تبليغاتX
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی خرداد خرداد88
 
 
 
   
 
 

عباس خورشیدی ، معاون سابق سیاسی و امنیتی استانداری آذربایجان غربی به عنوان رییس بنیاد باران شعبه آذربایجان غربی انتخاب شد .

اولین جلسه شورای مرکزی بنیاد باران - شعبه آذربایجان غربی - ظهر امروز ( پنجشنبه ) بمنظور انتخاب رییس بنیاد در استان تشکیل شد . در این جلسه که در محل دفتر بنیاد باران در ارومیه برگزار شد اعضای شورای مرکزی با اکثریت آرا عباس خورشیدی را به عنوان رییس بنیاد باران -شعبه آذربایجان غربی- انتخاب کردند .

انتخاب اعضای هیات اجرایی از دیگر تصمیمات این جلسه بود . عباس خورشیدی ،کریم فروزان ، فریبا بشیری ، ناصر حضرتی و حسام شیرازی چهار عضوی بودند که به عنوان اعضای هیات اجرایی انتخاب شدند . همچنین عباس خورشیدی به عنوان رییس هیات اجرایی برگزیده شد .

نادر فرجی ، بخشدار سابق ارومیه نیز با رای اعضای شورای مرکزی به عنوان بازرس بنیاد باران در استان انتخاب شد .

چگونگی برگزاری مراسم افتتاحیه بنیاد باران - شعبه آذربایجان غربی - از دیگر موضوعات مورد بحث در این جلسه بود . در یکی از دو روز هشتم و یا نهم شهریورماه مراسم رسمی افتتاح دفتر بنیاد باران در ارومیه با حضور دکتر عارف ، رییس هیات مدیره بنیاد باران برگزار خواهد شد .

اسامی اعضای شورای مرکزی بنیاد باران ( شعبه آذربایجان غربی )

جمشید انصاری ، عباس خورشیدی ، دکتر عزیز حسنی ، دکتر گودرز صادقی ، دکتر فریبا بشیری ، شهربانو امانی ، ناصر حضرتی ، دکتر هوشنگ عطاپور ، دکتر آین ،، دکتر کریم رحمانی ، دکتر حیدری  خانم سعدیه خرقه پوش ، کریم فروزان ، سیروس صادقی ، محمدامین رضازاده

منبع: فریاد خرداد

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 صدایم کنند تا ۱۰۰ ساعت بحث کنیم

 

این حرف‌هایی كه من می‌زنم عین آموزه‌های دینی است و هر كس كه شك دارد حاضرم برایش به خوبی توضیح دهم. مهم نیست در بیان واقعیت‌ها مشایی گم شود اما نباید گذاشت حقیقت گم شود چراكه حرف‌های من روشن است. این درست نیست كه بدون بررسی و دقت نظر در سخنان افراد بگوییم كه چه می‌گویی بلكه باید بخواهیم طرف دیدگاهایش را برایم توضیح و تفسیر كند. هیچ كس عین جمله مرا منتشر نكرد و فقط گفتند مشایی مردم آمریكا را بهترین و برترین مردم جهان می‌داند. هر كسي شك دارد براي بحث 100 ساعته آماده هستم. صدا كنيد بگوييد مشايي چه مي‌گويي؟ تا بگويم تو هم لذت مي‌بري.

در حالی که ظرف روزهای گذشته برخی از مراجع عظام تقلید خواستار برکناری اسفندیار رحیم مشایی شده‌اند و اظهارت او موج بی‌سابقه‌ای از انتقادات چهره‌های اصولگرا را در پی داشته است؛ وی روز چهارشنبه با اشاره به این که «ما در مقام ابلاغ پیام انسانی مرز نمی‌شناسیم» تاکید کرد «این حرف‌هایی كه من می‌زنم عین آموزه‌های دینی است و هر كس كه شک دارد حاضرم برایش به خوبی توضیح دهم».

معاون رییس جمهور و رییس سازمان گردشگری روز چهارشنبه در مراسم ثبت آیین‌های نیمه شعبان در میراث معنوی كشور با تاكید بر وجود صف‌بندی و مرز میان كفر و ایمان، گفت: صف بندی میان ایمان و كفر وقتی درست و معنادار می‌شود كه انسان‌ها از روی آزادی و به معنای واقعی انتخاب خود را انجام دهند نه به پیروی از یك حاكم یا امپراتوری بزرگ كه این صف بندی رسمیت ندارد.

وی تصریح كرد: مسلمانان هم نمی‌توانند بگویند فقط ما درست می‌گوییم و مابقی جامعه بشری از گردونه بشریت خارج هستند.

رحیم مشایی افزود: پیامبر اسلام (ص) به هنگام بعثت نیز میان هیچ یك از ادیان و پیروان آنها تفاوتی قایل نشد.

وی با اشاره به اینكه پیامبر اسلام (ص) رحت العالمین است، تاكید كرد: ما در مقام ابلاغ پیام انسانی مرز نمی‌شناسیم و اعتقادی به اینكه پیرو كدام دین و مذهب هستی نداریم.

مشایی تاكید كرد: این حرف‌هایی كه من می‌زنم عین آموزه‌های دینی است و هر كس كه شك دارد حاضرم برایش به خوبی توضیح دهم.

وی افزود: این درست نیست كه بدون بررسی و دقت نظر در سخنان افراد بگوییم كه چه می‌گویی بلكه باید بخواهیم طرف دیدگاهایش را برایم توضیح و تفسیر كند.

مشایی با اشاره به اینكه اعلام كرده‌ام مردم آمریكا از نظر ارتباطات بهترین مردم جهان هستند، تصریح كرد: هیچ كس عین جمله مرا منتشر نكرد و فقط گفتند مشایی مردم آمریكا را بهترین و برترین مردم جهان می‌داند.

وی افزود: آمریكایی كه مدعی جهانی كردن دین و اندیشه خود در آستانه هزاره سوم را داشت و می‌خواست همه مثل او فكر و عمل كنند امروز در هزاره سوم مشتش خالی است. امروز گوش جهان تیزتر و فهم جهان بالاتر رفته و دست مدعیان بازرتر و مشتشان خالی تر است.

مشایی افزود: من گفتم مردم آمریكا از نظر ارتباطات از برترین‌های دنیا هستند نه اینكه آمریكا برتر است و معتقدم امروز ملت برتری در دنیا وجود ندارد.

وی تاكید كرد: مهم نیست در بیان واقعیت‌ها مشایی گم شود اما نباید گذاشت حقیقت گم شود چراكه حرف‌های من روشن است.

بر اساس گزارش ایرنا؛ مشایی در بخش دیگر از سخنان خود با اشاره به دیدگاههای جدیداحمدی‌نژاد در عرصه‌های جهانی، گفت: امروز رییس جمهوری از نحوه مدیریت امروز دنیا كه مبتنی بر منطق و صف بندی‌های جنگ جهانی دوم است ، انتقاد دارد.

وی افزود: این مدیریت ادامه همان نگاه حاكمان جنگ دوم جهانی است و نگاهی كاملا غلط و نیازمند اصلاح است.

معاون رییس جمهور افزود: جامعه جهانی امروز دیگر این نوع مدیریت را بر نمی‌تابد و انسان‌ها به سرعت در حال نزدیكی و تعامل با یكدیگرند.

رحیم مشایی با بیان اینكه انسان به عنوان هدف اصلی آفرینش خداوند متعلق به همه جهان است، گفت: همه جهان نیز متعلق به همه آحاد جامعه است و در معارف و اندیشه اسلامی ما انسان بزرگتر از جهان است و باید بدانیم هیچ نقطه‌ای از عالم نیست كه به انسان تعلق نداشته باشد.

وی تصریح كرد: اگر بپذیریم كه همه عالم برای انسان است می‌فهمیم كه بشر هنوز در ابتدای راه است و از این رو دامنه این تعلق جهانی است ،جریان آفرینش نشان می‌دهد كه گرچه انسان با پراكندگی آغاز كرده اما این هجران و غربت فاقد اصالت است.

به گفته وی، آنچه كه هدف است و لازم است كه تحقق یابد وصلت، همایش، ایستادن و بودن در كنار هم و برای هم است.

رحیم مشایی با اشاره به اینكه در تمام تاریخ جنگی بین مردم وجود نداشته و تمامی جنگ‌ها، جنگ قدرت طلب‌ها بوده، افزود: جریان هم افزایی انسان یك جریان الهی است، انسان‌ها به سمت هم می‌آیند و این فطرت انسان است.

معاون رییس جمهور گفت: انسان‌ها همواره خدا خواه هستند و آنهایی كه در تاریخ به دنبال صف بندی علیه انسان بوده‌اند برای دوره محدودی موفق بوده ولی سرانجام به نتیجه‌ای نرسیده اند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

اسفندیار کابینه زیر فشار حملات

درست در شرايطي که به نظر مي رسد جريان اصولگرايي پس لرزه هاي پس از راي اعتماد جنجالي مجلس به علي کردان وزير کشور را از سر گذرانده است اما در مورد اظهارات اسفنديار رحيم مشايي درباره دوستي با مردم اسرائيل اينگونه نشده و ماجرا ابعاد تازه يي به خود گرفته و هر روزه جريانات متعدد اصولگرايي نسبت به آثار سخنان مشايي هشدار داده و از محمود احمدي نژاد درخواست برکناري او را مطرح مي کنند. در تازه ترين موارد آيت الله مکارم شيرازي عليه اظهارات مشايي فتوايي صادر کرد و تداوم حضور افرادي با چنين افکاري در مجموعه دولت اصولگرا را زير سوال برد و رسانه ها و روزنامه هاي حامي دولت هم عدم برکناري مشايي را ضربه يي بزرگ و جبران ناپذير بر وجهه محمود احمدي نژاد و به طور کل جريان اصولگرايي دانسته اند. پيش از اين هم 200 نماينده مجلس با امضاي نامه يي درخواست عزل مشايي را مطرح کردند و علي لاريجاني رئيس مجلس هم انتقادات تندي از مشايي به عمل آورده بود. جريان هاي دانشجويي وابسته به اصولگرايان هم مواضع انتقادي عليه مشايي گرفته اند و خطاب به محمود احمدي نژاد اعلام کرده اند اگر مشايي از مقام رياست سازمان ايرانگردي و ميراث فرهنگي کنار گذاشته نشود آنان خود دست به کار شده و طبق وصيتنامه امام خميني (ره) تکليف را يکسره خواهند کرد. همزمان برخي اخبار غيررسمي هم از کناره گيري مشايي حکايت دارد. البته با وجود اعتراض هاي فراوان که حتي در پاره يي موارد برخي جريان ها و شخصيت هاي اصلاح طلب هم به جمع معترضان پيوسته اند اما واکنش محمود احمدي نژاد به گونه يي بوده که انتظار طيف وسيع معترضان را برآورده نکرده است. گو اينکه احمدي نژاد نه تنها به درخواست گسترده براي عزل مشايي پاسخ مثبت نداده است بلکه در عمل و طي سه نوبت حمايت نمادين خود را از اظهارات مشايي اعلام کرده است و همين مساله هم باعث افزايش گمانه ها درباره دلايل واقعي مواضع مشايي و به دنبال آن ريشه هاي رفتاري احمدي نژاد شده است. ماجرا از آنجا پيچيده تر شد که درست پس از اينکه مشايي گفت «براي هزارمين بار تاکيد مي کنم دوست مردم امريکا و اسرائيل هستيم»، محمود احمدي نژاد هم تلويحاً سخنان مشايي را تاييد کرد و گفت که ما دل مان براي اين مردم (اشاره به يهوديان ساکن فلسطين) مي سوزد. جريانات اصولگرا در ابتدا اظهارات احمدي نژاد را ناديده گرفتند و به اصطلاح درصدد برآمدند آن را نشنيده بگيرند به اميد اينکه رئيس جمهور بعداً با مشايي برخورد کند. اما زمان زيادي لازم نبود تا احمدي نژاد حمايت دوباره اش را از مشايي اعلام کند چرا که در شرايطي که اصولگرايان و برخي مراجع تقليد با اعلام نظرهاي جداگانه تداوم حضور مشايي در کابينه دولت اصولگرا را که يکي از شعارهايش محو اسرائيل از نقشه جهاني است، زير سوال مي بردند اما محمود احمدي نژاد طي سفري به ترکيه و در مصاحبه مطبوعاتي اش مشايي را کنار دست خود نشاند تا به همگان اين پيام را داده باشد که مخالفت با مشايي کارساز نيست. اقدام احمدي نژاد باعث اعتراض مجدد اصولگرايان شد اما احمدي نژاد باز هم در جريان شليک موشک ايراني «سفير اميد» به فضا مشايي را مجدداً کنار دست خود قرار داد تا به اين ترتيب احمدي نژاد هم براي هزارمين بار حمايت خود را از مشايي اعلام کرده باشد و همگان را در اين فکر فرو ببرد که چرا مشايي چنين سخناني گفت و از آن مهم تر چرا احمدي نژاد اينچنين آشکارا از مشايي حمايت مي کند؟ و آيا در اين ماجرا سياستي ظريف و برنامه يي از پيش طراحي شده نهفته است؟
به خصوص اينکه احمدي نژاد در اوايل رياست جمهوري اش طي سه اظهارنظر جنجال برانگيز در ابتدا از محو اسرائيل از نقشه جهاني سخن گفت، سپس هولوکاست (ماجراي کشتار يهوديان در جنگ جهاني دوم) را دروغ آشکار براي توجيه تاسيس رژيم اسرائيل در سرزمين فلسطين دانست و وقتي هم غرب به اظهارات احمدي نژاد اعتراض کرد و حتي شوراي امنيت هم در چند نوبت اظهارات احمدي نژاد را تقبيح کرد اما احمدي نژاد بر مواضع خود اصرار ورزيد و پاسخ داد اگر غربي ها معتقدند هولوکاستي رخ داده چرا فلسطينيان و مسلمانان تاوان آن را پس بدهند، بنابراين پيشنهاد مي کنم آلمان، کانادا يا امريکا يکي از ايالت هاي خود را به يهوديان بدهند تا کشورشان را در آنجا برپا کنند. بيان اين اظهارات کافي بود تا روابط نه چندان دوستانه ايران با غرب به خصوص با امريکا دچار بحران شديدي شود و علاوه بر اسرائيل لابي هاي يهودي در امريکا هم بيش از گذشته عليه ايران و دولت محمود احمدي نژاد فعال شوند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

