تبليغاتX
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی خرداد خرداد88
 
 
 
   
 
 

حسن اسدي زيدآبادي :طرح نام "عبدالله نوري" در ميان گزينه هاي محتمل رياست جمهوري طي هفته جاري در برخي از رسانه ها کورسويي از اميد را در اوضاع و احوال سردرگم کنوني که به ويژه نيروهاي ‏اصلاح طلب و تحول خواه منتقد وضع موجود در آن گرفتار شده اند، در ذهنم برانگيخت.

چيزي که در انتخابات پيش رو مي توان آن را مفروض اوليه گرفت آغاز زودهنگام رقابت است. خوشبختانه به ‏نظر مي رسد نيروهاي سياسي موجود به اين باور رسيده اند که مردم حق دارند چيزي قريب به يکسال قبل از ‏انتخابات که عموما انتظار مي رود پس از سه يا هفت سال که از دوران تصدي يک رييس جمهور گذشته و افقي ‏از عملکرد او وجناح حامي او را در ذهن دارند، از گزينه هاي احتمالي که امکان انتخاب ميان آنها را خواهند ‏داشت مطلع شوند.

کانديداي سمت رياست جمهوري بودن آن هم در يک فاصله زماني نسبتا طولاني به نوعي توانايي، جهت گيري ‏کلي و سياست هاي اصولي يک کانديدا را آشکار مي کند و مي تواند از فريب توده هاي مردم و روي کار آمدن ‏افراد بي کارنامه و پوپوليستي که با قرار گرفتن در مسند قدرت مي توانند به يکباره منافع ملي و ثروت هاي يک ‏کشور و ملت را به باد فنا دهند جلوگيري کند، يعني دقيقا همان چيزي که در مورد احمدي نژاد اتفاق افتاد و ‏بسياري از مردم با عدم شناختي که از او داشتند حتي مي توان گفت او را به نوعي اپوزيسيون دانستند و در ميان ‏يک جو تبليغاتي سنگين ... او را خوردند.

اين روزها آقاي خاتمي، مشابه ماجراي ناز و کرشمه هاشمي رفسنجاني تا هفته هاي پاياني انتخابات خرداد و تير ‏‏84، از موضع گيري در مورد حضور و يا عدم حضورش امتناع مي کند. ياران او مي گويند که شايد دليل چنين ‏پرده پوشي اي واهمه از تخريب ها و سناريوسازي هاي امنيتي عليه اوست. آنها اما به اين پرسش جدي پاسخ نمي ‏دهند که چگونه کسي که مي خواهد در راس قوه اجراييه کشور قرار بگيرد و عنان اداره امور مملکتي به اين ‏وسعت را در دست بگيرد از همين الان دست و پايش در برابر برخي تخريب هاي احتمالي مي لرزد. تقريبا دوست ‏و دشمن گواهي مي دهند که خاتمي انسان پاکي است با پرونده اخلاقي و شخصي منزه، و در برابر، نقاط ضعف ‏آشکار و پنهان تخريب کنندگان احتمالي به حدي است که مثنوي چهل من کاغذ نيز کفاف روايت آنها را نمي دهد، ‏پس چرا رييس جمهور آتي بايد بترسد؟

واقعيت اما اين است که آزموده را آزمودن خطاست. وقتي مصطفي تاجزاده در گفتگوي خود با روزنامه ‏کارگزاران مي گويد "حتي اگر آقاي خاتمي رئيس‌جمهور شود اصولگرايان در نهايت 20 تا 30 درصد حكومت را ‏از دست مي‌دهند" چه کاريست کشاندن ميليونها ايراني دردمندي که کاسه صبرشان لبريز شده و اعتمادشان نسبت ‏به هرچه سياست و آدم سياسي است، با تجربه عملکرد دور از انتظار آقاي خاتمي در هشت سال اصلاحات، به پاي ‏صندوق هاي راي و سرکوب دوباره انگيزه هاي تازه شکل گرفته در زير خاکستر آتش اصلاحات؛ به ويژه وقتي ‏تاجزاده تاکيد مي کند: "خاتمي همان خاتمي گذشته است".

در شرايط فعلي که در نتيجه اقدامات نابخردانه دولت کنوني، روز به روز به وخامت اوضاع ايران (اعم از ‏حکومت مستقر، جامعه، اقتصاد و...) افزوده مي شود و عرصه بين المللي نيز هر روز تنگتر از ديروز مي شود و ‏به گمان بسياري از تحليل گران در سال آتي هسته اصلي قدرت ناتوان تر از آن خواهد بودکه توانايي بازي با ‏کارت هاي قديمي را داشته باشد آيا نشان دادن ضعف از سوي اصلاح طلبان و مطرح کردن اين موضوع که ‏‏"کانديداتوري خاتمي گامي به جلوست"، راه نجات کشور است؟ آيا همه دستاوردهاي دوره اصلاحات و هزينه هاي ‏سنگيني که ملت در راه دستيابي به سنگرهايي که آقايان فتح کردند و انتظار ثمردهي آزادي و حقوق بشر و رفاه از ‏آن داشتند، همه و همه در خاتمي خلاصه مي شود؟ بي شک خاتمي خاطره اي خوش است و شايد فرداها در کتب ‏تاريخي او را باني و پرچمدار اصلاحات بنامند، باشد؛ اما آيا هيچ کس نيست که مقاومت کند و رييس جمهور شود ‏و مقاومت کند و رييس جمهور بماند و رييس جمهور برود؟

واقعيت اين است که "عبدالله نوري" که مرور خاطراتش در ذهن ها همراه با تکرار واژه هايي چون "استقامت"، ‏‏"صراحت" و "شجاعت" است چنانچه با حمايت بخش عمده و تاثيرگذار اصلاح طلبان روبرو شود، قطعا چنانکه ‏‏"سعيد حجاريان" نيز گفته است از حمايت قاطع تحولخواهان و حتي تحريمي ها برخوردار خواهد بود. نوري ‏نامزد بي کارنامه اي نيست، اعلام نامزدي عبدالله نوري حاوي پيام هاي روشني هم خطاب به حاکميت است و هم ‏خطاب به ملت.

در شرايطي که "عدم اعتماد به نفس"، "نگاه به تحولات بيروني" و "بي اعتمادي نسبت به سياست" مهمترين ‏چالش هاي نيروهاي اصلاح طلب است که تدريجا طي اين سالها بر اثر رفتارهاي غيرقاطع خاتمي، عدم تطابق ‏تعريف اصلاحات ميان جامعه و سردمداران اين جريان و فشارهاي طاقت فرساي هسته هاي اقتدارگراي حاکميت ‏نسبت به فعالان سياسي و اجتماعي غيرخودي ايجاد شده است، ورود به موقع و قاطع "عبدالله نوري" که از حمايت ‏گروه هاي حامي خود حتي پس از ردصلاحيت احتمالي برخوردار باشد، باطل کننده چنين چالشهايي است.

عبدالله نوري که اينک از او به عنوان "شيخ خاموش" ياد مي شود کافي است وارد ميدان شود، آنگاه هم اوست که ‏نه تنها خاموش نخواهد بود بلکه به فرياد بغض هاي فروخفته اي تبديل خواهد شد که همين روزها مي توان از ‏گوشه کنار اين کشور شنيد. صداهاي اعتراض دانشجويان، زنان و کارگران ناراضي از وضع موجود اميدي است ‏که "باطل السحر" رسانه هاي کذاب و تخريب گر است.

دانشجويان اگر با کانديدايي مواجه شوند که بدانند تا آخر تنهايشان نخواهد گذاشت و البته در اين راه راستي آزمايي ‏نيز شده باشد، صحن تمامي دانشگاه هاي کشور را به ستادهاي تبليغاتي او تبديل خواهند کرد، چنانکه در دوم ‏خرداد کردند. کمپين هاي انتخاباتي او هر نشست غيردولتي خواهد بود که پيام چنين کانديدايي را به گوش مردم ‏خواهند رساند.

اصلاح طلبان بايد هرچه سريعتر به نتيجه برسند؛ يا اينکه منتظر بنشينند و ببينند سناريوهاي اقتدارگرايان چيست و ‏‏"تنور" کجا برافروخته خواهد شد تا هيزم آن باشند، يا اينکه به گفته "محمد علي نجفي" از همين حالا کانديداي ‏واحد خود را به مردم معرفي کنند و تا آخر هم با او بمانند نه اينکه دائما به اقتدارگران تيغ به دست پيام ضمني ‏بفرستند که "اگر اين نشد، آن و اگر آن نشد هرکه شما بگوييد". اقتدارگرايان بايد از نوع انتخاب اصلاح طلبان ‏متوجه اين واقعيت برهنه و آشکار بشوند که در صورت ردصلاحيت کانديداي واحد اصلاح طلبان، سالهاي آتي را ‏بايد به تنهايي به مصاف مشکلات و معضلات بروند بدون حساب بر روي حاميان جريان تحولخواه در ايران، کم ‏يا زياد.

به گمان صاحب اين قلم، "باور" اصلاح طلبان به نيروي واقعي اي که دارند در اين شرايط از اهميت خاصي ‏برخوردار است. آنها بايد بدانند مانند حزب پادگاني ميزان مشخصي از آراي مردم از قبل در حساب آنان نيست که ‏‏"هرکسي" به عرصه نبرد بفرستند آن ميزان راي قطعا متعلق به آنان باشد. شرايط امروز جامعه ايراني به هيچ ‏وجه زمان مناسبي براي وزن کشي احزاب اصلاح طلب از طريق معرفي کانديداهاي حزبي نيست. اصلاح طلبان ‏بايد به دور از فضاسازي جريان هاي کذايي بدون مرجع که بدون هرگونه دليلي خود را در ائتلاف هاي اصلاح ‏طلبان صاحب راي مي دانند، با رجوع به نظرات گروههاي اصيل و اصلي اصلاح طلبي نظير مشارکت و ‏مجاهدين گرفته تا کارگزاران سازندگي و نهضت آزادي و... به يک تحليل واحد از شرايط جامعه رسيده و ‏جسورانه دست به انتخاب نامزدي بزنند که امکان مانور بر روي او در همه شرايط و با روي دادن تمامي ‏سناريوهاي محتمل فراهم باشد، چه زماني که ردصلاحيت شود، چه هنگامي که امکان حضور در رقابت نهايي را ‏بيابد و البته چه وقتي که رييس جمهور شود. شايد عبدالله نوري کانديدايي است که مي توان روي او حساب کرد.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

طبق گزارش‌ برخي رسانه‌ها، آقاي محمد خاتمي با ارسال نامه‌اي به چند شخصيت سياسي از آنان خواسته ‏است تا در باره حضورش در انتخابات رياست جمهوري دهم اعلام نظر كنند.

كساني كه آقاي خاتمي خواستار اعلام نظر آنها شده، طبق گزارش همان رسانه‌ها، عموما از نزديكان رئيس ‏جمهور سابق محسوب مي‌شوند يعني كساني كه آقاي خاتمي دسترسي آساني به آنها داشته و مي‌توانسته ‏نظرشان را به طور شفاهي بشنود.

البته هنوز معلوم نيست كه اين خبرها تا چه اندازه از صحت برخوردار است، اما اگر به واقع آقاي خاتمي در ‏پي كسب اطلاع از نظر ديگران نسبت به كانديداتوري خود است، من به عنوان يك نويسنده مطبوعاتي به ‏ايشان پيشنهاد مي‌كنم كه يك بار و براي هميشه ترديد را كنار بگذارد و از ورود به اين صحنه خودداري كند!‏
بارها گفته‌ام كه من براي آقاي خاتمي به عنوان يك روحاني شيعي و شخصيت فرهنگي احترام بسياري قائلم و ‏در تمام انتقادهايي كه در دوره رياست جمهوري ايشان و بعضا با لحن گزنده‌اي از او كرده‌ام، خوش فكري و ‏صداقت و شرافتش را از ياد نبرده‌ام.

با اين حال، به نظرم آقاي خاتمي هيچكدام از ويژگي‌هاي بارز يك رهبر سياسي را ندارد بخصوص در يك ‏شرايط بحراني.

جناب خاتمي بن مايه‌اي فرهنگي و كم و بيش فلسفي دارد و امر سياست در نظام فكري او نه جايگاه واقعي ‏خود را پيدا كرده و نه از چندان مرتبه و ارجي برخوردار است.

اين در واقع، نخستين مشكل آقاي خاتمي براي تبديل شدن به يك رهبر سياسي است. مشكل دوم او در اين زمينه ‏خاص، تساهل در آن دسته از امور سياسي است كه در سياست واقعي تساهل پذير نيست. در واقع تساهل ‏بي‌مورد نه فقط زيبنده يك رهبر سياسي نيست، بلكه تمام امكانات او را براي پيشبرد برنامه‌اش به باد مي دهد و ‏او را در مقابل رقبايش بي‌دفاع مي‌كند.

براي اينكه متهم به تندروي نشوم، اين احتمال را رد نمي‌كنم كه آقاي خاتمي ممكن است براي رياست جمهوري ‏يك كشور كاملا با ثبات و برخوردار از نظم نهادينه شده مانند سوئيس مناسب باشد، اما براي كشوري مانند ‏ايران كه بحران‌هاي بدخيم از هر گوشه‌اش در حال رخ نمايي است، به هيچوجه مناسب نيست.

به عبارت ديگر آقاي خاتمي رونده راه هموار است نه راه سنگلاخي و متاسفانه مسير سياست در ايران به ‏طرز كم سابقه‌اي سنگلاخي شده است.

از اين جهت، نه به قصد بي‌احترامي و يا تقابل با ايشان بلكه از سر حساسيت به سرنوشت او با ورودش به ‏صحنه انتخابات مخالفم.

آقاي خاتمي به رغم ناكامي‌هاي دو دوره رياست جمهوري سرانجام توانست با حفظ وجهه خود اين مقام را ‏ترك كند و همچنان به عنوان يك شخصيت قابل احترام در جامعه به ايفاي نقش بپردازد، اما بيم آن مي‌رود كه ‏ورود دوباره ايشان به عرصه‌اي كه پيچيده‌تر و سختتر از دوران قبل شده، نه فقط براي جامعه ايراني ثمري ‏در پي نداشته باشد، بلكه وجهه شخصي او را نيز تخريب كند.

در واقع با شرايطي كه ما در پيش داريم (البته اگر رويداد دراماتيكي مانند پذيرش بسته گروه 1+5 و يا بروز ‏جنگ مسير تحولات را كاملا تغيير ندهد) نيروهاي خواهان برون رفت از بحران، بايد به صورت يكپارچه ‏در پشت شخصيتي كه هم مولفه‌هاي سياسي را بشناسد، هم قدرت رهبري و مديريت داشته باشد و هم راي ‏قاطع جامعه را به دست آورد، بسيج شوند.

اگر چنين تحولي به وقوع نپيوندد كه بايد منتظر ابعاد عميقتري از سياهچاله‌اي كه اطرافمان را در بر گرفته، ‏باشيم و اگر به وقوع پيوندد در آن صورت، آن شخص نمي تواند جناب خاتمي باشد، زيرا همانطور كه در بالا ‏گفته شد، ايشان دو ويژگي نخست را ندارد و در عين حال، راي قاطعي نيز به دست نخواهد آورد.

به باور من، آقاي احمدي نژاد رئيس جمهوري يك دوره‌اي است و چه در درون نظام سياسي و چه در افكار ‏عمومي، شانسي براي انتخاب دوباره ندارد.

با اين حال، هيچكس با هيچ ابزاري نمي‌تواند مانع ورود او به صحنه رقابت انتخاباتي شود، ورودي كه قاعدتا ‏با طرح بحث‌هاي بسيار جنجالي و مبتني بر افشاگري‌هاي هيجان انگيز خواهد بود، اما اينها براي آقاي احمدي ‏نژاد راي به دنبال نخواهد داشت.

به هر حال، آقاي احمدي نژاد در بين جبهه موسوم به اصول‌گرايان رقيبان جدي خواهد داشت و از همين رو، ‏فضاي انتخابات دو قطبي نخواهد شد.

در آرايشي بدين نحو، آقاي خاتمي احتمالا پيروز ميدان خواهد شد، اما با راي ناپلئوني! از آنجا كه گروههاي ‏اصلاح طلب معمولا دست اندركاران انتخابات را به تقلب متهم مي‌كنند و شرط پيروزي را تفاوت چشمگير ‏آراء كانديداي اصلاح طلب با رقيب آن مي‌دانند به طوري كه تقلب را بي‌اثر كند، بنابراين، طبق اين منطق، نام ‏آقاي خاتمي از صندوق‌هاي راي بيرون نخواهد آمد!

اما اينكه مي‌گويم راي آقاي خاتمي ناپلئوني خواهد بود، دليلش اين است كه حضور ايشان هيجاني در جامعه ‏برنمي‌انگيزد و مهمتر از آن بسياري از اقشار جوان را نمي‌توان براي راي دادن به ايشان قانع كرد و به ‏حركت در آورد.

گروههاي اصلاح طلب با توجه به تجربه‌ دو انتخابات گذشته نبايد فراموش كنند كه قهر كردگان با صندوق‌هاي ‏راي از نظر كمي تاثيرگذارترين نيرو در انتخابات به شمار مي‌روند و صرف اجماع 18 گروه اصلاح طلب ‏بر روي شخصي كه هيجان و جنبش عمومي در سطح جامعه برنيانگيزد، دوم خرداد ديگري را رقم نخواهد ‏زد.

اينكه آن فرد كيست و چگونه مي‌توان در مورد آن به توافق عام رسيد و جامعه را پشت سر آن بسيج كرد البته ‏خود پرسش مهمي است، اما آن شخص متاسفانه آقاي خاتمي نيست و خود او هم نمي خواهد كه چنين شخصي ‏باشد.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

اگر مردم در بالای سر خود شمشیری نبینند و در فضای امن فکر کنند و تصمیم بگیرند بسیاری از مسایل حل می شود... هیچ چیز نباید به مردم تحمیل شود...اگر قانون اساسی به خوبی اجرا شود ایران دموکرات ترین کشور دنیا خواهد بود زیرا در جمهوری اسلامی ما هیچ چیزی که به رای مردم نرسد، نداریم...هر کشوری به موازین دموکراسی وارد شده، پیشرفت کرده است و هر کس گرفتار استبداد شده، عقب مانده است...

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت که سیاست های کلی نظام اداری کشور در این مجمع به تصویب رسیده و خدمت مقام معظم رهبری تقدیم شده است و بزودی از سوی ایشان برای اجرا ابلاغ خواهد شد.
آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی روز چهارشنبه در همایش دولت، نظام اداری و چشم انداز، که در موسسه تحقیقات و بهره وری منابع انسانی در تهران برگزار شد، افزود: «روح سیاست های نظام اداری این است که مردم را آزاد بگذاریم زیرا آنها بهتر می توانند مسایل را حل کنند».
وی با بیان اینکه "بر اساس سیاست های نظام اداری بخش عمده‌ای از کارها در اختیار مردم خواهد بود"، تصریح کرد: «آزاد کردن مردم و اراده آنان و میدان دادن به مردم در امور سیاسی از مهمترین اقداماتی است که باید انجام داد».
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: «هیچ چیز نباید به مردم تحمیل شود، باید خود آنان انتخاب کنند زیرا افکار عمومی کمتر اشتباه می کند».
آیت الله هاشمی رفسنجانی در عین حال گفت: «اگر کار به دست مردم باشد در صورتی که اشتباهی رخ داد دیگر به دولت مراجعه نمی شود و خود مردم مسایل را حل می کنند».
وی با بیان اینکه در صورت حضور مردم از تحمیل های خارجی نیز نجات می یابیم ،اظهار داشت: «هیچ کشوری نمی تواند بر ملتی که می خواهد بر سرنوشت خود حاکم باشد، فشار آورد».
هاشمی رفسنجانی موضوع غزه و مقاومت مردم آن در مقابل محاصره اسراییلی ها را نمونه بارز حضور مردم دانست و افزود: «کشورهای مستبد در سیاست خود به خارج وابسته می شوند زیرا حمایت مردمی را با خود ندارند و استکبار نیز منافع خود را در حمایت از مستبدان می بیند».
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به مقاومت ملت ایران در مقابل فشارهای خارجی گفت: «مدیران کشور با حمایت مردمی امروز تجربه خوبی دارند و سی سال گذشته دوره کاربردی در دانشگاه اداره جامعه برای آنان بوده است».
وی خاطرنشان کرد: «نسل دوم و سوم می توانند جای نسل اول را پر کنند البته تجربه مدیران نباید فراموش شود تا خامی‌هایی که می تواند اتفاق بیافتد به وقوع نپیوندد».
هاشمی رفسنجانی در ادامه نقش قانون اساسی در سامان دادن به امور را یادآور شد و گفت: «اگر قانون اساسی به خوبی اجرا شود ایران دموکرات ترین کشور دنیا خواهد بود زیرا در جمهوری اسلامی ما هیچ چیزی که به رای مردم نرسد، نداریم».
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان کرد: «اگر روح قانون اساسی اجرا شود مردم نیز می توانند همیشه در صحنه باشند و بر این اساس باید راهکاری برای پیاده کردن دقیق قانون اساسی بیابیم».
رئیس مجلس خبرگان رهبری در ادامه روح انقلاب اسلامی را احیای نقش مردم دانست و تصریح کرد: «ریشه انقلاب اسلامی در حقیقت بازگشت به نقش و اراده مردم بود».
وی افزود: «هر وقت زنجیرهای استبداد از دست و پای مردم باز شد، مردم خود جامعه را اصلاح کرده و پیشرفت کرده اند اگر مردم در بالای سر خود شمشیری نبینند و در فضای امن فکر کنند و تصمیم بگیرند بسیاری از مسایل حل می شود».
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به اینکه استبداد و خودمحوری در اسلام جایی ندارد گفت: «هر کشوری به موازین دموکراسی وارد شده، پیشرفت کرده است و هر کس گرفتار استبداد شده، عقب مانده است».
رئیس مجلس خبرگان رهبری، ایرانیان را به دلیل ظرفیت های خوب خود همواره از بهترین ملت ها در دنیا دانست و خاطرنشان کرد: «ایران در مقطعی، به دلیل باقی ماندن استبداد دچار عقب ماندگی شد».
هاشمی رفسنجانی تاکید کرد: «یکی از اصول انقلاب اسلامی بازگشتن به اسلام با اتکا به مردم بود و کارهای انقلاب در روزهای آغازین نیز با اتکا بر مردم انجام شد».
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، دفاع مقدس و پیروزی ملت ایران در آن را نمونه خوبی از قدرت مردم دانست و اظهار داشت :«کشوری که در آن تازه انقلاب شده است با حمایت همین مردم به تنهایی در مقابل دشمن سرسختی که از سوی همه حمایت می شد، ایستادگی کرد».
آیت الله هاشمی رفسنجانی با تاکید بر اینکه حضور نیروهای مردمی در جنگ پیروزی‌ها را نصیب ما کرد، گفت: «ما در دفاع مقدس در مقابل شیاطین عالم سرافراز بیرون آمدیم و در سازمان ملل نیز با موفقیت همراه شدیم».

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

خلاصه: عده‌ای كه مدعی هستند تصمیمات دولت كارشناسی نیست یك بازی تبلیغاتی به راه انداخته‌اند تا افرادی را از درون دولت به تمرد وادار كنند... بدانید ادعا و مشكل آنها مشكل اقتصادی نیست. برای اینكه در دوران دولت‌های پیشین از تصمیمات اشتباه و غلط اقتصادی دفاع می‌كردند... دولت در یك سال گذشته یك میلیون شغل قطعی ایجاد كرده است، اما به دروغ با اخبار و گزارش‌های جعلی این طرح موفق را باعث تورم عنوان می‌كنند. می‌خواهند توان دولت را در بازی‌های مقطعی هدر دهند... دولت در موضوع پیگیری عدالت تنها است. امسال سخت‌ترین سال هجوم به دولت خواهد بود و دشمن به طور همه جانبه فشار خواهد آورد تا از مردمی كه به این دولت رای داده اند، انتقام بگیرد... هنوز همه آرمان‌ها را روی میز نیاورده‌ایم كه اینقدر در داخل و خارج كشور و عرصه‌های بین‌المللی عصبانی شده‌اند... مانند بازی دومینو فروپاشی نظام‌های جهانی آغاز شده است و بعید نیست كه شاهد شورش‌های سنگین اجتماعی در جهان باشیم

محمود احمدی‌نژاد دوشنبه شب از ساعت ‪۲۱‬الی یك بامداد در نهاد ریاست جمهوری پذیرای جمعی از دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) بود و در فضایی دوستانه و صمیمی پس از شنیدن سوالات و دیدگاه‌های شماری از آنان در سخنانی از مواضع اصولی و آرمانی دانشجویان ابراز خرسندی كرد و آنان را به ادامه این مسیر سخت فرا خواند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، احمدی‌نژاد با اشاره به اینكه همه هیاهوها و جنجال‌ها علیه دولت در داخل و خارج كشور به خاطر ایستادن بر بالاترین نقطه آرمانخواهی است، گفت: سنگین‌ترین ایراد را به دولت در بخش اقتصادی وارد می‌كنند و این در حالی است كه در دوره‌هایی وضعیت اقتصادی بسیار نابسامان بوده است، اما چندان حمله و انتقادی از آنها نمی‌شد. آیا فكر می‌كنید این همه هجمه سنگین علیه دولت واقعا به خاطر برخی مشكلات اقتصادی است یا به دلیل این است كه دولت به هیچ عنوان حاضر نیست از پیگیری آرمان‌ها صرف نظر كند. مطمئن باشید اگر حاضر می‌شدیم ذره‌ای از آرمان‌ها كوتاه بیاییم به شدت مورد تعریف و تمجید قرار می گرفتیم.

دكتر احمدی نژاد تاكید كرد: به رغم همه فشارها سرسوزنی از مبانی و آرمانی كه مطرح كرده‌ایم، كوتاه نیامده‌ایم. باید به این اصل توجه داشت كه هر كس در مسیر حق ایستاد، باید فشارها را به جان بخرد و این طور نیست كه خیال شود می‌توان روی اصول ماند ولی هزینه‌ای نپرداخت.

وی با اشاره به كسانی كه در رسانه‌های خود مدام از مشكلات اقتصادی می نالند، افزود: بدانید ادعا و مشكل آنها مشكل اقتصادی نیست. برای اینكه در دوران دولت‌های پیشین از تصمیمات اشتباه و غلط اقتصادی دفاع می‌كردند.

رییس قوه مجریه در ادامه تصریح كرد: تاكنون در یك مقاله، تئوری‌های واقعی دولت نهم مورد نقد علمی واقع نشده است.

رئیس جمهور با اشاره به برخی انتقادها و هجمه‌ها به دولت تصریح كرد: در مقطعی چنین ادعا كردند كه دولت اهل مشورت با كارشناسان نیست!؟ این در حالی است كه مقدار زمانی كه این دولت تنها برای شركت در جلسات و كمیسیون‌های مجلس گذاشته است چند برابر گذشته و تذكرات و سوالات مجلس از این دولت ‪۲‬برابر ‪۱۶‬سال قبل بوده است. عده‌ای كه مدعی هستند تصمیمات دولت كارشناسی نیست یك بازی تبلیغاتی به راه انداخته‌اند تا افرادی را از درون دولت به تمرد وادار كنند.

دكتر احمدی نژاد با بیان اینكه در بودجه ‪۸۷‬توسط مجلس هفتم ‪۱۱‬هزار میلیارد تومان به سهم بودجه جاری و مصرفی اضافه شده است، گفت: جالب اینكه كسانی این مبلغ را به سهم بودجه جاری افزودند كه مدام در سخنان و مصاحبه‌های خود نقدینگی را باعث افزایش تورم عنوان می‌كنند.

وی با تاكید بر اینكه دولت هزینه‌های جاری را به شدت محدود و فشرده كرده است، اظهار داشت: تاكنون چنین معمول بوده است كه دولت‌ها بودجه عمرانی را كم می‌كردند و بودجه جاری را بالا می‌بردند اما امروز در دولت نهم برعكس این عمل می‌شود.

رییس جمهور خلق پول و نحوه توزیع منابع را موجب تورم دانست واظهار داشت:
دولت جلوی این كار را گرفته است.

وی طرح بنگاه‌های زودبازده را از بهترین و مهمترین اقدامات دولت برشمرد و گفت: كشوری كه ‪۳‬میلیون بیكار داشته است، لازم بود بنگاه‌های زودبازده را فعال نماید و بر این اساس دولت در یك سال گذشته یك میلیون شغل قطعی ایجاد كرده است، اما به دروغ با اخبار و گزارش‌های جعلی این طرح موفق را باعث تورم عنوان می‌كنند.

