تبليغاتX
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی خرداد خرداد88
 
 
 
   
 
 

خاتمی امشب با مردم سخن می گوید

در شب ۲۱ ماه رمضان شب شهادت حضرت امیر(ع) و دومین شب از شب های احیاء سیدمحمد خاتمی در حرم مطهر حضرت امام خمینی(ره) با مردم سخن می گوید. این مراسم از شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی پخش خواهد گردید.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

خاتمی برگ زرین تاریخ انقلاب

اکبر هاشمی رفسنجانی: «تاريخ ايران تلاش‌ها، صداقت‌ها و تحمل‌هاي خاتمي را هيچ‌گاه فراموش نمي‌كند و خاتمي برگ زرين تاريخ انقلاب است. از لحاظ توسعه سياسي در دولت ايشان گام جديد برداشته شده است و فضاي جديدي در عرصه‌هاي مختلف خلق شده است. در روابط خارجي شرايط مناسبي پيش آمد ... در توسعه علمي اقتصادي و آْموزشي بسيار پيشرفت كرده‌ايم.

نجابت شخص خاتمي و مديريت وي كه سعي مي‌كرد تنش را از كشور دور كند و آرامش را حفظ كند  گاهي كوتاه مي‌آمد و گاهي نيز گلايه مي‌كرد، براي حفظ آرامش در كشور بسيار مهم بود.

در تشخيص مصلحت نظام از تعاملي كه با دولت وي داشتيم بهره‌مند شديم. هر كجا نيازمند مشاوره بوديم ايشان به خوبي اين امر را انجام مي‌داد و در جلسات حتي اگر موافق نظر ما هم نبود مي‌پذيرفت و مخالفت نمي‌كرد. در تنظيم سند چشم‌انداز 20 ساله كه از افتخارات نظام است، خاتمي نقش مهمي داشت و زمينه تسهيل آن در دولت خاتمي ايجاد شد. كميسيون‌هاي مجمع توانستند با كمك دولت خاتمي اين سند را تصويب كنند و ما در تنظيم اين سند از نظرات دولت خاتمي بسيار بهره‌مند شديم.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

تصویر اختصاصی خرداد ۸۸

 

مجادله دو وبلاگ سالار و اقتراح بهانه ای بود تا عکس جمعه این هفته به تصویری تاریخی از حجت الاسلام حسنی امام جمعه ارومیه اختصاص یابد. با وجود لحن نسبتا تند این دو وبلاگ نسبت به یکدیگرمباحث خوبی میان نویسندگان آنها ردوبدل گردید. برای هر دو عزیز خاصه جناب ارجمندی که فعالیت وبلاگ نویسی را به تازگی آغاز نموده صمیمانه آرزوی سربلندی و موفقیت دارم.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

دفاع جانانه احمدی نژاد از مشایی

رییس جمهور در پاسخ به سوال خبرنگار روزنامه ايران در خصوص اظهارات اسفنديار رحيم مشايي رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، گفت: موضع ما در خصوص رژيم صهيونيستي كاملا روشن است. ما هيچ وقت اين رژيم را به رسميت نشناخته‌ايم. اين رژيم، ريشه فساد در منطقه است و براي تهديد ملت‌هاي منطقه درست شده و ملت‌هاي منطقه اين رژيم را به رسميت نمي‌شناسد.
وي افزود: صهيونيست‌ها در مراكز قدرت جهاني حاكم شده‌اند كه تعدادي در مراكز خبري تبليغاتي و قدرت مسلط شده و طوري تبليغات مي‌كنند كه آنها اكثريت حاكم بر جهان هستند. همانطور كه يهودي بودن آنها دروغ بزرگ است آنها يك مشت دنيا طلب و بي‌دين و دروغگو هستند.
رئيس جمهور با بيان اينكه شنيدم اخيراً فردي گفته است كه ايده اسرائيل بزرگ مرده است، افزود: اما من مي گويم كه ايده اسرائيل كوچك هم مرده و ايده اسرائيل كلاً مرده است و امروز هم مي‌گويم كه براي شما بهتر آن است كه دست از ظلم برداريد و سرزمين فلسطين را رها كنيد و به دنبال زندگي خود برويد، 60 سال جنايت كرديد برگرديد و توبه كنيد و اجازه بدهيد ملت فلسطين با دست خود سرنوشت خود را تعيين كند.
احمدي‌نژاد تاكيد كرد: كه اين حق ملت فلسطين است كه از خود دفاع و با اشغالگران مقابله كند اما حرف آقاي مشايي حرف دولت است. ملت ما و ملت‌ها با مردم مشكلي ندارند ما براي رژيم صهيونيستي دولتي نمي‌شناسيم. ما دولتي به نام اسرائيل به رسميت نمي‌شناسيم. اما ما حساب مردمي كه به دروغ به آنجا آورده شده و سپر بلا شده‌اند، را با شبكه رژيم صهيونيستي جدا مي‌دانيم.
وي با اشاره به سخنان امام راحل و مقام معظم رهبري در خصوص دلسوزي مردم ايران براي مردم جهان بيان داشت: ما دلمان براي بوش هم مي‌سوزد. ما اگر چيزي مي‌گوييم از باب رحمت است نه به خاطر كينه، چرا كه با ظلم مخالف هستيم.
رئيس جمهور با اشاره به اينكه رژيم صهيونيستي عده‌اي را با فريب وارد سرزمين اشغالي كرده‌ است، تصريح كرد: اگر رژيم صهيونيستي دست از كار خود بر ندارد مردم فلسطين آنها را به سرجاي خود خواهند نشاند.
وي با اشاره به طرح بحث هولوكاست، گفت: يك هجوم سنگين توسط صهيونيست‌ها و در داخل هم توسط برخي عليه اينجانب انجام شده ما رژيم صهيونيستي را به رسميت نمي‌شناسيم. ما دلمان براي مردمي كه اسير هستند مي‌سوزد، اين حرف، حرف مكتب ما و دولت است البته ممكن است كه در بيان مطالب، استخدام كلمات و سلايق مختلف باشد اما بدانيد برخورد با ماجراي هولوكاست و افشاي هولوكاست حقيقي در سرزمين اشغالگري، 2 روي يك سكه هستند.
احمدي‌نژاد با بيان اينكه موضع ما در برابر مردم همه جهان يكي است، تصريح كرد: در ماجراي اخير ضمن احترام به تمام كساني كه اظهار نظر كردند، بخصوص نمايندگان مجلس تشكر مي‌كنم كه حساسيت نشان دادند.اما مي‌گويم كه آقاي مشايي مظلوم واقع شد. وي هيچ‌گاه نگفته ملت اسرائيل. مشايي از 18 سالگي در صحنه‌هاي انقلاب بوده است موضع وي موضع دولت است. وي 30 سال پاك، انقلابي و فداكار زندگي كرده است اما در اين ماجرا مظلوم واقع شد.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

جناب آقای دکتر عبدالعلی زاده

مصیبت وارده را خدمت حضرتعالی و خانواده گرامی تان تسلیت عرض می نمائیم.

مسعود پزشکیان، محمد باقر سپهری، قربانعلی سعادت، جمشید انصاری، یحیی محمد زاده، نادر قاضی پور، حمید صداقت پیشه، عباس خورشیدی، سید علی اصغر تقوی، کریم فروزان، شهربانو امانی، مجید خدابخش، محسن خادم عرب باغی، جواد آقازاده، سیاوش قهوه چیان، ناصر حضرتی، علی یاری، پیروز حناچی، سیروس صادقی، شاهرخ یونسی، فریدون درویش زاده، احمد ضیایی، رسول سیروس رضایی، یوسف مدرس، مهدی یوسف زاده، محمدحسن لواسانی، سعید منصورافشار، علی حقانی، یوسف فرامرزی، محرم مصطفوی، جواد رجب زاده، ولی یوسف نژاد، حاجی یاسینی، مهندس فائزی.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

خرداد ۸۸ ضایعه درگذشت والده مکرمه جناب آقای دکتر عبدالعلی زاده وزیر مسکن و شهرسازی دولت جناب آقای خاتمی را حضور ایشان و خانواده معزز و گرامی عبدالعلی زاده  تسلیت عرض می نماید.

مراسم شام غریبان آن مرحومه عصر امروز (چهارشنبه) در مسجد الرسول(ص) برگزار خواهد گردید.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
  نماز جمعه این هفته به امامت حضرت آقا

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

اتحاد تنها رمز موفقیت

«غلامحسین كرباسچی» دبیركل حزب كارگزاران سازندگی دوشنبه‌شب طی سخنانی در نشست ماهانه اصلاح‌طلبان قزوین كه با حضور آیت‌الله تاكندی در منزل حجت‌الاسلام «سیدناصر قوامی» نماینده مجلس ششم برگزار شد، به بررسی وضعیت جبهه اصلاحات در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری پرداخت. وی گفت: چرا باید الان در این وضعیت باشیم كه دو شخصیت برجسته و دو روحانی اصلاح‌طلب كه 40 سال با هم بوده‌اند و فكرشان یكی است، نتوانند یك مسئله ساده جنبش اصلاحات در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری را حل و فصل كنند؟ و مشكل موجود را در یك نشست صمیمانه به طور منطقی رفع كنند؟. این مشكل و آفت بزرگی است و تا دیر نشده باید برای آن یك تدبیر اساسی اندیشیده شود. كرباسچی اشكالات سازمانی را یكی دیگر از نقاط ضعف اصلاح‌طلبان و حتی تمام نیروهای سیاسی كشور دانست و گفت: باید رفتار و تجربیات جوامع مدرن و پیشرفته را كه در عرصه احزاب و كار سازمانی و سیاسی موفق بوده‌اند را الگو قرار دهیم و با آموزش و كار گروهی به سمت‌وسوی یك جامعه مدرن سیاسی پیش برویم و این فرصت در زمان دولت اصلاحات وجود داشت كه به دلایلی از دست رفت، این در حالی بود كه برخی جریان‌های تاثیر‌گذار هم اصلا به طور ریشه‌ای با سازماندهی سیاسی و تحزب و باشگاه سیاسی مخالفند. كرباسچی القائات جریان رقیب را یكی دیگر از آفات جریان اصلاحات خواند و گفت: عده‌ای از دوستان هم با امكانات و جایگاهی كه برخی سازمان‌ها در اختیار دارند، خوب یاد گرفته‌اند كه با القائات و شبهه‌افكنی و اختلاف‌اندازی سعی در متلاشی كردن جنبش اصلاحات و اصلاح‌طلبان دارند و ما باید هشیارانه مراقب این‌گونه برخوردها باشیم و بخشی از مشكلات موجود اصلاح‌طلبان هم از همین موضوعات نشأت می‌گیرد. وی اختلاف سلیقه و نظرات متفاوت را امری بدیهی در جریان اصلاحات دانست و گفت: با نشست‌های متعدد و برگزاری جلسات تئ‍‍وریك افكار را به هم نزدیك كنیم و اظهارنظرهای متفاوت را سانسور نكنیم و اگر به دنبال دموكراسی هستیم باید دموكراسی را بین همفكران خودمان آغاز كنیم و برای حفظ موجودیت جنبش به عقل جمعی رجوع كنیم كه بالاتر از تجربه دموكراسی برای پیشرفت یك كشور فعلا مدل دیگری ارائه نشده است. كرباسچی در ادامه به وضعیت كشور در عرصه داخلی و بین‌المللی اشاره كرد و گفت: نباید شاهد یك فاجعه مدیریتی شویم و كشور را در مخمصه گرفتار كنیم، در عرصه بین‌المللی وجهه جمهوری اسلامی برای دنیا بسیار خشن و جنگ‌طلب ارائه شود و هر چند وقت یك بار با تصویب یك قطعنامه در سازمان ملل محدودیت و فشار بیشتری به مردم تحمیل شود. در داخل كشور هم كه آمار بیكاری و گرانی و تورم و مشكلات بخش صنعت و كشاورزی... را هم ملاحظه می‌كنید. مردم با این همه از خودگذشتگی در طول دوران انقلاب اسلامی و كمبودهای مختلف دیگر تحمل این مشكلات را كه ناشی از سوءمدیریت است را ندارند. كرباسچی افزود: با این وضعیت موجود و اقبال مناسبی كه مردم به اصلاح‌طلبان دارند ما نباید با اختلافات و درگیری بین اصلاح‌طلبان این اقبال را از دست بدهیم و تمام تلاشمان باید این باشد كه نگذاریم چنین وضعیتی در دور دوم بر نظام اجرایی كشور حاكم شود و موضوع اصلی امروز وحدت بین اصلاح‌طلبان است تا بتوانیم با همفكری و اتحاد و یكپارچگی به هدف‌مان دست پیدا كنیم و با وحدت نظر عملی در انتخابات ریاست‌جمهوری راه پیروزی را هموار كنیم و نتیجه دلخواه را بگیریم.
امروز در رسانه‌های خود شاهد رفتار اموی هستیم
كرباسچی در ابتدای سخنرانی خود با تبریك ایام ماه مبارك رمضان و تولد امام حسن مجتبی(ع) به بررسی ابعاد شخصیتی این امام معصوم پرداخت و گفت: امام حسن(ع) پرچمدار صلح و اصلاحات در قبال كجروی‌ها و جنگ‌افروزی‌ها بود، ایشان منادی صلح و سلامتی و آسایش برای جامعه بوده است و همانقدر كه در جریان انقلاب اسلامی به نهضت حركت‌آفرین و شور حسینی نیاز‌مند بوده‌ایم و در طول سال‌های انقلاب و مبارزه به آن اتكا كردیم و در دوران صلح و آرامش هم به عنوان یك بخشی از الگوی اسلامی ما به رهنمود‌ها و شخصیت و ویژگی‌های امام حسن مجتبی(ع) نیازمندتریم و این رفتارها برای جنبش اصلاحات و گروه‌های سیاسی كه با این شعار در صحنه حضور دارند می‌تواند الگوی بسیار مناسبی باشد. كرباسچی افزود: در زمان این امام معصوم عده‌ای كم‌سواد و فریب‌خورده براساس تحریكات خاندان بنی‌امیه نسبت به خاندان و شخصیت ایشان فحاشی و هتك حرمت‌هایی صورت می‌دادند. متاسفانه در جامعه ما هم امروز شاهدیم كه برخی افراد را وادار می‌كنند با رسانه‌های مختلفی كه در اختیار دارند به شخصیت‌های نظام و حتی مرجعیت جسارت‌هایی صورت دهند. امروز در وبلاگ‌ها یا مطالب برخی روزنامه‌ها می‌بینیم كه افراد ساده‌لوح و ناآگاه انواع و اقسام القائات و القاب ناشایست را نسبت به جمع سیاسی و گروه‌ها یا شخصیت‌ها به كار می‌برند. شهردار اسبق تهران ادامه داد: ما رفتارهایی از رفتار‌های شبیه به ایشان را در زمان خودمان شاهد هستیم كه یكی از مقامات و شخصیت‌های نظام چگونه در عین اینكه قدرت را در دست داشت آماج برخی تهمت‌ها و اتهامات بود و هست ولی در عین حال برای دشمن و مخالف خود هم آرزوی بد ندارد و از رفتاری بسیار منطقی و منشی انسانی برخوردار است.كرباسچی در ادامه به بی‌حرمتی‌های صورت‌گرفته در چند وقت اخیر اشاره كرد و گفت: برخی از افراد جامعه ما كه خود را به عنوان یك مسلمان واقعی تصور می‌كنند تمام منطق‌شان فحاشی به دنیاست و حالا این افراد شاید یك مقام یا مسوول هم باشند. وی افزود: فرهنگ فحاشی و اتهام‌زنی در كدامیك از معصومین ما وجود داشت؟!متاسفانه امروز برخی از مسوولان و افراد تاثیر‌گذار رویه اتهام‌زنی و فحاشی به همه را در داخل و خارج در پیش گرفته‌اند. كرباسچی با اشاره به كتاب صلح امام حسن مجتبی(ع) كه توسط مقام رهبری در قبل از انقلاب ترجمه شده است، تصریح كرد: در كجای آن به فحاشی و اتهام‌زنی و هتك حرمت افراد اشاره شده است كه برخی آقایان مدعی مسلمانی و ذوب در ولایت بودن، اینگونه اتهامات را به دیگران نسبت می‌دهند؟متاسفانه امروز فرهنگ فحاشی و اتهام‌زنی گفت‌وگوی قالب شده است و رئیس‌جمهور ما هم وقتی به یك مجمع جهانی می‌رود شروع می‌كند به فحاشی و اتهام‌زنی به كشور‌ها و جریان‌های مخالف. كرباسچی ادامه داد: این انتقاد به شخص یا جریان نیست و یك نقد كلی است. یك خشونتی از سوابق احزاب چپ‌گرای خشن همسایه در فرهنگ مبارزاتی ما رسوخ كرده است و متاسفانه از آفت‌های انقلاب اسلامی از آغاز تا به حال است. وی افزود: این مشكل فرهنگی حتی در جمع اصلاح‌طلبان هم مشاهده می‌شود؛ در طرف دیگر هم كه مشاهده می‌كنید ما را خارج از دین و مذهب و انسانیت و... می‌نامند؛ شما می‌بینید كه در بیانیه‌های رسمی جمهوری اسلامی هم‌گاهی این فرهنگ مشاهده می‌شود. دبیرکل حزب كارگزاران سازندگی در ادامه به فضایل ماه مبارك رمضان و ادعیه این ماه اشاره كرد و گفت: شاید برخی پیش از انقلاب تصور می‌كردند كه با استقرار حكومت اسلامی دیگر با این دعاها بعضا مانند دعای افتتاح نیازی نیست و همه‌چیز در حد آرمانی تحقق پیدا خواهد كرد ولی با استقرار این نظام به‌رغم پیشرفت‌های بزرگ صورت گرفته فاصله‌ای مانند روز اول با این ادعیه داریم و شاید ذره‌ای به این سو حركت نكرده‌ایم. اللهم انا نرغب الیك فی دوله كریمه تعزبها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله... (به امید آنكه این دولت كریم و عزت اسلامی و انسانی برای جامعه ما تحقق یابد و كرامت انسانی و اجتماعی كه در این دعا آرزو شده را در آغوش گیریم...)

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

خاتمی را تهدید به ترور کردند

یكی از نزدیك‌ترین افراد به خاتمی از تهدید وی به قتل و ترور از سوی مخالفان سیاسی‌اش خبر داد. سیدمحمدعلی ابطحی، كه یك‌شنبه‌شب در مراسم افطاری ائتلاف اصلاح‌طلبان استان فارس در شیراز سخن می‌گفت، ضمن برشمردن موانع و مشكلات پیش‌روی سیدمحمد خاتمی برای ورود به عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری، ابتدا به «جنگ‌های روانی و تهدیدهای فریبنده رقبا» اشاره كرد. وی در چارچوب همین تهدیدها به پخش شب‌نامه‌ای سراسر فحش و ناسزاگویی به خاتمی در نماز جمعه هفته گذشته قم اشاره كرد و گفت: «كار رقبای خاتمی به جایی رسیده كه اكنون در ارگان‌های رسمی خود، او را تهدید به ترور و قتل می‌كنند.» بدین‌ترتیب، تهدیدها علیه خاتمی كه ابتدا از سطح طرح بحث ردصلاحیت او در روزنامه‌هایی چون «كیهان» یا سخنگویانی چون «مجتبی ذوالنور» جانشین نمایندگی ولی فقیه در سپاه آغاز شده بود، اینك به انتشار شب‌نامه‌های حاوی تهمت و تخریب و حتی تهدید به ترور و قتل رئیس‌جمهور پیشین رسیده است. ابطحی اما به‌عنوان یكی از نزدیك‌ترین افراد به خاتمی در طول دوران ریاست‌جمهوری وی و حتی قبل از آن، اوج‌گیری تهدیدها علیه خاتمی را نشانه‌ای از «شرایط مناسب برای نامزدی او» دانسته است. وی این تهدید‌ها را نشانه «بیم اصولگرایان از پیروزی خاتمی» دانست و گفت: «این تهدیدها نه برای خاتمی تازگی دارد و نه برای دوستان خاتمی. همان‌طور كه اصلاح‌طلبان، تهدیدها و حتی ضرب‌وشتم‌های فیزیكی را در طول سالیان اخیر تجربه كردند. » ابطحی در ادامه از شب‌نامه‌ها و فحش‌نامه‌ها به‌عنوان تنها رسانه‌هایی نام برد كه مردم می‌توانند از طریق آن به مظلومیت جریان دوم خرداد پی‌بردند. این عضو مجمع روحانیون مبارز در عین حال، تخریب‌ها را «كوچك‌‌ترین مشكل پیش‌روی خاتمی» خواند. وی در سخنرانی خود با اشاره به‌خواست عموم جامعه برای بازگشت سیدمحمد خاتمی به عرصه قدرت، گفت: خاتمی برای آمدن به عرصه انتخابات با چند مشكل روبه‌‏رو است كه این مشكلات را می‌‏توان به سه دسته قبل از آمدن، در حین آمدن و بعد از آمدن تقسیم كرد. ابطحی تصریح كرد: مشكلات قبل از آمدن خاتمی به انتخابات در اشكال مختلف بروز می‌‏كند كه بخشی از آن توسط رقبا و با جنگ‌‏های روانی و تهدیدهای فریبنده ایجاد می‌‏شود.
ابطحی در تبیین دومین مانع تضمین سلامت برگزاری انتخابات را دغدغه تمام اقشار جامعه دانست و گفت: این دغدغه یكی از مشكلات مرحله دوم آمدن خاتمی است. به اعتقاد ابطحی اگر هر كدام از كاندیداهای حضور در انتخابات نتوانند سلامت انتخابات را چه از نظر تخلف و چه از نظر تقلب تضمین كنند، دعوت از مردم برای حضور در انتخابات دعوت نابجایی است. وی افزود: اینها واقعیت‌‏هایی است كه در جامعه ما وجود دارد و تنها در یك صورت می‌‏توان با آن مقابله كرد و آن اتفاقی است كه در خرداد 76 رخ داد. یعنی اختلاف آرا آنچنان زیاد باشد كه ظرفیت تخلف را از كسانی كه به این انتخابات سوء‌نظر دارند، بگیرد. به اعتقاد وی خاتمی كسی است كه می‌‏تواند با حضور در انتخابات این اختلاف رای را به وجود آورد. ابطحی ادامه داد: واقعیت این سال‌‏ها نشان داد كه نه تنها شعارهای رادیكال در جامعه ایرانی قابلیت اجرا ندارند، بلكه این شعارها به عكس‌العمل‌‏هایی منجر می‌‏شود كه آسیب‌‏های سنگین و شدیدی را به جامعه وارد می‌‏كند.
وی افزود: اینكه برخی‌‏ها می‌‏گویند خاتمی این‌‏بار باید شعارهای رادیكال بدهد و دیدگاه‌‏های خود را شفاف‌‏تر بیان كند، اگر به وضعیت كنونی كشور نگاه كنند، درمی‌‏یابند كه وضعیت كنونی جامعه ایرانی حاصل واكنش به همین شعارهای رادیكال است. ابطحی ادامه داد: اگر خاتمی تاكنون كاندیداتوری خود را اعلام نكرده به این دلیل است كه می‌‏خواهد ببیند در مرحله سوم یعنی پس از انتخابات، چگونه می‌‏تواند به كشور و ملت كمك كند. ابطحی با اشاره به خصوصیات شخصیتی خاتمی گفت: نه تنها ما، بلكه اصولگرایان هم می‌‏دانند كه جامعه، خاتمی را به عنوان نمادی از محبت، دوستی، عشق و صمیمت می‌‏شناسد و این برگ برنده ما در انتخابات است. وی با بیان اینكه من نیز معتقدم بازگشت خاتمی به عرصه انتخابات نمی‌‏تواند برای جبهه بزرگ اصلاحات یك پیروزی محسوب شود، افزود: اما وضعیت كنونی كشور، استثنایی است. به گزارش ایلنا، ابطحی در ادامه سخنرانی خود به تئوری كنار كشیدن مردان بزرگ سیاسی از عرصه رقابت با هدف محبوب ماندن اشاره كرد و گفت: این تئوری در میان برخی از دوستان طرفدارانی دارد اما من اعتقاد دارم كه اگر خاتمی كاندیدا نشود، به این دلیل نیست. عضو مجمع روحانیون مبارز با اشاره به اعلام كاندیداتوری كروبی توسط حزب اعتمادملی، گفت: هر حزبی این حق را دارد كه كاندیدای خود را جهت حضور در انتخابات معرفی كند و حزب اعتمادملی نیز از این قاعده مستثنی نیست. این كار اقدامی است در جهت نهادینه كردن تحزب در كشور. وی خاطرنشان كرد: مجموعه‌‏ای از نیروهای دلسوز برای بارورشدن نهال انقلاب در سه دهه گذشته تلاش كردند كه كروبی و خاتمی نیز جزئی از این مجموعه هستند و كسی مدیون كسی نیست، البته من بحثی را كه قوچانی تحت عنوان جبران كردن در انتخابات ریاست جمهوری توسط خاتمی عنوان كرده بود را مورد نقد قراردادم و گفتم طرح اینگونه موارد ضرورت خاصی ندارد و ما باید به مسائل مهم‌تری بپردازیم. ابطحی گفت:محبوبیت منحصربه‌فرد خاتمی و اتفاقات رخ داده در طول سه سال گذشته، می‌‏تواند آرای خاموش جامعه را مانند خرداد 76 به صحنه بیاورد. عضو شورای مركزی مجمع روحانیون مبارز تغییر نوع گفتار خاتمی از حالت تدافعی به تهاجمی را استراتژی رئیس‌جمهور سابق برای آماده كردن جامعه برای حضور در انتخابات دانست و افزود: توقع جامعه این است كه در انتخابات اتفاق جدیدی رخ دهد. ابطحی در پایان بحث‌‏های مطرح شده توسط رقبای خاتمی مبنی بر رد صلاحیت وی را ناشی از ترس اصولگرایان تندرو از پیروزی خاتمی دانست و گفت: شورای نگهبان هیچگاه اقدام به رد صلاحیت خاتمی نخواهد كرد.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

با ۲۰۰:۳۰ هم نمی توانند خاتمی را شکست دهند

عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت ايران اسلامي با بيان‌‏اينکه با تجربه‌‏اي که از انتخابات‌‏هاي گذشته بدست آورده‌‏ايم، مي‌‏خواهيم در انتخابات رياست جمهوري دهم با تمام سرمايه حضور داشته باشيم، گفت:«درصدد معرفي کانديدايي هستيم که بتواند از هفت‌‏خوان انتخابات عبور کند.»

مصطفي تاج‌‏زاده در گفتگویي تفصيلي با ايلنا، در  مورد هفت‌‏خوان انتخابات اظهار داشت:«اولين خوان تاييد صلاحيت‌‏ها است. دومين خوان را مي‌‏توان تخريب صدا و سيما و ارگان‌‏هاي تبليغاتي محافظه‌‏کاران ناميد. سومين خوان نيز نحوه مواجهه حزب پادگاني با انتخابات است.»

وي خوان چهارم را توزيع ميلياردها تومان توسط ارگان‌‏هايي دانست که خواهان پيروزي نامزد اقتدارگراها هستند و افزود:«خوان پنجم اين است که کانديداي مورد نظر بتواند، از پس تخلفات احتمالي در انتخابات برآيد.»

وي خوان ششم را ابطال آراي حوزه‌‏هاي انتخابيه دانست و در مورد خوان هفتم نيز گفت:«گذشتن از اين خوان در اين شرايط نااميدي گسترده، سخت است وآن، کسب آراي مردم است.»

تاج زاده پس از بيان هفت خوان انتخابات نتيجه گرفت که خاتمي تنها گزينه‌‏اي است که مي‌‏تواند از اين خوان‌‏ها عبور کند و افزود:«تلاش اصلاح‌‏طلبان بر اين است که با يک کانديدا در عرصه انتخابات حاضر شوند ومحافظه‌‏کاران نسبت به خاتمي با آلرژي خاصي مواجه مي‌‏شوند و تمام تلاش خود را معطوف به نيامدن او مي‌‏کنند.»

راهکار اصلاح طلبان در اين انتخابات 1+6 است

تاج‌‏زاده با بيان اينکه راهکار اصلاح‌‏طلبان در اين انتخابات 1+6 است، گفت:«شش خوان اول اين انتخابات منفي است و تنها يک عنصر که مردم هستند را مثبت تلقي مي‌‏کنند. محافظه کاران مي‌‏خواهند که انتخابات 1-7 برگزار شود، يعني مردم را حذف و شش خوان اول نتيجه انتخابات را تعيين کند. آنها مي‌‏خواهند که ما هيزم انتخابات شويم اما پيروز نباشيم.»

وي تاکيد کرد:«ما طرفدار 1+6 هستيم. فعلا خوان‌‏ها را نمي‌‏توان انکار کرد اما مي‌‏توان نامزدي معرفي کرد که با پشتوانه راي مردمي، همه خوان‌‏ها را پشت سر بگذارد. با شش خوان مبارزه مي‌‏کنيم تا به خوان هفتم يعني راي مردم برسيم.»

تاج‌‏زاده با اشاره به اينکه اصلاح‌‏طلبان با تمام توان وارد عرصه انتخابات خواهند شد، تمام توان را به معناي حضور محبوب‌‏ترين چهره از اصلاح طلبان در عرصه انتخابات دانست و خاطر نشان کرد:«در انتخابات‌‏هاي اخير بسياري از چهره‌‏هاي اصلاح طلب مشهور و محبوب ردصلاحيت شدند و يا ثبت‌‏نام نکرده‌‏اند.»

وي در پاسخ به اين سوال که به چه دليل نامزدهاي خود را در صورت نيامدن خاتمي به عرصه انتخابات مشخص نکرده‌‏ايد؟، گفت:«علت اين امر روشن است، زيرا دلايل نيامدن خاتمي براي ما بسيار مهم است. البته اگر خاتمي تصميم به حضور بگيرد، با تمام توان پشت سر او قرار مي‌‏گيريم و بخشي از اصولگرايان نيز به دليل نارضايتي از وضع موجود، از او حمايت مي‌‏کنند.»

خاتمي دغدغه پيشاصندوقي و پساانتخاباتي دارد

وي با بيان اينکه خاتمي بر سر دو راهي مانده است و دو دغدغه موانع پيشاصندوقي و کارشکني‌‏هاي پساانتخاباتي دارد، گفت:«دغدغه اول خاتمي سلامت برگزاري انتخابات است و اينکه آيا آراي مردم، کاغذ پاره خوانده خواهد شد يا خير. به اعتقاد ما، بايد حداقلي از اعتماد جلب شود.»

وي در مورد دغدغه دوم خاتمي نيز توضيح داد:«اگر فرض شود که خاتمي پيروز است، آيا مي‌‏توانند مانند گذشته،کارهاي مشخص و مثبتي را به سود مردم انجام دهد که اين دغدغه از دغدغه اول براي او جدي‌‏تر است.»

تاج زاده افزود:«خاتمي در دوره پيشين رياست جمهوري خود توانست خدمات بزرگي به ملت کند البته به دليل بحران‌‏هاي نه روزه نتوانست برخي از آرمان‌‏هاي مردم را محقق کند.سوال اين است که آيا شرايط امروز به گونه‌‏اي است که خاتمي بتواند حداقلي از مطالبات مردم را محقق کند؟»

وي ادامه داد:«به طور قطع با پيروزي خاتمي، بحران سازي‌‏ها و کارشکني‌‏ها آغاز مي‌‏شود و اقتدارگراياني که ما مي شناسيم، به راحتي تسليم راي مردم نخواهد شد.»

تاج‌‏زاده در عين حال شرايط سال 76 را با 88 متفاوت دانست و خاطر نشان کرد:«زمينه براي تحقق مشي، بينش، روش‌‏ها و ادبيات خاتمي فراهم‌‏تر از سال 76 است.»

عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت ايران اسلامي با بيان اينکه «چند عنصر در عرصه سياسي ايران تعيين کننده است که اگر با هم جمع شوند، پيروزي قطعي است و در غير اين صورت احتمال شکست بالا مي‌‏رود»، در بيان اين عناصر گفت:«عنصر اول اين است که به چه ميزان انسجام در اصلاح‌‏طلبان وجود دارد و گفتمان اين جبهه به چه ميزان غالب است.»

زمينه پذيرش بازي برد - برد بيشتر از سال 76 است

وي گفت:«عده‌‏اي از اصلاح‌‏طلبان به دنبال ائتلاف با ناطق نوري و عده‌‏اي ديگر به دنبال نامزدي عبدالله نوري هستند، با توجه به اينکه خاتمي جمع بين نورين است، در صورت نامزد شدن، اکثريت راي اين دو جريان را به سمت خود جلب مي‌‏کند و حتي بسياري از تحريمي‌‏ها به خاتمي راي مي‌‏دهند.»