اكثر نیروهایی كه پیش از این در زمره تحریمیان بوده‌اند و شركت در انتخابات را امری بیهوده می‌دانستند، امروز از كاندیداتوری عبدالله نوری در انتخابات ریاست‌جمهوری سخن می‌گویند. تحریمیانی كه همواره از عدم‌صداقت اصلاح‌طلبان و منفعت‌طلبی ایشان از ورود به قدرت سخن گفته‌اند، آیا معرفی یك كاندیدای كاذب را تاكتیكی صادقانه می‌دانند؟
در صداقت و راست‌كرداری شخص آقای نوری شكی نیست و قطعا وی می‌تواند گزینه‌ای بسیار مناسب برای ریاست‌جمهوری باشد اما برای اینكه مشخص شود كه وی از دید تحریمیان یك كاندیدای واقعی است یا كاذب، كافی است از حامیان وی بخواهیم به پرسش‌های زیر پاسخ دهند: 1- تحریمیانی كه از پایان عصر انتخابات و پایان پارلمانتاریسم سخن می‌گفتند، آیا عقیده خود را تغییر داده و فكر می‌كنند همچنان شركت در انتخابات مفید است؟ ایشان كه زمانی معتقد به اصلاح ساختار حقوقی بودند آیا به این نتیجه رسیده‌اند كه در همین ساختار حقوقی می‌توان به معرفی كاندیدا، انجام فعالیت و رقابت انتخاباتی و انتخاب رئیس‌جمهور مطلوب اقدام نمود؟ اگر چنین است آیا عدم‌حمایت‌شان از دكتر معین در دوره پیشین انتخابات ریاست‌جمهوری اشتباه بوده است یا خیر و یا شرایطی جدید باعث تغییر استراتژی ایشان شده است؟ 2- آیا فكر می‌كنند كه بتوان اجماعی میان تمام نیروهای دموكراسی‌خواه و اصلاح‌طلب برای حمایت از نوری ایجاد كرد؟ اگر خاتمی كاندیدا شود آیا نوری قصد رقابت با وی را دارد و یا به نفع وی كنار خواهد رفت؟ در صورت عدم‌اجماع و وجود چند كاندیدا، آیا نوری توان كسب رای لازم را خواهد داشت؟ آیا اساسا نوری تایید صلاحیت می‌شود و اگر نشود آیا دوباره عصر انتخابات به پایان خواهد رسید؟
اینگونه به نظر می‌رسد كه در میان تحریمیان هیچگونه تغییر استراتژی صورت نگرفته است. آنها همچنان موافق پایان عصر انتخابات و فعالیت پارلمانتاریستی هستند. همچنان معتقدند در این ساختار حقوقی نمی‌توان به صورت رسمی دست به سیاست‌ورزی زد. برای آنها رد صلاحیت عبدالله نوری نه‌تنها ضایعه نیست كه حتی موهبتی بزرگ است. به همین دلیل است كه اجماع نیروهای سیاسی را نه برای جمع‌آوری رای برای انتخاب نوری به عنوان رئیس‌جمهور كه برای تحریم انتخابات در صورت رد صلاحیت وی می‌خواهند. در حقیقت استراتژی تحریم انتخابات تغییر نكرده است و تنها تاكتیك ایشان از تحریم انتزاعی به تحریم عملی با اجماع حول یك كاندیدای كاذب تغییر یافته است؛ كاندیدایی كه می‌توان در اعتراض به رد صلاحیتش دست به تحریم انتخابات زد.
تا به اینجا شاید همه برنامه‌ها دقیق و حساب‌شده به نظر رسد اما یك مسئله همچنان حل‌نشده باقی است؛ یك مانع جدی كه می‌تواند همه برنامه‌ها، استراتژی‌ها و تئوری‌های تحریمیان را یك شبه برهم ریزد. آن مانع چیزی نیست جز اعلام كاندیداتوری سیدمحمد خاتمی در انتخابات.
معمای حضور خاتمی
به نظر می‌رسد كه اعلام كاندیداتوری سیدمحمد خاتمی بیش از آنكه محافظه‌كاران تندرو را به هراس انداخته باشد، تحریمیان را دچار بحران و بن‌بست عملی كرده است. محافظه‌كاران تندرو تا این زمان تنها به ذكر چند جمله تهدیدآمیز درباره رد صلاحیت خاتمی بسنده كرده‌اند؛ تحریمیان اما تا‌كنون ده‌ها و صد‌ها مقاله و یادداشت سیاسی، فرهنگی، جامعه‌شناسی و فلسفی در مضار حضور خاتمی در انتخابات نوشته‌اند. چه رازی در آمدن خاتمی نهفته است كه اینچنین مخالفان را به هراس افكنده است؟
اگر «حضور» خاتمی می‌تواند تا به این اندازه تندرو‌های درون و بیرون حاكمیت را دچار بحران كند، در عوض تحریمیان معتقدند كه «عدم حضور» خاتمی نیز اصلاح‌طلبان را دچار یك بحران و بن‌بست تاریخی می‌سازد. آنها معتقدند در چنین بن‌بستی بخشی از اصلاح‌طلبان در كنار تحریمیان قرار گرفته‌اند و گزینه عدم‌شركت در انتخابات (و نه تحریم) را انتخاب خواهند كرد و بخشی دیگر نیز حول كاندیداهایی جمع خواهند شد كه شكست‌شان از پیش قطعی است. فارغ از اینكه این دو ادعا تا چه حد به واقعیت نزدیك باشد، مشاهده می‌شود كه چگونه حضور و یا عدم‌حضور خاتمی در انتخابات به یك معمای پیچیده تبدیل شده است كه می‌تواند گروه‌هایی را از بن‌بست خارج سازد و گروه‌هایی دیگر را به بن‌بست بكشاند. خاتمی یك مثال نقض تاریخی برای تئوری‌هایی است كه نقش ساختارها را در شكل‌دهی به تاریخ تعیین‌كننده می‌دانند و نقش افراد را درعوض بسیار ناچیز می‌شمارند.
حضور خاتمی به معنای اجماع نیروهای اصلاح‌طلب برای معرفی یك كاندیدا، كاهش احتمال رد صلاحیت كاندیدا و افزایش احتمال پیروزی در انتخابات است و این برای اصلاح‌طلبان یعنی همه‌چیز. تحریمیان در صورت حضور خاتمی توانایی جذب بسیاری از نیروها را حول تحریم یا عدم‌شركت در انتخابات از دست خواهند داد و حتی نمی‌توانند به صورت علنی و رسمی به تحریم انتخابات بپردازند. تمام تئوری‌های ایشان مبنی بر بن‌بست اصلاح‌طلبی و پایان عصر انتخابات زیر سوال خواهد رفت. تحریمیان كه همواره آمار شركت نكردگان در انتخابات را به حساب پایگاه اجتماعی خود گذاشته‌اند در صورت كاندیداتوری خاتمی و شكل‌گیری رقابت دوقطبی و افزایش شركت‌كنندگان در انتخابات، پایگاه اجتماعی خود را نیز دچار آسیب‌پذیری و فروپاشی خواهند یافت؛ چنین وضعیتی برای تحریمیان یعنی از دست دادن همه‌چیز.
از دیگر سو عدم‌حضور خاتمی وضعیت را 180 درجه تغییر خواهد داد. اصلاح‌طلبان قطعا به اجماع حول یك كاندیدا نخواهند رسید و در نتیجه احتمال پیروزی هر یك از كاندیداها بسیار كاهش خواهد یافت. در صورت وجود چند كاندیدا، انتخابات از وضعیت دو قطبی خارج شده و انگیزه مردم نیز برای شركت در انتخابات كاهش خواهد یافت. همزمان با كاهش پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان، تحریمیان می‌توانند ادعا كنند كه پایگاه اجتماعی ایشان متشكل از مردمی كه در انتخابات شركت نكرده‌اند، افزایش یافته است. در صورت عدم‌حضور خاتمی نیروهای سیاسی بیشتری حول كاندیداتوری عبدالله نوری به اجماع خواهند رسید و تحریمیان محوریت جریان سیاسی خارج از حاكمیت را در دست خواهند گرفت. با رد صلاحیت نوری جریان تحریم تقویت و انتخاب احمدی‌نژاد به عنوان رئیس‌جمهور آینده قطعی خواهد شد. در نتیجه محافظه‌كاران تندرو در درون حاكمیت و تحریمیان تندرو در خارج حاكمیت هر دو به اهداف خود خواهند رسید و هر دو پیروز میدان خواهند بود. این یعنی قدرت یافتن رادیكالیسم و دوقطبی جنگ و خشونت.
ائتلاف كبوتر‌ها در برابر بازها
در تئوری‌های‌گذار به دموكراسی به وضعیتی بر می‌خوریم كه چه در درون و چه در بیرون حاكمیت میان تندروها و میانه‌روها شكاف و مرزبندی ایجاد می‌شود. در درون حاكمیت عده‌ای تندرو و عده‌ای معتدل و میانه‌رو به شمار می‌آیند و در بیرون از حاكمیت و در میان اپوزیسیون نیز، عده‌ای تندرو و رادیكال و عده‌ای دیگر معتدل و اصلاح‌طلب محسوب می‌شوند. دقیقا در چنین شرایطی است كه گفته می‌شود ائتلاف و توافق نیروهای معتدل درون و بیرون حاكمیت (كبوترها) در برابر و در تضاد با نیروهای تندروی درون و بیرون حاكمیت (بازها) می‌تواند اولین گام موثر برای گذار به دموكراسی تلقی شود. سیدمحمد خاتمی بی‌شك در جریان انتخابات سال جاری نماد ائتلاف و توافق معتدلین درون و بیرون حاكمیت خواهد بود. منظور از توافق این نیست كه بخشی از محافظه‌كاران نیز از خاتمی حمایت خواهند كرد بلكه دقیقا منظور این است كه اصلاح‌طلبان بر سر وی به اجماع رسیده و محافظه‌كاران معتدل نیز حضور وی در انتخابات را به عنوان یك رقیب پذیرفته و با رد صلاحیت وی مخالفت خواهند كرد. این توافق فارغ از اینكه به پیروزی محمد خاتمی در انتخابات بینجامد یا نینجامد، خود موجب تفوق و برتری كبوترها بر بازهاست و موجبات گذار مسالمت‌آمیز به دموكراسی را تا حدودی فراهم خواهد آورد.
عدم ‌حضور خاتمی در انتخابات اما جریان را معكوس كرده و برتری بازها (تندروهای درون و بیرون حاكمیت) را به همراه خواهد داشت. همانطور كه پیش از این گفته شد، هم جریان تحریم با محوریت كاندیداتوری عبدالله نوری تقویت خواهد شد و هم جریان حامی احمدی‌نژاد قدرت خود را برای پیروزی در انتخابات باز خواهد یافت. به همین دلیل است كه تندروهای درون و بیرون حاكمیت هردو بر سر عدم‌كاندیداتوری سیدمحمد خاتمی به توافق كامل رسیده‌اند. (البته تندروهای درون و بیرون حاكمیت همواره و از ابتدا بر سر حذف اصلاح‌طلبان توافق داشته‌اند و در این راه هم‌عقیده و همسو بوده‌اند.)
تصمیم خاتمی
تصمیم خاتمی یك تصمیم ساده نخواهد بود. وی می‌تواند انتخاب كند كه با حضور در انتخابات به تقویت كبوترهای ایران دامن زند یا با عدم‌حضورش بازهای ایران را در رسیدن به اهداف‌شان یاری رساند. تصمیم خاتمی دارای وزنی تعیین‌كننده است كه می‌تواند سرنوشت بسیاری از جریانات سیاسی را تعیین كند. همچنین می‌تواند انتخاب كند كه محوریت جریانات سیاسی دموكراسی‌خواه در دست اصلاح‌طلبان باشد و یا در دستان تندروها. از این زاویه دید، رای آوردن و رای نیاوردن او چندان تغییری در ماجرا ایجاد نمی‌كند.
«اگر» خاتمی نیاید شاید همان بهتر باشد كه اصلاح‌طلبان سراغ گزینه‌هایی چون عبدالله نوری یا محمدرضا خاتمی بروند تا هم با حضور در انتخابات برنامه‌ها و انتقادات خود را به گوش مردم برسانند و هم در صورت رد صلاحیت احتمالی آنها دلیلی قابل توجیه برای عدم‌شركت در انتخابات داشته باشند. اما اتخاذ این تاكتیك بستگی به همان «اگر» دارد كه حضور خاتمی را منتفی می‌سازد. این كاملا با تاكتیك كسانی كه از همین ابتدا عبدالله نوری را پیش از خاتمی مطرح می‌كنند، زمین تا آسمان تفاوت دارد. تفاوت میان حمایت از نوری از ابتدای امر و حمایت از وی پس از خاتمی مانند تفاوت میان «تحریم انتخابات از ابتدا» و «عدم شركت در انتخابات به دلیل رد صلاحیت كاندیدای مطلوب در انتها» است. اینها دو تاكتیك متفاوت برای دو نوع استراتژی متفاوت‌اند و به زمینه‌های نظری و همچنین به مواضع سیاسی هر یك از دو طیف اصلاح‌طلبان و تحریمیان باز می‌گردند. تحریمیان شاید از ابتدا حضور در انتخابات را با هدف تحریم آن بخواهند و در این راه كاندیدایی كاذب معرفی نمایند. اصلاح‌طلبی اما حكم می‌كند كه حضور در انتخابات با هدف شركت در انتخابات صورت پذیرد مگر آنكه موانع غیردموكراتیك راه را به سمت عدم‌شركت سوق دهند. در این روش عدم‌شركت گزینه‌ای شرطی و در واكنش به موانع برگزاری یك انتخابات آزاد خواهد بود و نه گزینه‌ای از پیش تعیین شده. پس اگر فرآیند انتخابات در ذهن تندورهای تحریمی تنها دارای یك مرحله یعنی تحریم انتخابات باشد، این فرآیند برای اصلاح‌طلبانی كه حضور در انتخابات را نه با هدف ورود به قدرت بلكه با هدف تقویت فرآیند دموكراسی در ایران دنبال می‌كنند، می‌تواند سه مرحله داشته باشد: خاتمی، نوری و دیگر هیچ...

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 اخبار تکمیلی به روایت سعید پورحیدر

دومین شعبه استانی بنیاد باران اوائل شهریور ماه با حضور محمدرضا عارف ، معاون اول رییس جمهور سابق کشورمان در ارومیه افتتاح میشود .

دکتر عزیز حسنی عضو هیات موسس بنیاد باران ، شعبه آذربایجان غربی با تایید این خبر گفت : " هنوز تاریخ دقیقی برای سفر محمد رضا عارف ، رییس هیات مدیره بنیاد باران به ارومیه تعیین نشده است اما قطعا این سفر اوائل شهریورماه و قبل از آغاز ماه رمضان خواهد بود "

حسنی افتتاح دومین شعبه استانی بنیاد باران در آذربایجان غربی را گامی به پیش برای انسجام هرچه بیشتر فعالین اطلاح طلب در استان دانست و گفت : " افتتاح دومین شعبه استانی بنیاد در آذربایجان غربی پس از استان خراسان رضوی نشان از ظرفیت و پتانسیل بالای فعالین اصلاح طلبان در استان است و از این فرصت بدست آمده باید جهت انسجام همفکرانمان در سراسر استان نهایت استفاده را انجام دهیم "

وی برگزاری نشستهای هم اندیشی ، کلاس و کارگاههای آموزشی و انجام مطالعات پژوهشی در موضوعات مختلف را برخی از برنامه های بنیاد باران در آذربایجان غربی پس از افتتاح رسمی برشمرد .

بنیاد باران ( بنیاد آزادی ، رشد و آبادانی ایران ) بنیادی است غیر دولتی که توسط سید محمد خاتمی ، رییس جمهور سابق به همراه جمعی از وزرا و مدیران سابق با هدف تقويت زمينه هاي رشد فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي و بالابردن سطح دانش و فناوري جامعه و توسعه منابع انساني و پرورش نخبگان براي برنامه ريزي و مديريت هاي راهبردي - کاربردي در عرصه هاي مختلف توسعه و همچنين بسط و نهادينه کردن آزاديهاي قانوني ، تعميق فرهنگ ملي ، عدالت اجتماعي ، رفاه عمومي ، اقدامات خيرخواهانه و پاسداري از حرمت و کرامت انسان ، با استفاده از همه امکانات ملي و بين المللي ، تشکیل شده است .

اعضای هیات موسس بنیاد باران در آذربایجان غربی :

جمشید انصاری ، استاندار سابق آذربایجان غربی ، مدیر عامل سابق بنیاد باران و نماینده مردم زنجان در مجلس هشتم

عباس خورشیدی : معاون سابق سیاسی و امنیتی استاندار آذربایجان غربی . فرماندار اسبق تبریز

شهربانو امانی : نماینده اسبق مردم ارومیه در مجلس پنجم و ششم

دکتر گودرز صادقی : رییس پیشین دانشگاه ارومیه

ناصر حضرتی : مدیر مسئول سابق نشریه فردای ما / رئیس گروه امور تولیدی در سازمان مدیریت و برنامه ریزی سابق

دکتر عزیز حسنی : مشاور استاندار سابق آذربایجان غربی و نماینده سازمان ملی جوانان در استان

دکتر فریبا بشیری : مشاور استاندار سابق آذربایجان غربی و رییس کمیته زنان و جوانان استان ، عضو شورای اول شهر ارومیه

دکتر هوشنگ عطاپور : رییس اسبق سازمان هلال احمر استان همدان

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

شهریور ماه ارومیه باران می بارد !

یکی از اعضای هیات موسس بنیاد باران شعبه استان آذربایجان غربی در گفتگوی اختصاصی با وبلاگ خرداد ۸۸ از آغاز به کار شعبه استانی بنیاد باران از اوایل شهریور ماه خبر داد. وی اعلام نمود که آغاز به کار شعبه استان آذربایجان غربی طی مراسمی با حضور یکی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام و نیز برخی از اعضای بلندپایه بنیاد باران در ارومیه برگزار خواهد گردید. اعضای هیات امنا و نیز هیات موسس بنیاد باران نیز تقریبا تکمیل و طی این مراسم اعلام خواهد گردید. وبلاگ خرداد ۸۸ چندی قبل برخی از اسامی هیات موسس شعبه استانی بنیاد باران را پیشتر اعلام کرده بود که بنا بر اطلاعات بدست آمده اعضای نامبرده شده در وبلاگ به صورت قطعی در میان این لیست حضور دارند.

جزئیات کامل این خبر بزودی منتشر خواهد گردید.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

جلسه تجریش !

در يكي از روزهاي گرم هفته پيش، چهار نفر از چهار حزب و تشكل سياسي ايران به جعفرآباد تجريش رفتند تا نشستي انتخاباتي با عبدالله نوري برگزار كنند. هدف، بررسي چگونگي حضور عبدالله نوري در انتخابات رياست‌جمهوري سال آينده بود. اگرچه به نظر مي‌رسيد كه ماجراي رسانه‌ايي كانديداتوري نوري فروكش كرده است اما برخي علاقه‌مند بودند كه هرچند در سكوت، اين بحث پيگيري، ارزيابي و اگر محتمل است شرايط حضور عبدالله نوري جهت شركت در انتخابات فراهم شود.

 چنين بود كه با دعوت احمد زيدآبادي دبيركل سازمان ادوار تحكيم وحدت، اين نشست برگزار شد. از قرار معلوم اين سازمان دانشجويي – سياسي در جمع‌بندي‌هاي خود به اين نتيجه رسيده است كه نمي‌تواند در قبال انتخابات سال آينده حالت «انفعال» داشته باشد. برخي از اعضاي تحكيم وحدت در گذشته و اكنون گزينه عدم  شركت در انتخابات را پيگيري مي‌كنند اما سازمان ادوار تحكيم وحدت كه مجزا از دفتر تحكيم فعاليت مي‌كند،‌ لازم ديده خود را از خط تحريم جدا كند و در انتخابات فعال باشد. اما از آنجايي كه آنها نمي‌خواهند بر نامزدي سيدمحمد خاتمي تمكين كنند، لازم ديدند حتما براي خود نامزدي مستقل و حتي ارجح بر خاتمي داشته باشند. چنين است كه در جلسات خود بر نام عبدالله نوري توافق كردند و در چند جلسه كه با او نيز برگزار كردند، شرايط نوري را متفاوت از گذشته ديدند.

 تا پيش از اين عبدالله نوري، هرگاه مورد مشورت و پرسش قرار مي‌‌گرفت كه آيا در انتخابات مختلف حاضر مي‌شود، چنان سخن مي‌گفت كه همه را مأيوس مي‌كرد. اين بار گويي او رويكرد ديگري بر خود برگزيده است. بدين‌صورت كه عدم مخالفت ضمني خود را اعلام مي‌كند اما موضوع را مشروط به رفتار و واكنش ديگران نسبت به خود مي داند. بدين ترتيب، توپي كه هميشه در زمين نوري پرت مي‌شد  و آنجا مي‌ماند، اين بار توسط عبدالله نوري در زمين ديگران بازگشت داده مي‌شود و نوري از عكس‌العمل ديگران و خصوصا برخي از احزاب و دوستان قديم خود پي مي‌برد كه مرز دوستي‌ها با او تا كجاست؛ در حرف است يا در عمل، چنان كه در جلسه جعفرآباد نيز اين اتفاق رخ داد.

 ***

در اين جلسه چهارنفر حاضر شدند: احمد زيدآبادي از سازمان ادوار تحكيم وحدت، سعيد حجاريان از حزب مشاركت، مصطفي تاج‌زاده از سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و محمد عطريانفر از كارگزاران سازندگي. اگرچه آنها به نمايندگي از سوي حزب خود به اين ميهماني انتخاباتي نيامده بودند،  اما واقعيت آن بود كه كلام آنها مي‌توانست‌ منعكس‌كننده وضعيت عبدالله نوري باشد تا او مقابل اين آئينه كه وضعيت او را در ميان احزاب اصلاح‌طلب نمايش مي‌داد، پي ببرد چه ميزان جاي پاي محكمي در جاده انتخابات رياست جمهوري دارد.

