تبليغاتX
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی خرداد خرداد88
 
 
 
   
 
 

گزارش زنده و لحظه به لحظه "خرداد ۸۸" ساعت ۱۹:۰۲

جان کلام سخنان عبدالعلی زاده در بخش های پایانی سخنانش بود..

آنجا که از وضعیت نامطلوب و بی سامان اقتصادی کشور گفت..

از وضعیت نامناسب معیشتی مردم..

از رای مردمی که بهای رای شان را عده ای به بهای سیب زمینی

 خریدارند..

 از تعطیلی کارخانجات اقتصادی و بنگاه های تجاری..

از سیاست خارجی که برایمان عزتی به همراه نداشت..

و از  مردمی که برای تغییر وضع موجود باید سراغ صندوق های رای

 روند..

سخنان عبدالعلی زاده با تشویق ممتد و بی نهایت حاضرین همراه بود..

امروز مردم ارومیه حضوری عاشقانه داشتند حضوری از جنس درد و

و از جنس امید..

آنها آمده بودند تا از فرزند قهرمان و دلیر خطه آذربایجان یعنی

"میرحسین موسوی" حمایتی جانانه نمایند..

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

گزارش زنده و لحظه به لحظه "خرداد ۸۸" ساعت ۱۸:۰۳

آغاز سخنرانی مهندس عبدالعلی زاده..

نماینده اسبق مردم ارومیه از ناجوانمردی ها و تخریب های انتخاباتی

 می گوید و دعوت به اخلاق و مدارا می کند..

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
  گزارش زنده و لحظه به لحظه "خرداد ۸۸" ساعت۱۷:۴۲

آغاز سخنرانی عباس خورشیدی..

خورشیدی از بزرگ منشی خاتمی و از شخصیت والای میرحسین

سخن می گوید ..

سخنان خورشیدی با تشویق حضار به صورت مداوم قطع می شود..

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

گزارش زنده و لحظه به لحظه "خرداد ۸۸" ساعت ۱۷:۲۶

عشق به میرحسین را پایانی هست ؟؟

مگر عشق به امام را پایانی بود ؟؟

ورود مهندس عبدالعلی زاده به محل ستاد مهندس موسوی

پخش سرود جمهوری اسلامی ایران و قرائت آیاتی از قرآن مجید

استقبالی که همچنان ادامه دارد..

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
  گزارش زنده و لحظه به لحظه "خرداد ۸۸" ساعت ۱۶:۲۰

محل سخنرانی مهندس عبدالعلی زاده تکمیل است.

استقبال بی نظیر مردم ارومیه از افتتاح ستاد مردمی مهندس موسوی

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

امروز حسام شیرازی جوانی که عاشقانه شب و روزش را در خدمت پیروزی میرحسین موسوی قرار داده از سخنرانی مهندس علی عبدالعلی زاده در روز دوشنبه در ستاد انتخاباتی مهندس موسوی خبر داده است.

سخنرانی عبدالعلی زاده از هر جهت مهم و تاثیرگذار است. عبدالعلی زاده نمادی از جریانی در ارومیه است که ریشه های آن به اولین جناح بندی های دهه ی اول ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران یعنی "جناح چپ اسلامی" بر می گردد.

سید محمد خاتمی پس از پیروزی در دوم خرداد ۷۶ و به هنگام معرفی دولت به پارلمان برای گرفتن رای اعتماد و در دفاع از حملات صورت گرفته برخی از نمایندگان به وزیر پیشنهادی مسکن گفت که اگر مهدی باکری زنده بود و عبدالعلی زاده به جای او شهید شده بود با باکری چنان می کردند که امروز با عبدالعلی زاده می کنند..

اکنون که فصل و آهنگ روزگار به نوای میرحسین موسوی کوک شده، این جریان قدیمی و ریشه دار تاریخی به همت عباس خورشیدی و جمعی از دوستانش در ارومیه در حال احیا شدن است و آمدن علی عبدالعلی زاده به ارومیه می تواند خاطراتی شیرین از گذشته را دوباره در ذهن تاریخی مردم زنده کند..

مردم ارومیه و استان آذربایجان غربی از عبدالعلی زاده خواهند خواست در صورت پیروزی میرحسین موسوی وقت و انرژی بیشتری از او در جهت توسعه استان صرف گردد، مدیری که در تبریز  و نیز در وسعت ملی  و میهنی عامل تحولات شگرف و بنیادی بوده و کارهای ماندگاری را از خود به یادگار گذاشته می تواند در سرزمین مادری خود نیز منشاء اثر باشد به شرطی که از حمایت و پشتوانه مردم فهیم و با فرهنگی چون ارومیه برخوردار باشد. قالب و نوع این حمایت را می توان در دوشنبه این هفته به سنجش گذاشت.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

استقبال اهوازی ها از مهندس بی نظیر بود و باور نکردنی. تصاویری که خبرگزاری های مختلف از جریان این سفر ارائه داده اند بی شک همه را مبهوت و حیرت زده کرده..