تاج‌‏زاده عنصر دوم را مردم ناميد و اظهار داشت:«امروز علاوه بر شناخت شهروندان از خاتمي، زمينه پذيرش بازي برد - برد در عرصه سياست داخلي و خارجي به مراتب بيشتر از سال 76 است که گرايش‌‏هاي برد - باختي در ذهن بازيگران عرصه سياست و افکار عمومي غالب بود. نگاه حذفي در سال 76 به مراتب پر رنگ‌‏تر از امروز بود.
موضع اصولگرايان از مدعي به متهم تبديل شده است.»

عنصر سوم در عرصه سياست را وضعيت رقيب عنوان کرد و اظهار داشت:«ايد دانست که رقيب در موضع تهاجمي قرار دارد يا نه. طلبکار است يا بدهکار، متهم است يا شاکي. عملکرد دولت فعلي اصلاحات را در موضع برتر قرار داده و اصولگراها را از مدعي به متهم تبديل کرده است. امروز آنها روحيه و توان دفاع از عملکرد دوستان خود را ندارند .
عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با بيان اينکه امروز بي اساس بودن اتهامات وارده به اصلاح‌‏طلبان ثابت شده است، ادامه داد: محافظه‌‏کاران در اين سه سال علاوه بر گراني، تورم، بيکاري، قطع برق و گاز و به جاي آوردن نفت بر سر سفره مردم شاهد هستيم که سفره مردم را خالي کرده‌‏اند و در حالي که قرار بود به قله‌‏هاي انرژي هسته‌‏اي برسيم، با شمع روزه خود را افطار مي‌‏کنيم.»

تاج زاده درباره عنصر چهارم که مناسبات بين المللي است، نيز توضيح داد:«فضاي بين‌‏المللي پيش از سال 76 آماده گفتمان است.»

آراي خاموش با حضور خاتمي به پاي صندوق‌‏هاي راي مي‌‏آيند

وي در بخش ديگري با تاکيد بر اينکه بخش قابل توجهي از آراي خاموش، با حضور خاتمي به پاي صندوق‌‏هاي راي خواهند آمد، گفت:«اگر خاتمي به عرصه رقابت انتخاباتي وارد نشود، اين افراد هم به پاي صندوق راي نخواهد آمد.بخشي از 20 ميليون راي جمعيت خاموش که در انتخابات گذشته از آراي احمدي نژاد بيشتر بود،‌‏ در اين انتخابات به خاتمي راي خواهند داد و اين به سود کشور و نظم و ثبات سياسي در منطقه آشوب‌‏زده خاورميانه است.»

تاج زاده با اشاره به اينکه خاتمي با حضور در عرصه رقابت راي خوبي کسب خواهد کرد، ادامه داد:«کيهان نيز به اين دليل به خاتمي حمله مي‌‏کند که مي‌‏داند احتمال پيروزي خاتمي بسيار بيشتر از کانديداي آنها است و اين مساله در نظرسنجي‌‏هايي که توسط خودشان انجام شد، به خوبي نمايان است. به همين دليل از انتشار نتايج اين نظرسنجي‌‏ها، هراس دارد.»

عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت ايران اسلامي با بيان اينکه زمينه اجتماعي براي تحقق برخي امور بزرگ از سوي خاتمي وجود دارد، تصريح کرد:«البته کارشکني در اين مسير خواهد بود اما با توجه به تجربيات قبلي مي‌‏توان بر آنها فايق آمد.»

محافظه‌‏کاران نتيجه عملکرد گذشته خود را شاهد هستند

تاج زاده با اعتقاد به اينکه امروز محافظه‌‏کاران نتيجه عملکرد خود در گذشته را شاهد هستند،‌‏ افزود:«بسياري از آنها با توجه به نتايجي که نصيبشان شد، احتمالا کارهاي گذشته را تکرار نخواهند کرد. زماني که رئيس منتخب دانشگاه علم و صنعت را مورد ضرب و شتم قرار دادند و يا صحنه‌‏هاي کذايي از کنفرانس برلين پخش کردند،نمي‌‏دانستند حادثه دانشگاه زنجان در پيش خواهد بود.»

وي تصريح کرد:«اگر شهرام جزايري را ساختند،‌‏امروز پاليزدار در مقابلشان قرار گرفت و اگر با عبدالله نوري و مهاجراني آن برخوردها را کردند، امروز با کردان و مشايي مواجهه شدند. يک وزير و يک معاون رئيس جمهور در برابر يک وزير و معاون رئيس جمهور.»

معاون سياسي وزارت کشور در دوران اصلاحات با بيان اينکه تجربه خاتمي نسبت به گذشته بيشتر شده ، با رد برخي ادعاها مبني بر اينکه خاتمي نگران درخواست‌‏هاي اجتماعي براي حضور در عرصه انتخابات است، يادآور شد:«خاتمي به عينه شاهد درخواست‌‏هاي اجتماعي است که چگونه،‌‏ وي را تحت فشار قرار داده است.»

خاتمي بايد پاسخ قانع‌‏کننده‌‏اي براي امروز و فرداي ايران داشته باشد

تاج زاده بزرگترين سوال و ابهام زندگي خاتمي را نيامدن او به عرصه انتخابات سال آينده عنوان کرد و گفت:«در صورت نيامدن خاتمي، بسياري از او خواهند پرسيد که اگر مي‌‏توانستي براي اين کشور کار مفيدي انجام دهي، چرا نيامدي؟در اين صورت هم از نظر شرعي گناه کردي و هم وظيفه ملي و تاريخي خود را انجام نداده‌‏اي. وي بايد پاسخ قانع‌‏کننده‌‏اي براي امروز و فرداي ايران داشته باشد.»

عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت با اشاره به دعوت‌‏هاي بسياري که از خاتمي براي حضور در انتخابات صورت گرفته است، تصريح کرد:«دغدغه خاتمي حداقل سلامت انتخابات و حداقل امکان کار کردن براي مردم است.»

وي با اشاره به اينکه اگر خاتمي بيايد با تمام توان از او حمايت مي کنيم، گفت:«اگر نيامد، بايد درباره علت نيامدن او بحث کنيم. اگر خاتمي به دلايل شخصي، حضور در عرصه انتخابات را نپذيرد، وظيفه ما راضي کردن او است. ولي علل ديگر را بايد بدانيم و بعد تصميم بگيريم.»

در انتخابات آزاد سراغ خاتمي نمي‌‏رفتيم

تاج زاده با بيان اينکه نيرويي غير از خاتمي را براي معرفي به عنوان کانديداي اصلاح‌‏طلبان نداريم، تصريح کرد:«اگر انتخابات آزاد بود، سراغ خاتمي نمي‌‏رفتيم و ايشان مي‌‏توانست نقش پدر معنوي را براي اصلاحات داشته باشد که در اين صورت نامزد جديدي معرفي مي‌‏کرديم و مي‌‏کوشيديم که بر سر نامزد ديگري به اجماع برسيم. اما در واقع نمي‌‏توانيم با فرد ديگري غير از خاتمي، هفت خوان انتخابات را پشت سر بگذاريم.»

وي تصريح کرد:«اگر خاتمي به دلايل شخصي و نه به دلايل مربوط به اصلاح‌‏پذيري نظام در صحنه، حاضر نشود، پيشنهاد داديم که گروه‌‏هاي اصلاح طلب در مورد محبوب‌‏ترين نامزد اجماع کنند و اگر خواستند اين کانديداي ما را ردصلاحيت کنند و سال بعد طلب حلاليت بفرمايند، اعلام مي‌‏کنيم که در انتخابات شرکت نخواهيم کرد.»

تاج زاده جامعه ايران را تنوع‌‏طلب خواند و افزود:«نه در ميان ما، نه در ميان اپوزوسيون و نه در جناح راست، امکان يک‌‏گونه انديشيدن وجود ندارد. اصلاحات از ابتدا داراي طيف‌‏هاي مختلفي بود و هنر ما اين بود که در 12 سال گذشته سعي کرده‌‏ايم اين طيف‌‏ها را به صورت نسبتا منسجم نگه داريم اما از آن طرف، ابزارهاي مختلف تبليغاتي و فرماندهي واحد براي ارائه يک ليست واحد وجود دارد اما ما امکانات و ابزارهاي آنها را نداريم.»

پيروزي در صورت عدم اجماع بعيد است

عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت ايران اسلامي، پيروزي اصلاح طلبان در صورت نرسيدن به اجماع را بعيد و دشوار دانست و با اشاره به تخريب‌‏هايي که عليه خاتمي و اصلاح‌‏طلبان صورت مي‌‏‌‏گيرد، گفت:«‏ به سهم خود، کوشيده‌‏ايم به اصلاح‌‏طلبان منتقد پاسخ ندهيم، زيرا معتقديم مسايل مهمتري پيش روي ماست.»

وي به جلسات هم انديشي با محوريت مجمع روحانيون مبارز اشاره و تصريح کرد:« در اين جلسات سعي مي‌‏شود يک رفتار مدني، دنبال شود و هر گروهي به ترويج نامزد خود بپردازد و به تخريب و انتقاد از ديگران نپردازد.»

وي گفت:«اگر خاتمي در صحنه حاضر شد، نگران کيهان واخبار 20:30 نباشيد، اينها اگر 200:30 هم داشته باشند، شکست خواهند خورد و اگر خاتمي نيامد، بايد بحث کنيم که چرا ايشان نيامد و آيا مي‌‏توانيم در انتخابات شرکت کنيم يا خير و در اين صورت وضع دشواري خواهيم داشت و چشم انداز روشني نداريم.»

تاج زاده گفت:«غير از خاتمي، امکان اجماع بر فرد ديگري،سخت است، مگر اينکه گروه‌‏ها بپذيرند از محبوب‌‏ترين نامزد حمايت کنند که تصور مي‌‏شود، برخي نپذيرند.
خاتمي تصميم خود را گرفته است.»

عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با تکذيب اينکه گفته مي‌‏شود خاتمي به درخواست بهزاد نبوي زمان اعلام کانديداتوري خود را به تعويق انداخته است، گفت:‌ «خاتمي تصميم خود را گرفته است اما با توجه به اينکه تحولات جامعه ما سريع و گسترده است، اين امکان را براي اصلاح طلبان و جامعه باقي گذاشته است که اگر براي دو دغدغه عنوان شده، پاسخ مثبت يافت، آنها را نفي نکند.»

تاج زاده با بيان اينکه خاتمي يک ويژگي دارد که شايد ديگران،‌ آن را ضعف بدانند، تصريح کرد:«وي به خرد جمعي احترام مي‌‏گذارد. اگر احساس کند که همه يک خواسته را دارند و نظر خودش بهتر از خردجمعي باشد، به تصميم جمع توجه مي‌‏کند و معتقد است ما در جامعه زندگي مي‌‏کنيم و در مريخ يا جزيره مستقل به سر نمي‌‏بريم که با ديگران کاري نداشته باشيم.»

وي با تاکيد بر اينکه خاتمي اهل مشورت است، گفت:‌‏« برخي اين خصيصه خاتمي را ضعف مي‌‏دانند و تاثيرپذيري از مشاوران مي‌‏خوانند اما خيال مي‌‏کنند که خودشان تاثيرپذير نيستند، اتفاقا مشاوران غير رسمي به اين افراد خط‌‏ مي‌‏دهند،از آنجا که آنها فقط با يک طيف نشست و برخاست دارند،عملا پيش از ديگران تحت تاثير قرار مي‌‏گيرند وتصور مي‌‏کنند که خودشان تصميم گرفته‌‏اند اما راه خطا نکردن و تحت‌‏تاثير قرار نگرفتن اين نيست که روابطمان را با ديگران قطع کنيم.»

تاج زاده ادامه داد:«جهان امروز جهان ارتباطات است و اگر فردي مي‌‏خواهد تحت‌‏تاثير قرار نگيرد، بايد با قوي‌‏ترين گروه‌‏هاي مخالف و موافق جلسه داشته باشد. اگر با من مي‌‏نشيند بايد با فردي که نقطه مخالف من است، هم بنشيند و گفت‌‏وگو کند و نظر سوم مخالف هر دوي ما و چهارم طرفدار بخشي از نظريات افراد را هم بشنود. اگر کسي اين کار را کرد، به فرمايش حضرت علي (ع) در عقول ديگران شريک مي‌‏شود و کمترين تاثير را پذيرفته است.»

برخي سطح سياست‌‏ورزي را به قربان صدقه رفتن تقليل داده‌‏اند

عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت ايران اسلامي با بيان اينکه کساني در کشور هستندکه ديگران را غير خودي مي‌‏دانند، ادامه داد:«اين افراد تنها با دايره محدودي ارتباط دارند و بيشترين تاثير را مي‌‏پذيرند اما ظاهرا، مستقل و آزاد مي‌‏انديشند و ادعا مي‌‏کنند که تحت تاثير کسي نيستند.»

تاج زاده با طرح اين سوال که آيا مي‌‏خواهيم کشور را نجات دهيم يا خير؟، گفت:‌«برخي دوستان، سطح سياست ورزي را به قربان صدقه رفتن‌‏هاي فردي تقليل مي‌‏دهند و يادشان مي رود بحث‌‏هايي مانند انتخابات براي اين است که آيا مي‌‏توان کاري براي مردم کرد يا نه.»

وي افزود:‌«اگر خاتمي را به حال خود رها کنيم، مي‌‏گويد شرکت نمي‌‏کنم اما هم اگر فکر مي‌‏کرديم که فرد ديگري مي‌‌‏تواند تهديدات را مهار و کشور را در مسير توسعه هدايت کند، سراغ او مي‌‏رفتيم.»

تاج زاده خاطر نشان کرد:«متاسفانه برخي از ما توهم داريم که خاتمي را، ما در سال 76 رئيس‌‏جمهور کرديم و هيچ گاه به اين سوال پاسخ نمي‌‏دهيم که اگر اين مقدار قدرت داشتيم و توانستيم بيش از 20 ميليون راي براي خاتمي جمع کنيم، چرا نمي‌‏توانيم براي خود اين راي را کسب کنيم.»

وي توضيح داد:‌« اين توهم کار دستمان مي دهد و فکر مي‌‏کنيم اگر اراده بکنيم فردا وضعيت به نحو ديگري مي‌‏شود که بارها بطلان اين تفکر ثابت شده است. خاتمي قدرشناس است و همواره نه تنها از موافقان بلکه از مخالفان خود هم تقدير کرده است. وي را بايد از سياستمداران اخلاقي کشور دانست.»

تاج زاده با بيان اينکه امام (ره) جمله‌‏اي داشتند که مي‌‏توان به اصلاحات هم نسبت ‌‏داد، گفت:‌ «امام(ره) فرمودند نگوييد انقلاب براي ما چه کرد،بگوييد ما براي انقلاب چه کرديم؟ و حالا مي‌‏توان گفت که نگوييد اصلاحات براي ما چه کرد، ما براي اصلاحات چه کرديم. اين مساله است که مي‌‏تواند اصلاحات را زنده نگه دارد.اصلاحات گوشت قرباني نيست که بخواهيم سهم بندي کنيم.مردم از اين نوع نگاه رضايت ندارند و سياست ديني را اخلاقي مي‌‏خواهند.»

هيچ گفتماني به اندازه اصلاحات راهگشا نبوده است

تاج زاده با يادآوري دغدغه دوم خاتمي يعني برنامه اصلاحات، گفت:‌« اصلا‌‏ح طلبان برنامه چهارم و چشم انداز بيست ساله را تنظيم کردند و هيچ جرياني به اندازه آنان برنامه ندارد. همانطور که هيچ گفتماني به اندازه اصلاحات راهگشا نبود و اگر قدرت سخت افزاري نداشتيم اما همواره از قدرت نرم افزاري بهره‌‏مند بوديم.»

وي در عين حال به تحريم‌‏هاي اعمال شده عليه ايران اشاره کرد و افزود: «بايد تحريم‌‏ها از سر ايران بر داشته شود؛ چرا که به ما ضربه مي‌‏زند. تا تحريم وجود دارد، با برنامه صرف نمي‌‏توان کشور را به سمت توسعه پيش برد؟ امکان توسعه کشور با لغو تحريم ها امکان پذير است.»

تاج زاده گفت:‌«خاتمي تنها کانديداي رياست جمهوري در ايران بود که 12 سال پيش برنامه 56 صفحه‌‏اي منتشر کرد و بر مبناي آن توضيح داد که اگر بيايم در هر بخش چه خواهم کرد که بخشي از آن محقق شد و بخشي محقق نگرديد.»

انتخابات به گروگان گرفته شده است

وي با بيان اينکه اصلاح‌‏طلبان برنامه‌‏هاي خود را ارائه داده و مي‌‏دهند، مشکل اين طيف درانتخابات را برنامه ندانست و اظهار داشت:‌«محافظه‌‏کاران انتخابات را به گروگان گرفته‌‏اند و آزاد کردن اين گروگان،نياز فوري ما است. اگر اين کار را کرديم، مي‌‏توانيم گام‌‏هاي بعدي را برداريم.»

تاج زاده گفت: «افراد زيادي هستند که در چند انتخابات اخير در پاي صندوق‌‏هاي راي حاضر نشدند اما اگرخاتمي بيايد ، به او راي خواهند داد. بسياري از آنها متوجه شدند در کشوري که نتيجه عبور از خاتمي،دموکراسي بيشتر نيست بايد به خاتمي کمک کنند.»

عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت در پايان تصريح کرد:«اگر اصولگرايان احساس کنند که يا، خاتمي با حضور در عرصه انتخابات راي نمي‌‏آورد و يا اگر راي بياورد،کاري نمي‌‏تواند انجام دهد و بدنام مي‌‏شود. فرش قرمز براي حضورخاتمي پهن مي‌‏کنند. به نظر من خاتمي نخواهد آمد مگر آنکه مطمئن شود مي‌‏تواند منشا خدمات قابل ملاحظه‌‏اي براي مردم شود.»

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

خاتمی و کروبی همزمان کاندیدا نخواهند بود

غلامحسین كرباسچی، دبیركل حزب كارگزاران سازندگی با رد احتمال نامزدی همزمان سیدمحمد خاتمی و مهدی كروبی در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری، تاكید كرد كه این حزب تمام تلاش خود را برای ائتلاف اصلاح‌طلبان انجام خواهد داد. وی كه در برنامه «برداشت هفتم» رادیو گفت‌وگو حاضر شده بود درعین‌حال خاطرنشان كرد كه عقل جمعی اصلاح‌طلبان مانع تكثر كاندیدای این جریان در انتخابات دهم خواهد بود. كرباسچی در این گفت‌وگو همچنین درباره مسائل مختلف مرتبط با شهرداری تهران و عملكرد شهرداران پس از خود نیز توضیحاتی ارائه داد:


در هفته گذشته گفته شد كه نظر شخصی شما این است كه بین آقای خاتمی و كروبی شما آقای كروبی را برای ریاست جمهوری ترجیح می‌دهید و بعد شما این امر را تكذیب كردید، نظر خودتان را راجع به این مسئله می‌فرمایید؟
زمانی كه این صحبت شد فكر نمی‌كردم این حرف‌های نیمه‌شوخی و نیمه‌جدی اینقدر مهم باشد كه به رادیو گفت‌وگو پایم كشیده شود. بحث این است كه در جلساتی كه می‌نشینند و اظهار نظرهایی كه حالت‌های درددلی دارد، می‌كنند؛ همه جوانب قضیه گفته نمی‌شود.
این اظهارات از سوی شما نقل شده بود؟
حتما دروغ نبوده.
همزمانی این گفته‌ها با سرمقاله هفته‌نامه شهروند‌امروز چطور بود؟
در مجموعه مباحث آن جلسه بحث من این بود كه بالاخره وقتی بخواهیم در كشور تقسیم‌بندی كنیم، دو جناح عمده داریم. هر چقدر كه این جناح‌ها در بین خودشان نتوانند مسائل فرعی را حل و فصل كنند و اختلاف در آنها بیفتد، فضای شفافیت كشور از بین می‌رود.
در نظام اسلامی كه روی پای خودش است، قرار بر این شده است كه در كارهای اجرایی (در مسائل اصلی مثل استقلال و آزادی كه پای نظام ایستاده‌ایم) باید رقابت‌های سیاسی مطرح شود. در اینجا وقتی دو جناح سیاسی آنهم در جامعه‌ای كه به دلایل گوناگونی جناح‌بندی حزبی خیلی خوب پیش نرفته است، بخواهند فعالیت كنند حداقل در این جبهه‌های دوگانه‌ای كه تحت عنوان اصلاحات و اعتدال یا هر چه اسم آن را بگذاریم، و عده‌ای هم اسم خود را اصولگرا گذاشته‌اند كه ما در اصل اینها هم تشكیك داشته باشیم، چون ما معتقدیم در اصول اساسی اسلام اصلاحات و نوآوری و دید روز وجود دارد و اسلام نابی كه ما می‌گوییم می‌تواند مردم را نجات بدهد این طرف است و آن طرف همان بلاهایی است كه غیركارشناسی است و اصلا گرفتاری برای مملكت به وجود می‌آورد. بحث در جلسه این بود كه خرده‌گروهی و خرده‌جناحی در این جناح‌های عمده از بین برود و اگر بخواهیم به این شكل قضاوت كنیم باید نقاط مثبت و منفی هر یك از این بزرگواران كه عنوان‌شان مطرح می‌شود را بررسی كنیم و در این بررسی آقای كروبی به عنوان یكی از شخصیت‌های پرشور و قابل احترام در قبل و بعد از انقلاب مطرح بود كه مردم هم ایشان و خدمات‌شان را می‌شناسند و این‌طور ساده از كنار مسئله نگذریم كه ما یكسری نقاط مثبت در خاتمی و در بیانات، رفتارهای بین‌المللی و سیاسی و... او می‌بینیم و این صحبت‌ها در آن مقام بود.
اگر همزمان آقای خاتمی و كروبی اعلام آمادگی برای انتخابات ریاست‌جمهوری كنند، حزب متبوعه شما از كدام كاندیدا حمایت می‌كند؟
حزب كه تصمیمش به دبیركل نیست، تمام تلاش حزب ایجاد یك ائتلاف ریشه‌ای بین گروه‌های اصلاح‌طلب است، ما فكر می‌كنیم كه باید تمام تلاش صورت بگیرد و صحنه‌ای پیش نمی‌آید كه این دو كاندیدا همزمان شركت كنند.
پس آقای خاتمی نمی‌آیند؟
شاید هم آقای كروبی نیامدند.
آمدن آقای كروبی قطع به یقین است؟
نه این‌طور نیست.
حزب آقای كروبی ایشان را انتخاب كرده؟
حزب آقای خاتمی هم ایشان را انتخاب كرده است.
شما موافق این هستید كه رایزنی‌ها به سرانجامی می‌رسد كه یك نفر كاندیدا انتخاب شود؟
من برایم مسجل است كه هر دو بزرگوار روی این مسئله عنایت دارند كه اگر چنین صحنه‌ای اتفاق بیفتد نه به لحاظ برد سیاسی كه می‌توانند بكنند و نه به لحاظ برد اعتقادی (هر دو عضو روحانیون مبارزی هستند كه در مقابل روحانیت سنتی، آمده‌اند كه نسل جوان مسلمان انقلابی را به اسلام و نظام روحانیت معتقد كنند) و من فكر می‌كنم چنین جنگ قدرتی به نفع مسائل اعتقادی آن مجموعه نباشد.
اگر آقای خاتمی بیاید امكان ندارد كه افرادی مثل آقای مهرعلیزاده در جبهه اصلاحات قد علم كنند، همه آنها گفته‌اند (آقای عارف، مهرعلیزاده) اگر آقای خاتمی بیاید كاندیدا نمی‌شوند، اگر آقای كروبی بیاید چطور؟
باید تمام تلاش ما این باشد كه ائتلاف صورت بگیرد، یك تجربه برای ما در سال 84 اتفاق افتاده است و ما می‌بینیم كه تعدد كاندیداها موجب شكست جبهه اصلاحات شد در حالی‌كه مجموع آرای مردمی كه به غیر اصولگرایان رای دادند نسبت به كسانی كه به اصولگرایان رای دادند در مرحله اول بیشتر بود. من فكر می‌كنم عقل جمعی اصلاح‌طلبان این اجازه را نمی‌دهد كه بیش از یك كاندیدا داشته باشد.
چقدر احتمال پیروزی برای آقای كروبی می‌دهید؟
به هر حال بستگی به دو نكته دارد، یك: فعالیت متحدی كه جبهه اصلاحات كند، ما متاسفانه در جبهه اصلاحات و نیروهایی كه به دنبال این مجموعه هستند این گرفتاری را داریم كه وقتی نارسایی‌هایی در بحث سیاسی و اجرایی مملكت می‌بینند از انتخابات قهر می‌كنند، من به شدت با این مخالف هستم و فكر می‌كنم در هر شرایطی به دلایل عقلی و هر اتفاقی بیفتد حتی اگر صحنه بد و بدتر باشد، ما باید وارد شده و بر انتخابات تاثیر بگذاریم. اگر كسانی‌كه می‌خواهند در كشور اتفاقات خوبی بیفتد در انتخابات شركت كنند، و خرد جمعی وجود داشته باشد، و دغدغه‌هایی كه برای انتخابات وجود دارد كه گاه طرف مقابل برای دلسرد كردن طرف دیگر استفاده می‌كند (مثلا بگوید چه بیایید و چه نیایید آقای احمدی‌نژاد یك بار دیگر رئیس‌جمهور است) اگر این دغدغه را نداشته باشیم و مردم با دلگرمی بیایند، من احتمال پیروزی می‌دهم.
تجربه مجلس هشتم نشان می‌دهد كه حزب متبوع شما و سایر احزاب اصلاح‌طلب نتوانستند در انتخابات موفق باشند، برخی كارشناسان معتقد هستند كه اساسا مردم خیلی انگیزه‌ای برای شركت در انتخابات نداشتند. نظر شما چیست؟
این درست است در واقع نظام اجرایی و نظارتی بر انتخابات كاری كرد كه مردم از شركت در انتخابات دلسرد شدند.
آقای كروبی می‌تواند مردم را به پای صندوق‌ها بیاورد؟
امیدوارم بیایند و به تجربه‌ای كه در گذشته بوده توجه كنند، چهره‌های مورد علاقه، مردم را به صحنه و پای صندوق رای می‌آورد و در غیر این‌صورت ممكن است مردم بی‌تفاوت شوند.
شما زمانی كه شهردار تهران بودید، كارهایی انجام می‌دادید كه قدیمی‌تر‌ها می‌گفتند این كارها ادامه كارهای قبل از انقلاب است، شما تا چه حد این حرف را قبول می‌كنید؟
البته بعضی طرح‌ها همینطور است، طرح‌های جامع وقتی در شهرها مطرح می‌شود، اصولا نمی‌شود نیمه‌تمام رها شود، مثلا یك خیابان كه 20 كیلومتر است و دو كیلومتر آن را شروع می‌كنند و اتفاق و وقفه‌ای در این میان پیش می‌آید، 18 كیلومتر ادامه همان خیابان است و برنامه‌ای است كه از قبل طراحی شده؛ طرح جامع تهران در سال 1349 تهیه شد كه بخش اعظم این طرح پیش از انقلاب نتوانست پیاده شود، عموم این بزرگراه‌ها و این فضاهایی كه بعدا در تهران بعد از انقلاب ایجاد شده مرتبط با قبل از انقلاب است و مجموعه تقاطع‌های غیر هم‌سطح، مجموعه راه‌های دسترسی، حتی بخش عمده‌ای از طرح‌های شهرسازی، توسعه شهر تهران، خود همین توسعه‌ای كه شهر تهران در غرب پیدا كرده است، اینها همه طرح‌هایی است كه قبل از انقلاب در طرح جامع پیش‌بینی شده بود.
شورای اسلامی یك طرح جامعی را تبیین كرده، شما در زمان خودتان یك طرح جامع را نوشتید، نیازی بود كه طرح جامع برای تهران دوباره نوشته شود؟
این اصطلاح درستی نیست كه یك طرح جامع بوده و ما یك طرح جامع را تهیه بكنیم، طرح جامع مطالعه‌ای است كه مجموعه شكل و شمایل شهر را از لحاظ زندگی، رفت و آمد و استقرار كاربری‌ها نشان می‌دهد و این هیچ‌وقت تمام نمی‌شود و تا وقتی كه یك شهری هست بر اساس طرح جامعی كه شكل می‌گیرد باید ادامه پیدا كند، چیزی كه مطرح است این است كه طرح جامع را در فاصله زمانی كه پیش‌بینی شده به اجرا در آوریم، طرح جامع تهران قرار بود در عرض 25 سال از سال 1349 اجرا شود، تا سال 1368 كه تقریبا 20 سال از طرح گذشته بود و من وقتی مسوولیت شهرداری را به عهده گرفتم كمتر از 10 درصد از طرح جامع اجرا شده بود و طبیعتا خیلی از مواردی كه در طرح جامع پیش‌بینی شده بود از حالت اجرایی شدن خارج شده بود. بعضی از بزرگراه‌ها از طرح جامع تهران حذف شده به دلیل اینكه امكان ساخت آنها به لحاظ مجموعه شرایط اقتصادی و تصرفات امكان‌پذیر نبود. در طرح‌های جامع اگر كسی بعدا می‌خواهد كاری انجام دهد باید آن را به‌روز كند، من البته الان اطلاعات به‌روزی از شهرداری تهران و شورای شهر جز اطلاعات رسانه‌ها ندارم، اما فكر می‌كنم اگر این شورای شهر می‌خواهد كار درستی انجام دهد باید ببیند آن اهداف طرح جامع، میزان جمعیت‌پذیری، میزان توسعه شهر به صورت افقی، تقسیم‌بندی شهر، شبكه‌های اصلی شهر و استقرار كاربری‌های مختلف در چه وضعیتی است و تا كجای طرح جامع انجام شده و الان بهترین راه و مصلحت اقتصادی و رفاهی شهروندان به چه صورتی است و مجموعه‌ای را به‌روز كند. مثلا این بزرگراهی كه به عنوان بزرگراه نیاوران در طرح مطرح بود، بخش اعظم آن در زمان كنونی قابل اجرا نیست و ما باید موازی آن یك بزرگراه دیگری را تعریف كنیم كه امكانپذیر باشد.
بعد از انقلاب شهرداران مختلفی در پایتخت به منصب شهرداری رسیدند، فارغ از اینكه شما غلامحسین كرباسچی هستید، اگر قرار باشد مروری بر كارنامه آنها داشته باشید شما كدامیك از شهرداران را به عنوان شهردار مورد پسندتان انتخاب می‌كنید؟
این سوال سوال غیرقابل جوابی از ناحیه من است چون هیچكس نمی‌تواند من را از غلامحسین كرباسچی بودن من جدا كند.
بعد از شما چهار شهردار بر مسند شهرداری نشستند، آقای الویری، ملك‌مدنی، احمدی‌نژاد و قالیباف، شما در این چهار شهردار، چه كسی به لحاظ كارهای اجرایی و عمرانی بیشتر مورد پسندتان است؟
ببینید این چهار دوره با هم قابل مقایسه نیستند، آقای الویری در یك دوران بحرانی و پس از ماجراهای كذایی شهرداری آمدند.
دو نفر بعد از شما كه عملا كاری را انجام ندادند؟
عده‌ای تلاش داشتند كه وضع شهرداری را به هم بریزند خوب به هم ریختند. شرایطی برای كار در شهرداری نبود، دوره آقای الویری برخی از طرح‌های گذشته افتتاح و نامگذاری شد مثل پل ولایت كه از قبل ساخته شده بود. دوره آقای ملك‌مدنی كه خیلی كوتاه بود و مسائل اختلاف با شورای شهر و... در مورد دوران آقای احمدی‌نژاد هم كه نظرم را گفتم، به نظرم دوره‌ای نبود كه مجموعه مدیریت دنبال حل مسائل شهری باشد. در دوره آقای قالیباف استثنائا ثبات نسبی مدیریت در این سه ساله بوده و هم اینكه به هر صورت این امكانات گسترده مالی در شهرداری به دلیل تمهیداتی كه از قبل شده بود روی ساخت و ساز سرازیر شد، من اگر بخواهم قضاوت كنم، در حال حاضر كارهای عمرانی بیشتری انجام می‌شود.
بعضی از كارشناسان معتقدند پروژه‌های آقای قالیباف بیشتر سیاسی و برای انتخابات است، شما چه فكر می‌كنید؟
اشكال ندارد، اگر كاری انجام دهند برای هر جهتی خوب است، ولی كار ریشه‌ای و اساسی باشد كه مسائل شهری حل شود حالا حتی اگر در كار سیاسی هم قصد قربت باشد ایرادی ندارد.
شما كه برای كارهای سیاسی كار نكردید؟
من نباید قضاوت كنم. من مدعی هستم كه حداقل تا هفت، هشت سال اول كار سیاسی‌مان هم حل مسائل تهران بود كه فكر می‌كردیم برای نظام و انقلاب است و برای عضو مجلس شدن و... كاندیدا نشدیم، چیزی كه باید در این دوره قضاوت كرد، حجم عظیم مالی است كه در شهرداری سرازیر شده و امكاناتی كه در اختیار شهردار است. به لحاظ قانونی كه باید قضاوت كنیم این امكانات مالی امروزه استفاده كامل می‌شود.
به نظر شما استفاده می‌شود؟
این نسبی است، من معتقدم اگر آقای شهردار كار سیاسی خودشان و همكاران‌شان كمتر باشد و همكاران متخصصی داشته باشند، كارها بهتر پیش می‌رود چون یكی از انتقاداتی كه به آقای قالیباف وارد شده این است كه همكاران‌شان در شهرداری از همكاران سابق‌شان در نیروی انتظامی است كه اگر نیروهای خوبی هم باشند بیشتر به درد نیروی انتظامی به دلیل تجربه‌شان می‌خورند ولی از نیروهای شهری و فنی كمتر استفاده شده و نمونه‌های آن را در بعضی مسائل ساده شهری می‌بینیم، ما در وضعیت خدمات شهری و نظافت، موانع شهری و سد معبرها كه مدتی بود از بین رفته بود را دوباره می‌بینیم.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

اسلام خاتمی و مشایی یکی است

«من قبلا گفته‌ام و يك جوي هم شد. ولي الان با جسارت بيشتر مي‌گويم، دوره‌اي كه كسي بخواهد ديني را بر دنيا حاكم كند، و نگاه خاص مذهبي بر دنيا حاكم كند گذشته است. ... اين دوره، دوره‌اي نيست كه هر كسي بخواهد يك ديني را فراگير كند. اصلاً مكانيزمش كو؟ ما كه در خواب زندگي نمي‌كنيم ... اين راه درستي نيست كه ما امروز بخواهيم پيروان اسلام را زياد كنيم يا پيروان مسيحيت را زياد كنيم و گمان مي‌بريم كه در اين رقابت ما چه چيزي را از خدا مي‌گيريم؟ كي خدا به ما اجازه مي‌دهد؟»

 بايد حدس زد اين جملات از دهان چه كسي بيرون آمده و در كجا منتشر شده است؟ عبدالكريم سروش، محسن كديور، محمد خاتمي يا كسي ديگر از مروجين اصلاح‌طلبي كه براي حاكميت سكولاريزم در مهد تشيع تلاش مي‌كنند؟ هيچ‌‌كدام! سخنان فوق «رحيم مشايي» گفته است. در هم ريختگي جملات و غلط‌هايي دستوري كه در تمام اين سخنراني او وجود دارد، حاكي از آن است كه وي «حافظه نامبردگان بالا را هم ندارد.» به همين جهت «از حفظ نوشته‌هاي دستوري و يكنواخت»، مانند آنها بي‌بهره است. در نتيجه با جملاتي ابتدايي، سطحي و پرغلط، وارد ميدان گرديده است.