 اين البته واقع‌نمايي عبدالله نوري بود؛ كه او خودخواسته بود گفت‌وگوي سازمان ادوار با وي منتج به حضور ديگران نيز شود تا پيش از هر سخني دريابد كه در كجا قرار دارد. به همين دليل احمد زيدآبادي دبيركل سازمان ادوار تحكيم وحدت در اين جمع و در ابتدا يادآور شد كه دوران اصلاحات، تجارب ذي‌قيمتي داشته، اگرچه انتقاداتي نيز به آن دوران وارد است. اما تحليل او مبتني بر اين بود كه بايد اين تجارب را حفظ و گفتمان جديدي خلق كرد. گفتماني نو كه هم مورد پسند جامعه باشد ، هم شرايط داخلي و بين الملل را در نظر بگيرد . به همين دلايل، از نظر او موضوع عبدالله نوري مي‌تواند در دستور كار انتخاباتي اصلاح‌طلبان قرار بگيرد و آنها با اين گزينه، انتخابات را ساماندهي كنند و با يك اجماع نيرومند، محور انتخابات را حول عبدالله نوري ترسيم  كنند. از اين منظر، دانشجويان ادوار تحكيم، فقط عبدالله نوري و نه هيچ كانديداي ديگري را واجد آراي بسيار مي‌دانند.

 ***

مصطفي تاج‌زاده اما به‌گونه‌اي ديگر سخن گفت او كه معاونت سياسي عبدالله نوري را در وزارت كشور دوران نخست رياست جمهوري خاتمي برعهده داشت، از رئيس سابق خود خواست كه اگر تصميم دارد در انتخابات شركت كند، بايد بداند كه اگر سيدمحمد خاتمي كانديداي انتخابات شد، كناره‌گيري كند.

تاج‌زاده حضور عبدالله‌نوري را براي شركت در انتخابات و اعلام نامزدي در مقام كلي، تاييد كرد، اما بر اين باور بود كه عبدالله نوري نيز مانند محمدرضا عارف اين حضور را منوط به تعيين تكليف خاتمي كند. اگر خاتمي آمد، او از ادامه حضور منصرف شود و اگر خاتمي نيامد، موضوع نوري مي‌تواند محلي براي بحث باشد كه آيا مي‌توان با او در انتخابات شركت كرد و يا با عدم حضور خاتمي نبايد در انتخابات شركت كرد ولو آنكه ديگراني مانند نوري شركت كرده باشند.

 البته نماينده ديگري از سازمان مجاهدين انقلاب، پيش از اين در جلسه ائتلاف اصلاح‌طلبان كه با محوريت مجمع روحانيون و سيدمحمد خوئيني‌ها برگزار مي‌شود، يادآور شده بود كه «يا خاتمي يا هيچ‌كس ديگر». اما ايراد اين سخن، اين بار از زبان تاج‌زاده، گويي براي برخي تازگي داشت، چراكه از زاويه نگاه تاج‌زاده، نوري به شخصيتي تبعي نسبت به خاتمي تبديل مي‌شد. 

با اين حال اگر مصطفي تاج‌زاده، نوري را چنين به زير كشيد، سعيد حجاريان او را فراتر از رياست‌جمهوري بركشيد و به‌گونه‌اي ديگر با حضور عبدالله نوري مخالفت كرد. او رياست‌جمهوري را هم شأن عبدالله نوري ندانست و در همان جلسه پيشنهاد داد كه عبدالله نوري راهبري جنبش اصلاحات را عهده‌دار شود. جنبشي كه نزديك به دوازده سال بي‌سر است و اصلاحاتي كه سال هاست راه افتاده ، به پيشنهاد حجاريان نياز به يك راهبر و سر دارد و چه كسي بهتر از عبدالله نوري. 

به باور حجاريان، عبدالله نوري به دليل مقاومت تاريخي و سرسختي كه در سابقه سياسي خود دارد ، در انتخابات ردصلاحيت مي‌شود و همين  بهترين وضعيت است تا او هدايت جنبش اصلاحات را بپذيرد و آن را رهبري كند. به اعتقاد او مي‌توان از اين طريق، منتقد فعال بود و در صحنه حضور داشت و با سازماندهي،‌ خود را هميشه آماده به دست گرفتن قدرت  نشان داد. او ردصلاحيت عبدالله نوري را طليعه مقدسي براي جنبش اصلاحات توصيف كرد تا آن را از بن‌بستي كه دچارش شده رهايي بخشد. 

***

محمد عطريانفر‌ اما هر دو پيشنهاد تاج‌زاده و حجاريان را امري ممتنع دانست و گفت كه اين سخنان تناسبي با عبدالله نوري ندارد. او معتقد است كه نوري، خاتمي ديگر است. پس نبايد او را فروكاست و ذيل خاتمي تعريف كرد، چراكه واجد صلاحيت‌هاي ويژه است و اتفاقا به دليل مقاومتش در دوران اصلاحات، با اقبال عمومي نيز روبه‌رو مي‌شود. عطريانفر از همين زاويه با پيشنهاد حجاريان نيز مخالفت كرد و گفت ابتدا بايد انديشيد آيا اكنون و در وضعيت فعلي چيزي به نام جنبش اصلاحات داريم كه نياز به سر داشته باشد؟ و آيا اين رفتار به رويارويي با نظام سياسي منجر نخواهد شد؟ 

به همين دليل عطريانفر پيشنهاد كرد كه پروژه انتخاباتي عبدالله نوري، تنها زماني بايد كليد بخورد كه خاتمي اعلام كند در انتخابات شركت نمي‌كند. اگر او از شركت در انتخابات سرباز زد، اصلاح‌طلبان به 3 شرط مي‌توانند روي نام نوري ائتلاف كنند،  اول آنكه اتفاق جامع‌الاطرافي براي نامزدي او صورت بگيرد، دوم هزينه‌هاي سياسي اين انتخاب برآورد شود و ديد آيا اين آمادگي و پذيرش هزينه در ميان اصلاح‌طلبان وجود دارد و سوم، هم نوري و هم اصلاح‌طلبان واجد يك برنامه مشخص و متمايز و البته كاملا واقع بينانه باشند. در غير تحقق اين سه شرط، حضور نوري جامه واقعيت به خود نخواهد پوشاند. 

*** 

عبدالله نوري همچون گذشته سكوت پيشه كرد. سخن‌ها را شنيد،‌ كلامي نگفت اما بهتر از هر كس دريافت كه جايگاه و وضعيتش در ميان برخي از احزاب پيشرو چگونه است. جلسه البته بي‌نتيجه پايان يافت، اما گويي عبدالله نوري بهترين نتيجه را گرفت.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

خاتمی برگ برنده انتخابات است؛ احتیاط كنیم تا نسوزد

همزمان با نزدیك‌شدن به زمان برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری، بحث‌ها و حاشیه‌ها درباره آرایش این انتخابات و رایزنی‌ها و گفت‌وگوها، جدی شده است. در این میان، حزب كارگزاران سازندگی در هفته‌های اخیر با مطرح كردن پیشنهادی برای رسیدن اصلاح‌طلبان به نامزد واحد و حتی فراتر از آن همكاری و تعامل با طیف میانه‌رو جناح اصولگرا، خبرساز شده است. طرح این پیشنهاد البته با دعوت احزابی چون جبهه مشاركت و سازمان مجاهدین انقلاب از آقای خاتمی برای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری همزمان شده و ابهاماتی را نسبت به اینكه حزب كارگزاران به دنبال حمایت از آقای خاتمی در انتخابات نیست یا در پی پیوستن به جناح مقابل است، به ‌وجود آورده است. هر چند چهره‌های مختلف حزب كارگزاران در هفته‌های اخیر در موضع‌گیری‌های مختلف از آمادگی این حزب برای حمایت از آقای خاتمی درصورت نامزدی ایشان سخن گفته‌اند، اما تاكنون پاسخی تفصیلی و توام با تشریح جزئیات به این ابهامات داده نشده بود. برای رفع این ابهامات، خبرنگار كارگزاران گفت‌وگویی را با «حسین مرعشی» سخنگوی این حزب انجام داد. مرعشی در این مصاحبه تاكید كرده كه آقای خاتمی می‌تواند «برگ آس» انتخابات آتی ریاست‌جمهوری باشد؛ مشروطه بر آنكه ورود ایشان با احتیاط و تدبیر لازم از سوی حامیان و نیز مجموعه نیروهای سیاسی همراه باشد

متن کامل این گفتگو را اینجا مطالعه فرمایید.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

وضعیت پوشش خانم ها در ارومیه مناسب نیست

حجت الاسلام غلامرضا حسنی با انتقاد از وضع موجود جامعه، لزوم مقابله جدی با پدیده بدحجابی را مورد تاکید قرار داد.

به گزارش مهر، نماینده ولی فقیه در آذربایجان غربی در خطبه های این هفته نماز جمعه اظهار داشت: متاسفانه امروز در سطح شهرستان ارومیه شاهد تردد زنان و مردانی با پوشش نامناسب هستیم که این موضوع شایسته نظام جمهوری اسلامی نیست و باید دستگاههای ذیربط در این زمینه اقدامات موثری انجام دهند.

وی تذکر لسانی و احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه همگانی دانست و گفت: از هفته آینده طرح ارتقای امنیت اجتماعی با رویکرد مقابله با بدحجابی در استان تشدید می شود که اجرای این طرح نیازمند همکاری مردم با نهادهای ذیربط است.

حجت الاسلام حسنی در ادامه با اشاره به فرا رسیدن نیمه شعبان اعتقاد به فرهنگ غنی مهدویت را یکی از راه کارهای مقابله با افکار وهابیون دانست و افزود: تمامی فرق و مذاهب به ظهور منجی و مصلح آخرالزمان(عج) اعتقاد دارند و این مسئله می تواند به عنوان عامل وحدت و اتحاد در مبارزه با افکار ضد اسلامی وهابیون باشد.

وی با اشاره به همایش عظیم پیاده روی در ارومیه به مناسبت نیمه شعبان اظهار داشت: خانواده ها و مسئولان تلاش کنند از این فرصت به وجود آمده نهایت استفاده را در جهت آشنایی بیشتر نسل جوان با ویژگی های بازر ائمه اطهار(ع) به خصوص امام زمان (عج) ببرند.

وی همچنین بر اهمیت نمازجمعه، اقامه نماز اول وقت، دعا برای تعجیل در ظهور امام زمان (عج)، برگزاری باشکوه اعیاد شعبانیه به خصوص نیمه شعبان تاکید کرد.مورد تاکید قرار داد.

به گزارش مهر، نماینده ولی فقیه در آذربایجان غربی در خطبه های این هفته نماز جمعه اظهار داشت: متاسفانه امروز در سطح شهرستان ارومیه شاهد تردد زنان و مردانی با پوشش نامناسب هستیم که این موضوع شایسته نظام جمهوری اسلامی نیست و باید دستگاههای ذیربط در این زمینه اقدامات موثری انجام دهند.

وی تذکر لسانی و احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه همگانی دانست و گفت: از هفته آینده طرح ارتقای امنیت اجتماعی با رویکرد مقابله با بدحجابی در استان تشدید می شود که اجرای این طرح نیازمند همکاری مردم با نهادهای ذیربط است.

حجت الاسلام حسنی در ادامه با اشاره به فرا رسیدن نیمه شعبان اعتقاد به فرهنگ غنی مهدویت را یکی از راه کارهای مقابله با افکار وهابیون دانست و افزود: تمامی فرق و مذاهب به ظهور منجی و مصلح آخرالزمان(عج) اعتقاد دارند و این مسئله می تواند به عنوان عامل وحدت و اتحاد در مبارزه با افکار ضد اسلامی وهابیون باشد.

وی با اشاره به همایش عظیم پیاده روی در ارومیه به مناسبت نیمه شعبان اظهار داشت: خانواده ها و مسئولان تلاش کنند از این فرصت به وجود آمده نهایت استفاده را در جهت آشنایی بیشتر نسل جوان با ویژگی های بازر ائمه اطهار(ع) به خصوص امام زمان (عج) ببرند.

وی همچنین بر اهمیت نمازجمعه، اقامه نماز اول وقت، دعا برای تعجیل در ظهور امام زمان (عج)، برگزاری باشکوه اعیاد شعبانیه به خصوص نیمه شعبان تاکید کرد.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

درود بر یاران گرامی خرداد ۸۸

گرفتاری و برخی مشکلات شخصی عاملی بود که چندی باعث گردید در جمع شما خوبان نباشم. این گرفتاری و مشکل با اینکه به طور کامل رفع نگردیده لیکن این مهم فرا هم گردیده که باز در میان شما باشم. هر چند کمی نسبت به گذشته در فعالیت وبلاگ کاستی و کم کاری مشاهده نمایید لیکن تمام تلاشم برای حضور خواهد بود.

انتشار عکس های سلسله وار جمعه با استقبال مخاطبان ارجمند مواجه گشته و در اکثر پیام های خصوصی که برایم ارسال می گردد از لطف بی پایان شما عزیزان شرمنده می شوم..

تنهایم نگذارید و دعایم کنید که دعاهای شما بر من سرمایه عظیمی است..

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
  تصویر اختصاصی خرداد ۸۸

در تصویر حجت الاسلام غلامرضا حسنی امام جمعه ارومیه و دکتر رحیم قربانی استاندار آذربایجان غربی را مشاهده می فرمایید. این تصویر برای اولین بار از وبلاگ خرداد ۸۸ منتشر می گردد.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
   

نامه نگاری با آکسفورد !

 

متن کامل خبر سایت الف را اینجا مطالعه فرمایید

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

نظر حضرت آقا تحریف شده است

قانوني بودن رأي اعتماد مجلس به ايشان قابل ترديد است و به نظر مي رسد كه نياز به رأي گيري مجدد باشد.

براي نگارنده قلم زدن درباره آنچه امروز مي خواهم بنويسم سخت است و صد البته، ناگوار و تلخ. اما ماجراي ديروز مجلس شوراي اسلامي و نقل قول مخدوشي كه از تريبون خانه ملت پخش شد، كمترين ترديدي در ضرورت اين نوشته باقي نمي گذارد، چرا كه، وارونگي اين نقل قول، آگاهانه يا ناخودآگاه - و انشاءالله ناخودآگاه - درباره نظر كسي بود كه نه فقط مقتداي همه مردم ايران بلكه مراد همه ملت هاي مسلمان و نقطه اميد تمامي آزادگان و محرومان جهان است. بنابراين، انصاف آن است- و تكليف هم - كه واقعيت ماجرا بازگو شود تا «بر دامن كبرياش ننشيند گرد»، اگرچه نمي نشيند.
ديروز در جلسه علني مجلس شوراي اسلامي و در جريان رأي اعتماد به سه وزير پيشنهادي رئيس جمهور، نمايندگان موافق و مخالف، مطابق معمول و با استفاده از اختيارات قانوني خويش به اظهارنظر درباره وزيران پيشنهادي پرداختند. در اين ميان اظهارنظر مخالفان درباره يكي از نامزدها داغ تر از بقيه و با ارائه دلايلي مبني بر عدم صلاحيت ايشان، نظير مدرك دكتراي تقلبي يا جعلي! همراه بود كه نگارنده درباره صحت و سقم اين ادعا و برخي از ادعاهاي ديگر نظري ندارد، يعني چيزي نمي داند و موضوع بحث اين نوشته هم نيست.
ديروز، برادر عزيزم جناب آقاي دكتر احمدي نژاد، رئيس جمهور محترم كه براي ايشان احترام فراواني قائل هستم در حالي كه براي دفاع از وزراي پيشنهادي خود پشت تريبون رفته بود، سخني از قول رهبرمعظم انقلاب درباره وزيران پيشنهادي نقل كرد كه نگارنده با اطلاع دقيقي كه از اصل ماجرا دارم، مي دانم و كمترين ترديدي ندارم كه متأسفانه اين نقل قول، مخدوش و غيرواقعي بوده است و با نظر ارائه شده از سوي رهبرمعظم انقلاب، تفاوتي نزديك به تناقض دارد و با عرض پوزش از آقاي احمدي نژاد بايد گفت در سخنان ديروز ايشان، نظر واقعي آقا تحريف شده بود، به گونه اي كه انگار رهبرمعظم انقلاب نه فقط با وزراي پيشنهادي آقاي احمدي نژاد موافقت كامل داشته اند، بلكه نمايندگان مجلس را براي دادن رأي بالا به آنها تشويق و ترغيب هم كرده اند! بديهي است كه با اين نقل قول مخدوش قاطبه نمايندگان محترم مجلس كه خود را مطيع و مريد رهبرمعظم انقلاب مي دانند، چنانچه نگاه و نظر منفي داشته اند، آن را وانهاده و رأي مثبت مي دهند، مگر دو دسته. اول آنها كه از واقعيت نظر آقا باخبر بوده اند و دوم، نمايندگاني كه با بينش و منش رهبرمعظم انقلاب آشنا بوده و به طور طبيعي - و البته هوشمندانه- نظر نقل شده را مخدوش و غيرواقعي ارزيابي كرده اند.
آقاي احمدي نژاد در جلسه ديروز مجلس و به هنگام دفاع از وزراي پيشنهادي با اشاره به اين كه گفته مي شود احمدي نژاد اصرار بر اين سه گزينه داشته است و مقام معظم رهبري به علت اين اصرار با اين گزينه موافقت كرده اند، گفت؛ «مگر رابطه ما با مقام معظم رهبري اينگونه است؟ من خدمت آقا گفتم كه مي خواهم اين سه نفر را معرفي كنم، ايشان فرمودند چقدر شناخت داريد، ويژگي ها و سوابق را براي ايشان گفتم. ايشان نيز موافقت كردند و فرمودند برويد براي رأي آوري آنها تلاش كنيد»!
متأسفانه و با عرض پوزش بايد گفت اين نقل قول با واقعيت انطباق ندارد. نگارنده از نظر آقا درباره دو تن از وزراي معرفي شده اطلاعي ندارد ولي نظر ايشان درباره يكي از سه وزير پيشنهادي با آنچه آقاي احمدي نژاد- احتمالا از روي فراموشي يا بي دقتي- نقل كرده اند متفاوت است. مطابق اطلاع دقيق و موثق نگارنده، آقا درباره يكي از سه وزير پيشنهادي نظر موافق نداده اند، بلكه فقط فرموده اند«مخالفتي ندارم». توضيح آن كه معمولا حضرت آقا در اينگونه موارد، سه نوع نظر مي دهند. «موافقت»، «مخالفت» و يا «مخالفتي ندارم». و بديهي است كه اين سه نوع نظر كاملا با يكديگر متفاوت بوده و هر يك مفهوم خاص و جداگانه اي دارند. بنابراين نقل قول آقاي احمدي نژاد كه «آقا موافقت كردند و فرمودند برويد براي رأي آوري آنها تلاش كنيد»! كاملا غيرواقعي و مخدوش است. چرا كه مفهوم «مخالفتي ندارم» با مفهوم «موافقم» تفاوت فراوان و تعيين كننده اي دارد چه رسد به اين كه فرموده باشند «برويد براي رأي آوري آنها تلاش كنيد»! بنابراين جاي اين گلايه جدي از آقاي احمدي نژاد هست كه چرا نظر آقا را به طور مخدوش و متاسفانه تحريف شده، نقل كرده اند؟! البته بعيد نيست كه آقا درباره دو وزير ديگر نظر مساعدي داشته اند - و نگارنده نمي داند- اما درباره يكي از آنان كه احتمالا نقل قول مخدوش رئيس جمهور نيز براي رأي آوري او بوده است، نظر آقا همان است كه گفته شد. اين نكته نيز گفتني است كه اگر نظر آقا همانگونه كه بود - يعني مخالفتي ندارم- نقل مي شد به يقين بسياري از نمايندگان با شنيدن اين نظر كه مفهومي كاملا متفاوت با نقل آقاي احمدي نژاد دارد، از رأي دادن به وزير مورد اشاره خودداري مي ورزيدند!
نگارنده به وزير مورد اشاره ارادت دارد و بر اين باور است كه نظر آقا مبني بر اين كه «مخالفتي ندارم» اگرچه با «موافقم» تفاوت فراواني دارد به معناي نفي صلاحيت ايشان نيست، مثلا؛ كسي كه پزشك نيست نمي تواند مسئوليت يك بخش درماني در يك بيمارستان را بر عهده داشته باشد ولي بعيد نيست كه براي پست هاي ديگري، حتي مهمتر و تعيين كننده تر مناسب و لايق باشد، كه معمولا هست. ولي سخن در اين نوشته درباره صلاحيت ها و شايستگي هاي برادر مورد اشاره نيست، بلكه انتظاري منطقي از رياست محترم جمهوري در ميان است كه سنجيده و صحيح نقل قول كنند، آن هم از مراد همه مسلمانان يعني رهبر معظم انقلاب.
و اما، گلايه ديگر از جناب آقاي احمدي نژاد كه كم اهميت تر از گلايه اول نيست، آن كه، چرا ايشان براي رسيدن به يك خواسته سياسي آنهم خواسته اي كه اين سوي و آن سوي آن تفاوت چنداني ندارد، از رهبر معظم انقلاب هزينه كرده اند؟ صرف نظر از اين كه نظر ايشان را هم مخدوش و غيرواقعي نقل كرده اند! چه كسي تاكنون ديده يا شنيده است كه حضرت آقا در اموري از اين دست دخالت كنند؟! مگر درباره وزراي كابينه آقاي هاشمي يا آقاي خاتمي رهبر معظم انقلاب نظر داده بودند و يا مگر وزراي كابينه آقاي احمدي نژاد با نظر آقا انتخاب شده اند؟! نهايت اين كه رؤساي محترم جمهور از ايشان نظري خواسته اند و پاسخ آن بزرگوار نيز يكي از سه «گزينه» پيش گفته بوده است.
اگر اظهارنظر ديروز برخي از نمايندگان درباره مثلاً مدرك تحصيلي جعلي يا قلابي فلان وزير معرفي شده صحت داشته باشد- كه انشاءالله ندارد- آيا شايسته است از رهبر معظم انقلاب و قانونگراترين شخصيت نظام براي توجيه آن هزينه شود؟!
بديهي است كه به عقيده نگارنده، دوران رياست جمهوري آقاي دكتر احمدي نژاد بعد از دوران رياست جمهوري آقا، مطلوب ترين بوده و هست و نگارنده بي ترديد براي دور دوم به عنوان يك شهروند معمولي به ايشان رأي خواهم داد و در ميان كساني كه احتمال كانديداتوري آنها مي رود كسي را شايسته تر از ايشان نمي شناسم، ولي ايشان كه بارها ارادت و پيروي خود از رهبري و حضرت امام(ره) را نشان داده اند بايد در مواردي از اين دست كه شرح آن رفت دقت و مراقبت بيشتري داشته باشند و اين كه «نازنيني تو ولي در حد خويش... الله الله پا منه ز اندازه بيش»....
و بالاخره، از آنجا كه نقل قول غيرواقعي آقاي احمدي نژاد در كسب آراء وزير محترم مربوطه تاثير تعيين كننده اي داشته است، قانوني بودن رأي اعتماد مجلس به ايشان قابل ترديد است و به نظر مي رسد كه نياز به رأي گيري مجدد باشد.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