احمدی نژاد خاطر نشان كرد: در قانون برنامه به صراحت تكلیف شده است كه باید سود بانكی تك رقمی شود ولی با این حال وقتی دولت اجرای همین قانون را در دستور كار خود قرار می‌دهد، با عناوینی چون كاهش دستوری سود و غیره ، به دنبال فشار بر دولت هستند.

رئیس قوه مجریه با تاكید بر اینكه مهر ماه سال گذشته تغییر و تحولات بزرگی را در عرصه بازار جهانی مواد غذایی و كشاورزی پیش بینی كردیم و برای تنظیم بازار داخلی لایحه یك میلیارد و دویست میلیون دلاری به مجلس هفتم ارائه كردیم، خاطر نشان كرد: با مجلس پیشین جلسه گذاشتیم تا این لایحه هر چه زودتر به تصویب برسد، اما با ‪۶‬ماه تعلل از سوی مجلس، به دلیل افزایش قیمت‌های جهانی، بیش از دو هزار میلیارد تومان به كشور ضرر وارد شد.

دكتر احمدی نژاد در عین حال تاكید كرد: به فضل الهی دولت بر همه مشكلات غلبه خواهد كرد.

رئیس جمهور در بخش دیگری از سخنان خود در جمع دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) با تاكید بر اهمیت حوزه فرهنگ اظهار داشت: سهم فرهنگ در كل بودجه سالیانه دولت بیش از سه برابر شده است و ادبیات دولت، ادبیات فرهنگی است ولی بعضا انتظارات ما از بخش‌های عملیاتی محقق نشده است و البته باید توجه داشت كه همه حوزه‌های فرهنگی در اختیار دولت نیست. ضمن اینكه تاثیر اقدامات فرهنگی، تدریجی است و در درازمدت نمایان می‌شود.

احمدی نژاد با بیان اینكه عده‌ای اصرار دارند تا دولت را به عرصه‌های بحران زا بكشانند، گفت: می‌خواهند توان دولت را در بازی‌های مقطعی هدر دهند ولی دولت بی‌توجه به این بازی‌ها، به حوزه‌های مختلف، نگاه راهبردی و استراتژیك دارد.

وی با تاكید بر اینكه مردم بر روی اصول و آرمان‌ها محكم ایستاده‌اند و این ذائقه مردم نیست كه عوض شده است، اظهار داشت: متاسفانه ذائقه برخی خواص تغییر كرده است و وقتی این ذائقه عوض شد، دستگاه گیرنده در مقابل پیام حق، ایستادگی می‌كند.

رئیس جمهور تاكید كرد: تئوری دولت بر پایه -عدالت و الگوی اسلامی - ایرانی است و همه بخش‌های آن روشن است.

رئیس قوه مجریه با اشاره به اینكه دولت در موضوع پیگیری عدالت تنها است، گفت: به فضل الهی و ایستادگی مردم و رهنمودهای مقام معظم رهبری از همه مشكلات عبور می‌كنیم. اگر چه امسال سخت‌ترین سال هجوم به دولت خواهد بود و دشمن به طور همه جانبه فشار خواهد آورد تا از مردمی كه به این دولت رای داده‌اند، انتقام بگیرد.

دكتر احمدی نژاد تاكید كرد: در اراده من نسبت به پافشاری بر روی اصول و آرمان‌های انقلاب اسلامی نه تنها سر سوزنی تزلزل ایجاد نشده، بلكه اراده ام برای مقابله با ضدارزش‌ها چندین برابر قبل شده است.

رئیس جمهور اضافه كرد: هنوز همه آرمان‌ها را روی میز نیاورده‌ایم كه اینقدر در داخل و خارج كشور و عرصه‌های بین‌المللی عصبانی شده اند.

وی برپایی آرمان‌ها و اصول انقلاب اسلامی را مستلزم تحمل فشارهای سخت و طاقت‌فرسا دانست و اظهار داشت: خیال نكنید برپایی آرمان‌ها به سهولت قابل دسترسی است. اگر به این سادگی بود حاكمیت امام علی(ع) كه تجلی اسماء الهی است، موفق می‌شد. باید به امام علی (ع) تاسی كرد، خون دل خورد و فداكاری نمود. بدانید هر جا پرچم حق طلبی واقعی برافراشته شده، همه شمشیرها علیه آن بلند بوده است.

رئیس جمهور با تاكید بر اینكه كلید تحولات جهانی زده شده است، گفت: مدیریت امروز جهان در اختیار هیچكدام از سازمان‌های بین‌المللی نیست و مانند بازی دومینو فروپاشی نظام‌های جهانی آغاز شده است و بعید نیست كه شاهد شورش‌های سنگین اجتماعی در جهان باشیم و این همه، در حالی است ادبیاتی كه از سوی جمهوری اسلامی ایران در مجامع جهانی مطرح می‌شود، به شدت مورد استقبال قرار گرفته است.

بر اساس این گزارش، در ابتدای این نشست ‪۱۰‬نفر از حاضران به نمایندگی از دانشجویان به بیان سوالات و دیدگاه‌ها خود در عرصه‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نیز مشكلات صنفی پرداختند.طرح جامع برای تربیت نیروهای مكتبی و متعهد، طرح‌های دولت برای مظلومیت زدایی از عرصه فرهنگی، علت تغییر برخی وزراء ، ساماندهی اقتصادی و... از جمله مباحثی بود كه از سوی دانشجویان مطرح شد.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

سیامک مختاری: سریال شهریار با تمامی حرف و حدیث هایی که درباره اش مطرح بود به فرجام رسید و از معدود کارهای تلویزیونی سالها بلکه دهه های اخیر بود که هم عموم جامعه را به خود مشغول ساخته بود و هم غالب خواص به صورت مرتب و جدّی آن را پیگیر بودند . کم نبودند اساتید و فرهیختگانی اعم از حوزوی و دانشگاهی که هیچگاه به فیلمهای تلویزیونی نگاه نمی کنند و لی بعضا پخش دوباره این سریال را نیز نگاه می کردند . سریال شهریار از این جهت که اولین گام جدی و مؤثر در پرداختن به شخصیت هنری و شعری استاد شهریار است ، چون یک اقدام  مهم و اثری جدی است ، نتیجتا به همان اندازه قابل نقد می باشد . یعنی اگر اثر بی ارزشی ساخته می شد قابل نقد نبود . در این اثر باید دو موضوع را از هم تفکیک نمود : سناریو نویسی و کارگردانی . احساس می شود فیلم نامه نویس در پرداختن به زندگی و آثار شهریار ضعیف عمل کرده است و خطاهایی هم داشت . اگر اشکالاتی در سریال مشاهده می شود در درجه اول به فیلمنامه مربوط می شودکه از کاستی های محسوس و چشمگیری برخوردار بود . البته این سریال برداشت آزاد از زندگی شهریار است ولی در برداشت آزاد هم نباید واقعیت ها را تحریف کرد . در این سریال برخی سکانس ها با زندگی واقعی شهریار همخوانی ندارد . ا ولین مسأله ای که درقسمت های ابتدایی سریال سوال ایجاد کرد این بود که « ادیب» و « گلرخ» چه کسانی هستند که در دو قسمت به طور کلی به آنها پرداخته شد ؟و پاسخ شفاف و صریحی نیز تا آخر سریال به این سؤال داده نشد .

 نقش شهريار در دوران كودكي وجواني به خصوص در دوره جواني دلنشين بودو اردشیر رستمی از عهده ایفای نقش به خوبی برآمده بود  اما نقش دوران پيري برخي مواقع تصنعي به نظر مي رسيد . و می توان گفت : هنر پیشه محترمی که نقش دوران میان سالی و اواخر عمر شهریار را بازی کرده بود در ذهن و ضمیر بینندگان سیما برای این نقش چندان مناسب نبود هر چند برای نقشهای دیگر از قابلیت و کارآیی مطلوب برخوردا باشد . يكي از شخصيت هايي كه در فيلم به صورت شایسته پرداخته نشده بود ايرج ميرزا است،رابطه شهريار با ايرج ميرزا آنگونه نيست كه در فيلم اشاره شده  است .شهریار به پیشکسوتی ایرج و به ویژه با توجه به اینکه پس از مشروطیت اولین شاعری بود که زبان کوچه و بازار را وارد شعر کرد ، احترام می گذاشت و همیشه به ایرج به چشم یک استاد نگاه می کرد، البته به وی نقد شعر هم داشت و هزل و مطایبه شعرهای ایرج را نمی پسندید . اما در شکل گیری مکتب شهریار ایرج نقش مهمی داشت و در شعری به آن اشاره می کند :

                         ایـرجـا سـر به در آور کـه امیر آمـده است               چـه امـیری کـه به عشق تـو اسـیر آمـده است

                         مـکتب خـویش بـه شـاگرد قـدیمت بسـپار             شهـریاری کـه در این شیوه شهـیر آمـده است

شهریار پس از ایرج اولین شاعری است که به طور گسترده زبان کوچه و بازار را بدون هزل وارد زبان ادبیات فارسی و ترکی کردو می توان گفت پیش از او بعد از وی کسی فرهنگ کوچه و بازار را به صورت عفیف اینگونه با مضامین ادبی و هنری همراه نساخته است .

 نحوه آشنایی شهریار با همسرش عزیزه و شخصیت این خانم نیز در سریال سوال برانگیز است ! عزیزه خانم در سراب معلم بود در سریال ایشان به عنوان زنی بیسواد مطلق نشان داده می شود . عزیزه با مدرک سیکل در آموزش و پرورش استخدام شده بود . سپس به تبریز آمده و در دانشسرای دختران دیپلم خود را دریافت می کند، آشنایی شهریار با عزیزه خانم در سراب بود . در دیوان شهریار چند مورد لفظ « سراب» با حالت ایهام به کار رفته است ، در شعر « به یاد همسر » چنین می سراید :

دلـم از داغ فـراق تـو کـباب است هـنوز                      شـب همان شـمع و هـمان آتـش و آب است هنـوز

سـالها رفـته از آن غلـغله امـا دل من                            بـه هـمان هـلهله و حـال خـراب اسـت هـنوز

جـز تـو چـشم دگـرم نیست بـه بـالین شب ها

           گـوش مـن بـا تو و چشـمم بـه کتاب است هـنوز

شهدالله کـه بـه جـز کـعبه سـرآبی نیست

  رو بـه هـر سـو کـه کنـی ره به سـراب است هنوز

           کـه دل از آتـش آن غـلغله آب اسـت هـنوز        شهـریارا عـجـب از فاجـعه داغ عـزیز

از طرف دیگر عزیزه نوه عمه شهریار بود که در این فیلم به عنوان یک بیگانه نشان داده می شود .

 نشان ندادن ملاقات با پروین اعتصامی و با کمال الملک به عنوان یکی از نقاط برجسته زندگی شهریارجای سؤال است ، بخصوص سفر نیشابور که باعث سروده شدن شعرهایی چون « غروب نیشابور » ، « زیارت کمال الملک » و ... است در فیلم نشان داده نمی شود . شهریار ملاقات با کمال الملک را اینگونه به نظم می کشد :

در دهـی از دهـات نـیشابور                              بـسی از جـاده تـمدن دور

خـفـته گـنـجی بـه فـرصـت دیـدار                

 گـنج خـفته اسـت و دولـت بیـدار

در سـبوئی نهـفته دریائـی                                 یـا بـه کنـجی خـزیده دنـیائی

از سـواد  ری آمـده بـه سـتوه                           رفـته چـون آفـتاب در پـس کـوه

از بـلای تـمدن جانـکـاه                                   بـرده بـر وحـشیان کـوه پـناه

دیـده زان مـردمان حـق نـشـناس                    

  حـق خـدمت کـسی نـدارد پـاس

مورد دیگری که درفیلم به صورت بایسته و سزامند به آن اشاره نشده بود سطح علمی بالای شهریار است . در این سریال بیشتر به نبوغ شعری شهریار پرداخته شده و جلوه های سواد علمی  شهریار مغفول واقع شده است . شهریار در 13 سالگی مطول عربی را به گونه ای خلاصه کرده بود که شمس العلماء از تسلط شهریار به زبان عربی تعجب کرده همچنین ملمعاتش به سه زبان ترکی و فارسی و فرانسه که حاکی از مطالعات عمیق ایشان در زبانهای مختلف می باشد . انس با قر آن و تسلطش به زبان و ادبیات عرب نیز در اشعارش منعکس استکه در فیلم به آنها پرداخته شده بود

شـقاقـی مـنک قـد طـال افـتراقـی                        و قـرب الـوعـد قـد زاد اشـتیاقـی

بـه تـار طـره تـدبیر رفـوکن                                 شـقـقت جـیب صـبری یـا شـقاقـی

و یا :

خـان نـادر شـاعر کـار فـرنگ                             کـل پـویت کـومسی پـلن کـومـسی پـلی

خـان مـفتون خـرج امـشب پـای کـیست          

   بـاخ گـوروم بـیر بـوشـدی جیـبون یـا دولـی

مواردی دیگری نیز در سریال جایشان خالی بود از جمله: کنگره شمس تبریزی پیش از انقلاب در تبریز برگزار می شود ، دعوت نامه را خیلی دیر ارسال می کنند  واستاد  می گوید : « با خودم فکر کردم که چون این کنگره در تبریز برگزار می شود ، اگر من شرکت نکنم موجب عدم اعتبار کنگره می شود . شب پس از اینکه نماز خواندم به یاد مولانا بودم ، وقتی شروع به نوشتن مثنوی « مولانا در خانقاه شمس»  شروع کردم ابیات همانند قطره های باران از آسمان بر مغز من سرازیر می شد و من نمی توانستم همه  ابیات را بنویسم  این واقعه نیز به تصویر کشیده نشده است. همچنین نمودی از مکتب شهریار در سریال مشاهده نمی شود  .

 شهریار در سال 1308 یک مثنوی به نام « روح پروانه » را چاپ می کند . علت اصلی معروفیت شهریار در مجامع ادبی تهران همین  مثنوی است . شهریار در این مثنوی از لحاظ شعری ابتکار و خلاقیت شعری خود را ظاهر می سازد

رفـته ز رخـسار جـهان آفـتاب                              میـکند آهنـگ غـروب آفـتاب

مـرد عـروس فـلـک افـروز مـهر                          غـمکـده شـد حـجـله سـرای سـپهر

یا شعری که شهریار در کنگره شعر  ادب سروده است و به نوعی تاریخ ادبیات معاصر می باشد . هیچ شاعری حتی شاعر درجه سه، پیدا نمی شود که نامش  او در این مثنوی نباشد . این مثنوی سعه صدر شهریار را نیز نشان می دهد ، نام بسیاری از افرادی که از لحاظ هنری ، شعری و بینش مخالف شهریار بودند با حرمت در این مثنوی ذکر شده است .

همچنین در این سریال به تنهایی های شهریار کم توجه شده است . البته چند سکانس و صحنه موفق دراین مورد وجود دارد. به خصوص پس از شکست عاطفی در عشق ثریا به تنهایی های شهریار پرداخته در بخش دلنشینی به این شعر اشاره داشت :

چـه بیـم غـرق ازعـمان کـه جـستم گـوهر ایـمان

دلا هـرچـند کـه از حـرمـان هـنر بـس بـود تـاوانم

در صحنه ای از فیلم استخری  نشان می دهد که شهریار به داخل آن شیرجه می رود و گوهری کشف می کند که صحنه پردازی کارگردان قابل تحسین است  . به خواب بهجت آباد و به رویای صادقانه آیت الله مرعشی نجفی هم پردازش خوبی شده بود . از دیگر نقاط ضعف  در سریال این بود که وسواس شهریار را بد نشان دادند  پس از مرگ عزیزه نشان داده  می شود که شهریار به طور مداوم به رسول که وجود خارجی مشخصی هم ندارد پرخاش می کند ، بهانه گیری می کند . وقتی بدون مقدمه یک بیننده عادی این وسواس را می بیند ، شاید این تعبیر را بکند که شهریار در اواخر عمر خود به لحاظ روحی مریض بود.البته هرکسی در زندگی شخصی و خصوصی خود از نقاط مثبت و منفی برخوردار است ولی اینگونه تصویرپردازی با چه مصلحت اندیشی صورت گرفته بود جای سؤال دارد که مورد اعتراض تعداد زیادی از ارادتمندان شهریار نیز واقع شده است . 

موضوع بعدی در مورد مرگ « لاله» است . عشقی که در سریال از طرف لاله به شهریار ابراز می شود ، اغراق آمیز است . در منابع موثق از جمله در مقدمه دیوان شهریار مرحوم زاهدی سرگذشت لاله را ذکر کرده اند . زاهدی در دوره جوانی یکی از دوستان نزدیک شهریار بود . ایشان در این مقدمه  نوشته اند شهریار در خراسان بود  که لاله از دنیا رفت و بعدا شهریار برسر خاکش شعر معروف « بیداد رفت لاله بر باد رفته » را خواند . اما در سریال نشان داده می شود که شهریار در تشییع جنازه لاله شرکت کرده است !

شخصیت هایی در روستای محل زندگی دوران کودکی شهریار حضور داشتند که نقش انکار ناپذیری در شکل گیری شخصیت استاد شهریار داشته اند . ازجمله « خان ننه» ،« ننه قیز » و « رخشنده» برخی از اینها تا آخر عمر در ذهن و زبان شهریار حضور داشتند و شهریار در سوگ آنها مرثیه پردازی کرده است .

نـنه قیـز عم قیزینین وای خبری چـاتدی منه    

         کت گـوزمده ائله بیـل تـیتره دی دام داش اوشـدی

او بـیزیم کروانا دان اولـدوز حکمونده ایمـیش   

      اودا باتـدی کـی دایانمـا داهـا کـروان کـوشدی ...

و یا : « خان ننه » که تصویرگری وفاتش می توانست یکی از دلنشین ترین و تاثیر گزار ترین صحنه های این سریال باشد و جایش کاملا خالی بود . شهریار در سوگ مادر بزرگش می گوید :

خـان ننه  هـایاندا قـالدین                                      بئله بـاشیوا دولانـنام

نـئجه مـن سنـی ایتیـردیم                                      دا سنیـن تـایین تاپیلماز ...

از دیگر اشخاصی که در زندگی شهریار نقش مهمی داشت مرحوم حاج اسماعیل امیر خیزی بود ایشان در تهران برای اولین بار شهریار را به اساتید فرهنگ و ادب و هنر همانند ملک الشعرای بهارو صبا معرفی کرد  ولی نقش وی در سریال بسیار کمرنگ است . شهریار در مورد ایشان که معلم و مدیرش هم بود گفته است :

کـاش دور زمـان عقـب می رفـت                                  تـا تـو بـار دگـر مـدیر شـوی

به آشنایی با « سهند» شاعر عروف آذربایجان که جزو نقاط عطف زندگی استاد است در سریال اشاره ای نشده است  آشنایی با سهند باعث خلق یکی از شاهکارهای شعری شهریار به نام «سهندیه» شد که پس از « حیدر بابا یه سلام» در بین آثار ترکی شهریار شاید معروفترین باشد و تاثیر بسزایی روی شاعران داخلی و خارجی گذاشته است . در مواردی وقایع تاریخی جلو و عقب کشیده شده اند مثلا فوت مادر شهریار در تهران بود و در قم هم دفن شد ، ولی در فیلم اینگونه برداشت می شود که در تبریز فوت کرده است  . کسی که شعر « ای وای مادرم» را خوانده باشد متوجه می شود که شهریار به صراحت می گوید :

در راه قـم بـه هر چـه گـذشتم عـبوس بود

پیـچید کـوه و بـه مـن فـحش داد و رفت

بـردی مـرا به خـاک سـپردی و آمـدی

تنها نمی گذارمت ای بینوا پسر

مـی خـواستـم بـه خنـده درآیـم ز اشـتباه

امـا خـیال بـود ای وای مـادرم

کوکب خانم مادر شهریار هرچند محفوظات زیادی  از اشعار ترکی و فارسی داشت و شهریار نیز در مصاحبه هایش به آن اشاره می کند اما فارسی نمی دانست وموجب شد که از پسرش بخواهد شعری به زبان مادری بسراید . در حقیقت علت خلق « حیدر بابا یه سلام » در سال 1329 مادر شهریار بود .

 همچنین در حالت کلی لهجه تحمیلی به هنر پیشه های سریال و به خصوص لهجه شهریار وقتی فارسی حرف می زد چندان خوشایند نبود در موارد معدودی قرائت شعر با اشکال همراه بودو حتی بازیگری که نقش شهریار را ایفای می کرد شعر از زبان شهریار به صورت صحیح نمی خواند  . از دیگر نقاط قوت سریال می توان به موسیقی دلنشین آن اشاره کرد که بیننده و شنونده را تحت تاثیر قرار می داد و استاد فخر الدینی مانند دیگر آثارش اثر ماندگاری خلق کرده است .

ختم مقاله سخنی از فرزند شهریار ، آقای سید هادی بهجت باشد که می گفت :  با تمامی کاستی ها و نواقصی که این فیلم داشت از میان معاصرین شاید کسی مانند کمال تبریزی نمی توانست این فیلم را سامان دهد و به فرجام برساند .توفیق این کارگردان خلاّق و صاحب سبک را از خداوند خواهانیم و برای روح شهریار مغفرت و علّو مرتبت آرزومندیم .

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

عبدی: مدتی است كه در خیابان، کسانی که احیانا من را می شناسند بعد از سلام و علیک می پرسند که آقای عبدی «آخرش چه می شود؟» این سئوال برای همه مطرح است و البته یک نکته کلیدی در آن وجود دارد. گویی سئوال کننده غایب و در موضع انفعال است.نکته کلیدی دیگر هم این است که به نظر می رسد آینده برای همه نامعلوم است. البته تکرار این سئوال به نظر من اتفاقی نیست و بی پاسخ گذاشتن آن هم راهی را برای ادامه بحث های دیگر باز نمی کند. حالا آقای حجاریان چون شما در خیابان راه نمی روید من این سئوال را به نیابت مردم از شما می پرسم که بالاخره چه می شود؟ تصور شما از آینده چیست؟

حجاریان: از من هم اين سئوال به كرات پرسيده مي شود. همين موج است كه گرايش هاي انتظار به موعود را دامن زده است. بعضي ها به اميد يك دست غيب هستند. برخي ديگر اميد دارند كه در انتخابات بعدي يك كانديدايي پيدا شود كه وضعيت را تغيير دهد. مشكل از اينجا ناشي مي شود كه همه چيز به معيشت مردم گره خورده است. مردم منتظر هستند كه فشارهاي معيشتي كمتر شود اما هر روز با افزايش آن مواجه هستند.نهايتا هم فشار معيشتي است كه مردم را وامي دارد تا بپرسند چه مي شود؟ از طرف ديگر دولت هم پيشتر وعده هايي را داده بود كه هنوز محقق نشده و نوعي حرمان و عسرت را دامن زده است. بخشي هم به احساس ناامني مربوط مي شود. مردم از آينده خود هيچ تصويري ندارند و احساس ناامني مي كنند. درواقع به قول فرنگي ها اكنون "سيستم غارت" وجود دارد. وقتي فرد در معرض غارت قرار مي گيرد، به دنبال يك مامن مي گردد. اينجاست كه شرايط براي ظهور يك مستبد فاشيست مهيا مي شود. البته دولت كنوني نه توان تامين امنيت را دارد و نه توان كنترل تورم را. وضعيت كنوني ما حاكم شدن نوعي هرج و مرج است. اوضاع حسين قلي خاني است.

عبدی: ببین آقا سعید، چند نکته را باید ازهم تفکیک کرد. اول اینکه چرا این وضعیت وجود دارد. من به عامل اقتصادی که شما طرح کردید شک دارم. به این علت که ما در سالهای 73 و 74 تورم شدیدتری داشتیم اما این حس در جامعه وجود نداشت و یا حداقل به شدت کنونی نبود. دیگر اینکه فرض کنید آن مستبدی هم که شما از آن سخن می گویید، بر سرکار بیاید. اما او که دیگر دیکتاتور نیست بلکه حاکم دموکراتی است که همه از عقلانیت او استقبال می کنند. اگر همین الان شخصی پیدا شود و تورم را مهار کند که دیگر حرف و شکایتی باقی نمی ماند. مستبد کسی است که به نظر و رای دیگران اهمیت نمی دهد اما اگر هم اکنون دولت موجود معضل اقتصاد را حل کند گمان نمی کنم عموم مردم چندان با آن مخالفت كنند. اما از این دو مبحث هم اگر بگذریم سئوال این است که فارغ از اینکه شما یک فعال سیاسی باشید، چه سناریوهایی را برای آینده کوتاه مدت 3 و 4 ساله جامعه پیش بینی می کنید؟

حجاریان: آن سالهايي كه تو در مثال مي گويي در مقايسه با امروز، آنقدرها هم فشار اقتصادي روي مردم نبود. من نديدم كه مردم اينقدر مستاصل باشند.

عبدی: شما ندیدید یا مردم این حس را نداشتند؟فشار وجود داشت و سئوال من این است که چرا اکنون این حس به وجود آمده و مسئله مهم هم همین است.

حجاریان:مردم در آن زمان اين حس را نداشتند و اكنون دارند. چون اكنون دولت دارد متلاشي مي شود. كابينه ازهم پاشيده است. به قول همايون كاتوزيان دولت كلنگي شده است. اكنون چند ماه از سال گذشته ولي هنوز مشخص نيست كه چند درصد به حقوق ها اضافه شده و يا بهره بانكي چقدر شده است. اصلا چشم اندازي براي آينده وجود ندارد. در اين شرايط ديگر سنگ روي سنگ بند نمي شود. اين از علايم آخرالزمان است. گويي در هاويه افتاده ايم.

عبدی: باید اضافه کنیم که درآمدهای نفتی هم انتظارات را بالا برده و مجموعا فقط تورم در این وضعیت دخیل نیست و درواقع هیچ چشم اندازی وجود ندارد و اوضاع بدتر هم می شود.

حجاریان:چشم انداز تاریک است. درآمدهاي نفتي هم اين مسئله را تشديد كرده است. دچار نوعي بي آيندگي شده ايم.

عبدی: حال به عنوان یک ناظر ایرانی و نه یک فعال سیاسی در کوتاه مدت که منظور از کوتاه مدت هم یک دوره چرخش قدرت 3 یا 4 سال است، چند سناریو را در این کشور محتمل می دانی؟ می خواهیم از دل بیان این سناریوها، بفهمیم که احتمالات کدامیک بیشتر است و کدام را می توان تقویت کرد.

حجاریان:معمولا در اين شرايط محتمل ترين گزينه، تصور وضعيت موجود است.

عبدی: درست است فرض اوليه و محتمل ما چیزی است که وجود دارد . اما چون وضع موجود از پایداری برخوردار نیست و اوضاع مرتب بدتر می شود و این توان را ندارد که حتی خود را به صورت حداقلی اصلاح کند، بنابراین نمی توان انتظار داشت که این وضع درکوتاه مدت تداوم پیدا کند.

حجاریان: بايد ببينيم كه چه عواملي باعث تغيير مي شود. زماني مردم مثلا در اعتراض به افزايش كرايه در اسلامشهر شورش مي كنند اما اين شلوغي فايده اي ندارد. اينها عوامل گذرايي است كه رفع آن براي حكومت مشكلي ندارد.

عبدی: درواقع اینها عوامل پیش بینی نشده است. اما در جامعه امروز ما و در بستر واقعیت و نه در فرض ایده آل، نیروهای سازماندهی شده منتقد که امکان تاثیرگذاری آنها از راههاي قانوني و مشارکت عمومی و یا انتخابات وجود دارد، تا چه میزان امکان دخالت در تغییر اوضاع را دارند؟

حجاریان:خودشان مي گويند كه اگر ائتلافي جامع از نيروهاي اصلاح طلب تشكيل شود و بخشي از راست هم حضور داشته باشد، امكان تغيير وجود دارد. ببينيد مراجع و ائمه جمعه از طرف مردم تحت فشار هستند. از آن طرف آقاي هاشمي هم تمامي روحانيون سنتي از واعظ طبسي گرفته تا مهدوي كني را با اين هدف كه در انتخابات آينده وضعيت به هم بخورد جمع كرده است.

عبدی: این پاسخ به سئوال من نيست، چون شما درباره وضعيتي دیگر توضیح دادی اما ما درباره امروزصحبت می کنیم که چنین اتحادی وجود ندارد و گمان نمی کنم که در کوتاه مدت هم شکل بگیرد. ببین منظور من نهضت آزادی و ملی مذهبی ها و جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین است که رسیدن اینها به یک لیست واحد با جامعه روحانیت از محالات است.