اين كه «رحيم مشايي» پرآوازه شده و در تكرار ياوه‌گويي‌هاي سياسي و ديني، خود را «جسور» هم مي‌خواند، امري ساده نيست. علاوه بر آنكه «دست‌هاي پنهان» هم در صدد ترويج تئوري‌پردازي‌هاي او؟! آغاز به كار كرده‌اند.

اين سخنراني مشايي در نخستين شماره مجله‌اي به نام «همت» منتشر شده است. اما رحيم مشايي چه مي‌گويد؟ حرف‌هاي او جز تكرار دست و پا شكسته افاضات محمد خاتمي و هم‌پالكي‌ها چه محتوايي دارد؟

«رحيم مشايي» آشكارا به رد و نفي حاكميت جهاني اسلام پرداخته، و در اين راه به طور كلي جهاني شدن اديان توحيدي را محكوم به شكست خوانده است. وي مانند «محمد خاتمي» در فريفتگي جهان مدرن، كه لابد به دليل حقوق بشر و دمكراسي جنايتكار، و يا آزادي انديشه و بيان و رشد و تعالي فكري آن است كه تنها در يك مورد، «هولوكاست» را مي‌سازد، تا اسرائيل ددمنش بيافريند، و يا به علت اوج «ترقي و پيشرفت» در ساختن «كامپيوتر» و «هواپيما» و «بمب اتم» و «ماشين» و «رباط‌ها» و ... است!! «امروز دنيا» را آخر عالم و قله پيشرفت و دانايي ديده، و آن را مبناي «فاتحه‌خواني براي اديان الهي» دانسته است. آفرين به اين انبوه دانش و بينش و اعتقاد و باور ديني!

 

طبيعي است كه همه غربزدگان و مأمورين سكولاريزه نمودن جوامع اسلامي، به همين اندازه از «خرد، آگاهي و دانايي» بهره داشته باشند. اما به قول خود رحيم مشايي اين همه «جسارت» به چه دليل؟

رحيم مشايي كوچك‌تر از آن است كه از وي خواسته شود پاسخ دهد. زيرا اصولاً اين افراد «ديكته‌هاي نوشته شده» را مي‌خوانند. مانند پيشكسوتاني چون سروش يا خاتمي و يا كديور. مگر نه آنكه كديور و سروش از «مناظره با شاگردان حضرت آيت‌الله مصباح» وحشت داشته و فراري هستند و محمد خاتمي نيز، هنر خود را در خواندن ديكته‌هاي دستوري مي‌نماياند؟!

به هر روي، بايد ديد رحيم مشايي از اسلام چه مي‌داند و چه اعتقادي به آن دارد؟ براساس كدام «دستور و تكليف قرآني»، تأكيد دارد «دوره حاكميت ديني و مذهبي گذشته است.»  آيا اين حرف همان «پايان عصر ايدئولوژي» نيست كه مفتضح گرديده است؟

مشايي چند بار آيات مباركه قرآن كريم را در ارتباط با حاكميت اسلام متعالي و رهايي‌بخش خوانده است؟ آيا او مي‌داند پروردگار «وعده تكليف‌گرايانه حاكميت اسلام را در جهان تاكيد و تصريح فرموده است»؟ مانند: «هوالذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كله و كفي بالله شهيدا».

آيا مي‌داند كه اسلام و فقط اسلام، در پيشگاه پروردگار مورد قبول است كه فرمود: «ان الدين عندالله الاسلام»؟

آن چنان كه پيداست «رحيم مشايي» در گذشته نيز چنين شاهكاري داشته است، مثل سخنراني! سال 83، كه گفته بود: «دوره اسلام‌گرايي گذشته است، مانند دوره اسب‌سواري كه گذشته است.»!

رحيم مشايي در آخرين سخنراني مشهورش! كه در مجله نام‌برده انتشار يافته، افاضات ديگري هم داشته است. آن هم در باب آينده جهان؟! او گفته است: «هيچ ديني نمي‌تواند آينده را از آن خود بداند، مگر آن كه منطقي را ارايه دهد ... در آينده هيچ جامعه‌اي برتر از ديگران نيست. هيچ كسي در آينده كشور معنا ندارد. نژاد معنا ندارد، و آينده، آينده انسان‌هاست.»!!!

در نگاه خوش‌بينانه بايد گفت: رحيم مشايي طفلي است كه راه رفتن را از سكولارها مي‌آموزد. در غير اين صورت اعتقادات ديني او به شدت مورد سؤال است. مانند محمد خاتمي!

چگونه در آينده هيچ جامعه‌اي برتر از ديگران نيست؟ مگر دستور الهي در قرآن كريم مسلمانان را امر نمي‌كند كه: «وجعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء علي‌الناس!» آيا اين آيه شريفه «حال ما» را برتر از ديگر امر نمي‌كند، چه رسد به آينده‌اي كه بايد جامعه جهاني تحت حكومت منجي عالم قرار گيرد؟

خلط مبحث، يا آسمان و ريسمان به هم بافتن، و ابتدائيات علوم سياسي را كه به نظر مي‌رسد از درس‌هاي عالمانه و هدفمند «حسين بشيريه» است، اقتباس كردن، چه دردي را دوا مي‌كند؟ مگر «سعيد حجاريان» و «آغاجري» سرآمد دست‌پروده‌هاي اين فرد، كجا را گرفتند؟ و مگر «محمد خاتمي» در ترويج اين سكولاريزم با طرد و نفي معجزه‌آساي ملت مواجه نشد تا جايي كه به طور كلي در سوم تيرماه 84 اساس تفكر و روش و منش سكولاري او و نامزد مورد حمايتش از عرصه حاكميت اخراج گرديد؟

آيا رحيم مشايي وجود صاحب‌الامر عجل‌الله تعالي فرجه الشريف را باور دارد؟ آيا او «فرج» و «ظهور» آن امام عدالت‌گستر را در حاكميت اسلام بر جهان معتقد است؟ اگر چنين است كه – ان‌شاء الله هست - «مكانيزم» آن را چه مي‌داند؟ و از انتظار و منتظر دوران انتظار چه تعريفي دارد؟

به نظر مي‌رسد رحيم مشايي بر آن است تا اعلان كند: شاگرد كوچك مكتب سكولار و از مقلدان پيشواياني چون محمد خاتمي است. البته با دانسته‌هايي كمتر. همين!

مي‌توان از «جديدترين اسلام‌شناسي‌هاي محمد خاتمي»، كه البته تكرار مكرر است بهره گرفت، و ادعاي فوق را اثبات كرد. خاتمي در اردوي انجمن اسلامي دانشگاه تهران گفته است: «يقيناً ما نه به لحاظ تاريخي، نه براساس ارزش‌هاي ديني و نه از نظر امكانات، اين وظيفه را نداريم كه همه دنيا را تسخير كنيم و نظاممان را به همه دنيا تحميل كنيم كه نمي‌توانيم و نمي‌شود.» يعني اي آمريكا! و اي اسرائيل! و اي همه جهان سلطه و دين‌ستيزان دشمن اسلام و قرآن! آسوده بخوابيد كه ما در رد و نفي تكليف‌گرايي اسلام يك لحظه آرام نخواهيم داشت. جالب است كه اين مأموريت سكولاري در كنار اشاره به مسأله مهدويت انجام گرفته است!

 اما رحيم مشايي در همان سخنراني گفته است:

«بعد از آنكه اين انسان‌ها گرد هم آمدند، تازه خدا هم معنا پيدا مي‌كند، ظرفيت انساني بايد شكل بگيرد تا ما سخن از خدا بگوئيم. انسان كه شناخته نشده است كي خدا قابل شناسايي است.»

اين هم درسي در باب توحيد و خداشناسي! آيا رحيم مشايي يك اصلاح‌طلب تمام عيار است؟ آيا «ابزارهايي» و «دست‌هايي» در پي ترويج اين سخنان سطحي، ابتدايي و نامربوط برآمده و هزينه آن را از گفتمان اسلام ناب دولت نهم مي‌پردازد؟

به هوش بايد بود تا عملكرد اين فرد ضربات نهايي را بي‌نتيجه بگذارد. به هوش بايد بود تا اصلاح‌طلبي و اصلاح‌طلبان و رؤوس مافيا، رحيم مشايي را به جايگاه اصلي خود برده، و براي وي در كابينه اصطلاحات سنتي يا مدرن!؟ كه در هر جايي ممكن است تشكيل شود جز ايران اسلامي، جايي در نظر بگيرند.

 به هوش بايد بود و تأمل كرد كه چرا آمريكا و اسرائيل از سخنان رحيم مشايي مانند محمد خاتمي و ... به وجد مي‌آيند و به تحليل آن مي‌پردازند، اما احمدي‌نژاد را خطر و تهديد براي منافع ضداسلامي و ضدبشري خود مي‌خوانند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

آبروی خاتمی برای نجات ایران

دكتر محمد ستاری‌فر، رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در دولت خاتمی، با انتشار مقاله‌ای در وب‌سایت «پویش دعوت از خاتمی» تاكید كرد: فضا و شرایط محیطی حكم می‌كند كه خاتمی و تیم همراه او نگاه نو، حرف نو، روش نو، برنامه نو، سازمان نو نظم نو و مدیریت نو داشته باشند. وی افزود: بدیهی است كه خاتمی این‌بار برای این كارزار سخت نه برای انتخاب شدن خود، بلكه برای نجات كشور و اینكه نگذاریم ایران بیش از این از قافله رشد و توسعه جهان و كشورهای منطقه عقب‌ بیفتد، آمده است. وی در ادامه با اشاره به آرایش انتخابات آتی ریاست‌جمهوری نوشته: خاتمی اگر قبول كند وارد میدان شود، از نظر موازین معامله و فردی، بازنده است، زیرا باید خود و خانواده‌اش را ویران كند تا بلكه بتواند كشور را بسازد، آنهم با بی‌شمار موانع آشكار و پنهان، به نام دین و غیردین، به نام قانون و غیرقانون، به نام دولت و غیردولت و به نام همراه و غیرهمراه. از این‌رو ملاحظه این موازین فردی و شخصی به خاتمی حكم می‌كند باتوجه به سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی با ارزش خود و هشت سال تجربه دولت‌داری و داشتن كارنامه قابل قبول از طرف ملت ایران، پا به این میدان نگذارد. اما اگر موازین حضور به غیر از موازین به خود توجه ‌كردن و معامله‌گری باشد و اگر موازین این باشد كه اگر چیزی داریم متعلق به مردم است و لذا آبروی خود را می‌گذاریم تا خدمتی به مردم داشته باشیم (اصولی كه خاتمی در موقع ثبت نام انتخابات دوم ریاست‌جمهوری خود به زبان راند)و اگر اصول خاتمی چنین باشد كه هست، خاتمی باید وارد عرصه شود برای جنگ با نابسامانی‌ها، ناامیدی‌ها و عقب‌رفت‌ها. خاتمی در سال 80 به هنگام حضور در انتخابات دوم خود گفت كه اگر لازم باشد برای هدفم آبرو می‌دهم. اكنون آمدن او در انتخابات 87 با بحران‌های جدی حاكم در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، فرهنگی و بحران در مقبولیت و مشروعیت و كارآمدی حاكمیت امری می‌شود واجب. زیرا شرایط در انتخابات 80 عادی و امیدبخش بود و اكنون غیرعادی است و بحرانی. وی در ادامه نوشته: اگر خاتمی به خاطر مصالح كشور وارد عرصه انتخابات شود، این شرایط كدام خاتمی را طلب می‌كند؟ بعضی گفته‌اند خاتمی، خاتمی است و او را نمی‌شود عوض كرد. باید گفت اگر خاتمی را نمی‌شود عوض كرد او با حساب و كتاب فردی و اجتماعی كه باید داشته باشد، نباید وارد عرصه انتخابات شود. و لیكن خاتمی اگر حاضر شد وارد عرصه انتخابات شود، خاتمی عوض‌شده است. خاتمی بیمناك از اوضاع كشور، نگران از عزت مردم، نگران دموكراسی، آزادی، عدالت، رشد و توسعه است. اصلا این نگرانی‌های جدی و اساسی كه به صورت نامتعارف حاكم بر كشور شده است، او را عوض كرده است و به اینجا رسانده كه حاضر است همه چیز خود را فدای این سرزمین كند و او را وادار ساخته و مجبور كرده تا وارد انتخابات شود. به راستی بدون این نگرانی‌ها چرا باید او وارد این عرصه شود؟ و اگر این نگرانی‌ها او را وادار كرده كه به خاطر مصلحت كشور و مردم وارد كارزار شود و بیش از سال 80 آبرو، جسم، روح و جان خود را فدای آن كند، در این صورت این فضا و شرایط محیطی حكم می‌كند كه خاتمی و تیم همراه او نگاه نو، حرف نو، روش نو، برنامه نو، سازمان نو، نظم نو و مدیریت نو داشته باشند. بدیهی است كه خاتمی این‌بار برای این كارزار سخت نه برای انتخاب شدن خود، بلكه برای نجات كشور و اینكه نگذاریم ایران بیش از این از قافله رشد و توسعه جهان و كشورهای منطقه عقب‌ بیفتد آمده است. از این‌رو همراهان و تیم او نیز باید نو باشند و به موارد هفت‌گانه نوها در بالا در پندار، تفكر و عمل پایبند باشند. وی افزوده است: خاتمی در این رهگذر چون به خاطر مردم و كشور پا در میدان گذاشته، در عمل اتكایش به مردم است، دل‌نگران آنهاست تا دل‌نگران كیان حاكمیت، زیرا رفع دل‌نگرانی مردم، ثمره‌اش اقتدار حاكمیت است. خاتمی در این دوران اگر انتخاب شود دولتش پشتوانه مردمی را دارد. این خاتمی با این تیم همراه می‌توانند اقتصاد، سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی را سامان دهند. اینها می‌توانند روان پریشان مردم و دل‌نگرانی آنها نسبت به وضعیت خود و كشور را تبدیل به امید كنند. اینها می‌توانند مشاركت گسترده مردم و رشد و بالندگی در عرصه‌ها را فراهم سازند. اینها می‌توانند دولت به دور از نفت و رانت را شكل دهند. خاتمی در این عرصه، انسان بزرگی است زیرا هنر انسان بزرگ آن است كه به آسانی كار نمی‌اندیشد، بلكه به عظمت آنچه خواهد یافت، فكر می‌كند. وی در ادامه تاكید كرده: هنر خاتمی و تیم همراه او با مولفه‌هایی كه بخشی از آنها یاد شد، باعث می‌شود كه نیروها و دینامیزم اقتصادی و اجتماعی كشور تجربه زمین خوردن این دوران را فرصت الهی برای خود بدانند تا بلند شدن، استوار شدن و بالندگی را بیاموزند. تیم همراه خاتمی نه از افراد متعارض و ناهماهنگ با یكدیگر تشكیل خواهد شد و نه از افراد یك‌دست و یك جناح بلكه از افرادی روشن‌ضمیر، آینده‌نگر، تحول‌خواه، دارای بینش‌های متفاوت و لیكن هماهنگ در چارچوب برنامه‌ها و دارای استنباط واحد از امور كشور در اجرا و عمل.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

مثلث اصلاحات در اتحاد کامل

محمدعلی ابطحی: دیشب در تالار وحدت، یزدی ها مراسم بزرگی برای بزرگداشت آیه الله شهید صدوقی گرفته بودند. آقای هاشمی رفسنجانی سخنران بود. افطار با آقای خاتمی مهمان خانواده ی امام موسی صدر بودیم که بعد از افطار باهم رفتیم مراسم آقای صدوقی. در بین راه کلی در مورد انتخابات حرف زدیم. تالار وحدت پربود و یزدی ها از هر جناح و جمعیتی بودند. از هر کس چیزی می پرسیدی میگفت بله. با کسر ب و ل.  جایی که من نشسته بودم، آقای یاسر هاشمی پسر آقای رفسنجانی هم روی صندلی بغلی بود. بعد از چاق سلامتی با اطرافیان دیدم صندلی جلویی من آقای قاضی مر تضوی نشسته. گفتم ماشا الله به یزد. از مرتضوی تا رضا خاتمی.  اتفاقا هردو هم بودند.آقای مرتضوی هم نگاهی کرد و این بارلبخند زد. من البته یزدی نبودم اما بیشتر برای تسلیت به آقای صدوقی فرزند شهید و امام جمعه ی فعلی یزد که انصافا خیلی دوست محترم و بزرگواری است رفته بودم. با اینکه مراسم به این بزرگی بود دولتی ها کمتر دیده می شدند. شاید اعضای مهم این دولت خیلی ها شان اصلا ندانند که افرادی مثل صدوقی چه نقش مهمی در انقلاب داشته و شاید برای خیلی هاشان اگر بدانند هم مهم نباشد.  آقای هاشمی در مورد نقش روحانیون و علمای بلاد حرف می زد. بلاد را البته با فتح ب می گفت. با یاسررفسنجانی در مورد سخنرانی صریح و مهم دیروز دکتر روحانی پرسیدم. دکار روحانی با همه ی محافظه کاریش خیلی مطالب جدی در مورد دولت گفته بود. تایید می کرد که دکتر روحانی تصمیم قطعی گرفته که خود را کاندیدا کند. گفتم لابد دوستان شما هم از ایشان حمایت می کنند. پرسیدم اگر آقای خاتمی هم بیاید باز هم روحانی می آید و شما هم از ایشان حمایت می کنید؟ گفت نه. آمدن روحانی در صورتی است که خاتمی نیاید. متلکی هم به ماها پراند. گفت ما میگوئیم اگر اقای خاتمی بیاید حمایت می کنیم وکنار می کشیم وشما ها گفتید آقای هاشمی در انتخابات بیاید ووقتی آمد تنهایش گذاشتید و کلی تخریب کردید. حرف توی حرف آوردم. بعد از جلسه خبرنگارها مصاحبه می کردند. داشتم با آقای کروبی چاق سلامتی میکردم که خبرنگار ها ریختند و از ایشان در مورد انتخابات ریاست جمهوری وکاندیداتوری اش می پرسیدند. باز هم به امام جمعه ی فعلی یزد که هم دیروز هم سال پدرش بود وهم چهلم مادرش تسلیت گفتم. مرد محوری جامعه ی ما باعث شده بود تا دیشب هیچکس در مورد همسر شهید صدوقی که در تمام دوران زندگی شوهرش همراه او بوده و دیروز چهلمش بوده حرف نزند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

در این 3سال به جز واردات سیب و موز و انگور چه کار مهمی انجام شده؟!

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی تاکید کرد: «دولت نهم در سه سال گذشته نتوانست به‌خوبی از فرصت‌های طلایی که برای نظام و کشور در شرایط خاصی ایجاد شده بود استفاده‌ کند».

به گزارش آفتاب، نماینده‌ مقام معظم رهبری در شورای‌عالی امنیت ملی شامگاه دوشنبه، در دیدار با جمعی از اعضای حزب اعتدال و توسعه، با اشاره به سه فرصت طلایی پیش آمده برای کشور در سه سال فعالیت دولت نهم گفت: «این سوال مطرح است که آیا در این سه سال از فرصت‌های مناسب پیش آمده برای کشور استفاده درستی کردیم یا نه»؟

وی افزود: «در این سه سال فرصت‌هایی برای نظام ایجاد شد که تقریبا بی‌سابقه یا کم‌سابقه بود. در سه سال گذشت قیمت نفت به مرزی رسید که شاید برخی حتی تصور ‌آن را نیز نمی‌کردند».

دکتر روحانی با یادآوری این‌که در سال 83 در یک مصاحبه مطبوعاتی در جمع خبرنگاران و سفرای کشورهای غربی در ایران، رسیدن قیمت نفت به 100 دلار را پیش‌بینی و اعلام کرده بود، خاطرنشان کرد: «در آن زمان دیپلمات‌های خارجی از این موضوع اظهار تعجب کردند و آن را باور نداشتند با این حال نفت با قیمت بیش از 130 دلار نیز فروخته شد. آیا این فرصت برای ما استثنایی نبود؟ درآمد عظیم نفت برای ایران استثنایی نبود؟ این درآمد به چه مصرفی رسید و به کجا رفت؟»

وی با بیان اینکه پیش از این دولت‌ها آرزو داشتند که نفت ایران به 20 دلار برسد، گفت: «در اواخر عمر دولت صدام که نفت در مقطع کوتاهی به 25 دلاررسیده بود، دولتمردان می‌گفتند که اگر همین قیمت ثابت بماند همه اهداف تحقق پیدا می‌کند».

رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: «برخی می‌گویند که عملکرد دولت باید با برنامه مقایسه شود این در حالی است که برنامه بر مبنای نفت 20 دلاری تنظیم شده نه نفت 120 دلاری. علیرغم این باز هم وقتی عملکرد دولت را با برنامه مقایسه می‌کنیم می‌بینیم که تا چه اندازه برنامه عقب است».

عضو مجلس خبرگان رهبری با تاکید بر اینکه افزایش قیمت نفت یک فرصت طلایی برای ما بود، گفت: «مگر دیگران چه کردند! چرا باید عربستان سعودی در این تزاید قیمت نفت امروزه 870 میلیارددلار ذخیره ارزی داشته باشد و چرا کویت 350 میلیارد دلار ذخیره ارزی دارد در حالیکه وضعیت ذخایر ارزی ما این‌گونه است».

وی افزود: «ظاهرا عده‌ای مکلفند هر ماه به سراغ حساب ذخیره ارزی بروند و هرچه در آن است را جارو کنند. اینان مسئول جاروزدن حساب ذخیره ارزی شده‌اند».

دکتر روحانی با طرح این سوال که در مدت سه سال گذشته چه اقدام مثبتی برای استفاده از درآمد سرشار نفت در کشور انجام شده است؟ تصریح کرد: «در این مدت به جز خرید پرتقال، سیب و انگور و موز از خارج و واردات آن به داخل چه پروژه بزرگ و چه کار سرنوشت‌سازی انجام شد»؟

او ادامه داد: «بنابراین ما در این مدت یک فرصت طلایی بزرگ و باورنکردنی، یعنی فرصت نفت 120 دلاری را به سادگی از دست دادیم».

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به دومین فرصت استثنائی برای کشور، یعنی انقلاب اقتصادی با ابلاغ سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی و تصویب قانون اجرایی آن در مجلس تاکید کرد: «براساس ابلاغیه سیاست‌های این اصل قرار بود یک انقلاب اقتصادی با تبدیل اقتصاد دولتی به اقتصاد مردمی و خصوصی صورت گیرد و تحول عظیمی در اقتصاد رخ دهد. اما اکنون کدام تحول عظیم در اقتصاد رخ داده است و چه بر سر ابلاغیه اصل 44 که از سوی نخبگان کشور تهیه و توسط مجمع تشخیص تصویب و به تایید مقام معظم رهبری رسیده، آمد»؟

دکتر روحانی اظهار داشت: «اقتصاد دولتی را به اقتصاد شبه دولتی تبدیل کردیم در حالی که قرار بود به مردم واگذار شود. آیا تبدیل اقتصاد به اقتصاد شبه دولتی و تبدیل دوباره آن به اقتصاد دولتی دور باطل نیست؟ آیا دولت در مدت مسئولیت خود از فرصت طلایی اصل 44 استفاده کرده است»؟

وی با اشاره به سخنرانی مهم رهبر معظم انقلاب در جمع کارگزاران نظام در این ارتباط گفت: «آیا نمی‌توانستیم اصل 44 را با دقت بیشتر و بهتری اجرا کنیم تا این دوری که دور باطل است، صورت نگیرد و به نقطه شروع باز نگردد. آیا از فرصت ایجاد شده ابلاغیه اصل 44 و تلاش‌هایی که برای آن صورت گرفته بود استفاده شد؟ این دومین فرصت طلایی بود که در سه سال گذشته از دست کشور رفت».

نماینده مقام معظم رهبری در شورای ‌عالی امنیت‌ملی درباره سومین فرصت طلایی از دست رفته کشور گفت: «دشمن در این سه سال بیش از هر زمان دیگری گرفتار شده است. از ابتدای انقلاب که اواخر دوران ریاست جمهوری کارتر بود تا ریگان، بوش پدر، کلینتون و بوش پسر، هیچ‌گاه آمریکا تا این حد گرفتار نبوده است. فشارهای داخلی، فشارهای خارجی، کشته شدن نظامیان در عراق و افغانستان، گرفتاری در لبنان و فلسطین و مشکلات داخلی در دو -سه سال گذشته باعث شده است تا دشمن سخت گرفتار شود».

او در ادامه افزود: «ما می‌توانستیم از فرصت طلایی ضعف دشمن در صحنه بین‌المللی و منطقه استفاده کنیم؛ اما چه استفاده‌ای شد؟ به جای تثبیت منافع ‌ملی و تحکیم امنیت‌ ملی به جلسه‌ای رفتیم با تابلو «خلیج دول عربیة» و سپس مثل همیشه قطعنامه‌ علیه جزایر سه‌گانه ایرانی دریافت کردیم».

عضو جامعه روحانیت مبارز، با طرح دوباره این سوال که در این سه سال چه بهره‌ای از فرصت ضعف دشمن نصیب ایران شد، خاطرنشان کرد: «وضعیت بانکی و مالی ایران امروز چگونه است؟ اعتبارات اسنادی با چه شرایطی و با پرداخت چند درصد سود گشایش می‌شود»؟

وی ادامه داد: «واردات مواد مورد استفاده در کارخانجات ما با ایجاد واسطه‌های خارجی، 20 تا 30 درصد گران‌تر تمام می‌شود این هزینه‌هایی است که به دلیل اتخاذ سیاست‌های نادرست از جیب مردم پرداخت می‌شود».

روحانی تصریح کرد: «آیا ما نمی‌توانستیم از فرصت‌های طلایی به نفع عزت مردم ایران استفاده کنیم؟ آیا اکنون ایرانیان در خارج از کشور، حتی در کشورهای اطراف احساس عزت می‌کنند و با آن‌ها رفتار شایسته‌ می‌شود»؟

عضو مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: «آیا وضع اقتصادی مردم بهتر شده‌است؟ چرا جیب مردم خالی و عزت آنان به حراج گذاشته شد؟ به چه دلیل؟ آیا دربرابر همه این مشکلات کار بزرگی انجام ‌شد‌ه است»؟

رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک گفت: «سخنان و شعار‌های محاسبه نشده و بدون مطالعه و دقت برای ملت و کشور هزینه فراوانی داشته است».

روحانی با انتقاد از برخورد دولت با نهادهای کارشناسی و تحقیقاتی کشور نیز گفت: «دولت در این سه سال فاتحه کار کارشناسی را در این کشور خوانده و ظاهراً دیگر نیازی به کارشناس وجود ندارد»!

وی ادامه داد: «مهر باطل شد بر هر نهادی که مجموعه‌ای از کارشناسان در آن فعالیت می‌کردند، زدند، نفس راحتی کشیدند و گفتند که مشکل کشور همین بود! سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و شورای پول اعتبار و بسیاری از شوراها بر همین اساس منحل شد».

عضو مجمع تشخیص مصلحت‌ نظام تصریح کرد: «تزریق نقدینگی بی‌حساب، امروز اقتصاد ما را به کجا می‌برد و آمار به ما چه می‌گوید؟ آیا فاصله دهک‌های پایین و بالا در این مدت کاهش‌ یافته یا بیشتر شده است»؟

روحانی خاطرنشان کرد: «براساس آمار دولتی، که در مورد دقت آن نیز تردید جدی وجود دارد تورم به 23 درصد رسیده است».

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه مردم میزان حقیقی تورم را از وضعیت دخل و خرج خود، به‌خوبی درک می‌کنند گفت: «با این حال فرض کنیم که آمار دولت در مورد تورم دقیق است و بیش از 20 درصد است اما مگر شعار انتخابات این نبود که دولت تورم را تک رقمی می‌کند»؟

وی همچنین به وضعیت اشتغال در کشور اشاره کرد و افزود: «متاسفانه اکنون وضع اشتغال در کشور به شدت تاثر برانگیز است. با مشاهده وضعیت اشتغال در استان‌های مختلف کشور این سوال مطرح می‌شود که آمار دولتی مربوط به تک رقمی شدن بیکاری در کجا معنا پیدا می‌کند؟»

روحانی با بیان اینکه اخیرا فرصت طلایی دیگری نیز برای کشور ایجاد شده است، گفت: «این فرصت فاصله و چالشی است که میان روس‌ها و غربی‌ها ایجاد شده که امیدواریم دولت بتواند از آن بهره لازم را ببرد و حداقل آنان از کارت ایران برای توافق استفاده نکنند».

رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: «این شرایط می‌تواند برای ما مطلوب باشد چرا که روس‌ها و چینی‌ها از غرب فاصله گرفته‌اند و فضای تنفسی مناسب‌تری به‌وجود آمده است. مباحث مربوط به سپر دفاع موشکی و سایراختلافات موجود می‌تواند برای ایران فرصت باشد اما آیا ما از این فرصت‌ها استفاده کرده و یا خواهیم کرد»؟

دکتر روحانی خاطرنشان کرد: «با توجه به این شرایط، بحث امروز کشور این است که آیا امکان آمدن دولتی که بتواند از فرصت‌ها بهتر استفاده کند وجود دارد؟ آیا امکان به صحنه آمدن مدیرانی که بتوانند با هزینه کمتر ما را به اهداف‌ملی برسانند و برای دستیابی به اهداف راه را کوتاه‌تر کنند، وجود دارد؟ در صورت امکان، بار مسئولیت سنگین و مهمی بر دوش همه ما خواهد بود».

وی با بیان اینکه مسائل و نگرانی‌هایی در خصوص انتخابات مطرح می‌شود که باید آن‌ها را کنار گذاشت و به انتخاب اصلح توجه کرد،‌ گفت: «با وجود آنکه نمی‌توان این مباحث را کاملاً بی‌اساس دانست اما به اعتقاد من باید آن را برای دستیابی به هدف نهایی کنار گذاشت».

روحانی به نمونه‌هایی از این نگرانی‌ها اشاره کرد و گفت: «برخی مساله آزاد بودن انتخابات خرداد 88 را مطرح می‌کنند و می‌گویند آیا این انتخابات کاملا آزاد برگزار خواهد شد و شرایطی همچون حمایت دولت، حمایت ارکان قدرت و حمایت رسانه ملی برای همه در آن برابر خواهد بود؟»

وی ادامه داد: «این نگرانی‌ها نباید ما را از ورود به صحنه دلسرد کند بلکه این مسائل، بار بر دوش ما را سنگین‌تر و لزوم برداشتن گام‌های جدی و تلاش بیشتری را برای رفع آن‌ها می‌‌طلبد».