قرار نیست مردم را با سركوب نگاه داریم

در سالگرد انقلاب مشروطیت و در روزهایی كه بحث‌ها پیرامون مشروطه‌خواهان و مشروعه‌خواهان بار دیگر در محافل سیاسی و فكری بالا گرفته، آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان رهبری، طی سخنانی از جایگاه رای مردم در مشروعیت حكومت سخن گفته است. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در این سخنرانی كه در همایش سراسری ائمه جماعات ایراد شد، تاكید كرد كه «شرط حدوث و علت تحقق و بقای حكومت اسلامی رای مردم است.» وی گامی فراتر هم نهاد و گفت: «ولایتی كه مبنای سایر مسائل فقهی و عملی ماست، تحقق عینی و شكل سیاسی و حكومتی‌اش فقط با اراده مردم حفظ می‌شود»، در عین حال وی تایید كرد كه «مشروعیتش همان حقانیتی است كه خدا قرار داده است.» رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینكه «شرط تحقق و علت حدوث و بقای حكومت اسلامی حضور مردم است»، خاطرنشان كرد: مشروعیت بحث دیگری است، حق‌های زیادی در دنیا محقق نشده و حقیقت‌ها مدفون است. اگر فكر كنیم حالا كه نظام دست‌مان است و حاكم هستیم در صورت نارضایتی مردم هم حكومت ادامه پیدا می‌كند، درست نیست؛ زیرا دیگر حكومت آن چیزی نیست كه ما می‌خواهیم. دین، حكومت و ولایتی كه ما می‌خواهیم این است كه مردم با رغبت، میل، ایمان حضور و فداكاری خود این نظام را سرپا نگه دارند. وی ادامه داد: اگر قرار باشد با نیزه و سركوب مردم را نگه داریم، این می‌شود مثل حكومت امرای قاجار. مردم دین را می‌خواهند و نگران نباشیم اگر آن‌چه مردم می‌خواهند تحقق پیدا كند. این موضوع در انقلاب، جنگ و هر وقت كه لازم بود اثبات شده است. وی در ادامه سخنان خود گفت: هیچ‌كدام از ادیان جامعیت اسلام را از لحاظ راهبردی و برنامه‌های عملیاتی ، سیاسی و اجتماعی ندارند. خداوند برنامه جامعی به ما داده و از ما خواسته به عنوان امت شاهد نمونه و راهنما برای همه جهان باشیم. واقعیت اسلام این طور كه از اسناد برمی آید در زمان ظهور حضرت حجت(عج) خوب اجرا و شناخته می‌شود و آن روز روزی است كه مردم با رغبت اسلام را می‌پذیرند. هاشمی تصریح كرد: در تبیین اسلام و دعوت به آن، فقط منطق حاكم است و هیچ پیغمبر و امامی در طول تاریخ دینش را به زور به مردم تحمیل و بر آنها حكومت نكرده است. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینكه «مبنای ادیان الهی پذیرش مردم است»، یادآور شد: بدون پذیرش و موافقت اكثریت مردم ممكن است حكومتی تشكیل شود، اما این حكومت دینی نیست، مشی ائمه و علمای بزرگ ما در تاریخ هم بر همین مبنا بوده است، به طور مثال در زمان پیامبر(ص) هم زمانی كه قبایل موافقت كردند حاكمیت اسلام در مدینه اتفاق افتاد؛ همان طور كه امروز هم در كشورهایی كه دموكراسی وجود دارد، احزاب تصمیم می‌گیرند. وی در ادامه با اشاره به سالروز ولادت امام حسین(ع) گفت: آثار عاشورا امروز هم همچنان توفنده عمل می‌كند و سرمایه نیروهایی است كه می‌خواهند در راه خدا حركت كنند. ما هم همه وجودمان مدیون همین عاشوراست؛ همان‌طور كه امام خمینی(ره) بارها بر این مساله تصریح داشته‌اند، زمانی سال‌ها پیش از انقلاب امام خمینی(ره) در یكی از درس‌های خود در قم به مناسبتی تشریح كردند كه عاشورا، روضه‌ها و برنامه‌های محرم و صفر چطور باعث تداوم اسلام ، مكتب اهل بیت(ص) و حتی روحانیت شده است. هاشمی‌رفسنجانی با تاكید بر اینكه «ملاك تشكیل حكومت اسلامی حضور مردم است»، اضافه كرد: این واقعیتی است كه در عقاید و مكتب شیعه آمده، در زمانی كه هم دموكراسی وجود نداشت كسانی كه می‌خواستند حكومت‌شان مشروع باشد، از علما اجازه می‌گرفتند تا كارشان حرام نباشد. عینیت قضیه این است كه ولایت یك واقعیت ملموس عینی و تاریخی است كه بدون حضور مردم و همراهی آنها حكومت دینی نمی‌تواند تشكیل شود. اگر هم ذاتا مشروع باشد مانند مساله امیرالمومنین و برخی ائمه می‌شود كه نتوانستند حكومت تشكیل دهند. رئیس مجلس خبرگان ادامه داد: حضور مردم و عینیت یافتن حكومت اسلامی شرط و ركن اساسی است، حتی با این فرض كه بگوییم بدون حضور مردم هم حكومت مشروعیت دارد، قطعا بدون رضایت آنها قابل تحقق نیست. ممكن است در كودتا افسر متدینی حكومت را به دست بگیرد اما اگر مردم آن را قبول نداشته باشند آن چیزی نیست كه اسلام می‌گوید. وی افزود: در زمان پیش از ما هم علمای بزرگی پس از غیبت امام زمان(عج) وجود داشته‌اند و شخصیت‌های مقبول زیادی بوده‌اند، اما هیچ وقت به حكومت نرسیده‌اند؛ زیرا دموكراسی و رای مردم وجود نداشت؛ یعنی حكومت‌ها یا ارثی شده بود یا برخی با حركت‌های نظامی، زور و شمشیر حكومت تشكیل می‌دادند. مساله رای مردم متعلق به قرون اخیر پس از انقلاب فرانسه است، وقتی كم كم این سنت خوب به شرق و منطقه ما آمد، مردم ایران زودتر از دیگران به میدان آمدند. هاشمی‌رفسنجانی گفت: در جریان مشروطه هم اولین كار از سوی روحانیت شكل گرفت. دو سه جریان موثر در مشروطه حضور داشتند، یكی فرنگ‌رفته‌ها بودند كه آثار حكومت دموكراتیك را دیده بودند. عده‌ای هم توده‌ای و كمونیست حضور داشتند كه از حكومت روس‌ها تاثیر گرفته بودند كه تعداد این دو بسیار كم بود و بدنه اصلی مشروطه با خواست علما و مرجعیت متدین آمد و توانست اولین مجلس را بگیرد، این كار روحانیت جرقه مهمی در غرب بود كه قدرت روحانیت شناخته شد. وی با بیان اینكه «عمده ناكامی مشروطه به دلیل حضور نداشتن توده مردم بود»، گفت: در مشروطه وقتی حكومت خواست روحانیت را نابود كند، مردم مقابلش نایستادند؛ مثل انقلاب نبود كه همه اقشار در صحنه حضور داشته باشند. در مقدمه انقلاب حوزه‌های علمیه تشكیل شد كه آیت‌الله حائری و آیت‌الله بروجردی پیشگامانان این حركت بودند. امام(ره) هم حقیقتا مردم را خوب تشویق كردند و اعجاز سیاسی داشتند كه امت خفته و ملت سركوب و مایوس شده از اقدامات سیاسی را به حركت درآوردند و با همین حركت مردم بود كه انقلاب پیروز شد.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
  طرفداران دولت دست خالی برگشتند

تعدادی از حامیان دولت و  اصولگرایان در تلاش هستند تا در صورت کاندیداتوری خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری زمینه رد صلاحیت او را فراهم کنند .

به گزارش خبرنگار"نوانديش" اخیرا تعدادی از حامیان دولت نهم با سفر به قم و دیدار با مراجع و علما خواستار حمایت مراجع از رد صلاحیت خاتمی در صورت حضور در انتخابات شده بودند.

بر اساس این گزارش این تعداد از طیف حامیان دولت که از سردرمداران این طیف به حساب می آمدند پس از رایزنی های فراوان با علما و مراجع نتوانستند که آنها را قانع به حمایت از رد صلاحیت خاتمی در انتخابات کنند و دست خالی به تهران بازگشتند .
 
همچنین طیف حامیان دولت با چند تن از مسئولان نیز در این خصوص رایزنی کرده اند که گفته می شود آنها هم به این درخواست ها جواب رد داده اند.

گفتنی است برخی از حامیان دولت نیز اخیرا در قالب مقاله و یا مصاحبه اقدام به فضاسازی و طرح موضوع رد صلاحیت سیدمحمدخاتمی در صورت کاندیداتوری کرده اند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

از آمدن خاتمی وحشت دارند

عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي گفت: تخريب‌‏هاي صورت گرفته عليه خاتمي نشانه عقده‌‏هاي سركوب شده مخالفان هشت سال مديريت موفق خاتمي است.

محمد عطريانفر در گفت وگو با خبرنگار" ايلنا" با اشاره به تخريب‌‏هاي صورت گرفته اخير عليه محمد خاتمي، گفت: اين تخريب‌‏ها نشانه توفيق قريب به يقين وي در صورت حضور در انتخابات است و كساني كه اين تخريب‌‏ها را آغاز كردند درحال بازگو كردن عقده‌‏هاي سركوب شده هشت سال مديريت موفق خاتمي هستند.

وي تصريح كرد: طبقات اجتماعي پس از سه سال مديريت دولت فعلي، به حدي دچار مشكل و معضل شده‌‏اند كه حتي بزرگان نظام براي حفظ انسجام ملي علاوه بر توصيه‌‏ها و تذكرات دلسوزانه به مقامات، جامعه ملتهب ايراني را دعوت به آرامش مي‌‏كنند.

اين فعال سياسي با اظهار نگراني از شرايط فعلي كشور، اظهار داشت: راه برون‌‏رفت از وضعيت فعلي كشور، حضور يك چهره شناخته شده و واجد صلاحيت در انتخابات رياست‌‏جمهوري آينده است تا از اين طريق چرخ اداره كشور به مسير اصلي خود كه يك نظام مبتني بر برنامه و بر پايه ارزيابي‌‏ها و شناخت از ظرفيت‌‏ها و شيوه هزينه سياسي-اقتصادي در كشور است، برگردد.

عطريانفر در پايان گفت وگوي خود با "ايلنا" بر عزم جدي خاتمي در انتخابات آينده تاكيد كرد وگفت: با توجه به تخريب‌‏هاي صورت گرفته بايد عزم خاتمي براي حضور در انتخابات جدي‌‏تر شود و اين را دليلي بر پيروزي خود بداند نه نوعي شكست يا عدم اقبال مردم.

معاون سياسي وزارت كشور دولت اصلاحات گفت: انديشه‌‏هاي خاتمي ، براي مخالفان اصلاحات به مانند كابوس است.

مرتضي مبلغ در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا" با اشاره به اينكه تخريب‌‏هاي صورت گرفته عليه خاتمي مربوط به اين زمان نمي‌‏باشد، گفت: انديشه‌‏هاي خاتمي كه همان انديشه‌‏هاي امام راحل است براي مخالفان اصلاحات به مثابه يك كابوس است و هر زمان بحث خاتمي مطرح مي‌‏شود آنها آزرده خاطر مي‌‏شوند.
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب، خاتمي را مروج انديشه‌‏هاي امام دانست و تاكيد كرد: مخالفان اصلاحات از انديشه‌‏هاي والاي امام در هراسند، اما به خاطر اينكه جرات نمي‌‏كنند، مستقيما امام را مورد تعرض قرار دهند، افرادي همچون خاتمي كه مروج انديشه‌‏هاي امام است را اينگونه مورد هجمه قرار مي‌‏دهند.
وي به تجربه سالهاي گذشته اشاره كرد و اظهار داشت: تجربه 11 سال گذشته به خوبي نشان داده است كه مردم نه تنها به سخنان جريان‌‏هاي مخالف اصلاحات اعتماد نمي‌‏كنند و تخريب‌‏هاي ناجوانمردانه آنان كارساز نيست، بلكه عشق مردم به امام و انديشه‌‏هاي سازنده و ارزشمند ايشان و فرزند فاضلشان يعني خاتمي روز به روز بيشتر مي‌‏شود.
مبلغ افزود: اين تخريب‌‏هاي جديد در عين حال نوعي چنگ و دندان نشان دادن به خاتمي براي عدم حضور در انتخابات است چون به خوبي مي‌‏دانند كه اگر خاتمي در عرصه انتخابات حاضر شود، مجددا حماسه دوم خرداد تكرار خواهد شد.
وي با اشاره به گرايش روزافزون مردم به خاتمي،گفت: اين تخريب‌‏ها باعث خواهد شد اقشار مختلف مردم حساسيت بيشتري نسبت به ضرورت و اهميت حضور خاتمي در صحنه انتخابات پيدا كنند و مطالبه آنها از خاتمي براي حضور فعال در انتخابات روز به روز بيشتر ‌‏شود.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

فیاض زاهد: هرچند مي‌توان در دولت احمدي‌نژاد از بسياري امور خرده گرفت، اما اين جاي تامل است كه قدر و منزلت قوه مجريه را حتي برتر از جايگاه تعريف‌شده در قانون اساسي، قوانين موضوعه و سنت سياسي در ايران بازنشانده است.قوه مجريه در سال‌هاي پس از انقلا‌ب فراز و نشيب‌هاي فراواني را پشت سر گذاشت. دولت ميرحسين موسوي، همه ويژگي‌هاي يك دولت مقتدر را دارا بود.

نحوه مناسبات دولت با نهاد رياست‌جمهوري تاملا‌تي را برانگيخته بود، به گونه‌اي كه در آغاز دور دوم رياست‌جمهوري آيت‌الله خامنه‌اي، مباحثي در خصوص نوع تعامل نهاد رياست‌جمهوري با موقعيت رئيس‌جمهور يا تعويض نخست‌وزير و انتخاب دكتر ولا‌يتي طرح كرده بودند، اما با مصحلت‌سنجي امام و مخالفت صريح ايشان، دولت به عنوان قوه مجريه همچنان تعيين‌كننده‌ترين نقش را ايفا كرد. با آغاز دوره رياست‌جمهوري هاشمي‌رفسنجاني، كل ماجرا تغيير كرد. وي كه پروژه بازبيني قانون اساسي را دنبال مي‌كرد، مهم‌ترين تغييرات را درباره قوه مجريه دنبال كرده، دولت قدرتمند با اختيارات مطلوب در دستان رئيس‌جمهوري از آن تغييرات بروز كرد. اما دوره اصلا‌حات و رياست‌جمهوري محمد خاتمي، قوه مجريه را وارد پرچالش‌ترين دوره‌هاي حيات خويش كرد.