حجاریان: يك ليست نه، منظور يك فرد است.

عبدی: حتی یک فرد هم به این سهولت نیست. اکنون این طیفی که بیرون رانده شدند آیا می توانند از نظر فعالیت سیاسی و مدنی در شرایط کنونی تاثیر گذار باشند؟ البته به این کار نداریم که خودشان چه می گویند.

حجاریان: الان كه مشخص است نمي شود. انتخابات مجلس نشان داد كه نمي شود.

عبدی: بنابراین به اعتقاد شما در شرایط کنونی به لحاظ فعالیت مدنی و سیاسی و حتی فعالیت سیاسی رسمی آنها نمی توانند تاثیرگذار باشند.

حجاریان:خود دولت گفته كه سال سختي را درپيش داريم. مشخص نيست كه وضعيت در آخر سال چگونه خواهد بود. شايد آن زمان مطالبات گسترده اي مطرح شود.

عبدی: هنوز به آن مرحله نرسیده ایم. ممکن است خیلی اتفاقات بیافتد. از اينكه بگذريم، یک عامل دیگر هم اقتصاد و پول نفت است.این عامل را تاچه میزان متغیری تاثیرگذار می دانی؟

حجاریان: مقدار زيادي از پول نفت خرج سوبسيد شده است. اوضاع امروز ما شبيه شرايط بعد از انقلاب 1905 روسيه است كه نخست وزير نظام تزاري اصلاحات ارضي اعلام كرد و با اين اقدام طبقه متوسط را به نفع طبقه پايين قرباني كرد. سياست هاي اين دولت هم اين است كه تا مي تواند حاشيه را براي خود داشته باشد و طبقه متوسط را قرباني اين سياست كند. با اين اقدام ثبات خود را حفظ مي كند.

عبدی: دراین حالت دولت چگونه می تواند پس از قرباني كردن طبقه متوسط، وضعیت را ثبات دهد؟

حجاریان:در جامعه طبقه اي داريم به نام "لمپن پرولتاريا". اينها حاشيه نشين ها و اقشاري هستند كه هنوز ماقبل جامعه صنعتي زندگي مي كنند. دولت تلاش دارد تا اين طبقات را با خود همراه داشته باشد چراكه تصور مي كند درنهايت هم همين طبقات از موجوديت او دفاع خواهند كرد.

عبدی: این نوع مدافع تنها به درد شرایط ویژه می خورد. در شرایط غیرجنگی و غیرویژه که چنین مدافعانی به کار نمی آید.

حجاریان: آنها معتقدند كه آمريكا درنهايت به ايران ضربه خواهد زد. مثلا ممكن است در داخل، حادثه اي شبيه 18 تير يا دوم خرداد اتفاق بيافتد و يا در منطقه متحدان امريكا به ايران ضربه بزنند. پس اعتقاد دارند كه بايد براي حفظ خود منابع را تخصيص دهيم ، حال اگر صنعت نابود شد هم مهم نيست. ببينيد چقدر خرج هيات ها مي شود. من پريشب در راه منزل ديدم كه حجت الاسلام پورچلويي يكي از اعضاي تيم ترور خودم ، يك هيات بزرگ زده و كلي مردم را جمع كرده است.

عبدی: بد نبود خودت هم می رفتی داخل هیات (خنده)

حجاریان:بله! با خودم گفتم چقدر جالب است. به من گفتند جانباز 70 درصد هستي اما هم از دانشگاه اخراج شدم و هم حقوق ام قطع شد. منظورم اين است كه در تخصيص منابع، پول را جايي هزينه مي كنند كه مي دانند مدافع نهايي آنها خواهند بود.

عبدی: ربط این مسئله با نفت اینجا است که مازاد بر آنچه به کارمند می دهند ، مي تواند در این سیستم توزیع شود. به هرحال درآمد نفتی ما اگر بیشتر نشود، کمتر نخواهد شد و عامل نفت حتما در آینده مقوم این شرایط است.

حجاریان: مشکل ما اين است كه چون اصلاح طلبان عضو طبقه فرمال(رسمي) و مقابل لمپن پرولتاريا هستند کارشان سخت می شود.

عبدی: البته اگر طبقه فرمال هم وجود داشت چون اصلاح طلبان تشکیلات و قدرت بسیج اجتماعی ندارند بازهم جواب نمی داد. از این بحث اگر بگذریم، دو عامل باقی می ماند، یکی عامل خارجی و دیگر ساخت سیاسی. تاثیرگذاری این دو عامل را چگونه می بینی؟

حجاریان:درباره عامل خارجي گفته مي شود كه تا وقتي بوش سركار است، اتفاقي نخواهد افتاد. من هم معتقدم كه بوش به دليل مسئله هسته اي اقدامي نخواهد كرد. اما امكان دارد كه به خاطر عراق يا داستاني مثل ملوانان انگليسي اقدامي انجام دهد.

عبدی: ممکن است هر اتفاقی بیافتد اما اکنون مذاکرات اسرائیل و سوریه اطمینانی را در جهت ثبات نسبي منطقه به آمریکا می دهد. در داستان لبنان هم مهم این نیست که چه توافقی حاصل می شود مهم این است که هرکسی که زیر قرارداد بزند بازنده است. به هرحال بهانه پیدا کردن در عالم سیاست خیلی سخت نیست. آیا گمان نمی کنید که پس از حل کردن این دو بحران،ممکن است مشكلات ما با عامل خارجي تا چند ماه دیگر افزايش يابد؟

حجاریان: بله، آنها دنبال همین هستند. لبنان که حل شد. عراق هم که قرارداد را امضا کند حل می شود.در بحران سوریه هم که می خواهند جولان را منطقه غیرنظامی و تبدیل به پارک کنند تا عربها و یهودی ها در آن بگردند. مالکیت اما برای سوریه باقی می ماند.

عبدی: چیزی شبیه منطقه سوم يا چهارم سینا می شود.

حجاریان: بله، آن هم منطقه اي غيرنظامي است. در مورد جولان هم كه سوریه قبول کرده است.

عبدی: آقای سیستانی هم که راجع به این قرارداد گفتند که اگر مردم عراق رای دهند می پذیرند.در آنجا کردها رای می دهند، شیعیان هم که بعید است بعد از این سخن آیت الله سیستانی که مسئله را به خود آنها ارجاع داده است، رای ندهند.

حجاریان:مالکی قبول دارد. سنی ها هم قبول دارند. بنابراين پس از حل اين مسائل آنها ممكن است توجه شان به ايران بيشتر شود.

عبدی: اگر از عامل خارجي هم بگذريم، به نظر شما اکنون در ساخت سیاسی چگونه می تواند تغییری ایجاد شود؟

حجاریان: در داخل ساختار سياسي فقط يك مشكل درمقابل دولت است و آن هم روحانيون هستند. فشار به روحانيت از جانب مردم بالا است.

عبدی:آيا واقعا روحانیت مي تواند برمبناي راي مردم به ساختار سياسي فشار بياورد؟ آيا چنين اميدي واقع بينانه است؟

حجاریان: روحانيت پايگاه مردمي دارد و فشاري كه به مردم وارد مي شود، عينا به روحانيت منتقل مي شود. مردم براي تظلم خواهي و شكايت به روحاني محل مراجعه مي كنند و روحاني هم وظيفه دارد كه آن را به مراجع منتقل كند. اكنون اگر به ديدن مراجع قم بروي همه از گراني گله مي كنند.

عبدی:ببین آقا سعید، آقای خاتمی هم وقتی رییس جمهور بود و به دیدار آنان می رفت، برخي از روحانیون جلوی او حرف هایی می زدند اما در جاهای دیگر حرف دیگری می زدند.برای آنها مسئله آلترناتیو مهم است که چه کسی می رود و چه کسی می آید.

حجاریان: زمان خاتمي مي گفتند كه مشكل ما بي حجابي و يا وزارت ارشاد است. الان اما مي گويند مشكل گراني است. مي گويند كه دولت نمي تواند اوضاع را سروسامان دهد . مثلا ناطق نوري بهتر است. گرايش هاي جديد در حوزه به روي ناطق مثبت است.

عبدی: آیا ما کل وضعیت سیاسی را به یک فرد تقلیل می دهیم؟یعنی اگر یک فرد برود و دیگری بیاید همه چیز درست خواهد شد؟

حجاریان: نه! مي گويند كه احمدي نژاد نماينده راست راديكال است و ناطق نماينده راست محافظه كار. دعوا ميان روحانيت و نيروهاي نظامي بر سر تقسيم منابع است. منابع را ديگري مصرف مي كند اما روحانيت بايد به مردم جواب دهد.

عبدی: ببین من می خواهم بگويم اتفاقی که دارد می افتد از یک مشكل ساختاری حكايت مي كند، اما سخنان تو دعوا را به یک فرد تقلیل می دهد.

حجاریان: از شما مي پرسم كه آيا اين نظر من درست نيست؟ آيا آثار آن را نمي بينيد؟

عبدی: خیلی امیدی ندارم که روحانیت بتواند و يا بخواهد که قدمي بس.ي اصلاح ساختار بردارد .

حجاریان: اگر به جامعه روحانیت مبارز بروی خیلی حرف ها را می شنوی.

عبدی بله! شما اگر با تک تک آنها که بنشینی حتی از ناطق هم می گذرند و به خاتمی نزدیک می شوند. در این مشکلی نیست. ولی آنچه برای ما مطرح است، چیزی است که در بیرون بیان و عمل می شود.حال بادرنظرگرفتن مجموعه این صحبت ها یک سئوال باقی مانده است. ما درباره سناریوهایی که می تواند رخ دهد صحبت کردیم، از جمله اینکه یک دعوای خارجی رخ دهد یا همین وضع ادامه پیدا کند و یا همین فرایند تشدید شود تا زودتر نتیجه مشخص حاصل شود صحبت کردیم. اکنون یکسری احتمالاتی برای بعضی از این سناریوها وجود دارد. بهینه کردن رفتار ما هم این نیست که ذهنی و انتزاعی با این احتمالات برخورد کنیم. از این رو باید ببینیم که کدام راهكار که البته نزدیکتر به دیدگاه ها و ارزش های اصلاحي باشد را می توانیم محقق کنیم. به نظر شما اصلاح طلبان باید در میان این سناریوها و احتمالات و با درنظر گرفتن وضعیت و ارزش ها و دیدگاه های خود کدام را تقویت کنند؟

حجاریان: برای انتخابات بعدی؟

عبدی: من منظورم تنها انتخابات نیست. در کلیت صحبت می کنم. بهینه ترین سیاستی که در وضعیت کنونی با توجه به شناخت تمام جوانب پیشنهاد می کنی چیست؟

حجاریان: اصلاح طلبان تاکنون چند تا حرف زده اند. يكي اينكه مي خواهند كمي به سمت راست بچرخند.

عبدی: یکی از مشکلاتی هم که وجود دارد همین است. اینکه به سمت راست می کشند به این معنی است که خودشان تغییر پیدا می کنند یا اینکه می گویند ما این هستیم ولی از راست حمایت می کنیم.

حجاریان: با عنايت به مقدورات و محدوديت ها عمل مي شود. استراتژي كه از خلاء نمي آيد.

عبدی: نه ببین! گاهی می گویم که من تفکراتم این است اما در شرایط فعلی از فلان فرد یا گروه حمایت می کنم و هیچ ایرادی ندارد. اما گاهی تفکر خود را تغییر می دهند و می گویند که باید جور دیگری فکر کنیم.

حجاریان: آنها مي گويند كه با عنايت به شرايط فعلي بايد تصميم گرفت. به خصوص شنيده ام كه دربين كارگزاران گفته شده كه بايد به سمت روحانيت برويم و فردي كه بتواند راي بياورد را مطرح كنيم. مثلا گفته اند ناطق كانديداي خوبي است. اول اينكه در قدرت نيست و دوم هم اينكه به اين سمت متمايل شده است و سوم اينكه ناطق دعواي ميان روحانيت و نظاميان را عميق تر مي كند.

عبدی:همین حمایت از ناطق گمان نمی کنی که در چارچوب داخلی ساخت سیاسی، آن گروه را تضعیف کند؟

حجاریان:اين حرف را كارگزاران مي زنند.

عبدی: مهم تفسیری است که ساخت سیاسی از حرف آنها به دست می دهد. به نظر من بخشی از دولت جدید بیشتر از آنکه فقط بخواهد اصلاح طلبان را بیرون کند، به دنبال جمع كردن بساط تفکر کارگزاری است.

حجاریان:بالاخره هاشمي هنوز بخشي از قدرت ايران و عضو جامعه روحانيت است. ناطق هم عضو همين مجموعه است. طبيعي است كه هاشمي لولاي دو طرف مي شود. چون اگر خودش بيايد، راي نمي آورد.

عبدی:وقتی که خودش رای ندارد، حمایت عوامل پایین تر از خودش هم مشکل ساز می شوند.

حجاریان: اين ديگر وراي نظرگاهي است كه مطرح شده است. اين وسط تنها بحث هاشمي و ناطق مطرح نيست. بحث قم و مهدوي كني هم مطرح است.

عبدی:آقای مهدوی که مشهور به صراحت لهجه است وقتی درباره احمدی نژاد حرفی در دانشگاه امام صادق زد وحتی مکتوب هم شد، فورا آن را تعدیل کردند. آقاي مهدوی یک آدم بسیار روحانیت گرا است و نبايد مثلا احمدی نژاد موقعيتي جدي در صفحه تفکر او داشته باشد. اما به سرعت حرف خود درباره وي را تعدیل می کند. حال شما چگونه فکر می کنید که اين جريان فردا جلوی اين جماعت می ایستد؟

حجاریان:آقاي مهدوي كني در دوم خرداد از ناطق جوري حمايت كرد كه گويي خيلي به او نزديك است. البته يك ديدگاه ديگر هم در اصلاح طلبان وجود دارد و آن حمايت و مطرح كردن خاتمي است.

عبدی: گیر و پیچ این دیدگاه را چه می دانید؟

حجاریان: شايد به خاتمي توصيه شود كه نيايد و اگر نيايد آنگاه 10 كانديداي اصلاح طلب ظهور مي كنند.

عبدی: فرض کنید به او نگویند که نیاید. و او هم بیاید آنگاه چه اتفاقی می افتد؟

حجاریان: مي گويند خاتمی بیاید در مقابل احمدي نژاد راي دارد.

عبدی: شما هم همین اعتقاد را داری؟

حجاریان: مشكل برگزاري يك انتخابات سالم است.

عبدی: پس هیچ راه اثبات و ردی برای آن وجود ندارد؟

حجاریان: هنوز نه.

عبدی: راهبرد دیگر چیست؟

حجاریان:راهبرد ديگر اين است كه اصلا در انتخابات مشاركت نكنيم. يك راهبرد هم مي گويد كه پشت سر يك آدم قوي و پايه كار كه مثل خاتمي هم نباشد بايستيم.

عبدی:مثلا چه كسي؟

حجاریان: عبدالله نوري. دانشجويان و تحريمي ها هم پشت سر او مي آيند. اگر هم ردصلاحيت شد مي گوييم كه در انتخابات شركت نمي كنيم. اگر هم در صحنه باقي ماند كه همه دوم خردادي ها و تحريمي ها بسيج مي شوند.

عبدی: پیشنهاد شما دراین باره چیست؟ فکر می کنید کدامیک محتمل تر است و امکان انجامش وجود دارد. شما کدام راهبرد را توصیه می کنید؟

حجاریان: الان نمي دانم. اما هيچكدام را رد نمي كنم. بايد چند ماه بگذرد تا ببينيم كه آيا ائتلاف مي شكند يا نمي شكند. ممكن است با تقابل هركدام از اين راهبردها ائتلاف بشكند.

عبدی:نمی توان منتظر ماند چون گروه های اصلاح طلب اکنون درحال تصمیم گیری هستند. عوض کردن تصمیم هم هزینه دارد و با گذشت زمان امکان تغییر در تصمیم هم کمتر می شود. به این ترتیب شما هیچکدام از راهبردها را توصیه نمی کنید؟

حجاریان: براي من ائتلاف مهم تر است.

عبدی: يعني هیچکدام از راهبردها را رد هم نمی کنید؟

حجاریان: فعلا نه.

عبدی:فرض ما ممکن بودن یا غیرممکن بودن آن نیست. فرض این است که ائتلاف چه بشکند و چه تحقق پیدا کند در خلاء و انتزاع امکان شكل‌گيري ندارد. بحث این بود که شما به عنوان یک فعال سیاسی ترجیح خود را در این مسئله بیان کنید. به نظر می رسد ترجیح شما شکل گرفتن و باقی ماندن ائتلاف است؟

حجاریان: من اکنون نمی دانم نظر ائتلاف چیست. مثلا سر ناطق ممکن است ائتلاف بشکند. سر عبدالله نوری هم ممکن است بشکند. سر خاتمی احتمالا نمي شكند اما گیر دارد. هرکدام معايب و منافع خاصي دارد.

عبدی: پس راه خاصی را پیشنهاد نمی کنید؟

حجاریان: من تصميم گير نيستم.

عبدی: نمی گویم که شما تصمیم گیر هستید. اماشما به عنوان تحلیلگر مي توانيد راهی را پیشنهاد كنيد كه دیگران هم به آن احترام می گذارند و درباره آن تامل می کنند و کوشش می کنند که آن را تئوریزه کنند.

حجاریان: الان نگویم بهتر است. چون حزب نظر علنی و شخصي را ممنوع كرده است.

عبدی: من البته مخالف انضباط حزبی نیستم اما گاهی یک آدم عادی حزبی نظری می دهد و زمانی دیگر شخصی که انتظار می رود درباره مسئله ای موضع شخصی تحلیلي هم داشته باشد. فکر نمی کنی که اين سكوت اجباري بیش ازحد محدود کردن است؟ می توانی صریح نظرت را نگویی اما مبانی آن را بگویی.اینکه بگویی نظر نمی دهم برای ديگران سئوال ایجاد خواهد کرد؟

حجاریان:چرا؟

عبدی: به این دلیل که رعایت این مقدار از انضباط حزبی را از شما نمی پذیرند

حجاریان: من هم عضو حزب هستم و تصمیم براین بوده که نظر شخصی ندهیم.

عبدی: اما انتظاری خاص از شما وجود دارد و به علاوه همه هم یکسان نیستند . افراد با هم تفاوت دارند.

حجاریان: بله، مثلا اگر تو جاي من بودي حتما مي گفتي.

عبدی:آیا هواداران یک حزب نباید بدانند که در یکسال آینده این حزب کدام مسیر را طی خواهد کرد؟ آن هم دو مسیری که 180 درجه تفاوت دارد؟ از آن طرف برخي اعضاي مشاركت می گویند که ما باید فراکسیونیسم را تقویت کنیم اما در نهایت هر تصمیم که گرفته شد رعایت شود. اما وقتی همه اعضا را از نظر دادن منع می کنند به این معنا است که اصلا تمایلی برای به چالش گذاشتن مسئله ندارند و اين در تقابل با فراكسيونيسم و تقويت آن است.

حجاریان: اما در دفتر سیاسی چالش داریم.

عبدی: چالش در بدنه حزبی مهم است نه در شورای مرکزی و دفتر سیاسی. آنجا باید انعکاسی از خواسته های بیرون باشد.

حجاریان:آنجا هم يك بحث مطرح مي شود و چالش ايجاد مي شود.

عبدي: ولي چالش در بدنه و جامعه با چالش در دفتر سياسي و راس هرم حزبي فرق دارد.

حجاريان: حالا نظر تو چيست؟ تو چه ديدگاهي مي تواني در اين شرايط داشته باشي؟

عبدی: من نظرم را می گویم. من معتقدم که الان زمان، زمان امتناع تصمیم گذاری اصلاح طلبان است. هر عملی هم که انجام دهند تاثیر مخرب آن بیشتر از تاثیر مثبت آن است. بهترین دلیل هم سال اول مجلس هفتم بعد از روی کار آمدن دولت جدید است. بهترین کار این است که به خودشان بپردازند و اصلا هم اصرار بر حضور در انتخابات نداشته باشند. حتی خیلی هم اصرار ندارم که کاندیدایی را انتخاب کنند که مطمئنا ردصلاحیت می شود. از طرف دیگر امکان آن هم وجود ندارد که کسانی که از فضای مشارکت در انتخابات سخن می گفتند بروند و از امثال عبدالله نوری دفاع کنند که رد شدنش در شرائط كنوني قطعي است. این تغییر مشي و كانديدا كردن امثال وي هم البته تغییر جالب و پذیرفتنی نیست. بنابراین این راهبرد را باید کنار گذاشت. راهبرد خاتمی هم از اساس به دو دلیل شکست خورده است. همانطور که شما هم گفتید اگر ببینند خاتمی شانسی دارد به او می گویند نیا. خیلی اصرار کند ممکن است شورای نگهبان "ان قلتی" وارد کند و بعد با حكم حكومتي وارد شود. اگر هم احساس این باشد که شانسی ندارد خوب خیلی صورت خوبی ندارد که وارد رقابتی بشود که شکست اش قطعی باشد. ضمن اینکه من شخصا عقیده ندارم که رای دارد. البته تمام حرف های من با فرض امروز است. حمایت از یک کسی مثل ناطق و یا قالیباف در جناح راست هم ...

حجاریان: قالیباف نه. دعوا و شكاف میان روحانیون و حامیان دولت است.

عبدی: به هرحال اين گزينه هم پذیرفتنی نیست. اصلاح طلبان نمی توانند از ناطق حمایت کنند. ناطق دو تا گیر در رقابت با احمدی نژاد دارد. اول اینکه یک روحانی است و دوم اینکه یک بار سابقه شکست دارد و بازسازی اي که شما از ايشان سخن می گویید در ذهن مردم نیست بلکه در ذهن نخبگان است آن هم اندكي از نخبگان. ضمن اینکه این بازسازی عميق نيست و صرفا در تقابل با سیاست های موجود است و چه بسا اگر این سیاست ها کنار رود آن گذشته هم بازگردد. بنابراین حرف من این است که بود و نبود اصلاح طلبان کمکی به ناطق نمی کند. چون کسانی از اصلاح طلبان که امکان بسیج مردمی دارند پشت سر ناطق نمی آیند و آنها هم چه بسا علاقه ای به حمایت اصلاح طلبان نداشته باشند. پس تمام راهبردهای اصلاح طلبان اشکال دارد. تنها راهبرد صبر، سکوت نسبی، بازسازی خود و قوام تشكيلاتي و نگاه انتقادی به گذشته و انتظار برای آنها باقی می ماند. انتظار به این دلیل مهم است که این شرایط مطلقا پایدار نیست. هدف صبر و سکوت و انتظار، انفعال نیست بلکه بازسازی اصلاح طلبان است. من اصلا معتقد نیستم که باید از ناطق حمایت کرد. شاید اشتراکاتی در دوره هایی وجود داشته باشد اما حمایت بی مفهوم است. اصلاح طلبان باید اعتماد و تشکیلات و نظم خود را در جامعه بازسازی کند و با عجله دویدن در ميدان سیاست به نظر من جواب نمی دهد. فکر کنم که سعید هم با این پیشنهاد صبر و سکوت موافق است، فقط از او خواسته‌اند که نگوید!

حجاریان: سکوت تا چه زمانی بايد ادامه داشته باشد؟

عبدی: زمان مشخص نیست. اوضاع كنوني مثل حرکت کردن روی بند است. یک اتفاق درباره نفت می تواند کل اوضاع را به هم بریزد. یک بحران داخلی می تواند اوضاع را تحت الشعاع قرار دهد. یک تنش کوچک خارجی می تواند مسئله ساز شود. اینگونه نیست که جامعه هیچ واکنشی نشان ندهد.وضعيت جامعه چون ناپایدار است در برابر هر اتفاق کوچکی می تواند یک واکنش پیش بینی نشده از خود بروز دهد. به حدیث امام علی(ع) ارجاع می دهم که فرمودند در شرايط ويژه مثل شتري باش که نه سواری می دهد و نه شیر . من حس می کنم که در چند انتخابات اخیر اصلاح طلبان هم سواری دادند و هم شیرشان دوشیده شده است.

حجاریان: بهتر است آیه "ولاتقفوا لیس لک به علم" را ذكر كني.

عبدی: درست است. درواقع این بهتر است که جایی که به آن علم نداری دست نگه داري و به آنچه علم داری عمل کني.آنچه اکنون اصلاح طلبان علم دارند این است که خودشان را بازسازی و تقویت کنند، نه به این خاطر که دانشی وجود ندارد بلكه به این دلیل که افق ایران اکنون افق روشنی نیست و من شايد بتوانم به صفت شخصی پای در این افق ناشناخته بگذارم اما حق ندارم جامعه را دنبال خودم بکشم.

حجاریان: حرف من این است که فعلا همه حرف ها را زده اند و باید صبر کرد. مباحث استراتژيك هميشه تكرار مي شود.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

شاید در میان چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب، هیچ‌كس به اندازه «مصطفی تاج‌زاده» پیگیر كاندیداتوری «سیدمحمد خاتمی» در انتخابات پیش روی ریاست‌جمهوری نباشد. این عضو مشترك شورای مركزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشاركت معتقد است كه تنها راه نجات كشور از وضعیت كنونی و مشكلاتی كه می‌توانند در آینده ایران را تهدید كنند، نامزدی مجدد رئیس‌جمهور پیشین است. تاج‌زاده از این منظر می‌گوید آن دسته از افرادی كه بر لزوم تغییر استراتژی اصلاح‌طلبان و چشم‌پوشی از فرصت انتخابات تاكید می‌كنند، به جز یك سری كلیات، آلترناتیو دیگری برای ارائه در چنته ندارند. گفت‌وگوی كارگزاران با شخصی كه «امیدوارانه» تمام تلاش خود را برای به میدان آ‌وردن خاتمی انجام می‌دهد، را اینجا بخوانید.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

شاید زمان كنونی برای تصمیم‌گیری اصلاح‌طلبان در خصوص نحوه حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری زود باشد اما با نگاه به آینده می‌توان دورنمایی از مواجهه اصلاح‌طلبان با انتخابات دوره دهم ریاست‌جمهوری به‌دست آورد.
واقعیت این است كه برای شركت در این انتخابات دو راه به صورت مشخص و یك راه به صورت حاشیه‌ای پیش‌روی اصلاح‌طلبان قرار دارد. راه اول حضور آقای خاتمی است. این امر در صورت تحقق باعث وحدت و اجماع قطعی اصلاح‌طلبان روی ایشان می‌شود، ضمن آنكه رقابت آقای خاتمی با هر كاندیدای دیگری نتیجه از پیش مشخصی دارد كه همان پیروزی قاطع و با فاصله ایشان است.
حالت دوم مسئله، نپذیرفتن دعوت‌ها برای نامزدی در انتخابات از جانب آقای خاتمی است كه در این صورت اصلاح‌طلبان باید تمام توان خود را برای اجماع روی یك گزینه مورد توافق عمومی در جریان اصلاحات انجام دهند. البته راه حاشیه‌ای دیگری هم وجود دارد كه توسط برخی از اصولگرایان معتدل و وابسته به جریان سنتی مطرح می‌شود.
این دسته از اصولگرایان به علت آنكه شرایط كنونی مدیریتی و اجرایی كشور را شرایط خطرناكی برای حكومت، منافع ملی و رشد و پیشرفت كشور می‌دانند، گاه پیشنهاداتی مبنی بر توافق اصلاح‌طلبان و اصولگرایان بر سر نام یك شخصیت فارغ از گرایش سیاسی او می‌دهند و نجات كشور را در اجماع هر دو جریان عمده كشور روی یك كاندیدا در انتخابات می‌بینند، اما باید دانست كه این گزینه آنگاه جواب خواهد داد كه پیش‌زمینه و سابقه‌ای در میان اصولگرایان كه نشان دهنده اعتقاد آنها به توزیع عادلانه قدرت باشد، وجود داشته باشد كه این امر وجود ندارد. متاسفانه اصولگرایان به این مسئله بدیهی كه توزیع قدرت باید میان هر دو جریان عمده سیاسی كشور صورت بگیرد اعتقادی ندارند و از انواع و اقسام و حربه‌ها و ترفندها برای قبض كامل قدرت نزد خود استفاده می‌كنند. شاهد این امر هم كنترل كامل تمام نهادهای قدرت در ایران از جمله قوه قضائیه، شورای نگهبان، مجلس، دولت، صدا و سیما، نهادهای اقتصادی عمومی مانند بنیادها و... توسط اصولگرایان است. این در حالی است كه اصلاح‌طلبان حتی آنگاه كه دولت و مجلس را در اختیار داشتند از كنترل نهادهای اصلی قدرت و ثروت در ایران محروم بودند.
البته باید در نظر داشت كه حضور اصلاح‌طلبان در دولت و مجلس هم نه به خاطر اعتقاد جناح راست به توزیع قدرت بلكه به علت حضور مردم در صحنه و اراده عمومی ملت بود كه اقتدارگرایان را وادار به عقب‌نشینی كرد وگرنه تجربه یك دهه گذشته و به‌ویژه سه‌سال اخیر اثبات می‌كند كه اصولگرایان به هیچ وجه اعتقادی به این مسئله ندارند. این اعتقاد امروز هم در اصولگرایان وجود ندارد. بنابراین و با توجه به مسائل پیش‌گفته، اصلاح‌طلبان نباید تمام فكر و توان خود را معطوف كاندیدای احتمالی خود كنند و مسائل اساسی را فراموش كنند. توزیع عادلانه قدرت در ایران قطعا نیازمند بلوغ فرهنگی و سیاسی در جامعه است كه هنوز تا تحقق این امر فاصله زیادی داریم. با این اوصاف اصلاح‌طلبان دو راه بیشتر ندارند؛ یا راضی كردن آقای خاتمی به نامزدی در انتخابات یا اجماع روی شخصی دیگر كه هر دوی این مقوله‌ها نیازمند شكل‌گیری راهبرد اقناعی برای اجماع در این جریان است. اصلاح‌طلبان باید توجه داشته باشند كه تنها راه پیروزی حضور با یك كاندیدا در انتخابات آتی ریاست‌جمهوری است و حضور آقای خاتمی می‌تواند به تمام این مباحث خاتمه دهد. چرا كه احتمالا اجماع روی گزینه‌ای دیگر به جز خاتمی بسیار سخت است.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

در حالي که حدود شش ماه تا آغاز جدي رقابت‌هاي انتخابات رياست‌جمهوري دهم باقي مانده است، گمانه‌زني‌هاي مختلفي درباره کانديداي اصلاح‌طلبان در اين انتخابات مطرح شده است.