و مگر خوزستان سرزمین جنگ مظلومانه و تحمیلی نبود و مگر خوزستان مهد لاله های سرخ میهن نبود پس بایستی این چنین میشد چرا که "مهندس سید الموسوی" نماد و نشان و یادگاری به جا مانده آن دوران است، پس شوری این چنین می بایست از نخست وزیر جنگ می شد ..

مهندس موسوی دیر یا زود و در سی چهل روز آینده به استان ما و شهر ما نیز سفر خواهد کرد. دوستی به ظرافت می گفت استان های آذری نشین نقش ستادهای مادر را در کشور بازی خواهند کرد چرا که به قول سایت خبری هم آوا نیوز موسوی اگر انتخاب شود رییس جمهوری از آذربایجان برای ایران خواهد بود..

برای این سفر بایستی از همین حالا برنامه ریزی نمود. ارومیه شهر باکری هاست ارومیه دیار مهربانی هاست. نکند در استقبال از فرزند محبوب امام، ما از قافله ی اهوازی ها عقب بمانیم !

دوستان عزیز ستادی! نقش شما بیش از همه ملموس و شایان است. سفر میرحسین به ارومیه بایستی در دفتر خاطرات این مردم و در ذهن تاریخ ثپت شود..

آخر برای استقبال او، باکری ها خواهند آمد..

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

میثم قهوه چیان: اکنون پس از نزدیک به چهار سال از ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد،  می تواند موقعیت مناسبی برای تجدید نظر در تحریم انتخابات باشد.

تحلیل تحریم انتخابات و تن زدن از فعل در عرصه ی سیاسی رسمی، باید از خود در قبال روی کار آمدن دولتی غیر اصلاح طلب دفاع کند. ناکارآمدی دولت برای قائلین به تحریم مسئولیت آورنده است چرا که آنها با عدم شرکت یا تحریم موجبات بالا آمدن دولتی نا کارآمد (یا ناکارآمدتر) را فراهم ساخته اند که آسیب هایی جدی وارد آورده است. نگاه به دانشگاه این مطلب را با قاطعیت تایید می کند.

اما در صورتی این مسئولیت ساقط می شود که انتخابات قطعا تقلبی یا گزینه ای کارآمدتر وجود نداشته باشد. نمی توان به جرات و قطعیت به تقلبی نبودن انتخابات و استفاده از ابزار های ناکارآمدسازی رقیب در انتخابات استفاده نمود. از جمله رد صلاحیت گسترده در انتخابات مجلس هشتم. اما به طور عینی در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری دوران اصلاحات ملاحظه شد که با آمدن مردم و حمایت حامیان سیاسی از جمله دانشجویان سیاسی اصلاح طلب (اعم از اصلاح طلبان حزبی که در دانشگاه تاثیر چندانی نداشتند.) رای آوردن و روی کار بودن و کارآمدی نسبی اش موجبات تقویت جامعه مدنی و بالیدن همین دانشجویان سیاسی به صورت نسبی نسبت به دورن های قبلی و بعدی در جمهوری اسلامی شد.

  دفع خطر یکی از کارکرد های عقل است . یک انتخاب نادرست می تواند برای آینده انسان می تواند خطر ساز باشد که خطر ساز شد و تنی چند از دانشجویان سیاسی هوادارتحریم نتوانستند در ایران دوران تحریم بمانند و درست یا نا درست جلای وطن نمودند. البته بلایی بر سر آنها نیامده بود که انتظار داشته باشیم بمانند. به هر حال شرکت در انتخابات به سود یک کاندیدای اصلاح طلب می تواند برآورنده دفع خطر روی کار آمدن یک دولتی اصلاح طلب و در راستای منافع عینی دانشجویان سیاسی یا فارغ التحصیلان سیاسی مانده باشد. از یان رو در جهت ترغیب برای شرکت این نوشته تمام سیاسیون قائل به تحریم و یا عدم شرکت می گردد.

با دفع خطر دولت بد کارکرد تر جامعه از آسیب بی برنامگی و سیاست های عوام فریبانه ای چون پخش فله ای سیب زمینی و غیره در امان خواهد ماند.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

خرداد ۸۸ چند روز قبل خبر داده بود که نتایج تصمیم گیری مجمع روحانیون مبارز و حزب کارگزاران سازندگی در خصوص انتخابات منشا خیر و برکت خواهد بود. دیدید و دیدیم برکات آن را..

در خصوص تصمیم حزب کارگزارن سازندگی گفتگویی با یکی از اعضای شورای مرکزی حزب داشتم. او به صراحت از مدیریت هوشمندانه و با کفایت حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی در جریان این تصمیم گیری مهم حزب خبر داد..

امروز روز ایده آلی برای جبهه اصلاحات بود روزی به یادماندنی..

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

نقد مهندس موسوی بر یادداشت طنزنویسی و نیز دفاع از حق انتقاد خانم فاطمه رجبی، از زمره همان میناگری‌هایی است که در زمانه عسرت و غلظت سنگین سیاست، کمتر دست می‌دهد.