خاتمي برخلا‌ف پيش‌بيني نظام سياسي بر كرسي قدرت نشست، او و همفكرانش نيز تا يك هفته به انتخابات همين تصور را داشتند. اما فرآيند پيش‌بيني‌ناپذيري رفتارهاي سياسي در ايران، اصلا‌ح‌طلبان را بر قدرت نشاند. حال رقبا مي‌ديدند قباي گشاد و فراخي كه براي خود و همكفرانشان تدارك ديده بودند، بر اندام رقيب آراسته شده است. لذا از فرداي استقرار دولت اصلا‌حات، همه مكانيسم‌ها و ترفندها براي مهار هرچه بيشتر دامنه قدرت دولت در ايران به كار گرفته شد. اصطلا‌ح هر 9 روز يك بحران به فرهنگي آشنا بدل شده است. خاتمي نماد يك سياستمدار نامحرم تلقي مي‌شد. برخي اركان حكومت در بسياري مواقع به جاي معاضدت و همراهي، يا چرخ لنگ بودند يا تماشاگر، دامنه نفوذ و اقتدار دولت هر روز كاسته مي‌شد. دولت به جزيره‌اي دورافتاده در مجمع الجزاير قدرت در ايران بدل شده بود. روحيه خاتمي براي وفاداري به آرمان‌هايش، تعهد اخلا‌قي و وارستگي ذاتي براي عدم عبور از ارزش‌ها و پيمان‌هاي وثيق، او را سرانجام وادار ساخت به طرح لوايح دوقلو پناه برد تا شايد بتواند رئيس‌جمهوري را كه به زعم خود به يك تداركاتچي بدل شده بود، به جايگاه واقعي خويش بازگرداند. اما خاتمي با همه اصرار و تعهدش براي حفظ جايگاه دولت در كار خويش قرين توفيق نشد. لوياتان قدرت به محاق رفته بود. قوه مجريه را از همه‌سو در حصار گرفته بودند. اگر به زبان، تفكيك قوا را تكرار مي‌كردند، به عمل براي دولت فاتحه مي‌خواندند. فنر كشيده‌شده در آغاز رستگاري قوه مجريه، چنان كشيده شده بود كه تنها سنت تاريخ مي‌توانست آن را به تعادل كشاند. واضح بود كه روند امور از حالت فطري خود خارج شده است. جمهوري اسلا‌مي يا بايد تغيير ساختار مي‌داد يا آنكه مي‌پذيرفت پاندول رفته به جاي خود بازگردد. اينجا است كه احمدي‌نژاد نقش تاريخي خود را ايفا مي‌كند. او وارث دولتي شده بود كه چندان جدي انگاشته نمي‌شد. حال او بدون آنكه بداند، پاندول را متعادل و فنر را معكوس مي‌كرد و تفكيك قوا را رسميت مي‌بخشيد. اگر در دولت گذشته، رئيس‌جمهور نامحرم تلقي مي‌شد، او در مركز محرميت قرار داشت. اگر اين ديگر نهادها و قوا بودند كه تلا‌ش داشتند بر قوه مجريه اعتلا‌ يابند، دولت جديد بدون كشيدن سوت مسابقه دويدن را آغاز كرده بود. احمدي‌نژاد با قدرت، مديران را بركنار كرده و سياست‌ها را به نقد كشيده بود. در مواجهه با وزرا و استانداران به گونه‌اي رفتار مي‌كرد كه تلقي جامعه، اعمال لوياتان با همه شائبه‌هايش بود. در ميان مردم استاندار را تنبيه مي‌كرد، گوش وزير را مي‌پيچاند، شهرها را تقسيم و ولا‌يات را جابه‌جا مي‌كرد. رئيس اين دولت خود را پاسخگوي احزاب، روشنفكران و نخبگان نمي‌دانست. او با تكيه بر سوم تير به قدرت رسيده بود؛ روزي كه همه نخبگان، روشنفكران و اهل قلم، مردم را به رقيبش فراخوانده بودند.لذا اين حق را داشت عليه همه آنها بشورد، تمسخرشان كند، بزدلشان بخواند و سياست را از منظر خويش تفسير نمايد. او چنان به روشنفكران، سياستمداران، احزاب و مديران قبلي تاخته بود كه يادآور سنت انقلا‌بي رهبران خياباني بود. در برخي مواقع توده‌ها نيز همراه بودند. به راحتي مي‌شد تمام معايب را به گردن پيشينيان انداخت بدون آنكه لا‌زم باشد پاسخ داد آنها چه زماني و به چه مقداري در ساخت قدرت دست داشته‌اند؟ با اين همه شور جاي منطق و شعار جاي عمل را گرفته بود. ‌دولت نهم نه به مجلس پاسخ مي‌داد و نه مقيد به محدوديت‌هاي شوراي امنيت بود. از قوه قضاييه انتقاد مي‌كرد، چراكه همراه و هماهنگ با دولت حركت نمي‌كرد. اين احمدي‌نژاد بود كه سازمان مديريت را منحل كرد. سياست تعديل اقتصاد را هدف گرفت. بهينه‌سازي سوخت را عملي كرد و اگرچه نفت را بر سر سفره‌ها نبرد اما تصميم به تغيير ساختار اقتصادي گرفت. سرعت عمل اين دولت به‌‌گونه‌اي است كه ديگر قوا را توان همراهي نبود. قوه قضاييه، بازرسي، ثبت اسنادو ... غيرمستقيم متهم به همكاري با مافيا شدند. احمدي‌نژاد در انتصاب مديران انقلا‌بي بزرگ صورت داد. ليستي از مديران تازه‌كار را رديف و بدون واهمه آنها را منصوب كرد. آنگاه هيچ ترديدي براي بركناري‌شان بدون ارائه پاسخي درست به خود راه نداد. ‌ساعات كار بانك‌ها را عوض كرد. در مقابل جلو كشيدن ساعت رسمي كشور ايستاد. در وقت مقرر وزرا را به مجلس معرفي نكرد و خود را پاسخگوي هيچ نهادي ندانست، پاندول به جهت مخالف خويش حركت مي‌كرد. سنت فرهنگي ايراني دست به كار شده بود؛ اصلا‌ح‌طلبان از آن سوي بام به پايين پرتاب شده بودند، احمدي‌نژاد و يارانش از اين سوي بام.

حال دولت قدرتي فراسو يافته است. ديگر كمتر كسي به سخنان احمدي‌نژاد بي‌اعتنايي مي‌كند. همه مي‌دانند كه او با گذشتگان خود فرق دارد. اهل حرف و گفتمان نيست. بنده عمل و اجرا است. اول عمل مي‌كند سپس محاسبه. براي جاانداختن نقش و جايگاه واقعي دولت چه سياستي از اين بهتر. لذا بايد دولت احمدي‌نژاد را نقطه تباين دولت قبلي دانست. هرچه آن دولت منزوي بود، اين دولت در وسط معركه است و فريادش بلند. شايد فردا هنگامه‌اي ديگر باشد. تلا‌ش براي تعادل مجدد بروز و ظهور دولتي ديگر. كسي چه مي‌داند، فردا در راه است.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

اتفاقی كه اخیرا در مورد برق رخ داده بیش از آنكه ناشی از حوادث غیرقابل پیش‌بینی باشد از سوء‌مدیریت‌ها نشأت گرفته است. برنامه چهارم توسعه سند مكتوبی به شمار می‌آید كه شیوه حركت و برنامه‌ریزی‌های دولت در آن مشخص شده است ولی آنچه تاكنون رخ داده تنها نشان می‌دهد كه این برنامه به صورت كامل به فراموشی سپرده شده است. اگر براساس همین برنامه پیش می‌رفتیم اكنون با بحران تامین برق هم مواجه نبودیم. پیش‌بینی‌ها این بود كه كشور به جایگاه صادرات برق نزدیك شود ولی می‌بینید كه اكنون دولت برای تامین نیاز داخلی هم مشكل دارد.
براساس آنچه پیش‌بینی شده بود میزان تولید برق كشور باید افزایش می‌یافت و نه اینكه روند كاهش داشته باشد. موضوع برق از ابعاد اقتصادی و سیاسی برای كشور بسیار اهمیت دارد. همین جریان صادرات برق می‌توانست به عنوان ابزاری استراتژیك در سیاست خارجی مورد استفاده قرار گیرد به این معنا كه ایران با شكل‌دهی شبكه توزیع برق در منطقه، زمینه‌ها را برای افزایش ضریب امنیتی خود مهیا می‌كرد. اگر ما برق مورد نیاز كشورهای منطقه را به آنها صادر می‌كردیم، اكنون امنیت ما برای آنان اهمیت فوق‌العاده‌ای می‌یافت. برنامه چهارم توسعه نیز نشان داده بود كه باید به سمت و سویی حركت می‌كردیم كه این اهداف محقق شود. باید توجه داشت كه ایران به لحاظ برخورداری از منابع برقی جایگاه مطلوبی در اختیار دارد. این امكانات در حالی در اختیار كشور قرار گرفته كه نیازها و بازارهای مطلوب هم وجود دارد. به طورمثال تركیه در 10 سال آینده بیش از 25هزار مگاوات برق نیاز دارد. پاكستان نیز بیش از15 هزار مگاوات برق نیاز دارد. افغانستان هم كه به هرحال از فشارهای طالبانیزم رها شده و به سمت بازسازی می‌رود به همین دلیل به منابع انژری به‌خصوص برق نیاز دارد. از طرف دیگر برق را نمی‌توان ذخیره كرد به همین جهت ایجاد شبكه برق و حتی نفت و گاز در منطقه می‌تواند ثبات امنیتی بسیار مناسبی را ایجاد كند. این امنیت هم در بلندمدت بسیار نقش تعیین‌كننده‌ای در تثبیت قدرت اقتصادی و سیاسی كشورها خواهد داشت. به‌غیر از ایران سایر كشورهای منطقه نیز به سمتی می‌رفتند كه این ثبات همچنان حفظ شود در واقع كشورهای دیگر نیز سعی می‌كردند تا امنیت ما را حفظ كنند. به این ترتیب ثبات اقتصادی هم در منطقه ایجاد می‌شد. در این حالت زمینه‌های دسترسی به چشم‌انداز بیست ساله هم به صورت عملی فراهم می‌شد. اگر می‌‌توانستیم چنین ایده‌ای را پیاده كنیم، به دنبال آن مشكلاتی كه در شرق كشور وجود دارد برطرف می‌شد. اما حالا نه تنها هیچ‌كدام از این اهداف محقق نشده كه حتی در تامین برق مورد نیاز داخل هم مشكلات بسیاری داریم. اینكه برق برای مصارف خانگی هم كم آمده ارتباطی به منابع در اختیار كشور ندارد بلكه بیشتر از آن به شیوه مدیریت‌ها و هدر دادن منابع مالی كشور مربوط است. برنامه چهارم توسعه به عنوان سند مكتوب در اختیار دولت قرار گرفته بود تا براساس آن به سمت استفاده از منابع كشور برویم ولی اكنون نه تنها به اهداف برنامه نرسیده‌ایم كه از آنها فاصله بسیاری نیز گرفته‌ایم.
این چنین باید بیان داشت اتفاقی كه در زمینه برق رخ داده حاصل سوءمدیریت اقتصادی دولت نهم بوده است. دولتی كه می‌توانست برق را به ابزاری برای افزایش امنیت كشور بدل كند به سمتی رفت كه همین امتیاز را به گرفتاری برای شهروندان خود بدل ساخت. اكنون شهروندان كشور برای تامین برق مورد نیاز خود هم مشكل دارند. دولت نهم مدیریت اقتصادی را فراموش كرده است. هدر دادن منابع نیز به همین جا محدود نمی‌شود. برنامه بیست ساله می‌گوید باید رشد اقتصادی بالای 8 درصد داشته باشیم. رشد سرمایه‌گذاری بالای 12 درصد نیز در همین برنامه لحاظ شده است. از طرفی فعال كردن بخش خصوصی اصلی‌ترین هدف برنامه چهارم بوده است ولی در عمل شما شاهد اتفاقات دیگری هستید. در همین دولت میزان بودجه شركت‌های دولتی افزایش یافته است. همین مجلس نیز این موضوع را تصویب كرده است. بنابراین در دورانی كه قرار بود بخش خصوصی رشد كند زمینه‌ها برای افزایش حجم شركت‌های دولتی ایجاد شد. وقتی بودجه دولتی به 250 هزار میلیارد تومان رسیده است این نشان می‌دهد كه دولت به صورت مدام بزرگ‌تر می‌شود. یعنی دولت نقش قوی‌تری را در اقتصاد كشور برعهده گرفته است این رفتار هم به صورت كامل درتضاد با برنامه چهارم قرار دارد. برنامه چهارم اجازه داده است كه سالی 22 میلیارد دلار از منابع نفتی برداشت كنیم. اگراین رقم را از 60 میلیارد دلار كم كنیم باید تا كنون 70 میلیارد دلار در حساب ذخیره ارزی پول انباشت می‌شد. قانون برنامه سوم و چهارم هم تاكید دارد كه دولت نمی‌تواند از حساب ذخیره ارزی برداشت كند. اگر این برداشت‌ها مكرر هم صورت نمی‌گرفت منابع در صندوق ذخیره ارزی انباشت می‌شد. اما اكنون اصلا از همان صندوق هم خبری نیست. اكنون برنامه هم تاكید دارد كه دولت حق برداشت ندارد مگر اینكه درآمدهای نفتی دولت كاهش یابد. این اتفاق هم كه در سه سال گذشته رخ نداده است. در طول اجرای برنامه همانطور كه اشاره شد، بخش عمده‌ای از درآمدهای نفتی محقق شده است. بنابراین اینكه دولت باز هم از منابع نفتی خود برداشت می‌كند تنها نشان‌دهنده سوء‌مدیریت‌های اقتصادی است. اینكه اكنون با كاهش منابع برقی مواجه شده‌ایم شاید چندان تعجبی نداشته باشد چراكه اساسا بحران مدیریت اقتصادی در دولت وجود دارد. اگر قرار بود از منابع مالی كه به صورت استثنایی در اختیار دولت قرار گرفته به درستی استفاده كنیم قطعا اكنون موقعیت دیگری داشتیم. به‌رغم درآمدهای هنگفت نفتی و موقعیت جغرافیایی ممتاز كشور، در بودجه سال 86 و 87 هیچ استراتژی‌ای برای رسیدن به اهداف مشخص اقتصادی را در برنامه‌های خود نیاورده‌ایم ولی به عكس آن می‌بینید كه از درآمدهای نفتی كه در سال 83 حدود 21میلیارد دلار آن هزینه شده بود در سال 87 رقم برداشت از حساب ذخیره ارزی را به 36 میلیارد دلار رسانده‌ایم و 3/17میلیارد دلار هم در بودجه برای فعالیت‌های جاری هزینه كرده‌ایم. در واقع رقم 53 میلیارد دلاری را به صورت ناگهانی وارد بودجه كرده‌ایم بدون اینكه توجه كنیم كه آثار آن برای فعالیت‌های اقتصادی كشور چه خواهد بود. هزینه‌های جاری هم به موازات همین جریان رشد كرده است. دولت نهم در زمینه اقتصادی هیچ برنامه و استراتژی روشنی در اختیار ندارد و بررسی ارقام و آمارهای اقتصادی این جریان را به درستی نشان می‌دهد

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
  تصویر اختصاصی خرداد ۸۸

از سمت راست: سید مرتضی مبلغ معاون سیاسی و اجتماعی وزیر کشور و سیدحسن رسولی استاندار استان خراسان رضوی در زمان تصدی دولت اصلاح طلب محمد خاتمی

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

مبعث پیامبر رحمت و مغرفت شاد باد

امام علی علیه السلام سخن و داوری شگفت انگیزی در باره ی پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه دارد. می گوید: من یکی از بندگان محمدم. ساده تر و ژرف تر از این نمی شد عشق شورانگیز امام علی نسبت به پیامبر را شناخت. مطلبی که می خوانید بخشی از کتابی ست که در دست دارم. در این بخش از زاویه دید صعصعه پسر صوحان که از یاران خاص امام علی بود، روایت کرده ام.