يک منبع آگاه در ائتلاف اصلاح‌طلبان در گفت‌وگو با خبرنگار «تابناک»، با تأکيد بر اين‌که تاکنون تصميم‌گيري قطعي درباره حضور يا عدم حضور سيد محمد خاتمي در انتخابات رياست‌جمهوري صورت نگرفته است، اين تصميم را به شرايط انتخاباتي و آرايش رقبا موکول کرد.

وي افزود: تمايل شخصي آقاي خاتمي به عدم حضور در انتخابات است و ايشان ترجيح مي‌دهد که شخص ديگري از سوي اصلاح‌طلبان يا اصولگرايان معقول و معتدل کانديدا شود، اما اگر شرايط به گونه‌اي شکل گيرد که مصالح کشور و مردم ضرورت حضور آقاي خاتمي را اقتضا کند، قطعا ايشان به عهدي که با مردم بسته‌اند، وفادار خواهند ماند.

اين منبع افزود: ترجيح جناح دولتي اين است که با انجام برخي تخريب‌ها و هتک حرمت آقاي خاتمي و حتي برخي كانديداهاي بالقوه اصولگرا كه مطولب آنها نيستند، وي را از حضور در انتخابات منصرف کرده و جايگاه ايشان را در جامعه تنزل دهند، که البته اين اقدامات مانند تخريب‌هاي دوم خرداد به نفع اصلاح‌طلبان تمام خواهد شد و بر تصميم آقاي خاتمي براي ورود به عرصه انتخابات تأثير ندارد.

وي تأکيد کرد: اگر شرايط انتخاباتي به سمتي پيش رود که چهره کانديداي جناح رقيب آقاي احمدي‌نژاد باشد و آقاي خاتمي احساس کند وضعيت داخلي و خارجي کشور پس از انتخابات اصلاح نخواهد شد، ايشان ناگريز به ورود به عرصه انتخابات خواهد بود.

وي درباره گمانه‌زني‌هاي مطرح‌شده در مورد کانديداتوري افرادي چون حجت‌الاسلام کروبي، دکتر عارف، دکتر نجفي و مهندس محمد هاشمي گفت: اين گمانه‌زني‌هاي زودهنگام، عمدتا از سوي رسانه‌هاي جناح رقيب براي منحرف کردن اذهان عمومي از کانديداتوري آقاي خاتمي دامن زده مي‌شود، و اين قطعي است که در صورت حضور آقاي خاتمي، کانديداي مورد اجماع اصلاح‌طلبان، ايشان خواهد بود؛ اما اگر شرايطي به وجود بيايد که حضور آقاي خاتمي ضرورت نداشته باشد، طبيعتا گروه‌هاي اصلاح‌طلب نظرات متفاوتي درباره کانديداهاي رياست‌جمهوري دارند که بايد در اين باره بحث شود.

وي در پايان گفت: مصالح مد نظر آقاي خاتمي حتي فراتر از مسائل اصلاح‌طلبان است و در صورتي که ايشان احساس کند حتي با حضور چهره‌هاي معتدل جناح رقيب اصلاح‌طلبان هم يک انتخابات رقابتي شكل مي‌گيرد و منافع ملي تأمين مي‌شود، راه را براي حضور ديگران هموار خواهد کرد.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

آقای جمشید انصاری آخرین استاندار دولت اصلاحات در آذربایجان غربی و نماینده مردم زنجان در مجلس هشتم اواخر هفته گذشته میهمان مردم آذربایجان غربی- که به قول خودشان مهمترین دوران زندگی و فعالیتشان در کنار آنها سپری شده است - بود.ارتباط آقای انصاری با مردم آذربایجان غربی مشفقانه ،ریشه ای،تاریخی و عمیق است به نحوی که مکررا" اعلام کرده اند خود را شهروند ارومیه ای نیز می دانند.

در این دو روزی که آقای انصاری در ارومیه بود جلسات و دیدار های متعددی با دوستان همفکر برگزار شد."وضعیت مجلس هشتم" ، "افقهای پیش روی اصلاح طلبان برای انتخابات ریاست جمهوری"و "بازخوانی تجربه زنجان در انتخابات مجلس هشتم" به عنوان یک مدل برای انسجام حداکثری اصلاح طلبان از جمله محوری ترین مباحثی بود که در این جلسات در راستای "تحلیل شرایط" مطرح گردید.

علاوه بر توانمندیها و ویژگیهای شخصی در ارائه تحلیل،نزدیکی به آقای خاتمی به عنوان یکی از معتمدترترین و مورد وثوق ترین افراد به ایشان و موقعیت خاص در بنیاد باران و نیز شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان کشور باعث شده بود که حضور آقای انصاری در ارومیه و مباحث مطرح شده از توجه و استقبال خاصی برخوردار گردد.

برای من و شاید بسیاری از دوستان دیگر تجدید دیدار با آقای انصاری با نوعی حسرت نیز آمیخته است.حقیقت موضوع این است که آقای انصاری- فارغ از هر نوع پیش داوری ذهنی و سیاسی- به معنای واقعی کلمه یکی از مدیران کارآمد،نخبه و توانمند تمام عیار کشور محسوب می شود.این موضوعی نیست که فقط از طرف دوستان ایشان مطرح شود بلکه رقبای سیاسی آقای انصاری نیز به این واقعیت اذعان دارند.امروز از تلاشهای مشفقانه آقای انصاری برای تغییر نوع نگاه سنتی به اولویت محوریت توسعه استان و نیز پیگیری های ارزنده و در خور تحسین ایشان برای شروع و تکمیل زیرساختهای اقتصادی،صنعتی ،علمی و فرهنگی در محافل کارشناسی(به ویژه در سازمان منحله مدیریت و برنامه ریزی!) و مجامع علمی و صنعتی به نیکی یاد می شود.

برای ما که در سازمان مدیریت و برنامه ریزی بودیم دوره حضور آقای انصاری به عنوان استاندار آذربایجان غربی تاثیرگذارترین و خاطره انگیز ترین مقطع محسوب می شود.اشراف کامل ایشان به حوزه وظایف سازمان مدیریت و برنامه ریزی و اعتقاد ایشان به رسالت آن سازمان باعث شده بود ارتباط تعالی بخش،نتیجه گرا ،هدفمند و افتخارآمیزی بین ایشان و مجموعه بدنه کارشناسی سازمان شکل بگیرد.آقای انصاری در عین حال که مدیری توانمند بود نشان داد که روشنفکری دردمند و تحلیل گر نیز هست.سخنرانی به یاد ماندنی در جمع کارشناسان سازمان مدیریت و برنامه ریزی(که در ماه های آغازین حضور در مسئولیت استان برگزار گردید)،اهتمام شایسته و مسئولانه برای تنظیم سند برنامه چهارم توسعه استان همراه با حساسیت های خاص و منحصر به فرد در خصوص تنظیم ادبیات موضوعی آن سند و ارائه مقاله عالمانه و البته متهورانه در همایش مشروطیت و نیز چند سخنرانی در مراسمهای تودیع از جمله مواردی است که همیشه ذهن مرا به جامعیت آقای انصاری معطوف می کند.

برای آقای انصاری آرزوی سربلندی و موفقیت می کنم و امیدوارم منش و مشی فکری و مدیریتی او در عرصه اجرایی کشور به یک قاعده تبدیل شود.  

یاد دکتر گودرز صادقی  رییس سابق دانشگاه ارومیه نیز به خیر که گفته بود:

" دلمان لک زد ولی ذره ای از عوامی و عوام زدگی و عوام فریبی را در این مدیر مادرزاد ندیدیم که ندیدیم....ادبیات و تاریخ آذربایجان را ازبر بود و به آن عشق می ورزید،... به دانش نو مسلط بود ولی از معلومات دینی و تاریخ اسلام خبر داشت... اقتدار بسیار بالایی داشت بدون آنکه نظامی گونه رفتار کند و مهربان بود بدون آنکه قصد مریدیابی داشته باشد.تلاشش در جهت توسعه فرهنگی و علمی استان قابل ستایش بود و اگر نبود تلاش و همکاری او،دانشگاه صنعتی ارومیه تأسیس نمی شد و دانشگاه ارومیه به اهدافش در شهرستانهای دیگر استان نمی رسید.احترامی که به او داشتیم از پست دولتیش ناشی نمی شد و از همین رو همین الان هم که می بینمش انگار هنوز استاندار ماست.

 پافشاری بر سربلندی ایران بزرگ با حفظ احترام و حقوق حقه اقلیتهای قومی، پایبندی به دستورات شرعی در عین اعتقاد به دموکراسی و رعایت حقوق بشر و آزادیهای فردی و اجتماعی، اشراف کامل به عملکرد مدیران دستگاههای اجرائی بدون دخالت در حوزه اقتدار و در نتیجه تضعیف آنان،حفظ اصول اصلاح طلبانه در کنار بها دادن به نظرات و شخصیت نیروهای مخالف... همگی در وجود آقای انصاری جمع شده بود.

امثال آقای جمشید انصاری در این کشور زیاد نیستند.وقتی که اینگونه افراد به جبر روزگار در میانه راه پست خود را به افراد دیگری می سپارند جا دارد برای نفرات بعدی دلسوزی کرد.روشنفکرانی چون انصاری یا نباید در مدیریت وارد شوند و یا اگر وارد شدند جایشان را باید با افرادی که همطراز آنان هستند پر کرد تا کم نیاورند.انصاری و امثال او سطح توقع جامعه و نخبگان را از دستگاه های اجرائی آنچنان بالا می برند که کمتر افرادی می توانند خلأ وجودشان را پر کنند."

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

روابط ایران و عربستان پس ازحوادثی که برای حجاج ایرانی در مکه روی داد تاکنون فراز و نشیب‌های فراوانی را پشت سر گذاشته است، تا حدی که پادشاه عربستان در سفر سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور وقت ایران به ریاض نقشه حمله آمریکا به ایران را به نشانه دوستی و برقراری روابط حسنه بین دو کشور در اختیار ایران قرار می‌دهد.

پس از دوران طلایی مناسبات دو کشور با روی کار آمدن دولت نهم و کنار گذاشتن سیاست تنش‌زدایی به مرور با افزایش تنش ایران با غرب و اوج گرفتن درگیری‌های  لبنان شاهد ادامه بحران در مناسبات کشورمان با جهان  عرب و به خصوص کشورهای حوزه خلیج‌فارس بودیم، تا حدی که در آخرین نمونه «سعود الفیصل» وزیر امور خارجه عربستان در مورد تحولات داخلی لبنان حملات مستقیمی را متوجه دستگاه دیپلماسی ایران کرد.

در چنین فضایی آیت‌الله‌ هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجلس خبرگان رهبری به دعوت پادشاه عربستان عازم مکه می‌شود تا در کنفرانس بین‌المللی گفت‌وگوی مذاهب اسلامی شرکت کند.

در شرایطی سفر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به عربستان آغاز شد که هم‌زمان آقای محمود احمدی‌نژاد عازم ایتالیا می‌شود تا در اجلاس اضطراری سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل(فائو) شرکت کند. نگاهی اجمالی به سطح حضور سران کشورهای شرکت کننده در این اجلاس نشان می‌دهد که این کنفرانس در سطح سران نبوده و مسئولان فائو فقط به دنبال فراخوانی مسئولان کشاورزی کشورها جهت ارائه راهکارهایی مناسب جهت تاثیرگذاری برروی قیمت جهانی غذا بوده‌اند.

برای تحلیل این دو سفر باید چند شاخص اصلی را مورد توجه قرار داد. اول اینکه چه ضرورتی ایجاب می‌کرد که چنین سفرهایی انجام شود؟ دیگر اینکه تا چه اندازه این تعاملات توانسته است برروی دستگاه دیپلماسی کشورمان تاثیر گذار باشد؟ و در نهایت این سفرها چه دستاوردهای عملی برای مردم و نظام جمهوری اسلامی به همراه داشته‌اند؟

در شرایطی که هجمه فرافکنی علیه ایران در بحران لبنان و برانگیخته شدن احساسات جهان عرب می‌توانست چالش جدیدی را در مقابل دستگاه دیپلماسی کشورمان قرار  دهد،  شاهد سفر آیت الله هاشمی رفسنجانی به عربستان سعودی بودیم.

هر چند که برخی انجام این سفر را بیشتر مربوط به ارتباط خاص ایشان با «ملک عبدالله» پادشاه عربستان سعودی می‌دانند ولی استقبال از ایشان به عنوان «مهمان ویژه» این کنفرانس تا حدی بود که رسانه‌های دولتی که سعی می‌کردند حضور ایشان را کم‌فروغ جلوه دهند این بار نتوانستند در مقابل تکریم و احترام ویژه به ایشان، بی‌تفاوت عبور کنند.

این سفر به غیر از دستاوردهای سیاسی که می‌تواند در جهت تنش‌زدایی با جهان عرب به همراه داشته باشد در شرایطی انجام می‌شود که گروهی ضمن کوبیدن بر طبل اختلاف شیعه و سنی، انسجام و وحدت جهان اسلام را هدف قرار داده‌اند، ولی خردمندی آیت الله هاشمی رفسنجانی توانست در سالروز شهادت بانوی سرافراز اسلام، فاطمه زهرا(س) مقامات سعودی را به گونه‌ای مجاب کند که پس از گذشت سال‌ها زیارت قبور متبرک بقیع برای مشتاقان شیعه و زائران اقصی نقاط جهان به مراتب سهل‌تر از گذشته امکان‌پذیر شود تا صدای راز و نیاز بر سر مزار یادگاران اهل بیت(ع) و پیامبر اسلام و سلاله ایشان فضای عطرآگین بقیع را تسخیر کند.

 روح کنجکاو و جستجوگر آیت الله هاشمی رفسنجانی، در سفر به عربستان به اینجا بسنده نکرد و ضمن حضور در باغ پهناور «فدک» توانست گوشه‌ایی از تاریخ غبار گرفته  اسلام را از غربت  خارج کند و راه را برای بازشناسی آن هموار ‌سازد. فدک سرزمینی است که مسجد آن «مسجد فاطمه» نام دارد، نخلستان آن به «بستان فاطمه»، چشمه‌ها به «عیون فاطمه» و خود منطقه به «وادی فاطمه» معروف است.

در کنار سفر وحدت‌آفرین آقای هاشمی رفسنجانی، سفر رئیس جمهور ایران به اجلاس اضطراری فائو در شرایطی رخ داد که برای اولین بار عالی‌ترین مقام اجرایی کشورمان در این اجلاس شرکت می‌کرد.

این در حالی است که مشکلات عدیده معیشتی و بحران غذایی موجود در کشور به لطف درآمدهای سرشار نفتی، ایران را به یکی از بزرگترین بنگاه‌های عظیم واردات در جهان تبدیل کرده و ارائه راهکارهای اقتصادی ایشان برای معیشت مردم جهان قابل تامل است.

هر چند که عدم استقبال از رئیس جمهور در فرودگاه رم، نشان از رسمی نبودن سفر رئیس جمهور ایران به اروپا است ولی در این مورد نمی‌توان به راحتی از زیر سوال رفتن آداب دیپلماتیک و پروتکل‌های مشخص بین‌المللی غفلت کرد.

هر چند، برخوردهای صورت گرفته در اجلاس فائو قابل قیاس با حضور رئیس جمهور در دانشگاه کلمبیا نیست ولی خروج نخست‌وزیر ایتالیا در هنگام سخنرانی رئیس جمهور و یا عدم دعوت ایشان به مهمانی شام [که البته از سوی دفتر رئیس جمهور تکذیب شد]، همگی نکاتی است که باید به آن توجه داشت که شأن و جایگاه نظام جمهوری اسلامی را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد.

هم‌ردیف قرار دادن رئیس جمهور ایران با«رابرت موگابه» رئیس جمهور زیمبابوه و نوع  رفتار مسئولان کشور ایتالیا با آنها ما را بر آن می‌دارد تا  فراتر از دیدگاه‌های جناحی و سلیقه‌ای موجود در داخل کشور، خواهان پاسخ‌های روشن از سوی دستگاه دیپلماسی کشورمان باشیم که طرح سئوال از وزیر امور خارجه توسط مجلس هشتم درباره ضرورت این سفر می‌تواند سرآغازی برای شفاف‌سازی تحولات اخیر در دستگاه سیاست خارجی کشورمان باشد.

نکته جالب این است که آقای احمدی‌نژاد در آخرین اظهارات خودشان درباره سفر به ایتالیا گفته‌اند که «70 درصد ملت ایتالیا با ما هستند». به دنبال این سخن این سوال در ذهن نقش می‌بندد که نمایندگان اکثریت مردم ایتالیا چه کسانی هستند و چه تعاملی با رئیس جمهور ایران داشته‌اند؟

به گزارش روزنامه لااستامپا، «روبرتو فیوره» رهبر نئوفاشیست‌‌های ایتالیا تنها مرد سیاسی ایتالیایی بود که حاضر شد با محمود احمد‌ی‌نژاد در ضیافت شام سفارت ایران در رم شرکت کند.

این در حالی است که احزاب چپ ایتالیا در دوران اصلاحات ارتباط بسیار صمیمی و گسترده‌ای با ایران داشتند ولی اکنون  شرایط در ایتالیا طی چند سال اخیر آنچنان تغییر کرده است که «والتر ولترونی» کاندیدای احزاب چپ که از دوستان ایران محسوب می‌شد طی گفت‌وگویی تلویزیونی خواستار ممانعت از حضور رئیس جمهور ایران به ایتالیا می‌شود و یا «ایگنا چولا روسا» وزیر دفاع ایتالیا در اظهاراتی غیر مسئولانه، سخنان آقای احمدی‌نژاد در ایتالیا را خلاف عقل و تاریخ اعلام و حتی «فرانکو فلینی»  رئیس مجلس ایتالیا ملاقات خود را با «ابوالفضل زهره‌وند»  سفیر ایران در رم لغو می‌کند.

به لحاظ اقتصادی نیز در شرایطی آقای احمد‌ی‌نژاد تجار ایتالیایی را مشتاق مبادله اقتصادی مابین دو کشور می‌دانند که معاون وزیر امور خارجه ایتالیا «استفانیا کراکسی» دختر رهبر فقید سوسیالیست‌های ایتالیا پس از سفر آقای احمد‌ی‌نژاد به رم اعلام می‌کند که به جای صحبت از گسترش روابط و سرمایه‌گذاری‌های جدید در ایران باید به فکر خارج ساختن سرمایه‌هایمان از این کشور باشیم.

سفر سه روزه رئیس جمهور ایران در حالی تنها با 15 ساعت اقامت در رم به پایان رسید که به گزارش روزنامه لاریوبلیکا، نامه‌های مسالمت‌جویانه رئیس جمهور ایران به «جورجیونا پولیتا» رئیس جمهور و «سیلویو برلسکونی» نخست وزیر و یا حتی تقاضای دیدار با پاپ بندیکت شانزدهم رهبر کلیسای کاتولیک راهی به جایی نبرده است. [دفتر ریاست جمهوری، اعلام کرده که درخواستی برای ملاقات با پاپ از سوی رئیس جمهور مطرح نشده بوده‌است].

در پایان می‌توان گفت که دعوت از رئیس جمهور برای شرکت در هر کنفرانس و یا اجلاسی به معنی الزام جهت شرکت در این برنامه نیست و بدون مشخص شدن سطح شرکت‌کنندگان حتی این حضور می‌تواند تبعات خاصی را به همراه داشته باشد.

حضور مکرر رئیس جمهور در سفرهای استانی داخل کشور و سفرهای خارجی در کنار علاقه شدید ایشان به حضور در کنفرانس‌های خبری و ملاقات با رسانه‌ها این سوال را در افکار عمومی متبادر می‌کند که اوقات رئیس جمهور ایران چگونه سپری می‌شود؟

به هر حال سفر ایشان به ایتالیا با توجه به عدم ملاقات مسئولان و رجال سیاسی ایتالیایی و یا سایر کشورهای اروپایی و نیز با توجه به کوتاه بودن سوال برانگیز سفر ایشان، می‌توان این نتیجه را گرفت که به نظر می‌رسد که در خوش بینانه ترین حالت یک روز رئیس جمهور ایران به خوبی نگذشته‌است و این وظیفه دستگاه دیپلماسی کشورمان است که با هوشمندی بیشتری اولویت‌های سیاست خارجی کشورمان را مشخص کنند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

خاموشی‌های هر شب برق، صف‌های طویل بنزین، قیمت گران دارو و لوزام بهداشتی، تورم افسارگسیخته و قیمت‌های چند برابر، که به راستی مرا به یاد دوران جنگ تحمیلی می‌اندازد...اگر ما امروز حرفی می‌زنیم می‌گویند، توطئه می‌کنید! چه توطئه‌ای،‌ ...

محمد باقر نوبخت، دبیرکل حزب اعتدال و توسعه در مراسم افتتاحیه ‌دفتر این حزب در شهرستان ورامین با اشاره به تکرار مسایلی نظیر قطع برق، صف‌های طویل بنزین، قیمت گران دارو، تورم افسار گسیخته و قیمت‌های چند برابر تاکید کرد که کشور با وجود نفت 140 دلاری نباید به 30 سال قبل یعنی زمانی بازگردد که قیمت نفت فقط 8 دلار بود.

به گزارش روابط عمومی حزب اعتدال و توسعه، نوبخت در ابتدای این مراسم ‌پایه‌های نظام سیاسی جمهوری اسلامی را تلفیقی از سنت و مدرنیسم دانست و گفت: «حضرت امام (ره) معماری جدیدی در عرصه سیاست و حکومت انجام دادند و آن دو دسته از حکومت‌هایی که بر پایه حاکمیت و بر پایه مردم بودند را تلفیق کردند و جمهوری اسلامی نوعی تلفیق سنت و مدرنیسم است،‌ چرا که اسلام به عنوان یک سنت باارزش و جمهوری به عنوان ره‌آورد مدرنیسم تلقی می‌شود».

وی افزود: «پایه این حکومت مردم هستند که مورد خواست ما نیز هست».

نوبخت در اظهارات خود به تحولات کشورهای سوریه و لیبی اشاره کرد و حکومت‌های آنها را ناشی از کودتاهای نظامی عنوان کرد و حکومت کوبا را نیز برآمده از یک انقلاب مردمی نامید که شباهت آنها در اداره حکومت توسط یک فرد است که معمولاً بعد از مرگ آن فرد نهاد حکومت به فرزندان یا نزدیکان وی به ارث می‌رسد و چگونگی این جابجایی‌ها را نیز تشریح کرد.

دبیرکل حزب اعتدال و توسعه در ادامه، گفت: «در کشور ما امام (ره) با خواست مردم حکومت را تغییر داد و مهمتر از آن مردم با خون خود امام(ره) را طلبیدند، با این حال امام(ره) گفت که تا مردم در یک روش مردم‌سالارانه مکتوب اعلام نکنند که ما خواهان حکومت اسلامی هستیم، من نیز این حکومت را تشکیل نمی‌دهم و بعد از رحلت او مردم در یک روش مردم‌سالارانه سلف حضرت امام (ره) یا به عبارتی خلف وی را انتخاب کردند».

وی ادامه داد: «امروز اساساً ما بر این امر در قانون اساسی می‌بالیم که رهبری منتخب مردم است، اما نه منتخبی که امکان انجام هر کاری را داشته باشد یا مخیر و معذور به هر روش و سیره‌ای باشد. او در چارچوب قانون اساسی و شرع مقدس باید فعالیت کند».

نوبخت با اشاره به چگونگی انتخاب رهبری در قانون اساسی و اصل 110 این قانون درباره اختیارات رهبری ادامه داد:‌ «شورای منتخب مردم در خبرگان می‌توانند رهبر را عزل کنند و این خیری است که مردم در یک کشوری هر زمان امکان عزل رهبر و حاکم خود را داشته باشند؛ حتی در قانون اساسی این نکته نیز پیش بینی شده‌است که اگر خبرگان ملت، بعد از انتخاب رهبر، پی به اصلح نبودن او ببرند هم ‌می‌توانند او را کنار بزنند.‌ ببینند که چه اختیاراتی در قانون اساسی به مردم داده شده است».

نماینده اسبق 4 دوره مجلس شورای اسلامی به وجود قوای سه‌گانه در نظام سیاسی ایران اشاره نمود و بر اساس قانون اساسی قوه مقننه را در راس این نظام اعلام کرد، چرا که مجلس برای وضع قانون آمده و دولت مجری آن قوانین است و قوه قضائیه هم پایه قضاوتش، قوانین مجلسی است که برآمده از رأی مردم است.

وی ادامه داد: «اگر امروز کاستی در وضعیت کشور وجود دارد، به دلیل وجود مشکل در قانون اساسی نیست، بلکه به دلیل عدم اجرای قانون اساسی است».

وی با انتقاد از کسانی که پیشنهاد اصلاح قانون اساسی را مطرح می‌کنند، اضافه کرد: «نیک باید بدانیم که کاستی‌های ما به دلیل عدم اجرای کامل قانون اساسی است بنابراین،‌ قانون اساسی میثاق همیشگی مردم و نظام اسلامی است».

دکتر نوبخت با اشاره به اینکه در سیره امام (ره) بر اداره حکومت توسط مردم تاکید شده است ادامه داد: «در هیچ دوره‌ای،‌ بیشتر از 30درصد نمایندگان دوره قبلی مجلس، برای دوره جدید، توسط مردم دوباره تایید نمی‌شوند و این یعنی وجود 70 درصد نماینده تازه وارد که مدتها زمان می‌برد که با ساز و کار مجلس آشنا شوند و مدتها زمان را از دست می‌دهند و بعد کنار زده می‌شوند و اگر آن انتخاب اول بر پایه شناخت درستی باشد، این اتفاق نخواهد افتاد».

وی ادامه داد: «روش پارلمانتاریستی بر پایه انتخاب آزاد مردم است ولی مانند هر انتخابی ما باید یک مشورتهایی داشته باشیم و در کشورهایی که صدها سال سابقه نظام پارلمانیستی دارند، نهادی به نام حزب برای مشاوره به مردم در این زمینه وجود دارد».

نوبخت در بخش دیگری از سخنرانی خود با انتقاد از ادبیات حاکم بر فضای سیاسی ایران که فعالان سیاسی را به دو جناح چپ و جناح راست تقسیم می‌کند، گفت: «با توجه به واقعیت‌های فضای سیاسی اگر زمانی این ادبیات قابل قبول بود، در شرایط کنونی دیگر جوابگوی واقعیت‌ها و آرایش نیروهای سیاسی امروز نیست».