عضو مجلس خبرگان رهبری، با تاکید بر اینکه مبنای ما باید برگزاری انتخابات آزاد باشد، گفت: «ما نمی‌توانیم تنها به دلیل طرح بحث آزاد نبودن انتخابات پیش‌رو، خود را از صحنه دور کنیم بلکه اگر مشکلی احساس می‌شود باید در جهت رفع آن تلاش شود».

او به نکته دیگری اشاره کرد و افزود: «برخی در خصوص انتخابات این مساله را عنوان می‌کنند که آیا اساساً نظام آمادگی انتقال و یا گردش قدرت را دارد و یا پشت ‌پرده تصمیم گرفته شده که فعلاً این قدرت در گردش نباشد»؟

به گفته روحانی باید این بحث نیز کنار گذاشته و به این مبنا که تصمیم گیرنده اصلی مردم هستند و گردش قدرت به دست آنان خواهد بود، ‌توجه شود.

وی در عین حال با بیان اینکه گاهی گردش قدرت بر زمین صاف و گاهی بر زمین سنگلاخ صورت می‌گیرد، تاکید کرد: «گردش قدرت در زمین سنگلاخ به طور طبیعی به تلاش و جدیت بیشتری نیاز دارد. بنابراین ما نباید در این زمینه دچار تردید، نگرانی و ناامیدی شویم چرا که این ناامیدی‌ها تنها رقیب را بی‌دردسر به پیروزی می‌رساند».

دکتر روحانی همچنین به موضوع پرداخت هزینه سیاسی برای حضور در انتخابات اشاره کرد و گفت: «برخی می‌گویند هزینه حضور آنچنان زیاد است که نمی‌توان در انتخابات فعال بود و همه را از تخریب می‌ترسانند. اما این‌گونه مشکلات نیز نباید ما را مایوس کند. بلکه این هزینه‌ها باید به خاطر خدا، آینده کشور و مردم پرداخت شود».

وی خاطرنشان کرد: «سوال دیگری که برای برخی پیش می‌آید این است که آیا انتخابات سالم برگزار می‌شود یا خیر؟ در این ارتباط نیز نباید بگذاریم که تردیدها بر ما غالب شود بلکه باید برای حل مشکلات و تردیدها راه‌حل پیدا کنیم و در این راه تلاش بیشتری داشته باشیم».

این عضو جامعه روحانیت مبارز، با تاکید بر اینکه یاس و ناامیدی بزرگترین بلا در صحنه سیاسی است، گفت: «اگر مردم در انتخابات به صورت پرشور حضور یابند و آرای گسترده آنان در صحنه باشد هیچ‌ قدرتی نمی‌تواند سلامت انتخاباتی را به خطر اندازد. بنابراین ما باید بر صندوق آرا نظارت و به آن اعتماد کنیم و با تلاش بیشتر در صحنه حضور یابیم».

روحانی به وظیفه سنگین احزاب و گروه‌ها در انتخابات اشاره کرد و افزود: «اگر انتخابات بهتر را مصلحت‌ملی می‌دانیم باید سختی آن را نیز تحمل کنیم. مسیر انتخابات 22 خراد 88 ناهموار و پرپیچ و خم است. اگر با این اراده در صحنه حضور یابیم خداوند نیز در راه انتخاب اصلح ما را یاری خواهد کرد».

نماینده مقام معظم رهبری در شورای‌عالی امنیت‌ ملی همچنین با اشاره به سخنان حضرت علی(ع) در مورد حق و حقیقت گفت:‌ «اگر مسیری را حق تشخیص دادیم از اینکه مورد ملامت قرار بگیریم نباید هراسی به خود راه داده و از مسیر حق کنار کنار رویم. بلکه باید با صبر و بردباری بیشتر ناملایمات را به جان خریده و در راه حقیقت گام برداریم. اگر خالصانه تلاش کنیم در این صورت شکست یا پیروزی در دست خداوند است».

روحانی همچنین در بخش دیگری از سخنانش ضمن تبریک فرارسیدن ماه رمضان گفت: «رمضان ماه از خود جدا شدن و به جمع پیوستن است همه دعاها نیز در این ماه در مورد جامعه و از خود فاصله گرفتن و به جمع پیوستن است».

وی با اشاره به اهمیت وضع معیشت مردم در آموزه‌های اسلامی ادامه داد: «در یکی از دعاهای روزانه این ماه، که معمولاً بعد از نمازها می‌خوانیم؛ هفت بار به طور مستقیم و چند بار به طور غیرمستقیم از مشکل فقر یاد شده است و این گویای توجه اسلام به وضعیت معیشت، ‌اقتصاد و زندگی مردم است».

رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک، همچنین با بیان اینکه این ماه ماه تقدیر است، ‌تاکید کرد: «ماه رمضان ماهی است که خداوند و خودمان برای خود تقدیر می‌کنیم و دعای شب قدر برای آموزش به این معنا است که بخشی از تقدیر خود به دست خودمان است. در این ماه باید به فکر سرنوشت خود و ساختن تقدیر مقدر خود باشیم».

وی تصریح کرد: «ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم و نمی‌توانیم مسائل کشور را از یاد ببریم. نمی‌توانیم در حالی که پیشرفت دیگر کشورها را می‌بینیم به فکر کشور نباشیم».

روحانی گفت: «اکنون مساله این نیست که دولت نهم خوب عملکرد یا خیر، بلکه مساله این است که آیا با توجه به آنچه که کشور دارد، می‌توانیم وضعیت بهتری داشته باشیم؟ با توجه به وضع موجود اکنون سخن این است که آیا در آینده می‌توانیم دولت و مدیران کارآمدتری را انتخاب کنیم»؟

وی ادامه داد: «در شرایط فعلی این وظیفه ملی ما است که فردی را انتخاب کنیم که تجربه، دانش، تدبیر و توان تلاش بیشتری را داشته باشد. وظیفه ما حفظ کارآمدی این نظام است. بقای این انقلاب در گرو و مشروط به ایثار و فداکاری تمام مردم خواهد بود».

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

از خیابان برق نرسیده به استادان بعد از افطار میشد حس کرد که امشب اینجا خبری هست.. چند روزی بود که پلاکاردهایی در شهر نصب شده بود مبنی بر افتتاح شعبه استانی بنیاد باران..

ساعت ۹:۳۰ وارد سالن اجتماعات اتاق بازرگانی شدم.. دم در سالن دکتر بشیری و دکتر حسنی به اتفاق ناصر حضرتی و حسام شیرازی ایستاده بودند برای خیر مقدم مدعوین.. بیش از نصف سالن به هنگام ورود من پر از جمعیت شده بود.. همه آشنا بودند، بسیاری را مدت ها بود که ندیده بودم، تقریبا همه آمده بودند، برای حمایت و پشت گرمی.. از مهندس فائزی و حاج حمیدصداقت پیشه تا دکتر اسم حسینی، از نظریانی ، حقانی و هادیفر و اصغرزاده و حاج حامد کوتان ساز، از هادی عابدی تا حامد عطایی.. البته اکثر پدران را پسران همراهی نموده بودند، صحنه های زیبایی بود پدران آماده اند تا زمام امور بر پسران تحویل دهند..

نزدیک ساعت ۱۰:۳۰ بود که عارف به همراه خورشیدی، فروزان و امانی وارد مرکز همایش شدند. ابتدا تیزری پخش کردند از جاذبه ها و دیدنی های آذربایجان غربی.. تیزری که بسیار عالی و مناسب حال مجلس بود، اما مدت زمان پخشش که طولانی گردید اندکی موجب ملال خاطر حضار گردید، عباس خورشیدی به آن هنگام حسام را طلبید و در گوشش نجوایی نمود..! حاصل این نجوا آن بود که ادامه پخش تیزر قطع گردید..

بشیری اولین سخنران جلسه بود که ابتدا به صورت حماسی شعری خواند و از مرغ دل سیر گفت.. بعد عباس خورشیدی آمد و در لابلای سخنانش از اصلاحات و گفت و از خاتمی دفاع کرد و عملکرد دولتیان را نقد نمود.. خورشیدی در پایان از بشیری و حضرتی و شیرازی تقدیر ویژه ای نمود، اینان انصافا از دل و جان برای برگزاری مراسم مایه گذاشته بودند..

خورشیدی که تمام شد پذیرایی شروع شد، پکیجی تهیه کرده بودند حاوی موز و تی تاپ و آبمیوه!

حامد عطایی از آغاز تا پایان، عکاس تمام عیار مراسم بود تو گویی او خود بانی این مجلس است و عکاس بنیاد باران.. شرکت کنندگان از زوایای مختلف مورد شکار دوربین این خبرنگار اصول گرا قرار گرفتند..

عارف میهمان ویژه و آخرین سخنران جلسه بود، سخنرانی رئیس هیات مدیره بنیاد باران بیشتر حول محور شکل گیری بنیاد ، اساس نامه و اهداف فعالیت های این تشکل غیردولتی بود.. او که تمام شد ختم جلسه نیز اعلام گردید و حضار با خوش و بش سالن جلسه را ترک نمودند. بیرون جلسه خودروی مشکی رنگی منتظر بود تا عارف را به محل اقامتش برساند. خورشیدی به همراه زمانی قمی در صندلی عقب ماشین به همراه معاون اول دولت اصلاحات محل جلسه را ترک نمودند..

دکتر فریبا بشیری گرامی، دکتر عزیز حسنی، ناصر حضرتی همیشه مهربان و حسام همیشه سرافراز در برگزاری این همایش به اتفاق همه یاران باران سنگ تمام گذاشتند.. دست مریزاد

دیشب آسمان ارومیه بارانی بود..!


 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

داستان شیخ و سید !

این روزها اصلا‌ح‌طلبان چون تن بي‌سر پي سرداري مي‌گردند تا آنان را رهبري كند درست برعكس سرداران اصولگرايان كه چون سر بي‌تن پي مردم مي‌گردند تا صاحب راي شوند اما بر سر اين تن بي‌سر چه آمده كه چنين بي‌سر و صاحب شده؟داستان را بايد از ساليان دور شروع كرد. از دهه 70 كه هنوز بر اين داستان نام ننهاده بودند و قصه شيخ و سيد را نخوانده بودند و نمي‌دانستند روزي دست روزگار نام شيخ مهدي كروبي و سيدمحمد خاتمي را چنان در برابر هم قرار مي‌دهد كه ياران هر يك، ديگري را مي‌نوازند. اگر در سال‌هاي دهه 60 و دهه 70 كسي مي‌گفت كه ممكن است روزي چپ‌گرايي مسلمان يا مسلماني خط امامي يا اصلا‌ح‌طلبي ايراني در برابر اين انتخاب قرار گيرد كه يا خاتمي يا كروبي، يا سيد يا شيخ، خلق را خنده مي‌آمد از اين قياس كه مگر ممكن است از ميان دو دست يا دو چشم يا دو پا يكي را بر ديگري ترجيح داد؟!

نام كروبي و خاتمي چنان در دو دهه اول جمهوري اسلا‌مي در هم تنيده بود كه جدايي براي ايشان متصور نبود. سال 1375 اوج همدلي خاتمي و كروبي بود. هنگامي كه ميرحسين موسوي نامه وداع از نامزدي را نوشت و از تهران خارج شد و خانه خويش را در دامنه آتشفشان سياست به قصد كنج عزلت ترك كرد، اين اول شيخ بود كه سراغ سيد رفت تا او را از كنج كتابخانه به كاخ رياست‌جمهوري برد و خاتمي چه انتخاب مناسبي بود. سيد خوش‌تيپ و خوش‌سخن معترض به سلب آزادي‌هاي فرهنگي و اجتماعي كه در نهايت پاكدامني و خردمندي عبا و رداي خويش را از سياست برچيده بود و به خلوت رفته بود. آن روزها نيز مانند اين روزها خاتمي اهل انكار بود و آن روزها نيز مانند اين روزها كروبي اهل اصرار بود. اما آن روزها برخلا‌ف اين روزها اصرار كروبي براي اثبات خاتمي بود و انكار خاتمي براي انكار خويش. شيخ و سيد اما سرانجام در يك نقطه به تفاهم رسيدند. در مجمع شيوخ و سادات مبارز تهران مقرر شد با وجود امتناع خاتمي از نامزدي، ريش سفيد مجمع، مهدي كروبي نزد رهبري رود و ضمن اعلا‌م مشاركت جناح چپ اسلا‌مي در انتخابات رياست‌جمهوري نام سه نامزد نامور را براي گمانه‌زني در فهم ديدگاه رهبري بر زبان بياورد؛ دو سيد و يك شيخ؛ مهدي كروبي، سيدمحمد موسوي‌خوئيني‌ها و سيدمحمد خاتمي اما شيخ برخلا‌ف عهد خويش عمل كرد و تنها نام سيد را آورد؛ آن هم سيدمحمد خاتمي و اينچنين شد كه خاتمي نامزد رياست‌جمهوري شد؛ به شرط و شروطها، اول آنكه نام نامزد ديگري در ميان نباشد.

ميرحسين موسوي كه نيامد، مهدي كروبي و موسوي‌خوئيني‌ها كه از نامزدي سر باز زدند؛ حسن حبيبي هم كه از سوي برخي كارگزاران طرح شد چنان سيد را برانگيخت كه صادقانه در جمع دوستانه اعلا‌م انصراف كرد و تا زماني كه حسن حبيبي صريحا پيشنهاد نامزدي را رد نكرد قصد بازگشت نكرد، خاطر خاتمي عزيز بود و شيوخ و سادات و رجال اصلا‌ح‌طلب او را غنيمت مي‌شمردند از اين رو چون يار ناز مي‌كرد، آنان اعلا‌م نياز مي‌كردند. هنگامي كه در سخنراني شكوهمند خاتمي در مشهد اندك تنشي به‌وجود آمد و سيد اصلا‌حات شمشير قهر را از نيام بركشيد اين تيغ سخن كروبي بود كه به كار مي‌آمد و هنگامي كه شيخ اصولگرايان مهدوي‌كني از تكرار تجربه مشروطه خبر داد و خاتمي را به اين اتهام نواخت، اين تنها شيخ اصلا‌ح‌طلبان، مهدي كروبي بود كه مي‌توانست به او جواب دهد؛ جوابي كه آيت‌الله مهدوي‌كني تا مدت‌ها پس از آن روزه سكوت گرفت. كروبي اما آن روزها سراسر ايران را براي خاتمي درمي‌نورديد. شرط‌هاي خاتمي بسيار بود. ديگر آنكه همه بر سر نامزدي او اجماع كنند كه خاتمي نامزد يك حزب يا گروه حتي مجمع روحانيون مبارز نبود كه خاتمي به صورت مستقل در انتخابات رياست‌جمهوري سال 1376 اعلا‌م نامزدي كرد. كه ياران خاتمي در كارگزاران تا مرز انشعاب در اين حزب پيش رفتند تا مبادا گروهي ديگر از كارگزاران از نامزدي ديگر دفاع كنند. خاتمي همچنين وعده‌اي و اميدي به كسي نداد. نه وزارت و معاونت و صدارتي كه حتي وعده پيروزي هم نداد. خاتمي مظهر اميدي بود كه قرار بود پس از شكست محقق شود. او مي‌خواست نماينده اقليت قدرتمندي باشد كه گرچه مي‌داند علي‌اكبر ناطق‌نوري رئيس‌جمهور است اما قصد دارد در جامعه اعلا‌م موجوديت كند. شيخ بيش از همه به اين موقعيت آگاه بود و از اين رو پس از موفقيت غيرمنتظره و خيره‌كننده سيدمحمد خاتمي هيچ نخواست و اين همان نقطه‌عطف داستان شيخ و سيد است. كروبي در سال 1376 هيچ نخواست چرا كه او به نقش تاريخي و جايگاه حقيقي خود آگاه بود و به درستي خويش را شيخ مي‌دانست نه رئيس. كروبي تصميم‌ساز بود نه تصميم‌گير. او در راس شوراي انتخاب وزيران خاتمي قرار داشت؛ در صدر مجمعي كه خاتمي عضو آن بود مي‌نشست. او ريش‌سفيد طايفه‌اي بود كه رئيس‌جمهور از آن برخاسته بود. اما كروبي نه رئيس وزرا بود نه رئيس‌جمهور و نه رئيس رئيس‌جمهور. كروبي شيخ بود؛ مقامي همتاي روساي ايلا‌ت و طوايف در تاريخ گذشته ايران يا سران احزاب سياسي در دموكراسي جديد غرب؛ بزرگ طايفه، ريش‌سفيد، تصميم‌ساز، محل حل اختلا‌ف، مركز مذاكره، پايگاه لا‌بي، جاي در دل، سينه‌اي براي شوق و خشم، صندوقچه راز پيدا و پنهان و در مقابل خاتمي قرار بود رئيس‌جمهور باشد؛ رئيس دولت؛ رئيس وزيران؛ مدير اجرايي؛ شخص دوم نظام.

اما اين تقسيم كار تاريخي در مجلس ششم شكست. نسل جديد اصلا‌ح‌طلبان كه دهه‌هاي 60 و 70 را نديده بودند و نسل مياني اصلا‌ح‌طلبان كه به هنگام نامزدي و پيروزي خاتمي در دانشكده‌هاي داخل و خارج از كشور سرگرم مدرن شدن بودند دست به دست هم دادند تا سرفصل اين داستان را پاره كنند.

گويي داستان شيخ و سيد قصه‌اي بود كه از دوم خرداد شروع مي‌شد. گويي دوم خرداد تكه‌اي از آسمان بود كه بر زمين افتاده بود. گويي خاتمي از آغاز خاتمي بود و كروبي هيچ. نسل مياني اصلا‌ح‌طلبان از فرط تلا‌ش براي پوست‌اندازي و سعي در فاصله گرفتن از سوابق خود در دهه 60 در جهت جلب راي نسل جديد سعي كرد فهرست انتخاباتي خود در مجلس ششم را از هر نشانه‌اي از گذشته پاك كند. آدم‌هاي كم نام و نشان يا حتي آدم‌هايي با نشاني نادرست را بر آدم‌هاي نام و نشان‌دار ترجيح داد و چون امكان <تشبه به خاتمي> را در صدر ليست خود داشت به كروبي‌زدايي روي آورد؛ چه زحمتي كشيده شد و چه اصراري شد از عقلا‌ي قوم كه نام مهدي كروبي به فهرست جبهه مشاركت راه يافت. در حالي كه در صدر فهرست اصلا‌ح‌طلبان نام و نشان افراد بي‌نام و نشان بسيار بود، كروبي در انتهاي فهرست قرار گرفت و از انتهاي فهرست به مجلس راه يافت. اكنون ماراتن تازه‌اي آغاز شده بود. آنان كه به توصيه خاتمي نتوانسته بودند از مجلس كروبي‌زدايي كنند قصد داشتند شيخ را پايين مجلس ششم بنشانند. نزديك بود براي اولين‌بار در تاريخ ايران دو برادر در راس دو قوه بنشينند كه به تدبير سيدمحمد خاتمي چنين نشد. سپس قرار شد رئيس مجلس از آن مرد ميانسال ديگري شود كه گرچه مومن و شريف بود اما اين اولين تجربه پارلماني او بود. سرانجام كروبي به مدد منع بزرگان اصلا‌ح‌طلبان و راي حاشيه‌‌هاي دور از مركز حزب مشاركت در مجلس ششم به رياست آن رسيد اما خاطره تلخ اين رقابت پدر و فرزندانش در پارلمان از ياد او نرفت؛ رقابتي كه يادآور عقده اوديپ است. نزاع فرزند با پدر؛ تلا‌ش نسل دوم براي پاك كردن خاطرات نسل اول. عقده اوديپ عارضه‌اي است كه از ضمير ناخودآگاه انسان برمي‌خيزد. تلا‌ش ايشان براي ستيز با خويش و كروبي حتي بيش از خاتمي نماد گذشته اصلا‌ح‌طلبان است. اگر خاتمي چهره برساخته اصلا‌ح‌طلبان است، كروبي چهره واقعي ايشان است كه از بيان گذشته خويش هيچ شرمي ندارد و متناسب با زمان آن را بزك نكرده است و روابط سنتي خود را حتي با هسته‌هاي مركزي حكومت قرباني راي‌دهندگان جديد نكرده است و اين همان چيزي است كه نسل جديد اصلا‌ح‌طلبان را مي‌آزارد و آنان را وادار به رقابت و تلا‌ش براي حذف كروبي و نهايتا تبديل او به يك پدر پير محترم مي‌كند. رقابتي كه 4 سال تمام ادامه يافت و گرچه از سال دوم رياست كروبي بر مجلس ششم تثبيت شده بود اما هرگز او از خاطر نبرد كه چگونه ياران خاتمي قصد گوشه‌نشيني او را كرده بودند. بر اين دل‌آزردگي تاريخي ما لا‌يه‌هاي عميق‌تري نيز افزوده شد. سيدمحمد خاتمي كه عضو مجمع روحانيون مبارز بود در مقام رئيس‌جمهور قصد كرد كه از حزب خويش دست‌كم در ظاهر فاصله گيرد و رئيس‌جمهور همه ملت باشد نه عضو يك حزب سياسي مذهبي. اقدامي كه در نگاه اول درست به نظر مي‌رسيد اما در عمل به راهي ديگر ختم شد. كروبي باور نمي‌كرد كه اين كناره‌جويي از روحانيون مبارز به نزديكي حزب مشاركت به رئيس‌جمهور تبديل شود. او به ياد مي‌آورد كه هاشمي‌رفسنجاني همواره - حتي زماني كه حزب كارگزاران سازندگي تشكيل شد - عضو موثر جامعه روحانيت مبارز باقي ماند و خود را از پشتوانه حزبي محروم نساخت و چهره ملي خويش را با قرباني كردن چهره گروهي و حزبي به دست نياورد. باري سيدمحمد خاتمي روزبه‌روز از شيخ مهدي كروبي دور مي‌شد. اوج اين دوري در انتخابات رياست‌جمهوري سال 1384 بود زماني كه قرار بود جانشين خاتمي <معين> شود. اگر از نظرات آرمان‌گرايانه در سياست دوري كنيم و رو به سوي واقع‌گرايي آوريم، اگر امتناع پايدار ميرحسين موسوي از نامزدي رياست‌جمهوري و محكوميت قضايي عبدالله نوري را در نظر بگيريم، مي‌توانستيم درك كنيم كه چرا مهدي كروبي حق داشت فكر كند او تنها گزينه اصلا‌ح‌طلبان براي رياست‌جمهوري است. بدون شك اگر امكان نامزدي موسوي يا نوري وجود داشت كروبي هرگز اين گمان را در خيال نمي‌پروراند اما واقعيت چيز ديگري بود. شيخ كه يك عمر تصميم‌سازي كرده بود، اجماع‌آفريني كرده بود، سرداري كرده بود، اكنون مي‌خواست تصميم‌گيري كند، مورد اجماع واقع شود، رئيس‌جمهور شود. اين نه انتظاري نابجا بود و نه امري قبيح. اما همان رقابت تلخ اينك خود را به كروبي نشان مي‌داد. آنان محمدرضا خاتمي يا مصطفي معين و نيز هاشمي‌رفسنجاني را بر كروبي ترجيح مي‌دادند. به دو دليل: اول آنكه شانس راي كروبي اندك است و ديگر آنكه كروبي به اندازه كافي دموكرات نيست. اين داوري نادرستي نيست كه كروبي همچون خاتمي يا معين از دموكراسي سخن نمي‌گفت. از شيخي كه در عصر انقلا‌ب رشد كرده بود نه عهد اصلا‌ح، انتظاري هم نبود كه از گفتمان دموكراسي بگويد اما اگر دموكراسي‌خواهي دفاع از حقوق مخالفان است اگر دموكراسي‌خواهي دفاع از حقوق زندانيان سياسي، اقليت‌هاي مذهبي (دراويش) و دگرانديشان سياسي است، اگر دموكراسي‌خواهي اعتراض به نظارت استصوابي است، اگر دموكراسي‌خواهي انتقاد از ردصلا‌حيت‌هاي غيرقانوني است پس چه كسي چون كروبي در دهه اخير اسناد و نامه‌هايي روشن در دفاع از آزادي‌هاي اساسي منتشر كرده است؟ كروبي از آزادي حرف نمي‌زد اما به آزادي عمل مي‌كرد. كروبي سخني از نافرماني مدني بر زبان نمي‌راند اما تنها نافرماني مدني واقعي اصلا‌ح‌طلبان را به هنگام بازداشت حسين لقمانيان نماينده همدان با برخاستن از كرسي رياست مجلس ششم و اعلا‌م ناتواني از اداره مجلسي كه نمايندگانش مصونيت ندارند را كروبي انجام داده است. اين كروبي بود كه از پشت تريبون پارلمان از جان هاشم آقاجري با صلا‌بت و دقت دفاع كرد. از ماجراي شهرام جزايري و سعيد امامي به صراحت سخن گفت و البته اين همان كروبي است كه با حكم حكومتي اصلا‌ح قانون مطبوعات را از دستوركار مجلس خارج كرد تا مبادا مجلس منحل شود. همان حكم حكومتي كه به وسيله آن مصطفي معين در انتخابات رياست‌جمهوري سال 1384 تاييد صلا‌حيت و رقيب كروبي شد. غلا‌محسين كرباسچي و عبدالله نوري از زندان آزاد شدند و وزراي خاتمي از استيضاح نمايندگان مجلس هفتم رهايي يافتند. با همه اين اوصاف مهدي كروبي در سال 1384 تنها ماند و نه‌تنها، تنها كه غريب شد. همان روزها كه او از سيدمحمد خاتمي انتظار داشت از او حمايت كند حتي اگر به راي آوردنش اعتقاد ندارد خاتمي سكوت كرده بود بلكه نظر به ديگران داشت. اما مگر كروبي در سال 1376 به پيروزي خاتمي ايمان داشت كه تا مرز نزاع، پاي خاتمي ايستاد. پس چرا سيد اين كار را در حق شيخ نكرد؟ بلكه برخي نهادهاي نزديك به دولت او در نظرسنجي‌‌هاي خويش كروبي را در قعر جدول نشان دادند اما انتخابات برگزار شد و شيخ مهم‌ترين مدعي پيروزي در آن بود؛ مردي كه شب رئيس‌جمهور بوده و صبح رئيس‌جمهور نبود. كروبي در يازده استان پيروز شد اما رئيس‌جمهور نشد كروبي نفر دوم انتخابات بود اما رئيس‌جمهور نشد. اين راي در غربت شيخ را به مدعي اصلي انتخابات بدل كرد، نه فقط در برابر اصولگرايان كه در مقابل اصلا‌ح‌طلبان كه او را ناديده گرفته بودند و اينگونه شد كه كروبي از يك‌سو با نامه‌اي سرگشاده سندي بي‌نظير در تاريخ انتخابات از خود به جا گذشت و از سوي ديگر ادعانامه‌اي مكرر در نقد بي‌توجهي اصلا‌ح‌طلبان سروده است كه هر از گاهي آن را مي‌خواند. كروبي از ياد نمي‌برد روزي را كه در حضور مقامات عالي‌رتبه از سلا‌مت انتخابات شكايت مي‌كرد و همان زمان وزير كشور خاتمي از سلا‌مت انتخابات دفاع مي‌كرد و طبيعي بود كه سران نظام به حرف وزير كشور و رئيس دولت بيش از سخنان رئيس مجمع روحانيون مبارز گوش كنند. پس در آن روز غم‌انگيز اين كروبي بود كه خار در چشم و استخوان در گلو به سكوت فراخوانده مي‌شد كه از دشمنان چه نالد كه هر چه با او كرد، آشنا كرد.

‌***

اختلا‌ف امروز اصلا‌ح‌طلبان اختلا‌في ايدئولوژيك نيست. هم خاتمي اصلا‌ح‌طلب است و هم كروبي؛ نه خاتمي بيشتر اصلا‌ح‌طلب است و نه كروبي كمتر اصلا‌ح‌طلب. اختلا‌ف امروز اصلا‌ح‌طلبان، اختلا‌في استراتژيك نيست. نه خاتمي تندرو است و نه كروبي كندرو. چه خنده‌دار است كه ياران خاتمي خود را اصلا‌ح‌طلبان پيشرو مي‌خوانند و ياران كروبي خويش را اصلا‌ح‌طلبان عملگرا. اختلا‌ف امروز اصلا‌ح‌طلبان گلا‌يه يك اصلا‌ح‌طلب است از اصلا‌ح‌طلبي ديگر. گلا‌يه يك شيخ است از يك سيد. اگر روزي شيخ در حق سيدي دوستي كرد آيا رسم روزگار اين نيست كه امروز آن سيد در حق شيخ دوستي كند؟ گمان نكنيد كه قصد دارم داستان را به قصه‌اي برآمده از سنت‌هاي پهلواني و جوانمردي فروكاهم و سياست را به اخلا‌ق تحويل دهم اما سياست چيزي جز شناخت سرشت واقعي انسان‌ها نيست و انسان دوست دارد موقعيت‌هاي برتر و بهتر را در قدرت و سياست و حكومت تجربه كند. اين حق طبيعي و ذاتي هر انساني است. همچنين اين تنها منظري نيست كه بتوان از روزن آن به رقابت خاتمي و كروبي فكر كرد. اين تنها روش تاريخ‌نگارانه و روانكاوانه است و مي‌توان تحليل‌هاي جامعه‌شناختي و سياسي هم براي تبيين موضوع داشت اما رقابت كروبي و خاتمي رقابت دو دوست قديمي بر سر قدرت نيست. آزمون معرفت انسان است. آزمايشي براي فهم كار جمعي و حزبي. روزگاري كروبي رهبر روحانيون مبارز بود و خاتمي نامزد آنان براي رياست‌جمهوري؛ آيا گمان نمي‌رود كه اكنون بايد خاتمي در مقام رهبر روحانيون مبارز براي رياست‌جمهوري كروبي تلا‌ش كند؟ روزگاري كروبي شيخ اصلا‌حات بود اما امروز به هر دليل چنين نسيت. روزگاري كروبي تصميم‌ساز بود و امروز به هر دليل چنين نيست. چه كسي مي‌تواند شيخوخيت اصلا‌ح‌طلبان را بر عهده گيرد‌ جز خاتمي؛ مگر كروبي بايد تا پايان عمر رنج شيخ بودن را به لذت رئيس بودن ترجيح دهد؟ رقابت خاتمي و كروبي اما تنها رقابت بر سر قدرت نيست. خاتمي و كروبي مي‌توانند دو شعاع از يك نور باشند اما هر يك روش جداگانه‌اي دارند. خاتمي استاد سخن است و كروبي استاد عمل، عمل تا از سخن برنخاسته باشد ريشه و پايه ندارد اما سخن تا به عمل نيايد، فايده و نتيجه ندارد. چه خاتمي رئيس‌جمهور شود و چه كروبي، به بهزاد نبوي و محمدرضا خاتمي و محسن ميردامادي و غلا‌محسين كرباسچي و مصطفي تاج‌زاده و محسن آرمين مقام نخواهد رسيد. چه خاتمي رئيس‌جمهور شود و چه كروبي، احمد مسجدجامعي و اسحاق جهانگيري و بيژن زنگنه و سيدصفدر حسيني و مجيد انصاري در دولت خواهند نشست اما رياست‌جمهوري كروبي، آزمودن روش‌ها و تاكتيك‌هاي تازه‌اي است كه ممكن است براي اصلا‌ح‌طلبان همچون دوران گذار از عصر احمدي‌نژاد تلقي شود. هنگامي كه برخي از اصلا‌ح‌طلبان ترجيح مي‌دهند راست سنتي بر جاي راست افراطي بنشيند؛ هنگامي كه گروهي از اصلا‌ح‌طلبان حاضر نيستند هيچ تضميني درباره آينده سيدمحمد خاتمي بدهند و نفس حضور او در انتخابات آينده را نشانه لطف او مي‌دانند، هنگامي كه برخي از اصلا‌ح‌طلبان با تمسك به نامزدهاي آرماني مانند عبدالله نوري عملا‌ به تحريم فكر مي‌كنند و برخي با يك پله تاخير قصد دارند با طرح نامزدي محمدرضا خاتمي و ردصلا‌حيت احتمالي او، پروژه تحريم و انفعال را در دو حركت به اجرا درآورند. آيا سيدمحمد خاتمي نمي‌تواند فراتر از اين نزاع‌ها در نقش سيد و رهبر اصلا‌حات قرار گيرد و عهد ديرين را به جا آورد و بدون آنكه به راي آوردن يا راي نياوردن نامزد اصلا‌ح‌طلبان فكر كند (همان‌گونه كه در سال 76 چنين بود) راهي براي برون‌رفت از اين بحران بيابد؟ امروز روي سخن فقط با سيدمحمد خاتمي است. نقش تاريخي خاتمي در اين داستان منحصربه‌فرد است. اكنون كروبي نقش شيخ در اين داستان را كنار نهاده و به جاي شيخوخيت اراده رياست كرده است. خاتمي اما رياست را آزموده است. اين رقابت دو نفر نيست. رقابت دو تاكتيك است. كروبي مدعي روشنفكري، اصلا‌ح‌طلبي، جامعه مدني، توسعه سياسي يا ديگر حرف‌هاي خاتمي نيست. كروبي اما مي‌تواند فرصت يك تنفس باشد. خنكاي نسيم پايان زمستان كه نويد باد بهار را مي‌دهد. كروبي آرمان اصلا‌ح‌طلبان نيست، واقعيت آنان است. خاتمي مرد شُكوه است و كروبي مرد شِكوِه. جشن دوم خرداد از آن خاتمي است و غرور و افتخار و شكوه از آن او و در مقابل كاهش هزينه حبس و زندان و ردصلا‌حيت و تكفير و اعدام اصلا‌ح‌طلبان از آن كروبي است. آن زمان كه در بي‌پناهي همه اصلا‌ح‌طلبان به سراغ كروبي مي‌روند تا با لا‌بي‌ها و چانه‌زني‌ها راهي براي دفاع از حق حيات خويش بيابند و امروز واقعيت اصلا‌ح‌طلبان كدام است. بزم و شُكوه يا غم و شِكوِه؟ داستان شيخ و سيد روزي پايان مي‌يابد. نيم‌روزي كه سيد و شيخ با هم ديدار كنند و از گذشته‌ها بگويند. آنان بايد تنها بدون حضور ياران خود مسائل خويش را حل كنند. در اين ديدار خصوصي بايد كروبي و خاتمي با هم صريح حرف بزنند. پرده را كنار زنند و به زبان اشاره سخن نگويند؛ صريحا از هم گله كنند و روشن بر سر آينده تفاهم كنند. ديداري كه بايد هر چه زودتر برگزار شود تا داستان سيد و شيخ پايان يابد تا اين تن بي‌سر، سري پيدا كند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

کروبی به نفع خاتمی کنار می کشد

عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي گفت: فكر مي‌كنم كروبي در جمع‌بندي‌هايش به اين نكته برسد كه چنانچه خاتمي نامزد انتخابات رياست جمهوري شود، از خاتمي حمايت كند.   
 
