و عملكرد او در نحوه تعامل با دولت مطرح كردند.
این انتقاد از جلسه علنی و در تذكر موسی‌الرضا ثروتی عضو فراكسیون اصولگرایان مجلس آغاز شد.
نماینده بجنورد در تذكری آیین‌نامه‌ای به استناد ماده 23 مبنی بر حفظ شأن و جایگاه مجلس خطاب به حدادعادل گفت: «نامه رئیس‌جمهور به شما مایه تعجب و تاسف بود». در این هنگام حدادعادل سخنان ثروتی را قطع كرد و گفت: «بنده این نامه را جواب دادم و همان جوابی كه دادم از ناحیه نمایندگان بود. بنده از حق مجلس دفاع كرده‌ام. اجازه بدهید همان‌طور كه بنده در پایان آن نامه گفته بودم این موضوع را خاتمه‌یافته تلقی كنیم.» واقعیت آن است كه حدادعادل با ابلاغ سه مصوبه مجلس به روزنامه رسمی كشور با این استدلال كه احمدی‌نژاد به وظیفه خود در ابلاغ مصوبات مذكور كوتاهی كرده است سعی در بازسازی جایگاه و عملكرد خود در قالب ریاست مجلس داشت اما با پاسخ احمدی‌نژاد كه این مصوبات به دستگاه‌های اجرایی ابلاغ شده است، حدادعادل هم مورد انتقاد رئیس دولت قرار گرفت و هم نمایندگان به حدادعادل یادآور شدند كه دیرهنگام به فكر دفاع از شأن و جایگاه مجلس افتاده است.
ثروتی در ادامه تذكر خود به حدادعادل گفت: قانون مدیریت خدمات كشوری با تاخیر اعلام شد و در حال حاضر هم نحوه اجرا به گونه‌ای است كه مثلا وزارت نفت خود را از آن مستثنی دانسته و به یك‌سری مجوزهایی داده شده است.
نماینده بجنورد ادامه داد: با توجه به آنكه این مسئله نیز با تاخیر در روزنامه رسمی درج شد حضرتعالی اعتراض نكردید كه موجب این نامه‌نگاری‌ها شده، خواهش داریم به این موضوع عنایت شود.
وی همچنین به تصویب سهمیه 15 كیلو آرد در سال 86 اشاره كرد و گفت: این مصوبه هم اجرا نشده است و همان‌طور كه نمایندگان مجلس اشاره می‌كنند در طول 3 سال همراهی مجلس هفتم با دولت‌ احمدی‌نژاد موارد بسیاری از تخلف دولت از اجرا و سرپیچی از قانون بود كه هیات‌رئیسه مجلس و حدادعادل هیچ واكنشی در خصوص آنها از خود نشان ندادند.
اما علی عسگری به «كارگزاران» گفت: «آن موقع كه آقای حدادعادل باید از مجلس دفاع می‌كرد متاسفانه دفاع نكرد.» عضو فراكسیون اصولگرایان با اشاره به انتقادات نمایندگان از احمدی‌نژاد در روز ارائه لایحه بودجه سال 87 گفت: «آقای حدادعادل باید اجازه می‌داد نمایندگان در روز ارائه لایحه بودجه سوالات خود را از احمدی‌نژاد مطرح می‌كردند.» نماینده مشهد و نایب‌رئیس كمیسیون اصل 90 با بیان این موضوع كه اكنون سوال من از آقای حدادعادل این است كه چرا دیرهنگام به فكر دفاع از شأن مجلس افتاده است،‌ گفت: «زمانی كه دستور آقای احمدی‌نژاد مانع از اجرای مصوبه مجلس در خصوص مواد پتروشیمی شد یا دولت فروش بنزین آزاد را اعلام نكرد و گزارش اجرای برنامه را به مجلس نداد آقای حدادعادل چرا اعتراض نكرد؟ عسگری گفت‌: «این اقدامات آقای حدادعادل جبران مافات نمی‌كند.» سرافراز یزدی نماینده مشهد و عضو فراكسیون اصولگرایان نیز با این استدلال كه مجلس هفتم در دو سال پایانی عمر خود تعامل با دولت را به تسامح در برابر دولت تبدیل كرد، گفت: «جایگاه مجلس تضعیف شد و این به ضرر نظام است.» اما همان‌طور كه در تحلیل‌های رفتار حدادعادل به نوعی تبلیغات برای حفظ جایگاه مجلس و احتمالا حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری مطرح شد سرافراز یزدی نیز می‌گوید هر حركتی كه در مجلس و یا بیرون مجلس انجام شود بر انتخابات بعدی موثر خواهد بود اما اینكه آقای حدادعادل با این انگیزه نامه می‌نویسد یا نه مشخص نیست. همان‌طور كه علی بنایی گفته است فضای مجلس و نمایندگانی كه با پیروزی در انتخابات در مجلس هشتم نیز حضور دارند كاملا به نفع علی لاریجانی است.
در این میان به نظر می‌رسد اعضای فراكسیون اقلیت مجلس نیز تمایل بیشتری به ریاست علی لاریجانی در مجلس آینده داشته باشند. حسین مرعشی رئیس ستاد اصلاح‌طلبان پیش از این اعلام كرده است كه از تغییر رئیس مجلس استقبال می‌كنیم. نمایندگان فعلی مجلس شرایط را برای ریاست علی لاریجانی مهیا و شانس او را بسیار بیشتر از حدادعادل می‌دانند. در این میان تحلیل متوجه تصمیم و تاثیر مقامات ارشد نظام بر انتخاب رئیس مجلس هشتم است. باید منتظر ماند و دید دبیر مستعفی شورای عالی امنیت ملی بازی برد ـ باخت خود برای ریاست مجلس را حفظ می‌كند یا آن را به رقیب واگذار می‌كند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

رييس شوراي سياست‌گذاري هفته‌نامه شهروند امروز گفت: مطبوعات همواره مي‌خواهند با کمترين ابزار صداي ملت و جامعه را به گوش حاکمان برسانند.

به گزارش ايسنا، محمد عطريان‌فر كه در همايشي با عنوان "مطبوعات، ديده‌بان جامعه مدني" که از سوي انجمن اسلامي دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه آزاد مشهد برگزار شد، سخن مي‌گفت، اظهار داشت: مطبوعات آزاد که بتوانند ديده‌بان جامعه مدني باشند ابتدا بايد واجد يک خاستگاه باشند که آن خاستگاه، جامعه مدني است و جامعه مدني براي اين که معنا و مفهوم پيدا کند، نيازمند رشد و شکوفايي طبقه متوسط خواهد بود.

وي افزود: عمده‌ترين عاملي که ملاک تحقق جامعه متوسط است، تقارب، همگرايي و زيست مشترک است تا يک جامعه حقيقت‌هايي را فراتر از زندگي فردي خود احيا کند.

عطريان‌فر با بيان اين که اگر امروز از مطبوعات آزاد حرف مي‌زنيم با اين سوال بزرگ مواجه مي‌شويم که آيا حقيقتا واجد يک جامعه مدني هستيم و آيا براي اين که يک جامعه مدني داشته باشيم، يک طبقه متوسط رشديافته که بتواند حقيقتي را کشف کند، وجود دارد؟ ادامه داد: زماني كه از مطبوعات آزاد حرف مي‌زنيم، پيش‌نيازهايي مورد توجه است و زماني كه از پيام

صحبت مي‌کنيم و مي‌خواهيم از منظر آسيب‌شناسي وارد شويم، اين نگاه‌هاي آسيب‌شناسانه معطوف به يكديگرهستند. ابتدا به خود اجزايي که در يک جامعه مدني مي‌خواهند زندگي کنند، سپس به حاکمان و ناظراني که امروز آن‌ها را از برخورد منع مي‌کنيم.

عطريان‌فر خاطرنشان کرد: اگر سه عامل و عنصر حاکميت، مردم و رسانه‌ها را در برابر خود ترسيم كنيم، چنان‌چه هدف حاکميت در جهت تامين منافع مردم باشد، به صورت منطقي رسانه‌ها و مطبوعات در کنار حاکميت قرار مي‌گيرند و مي‌تواند تعاملي ناب، بخردانه و کاملا صميمانه برقرار باشد؛ اما اگر چنين نباشد، رسانه‌ها قطعا و مسلما به سمت مردم

مي‌روند و بالعکس آن هم وجود دارد كه اگر مطبوعات منافع مردم را تامين کردند، حاکميت در کنار مطبوعات است و اگر اين كار صورت نگرفت، حاكميت نيز در برابر آن‌ها مي‌ايستد؛ اما از آن جايي که حکومت ابزار قدرت را در اختيار دارد، مي‌تواند متجاوز هم باشد، تخطي و از اين ابزار عليه مردم نيز استفاده کند.

عضو شوراي مركزي حزب گارگزاران سازندگي اضافه كرد: بنابراين اگر قرار است مسير انحرافي طي شود، ابتدا حکومتي‌ها هستند که در مسير انحراف حركت مي‌كنند و مطبوعات در چنين وضعيتي نيستند؛ چرا كه همواره مي‌خواهند با کمترين ابزار صداي ملت و جامعه خود را به گوش حاکمان برسانند و اگر اين رابطه برقرار شود، تنازع و تعارضي وجود نخواهد داشت.

اين فعال مطبوعاتي تصريح كرد: يکي از مولفه‌هاي اقتداربخشي حاکميت نيز رسانه‌ها خواهند بود؛ يعني رسانه‌هايي که بر پايه يک رفتار کاملا آزاد و مبتني بر منافع اکثريت قريب به اتفاق جامعه فعاليت كنند، نه يک اقليت محدود كه بخواهند تحميل‌كننده باشند.