صعصعه پسر صوحان
نمی توانستم در چشمانش نگاه کنم. همیشه هنگامی که نگاهم با نگاهش آمیخته می شد...بی تاب می شدم.
علی برایم پیام فرستاده بود تا شاهد وصیتش باشم. همین پیام ویرانم کرده بود. من وعلی هم سال بودیم. پدرم صوحان که پیشوای قبیله ما بود و در قبیله مثل سلطان اعتبار و نفوذ کلمه داشت، در برابر علی مثل کودکی شتابزده و شرمناک بود. می گفت علی مثل ماه ست و محمد مثل آفتاب. پسرم به ماه نگاه کن ببین چگونه روشنای آفتاب را می تاباند.
چشمان علی سرشار از مهر بود. ماه تابان باران خورده.از برق چشمش مست می شدم...اما من دلم می لرزید.این بار می دانستم که نباید در خانه اش درنگ کنم . همه نگران بودند. تنها کسی که نشانی از اندوه و نگرانی در چشم هایش نبود؛ علی بود. مثل کوه شکیبا و مثل صحرا آرام بود. دستمال زردی بر پیشانی اش بسته بود. دستمال مثل تکه ای از آفتاب بود. رنگ پوستش زرد شده بود. مرز میان دستمال و پیشانی اش را گاه گم می کردم. از پس دستمال سرخی خون می درخشید. غروب آفتاب؛ شفق؟
بی تاب بودم. از مهرش و شکوه اش دلم بی تاب بود. اگر دستم را آرام در دست نمی گرفت و نمی فشرد، می خواستم از خانه اش بیرون بروم و در خلوتی زار گریه کنم....
مدتی پیش بود از من پرسید:" صعصعه رمه های فراوانت چه شدند؟"
گفتم: "مولایم آن ها را میان مردم تنگدست تقسیم کردم." از شادمانی خندید. همان خنده اش روحم را گرم کرد.
با خودم می گفتم تو دوست علی هستی، همه این گونه می اندیشند پس چرا مثل علی نیستی؟
گفت:" صعصعه بهترین کار را کردی."
خنده اش آن چنان درخشنده بود که آماده بودم جانم را بدهم تا او باز هم مثل دریا و آفتاب و گل بخندد.
گفت صعصه تو امیر کلمه ای نه شبان گوسفندان. نام مرا آن چنان پرشور ادا می کرد که از شادمانی در خویش نمی گنجیدم . یک بار گفت: نام تو نام یک پرنده است. پرنده ای که از اوج گرفتن هیچگاه باز نمی ایستد.
در دلم گفتم در زندگی همواره نگاهم به توست؛ این نگاه ست که مرا در سایه بال های بلند تو به آسمان می برد.
پرسشی دلم را ویران کرده بود. نمی توانستم نپرسم. جانم قرار پیدا نمی کرد. از سویی می دانستم که چنان پرسشی او را آزار می دهد. اما او پاسخی به من داد که خواب و آرام را از من گرفت. اکنون که او شهید شده است. تصویرش در برابر چشمانم ثابت مانده است و همان لبخند و همان واژه هایی که گویی هزار بار صیقل خورده بودند.
پرسیدم:
" ای امیر مومنان تو برتری یا آدم؟"
در چشمان پر مهرش شعله ای از شرم افروخته شد. نگاه اش را به سقف دوخت. نگاهی به پسران و دخترانش کرد که دور تا دور او ایستاده بودند. سکوت معطر بود. همه منتظر بودیم تا واژه ها مثل پرنده هایی رنگارنگ از آشیانه دهانش بیرون آیند و فضا را پر کنند وترانه بخوانند.
گفت:" از خود ستایی بیزارم...سکوت کرد. ادامه داد:" اگر این آیه نبود که: "از نعمت های پروردگارتان سخن بگویید." خاموش می ماندم و سخنی نمی گفتم." باز هم سکوت کرد. شعله ی شرم در نگاهش می سوخت.
" آدم در بهشت عدن متنعم بود. تنها خداوند از او خواست که به خوشه گندم نزدیک نشود. شد و از گندم خورد. از دستور خداوند سرپیچید. به من گفته نشده بود که نان گندم نخورم. اما گویی همان فرمان عتیق در گوشم زنگ می زد. گفتم من بار آن فرمان را در زندگی ام بر دوش می گیرم. صعصعه من در تمام عمرم به اختیار نان گندم نخورده ام."
فرزنداش آهسته می گریستند. زینب چشم از علی بر نمی داشت.
پرسیدم:" ابراهیم؟"
گفت:" ابراهیم در ملکوت آسمان ها سیر کرد. سیر می کرد. اما جانش هنوز طمانینه ی ایمان را پیدا نکرده بود. مثل ریشه ای بر خاک در برابر توفان تردید می لرزید. از خداوند پرسید: چگونه مرده ها را زنده می کنی؟ خداوند در برابر پرسش او پرسش دیگری مطرح کرد. مگر ایمان نداری؟ گفت دارم؛ اما دیدن ایمانم آرزوست...
من در تمام عمرم هیچگاه غبار تردید و تشویش بر خاطرم ننشست. اگر همه حجاب ها بر طرف شوند بر یقین و طمانینه ی جانم اندکی هم افزوده نمی شود."
چشم هایش خندید. به دور دستی که در افق دید ما نبود نگاه می کرد.
پرسیدم:" نوح؟"
گفت:" نوح در راه دعوت مردمش به راه خداوند بسیار آزار دید. عمر درازش سرشار از آزار و زخم زبان بود. و نیز زخم هایی که بر پیکرش می نشست .سرانجام دلش گرفت و بی تاب شد و مردم خود را نفرین کرد . از خداوند خواست که هیچ یک از کافران را بر زمین زنده مگذارد. من هم بسیار آزار دیدم. کژی ها و ناراستی ها. زخم هایی که روح را می سوزانید. در هر دم به من زرداب درد نوشانیدند. بی تاب نشدم و همیشه از خداوند خواستم آنان را کمک کند. گفتم خدایا آنان را دریاب نمی دانند چه می کنند؛ نمی دانند چه می گویند."
پرسیدم:" موسی؟"
گفت:" هنگامی که خداوند به موسی گفت. به نزد فرعون برو و او را به راه خداوند دعوت کن. موسی در دلش هراسی پدیدار شد. به خداوند گفت: من یکی از آنان را کشته ام. اکنون ترس جانم را دارم؛ مبادا مرا بکشند.
هنگامی که پیامبر به من گفت : به کعبه برو و بت ها را بشکن. به خاطرم نیامد که من بسیاری از سران قریش را کشته ام.ممکن ست در اندیشه کشتنم برآیند؛ راحت و روان مثل ماهی در آب؛ رفتم و بت ها راشکستم."
پرسیدم:" عیسی؟"
گفت:" عیسی برادرم! هنگامی که مریم پاک درد زایمان گرفت از حرم بیرون رفت تا در خارج بیت المقدس کودکش به دنیا بیاید. مادرم فاطمه به درون حرم رفت. من پسر کعبه ام..."
از شوق می لرزیدم. اما آخرین پرسش رهایم نمی کرد. بر زبانم نمی گشت. چشمانم را بستم و شتابزده پرسیدم: اما محمد؟
علی لبخند زد، شکفته شد.گفت:
" من یکی از بندگان محمدم."
دیگر بی تاب بودم. سر بر دامانش نهادم و گریستم.
دست بر شانه ام گذاشت. درست مثل آن غروب غم انگیز جنگ جمل. هر دو برادرم زید و سبحان شهید شده بودند. من هم زخمی بودم. تشنه و گریان. تصویر زید و سبحان رهایم نمی کرد. علی دستم را فشرد و گفت:" صعصعه آن ها راحت شدند و ما سهم بیشتری از رنج را باید بر دوش بکشیم. شکیبا باش. تو تنهایی طولانی و غم انگیزی را در پیش روی داری...

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

علي كردان كه امروز از سوي رئيس جمهوري به عنوان گزينه پيشنهادي وزارت كشور به مجلس شوراي اسلامي معرفي شد، داراي سوابق علمي و اجرايي به شرح زير است:

به گزارش خبرگزاري فارس، وي متولد اول آبان 1337 هجري شمسي در يكي از روستاهاي توابع شهرستان ساري است.

مهمترين مسئوليت‌هاي كردان پس از پيروزي انقلاب اسلامي بدين شرح است:
1- پاسدار كميته انقلاب اسلامي استان مازندران و از مؤسسين سپاه استان
2- عضو شوراي فرماندهي سپاه استان مازندران
3- مسئول اطلاعات و تحقيقات سپاه پاسداران مازندران

4- داديار و جانشين دادستان ساري
5- جانشين دادستان آمل در غائله ششم بهمن سال 60
6- دادستان شهرهاي هشت پر، آستارا و خلخال به امر شهيد قدوسي

7- فرماندار علي آباد كتول در استان گلستان
8- فرماندار گنبد كاووس
9- مسئوليت در ستاد اجرايي فرمان حضرت امام (ره )

10- مسئوليت در نهاد رياست جمهوري دوران مقام معظم رهبري
11- مسئوليت در شوراي عالي دفاع و پيگيري مسائل مربوط به جنگ در استان‌ها
12- معاون اداري و مالي سازمان مسكن

13- معاون و قائم مقام سازمان ثبت اسناد و املاك كشور
14- قائم مقام سازمان ايرانگردي و جهانگردي
15- معاون اداري و مالي سازمان صدا و سيما

16- معاون امور مجلس و استان‌هاي صداوسيما
17- معاون وزير كار و امور اجتماعي
18- رئيس سازمان آموزش فني و حرفه‌اي كشور
19- قائم مقام وزير نفت

سمت‌هاي جنبي و عضويت در مجامع و شوراها و كميته‌ها وي به اين شرح است:
1- مجمع مشورتي حقوقي شوراي نگهبان
2- عضو كميته حقوقي مجمع تشخيص مصلحت نظام

3- عضو شوراي عالي آموزش و پرورش
4- عضو هيأت نظارت بر صداوسيما

5- عضو هيأت تطبيق مصوبات مجلس با دولت در دوره ششم و هفتم
6- رئيس كميته كاهش تقاضاي مواد مخدر كشور

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

مخالفت رهبر حکیم انقلاب با ردصلاحیت خاتمی

پس از تأييد صلاحيت سيدمحمد خاتمي در سال 76، براي انتخابات سال 80، برخي اعضاي شوراي نگهبان در پي رأي به رد صلاحيت وي بوده‌اند. اين امر با رهبر معظم انقلاب نيز در ميان گذاشته مي‌شود و ايشان با ردصلاحيت سيدمحمد خاتمي مخالفت مي‌كنند كه منجر به حضور وي در انتخابات هشتم رياست‌جمهوري مي‌شود.

اكنون پرسش اينجاست كه با توجه به مشي نرمتر خاتمي در دور دوم رياست‌جمهوري، نزديكتر شدن مواضع خاتمي به رهبري و كاهش تندوري‌هاي دولت دوم اصلاحات نسبت به دولت اول و نيز نظر رهبري پس از پايان دور اول دولت خاتمي، آيا احتمال ردصلاحيت خاتمي توسط شوراي نگهبان در انتخابات دهم وجود دارد؟

در شرايطي که کانديداتوري يا عدم کانديداتوري سيدمحمد خاتمي براي انتخابات رياست جمهوري روشن نشده است، اما با اين وجود برخي جناح هاي تندرو مخالف اصلاح طلبان به خاتمي هشدار داده اند اگر وارد انتخابات شود با خطر ردصلاحيت مواجه خواهد شد.روزنامه کيهان که معمولاً بازتاب دهنده افکار طيف تندرو جناح اصولگرا به شمار مي آيد در صريح ترين پيام به خاتمي هشدار داد با خطر ردصلاحيت روبه رو است.روزنامه کيهان روز گذشته در قالب يک سرمقاله به قلم حسين شريعتمداري مدير مسوول اين نشريه خاتمي را از ورود به عرصه انتخابات برحذر داشت. اين سرمقاله پس از اينکه کانديداتوري تعدادي ديگر از شخصيت هاي اصلاح طلب را يک بازي براي فريب اصولگرايان دانست اما تاکيد کرد که «خاتمي کانديداي اصلي ائتلاف اصلاح طلبان است ولي مطابق برخي از اخبار موثق آقاي خاتمي براي اعلام صريح نامزدي خود با دو نگراني جدي روبه رو است.اولين نگراني آقاي خاتمي ردصلاحيت از سوي شوراي نگهبان است. اين نگراني از آنجا ناشي مي شود که متاسفانه برخي از عملکردها و مواضع آقاي خاتمي مخصوصاً بعد از پايان دوره رياست جمهوري ايشان و در سفر به امريکا و چند کشور اروپايي، با مباني تعريف شده انقلاب و نظام و در پاره يي از موارد با آموزه هاي صريح اسلام مغايرت آشکار داشته است و اين موارد از نگاه قانون مي تواند ردصلاحيت ايشان براي نشستن بر کرسي رياست جمهوري را در پي داشته باشد و گفتني است که مطابق قوانين جاري افراد زيادي با کمتر از اين موارد ردصلاحيت شده و مي شوند.و دومين نگراني ايشان به رويکرد منفي مردم نسبت به جبهه اصلاحات مربوط مي شود. جبهه يي که آقاي خاتمي رهبري آن را بر عهده داشت و طي شش سال گذشته بارها از سوي مردم طرد و نفي شده است.»البته اين براي اولين بار نيست که سيدمحمد خاتمي به ردصلاحيت تهديد مي شود، اما اين براي اولين بار است که روزنامه يي که همگان از وابستگي سياسي و جناحي آن اطلاع دارند اينچنين بي پرده و صريح ماموريت پيام رساني به خاتمي را عهده دار شده است. تا پيش از اين برخي سايت هاي اينترنتي که عمدتاً به جناح تندرو اصولگرا تعلق دارند و در عين حال از يک مديريت واحد برخوردارند، تبليغات منفي را عليه سران اصلاحات و جناح اعتدالگراي نظام جمهوري اسلامي به راه انداخته بودند. حتي سال گذشته در چنين ايامي وقتي فيلمي ساخته شده از سفر خاتمي به ايتاليا پخش شد که نشان مي داد خاتمي با جوانان ايتاليايي دست مي دهد و يکي از کساني که با خاتمي مصافحه کرد، يک دختر جوان ايتاليايي بود، موجي از تبليغات در سايت ها و روزنامه هاي تندرو اصولگرا به راه افتاد و خاتمي به تساهل در رعايت اصول شريعت متهم شد. حتي تعدادي از طلاب وابسته به جريان اصولگرا در مشهد عليه خاتمي طوماري را امضا کردند و با ارائه آن به دادگاه روحانيت خواستار محاکمه و خلع لباس خاتمي شدند. تحرکات عليه خاتمي در شرايطي شکل گرفت که دقيقاً در همان روزها محمود احمدي نژاد مقابل روي همگان بر دست خانمي که عنوان داشت معلم او بوده است، بوسه زد و تصاوير آن هم از تلويزيون پخش شد، اما جناح تندرو اصولگرا نه تنها حرکت احمدي نژاد را خلاف عرف و شرع ندانست بلکه اعلام کرد اين خاتمي است که بايد به خاطر دست دادن با دختر ايتاليايي محاکمه شود.البته در آن زمان تحرکات عليه خاتمي ناتمام ماند ولي برخي عنوان کردند جرياني در صدد برآمده است از کانديداتوري خاتمي براي انتخابات رياست جمهوري ممانعت به عمل آورد و در صورت امکان دستاويزي براي ردصلاحيت او فراهم کند. در چنين شرايطي بود که برخي علماي قم به کمک سيدمحمد خاتمي آمدند و حکم دادند که خاتمي حرکتي را که نشان دهنده تساهل در رعايت مسلمات شريعت باشد، انجام نداده است، اما اکنون يک سال و چند ماه پس از آن ماجرا بار ديگر احتمال کانديداتوري خاتمي مورد توجه محافل تندرو اصولگرا قرار گرفته است و آنان در صدد برآمده اند تا حد امکان مانع از ثبت نام خاتمي در انتخابات رياست جمهوري شوند. البته اينکه خاتمي حتماً در انتخابات حضور پيدا کند قطعي نشده است چرا که در يک سو گروه ها و طيف هاي مختلف اصلاح طلب مشغول رايزني هاي دروني درباره چگونگي ورود به عرصه رقابت انتخابات رياست جمهوري هستند و در سوي ديگر هنوز برخي احزاب اصلاح طلب کانديدايي را که قصد دارند در انتخابات رياست جمهوري حمايت کنند، معرفي نکرده اند. در اين ميان تا حدودي روشن شده است که سازمان مجاهدين انقلاب، جبهه مشارکت و مجمع روحانيون مبارز به دنبال کانديداتوري خاتمي هستند، اما حزب کارگزاران سازندگي در ترديد به سر مي برد و مشغول تحليل اوضاع سياسي کشور است.حزب اعتماد ملي هم اگرچه کانديداي خود را معرفي نکرده است اما به نظر مي رسد اين حزب تمايل دارد به مانند انتخابات شوراها و انتخابات مجلس هشتم کانديداي اختصاصي خود را وارد عرصه انتخابات کند. شخصيت هاي ديگري چون عبدالله نوري، محمدعلي نجفي، محمدرضا عارف و چند چهره ميانه رو محافظه کار مانند حسن روحاني هم مطرح هستند که مي توانند گزينه نهايي و مورد حمايت تمامي يا بخش هاي مهمي از اصلاح طلبان محسوب شوند. البته روشن است اگر خاتمي کانديداي انتخابات شود تعدادي از اين شخصيت ها خود به خود از حضور در انتخابات کناره گيري خواهند کرد و ترجيح مي دهند وارد رقابت نشوند.

به اين ترتيب کانديداتوري خاتمي هنوز قطعي نشده است، اما با اين وجود گروه هاي تندرو اصولگرا به تکاپو افتاده اند تا احتمال کانديداتوري خاتمي را به حداقل رسانده و در صورت امکان براي ردصلاحيت او زمينه سازي کنند.

تا امروز تلاش ها براي رسيدن به چنين منظوري در قالب فعاليت هاي غير رسمي و از طريق انتشار اخبار در سايت هاي اينترنتي دنبال مي شد اما با انتشار سرمقاله کيهان اين تلاش صورت نيمه رسمي به خود گرفت و احتمال مي رود اگر کانديداتوري خاتمي جدي تر شود برخي افراد هم که تاثير بسزايي در تاييد يا ردصلاحيت کانديداهاي رياست جمهوري دارند به جريان مخالف با کانديداتوري خاتمي بپيوندند. در واقع جريان سياسي که طي چند سال گذشته توانسته تمامي مناصب انتخابي و رسمي کشور را در دست بگيرد به هيچ وجه حاضر نيست وارد يک انتخابات ريسک پذير شود و ترجيح مي دهد کانديداهايي وارد انتخابات شوند که از نظر آنان شانس چنداني براي پيروزي نداشته باشند.

اما از لابه لاي سخنان شخصيت هاي سرشناس اين جريان چنين استنباط مي شود که آنان از نتيجه برگزاري يک انتخابات که يک پاي آن سيدمحمد خاتمي باشد چندان مطمئن نيستند لذا ترجيح مي دهند تمام تلاش خود را به کار گيرند تا از کانديداتوري خاتمي و شخصيت هايي مانند خاتمي جلوگيري به عمل آورند زيرا عدم کانديداتوري خاتمي بهترين و کم هزينه ترين راهي است که جريانات مخالف کانديداتوري خاتمي براي خود متصور مي بينند. از ديد آنان ردصلاحيت کانديداي احتمالي چون عبدالله نوري با محکوميت پنج ساله زندان بسيار آسان است.