محمد عطريانفر عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي در گفتگو با فارس، در خصوص پيشنهاد مرتضي الويري مبني بر معرفي فردي غير از كروبي و خاتمي در انتخابات دهم رياست جمهوري گفت: آنچه به نقل از آقاي الويري گفته شده است، نظر شخصي ايشان است، اما اكنون اكثر اصلاح‌طلبان تنها خاتمي را به دليل مقبوليت گسترده واجد شرايط و بهترين نامزد مي‌دانند.

عطريانفر در ادامه اظهار داشت: البته تا كنون خاتمي اعلام نظر رسمي نداشته است، اما پيش بيني مي‌شود كه با توجه به نظرسنجي‌هاي صورت گرفته شده و حمايت احزاب و اشخاص اصلاح‌طلب، احتمالا خاتمي در مقام نامزدي انتخابات رياست جمهوري در عرصه حضور يابد.

عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران افزود: از مجموعه فشار‌هايي كه از ناحيه برخي راديكال‌هاي گروه مقابل صورت مي‌گيرد، اينگونه برداشت مي‌كنيم كه وضعيت خاتمي مطلوب و اگر از لحاظ همسويي مردم با خاتمي مشكلي وجود داشت، دليلي نبود كه دست به تخريب بزنند.

وي در خصوص كانديداتوري همزمان خاتمي و كروبي نيز گفت: با توجه به شرايط موجود و ارجحيت داشتن منافع ملي بر هر چيز ديگر، فكر مي‌كنم كه كروبي در جمع‌بندي‌هايش به اين نكته برسد كه چنانچه خاتمي نامزد انتخابات رياست جمهوري شود، از خاتمي حمايت كند و خود به عنوان شخصيتي ممتاز و موثر در تقويت از اصلاحات به ميدان بيايد و همراهي كند.

محمد عطريانفرخاطر نشان کرد: تصميم خاتمي براي حضور در رقابت‌ها بيش از آنكه شخصي باشد، يك تصميم سياسي مربوط به سرنوشت اصلاحات است. به نظر من اگر شرايط به گونه‌اي باشد كه خاتمي حضور خود را براي پيشبرد اصلاحات مثبت ارزيابي كند، خود را ارزاني راه اصلاحات خواهد كرد.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

خاتمی برای نجات میهن وارد صحنه شود

خرداد ۸۸: لذت مطالعه این گفتگوی مهم را از دست ندهید.

در بعدازظهر يک روز گرم تابستاني، ميهمان دکتر صادق زيباکلام شديم تا در گرماگرم گمانه زني ها در باب حضور يا عدم حضور محمد خاتمي در انتخابات رياست جمهوري سال آينده،قطعي بودن يا نبودن انتخاب مجدد محمود احمدي نژاد تحليل و کلام زيباکلام را در اين باره بشنويم. استاد صريح اللهجه دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران، به رغم اينکه هنوز هم عملکرد اصلاح طلبان را به عنوان عامل اصلي شکست اصلاحات برمي شمارد، رياست جمهوري مجدد خاتمي را مانع از فرورفتن جامعه ايران در گرداب مشکلات مي داند. زيباکلام هرچند مثل هميشه پرشور و طناز به نظر مي رسد، اما به وضوح نگران آينده «ايران» است. او خاتمي را همچون سربازي مي داند که «يک عمر» حقوق مي گيرد تا سرانجام «يک روز» به دفاع از ميهن برخيزد.

---

-با توجه به مطرح شدن بحث کانديداتوري خاتمي در انتخابات رياست جمهوري سال آينده، شما تا چه حد اين بحث را جدي مي دانيد؟

به نظر من اين بحث کاملاً جدي است و بايد هم جدي باشد؛ چرا که آقاي احمدي نژاد مصمم هستند براي دوره دوم رياست جمهوري خود را کانديدا کنند و در اين باره هيچ شکي نبايد به خود راه بدهيم. حال سوال اساسي اين است که چه اشکالي دارد که احمدي نژاد دوباره رئيس جمهور شود؟ در يک کلام به نظر من اين امر به خير و صلاح کشور نيست.

-چرا؟

کساني که در دوره گذشته به دنبال رياست جمهوري احمدي نژاد بودند، ايشان را يک فرد غير فاسد، حزب اللهي و قاطع مي دانستند که شعارها و ويژگي هاي شخصيتي اش يادآور فضاي آرماني اوايل انقلاب بود. ساده زيستي احمدي نژاد در کنار ساير ويژگي هايش، وي را به فردي ايده آل براي حاميانش بدل کرده بود؛ فردي که به فساد آلوده نشده است و نکات منفي حول و حوش شخصيت و زندگي وي نيست اما مشکل از اينجا شروع شد که اين نامزد ايده آل رئيس جمهور شد و در مقام اجرا، به تدريج مشکلات زيادي را به وجود آورد؛ مثل خواستگاري که از هر نظر ايده آل به نظر مي رسد ولي بعد از ازدواج، همسرش در او بدبيني و خشونت و نکات منفي بسياري مي بيند. به نظر من احمدي نژاد براي گروه ها و افرادي که از وي حمايت مي کردند، تقريباً چنين حالتي پيدا کرد؛ به ويژه از نظر اجرايي فرد توانمندي از آب در نيامد. علاوه بر اين احمدي نژاد در سبک و سياق مملکتداري و شيوه حکومتگري بسيار خود محورانه عمل کرده و در نظام مديريتي اش چيزي به نام خرد جمعي وجود ندارد. وزرا، استانداران، فرمانداران و تمامي اعضاي کابينه، کاملاً فرمانبردار احمدي نژاد هستند و او هر چه مي گويد، مابقي افراد بايد اجرا کنند؛ چرا که اگر غير از اين رفتار کنند، کنار گذاشته مي شوند. فرهاد رهبر، دانش جعفري، پورمحمدي و علي لاريجاني به همين دليل کنار گذاشته شدند. اين رفتار و شيوه عمل ممکن است براي يک دبيرستان يا يک کارخانه آجرپزي مناسب باشد ولي براي يک کشور 70 ميليوني شيوه خوبي نيست و نتايج آن را هم امروز در عرصه هاي مختلف، از اقتصاد و سياست و عرصه اجتماع گرفته تا وضعيت ايران در عرصه بين المللي، مي توانيد ببينيد.

-در واقع مطابق تحليل شما، به رغم اينکه احمدي نژاد شعار «کابينه هفتاد ميليوني» را سر مي داد، پس از به قدرت رسيدن عملاً کابينه تک نفره تاسيس کرده است.

احمدي نژاد به رغم اينکه سعي مي کند خودش را زمين خورده و خاکي نشان دهد و شايد هم واقعاً اين گونه باشد، اما در عين حال نمي تواند هيچ کس را بالاتر از خود يا حتي همرديف خود بداند و اگر با چنين کسي در دولتش و در ميان مسووليتش مواجه شود، او را کنار مي گذارد. خاکساري و کوچک ديگران بودن که فقط در حرف نيست بلکه کسي که تاب تحمل انتقاد ديگران را داشته باشد، مي تواند چنين ادعايي بکند، وگرنه به زبان، همه مي توانند ادعا کنند. در مجموع به دليل شيوه مديريتي احمدي نژاد است که من به صلاح مملکت نمي دانم زمام امور را دوباره به دست بگيرد؛ زيرا هيچ دليلي وجود ندارد که ايشان در دوره دوم رياست جمهوري بتواند عمل کند.

-به نظر شما چه کسي از شانس پيروزي در برابر احمدي نژاد برخوردار است؟

متاسفانه به دليل وضعيت سياسي که در آن به سر مي بريم، به گمان من معدود شخصيت هايي بتوانند در مقابل احمدي نژاد بايستند. اين اشکال يا ضعف هم در اصلاح طلبان و هم در اصولگرايان وجود دارد. در جناح اصلاح طلب مي توان از کروبي، عارف، محمدعلي نجفي و حسن روحاني نام برد. من هيچ ترديدي ندارم که دانش و شيوه حکومت کردن محمدعلي نجفي خيلي بيشتر و بهتر از احمدي نژاد است و کسي مثل او در شرايط فعلي خيلي بيشتر به درد مملکت مي خورد تا احمدي نژاد؛ اما من فکر نمي کنم او در برابر احمدي نژاد بيش از پنج، شش ميليون راي بياورد. از سوي ديگر، من براي اصولگراياني مثل ناطق نوري، قاليباف، علي لاريجاني، احمد توکلي و حدادعادل هم هيچ شانسي نمي بينم. پس با اين اوصاف چه کسي مي تواند جلوي احمدي نژاد بايستد؟ به نظر من اين شخص به قول فروغ فرخزاد کسي است که مثل هيچ کس نيست؛ يعني خاتمي. مشروط بر اينکه بخشي از آن موجي که در سال 76 به طور اتوماتيک در سطح جامعه به نفع خاتمي به راه افتاد، مجدداً برپا شود. در اين صورت خاتمي بالاي 20 ميليون راي مي آورد و احمدي نژاد شکست خواهد خورد.

- اصولاً خاتمي چرا بايد کانديدا شود؟

من معتقدم خاتمي به خاطر تکليفي که دارد بايد کانديدا شود. او بايد به خاطر نجات ميهن، خون شهدا، تداوم راه امام و نجات کشور از وضعيت موجود و به خاطر آرمان ها و آرزوهايي که پايمال شده اند، آبرو و حيثيتش را وسط بگذارد و نامزد رياست جمهوري شود. خاتمي بايد به وظيفه و تکليفش عمل کند و به خاطر ايران و اسلام از آبروي خودش بگذرد. اگر پيروز شود که خيلي عالي خواهد شد و اگر شکست هم بخورد، به تکليفش عمل کرده است. دکتر مصدق مي گفت به نظاميان يک عمر حقوق مي دهند که اگر روزي جنگ شد، بايستند و از مملکت دفاع کنند. ايران نيز در اين شرايط به خاتمي احتياج دارد و او بايد به خاطر ايران فداکاري کند. من عين اين استدلال را براي هاشمي در سال 84 کردم. در زندگي سياسي هميشه شيريني پيروزي وجود ندارد؛ گاهي تلخي شکست هم هست. خاتمي در صورتي مي تواند خودش را کنار بکشد که بگويد احمدي نژاد کاملاً موفق عمل کرده است. اما خاتمي بهتر از هر کس ديگري مي داند که کشور در اين سه سال گذشته چه هزينه هايي را پرداخته است. خاتمي بايد داوطلبانه روي مين برود؛ مثل صف شکن هايي که در زمان جنگ روي مين مي رفتند تا راه باز شود.

-با فرض پيروزي خاتمي در انتخابات، به نظر شما مهم ترين پيامدهاي اين امر براي نظام جمهوري اسلامي چه خواهد بود؟

مهم ترين دستاورد آن در حوزه بين المللي خواهد بود؛ يعني فضاي بين المللي که عليه ايران ايجاد شده است تغيير مي کند و امريکا ديگر نمي تواند هر کاري که مي خواهد عليه ايران انجام بدهد. در واقع امريکايي ها و اسرائيلي ها که به چيزي جز نابودي نظام جمهوري اسلامي قانع نيستند، دچار مشکل مي شوند؛ زيرا فرانسه و آلمان و ايتاليا و ژاپن و هند لزوماً دشمن ما نيستند. اما وقتي کسي مثل احمدي نژاد رئيس جمهور است، به نظر مي رسد اين کشورها نيز سياستي متفاوت با ما در پيش مي گيرند، در حالي که اگر کسي مثل خاتمي رئيس جمهور باشد اين کشورها با ما دوستانه تر رفتار مي کنند و براي امريکا تحت اين شرايط مشکل ايجاد مي شود.

-صرف نظر از خارج ساختن قدرت از دست جناح راست راديکال، آيا بازگشت خاتمي مي تواند واجد سويه هاي ايجابي از حيث گذار به دموکراسي باشد؟

قطعاً اين گونه است اما من معتقدم در حال حاضر بحث اساسي اين نيست که خاتمي چه کارهاي مثبتي مي تواند انجام دهد. الان بحث اصلي اين است که جلوي جناح راست و اصولگرايان که با اعمال و سياست هايشان به نظام ضربه وارد مي کنند بايد گرفته شود. بزرگ ترين کاري که خاتمي مي تواند انجام دهد اين است که جلوي لطمات را بگيرد و اين خودش کار کوچکي نيست. از نظر ايجابي هم به آزادي مطبوعات و تشکل ها و آنچه ذيل توسعه سياسي قرارمي گيرد، کمک خواهد شد.

-آقاي دکتر آيا بازگشت خاتمي به قدرت، نوعي درجازدن براي جامعه محسوب نمي شود؟

به هيچ وجه. جامعه ايران در يک مقطع زماني، تجربه يي کرده و 17 ميليون راي به احمدي نژاد داده است. بسياري از راي دهندگان به احمدي نژاد معتقد بودند که او فساد نکرده و به لحاظ اقتصادي سالم است و مي تواند «فرشته» نجات ايران شود. اما تجربه نشان داد که اين گونه نيست و حالا ممکن است که ايرانيان تجربه ديگري را پشت سر بگذارند يعني شايد به خاتمي رجعت کنند. اما اين بازگشت به عقب نيست. آيا اگر امريکايي ها به هيلاري کلينتون راي مي دادند، ما بايد مي گفتيم که اين اقبال به هيلاري در حقيقت نوعي بازگشت به عقب به سمت کلينتون است؟ به نظر من اينها حرف هايي کليشه يي است که پر و پايه ندارد. ملت ايران تجربه يي کرده و حالا دريافته که رئيس جمهوري هم که به فساد آلوده نيست و در ظاهر بسيار ايده آل مي نمايد، مي تواند در عمل و اجرا مشکلات بسياري براي کشور ايجاد کند که تبعات آن بسيار زيان بخش تر از فساد اقتصادي شخصي هستند.

-شما تصور مي کنيد که نيروهاي اجتماعي دموکراسي خواه جامعه ايران، حاضرند که حمايت سابق خود را مجدداً نثار خاتمي کنند؟

خيلي از آنها نه، ولي بايد روي اين امر کار شود. من معتقدم نخبگان، دانشگاهيان، نويسندگان گروه هاي مرجع و... نقش مهمي در اين زمينه مي توانند ايفا کنند. همه بايد بسيج شوند و آنهايي را که حاضر نيستند در انتخابات شرکت کنند يا به خاتمي راي دهند، مجاب کنند که به پاي صندوق هاي راي بيايند. اين استدلال که چون خاتمي در گذشته موفق نبوده، پس حالا هم نبايد به او راي داد، استدلال درستي نيست و ما بايد تمام توان خود را به کار ببريم و براي اين افراد استدلال کنيم تا به اشتباه خودشان پي ببرند. بايد در نظر داشته باشيم که جريان هايي که از احمدي نژاد حمايت مي کنند، به سادگي کنار نمي روند. در اين شرايط اگر خاتمي از فيلتر شوراي نگهبان هم عبور کند، براي گروه هاي مرجع دموکراسي خواه کار سترگي در پيش خواهد بود. ما بايد کساني را که معتقدند راي دادن به خاتمي فايده يي ندارد و چيزي را عوض نخواهد کرد، مجاب کنيم که اين طور نيست. اينها کم نيستند. در انتخابات سال 1384، شمار اين دست افراد به 20 ميليون راي دهنده مي رسيد. الان ممکن است خيلي از اطرافيان خاتمي در سال 76 بگويند که ما در آن زمان خيلي فعاليت کرديم و به همين دليل خاتمي در انتخابات پيروز شد ولي واقعيت اين است که در سال 76 کسي براي پيروزي خاتمي کار چنداني نکرد. يک بهمن شگرف خود به خود در سطح جامعه ايجاد شد و آرزوهاي جناح راست را با خود برد. اما اين داستان در نيمه اول سال آينده تکرار نخواهد شد و مردم به اين سادگي در انتخابات شرکت نخواهند کرد بنابراين کار طرفداران خاتمي خيلي سخت خواهد بود. مردم الان مي گويند چرا دوباره راي بدهيم در حالي که در سال 76 اينچنين نبود. در آن دوره مردم در انتخابات شرکت کردند و براي آنها همين کافي بود که خاتمي با ساير کانديداها فرق مي کند. اما در سال 88 اين به تنهايي کافي نيست.

-اما اگر اصلاح طلبان در انتخابات شکست بخورند، آيا اين منجر به تضعيف بيش از پيش نيروهاي سياسي دموکراسي خواه جامعه ايران نخواهد شد؟

اگر اين اتفاق بيفتد، اصلاح طلبان دين خود را به مردم ادا کرده اند؛ مردمي که در سال 76 به آنها راي دادند اما آنها نتوانستند مطالبات شان را برآورده کنند. در عين حال جايگاه اصلاح طلبان بهتر خواهد شد. در واقع وضعيت آنها مثل تيم فوتبالي مي شود که با تمام وجود دويده اما شکست خورده است. اتفاقاً مردم چنين تيمي را دوست دارند. مردم کساني را که صادقانه بجنگند و شکست بخورند، قهرمان خودشان مي دانند. بنابراين اگر اصلاح طلبان شکست بخورند به يک نيروي اجتماعي ريشه دار تبديل خواهند شد و محبوبيتشان نيز نزد مردم بيشتر مي شود زيرا در حقيقت نشان داده اند که نيروي سياسي نيستند که با تب و تاب انتخاباتي بيايند و با تب و تاب انتخاباتي بروند بلکه نيرويي هستند که با مردم و در کنار مردمند.

-خاتمي در دوران رياست جمهوري اش نشان داد اهل درپيچيدن با مراکز قدرت نيست. آيا به قدرت رسيدن مجدد او، در نهايت منجر به تکرار سرخوردگي مردم از اصلاح طلبان نخواهد شد؟

فرض بر اين است که در ميان اصلاح طلبان نوعي وجدان و خرد جمعي وجود دارد که نمي گذارد ضعف هايشان تکرار شود اما اگر اشتباهات و نقاط ضعف پيشين تکرار شود، نشان دهنده اين است که توان نيروهاي سياسي ما همين است. اگر باز هم خاتمي نتواند کاري کند، بايد گفت که توان نخبگان سياسي ما بيش از اين نيست. فرض کنيد تيم ملي فوتبال ما از تيم گينه بيسائو شکست بخورد و پس از کلي تمرين و بازسازي، اين بار با تيم حبشه بازي کند و به حبشه هم ببازد در اين صورت معلوم مي شود که توان ما همين است و ديگر نبايد انتظار بيش از حد از تيم ملي مان داشته باشيم.

-اما اگر عبدالله نوري مي توانست کانديدا شود شايد اوضاع فرق مي کرد. با توجه به اينکه شرکت در انتخابات «حق» مردم است و حق هم يک مفهوم با ارزش است، مي توان انتظار داشت که مردم ايران قدر اين حق را بدانند؟

به هر حال ما مکانيسمي به نام شوراي نگهبان داريم که نمي گذارد برخي افراد کانديدا شوند. در اين شرايط ما مي توانيم يک سري سوال هاي بنيادي مطرح کنيم که مثلاً چرا اين مکانيسم در ايران وجود دارد. اما اين سوالات در حال حاضر مشکلي را حل نمي کند. اين درست است که امثال عبدالله نوري نمي توانند کانديدا شوند در حالي که توان اجرايي و فکر مملکت داري آنان ممکن است به مراتب از احمدي نژاد يا مصطفي معين بيشتر و بهتر باشد ولي به اين نکته هم توجه داشته باشيد که ما در شرايط ايده آلي به سر نمي بريم. ما در شرايطي به سر مي بريم که روزنامه ها يک شبه بسته مي شوند. شما تاريخ و جايگاه جغرافيايي ايران را هرگز فراموش نکنيد. در اطراف ما کشورهايي مثل عراق و افغانستان و آذربايجان قرار دارند. بهترين همسايه ما از حيث معيارهاي دموکراتيک، ترکيه است. به هر حال جايگاه جغرافيايي ايران باعث مي شود که ايران به سوئيس تبديل نشود. ديگر اينکه تاريخ مان را هم نبايد فراموش کنيم. در اواخر قرن نوزدهم وقتي که ميرزا آقاخان کرماني ناصرالدين شاه را ترور مي کند، اتابک که خودش غولي بوده مي گويد ميخ ميان زمين و آسمان کنده شد، ما نمي توانيم از تاريخ مان فرار کنيم. ما نه در سوئيس بلکه در جايي متولد شده ايم که نمي توانيم توقع داشته باشيم يک شبه به سوئيس تبديل شويم.

-به هر حال اين نکات، تحليل رفتن پتانسيل اجتماعي گذار به دموکراسي در اثر از دست دادن فرصت عمل سياسي را توجيه نمي کند. اگر ناکامي خاتمي دوباره تکرار شود، آيا به نظر شما دفع شر راست راديکال به ذوب شدن اين پتانسيل در جامعه ايران مي ارزد؟

به نظر من مي ارزد. شما در تحليل خودتان جناح راست را فراموش کرديد. اين جناح هم در حال متحول شدن است. همين الان بخش هايي از جناح راست، به مراتب بيشتر از اصلاح طلبان در برابر احمدي نژاد قرار گرفته اند. تمام گلبول ها و سلول هاي بدن عماد افروغ اصولگرا هستند اما افروغ الان در مقابل احمدي نژاد قرار گرفته است. احمد توکلي، سعيد ابوطالب، الياس نادران، دکتر خوش چهره، بخش هايي از روحانيت مبارز و شماري از روحانيون هم همين طور. در حال حاضر بزرگ ترين مشکل موتلفه به عنوان مثال اين است که بخش هايي از اين جريان خواهان رياست جمهوري احمدي نژاد هستند اما بخش هاي پخته تر و عاقل تر آن نمي خواهند از احمدي نژاد حمايت کنند.

-اما درگيري هاي دروني اصولگرايان عمدتاً ناشي از اختلاف منافع است نه اختلاف عقايد.

اشتباه مي کنيد. مخالفت هاي جدي که از سوي بسياري از چهره ها و جريانات اصولگرا يا راست نسبت به احمدي نژاد به وجود آمده است به واسطه رقابت سياسي يا مصالح و منافع فردي و جناحي نيست. آنها جداً نگران سياست هاي احمدي نژاد و مشکلات و مسائلي که مديريت وي براي کشور به وجود آورده، هستند.

-استراتژي خاتمي در دوران رياست جمهوري اش عبارت بود از قانونگرايي و گذار مسالمت آميز به دموکراسي. به نظر شما اتخاذ مجدد اين استراتژي در دوره رياست جمهوري ايشان، امکان پذير است؟ و اگر امکان پذير باشد اساساً آيا صحيح است؟

اين سوالي نيست که بتوان خيلي ساده جواب آن را داد اما به هر حال مسلماً ما يک سري مشکلات اساسي داريم که يکي از آنها همين قانون انتخابات و نظارت استصوابي است. حال سوال اين است که چطور اين مشکلات را حل و فصل بکنيم. من معتقدم نظام سياسي ما به گونه يي است که ما نمي توانيم بگوييم لايحه يي را به مجلس مي فرستيم و در آنجا تصويب مي شود و بعد شوراي نگهبان آن را رد مي کند و ما هم آن را به مجمع تشخيص مصلحت نظام مي فرستيم و آنها هم آن را درست مي کنند. به نظر من اين رويه جواب نمي دهد. در هشت سال اصلاحات عملاً معلوم شد اين شيوه جواب نمي دهد. من معتقدم آقاي خاتمي و اصلاح طلبان چاره يي ندارند جز اينکه همگان را مجاب کنند که تغيير قانون انتخابات ضرورت دارد و نظارت استصوابي باعث شده مجلس منظماً افرادي را در خود جاي دهد که ناکارآمدند يعني مجلس عملاً در حال از دست دادن کارايي خودش است. ما آدم ها همه رفتني هستيم ولي مجلس بايد بماند. اين مجلس روز به روز دارد برندگي و نظارتش را بر عملکرد دولت از دست مي دهد زيرا کساني که شهامت و قدرت تحليل مسائل را دارند، نمي توانند وارد مجلس شوند.

-شعارهاي اصلي و محورهاي کلي برنامه خاتمي جهت حضور مجدد در انتخابات رياست جمهوري چه مي تواند باشد؟ به نظر شما آيا خاتمي باز هم بايد با شعار توسعه سياسي و جامعه مدني وارد عرصه انتخابات شود؟

نه، به نظر من تنش زدايي، زدودن تهديدات نظامي و تحريم هاي اقتصادي عليه ايران در عرصه خارجي و بازگرداندن نيروهاي تحصيلکرده، باتجربه و مدير به بدنه مديريت اجرايي کشور، بايد شعارهاي اصلي خاتمي باشد.

-اين شعارها مي تواند براي طبقات پايين جامعه جذاب باشد؟

بله.

-چطور مي تواند جذاب باشد وقتي که بسياري از آنها به وعده هاي اقتصادي يا دادن مستقيم يارانه به کانديداهاي مدافع چنين شيوه هايي راي مي دهند؟ مگر اينکه اصلاح طلبان بتوانند واقعاً اين نکته را براي طبقات پايين جامعه تبيين کنند که بخش عمده يي از فشارهاي اقتصادي وارده بر آنها، ناشي از تحريم هاي خارجي است.

نه، به نظر شما چند درصد از آن 20 ميليوني که انتخابات سال 84 را بايکوت کردند، لنگ چنين پول هايي بودند. تمام تاکيد من هم روي همين 20 ميليون نفر است و الا بسياري از آن 17 ميليون نفري که به احمدي نژاد راي دادند، لنگ دريافت مستقيم پول هستند. اما با اين حال باز هم من شک دارم که اين بار همه آنها حاضر باشند به احمدي نژاد راي بدهند.

-آقاي دکتر، تجربه دوران اصلاحات نشان داد پاره يي از شعارها و مطلوبات اصلاح طلبان در چارچوب نظام جمهوري اسلامي تحقق ناپذير است اما اصلاح طلبان در هنگامه انتخابات از آنجايي که به حمايت نيروهاي اجتماعي دموکراسي خواه نياز دارند، شعارهاي خود را فارغ از ملاحظه نکته فوق طرح مي کنند و همين امر در نهايت منجر به ناکامي آنان و سرخوردگي نيروهاي اجتماعي هوادارشان مي شود. حال اگر در انتخابات اين دوره خاتمي به سياق سابق عمل کند، به احتمال بسيار زياد باز هم شعارهايي تحقق ناپذير را مطرح کرده است. اما اگر او شعارهايش را با توجه به معيار «تحقق پذيري» انتخاب کند، احتمال شکست در انتخابات افزايش مي يابد. به نظر شما خاتمي براي حل اين مشکل چه کار بايد بکند؟

به نظر من ساده ترين گزينه اين است که با توجه به ظرفيت نظام، شعارهاي خودمان را مطرح کنيم. في المثل نگوييم نظارت استصوابي را کنار مي گذاريم؛ چرا که حداقل در شرايط فعلي نمي توان چنين کاري را انجام داد.

-اگر خاتمي صراحتاً بگويد که من براي حذف نظارت استصوابي هيچ کاري نخواهم کرد، پس چطور مي تواند 19 ميليون تحريمي دور دوم انتخابات 84 را به نفع خود به پاي صندوق هاي راي بکشاند؟

اين وظيفه خاتمي نيست، وظيفه من و شماست. اگر خاتمي از فيلتر شوراي نگهبان عبور کند، نخبگان جامعه بايد تلاش کنند تا آن 19 ميليون نفر وارد انتخابات شوند. ما با آن 10 ميليون نفري که در سال 1384 به هاشمي رفسنجاني راي دادند، مشکلي نداريم. بسياري از آنها به خاتمي راي مي دهند. بخشي از آن 17 ميليون نفر احمدي نژاد هم احتمالاً ريزش مي کند. حالا يا به خاتمي راي مي دهند يا اگر هم به خاتمي راي ندهند، به هر حال به احمدي نژاد راي نمي دهند. اما بحث اساسي مربوط به آن 19 ميليون نفري است که در سال 84 در خانه نشستند و حاضر نشدند راي بدهند. نه تنها در سال 84 بلکه در انتخابات مجلس هفتم و مجلس هشتم و شوراها هم شرکت نکردند. 19 ميليون عدد کمي نيست. به همين دليل من هم معتقدم نخبگان ما بايد خيلي کار کنند. ما بايد يکسري کارهاي جامعه شناسانه بکنيم تا بتوانيم اين افراد را به پاي صندوق هاي راي بکشانيم. اولاً بايد اين 19 ميليون نفر را شناسايي کنيم؛ چراکه آنها متعلق به لايه هاي مختلف جامعه اند. برخي از آنها تحصيلکرده اند و برخي تحصيلکرده نيستند. پاره يي از آنها مذهبي و پاره يي غيرمذهبي اند. ثانياً پس از جريان شناسي جامعه شناسانه اين 19 ميليون نفر، بايد ببينيم چطور مي توانيم آنها را مجاب کنيم که به خاتمي راي بدهند. في المثل براي آنهايي که خيلي مذهبي نيستند يا براي اقشار جوان تر اين افراد چه کار بايد بکنيم و قس عليهذا.

-آيا ظرف 10 ماه آينده چنين مطالعه جامعه شناسانه گسترده يي امکان پذير است؟

بله، امکان پذير است.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

شهید محمد علی رجایی و حجت الاسلام حسنی

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

آذربایجان بیرکلام خاتمی ده والسلام

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای سید محمد خاتمی

انّ الله یامرکم ان تودّوا الامانات الی اهلها (سوره نساء - آیه 58)

تاریخ پرفراز ملت بزرگ ایران گواه صادق رهبرانی است که به مدد تدبیر، شجاعت و هوشمندی خویش در بکار گیری توانایی و قدرت ملت در عمده دورانها موجب شکوه و عظمت ایران گردیده و بر شمار صفحات زرین آن افزودهاند. همچنین در مواقع فرود تاریخی نیز نقش ضعف تدبیر و بی کفایتی حاکمان روزگار، در انجماد و انقیاد نیروی ملت انکار ناپذیر است. تاریخ این مرز و بوم شهادت میدهد که ملت ایران حتی در دوران پسرفت و یا تسلط بیگانه و استعمار نیز همواره مولد جنبش ها و مربی رهبران رهایی برای نجات ایران و نوسازی شکوه و عظمت آن بوده است.

تاریخ مبارزات یک صد سال اخیر ملت ما از جنبش تنباکو، نهضت بزرگ مشروطیت، نهضت ملی شدن صنعت نفت و قیام پانزده خرداد تا انقلاب بزرگ اسلامی مصداق بارز مطالبات و خیزش ملت ماست و به تحقیق میتوان شاه بیت ارزش های مشترک این مبارزات یک صد ساله را تلاش برای الغای استبداد و حکومت فردی، برپایی حکومت قانون، استیفای حق تعیین سرنوشت، آزادی، پیشرفت، استقلال، برپایی عدالت و توسعه مناسبات مردم سالاری با الهام از تعالیم اسلام اصیل و مبانی ملی خلاصه کرد.