عطريان‌فر در ادامه ابراز عقيده كرد: بر اين باور هستم که در جامعه امروز ايران از يک طبقه متوسط رشديافته و بالنده برخوردار نيستيم که در درون آن معنايي به نام جامعه مدني پيدا شود كه بر پايه آن جامعه مدني بتوانيم رسانه‌ها، مطبوعات و معياري داشته باشيم.

وي با بيان اين که بايد به سمت آسيب‌شناسي برويم، گفت: اين آسيب‌شناسي ابتدا بازنگري دروني اصحاب مطبوعات و رسانه است که ما مطبوعاتي‌ها ببينيم در يک ماندگاري سياسي و رسانه‌اي با کدام ابزار بايد بمانيم و چگونه بايد ماندگار باشيم، چه مقرراتي بايد رعايت شود و چه تکاليفي بايد داشته باشيم.

عطريان‌فر ادامه داد: به شما صميمانه مي‌گويم که امروز در ذهن بسياري از شخصيت‌هاي ملي بزرگوار كشور، موضوع رسانه از جنس مطبوعات خيلي جاي بزرگي ندارد كه بايد در جهت تغيير و اصلاح اين تلقي تلاش کنيم و نشان دهيم رسانه‌ها مي‌توانند ابزار نيرومندي در جهت تامين منافع ملي کشور باشند و طبيعتا آنجايي که حاکميت بخواهد از چنين ابزاري در مسير منافع ملي بهره گيرد، بسيار نيز شايسته است که نوعي همکاري وجود داشته باشد.

به گزارش ايسنا، در ادامه دانشجويان به پرسش و پاسخ پرداختند و دانشجويي درباره روند انتخابات سوال كرد كه عطريان‌فر پاسخ داد: براي انتخابات مجلس هشتم با محوريت سه شخصيت آقايان هاشمي، خاتمي و کروبي قرار شد اصلاح‌طلبان بتوانند نظرات خود را تجميع و افرادي را در سراسر كشور معرفي کنند.

عضو شوراي مركزي حزب گارگزاران سازندگي افزود: در اين رابطه در کليت گفت‌وگوهاي سياسي، موضع هر سه بزرگوار مشترک بود؛ گرچه در مساله تعيين مصاديق، آقاي کروبي به دليل اين که خود را مسوول يک حزب مي‌داند، به نوعي موضع استقلال گرفت؛ اما در کليت موضوع ضرورت دفاع از مواضع اصلاح‌طلبي نظر مشترك وجود داشت.

وي ادامه داد: آقايان هاشمي و خاتمي نيز نوع رويکرد و عمل سياسي‌شان با يكديگر متفاوت بود؛ بنابراين قرار شد مديريت انتخابات مجلس را آقاي خاتمي عهده‌دار شود و از احزاب اصلاح‌طلب دعوت كند.

اين فعال سياسي هم‌چنين با بيان اين مطلب كه در راستاي اين موضوع، دو گزينه مطرح شد، اضافه كرد: ابتدا اين که آقاي خاتمي احزاب را به نوعي مشارکت سياسي دعوت کند و ديگر اين که نيروهاي مورد اعتمادش را براي فعاليت انتخاباتي دعوت به مشارکت کند که در مجموع مدل دوم مورد توافق آقاي خاتمي قرار گرفت و ايشان به دعوت از دوستان خود در عرصه گروه‌هاي اصلاح‌طلب دست زد و نهايتا نيروهايي براي برپايي ستادهاي تبليغاتي و انتخاباتي انتخاب شدند.

وي درباره كانديداهاي اصلاح‌طلب نيز گفت: توقع به اين بود که براي شهري مثل تهران با توجه به ردصلاحيت‌هاي گسترده و حذف چهره‌هاي شاخص، کساني معرفي شوند که مشکل صلاحيت نداشته باشند و به نظر من در اين بخش مديريت شايسته‌اي صورت نگرفت.

عطريان‌فر ادامه داد: کساني از چهره‌هاي شاخص اصلاح‌طلب که بايد ثبت‌نام مي‌کردند و اين کار را انجام ندادند به نوعي كوتاهي كردند، اما تصور مي‌شود كه اگر مديريت ثبت‌نام يک مديريت اميدوارانه و همه‌جانبه بود، وضعيت بهتري را شاهد بوديم.

وي هم‌چنين در پاسخ به پرسشي درباره حضور خاتمي در انتخابات رياست‌جمهوري آينده گفت: طرح اين موضوع در حال حاضر بسيار زود است.

عطريانفر در ادامه با بيان اين اعتقاد كه تا آن جا که مطلع هستيم دولت جناب احمدي‌نژاد با گرفتاري‌ها و معضلات بسيار زيادي روبه‌روست، ادامه داد: حداقل موضوع هسته‌اي موضوعي است که منشا چالش‌هاي سنگين از ناحيه غرب، آمريکا، سازمان ملل و آژانس نسبت به ايران است و اين پرونده قطعا باز است و نماينده آن بنا به تکاليف ملي به هر حال دولت است كه در اين رابطه با چالش‌هاي سنگيني روبه‌روست؛ به‌ويژه که در مسير مديريت پرونده ايشان نيرويي مانند لاريجاني را از دست داد و رفتارها بسيار تند شد.

عطريان‌فر هم‌چنين ابراز عقيده كرد كه عمده‌ترين گرفتاري دولت نهم فروپاشي در درون جريان اصول‌گراست و تقريبا تمام دوستان اصول‌گرايي که حداقل ذهن عقلاني را در تحليل‌هاي سياسي به کار مي‌برند، نسبت به برخي رفتاها موضع دارند.

وي افزود: الان قريب به نصف کابينه در حال تغيير است، تغيير دانش‌جفري به عنوان يكي از شخصيت‌هاي کليدي دولت احمدي‌نژاد و پورمحمدي به عنوان عنصري که سابقه 10 سال معاونت وزارت اطلاعات را داشت و چهره‌اي شناخته شده بود، نشان از نوعي به هم ريختگي است.

عطريان‌فر ادامه داد: مشکل عمده ديگري كه به عينه قابل درك است، تورم ، گراني و ناتواني و ضعف در مديريت اقتصادي كشور با وجود درآمد هنگفت است.

وي گفت: براي برون‌رفت از اين وضعيت بايد ديد چه کسي مي‌تواند جايگزيني مهم و موثر باشد، به هر حال در درون خود اصول‌گراها ذهنيت به سمت اين است كه عنصر مناسب‌تري براي دور بعد جايگزين شود، اما برخي‌ها معتقدند سنت دو دوره براي يک فرد سنت تاريخي است و اين سنت شايد شامل جناب آقاي احمدي‌نژاد هم بشود و ايشان بخواهد بماند.

عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي ادامه داد: در جبهه مقابل نيز اين مطلب مطرح است كه آيا مي‌توانيم کساني را عرضه کنيم که با رعايت يک انتخابات مناسب بتوانند يک رويارويي و رقابت منطقي داشته باشند؛ اين‌ها بحث‌هايي است که در پيش روي ماست؛ اما خاتمي در حال حاضر چنين موقعيتي را براي خود قائل نيست که به عنوان کانديداي دور آينده مطرح شود، ضمن اين که خود ايشان نيز مي‌خواهد چهره‌هاي جديدتري براي مديريت كشور وارد عرصه شوند.

وي افزود: باور ندارم که اولا شرايط بحث انتخابات رياست‌جمهوري الان باشد، دوم اين که در حال حاضر جناب خاتمي جمع‌بندي براي حضور ندارد، البته يک شوخي هم کرده‌ که من بازنشستگي سياسي پيدا کرده‌ام که بيشتر طنز است و بايد از کنار آن عبور کرد.

عطريان‌فر در پاسخ به پرسشي درباره يکدستي مجلس هشتم نيز خاطرنشان کرد: اگر مي‌خواهيد نظر من را در مورد سهم‌بندي احزاب در مجلس بدانيد، بر اين باورم كه براي پايداري يک جامعه متوسط و تحقق جامعه مدني، هيچ راهي جز شكل‌گيري، استقرار و نهادينه‌سازي نهادهاي سياسي و احزاب نداريم و مطبوعات پديده‌هاي متفاوت از احزاب هستند كه نقش مهم‌تري را ايفا مي‌كنند.

عطريان‌فر تصريح كرد: براي پايداري سياست‌ورزي در کشور لاجرم بايد به سمت تحزب برويم و اين يک امر پذيرفته شده است كه ما تا اين مسير را طي نکنيم، سياست‌ورزي نهادينه نخواهد شد.

وي افزود: زماني كه کشوري استقرار پيدا مي‌کند لازمه موفقيت آن براي سياست‌ورزي اين است كه حزب راه‌اندازي کند، حتي اگر نيروهاي نظامي علاقه‌مند به کار سياسي هستند اشکال ندارد، خلعت مقدس سربازي را از تن بيرون كنند و لباس سياسي بپوشند و بيايند به فعاليت سياسي مشغول شوند.

عطريان‌فر در ادامه در توصيف چشم‌انداز آينده گفت: براين باورم آينده کشور در جهت پايداري سياسي بر مبناي شکل‌گيري احزاب چپ و راست به معناي قديم و اصول‌گرا و اصلاح‌طلب به مفهوم امروزي خود است اما بايد هر دو گروه در نهايت از يک اندازه حقوق برخوردار باشند و تکاليف مشخصي داشته و پاسخگو باشند و در برابر قانون هر دو تمکين کنند.