اما در اين ميان نمي توان خاتمي را به اين راحتي ها ردصلاحيت کرد زيرا خاتمي هشت سال رئيس جمهور ايران بوده و هيچ گونه محکوميت يا پرونده يي که بتوان با استناد به آن به ردصلاحيت او دست يازيد، وجود ندارد. ضمن اينکه اگر خاتمي وارد انتخابات شود اما با مهر ردصلاحيت مواجه شود بازتاب آن چندان به نفع نظام نخواهد بود و تبعات سياسي زيادي را به دنبال خواهد داشت. شايد اگر جرياني که هر از گاهي تمايل خود را به ردصلاحيت خاتمي به صورت آشکار و غيرآشکار يا نيمه رسمي و غيررسمي نشان مي دهد به حداقل اطمينان رسيده بود که کانديداي اختصاصي اش يعني محمود احمدي نژاد در انتخابات سال آينده رياست جمهوري به پيروزي خواهد رسيد، اينچنين نگراني دروني خود را نسبت به کانديداتوري خاتمي يا شخصيت هاي راي آور ديگري چون او علني نمي کرد. اما علني شدن چنين نگراني هايي اگر چه با ارسال پيام هشدارآميز براي خاتمي جنبه عملي به خود گرفته است اما به همان ميزان مي تواند براي اصلاح طلبان انگيزه حضور قوي تر در عرصه انتخابات باشد. در واقع اين ضرب المثل که «رنگ رخساره خبر مي دهد از سر درون» گوياي شرح حال فعلي رقباي انتخاباتي اصلاح طلبان است چرا که جريان تندرويي که چهار سال زمام امور کشور را در دست داشته است اکنون به واسطه مشکلات فراوان سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و خارجي که براي کشور ايجاد کرده با نارضايتي عمومي مواجه شده است لذا شانس آنان براي پيروزي در انتخابات سال آينده به حداقل ممکن رسيده است.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

سرمقاله امروز کیهان

 کانديداي اصلاح طلبان در انتخابات آينده رياست جمهوري كيست؟ آيا مدعيان اصلاحات با يك نامزد مشترك در انتخابات پيش روي شركت مي كنند؟ اگر پاسخ اين سؤال منفي است، چه اميدي به پيروزي و يا دستكم، كسب آراء قابل ارائه در مقياسي كه پشتوانه حضور يك گروه سياسي تلقي شود، دارند؟ و اگر پاسخ مثبت است، چگونه و با چه فرمولي از اختلاف نظرهاي فراوان خود براي رسيدن به يك نامزد مشترك دست مي كشند؟ و بالاخره، آيا رويكرد برخي از گروه هاي مدعي اصلاحات به افرادي نظير حسن روحاني، عبدالله نوري، عارف، نجفي و... برخاسته از تصميم نهايي آنهاست و يا اين نامزدهاي احتمالي بي آن كه خود بدانند و يا بخواهند، جاده صاف كن نامزد مشترك و در سايه مدعيان اصلاحات هستند؟!
اين روزها، بازار انتخابات آينده در اردوگاه مدعيان اصلاحات، اگرچه شلوغ و پر رفت و آمد است و اظهارنظرهاي متفاوت و گاه متناقض گروه هاي حاضر در اين جبهه به نمايش «حرف توحرف» شبيه است ولي نگاهي دقيق تر به اين بازار شلوغ ترديدي باقي نمي گذارد. سردمداران جبهه اصلاحات اصرار دارند در هياهوي اظهارنظرهاي متناقض و متفاوت، پروژه اي را كه از مدت ها قبل براي ورود به انتخابات آينده رياست جمهوري كليد زده اند، از نگاه اين و آن پنهان كنند تا به توصيه يادداشت نويس ديروز روزنامه كارگزاران «اگر قرار است در انتخابات آتي حضور فعال داشته باشيم، با مهره هاي سوخته وارد رقابت نشويم»... اين پروژه چيست؟... بخوانيد؛
1- در اين پروژه- آنگونه كه شرح آن خواهد آمد- ائتلاف روي «يك نقطه» شكل مي گيرد نه روي «يك خط»، چرا كه هرچه محور ائتلاف گسترده تر باشد، دامنه ائتلاف محدودتر خواهد بود. بنابراين، چنانچه يك خط- شامل چند نقطه- به عنوان محور ائتلاف انتخاب شود، احتمال آن كه برخي از نقاط اين خط، مورد توافق همه گروه ها و جريانات ائتلاف كننده نباشد، قوت بيشتري دارد. از اين روي در پروژه ياد شده «يك نقطه» كه مورد توافق تمامي گروه هاي مدعي اصلاحات است به عنوان محور ائتلاف انتخاب شده است. روي اين «نقطه» دقيقاً - شما بخوانيد تصادفاً و به طور اتفاقي!- در دو اردوگاه ديگر، يعني طيف گروه ها و جريانات مخالف نظام و محافل سياسي و اطلاعاتي بيگانه نيز اتفاق نظر كامل وجود دارد. اين نقطه «مخالفت با اصولگرايان» است.
2- اما، تجربه 6 سال گذشته و مخصوصاً دو انتخابات دولت نهم و مجلس هشتم به ساكنان هر سه اردوگاه يعني اصلاح طلبان، گروه هاي مخالف نظام و دشمنان تابلودار بيروني آموخته است كه ائتلاف روي «مخالفت با اصولگرايان» نمي تواند كارساز باشد، چرا كه اين نقطه در انتخابات گذشته نيز به عنوان محور ائتلاف به كار گرفته شده و نتيجه دلخواه سه اردوگاه ياد شده را درپي نداشته است. به عنوان مثال در مرحله دوم انتخابات رياست جمهوري نهم، تمامي سه اردوگاه مورد اشاره با همه توان داخلي و خارجي خود به حمايت از يك كانديدا- كه براي برخي از آنان چندان هم مطلوب نبود- برخاستند ولي نتيجه كاملاً معكوس بود. و يا در انتخابات مجلس هشتم، باز هم سه طيف ياد شده همه توان خود را روي يك ليست انتخاباتي متمركز كردند ولي هيچيك از نامزدهاي اين فهرست به پله هاي زير ليست 30نفره تهران نيز نرسيدند، تا آنجا كه در مرحله دوم انتخابات مجلس هشتم، آقاي خاتمي كه در مرحله اول از فهرست نامزدهاي مدعيان اصلاحات حمايت كرده بود، ترجيح داد از اين حمايت آشكار چشم پوشي كند و....
اكنون سؤال اين است كه با وجود چند آزمون ناموفق در ائتلاف روي «مخالفت با اصولگرايان» چرا مدعيان اصلاحات بار ديگر در پروژه جديد روي همين نقطه به عنوان محور ائتلاف تكيه كرده اند؟
3- شواهد و قرائن موجود نشان مي دهد كه اين بار مدعيان اصلاحات و حاميان آنها در دو اردوگاه ديگر، محور ائتلاف را از «مخالفت با اصولگرايان» به «مخالفت با دولت نهم» تغيير داده اند. با اين اميد- بخوانيد توهم- كه دامنه ائتلاف برخي از اصولگرايان منتقد دولت نهم را نيز شامل شود!
آقاي كرباسچي، دبيركل حزب كارگزاران در گفت وگو با سايت باران - متعلق به آقاي خاتمي- درباره استراتژي جديد اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري آينده مي گويد «در شرايط كنوني كه ما نسبت به دولت نهم، چه شخص رئيس جمهور و چه نيروهاي اجرايي و همراهان ايشان منتقد هستيم... بايد كاري كنيم كه اين شكل رفتار و سلايق از كشور و قوه مجريه حذف شود» كرباسچي در ادامه تاكيد مي كند «اگر چنين شعور و اراده اي در گروه هاي سياسي اصلاح طلب و اصولگرا تقويت شود و اين وحدت ملي شكل بگيرد، اولين مانع پيشرفت كشور و جريانات سياسي رفع خواهد شد»!
ارزيابي اين برداشت كه منتقدان(فرضي اصولگرايان) به ائتلاف اصلاح طلبان خواهند پيوست چيزي بيشتر از يك توهم نيست و به بحث جداگانه اي نياز دارد اما در اين محدوده فقط مي توان گفت؛ اصلي ترين مشخصه يك اصولگرا، داشتن مرزبندي مشخص با مخالفان اصولگرايي است، بنابراين اگر- بر فرض هم- افراد اندكي پيدا شوند كه با تابلوي اصولگرايي درپي ائتلاف با مدعيان اصلاحات باشند، بلافاصله پس از ورود به اين ائتلاف، از حلقه اصولگرايي و اصولگرايان خارج مي شوند و اين نكته به اندازه اي بديهي است كه نيازي به توضيح بيشتر ندارد.
4- با توجه به پروژه ياد شده كه اطلاعات دقيقي از طراحي و كليد خوردن آن وجود دارد، بديهي است كه جبهه مدعيان اصلاحات نمي توانند با چند كانديدا وارد عرصه رقابت هاي انتخاباتي شوند، چرا كه حضور نامزدهاي مختلف به مفهوم شكست قطعي ائتلاف است و علاوه بر اخبار موثق، ساختار پروژه نيز با «تك نامزدي» انطباق دارد. بر اين اساس با قاطعيت و بدون كمترين ترديدي مي توان گفت كه معرفي نامزدهاي مختلف از سوي احزاب و گروه هاي مدعي اصلاحات فقط يك «ترفند» و عمليات فريب است و درباره كساني كه تاكنون معرفي شده اند، دو احتمال وجود دارد و احتمال سومي در ميان نيست.
اولاً؛ آن كه تمامي آنها- دانسته يا ندانسته- جاده صاف كن نامزد اصلي هستند. اگرچه برخي از آنان، با ساده لوحي، خود را نامزد فلان گروه تصور كرده و با خوش خيالي درپي جلب نظر ساير گروه هاي مدعي اصلاحات و يا افرادي از طيف اصولگرايان هستند!
و دوم؛ آن كه فقط يكي از آنها نامزد اصلي است و بقيه- با عرض پوزش- «سركاري» هستند.
البته در اين ميان به نظر مي رسد آقاي عبدالله نوري، كمي تا قسمتي باهوش تر از ساير نامزدهاي «سركاري» است و احتمالاً بويي از طرح فريب به مشامش رسيده است، چرا كه ديروز، پذيرش نامزدي خود براي رياست جمهوري آينده را مشروط به دو شرط كرد؛ پيش شرط اول آن كه تمام اصلاح طلبان درباره رياست جمهوري وي به اجماع برسند! و پيش شرط دوم اين كه؛ دوم خردادي ها متعهد شوند در صورت رد صلاحيت وي از سوي شوراي نگهبان، هيچ كانديداي ديگري معرفي نكنند!
اگرچه آقاي عبدالله نوري براي نامزد شدن خود قيمتي تعيين كرده است كه مي داند خريداري نداشته و در نهايت اين «متاع» روي دست خودش باقي مي ماند، ولي تا همين اندازه هوشياري نيز قابل تقدير است.
5- اكنون جاي پرداختن به اين پرسش است كه نامزد اصلي مدعيان اصلاحات كيست؟! در پاسخ به اين سؤال مي توان با قاطعيت گفت كه نامزد اصلي آنان آقاي سيدمحمد خاتمي، رئيس جمهور سابق است و سؤال بعدي آن است كه مدعيان اصلاحات تا چه اندازه به موفقيت وي اميدوارند؟ دقيقاً در همين نقطه است كه اهداف پروژه ياد شده به دو بخش تقسيم مي شود.
اول؛ موفقيت آقاي خاتمي كه در اين صورت، مدعيان اصلاحات و دو جبهه ديگر يعني گروه هاي مخالف نظام و محافل خارجي به مقصود خود رسيده اند. همين جا بايد متذكر شد كه آقاي خاتمي حداقل به اين علت كه به قول خودش در دوران رياست جمهوري «فقط يك تداركچي» بوده است و جريان امور در دست كساني بود كه باز هم به قول خود ايشان خواسته دشمنان اسلام و انقلاب را دنبال مي كردند و.... مي تواند گزينه مطلوبي براي دشمنان بيروني باشد، حتي اگر خود ايشان هم نخواهد- كه البته نمي خواهد- ولي مي شود!
دوم؛ هدف بعدي كه در اين پروژه دو پله اي تعريف شده است با موفقيت آقاي خاتمي رقم نمي خورد، بلكه مدعيان اصلاحات اميدوارند، آقاي خاتمي آراء پراكنده هواداران را يكجا و در يك نقطه جمع كند. در اين حالت، اگرچه نامزد آنها پيروز نشده است ولي مي توانند آراء جمع شده براي آقاي خاتمي را به حساب پشتوانه سياسي خود نوشته و در چهره يك اقليت با نفوذ مطرح شوند.
6- و اما، چرا مدعيان اصلاحات از اعلام نظر قطعي و نهايي خود كه اجماع روي نامزدي آقاي خاتمي است طفره مي روند و ايشان را فقط به عنوان يكي از چند نامزد مورد نظر معرفي مي كنند؟! در اين باره اشاره به چند نكته ضروري است.
الف: پيشگيري از روشنگري اصولگرايان و دلسوزان نظام درباره مواضع و عملكرد آقاي خاتمي كه چه در دوران رياست جمهوري و چه پس از آن نكات درخور نقد فراواني دارد. اقدام ديروز روزنامه كارگزاران در راستاي همين سياست قابل ارزيابي است. اين روزنامه با وجود آن كه بارها به صراحت اعلام كرده بود خاتمي نامزد آنها نيست، وقتي حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب به نامزدي آقاي خاتمي اشاره كردند درسرمقاله شماره ديروز خود، نه فقط نامزدي ايشان را رد نكرد، بلكه خطاب به دو گروه ياد شده نوشت؛ «لطفاً عجله نكنيد! ... اگر قرار است در انتخابات آتي حضور فعال داشت، نبايد در آن هنگام با مهره هاي زخمي وارد رقابت شد»!
ب: و اما؛ مطابق برخي از اخبار موثق آقاي خاتمي براي اعلام صريح نامزدي خود با دو نگراني جدي روبروست.
اولين نگراني آقاي خاتمي رد صلاحيت از سوي شوراي نگهبان است. اين نگراني از آنجا ناشي مي شود كه متأسفانه برخي از عملكردها و مواضع آقاي خاتمي مخصوصاً بعد از پايان دوره رياست جمهوري ايشان و در سفر به آمريكا و چند كشور اروپايي، با مباني تعريف شده انقلاب و نظام و در پاره اي از موارد با آموزه هاي صريح اسلام مغايرت آشكار داشته است و اين موارد از نگاه قانون مي تواند رد صلاحيت ايشان براي نشستن بر كرسي رياست جمهوري را درپي داشته باشد و گفتني است كه مطابق قوانين جاري افراد زيادي با كمتر از اين موارد رد صلاحيت شده و مي شوند.
و دومين نگراني ايشان به رويكرد منفي مردم نسبت به جبهه اصلاحات مربوط مي شود. جبهه اي كه آقاي خاتمي رهبري آن را برعهده داشت و طي 6 سال گذشته بارها از سوي مردم طرد و نفي شده است.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

چرا عبدالعلی زاده نه ؟!

احمد رضایی: مدت زمانی کمتر از یکسال تا آغاز ماراتن انتخابات حساس و تاثیرگذار ریاست جمهوری نمانده است. معادلات انتخابات آینده بستگی به تصمیم سیدمحمد خاتمی دارد، تصمیمی که هنوز گرفته نشده و موضوع آمدن یا نیامدن خاتمی بحث روز طیف های سیاسی است به گونه ای که هفته نامه تاثیرگذار شهروند شماره پیشین خود را به این موضوع اختصاص داده که خاتمی بیاید یا نیاید؟

عباس عبدی که امروز از او به عنوان یکی از مهم ترین تحلیل گران سیاسی ایران یاد می شود از جمله مخالفین اصلی ورود محمد خاتمی به انتخابات است که استدلال های بسیار متقنی را برای عدم ورود خاتمی به انتخابات برشمرده است که شاید مشاوران نزدیک خاتمی به وی گوشزد نمایند که با گوش دادن به توصیه های عبدی تجربه هاشمی را تکرار ننماید. عبدی در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم طی نامه ای محرمانه از طریق محمد عطریانفر به هاشمی توصیه می کند که از ادامه حضور در ماراتن انتخابات منصرف گردد. توصیه ای که هاشمی بدان عمل ننمود و عملا پیش بینی عبدی درست از آب درآمد و مرد هزاره سوم رئیس جمهور ایران گشت.

آمدن یا نیامدن خاتمی تصمیمی است که بزودی باید گرفته شود لیکن کاندیداهای جایگزین اصلاح طلبان طیفی است که از شیخ عبدالله نوری تا شیخ مهدی کروبی را در بر می گیرد. اما از دیدگاه من این فرد می بایست دارای ۳ ویژگی اصلی و چندین ویژگی فرعی باشد. اول آنکه موضوع تایید صلاحیت وی چالش زیادی را بین اصلاح طلبان و نظام سیاسی حاکم بر ایران رابرنیانگیزد و انرژی و وقت اصلاح طلبان زیاد صرف این موضوع نگردد. دوم آنکه بتوان برای وی مقبولیت و محبوبیت عام در نظر گرفت یعنی توان رویارویی با احمدی نژاد و رقابت با او را داشته باشد و سوم آنکه اصلاح طلبان از حزب اعتماد ملی گرفته تا سازمان مجاهدین به صورت یکپارچه و با اتحاد کامل از وی حمایت نمایند.

به نظر بنده مهندس عبدالعلی زاده به دلایلی که در ذیل خواهد آمد دارای ویژگی های برشمرده می باشد:

۱- عبدالعلی زاده محبوبیت بی اندازه ای در میان اهالی آذربایجان و آذری زبانان تمامی ساکنان ایران زمین دارد. او در زمان نمایندگی مردم ارومیه عنوان سخنگویی کمیسیون برنامه و بودجه مجلس را داشته است. فردی که آشنایی کاملی با نظام بودجه ریزی و سیستم اقتصادی ایران دارد. وی بعد از نمایندگی مجلس راهی استانداری آذربایجان شرقی می گردد و در آنجا پس از ۵ سال به عنوان یک مدیر اسطوره ای تحولات شگرفی را رقم می زند. عبدالعلی زاده بنیان های اقتصادی و مدل جدیدی از توسعه صنعتی و تجاری را در آنجا رقم می زند و در اذهان اهالی آذربایجان به اندازه ای مقبولیت دارد که به قول عوام به سر عبدالعلی زاده قسم می خورند..