انقلاب شکوهمند اسلامی ایران که با مشارکت تمام اقشار ملت به رهبری حضرت امام خمینی ( قدس سره الشریف) و با مجاهدات شهیدان خونین کفن فراوانی در 22 بهمن 57 با شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی به پیروزی رسید، دفتر زرین مطالبات ملت ایران است که قانون اساسی آن به عنوان میثاق ملی، جمهوریت نظام و حق مردم را در انتخاب حاکمان خویش تصریح و تضمین نموده است. این اصل 56 قانون اساسی است که اشعار می دارد: " حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیج کس نمیتواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خداداد را از طرقی که در اصول بعد میآید اعمال میکند".

این فتوای معمار و بنیانگذار جمهوری اسلامی است که در تاکید و اصرار برحق انتخاب و نقش اول و آخر مردم در تحقق جمهوریت نظام اعلام می دارد: "میزان رای ملت است" و " حکومتی که مبتنی بر رای مردم نباشد، مشروعیت ندارد" و "تخلف از حکم ملت برای هیچ یک از ما جایز نیست" و "مردم حتی اگر خلاف صلاح خودشان رای بدهند، رای آنها متبع است".

جناب آقای خاتمی،

ملت ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، فداکاری های کم نظیری را برای تحقق اهداف آن و جبران عقب ماندگی های تاریخی خویش انجام داده است و اگر در مواردی از تحقق بخشی از مطالبات خویش بازمانده است به دلیل مشکلاتی بوده است که دو مورد آن پایه و اساس بوده اند:

1- بیگانگانی که با انواع توطئه به تضعیف قدرت مردم و نظام مستقر و مشروع ملت ایران پرداخته اند. آنها از ایرانی مستقل که در آن دین و دموکراسی و آبادانی و پیشرفت همزاد باشند پیوسته در هراس بوده و با تهدید نظامی، سیاسی و تحریم اقتصادی آن را تضعیف کرده اند.
2- انحصارطلبانی که با قیم مابی مانع همراهی دین و دموکراسی بوده اند و برخلاف مشی امام راحل، رای و نظر مردم را در فرآیند حکومت داری، پیوسته انکار نموده و نهایتاً آن را در حد زینت نصب حاکمان تنزیل داده اند.

ولی مردم ایران همواره با استقامتی ستودنی در صحنه های جنگ تحمیلی و با رشادت و دلیرمردی فرزندان ایثارگر خود و کار، تلاش، تولید و صبر و مقاومت، بیگانگان را ناامید ساخته و با آرای وسیع و میلیونی خود، برای تعیین ارکان اداره کشور مشارکت و پیوسته بر حق خویش به عنوان میزان اداره امور، اصرار و ابرام ورزیده اند. بی شک هر انتخاباتی که صحنه اثرگذاری ملی و بیان رای و نظر ملت بوده است، عمده ملت ایران در آن حاضر گردیده اند و اگر امروز با کاهش حضور مردم مواجه هستیم، ثمره منطق کسانی است که برای غلبه بر رای مردم با اجرای تمام عیار نظارت استصوابی و پروژه مهندسی انتخابات، پیام بی تاثیری رای مردم را به جامعه تزریق نموده و کامیابی خویش را در ناکامی ملت جستجو کردند. بی تردید وضعیتی که امروز در آن گرفتار آمده ایم از پیامد های آن است.

جناب آقای خاتمی،

اگر چند سال پیش، شعارهای مدعیان حاکمیت یکدست، از ژاپن اسلامی و طرح تثبیت قیمت ها تا آوردن پول نفت بر سر سفره های مردم رایج بازار بود، امروز همه چیز در منظر و مرعای مردم به روشنی آشکار شده است. نه تنها درامدی از نفت بر سر سفره های مردم نیامده است، بلکه نان از سفره مردم نیز می رود. نه تنها قیمت ها تثبیت نگشته اند، بلکه گرانی و تورم طاقت فرسا، امان مردم را بریده است. مدافعان طرح تثبیت قیمت ها بدون قانون و برنامه، روش رهاسازی تمام عیار کالاهای یارانه دار را نیز در دستور کار خویش قرار داده اند تا هزینه ناکارآمدی خود را با دست درازی به جیب ملت جبران نمایند. قیمت های مسکن طی سه سال گذشته بیش از پنج برابر افزایش یافته و مواد غذایی با تورم شدید روبرو گردیده و سایر کالاها به شدت گران شده اند. با این حال دولت با بی توجهی به قانون برنامه چهارم و مصوبه مجلس و حتی حکم دیوان عدالت اداری از افزایش حقوق کارمندان، لااقل تا حد نصف تورم واقعی، استنکاف ورزیده است.

انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی و تعطیل ده ها شورای عالی کشوری موجب اختلال در نظام برنامه ریزی و تنزیل امور کارشناسی در اداره کشور گردیده و روزمرگی، اتخاذ تصمیمات خلق الساعه و تک گویی در مدیریت را رواج داده و به توسعه طرح های فاقد توجیه عمرانی، مصرف بی رویه درآمد های ملی، افزایش عمر اتمام پروژه های نیمه تمام و تحمیل ده ها هزارمیلیارد تومان خسارت بر کشور گردیده است. افزایش نقدینگی از 60 هزار میلیارد تومان به 160 هزار میلیارد تومان طی سه سال از دیگر نتایج ضعف مفرط در مدیریت و برنامه ریزی است که تورم حاصل از آن کمر مردم فقیر و عمده آحاد جامعه را خم نموده، بنیان اخلاق و خانواده را به شدت تحت تاثیر قرار داده و به توسعه فقر و افزایش فاصله طبقاتی و نابرابری اجتماعی انجامیده است.

برنامه چهارم توسعه کشور که ثمره ده ها هزار ساعت کار کارشناسی مدیران صف و ستاد کشور و مصوب مجلس شورای اسلامی می باشد و طبق آن برنامه، دولت حق هزینه کرد سالانه بیست و دو میلیارد دلار- و نه بیشتر- از درآمدهای نفتی ایران را داشت و در آن هدفمند کردن یارانه ها به صورت پلکانی با هدف تامین نقدینگی برای توسعه حمل ونقل عمومی و برقراری کامل نظام پر قدرت تامین اجتماعی و اتمام پروژه های نیمه تمام ملی پیش بینی شده بود، با بی مهری کامل به کنار گذاشته شد. سند چشم انداز 20 ساله کشور که مطابق آن ایران باید در سال 1404 به قدرت اول منطقه ای در شاخص های گوناگون توسعه تبدیل شود، مورد بی توجهی قرارگرفته است، به طوری که رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام می دارد که در سه سال گذشته مطابق سند چشم انداز نه تنها پیش نرفته ایم، بلکه عقب گرد نیز نموده ایم.

واردات بی رویه ی50 میلیارد دلاری کالاهای مصرفی در هر سال موجب کاهش و اختلال نظام تولید، صنعت و کشاورزی گردیده است که نتایج آن را می توان در رخسار افسرده دهقانان و چهره مغموم صاحبان تولید و صنعت مشاهده کرد، به طوری که حفظ اشتغال موجود نیز به دلیل تعطیلی واحدهای صنعتی و تولیدی شدیداً با مخاطره روبرو گردیده و به اخراج کارگران و کاهش عرضه مایحتاج ملی انجامیده است. انتظار می رفت با افزایش درآمدهای نفتی، سرمایه گذاری بر روی پروژه های ملی جهت تامین گاز و برق و صنعت و تولید افزایش یابد و بهره ای از این نعمت به سفره معلمان، کشاورزان، کارمندان، کارگران و مستضعفین حاصل آید، ولی چه سود که امروز با کاهش سرمایه گذاری خصوصا در دو صنعت گاز و برق، با خاموشی های زمستانی و تابستانی و خسارت های عظیمی مواجه شده ایم و فقط ارمغان تورم بهره ی اقشار ملت ما گردیده است.

صندوق ذخیره ارزی کشور که در سه سال قبل با 14 میلیارد دلار تحویل گردید، علیرغم ورود بیش از 200 میلیارد دلار درآمد نفتی، امروز حتی موجودی زمان تحویل را ندارد و هیئت امنای آن نیز برای فراخی دست در هزینه کرد منحل گردیده است. برخلاف شعار صرفه جویی در مصرف منابع و کوچک کردن حجم بدنه دولت، حجم عظیمی از بودجه ملی از سوی دولت و بدنه در حال توسعه آن، به مصرف می رسد به طوری که طی سه سال گذشته بودجه دستگاه های دولتی بیش از دو برابر افزایش یافته است و این در حالی است که بخش خصوصی روز به روز نحیف تر می شود.

در اثر موضع گیری های غیرکارشناسی و هیجانی، تهدید و درشت گویی قدرت های سلطه گر بر میهن ما شدیداً افزایش یافته و کشور را در کانون فشار های بین المللی قرار داده و باعث اجماع جهانی، صدور سه قطعنامه تحریم و تحمیل ده ها میلیارد دلار خسارت بر علیه ایران گردیده است، اموری که در بدترین شرایط گذشته نیز سابقه نداشته اند. مدعیان مدیریت جهانی، ملت را از داشتن بهترین مدیران با سابقه و دلسوز و کارشناسان برجسته محروم نموده اند وعلیرغم اینکه شعار "ما می توانیم" سر می دهند، عملاً نمی توانند گرهی از مشکلات مردم را باز نمایند و هر روز گرهی بیشتر می زنند.

بي ترديد كشور ما در زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي نیز در سه سال گذشته در سراشيبي قرار گرفته است. نه تنها در عرصه هاي هنري و فرهنگي، شاخص هايي چون نشر كتاب و توليد فيلم به شدت نزول پيدا كرده و ميزان سانسور و انسداد افزايش يافته است، بلكه در مصدايقي مانند مفاسد اجتماعي كه خود مدعي حل آن ها بوده اند، به استناد شاخص ها عکس آن آشکار گردیده است. پس از هشت سال حاكميت دولتي با شعار توسعه سياسي و دستاوردهاي درخشاني ( در حد استانداردهاي كشور) که در اين زمينه به دست آمد و احزاب، رسانه ها و نهادهاي مدني متولد شدند و باليدند و مسير مطلوبي براي تحرك عرصه اجتماعي و فرهنگي و تحديد عرصه بلامنازع قدرت ايجاد گرديد، متاسفانه در حال حاضر عرصه سياسي به شدت گرفتار ركود، انفعال و نااميدي است. احزاب، نهادهاي مدني و رسانه های عمومی تحت فشارهای شديد و بي سابقه ای قرار گرفته اند و نه تنها از ظرفيت آنها استفاده نمي شود بلكه كوچكترين انتقاد و تحرك اين نهادها نيز توطئه مافيا تلقي مي شود.

اعمال محدودیت های شدید در حوزه زنان و جوانان، بازداشت و ضرب و شتم آنان، محرومیت شماری از دانشجویان از تحصیل با سازوکار ستاره دار کردن آنها، تحدید و تعطیلی فعالیت های قانونی سیاسی و اجتماعی نهادها و نشریات دانشجویی که بخشی از پروژه اعمال سکوت قبرستانی در دانشگاه ها است، سیاست بازنشستگی اجباری برخی ازاساتید مجرب و ارزشمند که موجب تضعیف توان علمی دانشگاه ها و نهاد های علمی کشور شده است و نیز خدشه دار نمودن استقلال دانشگاه ها، نمونه هایی از بدعت ها و رویه های غیرقانونی حاکمیت یکدست کنونی می باشند.

در یک کلام می توان گفت که در حوزه فرهنگ و سیاست، هیچ اثری از نشاط و امید دیده نمی شود و سکوت ارباب فرهنگ و اندیشه و اصحاب سیاست را با کاهش چشمگیر حضور مردم در پای صندوق های رای، در آخرین انتخابات سال گذشته در پایتخت و سایر کلانشهرها، جز به ناامیدی و نارضایتی آنان نمی توان تعبیر کرد و این برای نظامی که پایگاه اصلی آن مردم است، پیام خوبی ندارد و یک هشدار تلقی می گردد.


جناب آقای خاتمی چه باید کرد و راه نجات چیست؟

ما عمیقاً بر این باوریم که برای برون رفت از بحران ها و مشکلات طاقت فرسای موجود و تغییر ناکارآمدی کنونی، هیچ راهی و هیچ امکانی به جز اتکاء به مردم وجود ندارد و فقط معجزه حضور مردم می تواند سامانی برای همه این نابسامانی ها باشد. یگانه راه نجات ایران و اصلاح وضع موجود جامعه، کسب قدرت سیاسی و ورود به عرصه مدیریت کشور با برگزاری انتخابات آزاد، عادلانه و رقابتی و تمکین به آرای ملت است. ما قلباً اعتقاد داریم که جنابعالی به واسطه آبرو و احترامی که در پیشگاه ملت ایران دارید و امین و مورد اعتماد آنان هستید و در کشورداری با سلوکی کم نظیر،سعه صدر، تدبیر و کاردانی امتحان داده و از منزلت و اعتبار جهانی برخوردارید، تنها سرمایه ملت برای عبور از گردنه های سخت محسوب می شوید و این ما را بر آن وامی دارد که از شما با اعتقاد تمام دعوت نمائیم که بار دیگر به صحنه اجرا و مدیریت کشور برگردید، برای اسلام، ایران و فردایی بهتر برای مردم ایران.

جناب آقای خاتمی،

شما امین نظام و مورد علاقه ملت هستید. حضور شما در انتخابات آن را از انحصار می رهاند و به آن اعتبار می بخشد و اگر ملت شما را در صحنه ببیند، بار دیگر لباس امید بر تن می سازد و با اعتماد به نفس پای صندوق های رای می آید. در این صورت معجزه حضور مردم در صحنه، به آنان امکان می دهد تا بتوانند به طراحی سرنوشت خویش بپردازند و هر گونه مهندسی انتخابات را برهم زنند. حضور شما امکان استفاده از حربه ردصلاحيت را از دست رقيب خواهد گرفت و حجم بالاي آراي شما جناح تماميت خواه را به پذيرش قواعد انتخابات آزاد مجبور نموده و مي تواند از بي قانوني ها و قانون شكني ها در انتخابات بكاهد .

حضور شما تاكيدي بر اصول اصلاح طلبي و قواعد مبارزه مدني و قانوني آن است و پس از چهار سال حاكميت دولت کنونی، فضاي تنفسي ارزشمندي را براي جلوگيري از تداوم خسارت ها بر ايران فراهم نموده و نيز امكان مناسبي را براي بازتوليد انديشه دموكراسي و توسعه در كشور ایجاد می کند. حضور شما سبب انسجام تاريخي اصلاح طلبان مي گردد که نیاز حیاتی جریان بالنده اصلاحات می باشد و هر كانديداي ديگري غير از شما و يا تعدد کاندیداها در جناح اصلاحات، موجب مهندسی انتخابات و مصادره آراء به نفع دیگران گردیده و شکست اصلاحات و تضعیف منافع ملی را رقم خواهد زد.

اگر تلخ ترین دقایق زندگی یک فرد لحظاتی است که از تامین رزق خود و فرزندانش عاجز می شود و اگر امروز معاش به معضل کثیری از هم وطنان ما تبدیل گردیده و چهره کریه فقر هر روز توسعه می یابد و غول تورم و گرانی همه را می آزارد، ما مطمئن هستیم که شما می توانید با میدان دادن به خرد و علم عالمان و کارشناسان و بکارگیری نخبگان و مدیران دلسوز و پاسداشت قوانین و برنامه های مصوب نظام، این چرخه را متوقف و سپس به تدریج معکوس نمایید.

بنا به نظر کارشناسان و اهل فن، برای تحقق اهداف سند چشم انداز 20 ساله، سالانه 200 میلیارد دلار سرمایه گذاری لازم است. برای تجهیز چاه های نفت ایران که با فرسایش شدید مواجه اند، باید 500 میلیارد دلار سرمایه گذاری صورت پذیرد. امروز همه کارشناسان بر ضرورت جذب سرمایه گذاری و تجهیز منابع برای نجات اقتصاد ایران شکی ندارند و آ ن را به مثابه خونی در رگ های اقتصاد ایران تلقی می کنند. مطمئنا مدیریت کنونی توان و ظرفیت جذب این دلارها را ندارد. باید قبل از هر چیز با لغو تحریم ها و جذب تکنولوژی، ظرفیت و توان ملی اقتصاد ایران افزایش یابد تا قدرت جذب سرمایه را داشته باشد.

امروز طراحان حمله به برج های دوقلو پروژه خویش را با تولد اسلام طالبانی و اسلام هراس، خشونت و ترور به پایان برده اند. اکنون آمریکا و اسرائیل با قدرت رسانه ای خویش، اسلام عزیز را مترادف با ترور و خشونت خشک مغزان و دین ستیزان طالبان و القاعده تبلیغ می نماید. آنان مطلوب خویش را در این رادیکالیزم کور و اسلام هراس و خشونت جستجو می کنند. اما شما از موفق ترین رجال دینی حهان اسلام هستید که با طرح و تبلیغ صلح، گفتگو، مدارا، برابری و برادری، نفی ترور و خشونت، و با زبانی شیرین و منطقی عمیق، به معرفی اسلام رحمانی و عاری از خشونت و حامی حقوق و کرامت انسان همت گماشته اید و این نیاز زمانه ماست که بار دیگر از موضع یک حاکم اسلامی و حکیم دینی به یاری اسلام و مسلمانان بشتابید.

ما در تمام عرصه های این انقلاب عظیم حضور داشته ایم و به مساعی ارجمند امام و زحمات طاقت فرسای ایشان در پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار این نظام واقف هستیم. در زمانه ای که جماعتی در روز روشن، راه دینداری و مردم سالاری امام را در محاق می برند، جمهوری اسلامی را به مانند پوستین وارونه ای جلوه می دهند و حتی از یورش به حریم امام نیز ابایی ندارند، جنابعالی به عنوان فرزند فاضل و باتقوای امام خمینی تکلیف بزرگی برای ادامه راه امام و حفظ حریم و میراث آن بزرگوار برعهده دارید.

جناب آقای خاتمی،

دعوت از شما از سوي مردم آذربايجان علاوه بر شرايط ناهنجار كشور و نگراني از آينده اي تاریک، مولود نقش تاريخي آنها در تحولات اجتماعي - سياسي يك قرن گذشته نيز مي باشد. اگر روزی آذربايجان، ستارخان را براي دفاع از مشروطه به تهران فرستاد و در مقطعي ديگر با فرماندهان شجاعی، همچون باکری ها، از کیان ایران و اسلام دفاع نمود، اينك نیز با تمام پشتوانه نظري و عملي خود، حضور شما را در انتخابات رياست جمهوري دهم عليرغم زحمات طاقت فرسایی که برای جنابعالی پيش بيني مي شود، براي نجات ملك و ميهن واجب مي داند و بر پیشگامی خود در دفاع از آرمان های بزرگ ملت ایران و نجات کشور از عوام فریبی و عقب ماندگی اصرار می ورزد.

ما به نام فرزندان ایران و آذربایجان و مشروطیت ایران و با استعانت از خداوند سبحان و ایمان به وجدان بیدار و مردم دوستی جنابعالی و با ایقان به اینکه عافیت جویی ذره ای در قاموس شما جائی ندارد و به مدد عشق به اسلام و ایران، درب خانه آن خدمتگذار صادق و نجیب ملت را با هزاران امید و آرزو دق الباب نموده و به عرض می رسانیم هیچ شکی در آمدن خود نکنید، امروز حجت بر شما تمام است زیرا فقط با آمدن شما پیروزی ملت تضمین می شود وعدم حضورتان خسارت های غیرقابل جبرانی را به همراه دارد. و نیز می دانیم وقتی نام خاتمی به میدان آید، شروع تخریب و غوغا سالاری انحصارگرایان و فضاسازی های ناجوانمردانه آنان موید صحت و حقانیت اقدام مبارک شما خواهد بود

ما یقینا ایمان داریم و قلبا بر این باوریم که شما با ایمان و پایبندی همیشگی به قانون مداری، بار دیگر می توانید سمبل مدارا، تحمل مخالف و بسط آزادی های سیاسی و مدنی باشید و با اتکاء به قانون اساسی و با اولویت عاجل حل مشکلات مبتلابه کنونی مردم و تخفیف آلام توده ها و رفع خطر از ایران، به تقویت دمکراسی، مردم سالاری و پیشرفت مادی و معنوی ایران همت گمارید.

جناب آقای خاتمی،

در انتخابات ریاست جمهوری نام خویش را ثبت فرمائید و بیایید تا بار دیگر بذر امید بشکفد و بوی زندگی به خانه ما برگردد. به امید ایرانی شاد و سرفراز.

ان ارید الا الاصلاح مااستطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب


بر اساس اين گزارش احزاب زير امضا كنندگان دعوت نامه مذكور هستند:


شاخه ها و شوراهاي منطقه اي احزاب در آذربايجان شرقي


1- جبهه مشاركت ايران اسلامي

2-سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي

3- انجمن اسلامي معلمان

4-انجمن اسلامي جامعه پزشكي

5-حزب پيشگامان توسعه


شاخه ها و شوراهاي منطقه اي در آذربايجان غربي:


1-جبهه مشاركت ايران اسلامي

2-سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي

3-حزب كارگزاران سازندگي

4-انجمن اسلامي معلمان


شاخه ها و شوراهاي منطقه اي در اردبيل:


1-جبهه مشاركت ايران اسلامي

2-حزب كارگزاران سازندگي ايران اسلامي

3-حزب همبستگي

4-حزب آزادي

5-مجمع فرهيختگان

6-انجمن اسلامي مهندسان

7-سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي

8-حزب اسلامي كار

9-حزب اراده ملت

10-حزب مردم سالاري

11-انجمن اسلامي جامعه پزشكي

12-مجمع نيروهاي خط امام


شاخه ها و شوراهاي منطقه اي در زنجان:


1- جبهه مشاركت ايران اسلامي

2-سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي

3-مجمع روحانيون

4-حزب همبستگي

5-انجمن مدرسين دانشگاه

6-مجمع دانشگاهيان و فرهنگيان استان اردبيل

7-حزب اراده ملت

8-حزب اسلامي كار

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
  دکتر جهانگیرزاده: به داد دریاچه ارومیه برسید

به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، جواد جهانگيرزاده در تذكري با استناد به مواد 17 و 115 آيين‌نامه داخلي مجلس شوراي اسلامي، گفت: ماده 17 بحث سوگند هيات رييسه بر اجراي آيين‌نامه داخلي است و ماده 115 نيز اظهار مي‌كند كه هرگاه نمايندگان در رابطه با مسايل مهم مملكتي و يا بين‌المللي و يا مناسبت‌هاي خاص لازم بدانند، مي‌توانند بيانيه صادر كنند و هيات رييسه نيز موظف است چنانچه بيانيه صادر شد در جلسه علني مجلس قرائت كند.

وي خطاب به لاريجاني افزود: در تاريخ 20 مرداد ماه سال جاري و در جلسه علني 230 نفر از نمايندگان مجلس بيانيه‌اي را امضا كردند كه با پوشش نمايندگان اروميه اين كار انجام شد و حتي نواب رييس مجلس و اعضاي هيات رييسه نيز آن را امضا كردند كه بحث نجات بزرگترين درياچه درون سرزميني(اروميه) بود كه در حال حاضر نيز شرايط بسيار سختي را سپري مي‌كند.

نماينده مردم اروميه در خانه ملت با بيان اين‌كه اين مساله نيازمند همت جدي از جانب دولت و مجلس است و در آن بيانيه ذكر شده بود كه اگر تلاش ويژه‌اي صورت نگيرد، محيط زيست آذربايجان غربي و شرقي شديدا در مخاطره است، ادامه داد: متاسفانه پس از گذشت چند جلسه پشت سر هم هنوز اين بيانيه در صحن علني مجلس قرائت نشده و من نيز بارها اين مساله را از هيات رييسه پيگيري كردم و اعلام كردند چون اين بيانيه سياسي نيست، قرائت نمي‌شود؛ در حالي كه از ماده 115 آيين‌نامه داخلي مجلس، سياسي بودن بيانيه را استنباط نمي‌كنيم، و در مجلس گذشته و مجلس كنوني نيز بيانيه‌هايي قرائت شده و از افراد، جريانات سياسي و.. تشكرهايي شده است كه به حق هم بوده است.

نماينده مردم اروميه ادامه داد: مي‌خواهيم بگوييم كه اين شرايط فوق‌العاده‌اي كه در جهان امروز در مورد محيط زيست و يا موضوعات آن به عنوان موضوعي مهم بين‌المللي مورد نظر همگان است، مورد توجه ما نيز مي‌باشد.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

محمد عطریانفر، عضو شورای مركزی حزب كارگزاران در تحلیل سخنان مقام معظم رهبری در دیدار اعضای هیات دولت گفت: به طور منطقی باید از دولت در هر شرایطی حمایت شود. این منطق همیشگی رهبری نسبت به دولت بوده است. وی در گفت‌وگو با سایت خبری زمانه افزود: نكته دومی كه وجود دارد، بحث هفته دولت است. شما مطلعید كه بعد از حادثه شهادت آقای رجایی، همیشه هفته اول شهریور، هفته دولت است. طبیعتا در هفته كه نمی‌شود دولت را نقد كرد. معمولا در سال‌های گذشته هم وقتی دولت، خدمت رهبری حضور پیدا می‌كردند، رهبری معمولا سخنانی می‌گفتند كه این سخنان، بیشتر دلالت بر حمایت عمومی از دولت داشته است. عطریانفر ادامه داد: علاوه بر این، البته به دلیل اینكه حجم مشكلات دولت آقای احمدی‌نژاد بسیار فرا رفته است و زبان انتقاد از همه سوی نهادهای حقوقی ایران به آسمان‌ها بلند است، احساس رهبری این بوده كه در شرایط فعلی علی‌الاصول باید یك حمایت نسبتا فراگیری از دولت ابراز كنند كه دولت بتواند در یك سال آینده‌ای كه مسوولیت اداره كشور را دارد، كار خود را به خوبی انجام بدهد. وی بر این اساس تاكید كرد: تشخیص من این است كه آنچه كه از فرمایشات رهبری مستفاد می‌شود، حمایت ویژه‌ای نیست كه دلالت بر حضور چهار سال آینده آقای احمدی‌نژاد برای ریاست جمهوری ایران باشد. این ضرورت رابطه تعریف شده‌ای بین رهبری و دولت‌ها است و طبعا برمی‌گردد به اینكه از این حجم از حمایت، ما می‌فهمیم كه حجم انتقادها هم به شدت نسبت به آقای احمدی‌نژاد بالا بوده است. عطریانفر در ادامه این گفت‌وگو درباره انتخابات ریاست‌جمهوری گفت: در بحث كاندیداتوری جناب آقای خاتمی، حس من این است كه مجموعه اصلاح‌طلب‌ها تنها و تنها موردی كه می‌توانند به صورت نسبتا فراگیر حول محور آن شخص اجماع كنند و نظر واحد داشته باشند، فقط و فقط آقای خاتمی است. اگر ما از موضوع آقای خاتمی منصرف باشیم یا به هر دلیل آقای خاتمی علاقه‌مند به حضور و شركت در انتخابات نباشند، ما نسبت به شخصیت دیگری كه بتواند پس از آقای خاتمی در صحنه انتخابات كاندیدای اصلاح‌طلب‌ها باشد، اجماع فراگیری را نمی‌توانیم برای خودمان تدارك ببینیم. اما متأسفانه تا این لحظه آقای خاتمی همچنان در تردید به سر می‌برند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 
اعلام حمایت صریح امام جمعه ارومیه از مشایی
 
 
حسين جعفري معاون فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري از ديدار خود با حجت السلام و المسلمين حسني امام جمعه اروميه خبر داد.
امام جمعه اروميه گفت: من مشايي را حدود 30 سال است که مي شناسم.مشايي فردي متدين است که قرآن را به اروميه آورد و با صوت خوش خود مردم اين شهر را با قرآن آشنا کرد.
حجت السلام و المسلمين حسني ضمن بيان اينکه مشايي چهره اي شناخته شده است و همواره حضوري جهاني و مثبت دارد در خصوص وقايع اخير سازمان گفت: مسايل ايجاد شده در خصوص رحيم مشايي کاملا سياسي است و در راستاي تشويش اذهان عمومي است.
امام جمعه اروميه افزود : ما کشوري متشکل از اديان مختلف هستيم و تمام اقليت‌ها مورد احترام و تائيد ما هستند.
جعفري در مورد اهداف سفرهاي استاني خود عنوان کرد: ما براي ارائه گزارش در ارتباط با سياست‌هاي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري در استان‌هاي مختلف خدمت علما مي‌رسيم و از رهنمودهاي مفيد آنان استفاده مي‌کنيم .
وي خاطر نشان کرد: کشور ما در هر منطقه داراي آداب و رسوم خاصي است و ما در راستاي احترام گذاشتن به اين فرهنگ‌ها امروز به آذربايجان غربي سفر کرديم.
 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

تصمیم خاتمی ربطی به آمدن کروبی ندارد

آقاي انصاري، چندي است که بحث درباره انتخابات رياست جمهوري، گروه هاي فعال سياسي در ‏ايران را به خود مشغول کرده است. شما فکر مي کنيد با توجه به وضعيت اصلاح طلبان و مشکلات آنان در ‏سال هاي اخير، در انتخابات رياست جمهوري چه رويکردي بايد از سوي آنان اتخاذ شود؟

رويکرد اصلاح طلبان بايد پاسخ دادن به اراده و خواست ملت و مصالح عموم باشد.


‎‎خب، اين مسايل چگونه بايد تحقق يابد؟ يعني اصلاح طلبان بر روي چه مسايلي بايد تمرکز ‏کنند؟

بايد روي اين مساله تاکيد شود که انتخابات متعلق به مردم است. يعني همان طور که بنيان گذار جمهوري ‏اسلامي ايران گفته است، مردم قيم لازم ندارند. هرگونه اقدام و اراده اي که آزادي انتخاب و اراده مردم را ‏محدود يا مخدوش بکند، مجاز نيست. هم به لحاظ قانون اساسي، هم به لحاظ شرع؛ ضمن اينکه اين مسئله ‏برخلاف مصالح کشور و مردم و مصالح ملت ايران است. اصلاح طلبان هم بايد بر اين مسايل تکيه کنند. بايد ‏ببينند مردم چه مي خواهند و به دنبال چه چيزي هستند. مردم در عرصه بين المللي صلح مي خواهند و در ‏عرصه داخلي، رفاه و آزادي و قانون. مردم خواهان کارشناسي و پاسخ گويي از سوي مسوولان هستند. يعني ‏در عرصه داخلي، جنگ هاي عقيدتي و قدرتي که به شکلي مصالح ملي را تهديد مي کند، مورد پسند مردم ‏نيست. بايد از اين جنگ ها و اختلاف ها و نزاع ها پرهيز کرد. بايد اين اختلافات را در انتخابات با راي مردم ‏حل کرد و همه هم بايد به راي مردم گردن بگذارند. ضمن اينکه اصلاح طلبان بايد توجه کنند که با هر نوع ‏مانعي که به نحوي راي مردم را مخدوش مي کند، بايد مقابله شود و اين مسايل را براي مردم تبيين کنند. ‏يعني بايد مردم آگاه شوند که اصلاح طلبان در همان جايي ايستاده اند که مردم ايستاده اند. بايد اين همبستگي و ‏هماهنگي و اين توافق عملا و عينا از طرف اصلاح طلبان با مصالح عموم همراه باشد.


‎‎فکر مي کنيد با توجه به اينکه در شرايط فعلي بحث حضور آقاي خاتمي در انتخابات از سوي ‏اصلاح طلبان مطرح شده است، او مي تواند اين رويکردها را عملي کند؟

من فکر مي کنم تنها کسي که مردم در شرايط فعلي و بامحدوديت هايي که طبيعتا وجود دارد و به آساني قابل ‏حل نيست، به اواعتماد دارند و مي توانند به وفاداري او تکيه کنند و در عين حال شخصيتي که از حيثيت بين ‏المللي و داخلي برخوردار است،و هم اصلاح طلبان و هم مردم متوجه او هستند، خود آقاي خاتمي است.


‎‎يعني شما از طرفداران حضور آقاي خاتمي در عرصه هستيد؟

قطعا همين طور است. من طرفدار اين هستم که آقاي خاتمي در عرصه حاضر شوند و اعتقادم هم اين است که ‏مردم از اين قضيه استقبال مي کنند.


‎‎فکر نمي کنيد با حضور آقاي خاتمي باز هم مشکلات هشت سال اصلاحات به نحو ديگري تکرار ‏خواهد شد؟

به هر حال زمانه، زمانه ديگري است. من فکر مي کنم مقايسه کردن اين مقطع با آن دوره هشت ساله، قياس ‏مع الفارق است. البته موانعي وجود دارد که بنده هم انکار نمي کنم. ولي در شرايط فعلي راه ديگري براي ‏برونرفت و حل مسايل کشور، جز انتخابات آزاد و حضور شخصي مثل آقاي خاتمي به نظر من نمي رسد.