اين فعال مطبوعاتي در ادامه در پاسخ به پرسشي درباره سياست هفته‌نامه شهروند امروز كه رياست شوراي سياست‌گذاري آن را برعهده دارد، در انتخابات رياست‌جمهوري آينده گفت: اين هفته‌نامه سياسي نيست و شناسنامه غيرسياسي يعني اجتماعي، فرهنگي دارد؛ اما رسانه‌اي توضيح‌گراست كه از موضع وظايف و تكاليف اطلاع‌رساني خود اطلاعات را خواهد رساند.

عطريان‌فر در پاسخ به اين پرسش كه موضوع احضار مسوولان شهروند امروز به دادگاه چيست نيز گفت: موضوع اداي توضيحات است و اتهام مطرح نيست كه به چهار ماه گذشته برمي‌گردد و علت شکايت مربوط به شماره 30 مجله است که در جريان به قدرت رسيدن آقاي اردوغان در تركيه طي مقاله‌اي پرونده‌اي براي كردها و ترك‌هاي تركيه باز شد كه آنجا در يك تحليل عبارتي سه کلمه‌اي درج شد که برخي از آن توهين به كردهاي ايران را برداشت كرده بودند؛ در صورتي كه اصلا موضوع ربطي به ايران نداشت.

عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي در پاسخ به پرسشي درباره رد صلاحيت‌هاي اصلاح‌طلبان نيز گفت: اين موضوعي است که هميشه در آستانه انتخابات دچار آن بوده‌ايم؛ اما در اين دوره ميزان رد صلاحيت‌شدگان توسط هيات‌هاي اجرايي بالا بود. نكته ديگر اين كه در سال گذشته مجلس قانوني را گذارند که در آن علاوه بر مراجع استعلامي چهارگانه، دريافت اطلاعات مردمي نيز براي بررسي صلاحيتها اضافه شد و بعدا گروه‌هايي براي جمع‌آوري اين اطلاعات بسيج شدند.

وي ابراز عقيده كرد: اين گروهها نه خودشان صلاحيت اين كار را داشتند و نه افرادي كه مورد سوال قرار مي‌گرفتند صلاحيت اظهار نظر داشتند، ضمن اين كه سوالات مطرح شده نيز با هيچ يك از موضوعات قوانين انتخابات تطبيق نداشت و اصولا بيشتر آن‌ها بي‌مورد و غيرمرتبط بود كه يکي از ريشه‌هاي رد صلاحيت‌ها نيز اين همين اظهارات غيرمستند و غيرقابل دفاع است.

عطريان‌فر در ادامه در پاسخ به دانشجويي که عنوان كرد « نشريات شما حزبي است و نمي‌تواند در تحقق جامعه مدني موثر باشد»، گفت: اتفاقا از اين که نشريات واجد خط سياسي باشند دفاع مي‌کنم و بسيار هم خوب است و اشکالي ندارد که مثلا آن آقاي محترمي كه واقعا مظهر عقب‌ماندگي رسانه شده‌اند، انديشه خود را در يك رسانه عرضه کنند.

رييس شوراي سياست‌گذاري هفته‌نامه شهروند امروز تصريح كرد: هيچ رسانه‌اي نمي‌تواند فاقد تعلقات سياسي باشد؛ اما مهم اين است که اگر متعلق به يک تفکر سياسي است آن را با جوانمردي و واقعيت عرضه کند؛ استقلال در حرفه اين است که شما مزدور نباشيد.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

اسفنديار رحيم‌مشايي در مراسم توديع و معارفه معاون سرمايه‌گذاري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در اظهاراتي‌ درباره عرفان و زيبايي در افراد سخن گفت.
  
اسفنديار رحيم مشايي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري صبح امروز در مراسم توديع و معارفه معاون سرمايه‌گذاري اين سازمان كه در محل هتل لاله تهران برگزار شد، گفت: «اين انحراف است كه كسي زيبايي را در فرار از انسان‌ها جستجو مي‌كند. اين عرفان نيست كه در اتاقي باشد كه بوي گل ياس بدهد. آن وقت يك زن ديد كارش تمام شود اگر ما حق هستيم چرا بايد در مواجهه با ديگران بترسيم و ورود يك گردشگر خارجي به كشور ما را به هراس بيندازد. هنوز فكر مي‌كنند روسري يك ذره تكان خورد همه چي خرابه، اين توهمه اين دروغه»

وي ادامه داد: « بعضي‌ها مي‌گويند در بازار كه راه مي‌روي گوش‌هايت را ببند و اگر ناچار شدي گذرت به بازار افتاد بدان كه اولاً اين اراده شيطان است كه تو گذرت به بازار افتاده سرت را پايين بيندار، گوش‌هايت را ببند. يك تسبيح هم بگير چپ و راستت را نگاه نكن چون همه طرف شيطان است.»

مشايي افزود: « زيبايي وسيله شيطان نمي شود اين منطق، خيلي وارونه است. منجلاب وسيله شيطان است، سياهي، فقر، زشتي، پلشتي و پليدي وسيله شيطان است.در زيبايي و علم بايد خدا را جستجو كرد در قدرت بايد خدا را جستجو كرد، عرفان اين است. البته معنايش اين نيست كه از فردا هر كسي در خيابان اين طرف و آن طرف را نگاه كند و بگويد كه من عرفان دارم.»

رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري، گردشگري را يكي از راه‌هايي كه صلح و ارزش را به بار مي آورد و مقدمات جامعه جهاني را فراهم مي كند، برشمرد و گفت: گردشگري موضوع مهمي است كه جوامع را به سوي انسانيت سوق مي‌دهد و در آينده نزديك اين ديدگاه در جهان مطرح خواهد شد كه چند ميليارد انسان خواهر و برادر يكديگر به شمار بيايند.

وي افزود: امروزه در كشور ما ضرورت توسعه صنعت گردشگري بر همه روشن است، يكي از مسئوليت‌هاي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري اين است كه به وسيله زيبايي‌هاي اين كشور ايران را به ديگر كشورها وصل كند و اين زيبايي كه از قدمت چندين هزار ساله برخوردار است وسيله‌اي براي ارتباط ايران با ديگر كشورها شود.

مشايي گفت: مسئوليت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مسئوليت بزرگي است. سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري با ديگر سازما‌ها تفاوت دارد، منطق كار در سه حوزه ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري منطق شكوفا و درخشان است. 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

انتخابات ارومیه پایان یافت و البته پایانی خوش.. آرزو کرده بودیم  جواد جهانگیرزاده  و نادر قاضی پور پیروز این مارتن باشند و چه خوش طبع و خوش شانسیم که چنین شد! سعید پورحیدر در پوست خود نمی گنجد نه از برای پیروزی این دو که از برای اعتبار نظرسنجی اش.. نظر سنجی که پنج شنبه منتشر نمود و تو گویی نتایج این نظر سنجی همان نتیجه انتخابات است و سعید زودتر از ستاد انتخابات از نتیجه آگاه و مطلع است..

نتایج این انتخابات نشان از درس های بزرگی داشت که پرداختن به آن مجال بیشتر می طلبد و صد البته تفکری عمیق تر و تحلیل هایی ژرفاتر.. اما من برنده بزرگ این بازی را محمد حضرت پور می دانم. انسان شریفی که در مقام دوستی حق مطلب را ادا کرد و انصافا توانست با زحمات و سختی های فراوانی که پیش روی داشت خستگی را خسته کند.. و جواد جهانگیرزاده باید منزلت و جایگاه دوست بداند که به همت او و دگر یارانش و صد البته با خلق حسنه اش توانست اعتماد مردم را دوباره جلب نماید..

نادر هم خسته است خسته از اینکه شب و روز را در قاموسش حرام کرد و چه خوب دانست که دونده ای که خوب بدود با همه موانع و سنگلاخ هایی که پیش رو دارد سرانجام به مقصد میرسد چونان که نادر رسید.. خرداد ۸۸ صمیمانه انتخاب این دو عزیز را تبریک می گوید و برای هر دو طلب بهترین ها از خدای بزرگ دارد.

و شکست از آن اصلاح طلبان و اصول گرایان شد تا بروند و بیندیشند که سرانجام خودخواهی ها ، اختلاف ها و سو تدبیرها چیزی جز شکست نیست.. به گمانم آنها باز هم عبرت نخواهند گرفت چرا که سر ها هنوز هم زیر برف است..