وی در ادامه افزود: «هیچ حزبی نمی‌تواند و نمی‌توانست بدون تایید مقامات اطلاعاتی و امنیتی و کشوری نظام جمهوری اسلامی ایران تاییدیه بگیرد، پس تمام این احزاب در چارچوب نظام هستند».

نوبخت با اشاره به وجود دیدگاه‌های متفاوت در بین احزاب، برای اداره جامعه و انتقاد از فضای دو قطبی چپ و راست در کشور، گفت: «دوستان باید بپذیرند که قرار دادن کلیه نیروهای سیاسی در این تقسیم‌بندی دوگانه، کار بسیار دشواری است،‌ ضمن اینکه بسیاری از افراد فهیم وجود دارند که ممکن است سیاسی هم نباشند».

وی با اشاره به رویکرد حزب متبوعش (حزب اعتدال و توسعه) ادامه داد: «به دلیل همین اعتقاد، گروههای مانند ما، به همان اندازه که در دوره گذشته محروم و مظلوم بودیم، در دوره کنونی هم مظلوم هستیم و همان انتقادی را که به دوستان اصلاح طلب داشتیم، هم‌اکنون به عزیزان اصول‌گرا داریم، چرا که در هر دو جریان تفکرات تمامیت خواهانه دیده می‌شود و هر دو گروه گمان می‌کنند که کشور را به تنهایی می‌توانند اداره کنند،‌ در صورتی که همه باید کنار هم باشیم و سخن ما نیز همین است».

نوبخت با انتقاد از وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم در ماه‌های اخیر، ادامه داد: اوضاع فعلی کشور نتیجه استفاده از یک عقل تنها است؛ خاموشی‌های هر شب برق، صف‌های طویل بنزین، قیمت گران دارو و لوزام بهداشتی، تورم افسارگسیخته و قیمت‌های چند برابر، که به راستی مرا به یاد دوران جنگ تحمیلی می‌اندازد.

وی افزود: «ما نباید بعد از سی‌سال به همان دوران برگردیم؛ ما در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، بودجه‌های 8 دلاری بسته‌ایم، در حالی که الان نفت 140 دلار است و در آن شرایط اگر قیمت نفت 2 دلار نفت بالا می‌رفت، احساس می‌کردیم که با درآمد آن خیلی کارها می‌شود کرد و خیلی از همین زیرساخت‌ها در همان زمان به وجود آمد».

دبیر کل حزب اعتدال و توسعه با تاکید بر این نکته که استفاده از عقل جمعی کارشناسان و تجارب مدیران گذشته برای اداره کشور لازم است، افزود: «اگر ما امروز حرفی می‌زنیم می‌گویند، توطئه می‌کنید! چه توطئه‌ای،‌ کشور مال ماست و ما خیرخواه هستیم و قصد زحمت دولت را نداریم بلکه دوست داریم که دولت باعث رحمت مردم شود».

نوبخت با اشاره به ضرورت هم‌فکری توسط نیروهای آگاه و شایسته برای اداره کشور گفت: «این دوره، دوره عصر حجر است چرا باید کشور را به این وضعیت برگردانیم و همه این‌ها مدیریت لازم دارد و گاهی می‌گویید به خاطر کمبود منابع است که فکر می‌کنم با نفت 140 دلار به بالا، این دیگر خیلی حرف است که بگوییم منابع نداریم! و قضیه جز این نیست که نمی‌خواهیم از تمام شایستگان کشور استفاده کنیم».

وی با اشاره به اینکه مجلس خانه ملت است، وجود احزاب و نیروهای مختلف را در آن لازم دانست و تفکر حذفی نیروهای شایسته و انقلابی را مورد نکوهش قرار داد.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

مقايسه شرايط فعلي کشور با شرايطي که قبل از پيروزي اصلاح طلبان در دوم خرداد 76 در کشور وجود داشت، قياسي مع الفارق است. در واقع بدي وضعيت کنوني چه در مسائل سياست خارجي و بين المللي و چه در حوزه داخلي اعم از سياسي، اقتصادي و فرهنگي به اندازه يي است که در هيچ يک از ادوار 30ساله انقلاب نمونه مشابهي ندارد. به عنوان مثال در سال پاياني دولت سازندگي آيت الله هاشمي رفسنجاني اگرچه روابط ايران با برخي کشورهاي اروپايي دچار تنش شده بود اما رئيس جمهوري بر مسند امور نشسته بود که در سطح بين الملل مورد قبول و احترام بود. به ياد دارم امير عبدالله پس از نخستين ملاقاتي که به عنوان وليعهد اما اداره کننده رسمي عربستان سعودي با آقاي هاشمي در کشور مالزي داشت، در برخي محافل نقل کرد که درس هاي زيادي از ديدار با آقاي هاشمي آموخته است بنابراين مواضع ايشان در سطح منطقه و حتي جهان داراي تاثيرات غيرقابل انکاري به سود ايران بوده و هست و اين از ويژگي هاي مرد سرد و گرم چشيده انقلاب است.در حال حاضر اما متاسفانه شرايط کاملاً متفاوت است. در ارتباط با تشريح مسائل داخلي هم در يک گفت وگو با شما و ساير رسانه هاي کشور توضيحاتي را ارائه کردم اما شرايط وخيم چند ماه اخير به فرصتي جداگانه جهت واکاوي نياز دارد که موضوع گفت وگوي امروز ما نيست. بنابراين شرايط فعلي اگر نام «بحراني» را روي آن نگذاريم بسيار حساس و وخيم است. در چنين شرايطي اصلاح طلبان بايد به دو نکته درخصوص ورود يا عدم ورود به انتخابات توجه کافي را مبذول دارند؛ نخست آنکه آيا مجموعه نهادهاي تصميم گير، برقرار شدن يک رقابت انتخاباتي تقريباً عادلانه را خواهند پذيرفت يا خير؟ به اين صورت که اگر يک کانديدا از سوي اصلاح طلبان وارد رقابت هاي انتخاباتي شود از حداقل شرايط براي بيان ديدگاه ها، شعارها، برنامه ها و رساندن آن به گوش همه مردم ايران در شهرها و روستاهاي دور و نزديک کشور برخوردار خواهد بود؟ اگر پاسخ به اين سوال مثبت باشد آن گاه سوال دوم مطرح مي شود. به احتمال زياد در چنين شرايطي و در صورت حضور يک کانديداي واحد واجد شرايط از طرف اصلاح طلبان، احتمال پيروزي اين کانديدا بسيار قريب به يقين خواهد بود. سوال دوم اين است که در صورت پيروزي در انتخابات رياست جمهوري سال آينده، اصلاح طلبان مي توانند اين اوضاع درهم ريخته و شرايط حاکم بر ساختارهاي شکننده دولتي و غيردولتي را سامان بدهند يا خير؟به نظر من هر دو اين سوالات نيز در جاي خود بسيار مهم بوده و نيازمند بررسي هاي همه جانبه است.

متن کامل این گفتگوی مهم را اینجا بخوانید.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

اكبر تركان عضو شورای مركزی حزب اعتدال و توسعه كه در دولت‌های هاشمی‌رفسنجانی دو بار به‌عنوان وزیر دفاع و نیز وزیر راه حضور داشته، در سخنرانی اخیر خود با ارائه تعریفی از اهداف برپایی نظام جمهوری اسلامی، پرسش‌هایی جدی را از كارنامه و دستاوردهای نظام مطرح كرده است. تركان در این سخنرانی كه در دیدار اعضای هیات‌رئیسه كانون جوانان حزب اعتدال و توسعه ایراد شده با اشاره به اینكه هدف از تشكیل نظام جمهوری اسلامی، جامه عمل پوشاندن به این ایده است كه می‌توان بر اساس آموزه‌های دینی، موجبات رشد و توسعه جوامع انسانی را فراهم آورد، گفت: اكنون و در حالی كه در سی‌امین سال تاسیس نظام جمهوری اسلامی هستیم، این سوال اساسی، مطرح است كه نظام جمهوری اسلامی تا چه اندازه توانسته‌است، آن آرمان اولیه خود را محقق سازد؟ وزیر اسبق راه و ترابری جمهوری اسلامی در دولت سازندگی، با اشاره به نظام‌های سیاسی دیگری كه در كشورهای همسایه ایران حاكم هستند، گفت: عربستان سعودی، با مبنا قرار دادن قرائت خاصی از اسلام كه به رای و نظر مردم كم‌توجه است، از لحاظ اقتصادی به پیشرفت‌هایی دست یافته ‌است؛ تركیه با مدل حكومتی نشات‌گرفته از سكولاریسم، در حال پیشرفت و ترقی در عرصه اقتصادی است؛ امارات و سایر شیخ‌نشین‌های عرب حاشیه خلیج فارس هم با الگوگیری از غرب و به خصوص انگلستان، به سرعت به مدل‌های غربی توسعه نزدیك می‌شوند، اما آیا ما توانسته‌ایم هم‌تراز با این كشورها و بر مبنای تعریف اولیه‌ای كه از نوع حكومت خود داشته‌ایم، توسعه پیدا كنیم؟ عضو شورای مركزی حزب اعتدال و توسعه با اشاره به اینكه نكته اساسی این است كه ما نباید خود را تنها از بعد توسعه اقتصادی با این قبیل كشورها مقایسه كنیم، افزود: یادمان باشد كه هدف اصلی ما رشد و توسعه جامعه ایران بر اساس الگوهای اسلامی است، وگرنه ما با این كشورها تفاوتی نخواهیم داشت. وی در ادامه با طرح این سوال كه ویژگی‌های یك جامعه اسلامی چیست؟ گفت: نباید در این مورد تنها به ظواهر توجه كرد. متاسفانه آنگونه كه در جامعه ما نسبت به بیرون ماندن موی یك دختر مسلمان حساسیت نشان داده می‌شود، نسبت به گناهانی مانند دروغگویی و غیبت حساسیتی وجود ندارد. حال باید ببینیم كه كشورها و جوامع دیگری كه اسلام را الگوی خود برای رشد و توسعه قرار نداده‌اند، در مقایسه با ما در چنین شاخص‌هایی چه وضعیتی دارند. آیا دروغگویی در جامعه ما بیشتر است یا در جوامع دیگر؟ آیا تهمت و افترا به هم‌نوع در ایران بیشتر است یا در كشورهای غیر اسلامی؟ آیا غیبت كردن در اینجا بیشتر اتفاق می‌افتد یا در اروپا؟ و آیا كم‌فروشی در جامعه مسلمان ایران بیشتر رخ می‌دهد یا در جامعه مسیحی غرب؟ استاندار ایلام در سال‌های 60 تا 62، در ادامه افزود: باید مطالعه كنیم و بسنجیم كه آیا ما در طول دوره بعد از انقلاب در چنین شاخص‌هایی توانسته‌ایم پیشرفت كنیم و ببینیم كه وضعیت فعلی ما در مقایسه با جوامع دیگر چگونه است. تركان در بخشی دیگر از سخنانش با اشاره به موج روزافزون تورم در جامعه گفت: آمارهای رسمی به ما می‌گوید كه نرخ تورم در حدود 20 درصد است، در حالی‌كه باید توجه داشت، این نرخ برای طبقات محروم و دهك‌های پایین جامعه، بسیار بیشتر و برعكس برای طبقات برخوردار جامعه كمتر از این مقدار است. وی با بیان اینكه وقتی تورم در جامعه گسترش می‌یابد، فقرا فقیرتر و ثروتمندان ثروتمندتر می‌شوند، افزود: در چنین شرایطی كسانی كه اموال غیرنقدی بیشتری دارند، روزبه‌روز بر دارایی‌هایشان افزوده می‌شود و كسانی‌ كه دارایی‌هایشان به صورت نقدی است، هر روز بخشی از دارایی خود را ازدست می‌دهند و فقیرتر می‌شوند. عضو شورای مركزی حزب اعتدال و توسعه در بخشی دیگر از سخنانش با اشاره به دشواری‌های فعالیت سیاسی در شرایط كنونی گفت: متاسفانه، شرایط به گونه‌ای شده ‌است كه گروه‌هایی كه به دنبال فعالیت سیاسی سالم هستند دچار محدودیت می‌شوند و این در حالی است كه برخی از گروه‌ها و تشكل‌های سیاسی كه تنها در آستانه انتخابات شكل می‌گیرند، با استفاده از منابع مالی كه مشخص نیست از كجا تامین می‌شود، هزینه‌های هنگفتی در طول دوره انتخابات انجام می‌دهند و حتی با خرید و فروش رای مردم، به نهادهای قدرت راه می‌یابند. وی با تاكید بر اینكه باید ترازنامه مالی احزاب و گروه‌های سیاسی و حتی شخصیت‌های حقیقی كه در فعالیت‌های سیاسی شركت می‌كنند، مشخص شود، گفت: باید مشخص شود نماینده‌ای كه در طول چهار سال دوره نمایندگی‌اش در خوشبینانه‌ترین حالت، شاید با استفاده از حقوق نمایندگی بتواند چیزی در حدود 40-30 میلیون تومان پس انداز كند، چگونه در آستانه انتخابات مجلس چندین برابر این مبلغ را صرف هزینه‌های تبلیغاتی خود می‌كند؟
نوبخت: وضع فعلی كشور نتیجه اتكا به یك عقل تنها ست
از سوی دیگر محمدباقر نوبخت، دبیركل حزب اعتدال و توسعه روز پنج‌شنبه در مراسم افتتاحیه ‌دفتر این حزب در شهرستان ورامین گفت: امروز اساسا ما بر این امر در قانون اساسی می‌بالیم كه رهبری منتخب مردم است، اما نه منتخبی كه امكان انجام هر كاری را داشته باشد یا مخیر و معذور به هر روش و سیره‌ای باشد. او در چارچوب قانون اساسی و شرع مقدس باید فعالیت كند. به گزارش آفتاب، نوبخت به چگونگی انتخاب رهبری در قانون اساسی و اصل 110 این قانون درباره اختیارات مقام رهبری اشاره کرد.
وی در ادامه سخنانش گفت: اگر امروز كاستی در وضعیت كشور وجود دارد، به دلیل وجود مشكل در قانون اساسی نیست، بلكه به دلیل عدم‌اجرای قانون اساسی است. وی با انتقاد از كسانی كه پیشنهاد اصلاح قانون اساسی را مطرح می‌كنند، اضافه كرد: نیك باید بدانیم كه كاستی‌های ما به دلیل عدم‌اجرای كامل قانون اساسی است بنابراین،‌ قانون اساسی میثاق همیشگی مردم و نظام اسلامی است. نوبخت با انتقاد از ادبیات حاكم بر فضای سیاسی ایران كه فعالان سیاسی را به دو جناح چپ و جناح راست تقسیم می‌كند، ادامه داد: با توجه به واقعیت‌های فضای سیاسی اگر زمانی این ادبیات قابل قبول بود، در شرایط كنونی دیگر جوابگوی واقعیت‌ها و آرایش نیروهای سیاسی امروز نیست. هیچ حزبی نمی‌تواند و نمی‌توانست بدون تایید مقامات اطلاعاتی و امنیتی و كشوری نظام جمهوری اسلامی ایران تاییدیه بگیرد، پس تمام این احزاب در چارچوب نظام هستند. دبیركل حزب اعتدال و توسعه با اشاره به وجود دیدگاه‌های متفاوت در بین احزاب، برای اداره جامعه و انتقاد از فضای دوقطبی چپ و راست در كشور، گفت: دوستان باید بپذیرند كه قرار دادن كلیه نیروهای سیاسی در این تقسیم‌بندی دوگانه، كار بسیار دشواری است،‌ ضمن اینكه بسیاری از افراد فهیم وجود دارند كه ممكن است سیاسی هم نباشند نوبخت در بخشی دیگر از سخنان خود با انتقاد از وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم در ماه‌های اخیر، ادامه داد: اوضاع فعلی كشور نتیجه استفاده از یك عقل تنها است؛ خاموشی‌های هر شب برق، صف‌های طویل بنزین، قیمت گران دارو و لوزام بهداشتی، تورم افسارگسیخته و قیمت‌های چندبرابر، كه به راستی مرا به یاد دوران جنگ تحمیلی می‌اندازد. ما نباید بعد از 30 ‌سال به همان دوران برگردیم؛ ما در كمیسیون برنامه و بودجه مجلس، بودجه‌های 8 دلاری بسته‌ایم، در حالی كه الان نفت 140 دلار است و در آن شرایط اگر قیمت نفت 2 دلار بالا می‌رفت، احساس می‌كردیم كه با درآمد آن خیلی كارها می‌شود كرد و خیلی از همین زیرساخت‌ها در همان زمان به وجود آمد. دبیركل حزب اعتدال و توسعه با تاكید بر این نكته كه استفاده از عقل جمعی كارشناسان و تجارب مدیران گذشته برای اداره كشور لازم است، افزود: اگر ما امروز حرفی می‌زنیم می‌گویند، توطئه می‌كنید! چه توطئه‌ای،‌ كشور مال ماست و ما خیرخواه هستیم و قصد زحمت دولت را نداریم بلكه دوست داریم كه دولت باعث رحمت مردم شود.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

مهندس جمشید انصاری نماینده مردم زنجان در مجلس شورای اسلامی و آخرین استاندار دوران اصلاحات در آذربایجان غربی اواخر هفته گذشته سفری به ارومیه داشته است. انصاری ضمن دیدار با سران جبهه اصلاحات در استان و مدیران ارشد دولت گذشته به ارزیابی وضعیت اصلاح طلبان در انتخابات اخیر مجلس پرداخته و بر حفظ و آمادگی نیروهای فعال اصلاح طلب برای انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۸۸ تاکید نموده است.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

محمدرضا نوری شاهرودی: سفر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام به عربستان سعودي داراي حاشيه‌هاي جالب و البته دستاوردهاي مهمي بود.1- حاشيه‌ها: براي اولين بار در تاريخ شيعه در يك نشست بين‌المللي و جهاني يكي از ياران صديق و شاگردان نستوه امام خميني و هم‌سنگر و يار غار مقام معظم رهبري به تبيين مسائل مهم اسلا‌مي و مواضع بحق ايران عزيز براي بيش از 800 نفر از علما، انديشمندان و فرهيختگان كه از سراسر دنيا در محيط وحي الهي در كنار مكه مكرمه جمع شده بودند، مي‌پردازد و باز براي اولين بار سه كانال تلويزيون عربستان به‌صورت زنده به اضافه ده‌ها كانال عربي و انگليسي سخنان رياست مجلس خبرگان رهبري را پخش كردند.

ده‌ها روزنامه كه در مجموع بيش از يك ميليون تيراژ داشتند عكس و سخنراني رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام را منتشر نمودند. عمده سايت‌هاي خبري و اينترنتي اذعان نمودند كه كنفرانس گفت‌وگوي اديان با وجود آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني و سخنراني جامع و مستدل وي شكل واقعي به خود گرفته است. اولين باري بود كه هيات ايراني مسافرعربستان اين گونه از استقبال مسوولا‌ن آن كشور برخوردار مي‌شد. پادشاه عربستان سعودي تمام امكانات كشورش را براي موفقيت هيات ايراني به رياست اكبر هاشمي‌رفسنجاني دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام و رئيس مجلس خبرگان بسيج كرده بود، البته نبايد فراموش كرد كه صدق و صفاي اخلا‌قي آقاي هاشمي‌رفسنجاني موجب شده تا پادشاه عربستان بنابر علا‌قه شخصي‌اي كه نسبت به شخص ايشان دارد ارتباط نزديكي را با وي برقرار كند. حقيقت آن است كه عربستان سعودي از وجود عده‌اي از افراطيون وهابي كه باعث تشنج و ايجاد كينه و نفاق در آن كشور شده‌اند رنج مي‌برد و نسبت به فتاواي تفرقه‌افكن موضعي منفي دارد. دولتمردان سعودي به خصوص شخص ملك عبدالله كه اين افراطيون را قبول ندارند و عموما از آنها بيزاري مي‌جويند با تدارك كنفرانس گفت‌وگوي اديان به دنبال اعتدال در روش و منش علماي دين هستند كه به جاي تندروي‌هاي جاهلا‌نه از تسامح و ظرفيت بالا‌ي اسلا‌م سخن بگويند. ملك عبدالله با دعوت از آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني و استقبال با شكوه و ماندني از وي و قرار دادن ايشان در جايگاه رياست مي‌خواهد به تندرو‌هاي سلفي بفهماند كه بايد در مساله وحدت جهان اسلا‌م، جايگاه شيعه فراموش نشود و آنان واقعيتي هستند كه بايد حضورشان در معادلا‌ت پذيرفته شود. بر اين اساس بايد از رويكرد جديد عربستان استقبال شود و از وجود گوهربار اين بازوي توانمند نظام اسلا‌مي ايران براي پيشبرد روابط با دولتمردان سعودي استفاده گردد. با اذعان و اعتراف عمده شركت‌كنندگان در كنفرانس، سخنران ايران توانست در مدتي كوتاه جامع‌ترين مسائل مورد ابتلا‌ي كشورهاي اسلا‌مي را بازگو كند. ‌

2- دستاوردها: اهميت حضور ايران در اين كنفرانس و سفر هيات ايراني به عربستان به اندازه‌اي بود كه ديگر كشورهاي شركت‌كننده در اين كنفرانس بارها اذعان داشتند بدون حضور ايران گفت‌وگويي كامل انجام نمي‌شد. آنان اظهار داشتند كه هاشمي‌رفسنجاني رئيس هيات ايراني حاضر در اين كنفرانس با صراحت لهجه و بسيار صريح و روشن مشكلا‌ت دنياي اسلا‌م را مطرح كرد. مساله تجاوز به عراق و افغانستان و مسائل مردم فلسطين و لبنان از جمله مواردي بود كه در مذاكرات مطرح ‌گرديد و به بحث درباره آنها پرداخته ‌شد كه در اين ميان هيات ايراني با صراحت و صداقت راه‌حل‌هاي مورد نياز براي رفع مشكلا‌ت را طرح ‌كرد. هيات ايراني و عربستان مذاكراتي را با يكديگر داشتند كه در تمام اين مذاكرات سعودي‌ها به دنبال علل موضوعي بودند و آن اينكه چه مسائلي باعث مي‌شود تا روابط ميان ايران و عربستان از حالت ركود خارج شود و براي تقويت نقاط قوت و حذف نقاط ضعف راهكارهايي را مطرح ‌كردند.

اهميت حضور ايران و آقاي هاشمي‌رفسنجاني كه نه‌تنها جايگاه سياسي بلكه وجهه شخصيتي ايشان مورد توجه قرار مي‌گرفت به حدي بود كه موضوعات چهارده‌گانه‌اي كه از سوي ايشان در كنفرانس مطرح شد، به عنوان منشوري براي كنفرانس آينده مدنظر قرار گرفت و حتي از آقاي هاشمي‌رفسنجاني درخواست شد تا نماينده‌اي را به عنوان نماينده خودش براي حضور در هياتي كه جهت ادامه گفت‌وگو تشكيل مي‌گردد معرفي كند و از نظرات ايشان نيز در پيشبرد گفت‌وگو با ديگر مذاهب استفاده شود. از ديگر موضوعاتي كه در مذكرات ميان هيات ايراني و عربستان مورد توجه قرار گرفت، توسعه روابط اقتصادي و پيشبرد دموكراسي از راه گفت‌وگو بود و همواره بر اين تاكيد مي‌شد كه بايد اختلا‌فات طايفه‌اي و مذهبي از بين برود و توسعه روابط اقتصادي جايگزين آن شود و تمام اين موارد در نگاه به آينده خلا‌صه مي‌شد. آقاي هاشمي نيز بر اين نظر هستند كه گفت‌وگو در كنار خانه خدا و محوطه وحي پروردگار نشان‌دهنده اين است كه تمامي دوستان به اين باور رسيده‌اند كه <گفت‌وگو> تنها راه حل مشكلا‌ت است كه تمامي ملت‌ها و دولت‌ها مي‌توانند براي برقراري و ثبات صلح و برادري آن را سرلوحه كارهاي خود قرار دهند. در جمله‌اي كوتاه مي‌توان دستاورد اين سفر را چنين تعريف كرد كه براي پيشبرد روابط دوجانبه در زمينه‌هاي اقتصادي و سياسي و ارائه راهكارهايي براي حل مشكلا‌ت جهان اسلا‌م توافق‌هايي حاصل شد كه قا بل‌توجه مي‌باشد. شايد يكي از مسائلي كه مي‌تواند نشانگر حصول توافق‌هايي باشد احترامي بود كه براي زائران ايراني قائل شدند و براي اولين‌بار بود كه درهاي بقيع به روي زنان مسافر مكه باز شد.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

در دوران نمایندگی مجلس ششم، طبق برنامه همیشگی هر هفته به کرمان می رفتم و به برنامه های حوزه انتخابیه در حد فرصت و امکانات رسیدگی می کردم. یک شب در برگشت از کرمان با ارباس ایران ایر اتفاق عجیبی افتاد که بعید است تا آخر عمر، مشابه آن را درک کنم و امیدوارم چنین اتفاقی برای هیچ گروه دیگری هم واقع نشود.

پرواز ساعت هشت و نیم شب از کرمان به موقع انجام شد و قرار بود یک ربع به ده در تهران بنشیند، من هم جایی در تهران برای شام مهمان بودم و به دوستان گفته بودم با تاخیر خواهم رسید.

صندلی من در ردیف یک وهمه چیز عادی بود ولی یک خانمی که با فاصله کمی با من نشسته بود از همان ابتدای پرواز دلشوره و حس خاصی داشت، او از هر صدای معمولی و هر حرکت هواپیما وحشت ده می شد.

بعد از گذشت بیش از یک ساعت که باید هواپیما برای نشستن یا به اصطلاح لاندینگ کاهش ارتفاع را شروع را شروع می کرد، هواپیما برای یک مدت پانزده دقیقه در جا دور زد، بطوری که همه کلافه شده بودند و خانم موصوف بیش از سایرین مضطرب شده بود.

من با تصور اینکه به دلیل ترافیک فرودگاه مهر آباد، بر اساس روال معمول برج به هواپیما هدل داده،به فرد کناری خودم که از افراد فنی ایران ایر بود گفتم برو به خلبان بگو با مسافران حرف بزند وآنان را از نگرانی بیرون بیاورد. او رفت وبرای مدت پانزده دقیقه برگشت در حالی که آنقدر دستمال کاغذی برای خشک کردن عرق پیشانی خود مصرف کرده بود که تمام پیشانی آن مملو از ذرات دستمال شده بود. با برگشت او، خانم حساس همجوار من نگران تر شد و فریاد زد گفتم وضع خرابه، ببینید این چه حالی داره !!!

البته من هم کمی نگران شدم و فکر کردم چرخ های هواپیما باز نشده و هواپیما منتظر آماده شدن باند برای فرود اضطراری و بدون چرخ است. از همکار هما پرسیدم چه خبره ؟ چرخ ها باز نمی شه ؟ او گفت : وضع از این حرف ها خطرناکتره،طاقت داری که فریاد نزنی ؟ گفتم مشکلی ندارم بگو. گفت : گم شدیم. با شنیدن این جمله و با توجه به شناخت کمی که از صنعت هوائی داشتم، خیلی جا خوردم.

خواندن چندین آیت الکرسی و دعای توسل و در نهایت انقطاع کامل از همه چیز و همه کس و تسلیم کامل شدن در مقابل اراده حق و اینکه بالاخره مرگ هر موجودی فرا می رسد و مقدر بوده است که من اینگونه از دنیا بروم و....

این حدود دو ساعت اضطراب هر چند به دلیلی آگاهی از عمق خطری که در دو قدمی ما بود سخت بود ولی از سوی دیگر مفید هم بود وفایده آن، فرصت توبه و انابه به درگاه حق جل و علی بود.|

به هرحال یک معجزه جان من و همه مسافران را نجات داد و با همکاری مرکز کنترل هوائی ایران و دقت مرکز کنترل پاکستان، هواپیما پس از حدود سه ساعت پرواز آماده نشستن بر روی باند فرودگاه کراچی شد.

زمانی که سرمهماندار بسیار شجاع و خوش اخلاق پرواز که در تمام ساعات بحرانی با روحیه بسیار بالا و بدون واهمه، با مسافران صحبت و با اطمینان کامل هر نوع مشکلی را منکر می گردید، اعلام کرد شما می توانید از پنجره هواپیما چراغ های شهر کراچی پاکستان را ببینید، خنده قهقه بلند شد و سکوت توام با وحشت چند ساعته شکست.