‎‎حضور کانديداهاي ديگر که چهره هاي جديدتري هستند، نمي تواند گره اين مشکلات را باز ‏کند؟

من فکر مي کنم اکثريت آرا متعلق به آقاي خاتمي است. البته من به همه دوستان از جمله آقاي نوري و آقاي ‏کروبي احترام مي گذارم. آقاي نوري که بعيد مي دانم در شرايط فعلي آمادگي حضور راداشته باشند، ‏مخصوصا با حضور آقاي خاتمي. البته خود ايشان بايد پاسخ دهند ولي استنباط شخصي من اين است که آقاي ‏نوري علي القاعده با حضور آقاي خاتمي، خواستي براي حضور ندارند.شخص اقاي کروبي هم شخصيت ‏معززي است و عده اي از اصلاح طلبان هم باايشان هستند، ولي به هيچ عنوان به صورتي نيست که بتواند ‏عرصه جامعه را به صورت گسترده و جامع در بر بگيرد. البته من اعتقاد دارم نبايد حضور آقاي خاتمي را به ‏اين شکل مطرح کنيم که کس ديگري از اصلاح طلبان نباشد. طرح کردن مساله به اين صورت که وقتي آقاي ‏خاتمي بيايد، ديگر کسي نيايد، اشتباه و نادرست است. حضرت آقاي کروبي هم تشريف بياورند و احترامشان ‏هم محفوظ است. به هيچ عنوان هم اين حرف را صلاح نمي دانم که وقتي آقاي خاتمي مي آيد، آقاي کروبي ‏نيايند. اين حق را به خودم نمي دهم و به ديگران هم اين حق را نمي دهم که انحصارطلبي کند. البته حضرت ‏آقاي کروبي آن قدر پاي بند مصالح مردم و کشور هستند که تصميم درست را بگيرند.


‎‎مشکلاتي همانند بحث سلامت انتخابات نمي تواند اصلاح طلبان را حتي با حضور آقاي خاتمي ‏دچار مشکل کند؟

فکر مي کنم حضور آقاي خاتمي يک فداکاري و ايثار و يک استجابت خواست بخش عظيمي از ملت ايران ‏است. آمدن ايشان به هر صورت و با هر نتيجه يک خدمت و هماهنگي با خواست مردم است و در اين مساله ‏همه مصلحت ها وجود دارد. استنباط من اين است که اکثريت ملت ايران در شرايط ازاد به ايشان راي مي ‏دهند. اگر هم بعضي ها خدشه اي وارد کنند يا دستکاري در آرا شود يا موانع ديگر به وجود بيايد، اين شخص ‏آقاي خاتمي و مردم نيستند که مورد ملامت قرار مي گيرند، بلکه کساني که تقلب يا دستکاري در آرا بکننديا به ‏شکل ديگري مانع ايجاد کنند، شايسته ملامت هستند.

‎‎با همه اين بحث ها، فکر ميکنيد اصلا اقاي خاتمي وارد عرصه مي شوند؟

قرايني هست که ايشان احساس مي کنند حضورشان لازم است، مگر اينکه واقعا مانعي در نظرشان باشد که ‏البته در نظر من هيچ مانعي نيست. حسب نقلي که از بعضي بزرگان شده بود، ايشان به صورت مطلق ‏حضورشان را نفي نکرده اند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

«خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود///گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود
ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی///آنچه در مذهب اصحاب طریقت نبود
خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق///تیره آن دل که در او شمع محبت نبود
دولت از مرغ همایون طلب و سایه او///زانکه با زاغ و زغن شهپر دولت نبود
گر مدد خواستم از پیر مغان عیب مکن///شیخ ما گفت که در صومعه همت نبود
چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکی ست///نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود
حافظا علم وادب ورز که در مجلس خاص///هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود»!

انتقادات دلسوزانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از ضعف مدیریت دولت نهم که برپایه مستندات و مدارک غیرقابل انکار صورت گرفته‌است، باعث شده که دولت نهم که عموماً از افرادی کم‌تجربه و بدون سعه صدر لازم برای تصدی امور کلان کشور تشکیل شده مانند 3 سال گذشته با بحرانی جدی رو‌به رو شده و برای خروج از این بحران دست به واکنش‌های تند و گاه و بیگاه نامعقولی بزند.

در آخرین این واکنش‌ها، غلام‌حسین الهام سخنگوی دولت، در مقاله ای که روز یک‌شنبه در روزنامه ایران منتشر کرد، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را به این دلیل که انتقاد ایشان از دولت نهم بیتی از حافظ را به ذهن آقای الهام متبادر کرده، به دشمنی با دولت متبوع خویش متهم نمود!

جدا از استدلال سست و بی‌پایه به کار رفته در ادبیات جناب الهام، بد نیست به جای پاسخ دادن به سخنان جناب الهام، انتقادات مطرح شده از سوی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را با نقطه نظراتی که رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر با دولت، از این دولت مطرح کردند، مقایسه کنیم.

رئیس مجمع تشخیص نظام در سخنانی که روز دوشنبه، 21 مردادماه در جمع فعالان اقتصادی خراسان رضوی در اتاق بازرگانی این استان ایراد شد، با انتقاد از سیاستهای دولت در بخش اقتصادی کشور گفت: «ما در این سه ساله با قوه مجریه مدارا کردیم».

آیت الله هاشمی رفسنجانی تصریح کرد: «امروز دولت به کارفرمای بزرگی تبدیل شده است که در بسیاری از حوزه‌های اقتصادی که اجازه ورود نداشته وارد شده و با دولتی شدن اقتصاد کشور با مشکلات زیادی مواجه شد».

هاشمی‌رفسنجانی با اشاره به دوره مدیریت اجرایی خویش و تدوین و اجرای برنامه 25 ساله «طرح تمدن بزرگ اسلامی» ‌برای توسعه کشور در ابعاد مختلف، در سال 1375، از آن به عنوان مهمترین اقدام دولت در زمان تصدی ریاست جمهوری خویش یاد کرد و ‌گفت: «این یک برنامه گام به گام بود -نه سند چشم انداز- که افق را مد نظر داشته باشد طرح خوبی بود که اجرای آن تا دولت آقای خاتمی‌ هم ادامه یافت».

وی اضافه کرد: «با تغییر دولت و شروع به کار آن معلوم بود که آنها در این مسیر حرکت نمی‌کنند و ما هم در این سه ساله با دولت مدارا کردیم».

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ضمن اعلام این مطلب افزود: «در قالب این برنامه، ضمن بررسی نیازهای مختلف دستگاهها و سازمانها، راه‌کارهای توسعه کشور تدوین شده بود و این برنامه مهم در قالب یک کتاب در حال تدوین بود».

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: «در تدوین سند چشم انداز 25 ساله توسعه کشور تا حدودی به این برنامه تمدن بزرگ اسلامی‌توجه شده است».

هاشمی‌رفسنجانی با بیان اینکه مجمع تشخیص مصلحت خود را مقید می‌داند که وارد حوزه کاری دولت و مجلس نشود خاطر نشان کرد: «البته ما برنامه هم نمی‌نویسیم که آنها مقید به اجرا باشند بلکه تنها تدوین سیاستهای کلی بر عهده ماست و بر این مبنا  این مجمع مشاور رهبر معظم انقلاب در تدوین سیاستهای نظام است».  
  
 وی با بیان اینکه کار مجمع تشخیص مصلحت نظام نظارت بر اجرای سیاستهای کلی در حوزه اقتصادی کشور است اظهار داشت: «ما آیین نامه بسیار ضعیفی برای نظارت داریم به طوری‌که حتی در حد مصوبات مجلس هم نمی‌توانیم اعمال نظر کنیم».

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار داشت: «اکنون دولت و مجلس شورای اسلامی ‌عنوان می‌کنند مجمع نمی‌تواند بر سیاستهای اصل 44 نظارت داشته باشد».

هاشمی‌رفسنجانی ادامه داد: «ما در حوزه اجرایی کشور دخالتی نداریم و بر گزارش عملکرد دستگاههای مجری نظارت می‌کنیم در حالی‌که آنها هر گونه که می‌خواهند گزارش می‌دهند و می‌گویند که از برنامه‌های توسعه جلو هستیم».

وی در ادامه افزود: «هم مجلس هفتم و هم مجلس هشتم و نیز دولت آقای خاتمی‌ و دولت فعلی با ما چنین رفتاری دارند».

آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت: «به دولت آقای خاتمی‌ پنج سال مهلت داده شد که برای کاهش 10 درصدی اتکای منابع ارزی به درآمدهای نفتی اقدام و فعالیتهای خارج از سیاستهای اصل 44 را به بخش خصوصی واگذار کند ولی با اتمام این مهلت دولت نتوانست به این اهداف برسد و همچنان دولت از 83 درصد ارزهای نفتی استفاده می‌کند».

وی تاکید کرد: «به طور یقین اگر دولت می‌توانست به سیاستهای اصل 44 ظرف این مدت عمل کند، هم اکنون انبوهی از ذخائر ارزی در اختیار داشت و از این طریق با حمایت از بخش خصوصی و پرداخت تسهیلات ارزان قیمت به این بخش شاهد توسعه هر چه بیشتر کشور بودیم».
وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به برنامه هدفمند کردن یارانه‌ها، اجرای این امر را ضروری خواند و هشدار داد: «البته باید این مهم بر اساس زمانبندی، به تدریج و گام به گام پیش برود زیرا تسریع در اجرای آن دردسرساز خواهد شد».

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام یادآور شد: «البته موضوع یارانه‌ها به مرحله جراحی رسیده و باید مراقب بود که در حذف بی‌برنامه و ناگهانی آن موجب خونریزی شدید و از بین رفتن این طرح مهم نشویم».

آیت الله هاشمی رفسنجانی همچنین در خطبه‌های نماز جمعه هفته گذشته تهران گفت: «پس از دفاع مقدس با تجربه و اقدامات زیربنایی که صورت گرفت امروز شاهد پیشرفت‌های گسترده هستیم. در سال‌های پس از جنگ توانستیم به صنعت بندرسازی، پالایشگاه‌سازی، سدسازی، اتوبان‌سازی و... دست یابیم و حتی فاز 2 پالایشگاه بندرعباس را برای صادرات بنزین در نظر گرفتیم که اگر طبق همان برنامه‌ها جلو می‌رفتیم، امروز به جای نفت، فرآورده‌های آن را با ارزش بیشتری صادر می‌کردیم یا اگر طبق برنامه‌ها جلو می‌رفتیم، امروز به اندازه‌ای آب در پشت سدها داشتیم که زهر خشکسالی را از کشاورزان بگیریم و دچار قطع آب و برق نشویم، اینها چیزهایی است که برای ایران مقدور است و در سایه کارهای زیربنایی و بنیانی به خصوص کارهای علمی، که مهمترین محور چشم‌‌انداز 20 ساله نیز دانایی‌محوری است، می‌توانیم به این چشم انداز دست یابیم».

اگر این سخنان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را با سخنان اخیر مقام معظم رهبری مقایسه کنیم، بار دیگر به عمق تشابهات فکری و عقیدتی این دو یار قدیمی حضرت امام (ره) پی‌خواهیم برد.

مقام معظم رهبری در دیدار با هیأت دولت، فرمودند: «چند نکته را عرض بکنیم. یکى راجع به مطالباتى است که ما همواره در جلسات دولت مطرح کرده‏ایم. من می‌خواهم بر آن مطالبات تأکید کنم. در جلسات سالهاى گذشته اینها را گفته‏ایم که مهم هم هست و چیزهایى است که ما انتظار داریم شما مسئولان تراز اول کشور و قوه مجریه به اینها توجه کنید.

یکى مسأله رعایت قوانین است. قانون را اهمیت بدهید. قانون - وقتى که با ساز و کار قانون اساسى پیش رفت - حتمیت و جزمیت پیدا می‌کند. ممکن است همان مجلس یا دولت یا دیگران مقدماتى فراهم کنند که آن قانون عوض بشود - با طرحهایى که در  مجلس مى‏آید، با لوایحى که دولت می‌دهد،  با تصمیم‏سازیهایى که در بخشهاى مختلف انجام می‌گیرد - عیبى ندارد؛ اگر قانون نقص دارد، ضعف دارد و غلط است، عوض بشود؛ اما تا مادامى که قانون، قانون است، حتماً بایستى به آن عمل بشود و به آن اهمیت داده بشود. من این را تأکید مى‏کنم. در بخشهاى مختلف همین‏جور است. ممکن است یک چیزى را شما معتقد باشید که روال قانونى‏اش درست طى نشده، یا متصدى این کار قوه مجریه نیست؛ وقتى که قانون مجلس - با همان ساز و کار قانون اساسى - به دولت ابلاغ شد، قوه مجریه باید آن را قانون بداند. حالا اگر چنانچه ضعف یا چیز دیگرى وجود دارد، عواملِ دیگرى وجود دارد که اگر قانون مشکلاتى دارد، بایستى آن را از بین ببرند؛ چه در خود مجلس، چه در شوراى نگهبان و از این قبیل. به قانون اهمیت بدهید».

ایشان در فراز دیگری از فرمایشات خود فرمودند: «نقشه راه، سند چشم‏انداز است. سند چشم‏انداز را هیچ نبایستى مورد غفلت قرار داد. این حقیقتاً یک سند واقعى و یک نقشه راهِ حقیقى است. باید دستگاههاى نظارتى خودتان را محاسبه کنید. حالا دیگران ممکن است نظارت بکنند، ممکن است نکنند؛ ممکن است نظارتشان درست باشد، ممکن است ناقص باشد؛ اما در درون خودِ مجموعه قوه مجریه - که نقشش در رسیدن به اهداف چشم‏انداز، بسیار حساس است - دستگاههاى نظارتى را فعال کنید، بعد ساز و کارهاى نظارتى را بکار بیندازید تا ببینیم برنامه‏ها و سیاستها چقدر جلو رفته؛ یعنى اینجور نباشد که سال دهم سند چشم‏انداز، نگاه کنیم و ببینیم پیشرفتى پیدا نکرده‏ایم؛ نه، بایستى اینها را مرتباً رصد کنید که معلوم شود چقدر پیش رفته‏ایم و چقدر به آن اهداف نزدیک شده‏ایم و چقدر زمینه‏ها فراهم شده است».

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به نگرانی‌های موجود در زمینه اجرای صحیح سیاست‌های اصل 44 قانون اساسی نیز اشاره و خاطرنشان کردند: «یک نکته دیگر مسأله سیاستهاى اصل 44 است. خب، همه اعتراف دارند که سیاستهاى اصل 44 اگر اجرائى بشود، یک تحول در پیشرفت کشور - در زمینه‏هاى اقتصادى و به تبع او در زمینه‏هاى دیگر – به وجود مى‏آید. این هم مسأله بسیار مهمى است. خب، حالا آمارهاى خوبى داده شد؛ کارهاى خوبى هم انجام گرفته. قبل از آن که این قانون اخیر هم تصویب بشود، دولت اقداماتى در این زمینه انجام داده بود، لیکن حالا خوشبختانه قانون هم تصویب شده و در اختیار شماست؛ قوى و کاملاً جدى این سیاستها را دنبال کنید».

مقام معظم رهبری با تأکید بر پرهیز از شتاب‌زدگی در اجرای طرح تحول اقتصادی تصریح کردند: «این مسأله طرح تحول هم که اخیراً دولت مطرح کرده، این هم از همان کارهاى بزرگ و از همان کارهایى است که جرأتِ اقدام به آن کار، خودش باارزش است. خب، همه این سرفصلها را قبول کرده‏اند و قبول دارند. همین مسأله هدفمند کردن یارانه‏ها، واقعاً چیز خیلى مهمى است؛ در دولتهاى قبل هم مطرح بوده - بارها صحبت شده بود و گفته شده بود - منتها پیشرفت نمی‌کرد. یا مشکلاتى که در قضیه بانکها و مالیات و بیمه و گمرک و سایر چیزهایى که در بخشهاى مختلف این طرح تحول وجود دارد، کارهاى بسیار بزرگ و مهمى است؛ حتماً هم باید انجام بگیرد. من توصیه می‌کنم در این کار حزم به خرج بدهید؛ یعنى مطلقاً نگذارید در این قضیه بزرگ، شتابزدگى به وجود بیاید. این کار، کار مهم و کار بزرگى است؛ اگر ان‏شاءاللَّه بتوانید این را خوب انجام بدهید، یک قدم بلند براى پیشرفت کشور برداشته‏اید؛ البته اگر خوب انجام نگیرد، آن وقت خطرها و ضررهایى هم دارد. یعنى مراقبت بکنید که هیچ عجله و شتابزدگى نباشد. توقف و ترسیدن از ورود در این میدان را به هیچ وجه توصیه نمی‌کنم؛ اما نگاه کردنِ جلوى پا، نگاه کردن به چشم‏اندازهاى دوردست و تبعاتى که ممکن است به وجود بیاید و راه جلوگیرى از آن تبعات را توصیه می‌کنم.

فرض کنید ممکن است یک بخشى از این طرح تحول، مثلاً تورم‏زا باشد. خب، فکر کنید  براى مقابله با این تورم چه کار باید بکنید. چه اقدامى  باید انجام بدهید که این یا پیش نیاید و تورم ایجاد نشود؛ یا اگر ایجاد می‌شود، کمتر ایجاد بشود تا این کار اقتصادى و این جراحىِ بزرگ، به خوبى و به سلامت انجام بگیرد. خب، در کشور ما واقعاً مسأله تورم، مسأله‏اى است. یعنى شما این همه خدمت کرده‏اید و این همه زحمت کشیده‏اید که بایستى در وضع زندگى مردم اثرات خودش را بگذارد. الان هم تورم هست - البته همین طور که اشاره کردند، تورم جهانى هم هست - منتها بخشى از آن مربوط به تورم جهانى است، بخشى از آن مسلّم مربوط به خشکسالى است، بخشى از آن مربوط به سرماى سخت زمستان گذشته است، اما بخشى از آن هم احتمالاً چیزهاى قابل اجتنابى است. پس بایستى عوامل قابل اجتناب را شناسایى و از آنها اجتناب کنید».

با وجود این تشابهات فراوان ،میان سخنان مقام معظم رهبری و آیت الله هاشمی رفسنجانی، و علیرغم تذکر رهبر فرزانه انقلاب به مجموعه هیأت دولت برای توجه به انتقادات مشفقانه دلسوزان نظام به دولت، سخنگوی دولت در اقدامی عجیب، سخنان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را ناشی از دشمنی این یار وفادار حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری با دولت متنبوع خود قلمداد نموده و نوشته‌است: «سخن اخیر آقاى هاشمى رفسنجانى ، این بیت حافظ را تداعى مى کند: «آسایش دو گیتى تفسیر این دو حرف است ‎/ با دوستان مروّت با دشمنان مدارا». بر این پایه به نظر مى‌رسد آقاى هاشمى، اعترافى جالب نموده‌اند و آن این که نگاهشان به دولت آقاى احمدى نژاد، نگاه به دشمن بوده است و به خاطر آسایش خود، «مدارا» پیشه کرده‌اند و اینک به سمت توبه از این مدارا، تمایل یافته اند»!

وی بر اساس پیش‌فرض خود در ادامه سؤالاتی را مطرح نموده و پرسیده‌است: «دشمنى با دولت آقاى احمدى نژاد بر چه پایه اعتقادى و سیاسى مبتنى است و بر محور کدام مصلحت نظام استوار است طبیعى است که امام جمعه موقت و رئیس مجلس مجتهدان (خبرگان) براى رفتار خود باید حجت شرعى داشته باشند». باید به این سؤال ایشان پاسخ داد که کدام حجت شرعی بالاتر از اصل شرعی امر به معروف و نهی از منکر؟ مگر نه این است که هر مسلمانی موظف است که آنجا که کژی و ناراستی می‌بیند تذکر دهد و دعوت به بازگشت به مسیر درست و عقلانی نماید؟

الهام در ادامه این سؤال را مطرح کرده که «یا این نگاه با جهت گیرى مقام معظم رهبرى یکى است گوینده پایان دهنده به روش مدارا، رئیس مجلس خبرگان رهبرى است و توجه به همگونى مبانى او با مبانى رهبرى، موضوع بسیار مهمى است که نمى توان از کنار آن گذشت! اگر مبانى یکى است، این همه تفاوت از چه روست اگر تا این حد متفاوت است، خبرگان را چه خواهد شد»؟ پاسخ این سؤال جناب الهام نیز با مقایسه ای که در صدر این گفتار، میان انتقادات مقام معظم رهبری و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی صورت گرفت، به روشنی قابل درک خواهد بود. سؤالی که باید از جناب الهام پرسیده شود این است که واقعاً آیا میان انتقادات مقام معظم رهبری و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، تفاوتی هست؟ چرا آن زمان که انتقادات مقام معظم رهبری را می‌شنوید، سکوت می‌کنید و آن زمان که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی لب به انتقاد می‌گشاید، بیداد می‌کنید؟ آیا این شرط مروت است؟

آیا انتقادات مقام معظم رهبری از دولت نیز ناشی از خدای ناخواسته دشمنی ایشان با دولت محترم است؟ آیا مقام معظم رهبری نیز رقیب انتخاباتی آقای احمدی‌نژاد بوده‌اند؟

الهام در پایان یادداشت خود از آیت‌الله هاشمی رفسنجانی خواسته‌است که به جای مدارا، با دولت مروت پیشه سازد. این خواسته ایشان این شعر حافظ را تداعی می‌کند:

«خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود///گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود
ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی///آنچه در مذهب اصحاب طریقت نبود
خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق///تیره آن دل که در او شمع محبت نبود
دولت از مرغ همایون طلب و سایه او///زانکه با زاغ و زغن شهپر دولت نبود
گر مدد خواستم از پیر مغان عیب مکن///شیخ ما گفت که در صومعه همت نبود
چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکی ست///نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود
حافظا علم وادب ورز که در مجلس خاص///هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود»!

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 مشکل اصلاح طلبان با نظام حل شود

چگونگي تعيين استراتژي اصلاح طلبان براي ورود به عرصه انتخابات از جمله موضوعاتي است که به بروز مباحثي بين اصلاح طلبان تبديل شده است. در حالي که گروه هاي اصلاح طلبي مانند سازمان مجاهدين و مشارکت بر کانديداتوري سيدمحمد خاتمي تاکيد دارند و عنوان کرده اند اگر خاتمي نيايد احتمال عدم حضور آنان در انتخابات نيز وجود دارد اما بيان چنين سياستي با انتقاد برخي ديگر از جريان هاي اصلاح طلب از جمله حزب اعتماد ملي و کارگزاران سازندگي مواجه شده است.در اين ميان مجمع روحانيون مبارز نقش ميانجي را برعهده گرفته است تا با تشکيل جلسات منظم ميان گروه هاي اصلاح طلب امکان حصول توافق ميان آنان را فراهم کند. درباره ديدگاه هاي احزاب مختلف جريان اصلاح طلب تاکنون گفت وگوهايي را با افراد شاخص احزاب سازمان مجاهدين انقلاب، جبهه مشارکت، مجمع روحانيون مبارز و حزب اعتماد ملي انجام داديم که بازتاب هاي زيادي به دنبال داشت. اين بار تصميم گرفتيم از محمد عطريانفر از اعضاي شاخص حزب کارگزاران سازندگي نظرخواهي انتخاباتي کرده تا با ديدگاه هاي اين حزب هم آشنا شويم. به خصوص اينکه حزب کارگزاران سازندگي هم گزينه هاي متعددي را از حمايت از کانديداتوري خاتمي تا امکان ائتلاف اصلاح طلبان با محافظه کاران ميانه رو مطرح کرده است.عطريانفر در گفت وگو با اعتماد تمام اين گزينه ها را تاييد مي کند و در عين حال معتقد است تناقضي بين چنين انتخاب هايي ديده نمي شود چرا که به گفته عطريانفر اگر خاتمي- که کانديداي مورد حمايت کارگزاران خواهد بود- به هر دليلي وارد انتخابات نشود، بازي انتخاباتي تمام نخواهد شد و اين حزب به دنبال گزينه هاي ديگري خواهد رفت که يکي از آنها امکان ائتلاف با راست ميانه است. گفت وگو با محمد عطريانفر را مي خوانيد.

-اگر موافق باشيد کمي مصداقي تر مصاحبه را شروع کنيم. در ابتداي سال جاري به برخي دوستان اصلاح طلب پيشنهاد شد که براي فضاي سياسي- رسانه يي ماه هاي آينده طرح و ايده بدهند اما موافقت نشد. اکنون گويي ناگزير به عبور از اين مرحله شده و در حال بحث روي مصداق ها هستند. بيشترين تنوع ديدگاه در اين باره در حزب کارگزاران مطرح شده که از ائتلاف با چهره هاي معتدل راست سنتي تا حمايت از کانديداتوري دکتر نجفي، سيدمحمدخاتمي و عبدالله نوري را شامل شده است. اين موضع گيري ها مبناي حزبي دارد يا اظهارنظر شخصي اعضا است؟

تا زماني که ما در فعاليت هاي حزبي و جبهه يي به يک صورت بندي دقيق و مشخص سياسي نرسيم به طور معمول بايد اين گونه اظهارنظرها را شخصي قلمداد کرد. البته اين مسائل صرفاً مبتلا به کارگزاران نيست و فعالان ساير احزاب اصلاح طلب و حتي محافظه کاران هم اظهارات شخصي پيرامون انتخابات داشته اند. البته بايد گفت که برخي از آن اظهارات چندان بازتاب نمي يابد اما اظهارات اعضاي حزب کارگزاران بازخوردهاي مختلفي در جامعه ايجاد مي کند. اين مساله وراي اشخاص به تاثيرگذاري انديشه و پارادايم کارگزاران بازمي گردد که در جامعه هم نوعي حس مشترک را برمي انگيزد. همچنين برخي دوستان هم به ما مي گويند که چرا اين گونه سخنان بايد از سوي اعضاي کارگزاران مطرح شود؟ به نظر مي رسد آنها دوست دارند «ديگراني» چنين اظهاراتي را مطرح کنند.مشکل ديگر نيز اين است که وقتي برنامه مشخص و مدوني براي مراحل مختلف قبل و حين انتخابات وجود ندارد چطور انتظار دارند که سايرين را هم به سکوت وادار کنند؟

-منظور شما مجموعه اصلاح طلبان است؟

بله، همه گروه ها و احزاب همفکر و همسو با اصلاح طلبان. در واقع مشکل ما مشکل فقدان ساختار و تضمين براي حضور در انتخابات است. مشکلي که در ميان اصلاح طلبان وجود دارد اين است که تا زماني که ظرفيت هاي مشترکي که با هم رقم مي زنند مطابق ميل آنها است از آن تمکين و تبعيت مي کنند اما به محض اينکه بخشي از اين برنامه مطابق ميل آنها نباشد به راحتي شکسته مي شود. آخرين نمونه آن را مي توان در انتخابات مجلس هشتم يافت. گفته شد که ردصلاحيت ها بسيار گسترده تر از انتخابات قبل خواهد بود. به طور غيررسمي به ما اطلاع دادند که حتي چهره هاي شاخص اصلاح طلب را مي زنند و با نظارت استصوابي، طومار اصلاحات را درمي نوردند. هم آنچه رخ داد- حتي غليظ تر از آن- پيش از ورود به انتخابات براي ما روشن بود. با همه اين اوصاف اما در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان روي شرکت در انتخابات در اين شرايط اتفاق نظر وجود داشت. چه شد که در ميانه راه يک يا چند گروه از جمع بريده و براساس چه مبنايي به اين جمع بندي رسيدند که نبايد فعاليت هاي انتخاباتي را ادامه داد؟

-ردصلاحيت ها البته در مقياس کوچک تر قابل پيش بيني بود اما برخي اصلاح طلبان معتقد بودند تخلفاتي که صورت گرفته راي به دست آمده توسط کانديداهاي آنها در فضاي سرد انتخابات را نيز مخدوش خواهد کرد؛ دليل آنها اين بود.

باز هم تاکيد مي کنم. ما پيش بيني شرايط بدتر از اين را هم داشتيم. در عين حال حتي اگر چنين برخورد و تخلفاتي هم پيش بيني نشده بود اين اشکال به ما وارد است که چرا در دستور کار استراتژيک اصلاح طلبان ديده نشده بود؟ گويي عده يي «هزيمت» کردند و هر کسي راه خود را رفت.

 مي خواستم روي اين مساله تاکيد کنم عدم پايبندي به توافقات - خصوصاً در زمان هايي که موافق نظر عده يي نباشد- زياد ديده شده است. در پاسخ به سوال شما يک نکته ديگر را هم ذکر مي کنم. در کارگزاران به جاي پرداختن به مصداق ها و اعلام اينکه «اگر فلاني نيايد ما هم نمي آييم» به سراغ تدوين نقشه راه رفته و اعضاي حزب در گفت وگوهاي خود درباره آن صحبت کردند.

-مي توانيد بخشي از بندهاي نقشه راه حزب را برشماريد؟

بله، نخست اينکه اصلاح طلبان بايد در انتخابات رياست جمهوري دهم شرکت کنند. چرايي آن را هم اعلام کرديم؛ کشور در مسير راديکاليسم در حال دست و پا زدن است و جامعه هم دچار آسيب هاي جدي اقتصادي، سياسي و اجتماعي شده است. اين تکليف سياسي، ملي و شرعي ماست. يکي ديگر از دلايل اصلي براي حضور در انتخابات هم اقبال جامعه به اصلاح طلبان است. مردم از ما سوال مي کنند که چه زماني براي کمک به کشور و زندگي مردم وارد عرصه مي شويم؟ دوم در گفت وگوهاي اعضاي کارگزاران گفته شد که براي اين مشارکت و حضور، هيچ گاه اصول اوليه خود را از دست نخواهيم داد. حرکت اصلاح طلبانه تدريجي و غيرخشن بر مبناي قانون اساسي، چانه زني براي کاهش سطح تشنج و امنيت سازي در نهادهاي مرجعي که قصد تصفيه حساب با اصلاح طلبان دارند در دستور کار قرار بگيرد. سوم اينکه براي تحقق اهداف جبهه اصلاحات، بي هيچ ترديدي نيازمند اتحاد و انسجام ميان اصلاح طلبان هستيم.بر اين اساس تاکيد داشته و داريم که اين اتحاد بايد به هر قيمتي به طور وسيع تر سازمان داده شود. حتي اگر امروز شخصيتي مانند آقاي کروبي از استقلال حزب خود سخن مي گويد به طور قطع بايد گفت وگو شود که اين ظرفيت - حتي اگر فردي و نه حزبي باشد - به کار گرفته شود. چهارم تاکيد داشته و داريم که براي پيروزي، نيازمند يک کانديداي واحد بوده و از هرگونه تفرق کانديدا بايد فاصله بگيريم. محور پنجم هم لزوم کار بابرنامه بود؛ اينکه چگونه و حول چه مبنايي ائتلاف شود، گفتمان اصلاح طلبان در اين انتخابات چه باشد و چطور اعتمادسازي کنيم. گزينه نخست اصلاح طلبان براي رياست جمهوري کيست و اگر به هر دليلي اين گزينه وارد عرصه نشد گزينه هاي لايه هاي دوم و سوم چه افرادي هستند؟ اگر اينها به صورت يک بسته جامع ديده شود، مي توان به تناسب زمان و براساس واکنش هايي که رقيب يا نهادهاي مرجع دارند برنامه هاي خود را به مقاطع زماني تقسيم، آن را به صورت زيرپروژه تعريف کرده و حرکت کنيم. اين طرحي بود که نوعاً در اظهارات اعضاي حزب ديده مي شود. به عنوان مثال با بنده تماس گرفته اند که گروه هايي به سراغ دکتر نجفي يا آقاي عبدالله نوري رفته اند و من به عنوان فردي نزديک به آنها چه موضع گيري در اين باره دارم؟ من ضمن برشمردن نکاتي مانند رسيدن به کانديداي واحد، يادآور شده ام که در صورت حضور آقاي خاتمي در عرصه انتخابات به عنوان گزينه نخست، به طور طبيعي اين دو کانديداي بالقوه وارد ميدان انتخابات نخواهند شد. بعد پرسيدند اگر آقاي خاتمي نباشد و پاسخ دادم که به طور طبيعي آقايان نوري و نجفي مي توانند گزينه هاي داراي اعتباري باشند. بنابراين اين پاسخ من، طرح چهره هايي به عنوان جايگزين آقاي خاتمي نيست.

-طرح دولت وحدت ملي يا ائتلاف با «راست عاقل» هم توسط چهره هاي برجسته حزب شما مطرح يا حمايت شد. آيا با آن موافق هستيد؟

بله. اين هم جزء بسته يي بود که بايد روي آن صحبت مي شد، اينکه ممکن است نفرات اول تا سوم اصلاح طلبان امکان ورود به عرصه را نيابند و براي نفرات بعدي هم شانس پيروزي متصور نباشد. عقل سياسي ما حکم مي کند - براساس اصلي که در ابتدا برشمردم يعني مشکلات اساسي کشور - با بخش عقل گراي جريان اصولگرا نوعي همسويي نشان دهيم تا به دست خودشان راديکاليسم را به زير بکشند؛ اينکه کيفيت آن چگونه باشد و آيا با آنها چانه زني شود براي سهم از کابينه يا اينکه در قالب طرح دولت وحدت ملي که منسوب به آقاي ناطق نوري است، مشارکت جدي داشته باشيم، يا اينکه صرفاً از مردم دعوت کنيم در ميان کانديداها به فردي راي دهند که از خشونت و رفتارهاي غيرعقلي پرهيز مي کند،همگي قابل بررسي است.