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 اكبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام روز گذشته در حسینیه جماران حضور یافت تا رای خود را برای دومین مرحله از انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی به صندوق بیندازد. او از این فرصت استفاده كرد تا انتقادات صریح خود را نسبت به انتخابات اخیر اعلام كند.
هاشمی رفسنجانی در جمع خبرنگاران مستقر در حسینیه جماران گفت: در این انتخابات مشخص شد كه در كشور به قوانین جامع‌تری برای انتخابات نیاز داریم. در مراحل نام‌نویسی، تعیین صلاحیت‌ها و رای‌گیری و بخش‌های دیگر نیاز به اصلاحات واقعی در انتخابات كشور وجود دارد. در شمارش آرا نیز در اكثر كشورهای دنیا با كامپیوتر و شیوه‌های دیجیتالی رای‌ریزی و شمارش آرا انجام می‌شود كه وقت كمتر و اطمینان بیشتری وجود دارد. باید به سمت كارت الكترال برویم كه جزء بهترین شیوه‌های رای‌گیری و شمارش آراست. كامپیوتری كردن این مراحل باید با قانون انجام شود و مجلس باید این حركت تكاملی را انجام دهد. انتقادات هاشمی‌رفسنجانی تنها منحصر به این موضوع نشد. او مجلس را نیز مورد اشاره قرار داد. او در سخنانی از تغییر وزیر كشور در آستانه انتخابات انتقاد كرد و آن را در رای مردم تاثیرگذار دانست: «هركاری كه باعث تردید در میان مردم و ایجاد سوال برای آنها شود، در حضور مردم انعكاس خواهد یافت، بهتر است این مسائل كمتر باشد.» رئیس مجمع تشخیص‌مصلحت نظام در ادامه سخنان خود در جمع خبرنگاران تاكید كرد: نیامدن پای صندوق یك نوع خودزنی است. حتی یك رای هم در انتخابات تاثیر دارد. كشورهای پیشرفته‌ای كه در آنها انتخابات سالم برگزار می‌شود مردم‌شان با عشق و اشتیاق می‌آیند، در كشور ما هم پس از انقلاب از نظر مشاركت مردم ما جزء بهترین‌ها بودیم. اخیرا مشاركت مردم كمی كاهش یافته است، ولی هنوز هم در حد نصاب قابل قبولی در مقایسه با سایر كشورهاست اما انتظار ما این است كه اكثریت قاطع مردم حضور یابند. شركت مردم در انتخابات یك وظیفه شرعی، منطقی و ملی است و منافع را نیز تامین می‌كند.
هاشمی ضمن ابراز امیدواری نسبت به اینكه مجلس آینده مایه آرامش و اطمینان جامعه باشد گفت انتظار ما از مجلس آینده این است كه به طور جدی به وظایف خود در قانونگذاری و نظارت عمل كند و ادامه داد: در بعد قانونگذاری، نیازمند قوانین فراوانی برای اجرای سیاست‌های كلی به خصوص سیاست كلی در اصل 44 قانون اساسی و سند چشم‌انداز 20 ساله هستیم چرا كه پایه اساس توسعه و حركت كشورمان است.
از سوی دیگر عبدالواحد موسوی‌لاری وزیر كشور دولت سیدمحمد خاتمی نیز با تاكید بر گلایه هاشمی رفسنجانی در خصوص اشكالات قانون انتخابات ایران شورای نگهبان را عامل تغییر نكردن این قانون و شیوه رای‌گیری دانست و گفت: «در دوران مسوولیتم طرح‌های زیادی دادم كه با همین سد آهنین مواجه شدم، حتی دیگر الان كشورهای جهان سومی كه تازه استقلال یافته‌اند و تازه معنای رای و صندوق رای را فهمیده‌اند، نوع رای‌گیری‌شان به این شكل است كه مردم از یك هفته قبل با شناسنامه و كارت شناسایی مشخص كارت الكترال خود را می‌گیرند و هفته بعد رای می‌دهند ما هم این كار را می‌توانیم انجام دهیم.»
وزیر سابق كشور همچنین با بعید دانستن انجام كاری از سوی مجمع تشخیص‌ مصلحت نظام برای تصویب سیاست‌های كلی درباره انتخابات خاطر نشان كرد: «مجمع ابتدا به ساكن نمی‌تـواند كاری كند، ضمن اینكه مجمع تشخیص قانون نحوه رسیدگی به شكایات داوطلبان را تصویب كرد، ولی هیچ وقت به آن عمل نشد.» وی‌افزود: «من هم معتقدم سیستم انتخابات متناسب با شرایط ما نیست و خوب نیست كه هر انتخابات كه برگزار می‌شود حرف و حدیث داشته باشد؛ به خصوص كه امروز هیات‌های نظارت با اجرا همسو شده‌اند.»
كارهای شگفت دولت
موسوی لاری درباره تغییر وزیر كشور در آستانه مرحله دوم انتخابات نیز ابراز عقیده كرد: «دولت نهم دولت كارهای شگفت است، یكی از شگفتی‌های این دولت هم تغییر مدیر اجرایی انتخابات در حین برگزاری آن است، بدون اینكه دلایل آن روشن باشد بالاخره اگر آقای پورمحمدی در انتخابات مشكلی داشته، رئیس‌جمهور باید این را اعلام كند، ولی آنچه مسلم است با هیچ توجیهی كنار رفتن وزیر كشور را در زمانی كه اوج فعالیت‌های انتخاباتی است، نمی‌توان پذیرفت.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 شاید برای متفاوت بودن، شاید برای حفظ استقلال مجلس، شاید برای فشارهایی که تحمل کرده اند، شاید برای اینکه دوستشان داریم، شاید برای مشارکت و حق رای مان، شاید از برای دوستی و شاید برای رو کم کنی عده ای..

هر کدام دلیل و انگیزه ای برای رای دادنمان داریم.. من دلایل زیادی برای رای دادن به آقا جواد و حاج نادر دارم شاید نقدهایی بر عملکردشان نیز داشته باشم.. اما فردا روز سرنوشت است و سرنوشت را باید از سر، نوشت..

همشهریان گرامی خیلی ها سرمایه گذاری های کلانی نموده اند تا این دو عزیز در مجلس نباشند..

جمعه این دو را فراموش نکنیم.. جمعه با آقا جواد و آقا  نادر باشیم، تنهایشان نگذاریم..

همین..

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 این روزها بحث انتخابات مرحله ی دوم بحث نسبتا شایع مجالس سیاسی بود. اگر چه به خاطر رد صلاحیت گسترده و نبود کاندیدای اصلاح طلب در بسیاری از حوزه ها و ادعاهای جابجائی افراد منتخب به خصوص در تهران باعث شد که به اندازه ی کافی مرحله ی دوم  جاذبه ی لازم، حتی برای محافل سیاسی نداشته باشد. اما علیرغم اینکه اگر ادعاهای تقلب و جا به جائی افراد واقعی باشد شرکت در انتخابات دیگرمعنا و مفهومی ندارد اما باز هم در مرحله ی دوم در انتخابات در تهران و بعضی شهرستانها بعضی از اصلاح طلبان به مرحله ی دوم رسیده اند واگر این مجموعه ی اندک به مجلس راه یابند میتواند در سرنوشت مجلس تاثیر مهمی داشته باشد چون به خصوص کاندیداهای تهران  نمایندگان اصلاح طلب منتخب و بسیاری از مستقلان را در موضوعات مهم می توانند سامان دهند. در دور اول جدای از بحث جا به جائی افراد، تهرانی ها شرکت خیلی اندکی داشتند و فضا را برای رای سنتی محافظه کاران باز گذاشتند. این بار وهر بار دیگر هم که اکثریت قاطع شرکت نکنند، راه را برای اصولگرایان باز می کنند و امر بر همه در داخل و خارج مشتبه می شود که گویا مردم ایران طرفدار آنان هستند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

دبيرکل حزب کارگزاران سازندگي گفت: تقريبا دو سوم نمايندگان مجلس هفتم در دوره جديد مجلس نيستند كه نشان دهنده تمايل مردم به تغيير است.

 غلامحسين کرباسچي روز چهارشنبه با حضور در دفتر ايسنا در مشهد طي سخناني در جمع خبرنگاران افزود: در حال حاضر تعداد اصولگرايان راه يافته به مجلس 78 نفر است که تعدادي هم براي دور دوم منتظر نتيجه انتخابات هستند و از اصلاح‌طلبان هم حدود 43 نفر از افراد اعلام شده راي آوردند و حدودا 30 نفر هم در دور مرحله دوم هستند و معادل همين رقم هم کساني هستند که به لحاظ موضع‌گيري جزء اصلاح‌طلبان نيستند ولي از ديدگاه‌هايشان به نظر مي‌آيد كه گرايش به اصلاحات دارند.

وي معتقد است: تغيير 70 درصدي مجلس هشتم نسبت به مجلس هفتم نشان دهنده تمايل جامعه به تغيير است. وقتي جامعه خواستار تغيير شرايط است، بايد به اين خواست توجه اساسي شود. در دوره‌هاي ديگر تغيير آنچناني در مجلس نداشتيم.

وي گفت: مجلس هشتم قطعا با مجلس هفتم متفاوت است و آن يکدستي و هماهنگي نسبت به دولت وجود ندارد. کرباسچي خاطرنشان كرد: اگر اکثريت مجلس طرفدار اصلاحات نباشند، تنوع در ديدگاه‌ها بسيار زيادتر از دوره‌هاي قبل است.

دبيرکل حزب کارگزاران سازندگي معتقد است: بعضي جريان‌ها خيلي تلاش کردند كه نيروهاي اصلاح‌طلب از صحنه حذف شوند و حتي برخي به قيمت کم کردن ميزان مشارکت مردم تلاش کردند تا مردم به اصلاح‌طلبان راي ندهند. ما بايد به مردم نشان دهيم که راي مردم تاثيرگذار است و بايد شفاف عمل کرد.

وي گفت: اميدواريم نيروهايي که به مجلس هشتم راه يافتند به طور منسجم کار کنند و تاثيرگذار باشند؛ اگر نيروهاي اصلاح‌طلب بتوانند يکپارچه عمل کنند، مي‌توانيم شاهد تغييرات اساسي و خوبي باشيم.