پس از ورود به فرودگاه کراچی اولین موضوعی که جلب توجه کرد و اعتراض محترمانه مسافران را بر انگیخت فرودگاه پیشرفته کراچی بود، مسافران نا خوانده کراچی به من می گفتند، حاج آقا این هم از پاکستانی های فقیر !! چرا برای ایران کاری نمی کنید ؟

یکی از دوستان سیصد دلار از یکی از تجار همراه قرض کرد و از فروشندگان کارت های اعتباری تلفن، کارت خرید و در اختیار مسافران گذاشت تا با تهران تماس بگیرند و بگویند کجا هستند. خود من به همسرم زنگ زدم و وقتی پرسید کجایی ؟ چرا دیر آمدی ؟ گفتم کراچی هستم و او باور نمی کرد فکر می کرد مثل بعضی اوقات شوخی می کنم. شب را با مسافران تا صبح در فرودگاه بین المللی کراچی بیتوته کردیم.

خلبان پس از کنترل دستگاه های ناوبری هواپیما متوجه شده بود که هواپیما سالم است و فقط خطای بی سابقه و البته ممکن او در یک چرخش صد و هشتاد درجه ای پس از پرواز از باند کرمان او را در مسیر غلط قرار داده، آماده بود پرواز به تهران را آغاز کند، اما مسافران تسلیم نشدند.

با آقای کاظمی مدیر عامل وقت ایران ایر تماس گرفتم و او پس از بررسی از من خواهش کرد که من ابتدا سوار شوم تا مسافران از من پیروی کنند، من موکول به نظر اکثریت مسافران شدم، آنان را جمع کردم، مطلب را توضیح دادم و رفتن یا نرفتن را به رای گذاشتم، فقط سه نفر بجز من موافق پرواز با همان هواپیما بودند، لذا ایران ایر یک هواپیمای 747 فرستاد تا مسافران را به تهران برگرداند.

روز بعد در بازگشت، یک نفر از مسافران که کنار من نشسته بود می گفت که دیشب پس ازسوار شدن هواپیما در کرمان به خواب رفته و در فرودگاه کراچی آخرین نفری بوده که بیدار و سپس پیاده شده است. او هیچ اطلاعی از استرس ها و اضطراب ها نداشت. به او گفتم خوش به حالت.

این روزها با دیدن اوضاع و احوال مملکت بیاد آرامش فوق تصور آن مسافر به خواب رفته سفر به کراچی می افتم و با خود می گویم کاش من هم خواب یا بی اطلاع بودم تا اینقدر از عمق فاجعه نسوزم در همه چیز......

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

استراتژي اصلاح طلبان براي ورود به انتخابات رياست جمهوري دهم که اوايل سال آينده برگزار مي شود موضوعي است که از هم اکنون توجه شخصيت هاي سياسي اصلاح طلب را به خود جلب کرده است چرا که تجربه انتخاباتي اين جناح سياسي حذف شده از مناصب رسمي نظام جمهوري اسلامي در انتخابات مجلس هشتم کامل شد و اين انتخابات پاياني برخوش بيني هاي آنان بود چرا که در عمل به اين نتيجه رسيدند با شيوه ها و روش هاي فعلي نمي توانند وارد يک مبارزه انتخاباتي عادلانه و برابر با جناح ديگر نظام يعني اصولگرايان شوند و اکثريت کانديداهاي آنان پيش از ورود به عرصه انتخابات ردصلاحيت مي شوند. جريان اصلاح طلب بر اين گمان بود که انتخابات مجلس هفتم يک استثنا است که امکان تداوم آن وجود ندارد اما در عمل خلاف خوش بيني هاي اصلاح طلبان رخ داد و بسياري از کانديداهاي اين جريان براي انتخابات مجلس هشتم از عرصه رقابت حذف شدند و حتي به اعتراض هاي پي در پي سران اين جناح از جمله سيد محمد خاتمي و مهدي کروبي هم توجهي نشد. اصلاح طلبان اکنون با اين پرسش مواجهند که چگونه به انتخابات رياست جمهوري دهم وارد شوند که اول از همه کانديداي اصلي و مورد نظر آنان ردصلاحيت نشود و از سوي ديگر چه راهکاري وجود دارد تا از آراي اين کانديدا حفاظت لازم را به عمل آورند؟ متن کامل این گفتگو را اینجا بخوانید.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

همسر تابش، نماينده اردکان در مجلس هشتم که چندي پيش براي انجام برخي معاينات پزشکي به انگليس سفر کرده بود ظهر امروز دار فاني را وداع گفت.

به گزارش يزدنا، وي ظهر امروز در کمال ناباوري بستگان و در حالي که گمان مي‌رفت اوضاع عمومي وي رو به بهبود مي‌رود، دار فاني را وداع گفت.
 
در اطلاعيه خانواده وي آمده است:
 
انا لله و انا اليه راجعون
بدينوسيله درگذشت همسري فداکار و مادري نمونه مرحومه مغفوره سرکار حاجيه خانم بتول سنائي اردکاني(همسر مهندس محمدرضا تابش، نماينده مردم اردکان در مجلس شوراي اسلامي) که سي سال در عرصه آموزش و پرورش شهرستان هاي اردکان، کرج و تهران صادقانه و متعهدانه به تربيت فرزندان اين آب و خاک پرداخت را به اطلاع دوستان و آشنايان مي رسانيم.
مراسم تشييع تهران: ساعت 10 صبح روز سه شنبه 21/3/87 از مقابل مسجدالرسول(ص) واقع در سعادت آباد، ميدان کاج.
مراسم تشييع اردکان: ساعت 9 صبح روز چهارشنبه 22/3/87 از مقابل مسجد جعفرزاده
مراسم ختم: اردکان، چهارشنبه 22/3/87 پس از نماز مغرب و عشا در مسجد کوشکنو.
مراسم سوم: اردکان، جمعه 24/3/87 ساعت 18 بر سر تربت آن مرحومه.
مراسم شب هفت: تهران، يکشنبه 26/3/87 ساعت 16:30 تا 18 ، مسجد نور واقع در ميدان فاطمي 

ضمن تسليت به مهندس تابش و بستگان آن مرحومه، براي وي طول عمر و صبر جزيل و براي خانواده و بستگانش عافيت و سلامت آرزومنديم.

خرداد ۸۸ این مصیبت وارده را خدمت جناب آقای مهندس تابش تعزیت عرض می نماید.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

ای پیر! دگر نخواهمت دید؟

   این مرگ تو نیست کار خردی

              من همسفر تو بودم آخر..

                           این دفعه چرا مرا نبردی..؟

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

بی‌تردید مردم از اصلاح‌طلبان گله دارند اما این گله ماهیتی نیست بلکه گله از تاکتیک‌ها و روش‌های برخورد و کم‌بودن قاطعیت اصلاح‌طلبان است. اگر گله‌ای مردمی از اصلاحات وجود دارد این است که چرا اصلاح‌طلبان با شجاعت برخورد نکردند و کشور به دست لمپن‌ها افتاد.
 
من فکر می‌کنم که با همه اشکالاتی که در جبهه اصلاحات وجود دارد امروز مردم به جریانی که با شجاعت تمام با انحرافات فکری و انحرافات روی‌داده از اصول کشورداری و انحرافات سیاسی از منافع ملی مقابله کند، استقبال گسترده‌ای خواهند کرد و این توقع را از اصلاح‌طلبان دارند.

مردم کشور خود را دوست دارند و نظام اسلامی را بر اساس همان معماری حضرت امام‌(ره) می‌خواهند و ما معتقدیم امروز هم بیش از 80 درصد مردم جمهوری اسلامی مورد نظر امام را می‌خواهند. ملت با سیاست‌های غلط و با تنگ‌نظری‌ها و خودخواهی‌ها و فداکردن همه چیز برای حکومت چندروزه این و آن مخالف‌اند.
باید دید که خاتمی را برای چه چیزی می‌خواهیم هزینه کنیم. اگر بخواهیم خاتمی را برای جبهه اصلاحات هزینه کنیم، بی‌شک این ساده‌ترین راه برای اصلاح‌طلبان خواهد بود که معلوم نیست بهترین راه هم باشد. اما اگر بخواهیم خاتمی را به عنوان یک شخصیت محبوب و توانمند برای یک امر مهم ملی هزینه کنیم آن وقت موضوع متفاوت می‌شود. به هر تقدیر باید بدانیم که آقای خاتمی امروز هم مانند دوم خرداد با بیشترین اقبال عمومی مواجه است.

آقای خاتمی علی‌رغم همه این مخالفت‌ها بیشترین شانس را برای جلب آرای مردم دارد. یکی از دلایل اصلی این مخالفت‌ها نیز همین اقبال است. اگر خاتمی مورد توجه آحاد ملت نبود دلیلی برای این همه مخالفت‌ها با ایشان وجود نداشت.

متن کامل این گفتگو را اینجا بخوانید.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

نوشته جناب آقای خاتمی در در شهروند امروز درباره شهادت جانگداز رحمان دادمان را بارها و بارها خواندم. سید بزرگوار از دردی عمیق و دلی زخمی سخن می گوید. از وقتی نوشته خاتمی مهربان را خواندم خدای عالم را شاهد است آتشی سخت به جانم افتاده!

نسل امروز ما چه از باکری می داند؟ با شما هستم!! هیچ می دانید مهدی و حمید را همین آقایان از شهر ما بیرون کردند؟ خبر دارید مهدی و حمید با دلی خونین از شهر ما رفته اند؟؟ میدانید آقا مهدی هنگام رفتن، وصیت کرده بود که دیگر حتی جنازه اش هم به این شهر برنگردد!!

چشمانم اشک آلود و دستانم عاجز از نوشتن است. فقط آرزو می کنم روزی کتاب خاطرات مهندس عبدالعلی زاده منتشر شود تا شما نیز در جریان ملاقات ایشان به همراه همسران آقا مهدی و حمید با عزیز سفر کرده مرحوم حاج سید احمد خمینی و آنچه در این ملاقات گذشت آگاه شوید..

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

با کسب رخصت از هفته نامه شهروند و جناب آقای حضرتی

محمد خاتمی: بامداد یک روز بهاری خبر رسید که هواپیمای حامل رحمان دادمان عریز ناپدید شده است،خبر تکان دهنده و دلهره آور بود و دیری نپایید که آشکار شد در یک سانحه هوایی او و تنی چند از همکاران و نمایندگان مجلس، ما را تنها گذاشته و به دیار معبود شتافته اند.برای من که به همکاری با دادمان افتخار می کردم و توان و مدیریت و دانش و روشن بینی او را می ستودم و کابینه را با وجود او نیرومند و کارساز می یافتم پذیرفتن واقعیت دشوار بود.شاید در کمتر موردی بود که در پذیرفتن مصیبت خود را اینچنین بی تاب و شکسته می دیدم....عادت کرده بودیم که با غمها بسازیم....

اما این بار داستان دیگری بود.دادمان را در اوج شکوفایی و در زمانی که ملک و ملت بیش از هر زمان نیازمند دانش،تدبیر،تلاش و روشن بینی او بود در یک سانحه هوایی از دست می دادیم.دادمانی که از نوجوانی در خدمت انقلاب و جزو اولین کسانی بود که پس از انقلاب در نقش فرماندهی یکی از بخشهای سپاه پاسداران خدمت شایان کرد و در اولین دوره مجلس از سوی مردم شریف تبریز به نمایندگی برگزیده شد ولی همان جفایی را دید که همرزمان و همفکران او از جمله باکری های عزیز دیدند و با تلاش مرموزی مواجه شدند که بهترین نیروهای مخلص و ارزشمند را از متن انقلاب و خدمت به جامعه می راند و می راند.باکری ها به وادی باکران شهادت پا نهادند و دادمان نیز در عرصه ای دیگر همان کرد که آن عزیزان در جبهه دفاع از دین و میهن. و همگان با عزمی استوار بر تلاش زشت آنان که عرصه انقلاب و جامعه را تنگ و تاریک می دیدند و می خواستند و می خواهند لبخند تمسخر زدند و در عرصه خدمت و فداکاری ماندگار شدند.

وقتی از دادمان خواستیم که ما را در دولت همراهی کند.... پذیرش دعوت من برایش آسان نبود ولی وقتی آمد احساس غرور و پیروزی به من دست داد.هر چند کسانی بودند که از بودن او در این مرتبت خشنود نبودند و شاید اولین کسی که این انتخاب را ستود و دادمان را به عنوان مدیر مومن و توانا مورد تایید قرار داد رهبری بودند که بارها بر این امر تاکید کردند و بعد نیز همگان دیدند که دادمان چه گوهر تابناکی بود و چگونه در مدت کوتاهی که در وزارت راه و ترابری و نیز عرصه سیاست ورزی رسمی حضور داشت،منشاء چه ابتکارات و موفقیتهای بزرگی بود.بدون تردید پسینیان او نیز بر خوانی که او گسترده بود نشستند و تلاش ارجمند او را پی گرفتند.حال دادمان از میان ما رفته است و بی هیچ گزافه ای بگویم که داغ آن عزیز چنان سوزان بود که هنوز هم دل و جان را به آتش می کشد.

یادش گرامی و خشنودی خداوند از او بر او گوارا باد!

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

مجلس در یك نظام دموكراتیك و مردم‌سالار مظهر اراده ملت است. هر چقدر دموكراسی كامل‌تر و مستحكم‌تر باشد نقش و جایگاه مجلس در آن نظام پررنگ‌تر و تعیین‌كننده‌تر است. در متن قانون اساسی ما هم مجلس از چنین جایگاهی برخوردار است. حضرت امام نیز چنین نگاهی به مجلس در جمهوری اسلامی داشتند. امام آنطور كه خود بیان كرده‌اند مجلس را در «راس امور» می‌دانستند. همچنین تاكید داشتند كه «مجلس مركز همه قدرت‌هاست». طبعا در راس امور بودن و مركز همه قدرت‌ها بودن در رابطه با سایر قوا یعنی دولت و قوه قضائیه و سایر مراكز قدرت در نظام همچون نیروهای مسلح می‌باشد. در جای دیگر امام در وصیتنامه خود آنجا كه در مورد عدم‌دخالت نظامی‌ها در دسته‌بندی‌های سیاسی و حزبی صحبت می‌كنند برای مجلس آنچنان جایگاهی قائلند كه در كنار اركانی همچون رهبر یا شورای رهبری به مجلس نیز توصیه می‌كنند كه اگر فرماندهان نظامی از این امر تخلف كردند مجلس با آنها برخورد كند و جلوی چنین انحرافی را بگیرد. قانون اساسی نیز چنین جایگاه برجسته‌ای را برای مجلس ترسیم می‌كند. البته به طور طبیعی مجلسی می‌تواند چنین جایگاهی را پیدا كند كه حاصل رأی آزاد مردم و مستظهر به اراده آنها باشد.

با این نگاه و معیار اگر در بین هفت دوره مجلس در جمهوری اسلامی مقایسه‌ای انجام دهیم می‌توان گفت مجلس اول بیش از همه مجالس واجد چنین ویژگی‌هایی بود و به‌همین دلیل قدرت آن‌را داشت كه رئیس‌جمهوری را كه حاضر نبود به قوانین تمكین كند عزل نماید و در عمل نیز نشان دهد كه در راس امور و مركز همه قدرت‌ها است. اگر بخواهیم جایگاه مجلس هفتم را با همین معیارها تعیین كنیم آ‌ن‌را كاملا نقطه مقابل موارد فوق‌الذكر خواهیم یافت و نمی‌توانیم مجلسی ضعیف‌تر از آن در بین مجالس هفتگانه جمهوری اسلامی پیدا كنیم. این مجلس از ابتدا با انتخاباتی آنچنانی و با كمترین میزان مشاركت و رأی مردم در مجالس تشكیل شده تا آن زمان شكل گرفت. در بسیاری از تصمیمات مجلس از جمله تعیین رئیس آن باید از بیرون برای آن تعیین تكلیف می‌شد و قاعدتا یكی از دلایل عدم‌انتخاب مجدد رئیس آن مجلس برای ریاست مجلس هشتم، كه اكثریتی مشابه و همسو با مجلس قبل دارد، می‌تواند نتیجه همین امر و حاصل كار و دستاورد چنین ریاستی در چنان مجلسی باشد. مجلس هفتم اولین مجلسی است كه دولت به جای آنكه تابع و مجری مصوبات آن باشد صریحا مصوبات آن‌را زیر پا می‌گذارد و به آن عمل نمی‌كند و مجلس هم قادر نیست از مصوبات و شأن و جایگاه خود دفاع كند و حتی نامه‌نگاری‌های علنی رؤسای مجلس و دولت نیز از تجری دولت نسبت به مجلس در نقض و دگرگون ساختن قوانین مصوب آن نمی‌كاهد. سكوت مجلس هفتم در برابر مداخلات علنی برخی فرماندهان نظامی در مسائل سیاسی و ورود نظامیان در دسته‌بندی‌های انتخاباتی به سود جناحی خاص كه واكنش و اعتراض شخصیت‌ها و جناح‌های مختلف و حتی بیت حضرت امام را برانگیخت و اكثر قریب به اتفاق یاران امام نسبت به انحراف آشكار از فرامین و توصیه‌های امام تذكر و نسبت به آن واكنش نشان دادند، نشانه‌ای دیگر از ناتوانی مجلس هفتم در برابر قدرت‌های خارج از مجلس بود و نقض آن آرمان كه «مجلس مركز همه قدرت‌هاست». در عرصه اقتصادی نیز میزان اثر‌گذاری مجلس و آثار آن و رفاهی كه برای مردم به ارمغان آوردند برای همگان روشن است و همه مردم آن‌را در زندگی خود با تمام وجود احساس می‌كنند و قضاوت می‌كنند مجلس هفتم چقدر توانسته است به وعده‌های رنگارنگ روزهای اولیه خود تحقق بخشد.
از شعار رسیدن به ژاپن اسلامی رئیس مجلس هفتم كه بگذریم و آن را جدی نگیریم، می‌توان به پر سر و صدا‌ترین طرح اقتصادی مجلس هفتم یعنی «طرح تثبیت قیمت‌ها» اشاره كرد كه مجلس هفتم بی‌توجه به تذكر اكثر كارشناسان و صاحبان تجربه مدیریت كشور آن را تصویب كرد و پس از دو سال كه آثار آن بر كشور نمایان شد بالاجبار از آن عقب‌نشینی كرد. همراهی با دولت نهم در تصویب قوانین پرمسئله بودجه سال‌های 85، 86 و 87 و نیز تمكین مجلس در برابر متمم‌های مكرر و بی‌سابقه بودجه دولت و برداشت‌های پی در پی دولت از حساب ذخیره ارزی كه بی‌گمان تورم روزافزون موجود كشور ناشی از همان تصمیمات است، نشانه‌های آشكار ناكارآمدی و ناتوانی مجلس هفتم در نظارت و تسلط بر امور كشور است. بگذریم از اینكه در شرایطی كه كشور تا مرز تحریم‌های گسترده مالی و بانكی بین‌المللی پیش رفت دغدغه مجلس هفتم جلو و عقب كردن ساعت كار بانك‌ها و مهم‌ترین چالش آن با دولت نهم قانونی كردن ساعت تابستانه و زمستانه در كشور بود. با این اوصاف اگر بخواهیم در مقایسه بین مجالس هفتگانه و همچنین در مقایسه با نقش قوا و مراكز قدرت در مدیریت كشور جایگاهی برای مجلس هفتم تعیین كنیم باید گفت این مجلس به‌جای راس امور در «تحت امور» بوده و كمترین نقش را در تصمیم‌گیری‌های مهم مملكتی داشته است.
 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

اگر مسیرتان به میدان ارتش (مخابرات) افتاده باشد تصویر فوق حتما برایتان آشنا است . چندی پیش شهرداری ارومیه به منظور کاستن از بار ترافیکی میدان ارتش اقدام به احداث  " راست گرد " از آن میدان به سمت خیابان برق نمود . حدود ساعت سی دقیقه بامداد بود که با آسفالت این " رمپ " کار اجرایی آن به پایان رسید . اما چند ساعتی از احداث این مسیر نگذشته بود که به دستور دادستان ارومیه بهره برداری از آن متوقف شد .

زمین خالی پشت کیوسک روزنامه فروشی میدان ارتش متعلق است به انجمن حمایت از زندانیان ارومیه و شهرداری کنار گذر ، میدان را در بخشی از زمین متعلق به این انجمن احداث کرد و باعث شد تا دادستان دستور بستن مسیر احداثی را صادر کند .

در اینکه انجمن حمایت از حقوق زندانیان در این ماجرا محق است شکی نیست . اما سه پرسش را در اینجا میتوان مطرح کرد .

اول : آیا بهتر نبود تا زمان احداث مجتمع تجاری ، اداری متعلق به انجمن حمایت از زندانیان ، شهروندان بتوانند فعلا از این مسیر استفاده کنند تا از بار ترافیکی آن میدان تا حدودی کاسته شود ؟

دوم : اگر بنا بود این مسیر به حکم دادستان متوقف شود و انجمن حمایت از زندانیان نیز قطعا از احداث آن مطلع بود آیا بهتر نبود شهرداری قبل از هر اقدامی از احتمال بسته شدن این مسیر مطلع میشد تا هم پول بیت المال و هم وقت شهرداری برای احداث این مسیر بیهوده صرف نمیشد ؟

سوم : آیا نمیشد دستور دادستان را کمی متمدنانه تر اجرا کرد ؟ آیا نصب یک زنجیر و یا قرار دادن دو بلوک بتنی به همراه تابلویی که نشان دهنده دستور دادستان باشد بهتر بود یا ریختن نخاله ساختمانی در یکی از میادین اصلی و ارائه چهره ای زشت و کثیف از شهر ؟

******

آقای شهردار بخوانند

چند روز پیش با یکی از دوستانم در حال قدم زدن در خیابان خیام شمالی ارومیه بودم . صحنه ای که تا کنون بارها در مقابل چشمانم بوقوع پیوسته بود بار دیگر اتفاق افتاد و باعث خشم و البته ناراحتی شدید ناضران آن صحنه شد .

حتما شما نیز تا کنون اتومبیلهای " سایپا " متعلق به شهرداری ارومیه را دیده اید که پشت آن چندین مامور قهوه ای پوش واحد رفع سد معبر شهرداری نشسته اند و مترصد فرصتی هستند تا با دستفروشان برخورد کنند .

شکی نیست که یکی از وظایف شهرداری برخورد با دستفروشی در پیاده روهای خیابانهای شهر است . اما چگونگی نحوه برخورد با دستفروشان نکته ای است که گهگاه تصاویر دلخراش و زشتی را به نمایش میگذارد . چند روز پیش در خیابان خیام چندین مامور رفع سد معبر چنان برخورد خشن و غیر انسانی با یک دستفروش داشتند که که ذهن هر رهگذری از آنجا را می آزرد.

جوانی حدود بیست و پنج ساله در حال فروش لباس بود که ناگهان ماموران سر رسیدند . جوان دستفروش میخواست فرار کند که همچون یک اسیر جنگی به دست ماموران شهرداری افتاد . ماموران در رفتاری غیرانسانی یک دست و پای آن جوان را گرفته و روی زمین میکشیدند .آن جوان التماس میکرد که تمام سرمایه اش همان چند تکه لباس هستند . التماسهایش فایده نکرد . بیچاره دستفروش در مقابل دیدگان مردم و ماموران شروع کرد به گریه و زاری . چه سخت است گریه و زاری یک مرد در مقابل دیدگان مردم آنهم بخاطر یک لقمه نان .

گریه هایش نیز دل ماموران شهرداری با قیافه های زمخت را هم به رحم نیاورد . در این لحظه اما در مقابل دیدگان بهت زده مردم یکی دو مامور شروع کردند به فحاشی و ضرب و شتم آن جوان . از زدن جوانک که فائق شدند با بی سیمشان مامور نیروی انتظامی را به کمک خواستند . مامور انتظامی که رسید ، ماموران شهرداری با بی شرمی هرچه تمام گفتند : " سرگروهبان این پسرک داشت ماموران ما را کتک میزد "

مردمی که شاهد ماجرا اعتراض کردند : " مرد حسابی چرا دروغ میگی ؟ اینهمه آدم شاهد بودن که چه رفتار وحشیانه ای با این بدبخت داشتید و .... "

براستی آقای شهردار ! آیا نظارتی بر چگونگی نحوه کار ماموران رفع سد معبر شهرداری دارید ؟ تا کنون چندین مورد از این دست را در خیابانهای ارومیه شاهد بودم . آیا ماموران شما اجازه ضرب و شتم دستفروشان و یا حتی فحاشی را دارند ؟ آیا این ماموران را برای چگونگی انجام کارشان آموزش داده اید ؟

 پی نوشت : در مملکتی که رافت اسلامی شامل حال ملوانان انگلیسی متجاوز به آبهای کشور میشود ، برایشان پسته و خاویار سوغاتی میدهند و رییس جمهور با آن متجاوزان عکس یادگاری میگیرد آیا انصاف است تا با یک متجاوز به حقوق شهروندان در پیاده روها اینگونه برخورد کرد ؟!!!!

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

دولت نهم دولت شگفتی هاست دولتی که حامیانش محافظه کارانند اما خود ساختار شکن.. از این روی منتقدان فراوانی از بدو تاسیسش در کمین گفتار و عملکرد دولتمردان به رصد نشسته اند..

این دولت دولت ارومیه است!! محمود احمدی نژاد پله های ترقی سیاست را از فرمانداری خوی آغاز نموده است و سالها زندگی در استان ما را تجربه نموده است. احمدی نژاد به هنگام سفر به شهرستان خوی، از خاطرات خوش و به یاد ماندی اش گفت و خوی را شهر دوم خود نامید.. محارم و نزدیکان رییس جمهور نیز همگی بخش قابل توجهی از مسولیت های مهم خود را در استان ما سپری نموده اند. 

۱.مجتبی هاشمی ثمره مشاور ارشد رییس جمهور زمانی معاون  سیاسی استاندار آذربایجان غربی بوده است، عبدالحمید برادر دیگر آقا مجتبی زمانی مدیرکل صداوسیمای استان بوده است و همسر مشاور ارشد رییس جمهور که در وزارت کشور مشغول به کار میباشد ارتباط فامیلی با یکی از معاونین انصاری استاندار سابق آذربایجان غربی دارد.

۲. صادق محصولی مشاور دیگر احمدی نژاد زاده ارومیه و زمانی نیز تصدی فرمانداری ارومیه را بر عهده داشته است. محصولی از نزدیکان رییس جمهور و وزیر مدنظر محمود احمدی نژاد برای وزارت نفت بود که این مهم با مخالفت مجلس هفتم مواجه گشت.

۳. اسفندیار رحیم مشایی معاون میراث فرهنگی و گردشگری رییس جمهور که دوستی دیرینه و نزدیکی با شخص احمدی نژاد دارد. او نیز سالها زندگی در ارومیه را تجربه نموده و فعالیت های فرهنگی و اجتماعی را در زمان حضورش در ارومیه انجام میداده است. اخیرا مشایی و احمدی نژاد پیوند فامیلی نیز داشته اند.

۴. پرویز فتاح وزیر موفق نیرو نیز اهل ارومیه و از اعضای مهم کابینه محسوب می شود. فتاح علاقه ویژه ای به زادگاه مادری خود داشته و به نسبت محصولی ایام بیشتری را در کنار خانواده سپری می کند. فتاح عملکرد درخشان و قابل قبولی در دولت احمدی نژاد داشته است و تقریبا مسئولیت های تخصصی وزارت نیرو به افراد کاردان و حرفه ای سپرده شده است. پرویز فتاح هماره از عملکرد بی طرف وزیر سابق نیرو تمجید نموده و هم اکنون نیز از نظریات وی در امور وزارتخانه سود می جوید.

۵. مسعود زریبافان از مشاوران و نزدیکان رییس جمهور نیز مدتی شهردار مهاباد بوده است و او نیز در استان سکونت داشته است. زریبافان دبیر سابق هیات دولت و از اعضای بلند پایه ستاد انتخاباتی محمود احمدی نژاد بوده است.

۶. علی رضا شیخ عطار قائم مقام وزیر خارجه نیز زمانی استاندار آذربایجان غربی بوده و حلقه آشنایی و ارتباط  احمدی نژاد با محارم و دوستان نزدیکش که اکنون استخوان بندی هیات دولت را شکل داده اند به زمان استانداری شیخ عطار در آذربایجان غربی برمیگردد.

دولت نهم و شخص رییس جمهور به نوعی قرابت نزدیکی با غربی ترین و در عین حال مظلوم ترین استان ایران اسلامی داشته اند. ایکاش موقع اتمام کار این دولت کارنامه قابل قبولی برای وضعیت اشتغال، توسعه و رفع محرومیت از این استان ارائه گردد. حداقل همین جاده شهید کلانتری به بهره برداری برسد همین ما را بس است..!