عبدالعلی زاده به راحتی می تواند اکثر آرا اهالی استان های آذربایجان شرقی و غربی، زنجان، همدان، قزوین و کردستان را بدست آورد و پتانسیل قوی و منحصر به فردی در این مناطق برای وی متصور است. عبدالعلی زاده به جهت حسی و عاطفی نیز این توانایی را دارد که بتواند با دیگر مردم ایران رابطه صمیمی و ایجاد علقه نماید. عبدالعلی زاده از لحاظ تیپولوژی شخصیتی، فردی جذاب و خونگرم بوده و می تواند در مردم شور و هیجان و ایجاد انگیزه برای مشارکت مردم در انتخابات را ایجاد نماید. برای نمونه  واخیرا وی در هشتمین دوره انتخابات مجلس از حوزه انتخابیه تبریز به صورت تلویحی و نه علنی از نامزدی دکتر مسعود پزشکیان حمایت نمود. آرا دکتر پزشکیان را کسی تا به حال در طول تاریخ انتخابات های انجام شده در تبریز را کسب ننموده است، حتی آرا ادوار گذشته اکبر اعلمی نیز با آنکه او نیز محبوبیت بی اندازه ای میان اهالی آذربایجان داشته از لحاظ کمیت عددی کمتر از آراء دکتر پزشکیان بوده است. همچنین اخیرا در برنامه معروف مثلث شیشه ای مجری برنامه نیز در معرفی بیوگرافی زندگی عبدالعلی زاده به صورت زنده از سیمای جمهموری اسلامی به محبوبیت بی اندازه وی اشاره می نماید.

۲- عبدالعلی زاده فردی است که بیشتر شهره صفات اجرایی و اقتصادی را در طول کارنامه مدیریتی خود را داراست و با نظام حاکمیتی چالش و مشکل چندانی نداشته است، از این روی بحث ردصلاحیت وی از احتمال بسیار کمتری برخوردار است و به احتمال بسیار قوی در صورت کاندیداتوری صلاحیت وی از سوی شورای نگهبان مورد تایید قرار خواهد گرفت. بحث ردصلاحیت ها همواره دغدغه اساسی اصلاح طلبان در انتخابات بوده است و بیشترین کوپن اصلاح طلبان در انتخابات ها خرج تایید صلاحیت ها می گردد. عبدالعلی زاده از این حیث هزینه ی زائدی برای اصلاح طلبان ایجاد نمی کند.

۳- عبدالعلی زاده می تواند به راحتی موجب ایجاد وفاق در بین تمامی گروه های اصلاح طلب ایجاد نماید. او در دور سوم مجلس روابط نزدیکی را با مهدی کروبی داشته است و کروبی همواره از وی دفاع نموده و در مقاطع مختلف مدیریتی از عبدالعلی زاده حمایت ویژه ای نموده است. عبدالعلی زاده در دور سوم مجلس نامزد مجمع روحانیون مبارز از حوزه انتخابیه ارومیه بوده است.

او همچنین روابط حسنه ای با آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز دارد. عبدالعلی زاده از سوی هاشمی به عنوان استاندار آذربایجان شرقی منصوب می گردد و در آن مقطع به جهت علاقه ویژه ای که به عبدالعلی زاده داشته شخصا و به صورت متناوب برای افتتاح طرح های تجاری و صنعتی در آذربایجان شرقی به صورت بی سابقه به تبریز سفر می نمود. غلامحسین کرباسچی مدیر محبوب هاشمی در پایتخت، و عبدالعلی زاده مدیر محبوب وی در آذربایجان محسوب می شد. نزدیکان هاشمی در حزب کارگزاران نیز در صورت طرح نامزدی عبدالعلی زاده با تمامی قوا از او حمایت خواهند کرد.

بین سید محمد خاتمی عبداعلی زاده نیز اعتماد و احترام فراوانی برقرار است. او هشت سال وزیر کابینه دولت اصلاحات بوده و از موفق ترین و کارآمدترین اعضای دولت محسوب می شد. خاتمی به مدیریت و کفایت وزیر مسکن دولت اش همواره اعتقاد داشته و از مهندس اهل آذرایجانی کابینه اش همواره به نیکی یاد می کند.

عبدالعلی زاده می تواند به عنوان فردی که در غیاب محمد خاتمی اتحاد و انسجام را بر جبهه اصلاحات به ارمغان آورد می تواند مورد توجه جدی احزاب و گروه های اصلاح طلب واقع گردد..

او چهره ای واقع گرا، قاطع و مقتدر در نظام مدیریتی و تصمیم گیری و شخصیتی است که می تواند اصلاح طلبان را برای کسب پیروزی کرسی ریاست جمهوری به موفقیت رهنمون سازد پس چرا عبدالعلی زاده نه؟؟؟

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

تصویر اختصاصی خرداد ۸۸

از سمت چپ: سیاوش قهوه چیان فرماندار وقت ماکو، مهندس علی عبدالعلی زاده نماینده مردم ارومیه در دور سوم مجلس شورای اسلامی، اسدالله لطف عطا فرماندار ارومیه و حاج حمید صداقت پیشه مدیرعامل سازمان همیاری شهرداری های استان

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

نام خاتمی بلندتر از همه نام هاست

رای بخش بزرگی از کسانی که آخرین سال ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد را به امید تغییر وضعیت سپری می‌کنند، انتخابات ریاست جمهوری آینده یک "فرصت تاریخی" و در عین حال بسیار "دشوار" به شمار می‌آید. پرنفوذترین چهره‌ای که اصلاح‌طلبان در مقابل محمود احمدی‌نژاد و اردوی اصولگرایان مطرح می‌کنند، محمد خاتمی‌، رییس جمهور پیشپین ایران است. آیا او تنها و بهترین گزینه است؟ دویچه وله این سؤال را با محمد عطریانفر عضو شورای مرکزی کارگزاران و از طرفداران پروپاقرص گزینه خاتمی در میان گذاشته است.  

دویچه‌وله: آقای عطریانفر، شما به دو دلیل از کاندیداتوری آقای خاتمی حمایت کردید، یکی اینکه او احتمالا از همه صافی‌ها و موانع یک انتخابات غیرآزاد عبور خواهد کرد، دوم اینکه معتقد هستید که او پایگاه اجتماعی گسترده‌ای دارد؛ آیا به داشتن این پایگاه می‌توان اطمینان داشت؟

 عطریانفر: خروجی آقای خاتمی در مدیریتی که در هشت سال ریاست کشور داشتند، خروجی مثبتی بوده، و مدیریت ایشان در همه حوزه‌ها به نمره خوبی می‌رسد و قضاوت ملی درباره مدیریت ایشان، قضاوت مثبت و قابل دفاعی است. علاوه براین بخشی از این دفاع هم برمی‌گردد به پس از آقای خاتمی، در زمانی که جناب آقای احمدی نژاد به قدرت رسیدند، به این دلیل که رویکردشان، یک رویکرد پرخاشگرانه بوده، و مقداری با رویکردهای برنامه‌ریزی کشور متفاوت بوده است، مدیریت او وضعیتی را در کشور فراهم کرده است که مردم دچار مشکلات اساسی در حوزه‌های مختلف هستند، در اقتصادشان، معیشت‌شان، آرامش‌شان و آینده‌شان؛ و همینطور هم برخی رویکردهایی که ایران را در مقابل یک اجماع جهانی قرار داده است. اتفاقاتی که در دولت آقای احمدی‌نژاد رخ داده، ذهن مردم را ناخواسته معطوف به گذشته کرده است و به هرحال موقعیت آقای خاتمی را ممتاز نشان می‌دهد.

 آیا صرف عدم رضایت از ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد، برای اجماع حول آقای خاتمی کافی‌ است؟

 عطریانفر: نخیر، کافی نیست، آقای خاتمی قطعا نیازمند برنامه مشخصی هستند. ولی بستری که ما حس می‌کنیم این است که هم عملکرد مثبت گذشته و هم وضعیت فعلی موقعیت آقای خاتمی را ممتاز نشان می‌دهد. علاوه براین نیازمند تبلیغات و یک برنامه دقیق برای اداره بهتر کشور هست و هم‌چنین پاسخ به برخی از ابهامات و گرفتاری‌هایی که در همان دوره آقای خاتمی وجود داشته است. تصور عمومی دوستان ما در حوزه اصلاحات و نخبگان و روشنفکران این است که الآن آقای خاتمی از موقعیت مناسب‌تری نسبت به دیگر نیروهایی که در متن اصلاحات هستند، برخوردار است. ایشان احتمالا می‌توانند بر بسیاری از ابهامات و انسدادهایی که وجود دارد، فائق آید و در دور آینده به عنوان کاندید برتر در عرصه انتخابات مطرح شود. 

 گفتید که آقای خاتمی دوره ریاست جمهوری‌شان را با کارنامه مثبتی خاتمه داد، ولی انتقادی که از او می‌شود این است که در مقاطع تعیین‌کننده قاطعیت لازم را نداشت و همین هم باعث شد که طیف وسیعی از خاتمی دلسرد شوند، حالا چرا فکر می‌کنید که آن اشتیاق دوباره بوجود آمده و آن به قول آقای آرمین "یخ عدم اعتماد" ذوب شده است؟

 عطریانفر: برخی گرفتاری‌هایی که در دور دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی به آن اشاره می‌شود، بر‌می‌گردد به بی‌کفایتی‌ها و ناتوانی‌هایی که در سطح مدیران وزارت‌خانه‌ها بهرحال شاهدش هستیم. که البته در این زمینه به شخص آقای خاتمی و دوستان‌شان امکان نقد وجود دارد، اما اینها عمدتا جنبه‌های ساختاری دارد. هرکس دیگری هم که باشد، به دلیل امتناع‌هایی که وجود دارد و گرفتاری‌هایی که در متن ساختار قانونی کشور وجود دارد، با آن مشکلات مواجه خواهد بود. شما چه بخواهید، چه نخواهید، اگر مجلس مخالفی داشته باشید، این مجلس مخالف در مقابل قدرت رییس جمهور می‌ایستد. اگر نهادی به نام قوه قضاییه دارید، یک وجه مستقلی دارد و عملا نمی‌تواند خواسته‌های یک رییس جمهور را برآورده کند. این وضعیت ساختاری کشور ماست و چه آقای خاتمی باشد و چه نباشد، این موانع ساختاری وجود دارد و شرایط را مشکل خواهد کرد، از این بابت نمی‌توانیم فقط مشکل را متعلق به آقای خاتمی بدانیم، اگر غیر از او هم باشد این مشکلات در ساختار قانونی کشور وجود دارد.

 به کاندیداهای دیگری اشاره می‌شود که در برخورد با همین مشکلات ساختاری، شاید از آقای خاتمی قاطعیت بیشتری داشته باشند، مثلا به عبدالله نوری، که برخی تحلیل‌گران او را گزینه مناسبی می‌دانند و اگر اشتباه نکنم خود شما هم همینطور. چرا فکر می‌کنید جز خاتمی هیچ کس دیگری نمی‌تواند به آن محوری تبدیل شود که مردم را به شرکت در انتخابات ترغیب کند؟

 عطریانفر: عمده‌ترین نکته‌ای که ذهن سیاستمداران کشور را به خود معطوف می‌کند، واقع‌گرایی است. در مورد جناب عبدالله نوری، همانطور که شما هم اشاره کردید، بنده از مدافعان ایشان هستم. ایشان دارای صلاحیت‌های ذاتی برای یک مدیریت موفق در کشور است. و از جهاتی هم حتی به نظر من بر آقای خاتمی تقدم دارد. اما آنچه ما را به سمت یک کار عملی پیش می‌برد این است که آیا اساسا شخص آقای عبدالله نوری چنین استعدادی را برای حضور در صحنه انتخابات دارد یا نه، و علاوه برآن، آیا ایشان امکان خروج از برخی نظارت‌های استصوابی را دارد، یانه. به نظر می‌آید که او علاقمند به حضور در انتخابات نخواهد بود. و موقعیت ایشان در بحث تایید صلاحیت‌ها نسبت به آقای خاتمی کمی مشکل‌تر خواهد بود. از این بابت هست که نام آقای خاتمی، بلندتر از دیگر نام‌ها است.

 اگر به رغم همه آنچه گفتید، آقای خاتمی نتواند اجماع لازم را ایجاد کند و به قول شما و همراهان‌تان، یک انتخابات دوقطبی را راه بیندازد، آیا آن به گفته شما "مأموریت تاریخی" یا "فرصت تاریخی" از دست نرفته است؟

 عطریانفر: اگر این فرصت برای آقای خاتمی ایجاد نشود، واگر اصلاح‌طلبان بتوانند روی شخصیت دیگری اجماع کنند، مثل آقای دکتر نجفی، یا آقای کروبی، یا هرکس دیگری، هرچند که این احتمال پیروزی را ضعیف می‌کند، ولی بهرحال نوعی قدرت‌نمایی است، نوعی رقابت و سیاست‌ورزی است. هیچ اشکالی ندارد که ما این را هم تجربه کنیم. ولی اگر این هم صورت نگیرد، بله، فرصت تاریخی از دست رفته است. در آن صورت شاید رویکردهای جدیدی مطرح شود و مثلا اصلاح‌طلبان در این دور کاندیدایی نداشته باشند ولی از یک چهره معتدل جریان محافظه‌کار مثل آقای روحانی یا ولایتی به صورت منفرد حمایت خود را ابراز کنند، که در واقع کشور را از شرایط رادیکال و خشونتی که هست، خارج کنند. طبیعتا ما در آن شرایط کاندیدای رسمی نخواهیم داشت، ولی بصورت حاشیه‌ای و جانبی رضایت خود را از یک عنصر راستی که محافظه‌کار است ولی احمدی‌نژاد نیست، نشان داده‌ایم!

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

هاشمی در زیر زمین

اکبر هاشمي رفسنجاني اين روزها به سختي از ميراث انديشه هاي توسعه گرايانه خود دفاع مي کند؛ انديشه هايي که به تاسيس سازمان ها و نهادهايي انجاميد که دو نمونه آن بعد از حضور دولت نهم شاهد هجمه عظيمي است. هاشمي بلافاصله بعد از آنکه دولت نهم تيغ تيز نقدهاي خود را روانه دانشگاه آزاد کرد در مقام رئيس هيات امناي دانشگاه آزاد مسوولان اين دانشگاه را به مقاومت در برابر فشارها دعوت و ابراز اميدواري کرد «شرارت هايي که مي شود تا دانشگاه آزاد را تضعيف کنند، شرش از سر دانشگاه کوتاه شود.»دفاع سرسختانه هاشمي از دانشگاه آزاد در نهايت به عقب نشيني دولت انجاميد. روز گذشته درست يک روز پس از آنکه هاشمي پسر به عنوان مديرعامل مترو تهران از اصرار دولت به ساخت منوريل اظهار نگراني کرد و وضعيت ساخت مترو را مطلوب ندانست هاشمي پدر عبا و عمامه را با لباس کار و کلاه حفاظتي کارگاه ساخت مترو عوض کرد و وارد تونل هاي آب گرفته مترو شد تا ميراثي ديگر از انديشه هاي توسعه گرايانه خود را از زير بار فشار دولت خارج کند.سابقه حمايت رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام از مترو و ساخت آن به اين سال ها باز نمي گردد. وي روز پنجم بهمن سال 1363 از تريبون نماز جمعه و در بحبوحه سال هاي سخت جنگ مخالفان ساخت مترو را يا «ضدانقلاب هايي» دانست که «با تمدن و رفاه مردم مخالفند و مي خواهند ناراضي درست کنند»يا کساني که مي گويند آيا بايد پول نفت را که متعلق به همه مردم است بياوريم و با آن مساله تهراني ها را حل کنيم؟رئيس مجلس دوم که در مقام خطيب جمعه تهران مصائب و سختي هاي نبود مترو در پايتخت و مواهب آن را از تريبون نماز جمعه عنوان مي کرد آن را نياز آينده تمامي کلانشهرهاي ايران دانسته و مخالفت با آن را به «افکار قديمي بعضي ها» نسبت داده و در ادامه افزوده بود؛ «هر قدر حساب مي کنيم مي بينيم تاخير در ساخت مترو، ظلم به اين ملت است.»هاشمي هشتم بهمن همان سال در خاطرات خود از درخواست مبلغي براي بودجه تهران از رهبر انقلاب خبر مي دهد. مشکلاتي که هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه از آن ياد کرده بود، به گفته محمدرضا توسلي اولين شهردار تهران اين گونه بيان شده است؛ «يکي از وزرا اين مطلب را مطرح کردند که وقتي در سيستان و بلوچستان مردم چيزي براي خوردن ندارند دليلي ندارد که ما پروژه مترو داشته باشيم. حتي به مديران بعد از ما هم که پروژه مترو را دنبال مي کردند گفته بودند که شما بايد اين جنازه را دفن کنيد.» اين مقاومت براي جلوگيري از ساخت مترو عاقبت در دولت هاشمي شکسته شد. در نهايت هاشمي پسر بر مسند مديرعاملي شرکت راه آهن شهري تهران نشست و پروژه ساخت مترو را پيگيري کرد. مقاومت دولت نهم در ادامه ساخت مترو شايد سبب اصلي حضور اکبر هاشمي رفسنجاني در تونل هاي مترو باشد. دولت نهم با اصرار ساخت منوريل بودجه مترو را به حداقل ممکن کاهش داده است و به صورت آشکار و پنهان از بي ميلي خود براي تصدي مديرعاملي مترو از طرف محسن هاشمي خبر مي دهد.مترو تهران يادگار دولت هاشمي است که سياستمدار کارکشته ايراني مي داند چگونه بايد از اين يادگاري محافظت کند. همچنان که محمود احمدي نژاد با ساخت منوريل در سوداي ثبت يادگاري ديگري در پايتخت ايران است.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

پنج روزی مهمون خونه پرمهر امام رضا (ع) بودم. امام رضا تو دل همه ایرانی هاست. یه جورایی امام ایرانی هاست امام قلب های ایرانی ها.. از امروز دوباره در خرداد ۸۸ در حضور یاران خردادی مان خواهم بود. برای سعید پورحیدر هم سالگرد تاسیس فعالیت وبلاگش را تبریک می گویم. فریاد خرداد آهنگ دوباره ای را در عرصه وبلاگ نویسی در ارومیه بنا نهاد و از این حیث می بایست بر او تبریک و آفرین گفت. اخبار انتخابات ریاست جمهوری هم حسابی داغه.. البته بحث نامزدی سید محمد خاتمی این روزها کم رنگ شده و اخبار غیر رسمی که به گوشم خورده حکایت از انصراف خاتمی از انتخابات داره. البته محاسن اومدن خاتمی از دیدگاه من بر معایبش می چربه ولی یکی از دوستان اصلاح طلب خبر از کاندیداتوری یک سوپراستار از سوی اصلاح طلبان داده که اگه بحث صلاحیتش حل بشه و طی مذاکراتی با مقامات عالی رتبه نظام این موضوع مورد قبول واقع بشه انتخابات داغی رو پیش رو خواهیم داشت. اسم سوپر استار کاندیدای اصلاح طلبان عبدالله نوری نیست..!

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 

pctfx3.1

Desert Fix Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي زيباي وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Web Hosting

میزبانی میزبان هاست دامین هاستینگ دامنه دومین