وي با بيان اين‌كه " مجلس از دو جهت مي‌تواند در انتخابات رياست جمهوري آينده هم تاثيرگذار باشد" در اين‌باره گفت: از يک جهت تريبون باز و آزادي است که مي‌تواند خيلي آزادانه حرف‌هاي کشور را بيان کند و بخش ديگر مصوبات مجلس است که دولت براي موفقيتش نيازمند به آن‌هاست.

كرباسچي نياز كشور در عرصه سياست را سياستمداران روشنفكر دانست و گفت: ما به اين طيف نياز داريم و نه به روشنفكران سياستمدار؛ چراکه عرصه سياست نيازمند صبر و حوصله است.

دبيرکل حزب کارگزاران سازندگي درباره شرايط كشور و مواجهه با فشارهاي اقتصادي گفت: در يک کلمه بايد بگويم خيالم از آينده کشور خيلي راحت است و بدبين نيستم.

وي علت اين امر را نسبي بودن قضاوت در مورد وضع کشور دانست و افزود: اگر به اين مساله نسبي نگاه گنيم طبيعتا نمي‌توانيم خودمان را به نظام‌هاي 200 - 300 سال مقايسه کنيم، اگر خود را با کشورهاي همسايه خودمان مقايسه کنيم مي‌بينيم که اتفاقي کهن در ايران افتاده كه اتفاق متفاوتي است، مردم ايران مردم خشونت طلبي نيستند، مردم ايران و حتي گروه‌هايي که به طور افراطي عمل مي‌کنند، خشونت و آدم کشي را قبول ندارند.

وي اين امر را از موفقيت‌ها و ويژگي‌هاي مثبت ملت ايران خواند و گفت: ملت ايران تلاش مي‌کنند رنگ خشونت را از دامن خود پاک کنند، از اين رو هر کسي که مي‌خواهد به صحنه بيايد بايد به سرعت خودش را با اين روحيه تطبيق دهد، اين‌که همه پاي صندوق‌هاي راي جمع مي‌شوند، اين‌ها از موفقيت‌هاي اين ملت و کشور است.

کرباسچي اضافه کرد: مردم از افراط منزجر هستند و اين سرمايه‌اي است براي يک ملت و تمام نيروهاي افراطي بايد خودشان را اصلاح کنند و اين نشان دهنده روحيه اصلاح‌طلبي مردم است. ما به عنوان گروه اصلاح‌طلب بايد بپذيريم که برقراري دموکراسي در جامعه يک کار درازمدت و با برنامه‌ريزي و يک کار سياسي است و يک کار انقلابي و روشنفکري نيست که از روي احساسات عمل شود.

وي تاکيد کرد: ما نيازمند سياستمداران روشنفکر هستيم و اصل کار در دولت‌ها نيز بايد همين باشد که با سياست و برنامه‌ريزي عمل کند و ما به عنوان اصلاح‌طلب‌ها بايد اين مساله را بپذيريم كه حرف اول را در ايران توسعه اقتصادي مي‌زند.

کرباسچي ادامه داد: در کشور دموکراسي وقتي به خوبي پيش مي‌رود که همه آن را بپذيرند، تثبيت دموکراسي اين است که حتي محافظه‌کاران اصولگرا نيز دموکراسي را بپذيرند. ما بايد با تدبيري عمل کنيم که باور دموکراسي را در همه آحاد تقويت کنيم و بايد اخلاق شکست، اخلاق مبارزه و اخلاق پيروزي را ياد بگيريم.

دبيرکل حزب کارگزاران سازندگي افزود: به تدريج اين امر در حال بهتر شدن است، هم اصلاح‌طلبان و هم اصولگرايان به واقعيت‌هاي جامعه نزديک‌تر مي‌شوند و من به اين امر و به آينده خوشبين هستم.

وي تاكيد كرد: ائتلاف اصلاح‌طلبان نبايد ائتلاف عکس‌العملي باشد، کساني که اصلاح‌طلب هستند بايد به صورت استراتژيک فکر کنند که از اين کشور چه مي‌خواهند و يک ائتلاف پايدار را در بين آن‌ها به وجود بياورند نه ائتلاف عکس‌العمل و اين‌ها همه جزء آموزش‌ها و تمرين‌هاي دموکراسي است.

کرباسچي درباره حزب کارگزاران نيز گفت: اين حزب نيز در همين کشور کار مي‌کند و نمي‌خواهد يک سازمان مخفي و گمنام باشند و به دنبال يک کار رسمي و علني سياسي است. کار رسمي حزب بايد در فضايي باشد که در فشارهاي سياسي و تبليغاتي از پا درآورنده نباشد. گروه‌ها و احزاب نبايد دغدغه اين را داشته باشند که اگر در يک جلسه‌اي شرکت کنند، در مسائل شخصي و کارشان مشکلي پيش آيد.