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

* در اين انتخابات اصلاح‌طلبان چه كردند،‌ ارزيابي شما از رفتار آنها چيست؟
به نظر من جز اينكه امكان اصلاحات را عقب انداختند كار ديگري انجام ندادند.
* چرا؟
براي ارزيابي رفتار فرد يا گروهي ، استناد به انگيزه آنها به تنهايي كفايت نمي‌كند بلكه بايد مستندات، دلايل و تحليل درستي هم داشته باشيم. بسياري از سياستهاي مضري كه در دنيا انجام گرفته با انگيزه خيرخواهانه بوده است همچنا كه امروز انتقاد به سياستهاي جاري از منظر غلط بودن انگيزه‌هاي آنان نيست و چه بسا با انگيزه‌هاي خيرخواهانه هم باشند. ممكن است در انگيزه خير بخش اعظم دوستان اصلاح‌طلب شك نداشته باشيم اما اين كفايت نمي‌كند و بايد تحليل درستي هم داشته باشند. اين نوع رفتار بروزيافته در انتخابات جز اينكه همه چيز را بر هم مي‌زند نتيجه ديگري در بر ندارد.
* اينكه مي‌فرماييد امكان اصلاحات را به تاخير مي‌اندازد مي‌توانيد بيشتر توضيح دهيد؟
يك دليل اين است كه عملادر بي‌اعتبار كردن نهاد انتخابات رفتار كردند.
* چرا بي‌اعتبار؟
اگر فرداي روزگار امكان يك انتخابات سالم از هر حيث باشد و اين آقايان از مردم براي شركت در آن دعوت كنند، كسي به حرف آنها گوش نخواهد كرد. مانند قضيه چوپان دروغگو است، كه چند بار دعوت مي‌كرد و گرگي نبود آخر هم كه گرگ بود و دعوت ‌كرد كسي نيامد.قبلا بعد از هر دعوت مي‌خنديد و مي‌گفت گرگ نيست. اينها مي‌خندند و مي‌گويند در آرا دست بردند اما هيچ كاري هم نمي‌كنند. دفعه بعد اگر شرايطي هم پيش بيايد كه انتخابات خوبي بتوان برگزار كرد ( هر لحظه ممكن است اين شرائط پيش بيايد ) در آن زمان مردم اين دعوت را به حساب دعوت به انتخابات گذشته‌اي مي‌گذارند كه ادعا كرده اند در آن تخلف شده است. در مورد انتخابات اگر به آن شكل كه آنها گفتند دستكاري شده باشد فاجعه است، بنابراين مشاركت و حضور انتخاباتي را در چنين نظامي بي‌اعتبار مي‌كند و اگر آن طور كه مي‌گويند انجام نشده باشد اين كار غيراخلاقي و دروغگويي بوده و نمي‌توان نام آن را اصلاحات گذاشت زيرا اين كار تخريب است. به همين دليل به نظرم انتخابات كينه بين طرفين را بيشتر كرد و اين مخل عمل اصلاحي است. يكي از اموري كه بايد براي آن تلاش كنيم كه البته لزوماً هم نمي‌توانيم موفق باشيم اين است كه اگر نمي‌توانيم كينه با متوليان قدرت را كم كنيم، آن را زياد هم نكنيم. اما اين انتخابات قطعاً اين كار را انجام نداد. هم افراد حكومت را نسبت به آنها كينه‌ورز كرد، چرا كه به آنها اتهاماتي زدند و هم اينها را به افراد حكومت بدبين‌تر كرد زيرا كه معتقد هستند در آراي آنها دست برده‌اند. به همين دليل اين رفتار مطلقاً رفتار اصلاح‌طلبانه نبوده و نتيجه‌يي هم در بر نداشته و فقط نتيجه تخريبي داشت.
* استفاده از لوگوي ياران خاتمي و استفاده از نام يك فرد براي پيشبرد يك جريان را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟
تحليل درك آنها از اين مساله مهم است. اين نكته بسيار روشن است ، وقتي در دوراول اين شعار را به كار مي‌برند، در دوره دوم آن را كنار مي‌گذارند، براي چه اين كار را انجام مي‌دهند؟ گفتند براي اين كه اگر راي نياوريم اعتبار آقاي خاتمي از بين مي‌رود. خوب اين كه در دفعه اول هم همين مساله وجود داشته است و اگر منجر به بي‌اعتباري مي‌شد كه در دفعه اول شده است و در دور دوم چيز بيشتري بر بي‌اعتباري نمي‌افزايد .اما قضيه چيز يگري است .احتمالا آنها به اشتباه فكر مي‌كرده‌اند كه اسم ياران خاتمي را كه بر خود بگذارند راي مي‌آورند. اتفاقاً ممكن است اين بار در ذهن‌شان به اين صورت بوده كه اين نام را بردارند تا راي بيشتري بياورند، اما براي آنكه نمي‌توانند به صراحت موضوع را بگويند، عكس آن را مطرح مي‌كنند. مگر آقاي خاتمي نگران از ميان رفتن اعتبارشان براي انتخاب دوستانشان است كه اين نام را حذف كردند؟يا مگر دوستان مي‌خواستند از اعتبار ايشان سوء استفاده كنند و به مجلس بروند؟. هر جاي قضيه را كه بگيريم جاي ديگر در مي‌رود. اين اصلاح‌طلبي نيست، اين سياست نيست. شرط اصلي اصلاح‌طلبي نوعي عقلانيت قابل دفاع است. حداقل ممكن است من با تصميمات طرف خود مخالف باشم ولي او را مي‌فهمم زيرا رفتار چارچوب‌داري انجام مي‌دهد اما اين اشخاص رفتار چارچوب‌داري ندارند، وقتي گفته مي‌شود اين انتخابات، انتخابات سنا و شورا است چرا در آن شركت مي‌شود؟ اين دوگانگي بايد حل شود، از يك طرف به يك شكل بيان مي‌كنند و مي‌خواهند نان آن طرف را بخورند ولي چوب آن را نخورند.
* قدرت دارند؟
اوضاع بدتر از اين صحبت‌ها است. در انتخابات شركت مي‌كنيد و مي‌گوييد در انتخابات دست برده شده است. آقاي كروبي در صحبت خود مي‌گويد ما نامه‌يي تحت فشار دوستان نوشته‌ايم. يعني چه تحت فشار دوستان نوشته‌ايد؟ اگر شما خودتان دعوت‌كننده بوده‌ايد بايد از آراي مدعوين خود دفاع كنيد. اگر معتقديد تخلف صورت گرفته بدون فشار دوستان خودتان بايد اعتراض كنيد و اين كار را در دفاع از كشور خود و حقوق مردم انجام دهيد، نه اينكه دوستان فشار وارد كنند كه بنويسيد. من متوجه نمي‌شوم اين حرف‌ها يعني چه؟ از طرف ديگر مي‌گويند ما اين طور نگفته‌ايم در حالي كه آنچه گفته‌اند بسيار روشن بود، چرا زير آن مي‌زنند الان هم همه آنها پس از مرحله دوم همان حرفها را مي‌گويند مي‌گويند ناگفته ها را خواهند گفت ،حتما نامه‌اي به كميسيون اصل نود مجلس هشتم به عنوان شكايت مي نويسند؟، اينها اصلاح‌طلبي نيست. ابتداي اصلاح‌طلبي اين است كه به يك حداقل از ذهنيت مشترك كه قبلاً رسيده بودند و در دوم خرداد وجود داشته است، برسند. الان به دليل اينكه آن استراتژي را كنار گذاشته‌اند صحبت‌هاي متفاوت و متضاد و غير قابل فهم مي‌كنند.
* يعني همين وضعيت آشفته براي انتخابات رياست‌جمهوري هم ادامه مي‌يابد؟
تا وقتي كه مشخص نيست كه چه مي‌گويند، امكان ندارد اصلاحاتي ادامه پيدا كند. به نظر من تعريف سياست در اين مملكت «مسخره» شده است. سياست اين نبوده و اين نيست كه حرف‌هايي زده شود كه صدر آن با ذيل آن همخواني ندارد، جمله اول با جمله دوم نخواند. اين حرف‌هاي عجيب را براي چه بيان مي‌كنند؟ يك خانه را با اين حرف‌ها نمي‌توان اصلاح كرد چطور يك مملكت را مي‌توان اصلاح كرد. ديدن اين اوضاع واقعاً تاسف‌آور است. به نظر من مشاركت آنها خسارت بر حكومت و هم براي خودشان بود. براي هر دو خسارت‌آميز بود.
* رفتار آنها يا كلاً انتخابات؟
فرقي نمي‌كند، انتخابات هم جزيي از رفتار آنها بود و مساله عجيبي نبود. آن يك رفتار كلان‌تر بود، اما چون رفتار كلان آنها چارچوب مفهومي دقيقي نداشت و كاملاً متناقض بود و در واقع انفعالي و انعكاسي بود بنابراين وقتي در جزئيات وارد شويم مخدوش و مغشوش و... مي‌شود و نوعي نااميدي در مردم ايجاد مي‌كند. من معتقدم عده‌ بسياري از مردم كه راي دادند واقعاً با اميد راي دادند،اما حالا وقتي ملاحظه كنند ديدگاه‌ها و حرف‌ها بي‌اعتبار است، بار ديگر نخواهند آمد و شما نمي‌توانيد آنها را قانع كنيد همچنان كه در دور دوم اين امر را ديديد. ممكن است بتوان عده‌يي را قانع كرد ولي در مورد اكثريت بزرگ مردم امكان‌پذير نيست. وقتي اعتماد از بين برود مانند شيشه‌يي است كه مي‌شكند، بايد اين شيشه را ذوب كرد و از ابتدا قالب‌گيري كرد.
متاسفانه يكي از چيزهايي كه بسيار در صحبت‌هاي دوستان مطرح است اين است كه اگر اين كار را نكنيم چه كار كنيم.
* دقيقاً آنها مي‌گويند ما همين يك راه را داريم، واقعاً همين يك راه را دارند؟
از بس كه در بند اين كارها هستند ذهن آنها به جايي نمي‌رود كه كار ديگري انجام دهند و اين يك مغلطه آشكار است. اگر تخلفي نشده يا تخلف مهمي نيست حق نداريد مدعي تخلف شويد ولي اگر معتقديد و يقين داريد كه تخلف صورت گرفته در اين صورت نبايد سكوت كرده و وضعيت برآمده از تخلف را تائيد كنيد. اين چطور جمع كردن امور متناقض است؟ اين كارها فقط براي توجيه گذشته است، يك سرمايه اجتماعي كه سال‌ها بوده، شكل گرفته و قوام پيدا كرده را از بين مي‌برند، در واقع از بين برده‌اند و چيزي هم از آن باقي نمانده است. اين‌طور نيست كه فكر كنيم مورد قضاوت قرار نمي‌گيرند .اصلاح وضع مستلزم يك بازنگري جدي در اصول سياست‌ورزي و گذشته مخدوش است، اما آن‌طور كه مشخص است بسياري از دوستان علاقه‌يي به اين نوع بازنگري ندارند و همان راه را ادامه مي‌دهند، با استدلال بي‌ربطي كه اگر اين كارها را نكنيم چه كار كنيم؟
پس چرا توقع دارند كسي در انتخابات شركت كند و به آنها راي دهند؟ مردم عقل دارند، اما برخي چون مرغ يكپا همين كارها را ادامه مي‌دهند و مي‌گويند اصلاح‌طلبي است در حالي كه هيچ ربطي به اصلاح‌طلبي ندارد. در مجلس پنجم عملا مشاركت نكردند و كنار رفتند. چطور در آن زمان اين كار خوب بود، الان بد است. بنابراين نام ادامه اين وضع را نمي‌توان اصلاح‌طلبي گذاشت و اين مسما با اين اسم جور در نمي‌آيد.
*فكر مي‌كنيد فشار اطرافيان آقاي خاتمي براي اينكه دوباره به صحنه بيايد، مي‌تواند اين مساله را دوباره احيا كند، ذوب كند و دوباره قالب‌گيري شود؟
من به موثر بودن فشار عقيده ندارم. آقاي خاتمي با علاقه خود اين كارها را مي‌كند و آن‌طور كه ديگران مي‌گويند فشاري در كار نيست يا اگر هم باشد تاثيري در تصميم نهائي ندارد.بعلاوه اين كه خيلي بد است انسان كاري را بر اثر فشار ديگران بپذيرد بدون اين شخصا مسئوليت آن را قبول كند. از بس در جامعه با ريا مواجه بوديم هميشه عده‌يي مي‌گويند كه ما در بند قدرت نيستيم و دوستان فشار آوردند و تكليف كردند. اصلاً كسي كه با فشار ديگران بيايد بهتر آن است نيايد و اين از خصلت‌هاي رياكارانه ما است. به نظر من بهتر آن است كه افراد بگويند كه ما قدرت را براي تحقق اين اهدافي كه اعلان كرده‌ايم دوست داريم و كسب آن را ضروري مي‌دانيم و مي‌آييم، با دوستان هم مشورت كرده‌ايم، نظرات خوبي ديده‌ايم، پسنديده‌ايم و آمديم، نه اينكه مقاومت كند و تحت فشار و خنده و گريه بخواهد بيايد زيرا مشخص است عاقبت آن چه خواهد شد. بنابراين در دور بعد اگر ايشان بيايند، نه فشار دوستان است و نه چيز ديگري، بلكه با رغبت و علاقه خودشان خواهند آمد، ولي فكر نمي‌كنم بيايند، يعني اگر امروز باشد نمي‌آيند، دليل هم اين است كه به احتمال قوي راي نمي‌آورد.
*احتمال اينكه راي نياورند واقعاً وجود دارد؟
نمي‌دانم انسان بايد چند بار از پشت بام بيفتد تا بگويد «آخ». هيچ‌كس به ديگري چك سفيدي نداده است. وقتي من در انتخابات مجلس ششم گفتم آقاي هاشمي زير 35 نزديك 25 مي‌آورد همه شاخ درآوردند كه مگر امكان دارد، ديديد كه شد، در انتخابات قبلي هم همان پيش‌بيني كه كرده بودم محقق شد. اين‌طور نيست كه برخي‌ها فكر مي‌كنند رمل . اسطرلاب هم نداريم. متاسفانه بعضي از دوستان ما عين حكومت فكر مي‌كنند، فريبي كه حكومت مي‌خورد آنها هم مي‌خورند. مثلاً وقتي در جايي مي‌روند و هزار نفر اطراف آنها را مي‌گيرند، شوق و شعف نشان مي‌دهند و فكر مي‌كنند تمام شده است. ملت بايد راي دهد، اين دو، سه هزار نفر نيستند كه فقط راي مي‌دهند، به همين دليل اصلاً متوجه نيستند كه بخشي از آن مردم به هر دليلي به اين شكل رفتار مي‌كنند ، البته نمي‌خواهم به‌طور قاطع براي سال بعد هم بگويم ولي اگر الان باشد راي نمي‌آورد، ترديد نداشته باشيد.
* قرار است از شرايط كنوني تا سال آينده چه اتفاقاتي بيفتد؟
قراري از طرف من نيست!!! اتفاقي بيفتد اما حساب و كتاب كه وجود ندارد.
* منظورم اين است چه اتفاقاتي ممكن است بيفتد كه آقاي خاتمي راي آورد؟
من نمي‌دانم.
*نه شخص آقاي خاتمي، شخص ديگري از اصلاح‌طلبان معرفي كنند.
اصلاً به اينجا نمي‌رسد كه ايشان بيايد. اگر هم بدانند ايشان شانس راي دارند طوري به او مي‌گويند كه اصلاً نزديك نشود.
*ايشان هم حرف‌شنوي دارد؟
مگر تا به حال به غير از اين كاري كرده كه بعد از اين بخواهد بكند؟ در آنجا كه حقوق ديگران ضايع مي‌شد گوش مي‌كرد، در اينجا كه مي‌گويد حق خودم است. علاوه بر آن در اينجا توجيهات مناسبي هم وجود دارد مثلا اين كه بهتر است جوانان بيايند، دو دوره كافي است و حرف‌هايي كه معقول و منطقي نبود را گوش مي‌كرد، اينجا كه منطقي است ديگر هيچ. بعد ممكن است عده‌اي بگويند شما شهوت قدرت داريد و اين يكي را ديگر ايشان تحمل نمي‌كند ولذا به آنها برمي‌خورد و نامزدي را كنار مي‌گذارند تا بگويند ما اصلاً اهل اين حرف‌ها نيستيم و تقواي الهي اجازه نمي‌دهد در بند قدرت باشيم. اينها ساده‌تر از اين حرف‌ها است كه فكر مي‌كنيد. در اين مملكت همه چيز شدني است.
*اصلاح‌طلبان در شرايط وخيم اقتصادي كه دولت نهم و مجلس هفتم باني و باعث آن شدند سرمايه‌‌گذاري زيادي كردند و مي‌كنند. به نظر شما اينها بهانه مناسبي است كه بتوانند از طرف مردم راي بياورند؟
آنها يك اشتباه كليدي دارند كه اصلاً متوجه آن نيستند.
*چه اشتباهي؟
نمي‌دانم چرا اين اشتباه را انجام مي‌دهند و آن اشتباه اين است كه مثلاً اگر مردم كالائي را بيشتر مي‌خرند كه آن كالا نياز آنها را برآورده مي‌كند اما به قيمت توجه مي‌كنند. فرض كنيد يك فرد پولدار حاضر است 100 ميليون بدهد و يك بنز بخرد ولي همان فرد حاضر نيست 25ميليون بدهد و پژو بخرد زيرا براي پژو قيمت 25 ميليون را گران‌ مي‌داند ولي بنز 100 ميليوني را مي‌خرد .البته مي توان يك بنز چند ميليوني هم داشت و يك پژوي چند ده ميليوني هم باشد لذا فقط مارك اهميت ندارد، كيفيت باعث شده مارك مهم شود، اگر روزي مارك بنز پابرجا باشد، اما كيفيت آن از بين برود و مدت زماني بگذرد، برند و اعتبار مارك آن هم از بين خواهد رفت. علت گرايش به اصلاح‌طلبان قيافه، سيدي، خوش‌تيپي و خوش‌حرفي فلاني نبوده است،مردم به مضمون، جهت و حرف (حال درست يا اشتباه بحث نداريم) و به ايده، آرمان يا آرزويي راي دادند. 12 – 10 سال از آن گذشته و كيفيت آن ماركي كه ديده بودند تغيير كرده است، اما اصلاح‌طلبان فكر مي‌كنند مردم در آن زمان به مارك راي دادند و هنوز اين مارك باقي است. به همين دليل عنوان ياران خاتمي را به كار مي‌برند. فكر مي‌كنند مارك هنوز هست. مانند اين است كه بنده پژو درست كنم و روي آن مارك بنز را بزنم، يك بار مي‌توان اين تقلب را انجام داد، بعد از سوار شدن متوجه مي‌شوم اين پيكان يا پژو است و بنز نيست و بعد اعتبار مارك هم از بين مي‌رود. آنچه به آن توجه ندارند همين است كه فكر مي‌كنند ماركي وجود دارد كه مي‌توانند هميشه از اين مارك استفاده كنند. اشكال ديگري هم كه وجود دارد اين است كه بيش از اينكه به وجه ايجابي خود بپردازند به مسائل سلبي طرف مقابل مي‌پردازند.البته اين هم راهي در سياست است ولي براي جلب نظر مردم هيچ‌گاه كفايت نمي‌كند. شرايط بايد بسيار بحراني شود تا مردم از بغض يك چيز به چيز ديگر راي دهند. در انتخابات هميشه كوشش مي‌شود نكات منفي طرف مقابل برجسته شود اما اين مساله بايد با نقاط مثبت خود همراه شود ولي اگر نتواند از خود نقاط مثبت بروز دهد، حتي قادر نيست نقاط منفي طرف مقابل را (كه واقعي هم هست) برجسته كند. بيان نقاط منفي طرف بايد خريدار داشته باشد .اين مساله در كنار ايجابيات طرف خود است كه تاثير گذار است وحتي مردم دوست دارند براي دفاع از ايجابيات گروه مورد علاقه خود، سلبيات و منفي‌هاي طرف مقابل را بزرگ كنند، اما اگر من نقطه ايجابي از خودم ارائه ندهم، كسي به دنبال شنيدن سلبيات شما هم از زبان من نخواهد رفت و نمي‌توان آن را بزرگ كرد. اين نكته بسيار كليدي است. اگر براساس سلبيات محض بود، بايد در همين انتخابات در تهران اينها پيروز مي‌شدند، اگر هم بگويند پيروز شده‌ايم و تقلب شده است كه واويلا است چون بدان معناست كه اين تخلف مي‌تواند در انتخابات رياست جمهوري هم رخ دهد. فرقي نمي‌كند، وقتي آراي صندوق را ندهند چه كسي مي‌داند چه مقدار راي در كجا بوده است، بنابراين كل منطق ناخوانا است. اما اينكه تا آن زمان چه رويدادهايي ممكن است رخ دهد، مسائل زيادي است. به دليل اينكه ايران اوضاع ناپايداري دارد هر اتفاقي ممكن است رخ دهد و اين هم مساله عجيبي نيست، براي همين من سال آينده اين موقع را پيش‌بيني نمي‌كنم. سخت است.
* پيشنهاد مي‌كنيد اصلاح‌طلبان در انتخابات شركت كنند؟
اينكه شركت كنند يا خير، من هميشه با شركت در انتخابات موافق هستم زيرا بهار سياست انتخابات است. انتخابات بهار احزاب است. اما شركت كردن به منزله اين نيست كه تا آخر بروي و راي هم بدهي و بعد هم جر زني كنيم. شما با من مصاحبه مي‌كنيد اين نيست كه اينجا بنشينيد و يك ضبط بگذاريد و بگوييد هرچه مي‌خواهيد بگوييد، ممكن است من مسائل بي‌استفاده‌‌يي را بگويم، شما به اينجا مي‌آييد و كوشش مي‌كنيد ‌با بهترين چالش و بهترين سوال، بهترين مصاحبه را ايجاد و خلق كنيد، نه اينكه من يكسري قصه بي سرو ته بگويم و شما برداريد و برويد. بخشي از مشاركت در انتخابات هم همين است. بايد شركت كردن به نحوي باشد كه به انتخابات معنا و مفهوم بدهد، نه اينكه فقط بگويند ما هم هستيم. معنا و مفهوم آن را ديگران تعيين كرده‌اند ما ديگر چه هستيم؟ پس هيزم آتش ديگران خواهيم بود، بنابراين بي‌ترديد از امروز بايد براي اين كار فعاليت كنند، اما در انتخابات تا حد ممكن بايد ردصلاحيت‌ها را حل كنند، سپس به فكر سلامت انتخابات و نهاد برآمده از انتخابات باشند. اين سه عنصر اصلي در هر انتخاباتي است و در ايران مضمون انتخابات هم مهم است كه اين چهار تا يك پكيج و بسته است و از الان بايد ديده شود، مثلاً بگويند مضمون انتخابات چيست، به دنبال آن هستيم و اين مضمون را مي‌خواهيم به مردم منتقل كنيم، ابزارهاي اينچنيني هم داريم. صلاحيت‌ها تا يك حد خط قرمز دارد، از آن عبور كند رد و محكوم مي‌كنيم، سلامت انتخابات يا به اين شكل تضمين مي‌شود يا اگر اين طور نشد اين رفتار را انجام مي‌دهيم. نهاد برآمده از انتخابات هم بايد مشخص شود كه البته هر سه به مضمون انتخابات برمي‌گردد، اما اين نوع مشاركت فله‌‌يي را نمي‌دانم يعني چه؟ نام‌نويسي مي‌كنيد، اينكه كار نشد، به چه دليل من يا شما بايد به آنها راي دهيم؟ به چه مضمون و به چه اميد و آرزويي بايد راي دهيم؟ چرا بايد به كسي كه نمي‌شناسيم يا مي‌شناسيم ولي برنامه موثري ندارد راي دهيم؟
* نامزد خاصي پيشنهاد مي‌كنيد؟ در بين نخبگان سياسي جرياني كه مارك اصلاحات را دارد، شخصيتي كه بتواند آرمان‌هايي كه در دوم خرداد مردم پشت سر آن بسيج شدند و قرار بود بيايد و ساخت سياسي را معطوف به اصلاح ساخت اقتصادي و ‌ فرهنگي كند، وجود دارد؟ اساساً ما چنين شخصيت‌هايي داريم؟
اولاً من هميشه بحث شخصيت را فرع بر مضمون و جريان مي‌دانم البته بين اشخاص‌‌ تفاوت‌هايي وجود دارد ولي كوشش اصلي احزاب سياسي بايد روي اصلاح زمينه سياسي متمركز باشد و در ايجاد زميني تلاش كنند كه افراد متوسط هم بتوانند در آن كارهاي موثر و شايسته انجام دهند . اگر كوشش آنها بر اين قضيه متمركز شود، افراد قابل توجهي (4 يا 5 نفر) شايستگي آن را دارند كه به ميدان بيايند. وقتي افراد طرف مقابل در اين سطح مي‌آيند، به طريق اولي در بين اينها بيشتر از 10 يا 20 نفر مي‌توان افراد شايسته را يافت.
* شخص خاصي مدنظر شما است؟
در غياب سياست راهبردي بحث در باره فرد خاص درست نيست. بستگي به زمينه دارد، اگر زمينه فراهم شود براي من چندان فرقي نمي‌كند. معتقد هستم از هركس كه در اين زمينه بيايد بايد حمايت كرد. علي‌القاعده به لحاظ شخصيتي فردي بهتر از ديگري يا بدتر از ديگري است، اما آنچه مهم است اينكه شخصي بتواند اجماع بيشتري را جلب كند اما مساله مهم زمينه است، اگر فقط تمركز روي فرد باشد هيچ نتيجه‌‌يي نمي‌دهد.
* پس از هر انتخابات رياست جمهوري اين رسم اصلاح‌طلبان است كه از خرداد 76 به بعد به سراغ آقاي مهندس موسوي بروند و اين خود يك رفتار و پديده انتخاباتي براي ما شده است. شما اين مساله را به چه شكل ارزيابي مي‌كنيد؟
من نمي‌دانم اين چه كاري است كه انجام مي‌دهند. آقاي مهندس موسوي شخصيتي است كه نخست‌وزير بوده، مي‌فهمد و درك دارد، تصميم خود را هم گرفته و اين چه كاري است كه هر روز به سراغ او مي‌روند. اگر تصميم ايشان عوض هم بشود خودش بروز مي‌دهد و فعاليت و مشاركت مي‌كند و همگان به تدريج متوجه مي‌شوند كه ايشان هم تصميم خود را تغيير داده است اما زماني كه تصميم خود را تغيير نداده چه كار ناشايستي است كه انجام مي‌دهند. به سراغ افرادي بروند كه اهل اين كار هستند يا فكر مي‌كنند مي‌توانند اهل آن باشند، كسي كه نيست به چه دليل به زور به او اصرار كنند. من هم نمي‌فهمم. اين از همان بازي‌هايي است كه هم اشخاص را در معذوريت مي‌گذارند و هم بيهوده و بي‌نتيجه است. البته ممكن است يك كار تبليغاتي به حساب آيد.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

«آنچه مسلم است همه ما باید تلاش کنیم تا حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی را برای حضور در انتخابات و نجات کشور متقاعد کنیم که اگر در این امر موفق شویم همه اصلاح‌طلبان به طور یکپارچه پشت سر این جریان خواهند بود و به نظر می‌رسد در چنین شرایطی جریان حاکم نیز با یک کاندیدای واحد در انتخابات شرکت خواهد کرد و انتخاباتی جدی و تعیین‌کننده خواهیم داشت.» این بخشی از سخنان «محسن میردامادی» دبیركل حزب اصلاح‌طلب جبهه مشاركت است كه روز پنج‌شنبه و در سالروز دوم خرداد بیان شده است. سخنان میردامادی یكی از جدی‌ترین فراخوان‌ها و اعلام مواضع از سوی احزاب و گروه‌های اصلاح‌طلب خطاب به خاتمی است كه نشان می‌دهد بخش عمده‌ای از آنان، تخم‌مرغ‌های آینده سیاسی خود را در سبد رئیس‌جمهوری پیشین چیده‌اند. البته هنوز این دعوت‌ها وارد فاز جدی و رسمی نشده و مشخص نیست دقیقا حركت اصلاح‌طلبان برای انتخابات آتی ریاست‌جمهوری چه زمان وارد این فاز خواهد شد.