-اما اصلاح طلبان معتقدند اساساً امکان ائتلاف با جريان راست ممکن نيست چون آنها هم نگران مقاومت در بدنه جريان اصولگرايي هستند. همچنين اين اتفاق را شکستن پرنسيب ها و خط قرمزهاي اصلاح طلبان مي دانند.

اول اينکه من طرفدار اين نظريه و همزيستي با جريان اصولگرا نيستم و موضع شخصي من حضور فعال سياسي اصلاح طلبان با محوريت شخص آقاي خاتمي است و به پيروزي قطعي ايشان هم باور داشته و هيچ ترديدي در اين باره هم به رسميت نشناخته و قبول ندارم، اما اينکه شما مي گوييد اين ائتلاف با راست عاقل به هيچ عنوان عملي نيست، اين به هيچ عنوان را از کجا آورده ايد.

-از شاخصه ها و باورهاي سياسي هر دو جناح، از تعهدي که اصلاح طلبان بايد به هواداران و مواضع خود داشته باشند، از تفاوت ديدگاه فاحش ميان دو جناح در برخي زمينه ها و از وجود کانديداهاي داراي راي در ميان اصلاح طلبان.

خير، به اين برخي از دلايل اعتقادي ندارم. اتفاقاً در اين زمينه نشانه يي در تاييد صحبت شما نيست اما معکوس آن هست. وقتي فردي مانند آقاي اسدالله بادامچيان از تمايل مختصري سخن گفته و اين احتمال را عقلاني و منطقي مي داند، اين مساله موضع قاطع شما را تضعيف مي کند، در عين حالي که من اين تفاهم را محتمل نمي دانم اما ما پالس ها و بارقه هايي از اين اتفاق را کم و بيش دريافت مي کنيم.

-آنها در برهه هاي زماني مختلف دست به پاکسازي اصلاح طلبان يا چهره هاي منتسب به آنها زده اند. هر زمان که قدرت را در دست گرفته اند، حتي اجازه نداده اند در جايي مانند مجلس، چهره هاي تخصصي اصلاح طلبان وارد کميسيو ن هاي تخصصي خود شوند.

بيان من و بيان شما در دو طبقه بندي است. من اثباتاً بحث مي کنم و شما در نفي آن. من مي گويم اين طرح به لحاظ منطقي امکان وقوع دارد اما شما عقيده خود را بيان مي کنيد که من اصلاح طلب براساس اين فکت ها، اين احتمال را مردود مي دانم. اشکالي ندارد اما ما در مقام توصيف بر اين باوريم که اين احتمال منتفي نيست. اما اين هنوز منتفي نيست به معناي تحقق حتمي آن است؟ مشخص است که اين گونه نيست اما زمينه هاي طرح آن وجود دارد. در نهايت پس از صورت گرفتن گفت وگو و مذاکرات، اين طرح به کنار گذاشته مي شود.

-پس اصلاح طلبان اصل را بر شرکت در انتخابات گذاشته اند؟

بله همين طور است و پس از مباحث صورت گرفته، اصل بر شرکت در انتخابات رياست جمهوري سال آينده قرار گرفت. هدف من در بحث با شما تبيين اين مساله است که چرا اصلاح طلبان حق کناره گيري از انتخابات را به خود نمي دهند و نبايد هم بدهند مگر اينکه واجد استدلال هاي قانع کننده باشند. اما در خصوص آن سوال شما که موانع عملي را براي حضور اصلاح طلبان در عرصه انتخابات و حاکميت مورد اشاره قرار داديد بايد گفت در دو صورت کناره گيري ما از انتخابات قابل پذيرش است. نخست آنکه اگر کناره گيري بخواهد معطوف به اصول سياسي ما باشد به نکته اول مورد بحث در اين گفت وگو مي رسيم؛ اينکه به پايان تاريخ سياسي خود نزديک شده و امکان هرگونه تحرک سياسي- اجتماعي از ما سلب شده باشد. در آن صورت بود که گفته شده احتمالاً نوعي تغيير فاز از جايگاه پوزيسيون به جايگاه اپوزيسيون يا حتي يک عنصر يا نيروي سياسي دورافتاده انجام خواهد شد.

-يعني اين نوع انتخاب آگاهانه خواهد بود؟

بله انتخاباتي آگاهانه بر مبناي شرايط موجود چرا که آن جريان سياسي، امکان تحول در ساختار سياسي و حاکميتي را منتفي دانسته است. در آن صورت واژه يي به نام فعال سياسي اصلاح طلب معناي خود را از دست مي دهد چرا که پس از اين انتخاب آگاهانه يا تبديل به يک عنصري خواهد شد که با انواع مبارزه، قصد برگرداندن شرايط را دارد يا به زندگي عادي و به دور از دغدغه هاي سياسي- مانند بسياري از اقشار جامعه- خواهد پرداخت. شيوه دوم اما نوعي کناره گيري موقت است به اين معنا که پايبندي به اصول سياسي همچنان وجود دارد؛ جايي که فکر مي کنيم ظرفيت هاي قانوني، امکان ايجاد تغيير و تحول را با همفکري با ديگران و پرداخت هزينه سياسي خواهد داشت اما در مقطعي از زمان و در يک موقع خاص، ناگزير به دست کشيدن از فرع سياسي خود مي شويم و به عنوان مثال در يک انتخابات وارد نمي شويم تا مخالفت خود با روش ها و وضع موجود از اين طريق نشان دهيم.در عين حال جنس استدلالي که براي کناره گيري از اصول سياسي به کار مي رود با مدل استدلال براي فاصله گرفتن مقطعي و موردي از يک فرع سياسي تفاوت هايي دارد. اولي به يک مطالعه عميق تاريخي براي بررسي مجموعه جريانات سه دهه انقلاب نياز داشته اما در بخش فروعات مي توان در لحظه يا در ماه و سال به چنين جمع بندي رسيد.

-سوالي که مطرح شد مبناي يک استدلال بود که اکنون طرفداراني در ميان اصلاح طلبان دارد. اينکه اگر قرار است کانديداهاي اصلي ردصلاحيت شوند و کانديداهاي لايه هاي بعد هم در جريان برگزاري انتخابات با برخي تخلفات حذف شوند، جريان سياسي اصلاح طلبان با آغوش باز به سوي شکست يا همان «هزيمت» که مورد اشاره شما بود، مي رود. اين ابهام وجود دارد که اگر چنين برخوردي صورت گرفت بهتر نيست اعلام شود که نيروهاي اصلاح طلب در رياست جمهوري کانديدايي نخواهند داشت؟

بله اما شما در اين سوال دو مبحث را با هم مخلوط کرديد. بهتر است ابتدا به هر کدام به صورت تفکيکي بپردازيم و سپس به موضوع مورد نظر شما برسيم. دغدغه يي در ميان اصلاح طلبان وجود دارد که در يک رقابت سياسي، حقوقي از آنها تضييع مي شود و علاوه بر آن نهادهاي مرجعي که تعيين کننده نصاب ها هستند هم به شکلي نابرابر با اصلاح طلبان برخورد مي کنند. اين تنها يک آسيب و ضربه سياسي به ما به شمار مي رود و آسيب ديگر اين است که نهادهاي حکومتي که تحکيم بخش مفاهيم قانوني شناخته مي شوند و مجريان و کارگزاران قانون هستند، خودشان از جناح سياسي که از قضا رقيب اصلاح طلبان است هم به نوعي طرفداري و حمايت مي کنند.

-به نظر مي رسد اصلاح طلبان هنوز يک راه حل تمام عيار براي مواجهه با اين وضعيت نيافته اند.

ببينيد زماني ممکن است يک انسان در خواب باشد و هنگام غفلت او يک تخلف رخ دهد. در اين شرايط بايد اين انسان را بيدار کرده و تخلف را به وي گوشزد کرد. اما گاهي آن فرد خود را به خواب زده و هر چقدر هم تلاش شود که بتوان موضوعي را به وي فهماند، تلاش بي نتيجه است و او همچنان به نفع رقيب ما، رويکردي جانبدارانه دارد.

-اگر تلاش ها براي تغيير رفتار ناظران و مجريان مانند انتخابات قبل بي نتيجه باشد و با توجه به اينکه معتقديد همچنان امکان سياست ورزي وجود دارد، ممکن است راهکار دوم يعني کناره گيري مقطعي را برگزينيد؟

در اين زمينه بايد بحث شود که اين اتفاقات ناياب و غلط، از کدام سنخ از آسيب هاست. من حس مي کنم اصلاح طلبان در موقعيتي هستند که به دليل برخي رفتارهاي راديکال عده يي در دوران اصلاحات کانون هاي مرجع که بايد متولي قانون باشند، تکاليف قانوني خود در قبال ما به عنوان رقيب جناح مورد حمايت آنها را انجام نمي دهند. در واقع هنگام کاوش در عمق ذهن اين نهادها و افراد يک پيام دريافت مي شود که به اين نهادها اين گونه القا شده که اصلاح طلبان به عنوان يک جناح اصلي نظام که بناي سياست ورزي دارند، ظاهر اعتقاد به نظام را به خود گرفته و در واقع نوعي رويکرد براندازانه دارند. برخي جهت گيري ها و مقالاتي که در برخي رسانه ها و نشريات آنها مشاهده مي شود دلالت بر اين نوع افکار دارد. به بيان ديگر آنها مي خواهند اين پيام را به ما بدهند که با تمام قوا- به هر صورت ممکن- قصد دارند در برابر اصلاح طلبان بايستند. يعني اگر نياز به تفسير خلاف واقع از قانون هم باشد از آن ابايي نخواهند داشت. در اين سو هم اصلاح طلبان دريافته اند متاسفانه اين آسيب در حال شدت گرفتن است و بنابراين ثبت نام کانديداهاي آنان براي حضور در انتخابات بي نتيجه بوده و نمي توانند در موقعيتي قرار بگيرند که به نهادهاي مرجع اعتماد کنند. اين بدين معناست که اطميناني براي ما وجود ندارد که از امکانات و اختيارات سياسي هم ارز و هم طراز با رقباي سياسي خود برخوردار باشيم و براي حضور در عرصه قدرت وارد ميدان رقابت سياسي شويم.

-راه حل پايان دادن به اين شرايط از نظر شما چيست؟

در اينجا ما به يک تعمق و توقف نياز داريم. توقف به اين معنا که در مقابل آن دسته از نهادهاي مرجع که به طور ناخواسته اصلاح طلبان را ناگزير به تغيير موقعيت کرده تا توانايي هاي خود را از جايگاه «همگرايي» با نظام به حوزه اپوزيسيون منتقل کنند چه بايد کرد؟ اينکه آنها تحت تاثير چه مسائلي به چنين ذهنيتي رسيده اند و آيا اصلاح طلبان مي توانند اين مساله را از اذهان آنها بزدايند يا رقيق کنند؟ به نظر مي رسد اين توقف چنين پيامي را منتقل کند.من احساس مي کنم مي توان اين مساله را مديريت کرده و اين تغيير ذهنيت را در اين نهادها ايجاد کرد.اين دو تفکر دو پايگاه دارند. نيروهاي رفرميست که روي پيشاني آنها به غلط، برچسب برانداز زده شده داراي چه وجوهي از قدرت هستند؟ وجه قدرت ما در درون مردم است و در واقع اصلاح طلبان بيشتر و بهتر مي توانند نظرات مردم را نمايندگي کرده و آن را به رخ بکشند. اين توانايي غيرقابل انکار اصلاح طلبان است. در نقطه مقابل اما بايد بررسي شود که مولفه هاي قدرت رقيب در کجاست؟ نقطه قوت آنها در درون نظام وجود دارد که واجد «قدرت برهنه» است. در حالي که اصلاح طلبان داراي «قدرت نرم» هستند. حال سوالي که مطرح است اين است که آيا اصلاح طلبان مي توانند با هوشمندي و ذکاوتي که دارند در نبرد ميان قدرت نرم و برهنه و قدرت خشن و ساقط کننده به جناح مقابل تفهيم کنند که بايد فضا براي رقابت منطقي فراهم شود يا خير؟ من فکر مي کنم اين ظرفيت در ميان اصلاح طلبان وجود دارد.

-با چه استدلالي چنين ديدگاهي را مطرح مي کنيد؟

به خاطر دارم پس از دوران جنگ با مديريت دولت سازندگي در هشت سال فعاليت خود بر کشور بسترهاي رفاه ملي براي مردم فراهم شده و مردم به يک آسايش نسبي دست پيدا کردند. حقيقتاً اثبات شد که نظام جمهوري اسلامي ظرفيت اداره بهينه امور کشور را داراست، اين ظرفيت ها به گونه يي به کار گرفته شد که مردم را در يک حوزه مشترک با مديريت ديني به صحنه آورد. اين ادبياتي بود که آقاي هاشمي رفسنجاني از ديدگاه خود در تريبون هايي مانند نماز جمعه به جامعه عرضه مي کرد و در آن عمل سياسي، اجتماعي و فرهنگي را آموزش مي داد. در انتخاباتي که جناب آقاي خاتمي پذيراي مسووليت رياست جمهوري شده و يک اتفاق بزرگ را نمايندگي کردند، مردم عدم اقبال خود را نسبت به رقيبي که به پشتيباني هاي نهادهاي مرجع متکي بود، نشان دادند و جناح اصلاح طلب هم پيام بزرگي را به جناح مقابل و نهادهايي که حقوق اصلاح طلبان را تضييع مي کردند، فرستاد. به نظر مي رسيد اصلاح طلبان به محوريت آقاي خاتمي اين توانايي را خواهند داشت که به عنوان نماينده جامعه بيست و چند ميليوني هواداران اصلاحات ضمن مديريت امور اجرايي کشور و دولت فراتر از آن به عنوان رهبران جنبش اصلاحي ايران به مذاکرات طولاني جهت رفع اختلافات تاريخي با نهادهاي مرجع اقدام کنند.

-خود را در پيشبرد اين دو پروژه موفق مي دانيد؟

در مورد ماموريت اول بله اما در خصوص استفاده از ظرفيت بي بديلي که پس از دوم خرداد ايجاد شد جهت گفت وگو با نهادهاي حاکميت خير، در اين زمينه ما دچار نوعي عقب ماندگي هستيم و عملاً اين اتفاق رخ نداده. من خدمت جناب آقاي خاتمي هم عرض کردم که پس از دوم خرداد ايشان دو ماموريت را بر دوش داشتند؛ ابتدا رياست دولت و ديگري پرچمداري جنبش اصلاحات. از نظر من پرچمداري اصلاحات امري بسيار سخت تر و پيچيده تر از رياست بر دولت بود اما آقاي خاتمي تمام ظرفيت هاي خود را منحصر به اداره دولت کرد و به تبع آن فرصت هايي که مي توانست براي کاهش تنش ميان ما و رقباي سياسي و نهادهاي مرجع مورد استفاده قرار گيرد، از ميان رفت. به ايشان گفتم که ظرفيت هاي لازم جهت ايجاد مفاهمه با طرف مقابل در وجود آقاي خاتمي احساس نشده و اين بار بر زمين ماند. اين بار ناخواسته توسط چه کساني حمل شد؟ امثال عباس عبدي، محمد عطريانفر و عماد باقي که اين چهره ها از نظر رقيب و نهادهاي مرجع به رسميت شناخته نمي شدند.

-چه کساني چنين اجازه يي به جناح مقابل يا نهادهاي مرجع داده اند که چنين تصوراتي درباره رقيب داشته باشند؟ بحثي که اکنون مطرح است اين است که افراد و احزابي که اصولگرايان تندرو يا نهادهاي مرجع مانع حضور آنها در انتخابات و حاکميت هستند جزء بنيانگذاران نظام، حلقه ياران امام و نيروهاي فعال قبل و بعد از انقلاب هستند. حتي گفته مي شود استدلال محافظت از نظام حربه يي در دست نهادهاي مرجع جهت حذف رقباي سياسي آنهاست.

ما اصلاً قصد نداريم وفاداري اصلاح طلبان به نظام را به طرف مقابل اثبات کنيم چون موضوعي کاملاً روشن است و مراجعه به سوابق تک تک اصلاح طلبان اين امر را اثبات مي کند. ما در صحنه نبردي سياسي قرار داريم و زبان گويايي که مي توانست توفيق مذاکرات با طرف مقابل را تضمين کند حول موجوديت آقاي خاتمي امکان شکل گيري داشت. اين به اين معنا نيست ديگراني که در پيروزي و موفقيت جنبش اصلاحات به ايفاي نقش پرداخته و نه به عنوان پياده نظام که در جايگاه «ژنرال» در اين صحنه حضور داشته و دارند حق سخنگويي ندارند، بحث ما اين نيست. واقعيت اين است که در چنين نبردي با چه امکاناتي مي توانيم بيشترين منافع را به سود اصلاح طلبان کسب کنيم؟ منافعي که نخستين آن کاهش تنش و ايجاد باور مثبت در نهادهاي مرجع است؟ من تصور مي کنم اداره چنين شرايطي تنها برازنده آقاي خاتمي بود. البته آقاي هاشمي هم در طول سه دهه گذشته در فراز و فرودها چنين نقشي را ايفا کرده و هنوز هم تاثيرگذار است. در سال 81 يکي از دوستان صاحب نظر معتقد بود که اکنون 5 سال است که آقاي هاشمي در قدرت حضور ندارد و آقاي خاتمي 5 سال است که در قدرت حاضر است و سه سال ديگر هم حضور وي تداوم خواهد داشت و اتکاي تاريخي به مردم پيدا کرده است. چه شده که آقاي هاشمي همچنان حس پدرسالاري، حس قدرت و حس سخنگويي نظام را دارد اما آقاي خاتمي خود را تسليم شده قلمداد کرده و عنوان تدارکاتچي را به خود مي دهد؟ چرا مي گويد تنها 20 درصد قدرت در اختيار من است؟

مگر در زمان آقاي هاشمي شرايط غير از اين بود؟ اگر در آن دوره تکيه گاه آقاي خاتمي، پشتوانه عظيم مردمي بود، آقاي هاشمي که در اين زمينه حاميان کمتري داشت. حتي در مناسبات لايه هاي فوقاني قدرت مگر گفته نمي شد هاشمي رفسنجاني را باور ندارند چرا که ظاهر وي چنين است اما درنهايت آنچه را بخواهد انجام مي دهد؟ پس چطور ما هنوز حس زنده بودن آقاي هاشمي را داريم اما اصلاح طلبان با اينکه سه سال از دوران قدرت شان باقي مانده احساس مي کنند که حذف شده اند ؟ بيان اين سخنان آن هم در سال 81 نشان دهنده نگراني اصلاح طلبان از شرايط بود. اين نگرش ناشي از اين بود که اصلاح طلبان جايگاه سخنگويي نظام- به عنوان چهره هاي مردمي و انقلابي- را براي خود قائل نبودند. ما اين فرصت را از دست داديم اما همچنان اين فرصت مي تواند ايجاد شود.

-اما عده يي قائل به آن هستند که برخي محافل و نهادها با راهکارهاي متعددي که در طول سال هاي گذشته فرا گرفته اند، اجازه نمي دهند کابوس بازگشت دوباره اصلاح طلبان به قدرت براي آنها تعبير شود.

اين گونه نيست. ما از سال 1368 و پس از پايان جنگ هر چه به جلو رفتيم قشر روشنفکر، نخبگان سياسي و اجتماعي، کارشناسان و لايه هايي از مديران دولتي و در نماي کلي «عقل منفصل حاکميت» در کنار افزايش ظرفيت هاي علمي و مديريتي، روز به روز تمايل بيشتري به اصلاح طلبان پيدا کرده اند. اتفاقي که در سال 84 و در مرحله دوم انتخابات حول محور آقاي هاشمي رخ داد- به رغم همه گلايه ها و دلخوري ها- نشان از وجود يک ظرفيت ملي در کشور و در ميان مردم دارد.اصلاح طلبان بايد اين فرصت را فراهم کنند که چهره هاي شاخص ما که سخنگويان نيرومندي هم به شمار رفته و امکان گفت وگو با لايه هاي بالايي قدرت، جناح رقيب و نهادهاي مرجع را نيز دارند وارد شوراي رهبري اصلاح طلبان شوند. در غرب ملاحظه مي شود احزاب رقيبي که بر سر يک درصد آرا به يکديگر رحم نمي کنند تعطيلات آخر هفته خود را با هم مي گذرانند تا گفت وگو کنند. در ايران اما گويي دنيايي از فاصله ها ميان رقباي سياسي وجود دارد. اتفاقي که اکنون رخ داده و بسياري از احزاب اصلاح طلب و اصولگرا روي آسيب دولت نهم به کشور به اشتراک رسيده اند نيز نمونه يي ديگر از ظرفيت هاي ما است. امروز آقاي محمد خاتمي و علي اکبر ناطق نوري که در انتخابات دوم خرداد 76، رقباي سرسخت يکديگر بودند داراي دردها و دغدغه هاي مشترک شده و ممکن است نشست هاي مشترک هم داشته باشند که خروجي آن عملکرد «همگرايانه» خواهد بود. بنابراين اصلاح طلبان ابتدا بايد ذهنيت نهادهاي مرجعي را تصحيح کنند که باور دارند ما حس دلبستگي لازم را به انقلاب نداريم از اين رو به حذف ما اقدام کردند. دوم اينکه در عرصه رقابت از تمامي حقوق خودمان دفاع کنيم.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

مسیح مهاجری: حملات تند مطبوعاتی به آیت‌الله ‌هاشمی رفسنجانی در روزها و هفته‌های گذشته هرچند با سكوت كریمانه ایشان مواجه شد ولی این نگرانی را در جامعه مطبوعاتی و ناظران اهل فكر و فرهنگ پدید آورد كه در جامعه اسلامی و انقلابی ما متاسفانه اساسی ترین اصول و آرمانها و ارزشها در خطر تهاجم قرار دارند و این نشانه خوبی برای آینده این جامعه نیست.

با این حملات غیرمنصفانه و حرمت شكنانه حداقل این سه اصل مورد تهاجم قرار گرفته‌اند.

1 ـ حق انتقاد كه از لوازم رشد و پیشرفت جوامع آزاد است و در تعالیم دین مبین اسلام نیز انتقاد تضمین كننده ادامه حیات دانسته شده است.

2 ـ سوابق انقلابی و خدمات برجسته كسی كه از اركان نظام اسلامی است و همواره تمام عمر خود را صرف خدمت صادقانه و كم نظیر به انقلاب اسلامی شكل گیری نظام جمهوری اسلامی تداوم این نظام و استقلال ایران و آزادی مردم كرده است و هم اكنون از پایه‌های اساسی اعتبار بین المللی نظام جمهوری اسلامی محسوب می‌شود. بی حرمتی به چنین شخصی تقابل با صریح قرآن كریم است كه در چند مورد برای «سابقون» فضیلت و منزلت ویژه و قرب الی الله قائل شده است.

3 ـ جایگاه‌های رفیع ریاست مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام كه در نظام جمهوری اسلامی این دو جایگاه از احترام و اهمیت ویژه‌ای برخوردارند و كسی كه در این جایگاه‌ها قرار دارد بیش از دیگران از آنچه جریان دارد آگاه است و مسئولیت نظارت و هشداردهی بیشتری نیز برعهده دارد. شخصی كه اكنون در این دو جایگاه قرار دارد از نوادر علمای مجاهد روشن ضمیر تاریخ اسلام است كه سهم غیرقابل انكاری در شكل گیری انقلاب اسلامی ایران دارد مقطعی از تاریخ اسلام كه برای امت اسلامی سرنوشت ساز است و براساس نص صریحی كه از مولای متقیان حضرت علی علیه السلام دردست داریم بر علمائی كه دارای چنین ویژگیهائی باشند واجب است درباره خطرها هشدار بدهند و برای نگهبانی از اساس نظام اسلامی و مصالح جامعه و امت اسلامی دل بسوزانند.

هر چند آیت‌الله‌ هاشمی رفسنجانی به دلیل شخصیت ذاتی خود حتی اگر در جایگاه‌هائی از قبیل ریاست مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز حضور نداشته باشد همان حرمت را دارد و افراد گوهرشناس قدر ایشان را می‌دانند ولی افرادی كه گوهرشناس نیستند لااقل به دلیل این جایگاه‌ها باید این حق را برای ایشان قائل باشند كه آنچه را درك می‌كند بگوید و هشدارهای لازم را بدهد. كسانی كه ابعاد شخصیتی آیت الله‌هاشمی رفسنجانی را می‌شناسند با این نكته آشنائی كامل دارند كه ریاست ایشان بر مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام چیزی بر این شخصیت معتبر نمی‌افزاید بلكه این شخصیت است كه به این جایگاه‌ها اعتبار می‌دهد. با اینحال نهایت بی انصافی است كه یكی از مقامات در یك روزنامه دولتی بدون آنكه نام خود را پای مقاله اش بنویسد مدعی می‌شود انتقاد آقای ‌هاشمی رفسنجانی به دولت موجب لطمه وارد شدن به جایگاه ریاست مجلس خبرگان رهبری می‌گردد!

معنای این سخن عجیب اینست كه شرط ریاست بر مجلس خبرگان رهبری تسلیم بودن در برابر دولت و دم فرو بستن از عیب‌ها و نقص‌ها و نارواهاست! چنین تفسیری از مجلس خبرگان و ریاست آن فقط از كسانی بر می‌آید كه با تمام توان تلاش كردند آقای ‌هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان نشود. آنها میخواهند تكلیف همه چیز و همه جا را خودشان تعیین كنند و هیچكس در برابر اراده آنها كوچكترین تحركی نشان ندهد و كمترین سخنی نگوید. جامعه اسلامی مورد نظر این حضرات چنین جامعه ایست.

آن روز كه حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در پی ترور آیت‌الله‌ هاشمی رفسنجانی توسط عناصر منحرف گروه فرقان در پیام مهم خود فرمودند: بدخواهان بدانند ‌هاشمی زنده است تا نهضت زنده است، آقای‌ هاشمی رفسنجانی نه رئیس مجلس شده بود نه رئیس جمهور نه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و نه رئیس مجلس خبرگان رهبری . این یعنی‌ هاشمی رفسنجانی دارای شخصیت ذاتی است و این عناوین به او نیاز دارند و محروم ساختن جامعه از نقدهای او ظلم بزرگی به مردم و كشور و نظام اسلامی است .

با اینهمه نه مدعی بی عیب و نقص بودن آقای ‌هاشمی رفسنجانی هستیم و نه مدعی سرتا پا عیب و نقص بودن دولت كنونی. همه انسان‌ها مجموعه‌ای از ضعف‌ها و قوت‌ها هستند و هر كس را باید با این نگاه جامع دید و درباره او قضاوت كرد. بر همین اساس حق انتقاد از آقای ‌هاشمی رفسنجانی برای همه از جمله همكاران محترم مطبوعاتی محفوظ است و هیچكس نمی‌تواند این حق را از اصحاب رسانه سلب كند كما اینكه حق انتقاد از این دولت و هر دولت دیگری برای همه اصحاب رسانه محفوظ است. مطلق كردن دولت و سركوب كردن انتقاد كنندگان نه تنها اقدامی قانونی و شرعی نیست بلكه ظلم بزرگی به خود دولت است .

كسانی كه معتقدند انتقادهای آقای ‌هاشمی رفسنجانی به دولت وارد نیست به جای پرخاش كردن و بی حرمتی به ایشان این نظر خود را با تكیه بر منطق به اثبات برسانند. مثلا استدلال كنند كه عملكرد دولت از برنامه چشم انداز عقب نیست، دولت به اصل 44 عمل كرده و اقتصاد را دولتی تر نكرده است، قیمت مرغ از كیلوئی 1400 تومان به 3000 تومان (بیش از دو برابر) نرسیده، قیمت گوشت از كیلوئی 5000 تومان به 10000 تومان (دو برابر) نرسیده، برنج 1000 تومانی 4000 تومان (چهار برابر) نشده، قیمت مسكن در تهران تا 8 برابر بالا نرفته، پودر شوینده از 350 تومان به 900 تومان نرسیده، خاموشی نداریم، صف‌های طولانی بنزین و گاز نداریم و...

متاسفانه آن دسته از همكاران محترم مطبوعاتی كه به آقای‌ هاشمی رفسنجانی پرخاش كرده اند اصولا به این واقعیت‌ها هیچ اشاره‌ای ننموده و فقط این خط را دنبال كرده اند كه ایشان حق ندارند به این دولت انتقاد كنند. این سخن امروز خریدار ندارد و اصولا نظام جمهوری اسلامی چنین پرخاشگری‌هائی را برنمی‌تابد. مردم خون نداده اند كه ما هر دولتی را كه خودمان می‌پسندیم اسلامی بدانیم و هر دولتی را كه نمی پسندیم غیر اسلامی بنامیم و هرچه میخواهیم بارش كنیم.

تاسف بالاتر اینكه بعضی از همكاران محترم مطبوعاتی حتی فرمایشات رهبر معظم انقلاب را نیز تفسیر به رای می‌كنند و بر همان مبنای نادرست طبق دلخواه خود نتیجه می‌گیرند. آیا بهتر نیست سرمایه عظیم ولایت فقیه را كه باید گره‌های ناگشودنی را بگشاید و معضلات بزرگ را حل كند خرج خواسته‌های كوچك سیاسی خود نكنیم.

شان قلم قلمی كه خدای متعال در قرآن كریم به آن و به آنچه با آن می‌نویسند سوگند یاد می‌كند بالاتر از آنست كه در خدمت هواهای نفسانی قرار گیرد و ابزاری برای حرمت شكنی كسانی باشد كه با مجاهدت‌های خود برای جامعه مطبوعاتی ما این مجال را فراهم كرده اند كه قلم دردست بگیرند و آزادانه بنویسند.

مجاهدات امثال آقای‌ هاشمی رفسنجانی و زندان‌ها و شكنجه‌هائی كه ایشان تحمل كرده اند ما را از حاكمیت طاغوت نجات داده و نعمت نظام اسلامی را به ما ارزانی كرده و این قلم را از دست عمله طاغوت گرفته و به دست ما داده است. این كفران نعمت الهی است كه این قلم را علیه كسانی بكار بگیریم كه آنرا با تحمل آنهمه مشقت آزاد كرده و به دست ما داده اند.

اینجانب خوب میدانم كه دفاع از آیت الله‌ هاشمی رفسنجانی در شرایط كنونی از نظر كسانی كه بسیاری از مجاری امور در دست آنهاست گناهی نابخشودنی محسوب می‌شود و عوارض منفی و ناگواری دارد اما از آنجا كه طبق سیره حضرت امام سجاد علیه السلام كه فرمودند: «اللهم انی اعوذبك من مظلوم ظلم فی حضرتی فلم انصره» حمایت از مظلوم را فریضه شرعی خود و ادای دین به قلم میدانم اعتقاد راسخ دارم سكوت در برابر جفاهائی كه به آیت‌الله‌ هاشمی رفسنجانی این ركن ركین نظام اسلامی صورت می‌گیرد برخلاف رسالت قلم است وبه همین دلیل دفاع از این مظلوم عصر حاضر را واجب شرعی و همه عوارض آنرا نیز گوارا میدانم و همه اهل قلم را به توجه دقیق و عمیق به رسالت قلم كه امانت الهی است دعوت می‌كنم .

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

تصویر اختصاصی خرداد ۸۸

                                                                                                   

 

 

 

این آقا پسر دبیرستانی از مقلدان امام حضرت روح الله بود که اندک زمانی بعد دوران دانشجویی اش را در در تبریز شهر  یادها و خاطراتش می گذراند. او در اوان جوانی اعتماد استاندار فقید آذربایجان غربی را جلب نموده و والی شهرهایی چون تکاب و مهاباد می گردد. پس از حماسه ماندگار دوم خرداد به دعوت یحیی محمدزاده به فرمانداری شهر تبریز برگزیده می شود و نامش در غائله درگیری های دانشجویی شهر تبریز به عنوان مسئول امنیت شهر در تاریخ ثپت می گردد. غائله ای که تنها شهیدش جوان طلبه بسیجی بنام محمد جواد فرهنگی بود. جمشید انصاری که به ارومیه آمد از همان آغاز این مرد پخته عرصه سیاست را به معاونت سیاسی خود منصوب نمود. عباس خورشیدی یا همان حاج عباس معروف، دیروز به اتفاق آراء به عنوان رئیس بنیاد باران استان انتخاب گردید.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 

pctfx3.1

Desert Fix Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي زيباي وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Web Hosting

میزبانی میزبان هاست دامین هاستینگ دامنه دومین