دبيرکل حزب کارگزاران سازندگي افزود: بايد از نيروهاي معتدل و عاقل و توانمند دعوت ‌كنيم که در فعاليت‌هاي سياسي شرکت کرده و اين امر را يک وظيفه ملي بدانند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 غلامحسین کرباسچی: به‌طور اتفاقی سه روز قبل در صفحه كتاب روزنامه كارگزاران نقدی را از فرید زكریا و كاكوتانی در مورد دو نوشته از بی‌نظیر بوتو خواندم كه یكی از آنها آخرین نوشته او بود با نام: «آشتی: اسلام، دموكراسی و غرب» و دیگری «دختر سرنوشت» كه در واقع اتوبیوگرافی اوست. پیش از این نیز نوشته‌هایی از او خوانده بودم اما چند جمله‌ای از نقل قول‌های او در این نقد برایم بسیار تكان‌دهنده بود؛ به‌ویژه با نیم‌نگاهی به وضعیتی كه در آن قرار داریم و شرایط سخت و دشوار این روزها كه به صورت سهل و ممتنعی جمع زیادی از دوستان خوش‌فكر، دلسوز و دوست‌داشتنی و به‌خصوص اصلاح‌طلب را در سردرگمی و ابهام و دودلی گرفتار می‌بینیم؛ ابهام در اینكه با این همه نامهربانی‌ها و شاید بی‌عدالتی‌ها، طرد و مایوس كردن‌ها آیا باید بازهم بایستیم و دیگربار به صحنه بیاییم؟ برای تحقق اهداف و آرمان‌هایمان فعالیت و مقاومت كنیم یا حداقل برای مدتی امور را رها كنیم، عطای سیاست را به لقایش ببخشیم و خلوتی را گزینیم و افسار شتر حكمرانی به گرده فرازش افكنده تا شاید روزی دیگر و صحنه‌ای دیگر.
فكر كردم برای ما و همه دوستانمان چقدر ضروری است كه نیم‌نگاهی به اطراف خود بیندازیم و ببینیم كه واقعا چه می‌گذرد و چه كسانی با چه روحیه و منطقی برای تحقق دموكراسی چه می‌كشند، چه می‌گویند و چگونه می‌اندیشند و چه راه دشوار و درازی را طی كرده و می‌كنند و چه بهایی می‌دهند و چه واقعا ناهموار مسیری می‌پیمایند و چه نفسگیر و صادقانه با عشق و ایمان به كشور و دموكراسی سختكوش و شكیبا ایستاده‌اند، می‌میرند و با پایداری تا آخرین لحظه راه را برای بعدی هموار می‌كنند آنقدر كه در فرآیند زمان بالاخره تحمل، مدارا و سازگاری جمعی كه خصلت اصلی دموكراسی‌خواهی است در موافق و مخالف تثبیت شود. آموزنده است اگر در این مقطع زمانی و عبور از این زمان دشوار به تاریخ 30 ساله خود و همسایگان نزدیك و دیوار به دیوار پاكستان، تركیه، عراق و آن‌طرف عرب‌ها و آسیای میانه نگاه كنیم. در شمال به سرنوشت ده‌ها جمهوری امروزی و اتحاد جماهیر شوروی دیروز كه روشنفكرانشان به دلیل بی‌صبری و چپ‌زدگی افراطی دچار فاجعه كمونیسم و استالینیسم شدند و هنوز نتوانسته‌اند كمر از زیر بار فشارهای سازمان‌یافته و باقیمانده‌های آن 70 سال راست كنند و وضعیتی دارند كه می‌دانید و می‌دانیم. همان‌طور كه به رفاه‌طلبی همسایگان جنوبی كه دل در خوشگذرانی، آسایش و سفرهایی بسته‌اند كه به هر صورت برای بخش‌هایی عمده از مردم فراهم شده و با آن همه سابقه انقلابی‌گری دنیای عرب در زمان عبدالناصر و عرفات و انقلابیون عراق و روشنفكران فلسطینی و لبنان و ... اكنون هر تكه‌زمینی در دست پادشاهی و امیری، تا كی بتوان امیدوار به بهبود اوضاع و نسیمی از آزادی و دموكراسی و آن همه معیارها و اصول آزادیخواهی و انقلابی و روشنفكرمداری. بگذریم و بپردازیم به دو محور اصلی تركیه و پاكستان؛ به راستی آنچه را ما در این دو كشور برای دموكراسی و دین گذشته و می‌گذرد هیچ از جلوی چشم می‌گذرانیم؟ از طرفی بلایی كه بر سر اربكان و حزب اسلامی او با فشار برای بركناری دولت، انحلال حزب رفاه، تشكیل دادگاه و برخورد با وی و اطرافیانش آوردند و از طرف دیگر همه آنچه كه بر سر رجب طیب اردوغان آمد از به زندان افتادن (در زمانی كه شهردار استانبول بود) تا ایستادگی، تاسیس حزب عدالت و توسعه و مقاومت حساب‌شده و سپس پیروزی در انتخابات و باز هم ابطال انتخابات و تكرار ایستادگی و پیروزی در پرتو پیگیری و تلاش و حالا هم كه بار دیگر سخن از دادگاه و انحلال حزب حاكم به میان آمده و هر روز گربه‌رقصانی.
اما هرگز نه‌تنها خم به ابروی این روشنفكران مقاوم و مسلمان نیامده كه بر نشاط، مقاومت و ایستادگی و كار فعال سیاسی آنها افزوده است.
در عین حال هم مردمی را می‌بینیم كه این روحیه كار و تلاش را دارند و در هر شرایطی ایستاده‌اند، رای داده‌اند و حمایت كرده‌اند. محور دوم پاكستان است كه باید به آنچه در این مدت بر سر حزب مردم و رهبران و آزادیخواهان این مجموعه آمده بیندیشم؛ از اعدام ذوالفقار علی بوتو گرفته تا رفتار نظامیان و حتی پرویز مشرف با حزب مردم و اخیرا هم با خانم بوتو كه با آن همه حمایت‌های مردمی و دوبار رای آوردن به عنوان نخست‌وزیر و كشته‌شدن پدر و دو برادر و در نهایت خود او. بوتو با وجود سال‌ها تبعید، آبروریزی مالی و اقتصادی برای همسرش و خودش و اتهام‌ها و جوسازی‌ها مقاومت را همچنان ادامه داد. به یاد داشته باشیم كه با همه اینها چگونه در برابر افراطی‌گری‌های طالبان و دیكتاتوری نظامی به‌وجودآورنده این افراطی‌گری‌ها (همان‌طور كه در كتاب خود تشریح كرده است) و دخالت خارجی در كشورش (عمدتا آمریكا كه برای مقابله با نفوذ شوروی به وجود آوردند طالبان و نهضت افراطی آن بود) ایستاد. دو نقل قول از بی‌نظیر بوتو به‌شدت تكان‌دهنده است برای ما كه احیانا با كوچك‌ترین ناملایمات و فشار می‌خواهیم صحنه مبارزه اجتماعی را با بهانه‌های روشنفكری ببوسیم و كنار بگذاریم و طلبكارانه همه را هم بدهكار می‌كنیم. به راستی ما برای رشد و باروری دموكراسی در این كشور چقدر مقاومت، تلاش و كار سیاسی منسجم می‌كنیم؟ چقدر فداكاری و ازخودگذشتگی نشان می‌دهیم؟ بوتو در كتاب «دختر سرنوشت» می‌گوید: «روزی كه پدرم را گرفتند من از دختر به زن بدل شدم! او در دو سال بعد مرا راهنمایی و توصیه می‌كرد كه تمركز و تعهدم را از دست ندهم و هرگز مایوس نشوم. روزی كه میراث او به من رسید دانستم كه زندگی‌ام پاكستان خواهد بود و وظیفه رهبری میراث پدرم و حزب پدرم را پذیرفتم.» خانم بوتو بعد از 30 سال مقاومت، پایداری، مبارزه و تبعید، عزل و شكست، رفت و پركشید. پس از همه فراز و فرودها سرانجام همان مجموعه منسجم و قوی به نام حزب مردم با همه فشارهای نظامی خارجیان و افراطیون مذهبی (طالبان) برنده و قدرت اصلی پاكستان شده است. خانم بوتو درست چندی قبل از ترور می‌نویسد: «حاضر بودم هر كاری بكنم تا كودكانم از آن دردی كه من هنگام مرگ پدرم تحمل كردم و هنوز تحمل می‌كنم در امان بمانند اما این تنها كاری بود كه توان انجام دادنش را نداشتم. نمی‌توانستم از حزب و برنامه‌ای كه بخشی از زندگی‌ام را وقف آن كرده بودم تبری بجویم.» ما و تمامی روشنفكران و اصلاح‌طلبان و منصفین ایران واقعا باید به این روشن‌بینی و مقاومت و هشیاری و تلاش بی‌وقفه غبطه بخوریم. با وجود همه مسائلی كه داریم باید به شرایط مناسبی فكر كنیم كه به یمن انقلاب ضد سلطنتی بسیاری از زمینه‌ها را برای فعالیت‌های آزادیخواهانه ما مهیا كرده و امروز بر ماست كه باقیمانده ناهمواری‌ راه دموكراسی را با كار، تلاش، جدیت و مقاومت، هشیاری و بردباری هموار كنیم و از خود بپرسیم كه چرا عجولانه و بی‌صبرانه می‌رنجیم و با هر ناملایمتی قهر می‌كنیم و برای حفظ دستاوردهای مردم‌سالاری حاضر به پذیرش قوانین مبارزه مستمر برای دستیابی به دموكراسی پایدار نیستیم؟ اگر قبول داریم كه دموكراسی در هیچ كجای دنیا یك كالای وارداتی نیست (كه نیست) باید بیاموزیم كه بیندیشیم، طراحی كنیم و راه مبارزه مستمر را پیشه كنیم و پایدار و صبور و هشیار در هر مرحله در مقام اقلیت یا اكثریت دستاوردهای انقلاب و اسلام و دموكراسی و آزادی را پاس بداریم.
قهر از صندوق‌های آرا و زودرنجی و بی‌برنامگی هرگز برای كسی دموكراسی و مردم‌سالاری به ارمغان نیاورده. همان‌طور كه تندروی و ناشكیبایی و از هول حلیم در دیگ افتادن و بی‌استراتژی پیش‌ رفتن آزادی را تحكیم نكرده است. حفظ حداقل جایگاه یك مجموعه عظیم از اراده ملی كشور كه تحت پرچم اصلاحات و اعتدال جمع‌ شده‌اند در گرو شركت گسترده و رای هشیارانه‌ای در همین انتخابات دور دومی است كه خیلی‌ها از جمله رقبا بیشترین موفقیتشان در گرو عدم شركت ماست و رمز بسیاری از بدخلقی‌ها و حركت‌هایشان با همین جمله گشوده می‌شود.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 حسين شريعتمداري، مديرمسئول روزنامه «كيهان»، در يادداشتي از جانب امام خميني(ره) براي يكي از شخصيت‌هاي روحاني حكم صادر كرد.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، وي در واكنش به نقل يك خاطره از مرحوم آيت‌الله توسلي، آن را تحريف نظرات امام خواند و نوشت: «كيهان طي چند سال اخير به نمونه‌هايي از اين تحريف‌ها با ذكر سند پرداخته است و البته در تمامي اين موارد، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره) كه به همين منظور تشكيل شده و از بيت‌المال بودجه مي‌گيرد، سكوت محض اختيار كرده است!».

شريعتمداري سپس به جاي امام حكم صادر كرد و نوشت: «آقاي محمدي عراقي قبل از شهادت شهيد محلاتي، با حكم حضرت امام(ره) قائم مقام ايشان در سپاه بود و بعد از شهادت شهيد محلاتي نيز تا چند ماه بعد از پايان جنگ، يعني از اسفندماه 1364 تا اسفند 1367 به دستور و حكم حضرت امام(ره) وظيفه نمايندگي حضرت امام(ره) در سپاه پاسداران را بر عهده داشت. (صحيفه امام جلد 19 ص496 و صحيفه امام جلد 21 ص 313)».

 بررسي‌هاي انجام‌شده نشان مي‌دهد كه در كل جلدهاي 22گانه صحيفه امام و به ويژه صفحات مورد اشاره «كيهان»، اثري از موارد مورد ادعا ديده نمي‌شود.

قطعا حجت‌الاسلام محمدي عراقي، از روحانيون پاكباخته‌اي است كه در سال‌هاي دفاع مقدس در كنار رزمندگان اسلام و به ويژه برادران سپاه پاسداران به انجام وظيفه مشغول بود، اما به هر روي، امام امت(ره) به رغم آن‌كه در حكم انتصاب حجت‌الاسلام عبدالله نوري به عنوان نماينده خود در سپاه پاسداران، ايشان را «فردي متدين و صالح» مي‌خوانند «كه در كوران جنگ و جهاد، خدمات قابل تحسيني انجام داده است»، اما به هر حال در كل صحيفه امام، نمي‌توان يافت كه بنيانگذار جمهوري اسلامي به ايشان حكم قائم‌مقامي خود در سپاه را داده باشند.

به نظر مي‌رسد، نسخه متفاوتي از صحيفه امام در اختيار برادر شريعتمداري هست كه ايشان بر پايه آن، ديگران را به تحريف نظرات امام كه به اعتراف خود مدير «كيهان»، «تماماً ثبت شده و مكتوب است»، متهم مي‌كند.