اولویت تعیین استراتژی بر ورود به انتخابات
ابهامات، حاشیه‌ها و نتایج انتخابات مجلس هشتم كه بخش مهمی از اصلاح‌طلبان را برای ادامه فعالیت سیاسی از مسیر و راه متكی بر انتخابات دچار تردید و دودلی كرده، چنان گسترده است كه به نظر می‌رسد تا روشن نشدن تكلیف روند آتی سیاسی و موضع حاكمیت در قبال اصلاح‌طلبان، نباید انتظار ورود جدی آنها به فاز انتخابات ریاست‌جمهوری را داشت. هفته گذشته نیز «جمیله كدیور» رئیس شورای هماهنگی جبهه اصلاحات پس از جلسه یك‌شنبه‌شب این شورا اعلام كرد كه برای رفع این ابهامات و تعیین تكلیف كلی اصلاح‌طلبان، اواخر خردادماه نشست یكی دو روزه‌ای با حضور سران، دبیران كل و اعضای شورای مركزی احزاب اصلاح‌طلب عضو در جهت تدوین استراتژی هماهنگ اصلاح‌طلبان برای انتخابات آینده برگزار خواهد شد. انتظار می‌رود برای نخستین بار این نشست به شكلی جدی و به دور از حرف‌های تكراری برگزار شود و اصلاح‌طلبان تداوم ائتلاف خود را با رسیدن به تحلیل و استراتژی مشترك از شرایط موجود و برنامه واحد برای انتخابات آینده سازماندهی كنند. این واقعیت، یعنی «اولویت تعیین استراتژی بر ورود به انتخابات» به نوعی در سخنان میردامادی هم دیده می‌شود. دبیركل جبهه مشاركت با اشاره به نتایج انتخابات مجلس هشتم گفت: «ما در این انتخابات تمام تلاشمان حفظ ائتلاف اصلاح‌طلبان با محوریت اقای خاتمی بود که گمان می‌کنیم بزرگ‌ترین دستاورد ما هم همین امر بود؛ اگرچه با توجه به همه محدودیت‌ها و تنگ‌نظری‌ها و ردصلاحیت‌ها و در نهایت تخلفات گسترده انتخاباتی، نتایج کسب‌شده در حوزه‌هایی که ائتلاف اصلاح‌طلبان در آنها کاندیدا داشت، نتایجی قابل قبول است و اگر شرایط انتخابات آزاد و عادلانه بود با تعمیم این نتایج به سراسر کشور می‌توان مدعی بود که اصلاح‌طلبان به طور قطع اکثریت مطلق مجلس هشتم را در اختیار می‌گرفتند. اما آنچه که در تهران و برخی دیگر از حوزه‌های انتخابات اتفاق افتاد، نشان داد که رقیب اصلاحات به هیچ معیاری پایبند نیست و حتی با همه مداخله‌هایی که در انتخابات کرده، حاضر به تمکین به رأی واقعی مردم نیست.» از این‌روست كه به گفته میردامادی، «جبهه مشاركت نیز هنوز وارد بحث انتخابات ریاست جمهوری نشده است».
اظهارات تازه عارف
با این حال، برخی چهره‌های منفرد و غیرتشكیلاتی در هفته‌های اخیر ورود زودهنگامی به عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری داشته‌اند كه «محمدرضا عارف» معاون اول دولت خاتمی از جمله آنان است. وی كه اظهاراتش مبنی بر اینكه «در صورت عدم نامزدی خاتمی، نامزد ریاست‌جمهوری خواهم شد» انتقاداتی را در میان اصلاح‌طلبان برانگیخت، در تازه‌ترین سخنان خود كه روز پنج‌شنبه در ساری مطرح شد، به دفاع از اقدام خود پرداخت. عارف گفت: «در جبهه اصلاحات، هركس تواناست باید برای انتخابات ریاست جمهوری خود را مطرح كند.» معاون اول خاتمی البته همچنان رئیس‌جمهوری پیشین را گزینه اول اصلاح‌طلبان برای انتخابات آتی می‌داند:«خاتمی به دلایل مختلف فرد اصلح برای انتخابات ریاست جمهوری به شمار می‌رود، ولی هنوز اعلام آمادگی نكرده است. بنا داریم از خاتمی برای این كار خواهش كنیم، ولی تصمیم نهایی با شخص خاتمی است.» اما پاسخ خاتمی به این دعوت‌ها چه بوده است؟ عارف می‌گوید: «خاتمی تاكنون جواب مثبتی برای انتخابات ریاست‌جمهوری نداده، ولی هنور پاسخ منفی هم در این مورد از او نشنیده‌ایم».
پریشانی رسانه‌های اصولگرا
در این شرایط و با آنكه هنوز هیچ خبری از ورود قطعی آقای خاتمی به انتخابات آتی ریاست‌جمهوری در دست نیست، رسانه‌های اصولگرا (اعم از حامیان و متحدان و منتقدان دولت) نگرانی خود را از این اتفاق روزبه‌روز آشكارتر می‌سازند و البته در این میان، مطالب در این رسانه‌ها منتشر می‌شود كه نشان از پریشانی‌خاطر گردانندگان و مدیران و حامیان آنها دارد. پس از آنكه سایت «الف» (به مدیریت احمدتوكلی و حامی قالیباف) پیش از همه و در نخستین روزهای سال 87، با انتشار گزارشی نگرانی خود از سفرهای استانی خاتمی را بروز داد و به دنبال حمله گسترده رسانه‌های متحد دولت به محوریت «كیهان» به خاتمی (كه در پی اظهارات رئیس‌جمهوری پیشین درباره «صدور انقلاب» صورت گرفت)، اینك نوبت به سایت «تابناك» (منتسب به محسن رضایی) رسیده كه در مطلبی تحت عنوان انتقاد از حملات رسانه‌های اصولگرا به خاتمی، نگرانی و پریشانی تریبون‌های این طیف از ورود اصلاح‌طلبان به انتخابات را آشكار سازد. این سایت در گزارش كوتاهی كه «تصادفا» در سالروز دوم‌خرداد منتشر شده، نوشت:«نتایج تحلیل محتوایی رسانه‌های اصولگرا، نشان می‌دهد كه در اردیبهشت‌ماه گذشته، 62 عنوان سرمقاله، خبر، یادداشت و گزارش در سه رسانه هوادار دولت شامل یك روزنامه صبح، یك هفته‌نامه و یك سایت، منتشر شده است. جهت‌گیری مطالب منتشره علیه خاتمی، نشان می‌دهد كه رویكرد این مطالب، القای خارج شدن رئیس‌جمهور سابق از چارچوب نظام و پایبند نبودن وی به مصالح جمهوری اسلامی و منویات رهبر انقلاب است». این سایت پرمخاطب اصولگرا در ادامه تحلیلی ارائه كرده كه زاویه خاص نگرانی خود را نشان می‌دهد:«در شرایط كنونی كه اصلاح‌طلبان پس از هشت سال حضور در حاكمیت، با بحران مقبولیت در میان مردم روبه‌رو شده و در انتخابات اخیر شورای شهر و مجلس شورای اسلامی، موفق به كسب 20 درصد آرا نیز نشدند، اثر این‌گونه حركت‌های رسانه‌ای، تنها ایجاد مقبولیت و احیای موقعیت برای خاتمی در میان آرای خاموش است كه با اعتقاد به ناكارآمد بودن اصلاح‌طلبان از ادامه حمایت آنان از انتخابات دوره دوم شورای شهر به بعد خودداری كردند». «تابناك» به اصولگرایان حامی خط تخریب خاتمی یادآور شده كه تجربه مشابه آنها در سال 76 نتایجی معكوس در پی داشت: «از چند ماه پیش از انتخابات دوره هفتم ریاست‌جمهوری در دوم خرداد 1376 نیز موج مشابهی از سوی یك روزنامه عصر، یك روزنامه صبح و یك هفته‌نامه وابسته به جریان مقابل اصلاح‌طلبان در آن زمان با هدف القای پایبند نبودن سیدمحمد خاتمی به ضوابط شرعی و اصول انقلاب آغاز و به واكنش آرای خاموش و پیروزی قاطع خاتمی در دوم خرداد 11 سال پیش منجر شد». اما جالب‌تر از هرچیز، توصیه «تابناك» برای تغییر خط تبلیغی اصولگرایان در قبال خاتمی است:«در اوضاع كنونی نیز اگر رسانه‌های اصولگرا قصد تاثیرگذاری بر انتخابات آینده ریاست‌جمهوری را دارند، باید به جای تخریب ناشیانه كه عملا به تبلیغات به سود اصلاح‌طلبان منجر می‌شود، بر پایبندی سیدمحمد خاتمی به اصول انقلابی، به ویژه ولایت فقیه و روابط نزدیك وی با رهبر انقلاب تاكید كنند تا پوچی تبلیغات اصلاح‌طلبان تندرو مبنی بر تحریك آرای خاموش و ناامید شدن از عملكرد هشت‌ساله اصلاح‌طلبان ثابت شده و فرصت برای احیا از این جریان گرفته شود». گفتنی است پیشنهاد تابناك به اصولگرایان درحالی مطرح می‌شود كه رسانه‌های دیگر این جناح همچنان به خط تخریب خاتمی و احزاب و گروه‌های اصلاح‌طلب ادامه می‌دهند. (بعنوان نمونه خبر اخیر خبرگزاری ایرنا با عنوان «محورنشست غیررسمی چند فعال سیاسی باخبرنگاران».) و به نظر می‌رسد این جناح هنوز به راهبرد مناسبی برای مقابله با «كابوس خاتمی» نرسیده‌اند.
 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
   
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

مردم استان آذربایجان غربی نقش منحصر به فردی در خلق حماسه دوم خرداد داشته اند. رای بیش از هفتاد درصدی مردم این خطه بر محمد خاتمی نشان از علاقه آذربایجان بر تغییر و اصلاح بود. شور و هیجان ستاد انتخاباتی خاتمی هنوز هم نقل مجالس خاطره گویی است. سفر خاتمی با آن اتوبوس معروف و سخنرانی اش در مسجد اعظم ارومیه تصاویر ماندگاری در اذهان فعالین اصلاح طلب استان و مردم ارومیه داشته و دارد.

دوم خرداد با همه وسع و عظمتش ارمغان جالبی برای استان ما نداشته است!! هنگامی که علی محمد غریبانی استاندار دولت اصلاحات گشت گویی آب سردی بر آتش جوشان و خروشان این مردم ریخته شد. غریبانی جز تفرقه، نفاق و گسست نیروها چیزی برایمان به ارمغان نیاورد. هفته قبل دیداری با مصطفی تاجزاده داشتم به او گفتم آقای تاج زاده! در حق استان ما جفا کردید..! فردی از طرف شما به عنوان استاندار آذربایجان غربی منصوب شده بود که آمدنش ریشه اصلاح طلبی در استان خشکاند.. او نیز تلویحا این اشتباه را پذیرفت!

دوم خرداد اما محدود به غریبانی نبود و روزهای خوب و عملکردهای ارزشمندی نیز داشت. جمشید انصاری نماینده شایسته ای از دولت اصلاحات در استان ما بود هر چند او نیز برخوردهای خشکی با افکار عمومی و بدنه اداری استان داشت لیکن کارنامه او قابل دفاع و در خور تحسین می باشد.

خرداد ۸۸ نزدیک است. اصلاحات در پارلمان هشتم کارنامه قابل توجهی نداشت. بانیان اصلاحات در انتخابات اخیر ضعیف و سست بنیاد بودند. شاید تجارب بدست آمده از لزوم تجدید نظر در ساختارها و تعویض اشخاص حکایت داشته باشد. شاید اگر خاتمی بیاید قهوه چیان پس از مدتها دوری دوباره بازگردد، شاید..

یاد"ایام سوتک گلو"

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
   
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 از حماسه‌ی دوم خرداد یازده سال می‌گذرد. خیلی‌ها از نسل جدید فقط اسمی از آن شنیده‌اند. شاید هم فقط انبوه اهانت و توهین و فحاشی را از صدا و سیما و روزنامه‌های دولتی و مقامات رسمی و بعضی نمایندگان شنیده باشند و بی‌آنکه بدانند چرا، مخاطب این حرف‌ها قرار گرفته‌اند. یازده سال پیش زمانی‌که دوران ریاست‌جمهوری آقای هاشمی‌رفسنجانی پایان می‌یافت، دائره‌ی قدرت خیلی تنگ بود. آقای ناطق‌نوری رئیس مجلس بود و طبعا می‌بایست رئیس‌جمهور شود. در دوره‌های قبل، در رقابت با آقایان رجائی، خامنه‌ای و رفسنجانی که به ترتیب رئیس‌جمهور بودند، معمولا فقط برای حفظ ظاهر رقبائی وجود داشتند که بعضی وقت‌ها خودشان هم در مصاحبه‌ها می‌گفتند ما به آن آقایی که رئیس‌جمهور می‌شد رای می‌دهیم. دوره هفتم ریاست‌جمهوری هم گمان چنین رقابتی می‌رفت. این بار اما آقای خاتمی کاندیدا شد. اول کلی هم مورد استقبال مجموعه‌ی قدرت قرار گرفت. آدمی می‌نمود که می‌تواند کمی فضا را جدی‌تر کند. در دنیا هم خوب بود که بگویند رقابتی صورت گرفته است. اما وقتی با مردم حرف زد و در اولین سخنرانی‌اش از جامعه‌ی مدنی گفت و از آزادی و کرامت انسان، جامعه حساس شد. عوامل اصلی قدرت سیاسی و دینی به طور وحشتناکی فشار آوردند که این حضور، به روند جاری که ریاست‌جمهوری آقای ناطق باشد، آسیب نرساند. هرچه بیشتر دستور می‌دادند، آقای خاتمی بیشتر محبوب و شناخته می‌شد. با اتوبوس به شهرستان‌ها می‌رفت ، در خیلی از شهرها  درب مساجد و محل‌های عمومی را می‌بستند و حتی یکی دو جا وسط خیابان برای مردم حرف زد. کلی شب‌نامه پخش کردند. از هر شخصیت دینی و فرهنگی و سیاسی که توانستند امضا برای حمایت آقای ناطق گرفتند و با تیترهایی مثل فتح خرمشهر، به همان درشتی منتشر می‌کردند اما از دست بیرون رفته بود.خاتمی روز دوم خرداد پای صندوق رفت. مردم هم آمدند، رای بی‌سابقه‌ای به وی دادند. خاتمی رئیس‌جمهور شد اما بیشتر از آن مردم احساس می‌کردند، پیروز شده‌اند. پیروزی که علیرغم خواست قدرت بود. اما امروز شیرینی آن انتخاب در ذائقه‌ی مردم به تلخی انتقام همانها که نمی‌خواستند خاتمی بیاید تبدیل شده است. خاتمی دیگر در قدرت نیست. اکثر مردمی هم که رای داده بودند دیگر در صحنه‌های انتخاباتی حاضر نمی‌شوند. ولی دوم خرداد به عنوان یک روز بزرگ پیروزی مردم در  تاریخ ایران جاودانه است. مبارکشان باشد. باز هم می‌نویسم...

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

«محمدباقر قالیباف» شهردار تهران، دورخیز خود را برای شركت در رقابت‌های دوره دهم انتخابات ریاست‌جمهوری آغاز كرد. همزمان با آغاز جلسات مسوولان و اعضای ستادهای انتخاباتی قالیباف در انتخابات گذشته ریاست‌جمهوری كه به منظور سازماندهی مجدد آنها برگزار می‌شود، رایزنی‌های شهردار تهران هم برای جلب نظر اشخاص و نهادهای موثر نظام آغاز شده است.
در این راستا قالیباف روز پنج‌شنبه هفته گذشته به قم سفر كرد تا حمایت مراجع تقلید را از عملكرد خود در شهرداری تهران كسب كند؛ هدفی كه قالیباف در رسیدن به آن تا حدود زیادی موفق بود. آیات عظام بهجت، مكارم‌شیرازی، نوری‌همدانی، وحید خراسانی، صافی‌گلپایگانی، موسوی‌اردبیلی، جوادی‌آملی و سبحانی از جمله مراجع و روحانیون بلندپایه قم‌نشین بودند كه از توضیحات قالیباف درباره برنامه‌های انجام‌شده و در دست انجام مذهبی و دینی شهرداری تهران راضی شده و حمایت خود را از آنها اعلام داشتند. در عین حال یك منبع آگاه در دفتر آیت‌اللـه مصباح‌یزدی در قم به كارگزاران گفت كه این روحانی، درخواست دیدار شهردار تهران با وی را بی‌پاسخ گذاشت تا قالیباف موفق به دیدار با مصباح نشود.
این رضایت مراجع تقلید و روحانیون ارشد از قالیباف و اقدامات او اگرچه تنها در حوزه مسائل شهری تهران باقی ماند اما صاحب‌نظران مسائل سیاسی آگاه هستند كه در صورت قطعی شدن نامزدی فرمانده سابق نیروی انتظامی و شهردار كنونی تهران در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری، این حمایت‌ها برگ برنده مبهمی برای او به حساب می‌آیند.
این گمانه آنگاه تقویت می‌شود كه به یاد داشته باشیم روابط میان دولت اصولگرای نهم و رئیس آن با مراجع تقلید در این ایام به هیچ عنوان شرایط مناسبی را تجربه نمی‌كند و حجم انتقادها و اعتراض‌های مهم نهادهای مذهبی به دولت و شخص احمدی‌نژاد به خصوص پس از سخنان اخیر وی درباره امام زمان، افزایش یافته است.
تمام این مسائل هم همزمان با بالا گرفتن بی‌سابقه انتقادات حامیان قالیباف در انتخابات دوره نهم ریاست‌جمهوری از عملكردهای دولت نهم روی می‌دهد. جمعیت ایثارگران شاخص‌ترین و قدرتمندترین تشكل سیاسی در این میان است؛ حزبی كه در انتخابات گذشته ریاست‌جمهوری، یك‌تنه در برابر تصمیمات «علی‌اكبر ناطق‌نوری» رئیس شورای هماهنگی نیروهای انقلاب ایستاد و حاضر شد قالیباف را به نفع «علی لاریجانی» كه كاندیدای نهایی لویی جرگه انتخاباتی اصولگرایان بود، كنار بگذارد.
اینگونه بود كه «احمد توكلی» دیگر شخص حاضر در مكانیسم تعیین نامزد نهایی اصولگرایان هم با كناره‌گیری به نفع قالیباف، معابر و اماكن عمومی پایتخت را پر از پلاكاردها و بنرهای بزرگی كرد كه در زیر عكس فرمانده مستعفی آن روزهای نیروی انتظامی نام «ستادهای انتخاباتی احمد توكلی» درج شده بود.
اتفاقی كه این روزها مجددا در حال وقوع است و توكلی به همراه برخی چهره‌های شاخص جریان اصولگرا مانند «حسین فدایی» و «علیرضا ذاكانی» (رئیس ستاد انتخاباتی قالیباف در انتخابات گذشته)، فعالیت‌های خود را برای احیای این ستادها و جمع‌آوری و سازماندهی مجدد نیروهای آن آغاز كرده‌اند.
گفته می‌شود قالیباف در این مسیر از حمایت‌‌های پیدا و پنهان «محسن رضایی» دوست و همرزم قدیمی خود نیز بهره خواهد برد. ائتلافی كه نطفه اولیه تشكیل آن از رقابت‌های انتخاباتی مجلس هشتم بسته شد. جایی‌كه اصولگرایان حامی دولت، حاضر به پذیرش نظرات و نمایندگان مورد وثوق این دو سردار سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تعیین نامزدهای نهایی این جریان شدند. در عین حال، همزمان با دورخیز قالیباف برای حضور در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری و با قطعی بودن كاندیداتوری مجدد «محمود احمدی‌نژاد» تلاش‌های اشخاص و گروه‌های حامی رئیس دولت اسلامی برای پشیمان كردن رقیب اصولگرای سنتی احمدی‌نژاد، آغاز شده است.
این دسته از اصولگرایان با آگاهی از تاثیر مخرب تعدد كاندیداهای اصولگرا و به‌خصوص «محمدباقر قالیباف» در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری بر آرای احمدی‌نژاد، سعی می‌كند تا با استفاده از «ابزارهای در اختیار خود» زمینه انصراف افرادی که در انتخابات ریاست جمهوری گذشته «مزاحم» می‌خواندشان را فراهم كند.
یكی از این تشكل‌ها جمعیت وفاداران انقلاب اسلامی است كه مدتی است رایزنی‌های خود را با سایر اصولگرایان بدین منظور آغاز كرده است. آنگونه كه «محمد عظیمی» سخنگوی این حزب راستگرا به ایسنا گفته، با توجه به اینكه «گروه‌های اصولگرا نباید به دنبال مطرح كردن افراد متعدد برای كاندیداتوری در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری باشند»، هرگونه تعدد نامزد در میان اصولگرایان «كار را برای این جریان سخت می‌كند.»
وی مطرح كردن افراد متعدد اصولگرا برای انتخابات ریاست‌جمهوری را باعث آن دانست كه این افراد احساس می‌كنند زمینه كسب رای دارند و در نتیجه وارد میدان می‌شوند.
عظیمی سپس به صراحت «محمود احمدی‌نژاد» را «تنها كاندیدای مقبول و موثر اصولگرایان» در انتخابات آینده عنوان و اضافه كرد: «گروه‌های اصولگرا باید تلاش كنند برای انتخابات ریاست‌جمهوری تعدد كاندیدا نداشته باشند و با یك كاندیدای موثر و مقبول در انتخابات شركت كنند.»
تلاش حامیان دولت برای وادار كردن دیگر گزینه‌های مطرح اصولگرایان از جمله قالیباف برای نامزدی در انتخابات در حالی صورت می‌گیرد كه هنوز مكانیسم جایگزین شورای هماهنگی نیروهای انقلاب برای این دوره از انتخابات ریاست‌جمهوری در میان اصولگرایان مشخص نیست. آن هم در شرایطی كه همین شورا نیز نه‌تنها تجربه موفقی برای اصولگرایان به شمار نمی‌آید بلكه بسیاری از چهره‌های شاخص جناح راست از وقایع مرتبط با آن به عنوان تلخ‌ترین تجربه چند سال اخیر این جناح یاد می‌كنند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

بی‌برنامگی اقتصادی در دولت نهم سبب شده تا درآمدهای سرشار نفتی و سرمایه‌های ملی به بدترین شكلی به هدر رود. متاسفانه دولت نهم در هیچ‌كدام از اقدامات اقتصادی خود برنامه‌ریزی صحیحی ندارد. حتی شاید بتوان بیان داشت كه دولت برنامه روزانه هم ندارد. همین جریان سبب شده تا منابع مالی كشور و به‌خصوص درآمدهای سرشار نفتی به بدترین شكلی به هدر رود. دولت نهم به لحاظ بهره‌گیری از درآمدهای نفتی شاخص‌ترین دولت پس از انقلاب لقب گرفته است ولی همین درآمدهای نفتی نیز به جای اینكه صرف فعالیت‌های زیربنایی و سرمایه‌گذاری شود به صورت‌های گوناگون به هدر می‌رود. حساب ذخیره ارزی در همین دوران به دلیل فقدان برنامه‌ریزی‌های اقتصادی خالی شد تا درآمدهای نفتی به بدترین شكلی هدر رفته باشد. 
هنگامی كه برنامه چهارم توسعه نگاشته می‌شد، هیچ‌كدام از كارشناسان اقتصادی تصور نمی‌كردند كه بهای نفت چنین روند شتابانی را داشته باشد و قیمت‌ها چنین افزایشی را تجربه كند. درآمدهای نفتی در برنامه چهارم حدود 90 میلیارد دلار پیش‌بینی شده بود كه فقط با گذشت یك‌چهارم از زمان اجرای برنامه چهارم توسعه، این رقم 90 میلیارد دلاری تامین شد، اما متاسفانه دولت برای همین سرمایه ملی هم برنامه‌ریزی مشخص نداشت. این منابع عظیم مالی اگر به صورت صحیح مورد استفاده قرار می‌گرفت، زمینه‌های رشد بخش‌های مختلف اقتصادی مانند تولید، صنعت و كشاورزی را مهیا می‌كرد ولی متاسفانه دولت فرصتی تاریخی را از دست داد تا با برداشت 107 میلیارد دلاری از محل درآمدهای نفتی تنها به واردات كالاهای گوناگون اقدام كند.
وقتی بخش نفت را بررسی می‌کنید متوجه می‌شوید که در سال 86 حدود 7/43 میلیارد دلار برداشت داشته‌ایم و در سال 87 قصد داریم 3/53 میلیارد دلار از محل درآمدهای نفتی خود برداشت کنیم. یعنی در سال 86 به تنهایی بیش از دو سال گذشته برداشت کرده‌ایم. در واقع برداشت ما در دو سال گذشته از محل درآمدهای نفتی به 107 میلیارد دلار رسیده است. تاکنون هم تنها دو ماه از سال جدید گذشته است و باید دید که تا پایان سال رقم برداشت‌ها به کجا خواهد رسید. در واقع 74 میلیارد دلار بیش از آنچه در برنامه آمده، هزینه شده است. اكنون بازهم دولت قصد دارد اقدام به واردات بنزین كند. این رفتار هم تنها ریشه در فقدان برنامه‌ریزی در میان گردانندگان دولت نهم دارد. یعنی آنها برای بهره‌گیری از منابع خود هیچ برنامه‌ای ندارند. حتی این پیش‌بینی صورت نگرفته بود كه نیازهای وارداتی كشور چگونه است و تا چه میزان باید بنزین به كشور وارد شود. متاسفانه دولت نهم به جای اینکه از سرمایه‌های بین‌نسلی در سرمایه‌گذاری‌ها استفاده کند، آن را مصرف ‌کرده و صرف هزینه‌های جاری می‌كند. یعنی دولت نهم از جیب می‌خورد. البته همین استفاده از سرمایه هم به صورت غیراقتصادی صورت می‌گیرد. یعنی شاید دولت برای همین مصرف‌ها برنامه‌ای داشته باشد. در این صورت اتفاقی رخ نمی‌دهد ولی زمانی دولت بدون برنامه فقط به خرج کردن فکر می‌کند که نتایج بسیار ناگواری خواهد داشت. در حال حاضر دولت نهم نیز بیش از آنچه در برنامه آمده هزینه می‌کند ولی از سوی مقابل هیچ عایدی نداشته‌ایم. به نظر می‌رسد سیاست‌های دولت در طول سه سال گذشته اثرات مخربی در اقتصاد كشور داشته كه مهم‌ترین آنها افزایش نرخ تورم و نقدینگی است. در زمان آغاز فعالیت‌های دولت نهم نرخ نقدینگی کشور 65 هزار میلیارد تومان بود كه در اسفندماه سال 86 این رقم به 106 هزار میلیارد تومان رسیده است.
این رشد شتابان نقدینگی عملا رشد شتابان تورم را به دنبال داشته است. سیاست‌های اقتصادی دولت نهم جملگی از روی بی‌برنامگی صورت می‌گیرد، به همین جهت شاید تحلیلگران و كارشناسان اقتصادی هم نمی‌توانند به تحلیل این سیاست‌ها پرداخته و درباره آنها اظهارنظر مشخصی داشته باشند. این اتفاق هرچند در كوتاه‌مدت بحران‌های زودگذر را پایان می‌دهد ولی شرایط عمومی اقتصاد را دچار دردسرهای بسیاری خواهد كرد. دولت با مکانیسم‌هایی مانند واردات و استفاده از یارانه‌های بی‌حساب سعی کرد تا زمان تورم را به عقب موکول کند، اما این اقدام دولت چندان مفید نبود چراکه ما عملا رشد تورم را داریم و تا پایان سال هم روند افزایش نرخ تورم دنبال خواهد شد. دولت می‌توانست برای کنترل این تورم راه‌حل‌های مناسبی اتخاذ كند که آنها را به کار نگرفته است و نشان داده که به این رفتار خود همچنان ادامه می‌دهد. پس عملا دولت نهم نشان داده كه افزایش درآمدهای نفتی تاثیری در روند رشد اقتصادی و بهبود اوضاع اقتصادی ندارد چرا كه این دولت به جای اینکه از درآمدهای سرشار نفتی بتواند استفاده‌های بهینه کند صرفا از این درآمدها برای هزینه‌های جاری خود استفاده كرده است و اتفاق اخیر را نیز باید در ادامه روند سابق دید.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 

pctfx3.1

Desert Fix Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي زيباي وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Web Hosting

میزبانی میزبان هاست دامین هاستینگ دامنه دومین