 از همين روي، بهتر است ايشان اين نسخه را نيز به زيور طبع آراسته كنند تا از اين پس، نويسندگان و گروه‌هاي سياسي علاوه بر نسخه موجود صحيفه امام، گفته‌ها و نوشته‌هاي خود را علاوه بر نسخه اصلي، با اين نسخه ويژه نيز تطبيق دهند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

دولت ولایت؛ از آغاز کارش تا به امروز دست به انتشار بی سابقه ی پول و شبه پول زده است. خواجه حافظ هم می داند، که این رویه موجب تورم و گرانی می شود. از سوی دیگر با سیاست تشویق واردات، تولید ملی در زمینه های مختلف ضربه های ویران کننده ای دیده است. همه از جمله آقای مصباحی مقدم هم به درستی گفته اند که حجم شگفت انگیز نقدینگی ریشه گرانی هاست...در این میان آیه الله مهدوی کنی که اعتبار و احترام بسیاری دارند، اشاره به بی فرهنگی مردم در مصرف کرده اند... ایشان هم نخست وزیر بوده اند و هم وزیر کشور...مسئولان اقتصادی در دولت ایشان می گفتند، آقای مهدوی به نظریات کارشناسی به دقت گوش می داد. دولت فعلی، چنین خط مشی یی ندارد. گرانی و تورم ناشی از بی فرهنگی مردم نیست و ناشی از بی برنامگی و شتابزدگی و شعار زدگی دولت است.آیه الله مهدوی بار دیگر کارشناسان اقتصادی معتمد خود را دعوت کنند. تمامشان هم از جناح اصول گرا باشند. تا به ایشان بگویند ریشه گرانی ها کجاست.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 اگر مي‌خواهيم رشد تورم متوقف شود بايد ريشه‌هاي تحريك كننده آن را بخشكانيم. يعني كنترل رشد نقدينگي.
- در طرح مربوط به انحلال سازمان برنامه هم ديده بودم كه اين اقدام حساب شده نبود و جز ايجاد سرخوردگي و ياس...
- از ويژگي‌هاي ديگر اين دوره هيجاني اين بود كه هر كس به خود اجازه مي‌داد در مسايل كلان اقتصادي كشور دخالت كند. يك بار آقاي رحيمي رئيس كل ديوان محاسبات...
- معاون اقتصادی بازرسی رئیس‏جمهور دامپزشک است...
- فشار بيمه ايران، از ناحيه ديگر اعمال شد. يك گزارش ساده...
- در همين سخنراني اخير قم نيز كه بازتاب وسيعي داشت، ريشه‌هاي اين نوع گزارشات غيركارشناسي ...
- به طور مثال همه مي‌دانند كه در حال حاضر واردات سيگار ...
- اي كاش جزئيات موضوع قبلا مورد بررسي دستگاه مربوطه قرار مي‌گرفت و اينطور شتاب‌زده عمل نمي‌شد...
- در مورد دخالت بانك‌هاي خصوصي و موسسات اعتباري در بازار مسكن نيز تاملاتي وجود دارد...

متن کامل اظهارات دانش جعفری را اینجا مطالعه نمایید.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 مهمترين هفته‌نامه آمريكا پيش‌بيني كرد كه روي كار آمدن «اوباما»، زمينه‌ساز سازش ايران و آمريكاست.به گزارش سرويس بين‌الملل «تابناك»، «تايم» نوشت: در ايران تقريبا همه اقشار از دفتر رياست‌جمهوري احمدي‌نژاد تا مجامع رده‌بالاي روحانيون و دانشگاهيان و وبلاگ‌نويسان فارسي، رقابت‌هاي رياست‌‌ جمهوري آمريكا را به شدت و بيش از گذشته پيگيري مي‌كنند. يك علت اين توجهات خاص، اين است كه ايراني‌ها هم‌اكنون علاقه زيادي به رفتن بوش به عنوان فردي دارند كه ايران را «محور شرارت» خوانده و بحث جدي احتمال حمله نظامي به ايران را به دليل برنامه مشكوك اتمي آنها مطرح كرده است.

اما اين جريانات در ميان ايرانيان با چنين احساسي همراه شده است كه نامزدي «باراك اوباما»، اميدهاي زيادي را براي بهبود روابط ايران و آمريكا پديد آورده است. «سرگئي بارسقيان» از ستون‌نويسان «اعتماد ملي» كه معتقد است، «او ـ با ـ ما» به معني «او با ما است» مي‌باشد، مي‌گويد كه ايرانيان بيشتر متمايل به پيروزي دمكرات‌ها هستند.

مطمئنا سناتور اوباما، نخستين شخصي است كه با اين مسئله مخالف است، اما احساسي را كه نامزدي وي در ميان بسياري از ايرانيان ايجاد كرده، ناشي از عوامل گوناگوني از جمله اصليت آفريقايي، پيوندهاي اسلامي قوي وي و اين باور است كه اوباما به جنگ سرد سي ساله واشنگتن و تهران پايان خواهد داد و يا دست كم ديدگاه حمله نظامي به ايران را منتفي خواهد كرد.

مهدي كروبي، روحاني شيعه و رئيس سابق مجلس ايران مي‌گويد: «من فكر مي‌كنم كه مردم ما، خواهان پيروزي او هستند».

اما اوباما تنها نامزدي نيست كه بررسي‌هاي دقيقي را در تهران باعث شده است. شماري از ايرانيان هم با توجه به اين‌كه «هنري كسينجر»، مشاور رئاليست «مك‌كين» است و به تازگي خواستار مذاكره مستقيم با ايران شده است، متمايل به او هستند. هرچند بسياري مك‌كين را يك جنگجو مي‌دانند و از تجارب وي در جنگ ويتنام و مواضعش عليه دولت‌هاي انقلابي در هراسند، اما ايراني‌هاي ضد رژيم نيز آرزومند پيروزي مك‌كين هستند.

برخي از ايرانيان بر اين باورند كه احمدي‌نژاد نيز متمايل به پيروزي مك‌كين است تا بتواند به تقابل خود با آمريكا همچنان ادامه دهد و تندروهاي ايراني نيز بتوانند در برابر اصلاح‌طلبان كه خواستار بهبود روابط با غرب هستند، محبوبيتي به دست آورند.

ايرانيان درباره «هيلاري كلينتون»، نظرات متفاوتي دارند كه بيشتر مبتني بر سوابق همسر وي در خاورميانه است. بيشتر ايرانيان «بيل» را مشاور ارشد سياست خارجي «هيلاري» قلمداد مي‌كنند.

محمد عطريانفر، مشاور رفسنجاني، رئيس‌جمهور سابق ايران مي‌گويد كه بيل كلينتون در ميان ايرانيان وجهه‌اي صلح‌طلبانه دارد. «مادلين آلبرايت»، وزير امور خارجه آن زمان آمريكا و يكي از مشاوران كنوني هيلاري، آشكارا نقش آمريكا در كودتاي 1953 در ايران و حمايت پس از آن از رژيم شاه را معترف شد. هرچند ديپلمات‌هاي ايراني، كلينتون را به اعمال تحريم عليه ايران متهم مي‌كنند.

اما تنها انتظارات سياسي نيست كه باعث محبوبيت اوباما شده است. اصالت جهان‌سومي وي و اعتقادات اسلامي خانواده پدري‌اش كه حتي در نام مياني او، «حسين»، تبلور يافته است، عواملي هستند كه برخي كارشناسان معتقدند، مي‌تواند پوشش سياسي خوبي براي آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر ايران در پيشنهاد سازش با «شيطان بزرگ»، دشمن ديرينه ايران باشد.

مهمترين عامل در علاقه‌مند كردن مهره‌هاي ارشد ايرانيان به اوباما، ابراز تمايل وي به ديپلماسي جدي شخصي با ايران است كه مي‌تواند نقطه چرخشي در راهبردهاي واشنگتن باشد.

يكي از مقامات ايراني مي‌گويد: «اوباما مرد مذاكره است».
امير محبيان، يك كارشناس نزديك به محافظه‌كاران ايراني مي‌گويد: ذهنيت سياستمداران و دولتمردان ايراني، آماده پذيرفتن اوباماست. من هم فکر مي‌كنم شايد؛ شايد آمدن اوباما به حل مشكلات كمك كند كه البته نيازمند شجاعت هر دو طرف است.

البته بسياري از ايرانيان بر اين باورند كه ساختار سياسي آمريكا، ترمز هرگونه حركتي به سمت ايران خواهد بود مگر آن‌كه ايران به دشمني خود با اسرائيل پايان دهد. شماري نيز نگرانند كه تجربه اوباما در مسائل خارجي، باعث شود وي در نقش رئيس‌جمهور، موضع سخت‌تري عليه ايران در پيش بگيرد تا اين‌كه خود را يك رهبر ضعيف نشان دهد.

رحيم مشايي، معاون احمدي‌نژاد كه به تازگي با او پيوندهاي خانوادگي هم پيدا كرده است، مي‌گويد: «اوباما به نظر مرد بدي نمي‌رسد و اگر آمريكايي بودم، شايد به او رأي مي‌دادم». اما وي معتقد است كه احتمال انتخاب مك‌كين يا كلينتون براي رهبري كاخ سفيد بيشتر است.

وي درباره علت علاقه‌اش به اوباما و اين‌كه آيا به علت نژاد اوباماست يا ديگر فاكتورها، سخني نگفت و اصرار ما را بي‌پاسخ گذاشت و تنها گفت: «بيا در اين‌باره شرط ببنديم!».

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

حكم سرپرستی وزارت كشور روز گذشته از سوی رئیس‌جمهور به نام محمدرضا رحیمی رئیس دیوان محاسبات كشور امضا شد و او پس از برگزاری مرحله دوم انتخابات مجلس در وزارت كشور مشغول به كار خواهد شد. بدین ترتیب برگزاری مرحله دوم انتخابات مجلس هشتم بر عهده مصطفی پورمحمدی بوده و پس از آن در هفته آینده پورمحمدی صندلی وزارت خود را به رحیمی واگذار خواهد كرد. موسی‌پور معاون حقوقی پارلمانی وزیر كشور در گفت‌وگو با «كارگزاران» با تایید این خبر گفت كه معارفه رحیمی پس از برگزاری انتخابات صورت خواهد گرفت. رحیمی حداكثر به مدت سه ماه اداره وزارت كشور را عهده‌دار خواهد شد تا در این مدت رئیس‌جمهور او یا فرد دیگری را برای گرفتن رای اعتماد به مجلس شورای اسلامی معرفی كند. محمدرضا رحیمی پیش از این نماینده مجلس از قروه و سنندج، مشاور رئیس قوه قضائیه، استاندار كردستان و رئیس دیوان محاسبات كشور بود. به نظر می‌رسد اختلاف دیدگاه‌های وزیر كشور با رئیس‌جمهور موجب تصمیم احمدی‌نژاد برای تغییر مصطفی پورمحمدی شده است. سایت خبری تحلیلی تابناك، روز گذشته در توضیح دلیل بركناری وزیر كشور آورده است: «موضوع ارائه گزارش وزیر كشور درباره برخی مسائل موجود در انتخابات، به ویژه برخی اقدامات شورای نگهبان در انتخابات به یكی از مسئولان ارشد دفتر رهبر انقلاب تاثیر سرنوشت‌سازی در موضوع تغییر وزیر كشور نداشته و اختلاف دیدگاه‌های وزیر كشور با رئیس‌جمهور كه از مدت‌ها پیش وجود داشت، موجب تصمیم دكتر احمدی‌نژاد مبنی بر تغییر وزیر كشور شده و پس از اطلاع رهبر انقلاب از این موضوع نیز ایشان صرف‌نظر از موافقت یا مخالفت، با تغییر وزیر كشور اظهار مخالفتی نكرده و بر آگاهی خود از اختلاف‌نظرهای وزیر كشور و رئیس‌جمهور تاكید نموده‌اند.»
گرچه محمدحسین موسی‌پور معاون حقوقی پارلمانی وزیر كشور در گفت‌وگو با «كارگزاران» ابتدا این موضوع را تكذیب كرد و گفت كه صحت ندارد اما پس از آن اضافه كرد: «شاید هم من اطلاع ندارم.» مصطفی پورمحمدی، وزیر كشور در آخرین روز فروردین‌ماه در جمع خبرنگاران از دادن هرگونه جواب صریح درباره تغییر سمت خود خودداری كرده بود. او به خبرنگاران گفته بود از آنجایی كه دوست ندارد بر تشنج بیفزاید ترجیح می‌دهد كه درباره تغییرات وزرا پیش‌داوری نكند. پورمحمدی گفته بود كه در شرایط فعلی كشور نیاز به آرامش دارد و باید از تنش‌ها كاست او تاكید كرده بود كه مردم آنقدر مشكلات دارند كه نباید این حرف‌ها بر مشكلات آنها افزود. خبر بركناری و تغییر وزیر كشور در آستانه برگزاری انتخابات مجلس و در شرایطی كه یك سال تا پایان عمر دولت نهم باقی است مورد انتقاد و اعتراض شخصیت‌های سیاسی از هر دو طیف اصلاح‌طلبان و محافظه‌كاران قرار گرفته بود 100 نماینده مجلس نیز در نامه‌ای به رئیس‌جمهور خواستار ابقای پورمحمدی در سمت خود شدند. گرچه این نامه به دلیل نگرانی نمایندگان از بی‌توجهی رئیس‌جمهور به آن هرگز علنی نشد اما معاون پارلمانی وزیر كشور دیروز در گفت‌وگو با «كارگزاران» تهیه این نامه از سوی نمایندگان را تایید كرد. حسین اسلامی، عضو كمیسیون اصل 90 مجلس نیز دیروز پس از انتشار خبر بركناری وزیر كشور در مصاحبه‌ای به امضای تعداد زیادی از نمایندگان مجلس در حمایت از پورمحمدی اشاره كرد و گفت: انتظار ما از رئیس‌جمهور این است كه از تغییر آقای پورمحمدی جلوگیری شود. اما اقدام رئیس‌جمهور در معرفی سرپرست برای وزارت كشور بار دیگر نشان داد كه احمدی‌نژاد به توصیه‌های مجلس در خصوص معرفی یا بركناری وزرا اهمیتی نمی‌دهد. پس از وزارت اقتصاد و دارایی، وزارت كشور دومین وزارتخانه‌ای است كه در سال جدید دچار تغییر و تحول می‌شود، گرچه رئیس‌جمهور در ابتدای سال از تغییر 3 وزیر كابینه خبر داده بود. عملكرد محمدرضا رحیمی كه از روز شنبه هفته آینده سرپرستی وزارت كشور را عهده‌دار خواهد شد در سمت‌های مختلف مورد انتقاد بوده است. او در هفدهم خردادماه سال 1386، هنگامی كه ریاست دیوان محاسبات كشور را عهده‌دار بود در همایش سراسری مدیران این سازمان در حضور محمود احمدی‌نژاد مطالبی را بیان كرده بود كه باعث تعجب برخی از حاضران و خبرنگاران شد و انتقادات شدیدی را از سوی مجلس به همراه داشت. او در بخشی از سخنان خود خطاب به احمدی‌نژاد گفته بود: «در سفر اخیرم به تركیه و سوریه دو نكته را متوجه شدم. در یكی از این سفرها وقتی كه مردم با ما برخورد می‌كردند به وجود شما افتخار می‌كردند و حتی در یكجا به بركت وجود شما به ما هدیه دادند و به ما گفتند رئیس‌جمهور شما كسی است كه یك‌تنه در برابر استكبار ایستاده است. در سوریه نیز در شهر تاریخی بصری كه ممكن است خیلی‌ها اسم آن را نشنیده باشند، یكی از مسلمانان به من گفت: معتقدم كه اگر بنا بود بعد از پیامبر فرد دیگری به عنوان پیامبر انتخاب می‌شد آن فرد احمدی‌نژاد هست. این همه توجهات، افتخارات بزرگی برای ما محسوب می‌شود. در شهر حلب وقتی ما حركت می‌كردیم و مردم متوجه می‌شدند كه ما ایرانی هستیم ما را مورد نوازش قرار می‌دادند و ما را به صرف چای و بستنی دعوت می‌كردند و می‌گفتند احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور ما نیز هست. ... این مطالب را نباید اینجا می‌گفتم ولی از قصد گفتم تا مشخص شود كه دیوان محاسبات به چه میزان با دولت شما همكاری دارد. من سابقه دیرینه‌ای با شمار دارم و قصد دارم با شما همكاری همه‌جانبه‌ای داشته باشم. دیوان جایی است كه به هیچ دستگاهی نیاز ندارد اما ما در كنار شما خواهیم بود.» دامنه انتقادات و اعتراضات و اظهارات رحیمی تا بدان‌جا پیش رفت كه 70 نماینده مجلس در نامه‌ای خطاب به رئیس مجلس رحیمی را فردی «متملق» دانسته و خواستار بركناری او شدند. واكنش نمایندگان در نهایت عذرخواهی رحیمی را در پی داشت. رحیمی سابقه اظهارات اینچنینی را پیش از این نیز داشته است. سایت «الف» كه وابسته به احمد توكلی رئیس مركز پژوهش‌های مجلس است، روز گذشته پس از انتشار خبر سرپرستی رحیمی بر وزارت كشور با نقل سخنان رحیمی در همایش سراسری مدیران دیوان محاسبات كشور به بخشی از اظهارات او در سال 75 و در حضور هاشمی رفسنجانی رئیس‌جمهور وقت اشاره كرده است: خدمات دولت قابل شمارش نیست، اما به بخشی از آن اشاره می‌كنیم. دولت عنایت و توجه فراوان به مردم این استان (كردستان) دارد. آنچه در این استان اتفاق افتاده بی‌نظیر است. دولت دست از سازندگی در این استان برنداشت بلكه شبانه‌روز با جدیت این كار را دنبال می‌كرد. هنگامی كه آقای هاشمی رئیس‌جمهور به استان كردستان سفر كردند 1000 میلیارد ریال برای سرمایه‌گذاری استان كمك كردند. سایت «الف» متذكر شده كه رحیمی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1384 جزء حامیان هاشمی رفسنجانی بوده است. عملكرد رحیمی در دیوان محاسبات كشور نیز حاشیه‌هایی داشته كه دانش‌جعفری وزیر پیشین اقتصاد و دارایی تا همین اواخر نسبت به آن معترض بوده است. عزل مدیر بیمه ایران كه اواخر خردادماه سال گذشته براساس گزارش دیوان محاسبات كشور و سازمان بازرسی كشور صورت گرفت به دلیل عدم ارائه گزارش و سند و مدرك مستدل همچنان مورد اعتراض است. دانش‌جعفری در آخرین مصاحبه خود در مقام وزیر كه با هفته‌نامه شهروند امروز در هفته گذشته صورت گرفت باز هم به این موضوع اشاره كرده است. كارنامه رحیمی در مقام استاندار نیز دارای نقاط ضعف است. او كه استانداری كردستان را در دولت هاشمی رفسنجانی برعهده داشت 20 روز پس از روی كار آمدن دولت سیدمحمد خاتمی به دلیل تخلفات گسترده انتخاباتی (در دوره هشتم ریاست‌جمهوری) در این استان از سمت خود كنار گذاشته شد. با توجه به انتقاداتی كه تاكنون نمایندگان نسبت به عملكرد رحیمی داشته‌اند بعید به نظر می‌رسد كه اگر رئیس‌جمهور او را به عنوان وزیر كشور به مجلس معرفی كند، موفق به كسب رای اعتماد از سوی نمایندگان شود، گرچه باید منتظر ماند و دید.

 

 
 
 |