مدتی پیش سید محمد بهشتی که خودش از جنس هوای تازه است، در مصاحبه با «کلمه» گفته بود: «کشور به هوای تازه‌ای نیاز دارد، با شناختی که از سوابق میرحسین موسوی داریم، حضور او در این دوره از انتخابات فرصت مغتنمی است، این امیدواری را ایجاد می‌کند که از یک فضای زمستانی به فضایی بهاری منتقل شویم» توضیح مهندس موسوی، نسیم خنک معطری از جنس همان هوای تازه بود. برای آنانی که شخصیت و منش مهندس موسوی را می‌شناسند، واکنش ایشان کاملا طبیعی و صمیمانه به نظر می‌رسد. بگذارید به یکی دیگر از میناگری‌های ایشان اشاره کنم . . .

رفته بودم باختران! آن روزها هنوز نام استان، «استان باختران» بود و نام کرمانشاه از رسمیت افتاده بود. تا به همت آقای ططری، آن نام و نشان تاریخی دوباره بازگشت. شهر و پالایشگاه بمباران شده بود. می‌توانید تصور کنید وقتی یک پالایشگاه بمباران می‌شود، چه اتفاقی می‌افتد. انگار از هر گوشه‌ای مصیبت می‌جوشید. از سویی هم چهره‌ها محکم و برق دیدگان برنده و کلمات پرطنین بود. «دوباره می‌سازیم»، دوباره می‌سازیم شعار دولت در دوران جنگ بود. امروز شیشه ساختمان‌ها بر اثر بمباران‌ها بر زمین می‌ریخت و صبح فردا دوباره و چندباره شیشه‌های براق نو نصب می‌شد. نشانی از مقاومت و نشاط زندگی در اوج ویرانی، ایستادگی و سربلندی روح بر فراز پیکری خرد و زخمی ...

شبی در مهمانسرای استانداری بودم. آقای نکویی استاندار بود. کم و بیش از سرما می‌لرزیدیم. آقای نکویی را از دوران دانشجویی در اصفهان می‌شناختم. از دانشگاه تا خیابان مسجد سید، از چهار باغ بالا و پایین پیاده می‌آمدم. در مسیر مدتی هم در کتابفروشی قائم گشتی می‌زدم. روزی برای اولین بار کلیات فارسی اشعار اقبال لاهوری را در کتابفروشی ایشان دیدم.

کتاب را خریدم، لحظه‌ای نگاهم با نگاه آقای نکویی گره خورد. گرم و مهربان بود... و سلام علیکی و آشنایی ... سال‌ها گذشته بود اکنون هر دو ما در مهمانسرای استانداری در شبی زمستانی گفت‌وگو می‌کردیم. آقای نکویی گفت: یک مطلبی را برایت بگویم که تا آخر عمرم از یادم نمی‌رود. ساعت از یازده شب گذشته بود. تلفن دفترم زنگ زد. گفتند آقای نخست وزیر می‌خواهند با شما صحبت کنند، مهندس موسوی بود. دوستانه پرسید: «آقای نکویی خبر داری در این سرمای بی‌سابقه اسلام آباد غرب (سرما منهای 30 درجه رسیده بود) برای حسن دیوانه چه فکری کردند؟»

گفتم: «حسن دیوانه؟»

«بله، روزنامه‌ها نوشته بودند حسن دیوانه توی یک خرابه زندگی می‌کند، شما از فرماندار بپرسید، برای او چه فکری کرده‌اند؟» خداحافظی کردیم. تا فرماندار را پیدا کردم، آن هم در آن نیمه شب زمستانی، نزدیک یک ساعتی طول کشید فرماندار گفت: «اتفاقا من هم نگران او بودم. کمیته امداد برایش جایی را در نظر گرفت. فعلا مشکلی ندارد». آقای نکویی گفت: «خیالم راحت شد دیدم ساعت نزدیک به یک بعد از نصف شب است. با خودم گفتم فردا صبح به آقای نخست وزیر اطلاع می‌دهم. آماده شدم بخوابم که دوباره صدای زنگ تلفن کشیک دفترم: «آقای استاندار! آقای نخست وزیر می‌خواهند با شما صحبت کنند».

مهندس موسوی با همان لحن آرام پرسید: «آقای نکویی برای حسن دیوانه فکری کردید؟» برای ایشان توضیح دادم. اما دیگر خواب به چشمم نمی‌آمد... من هم آن شب که آقای نکویی این ماجرا را تعریف کرد، بی‌خواب شده بودم. همان شب هم در ذهنم گذشت: اینها میناگری‌های یک روح بزرگ است ... همان بهشت گمشده همه ما، همان هوای تازه ...

باد صبحی به هوایت زگلستان برخاست/ که تو خوشتر زگل و تازه‌تر از نسرینی."

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

۱- هر روز که می گذرد بر شفافیت فضای انتخاباتی خرداد ۸۸ افزوده می شود. روی دیگر شفافیت ، کدر بودن است که متاسفانه بیشتر اوقات بر سپهر سیاسی جامعه ی ایرانی مستولی می گردد. علت هم روشن است: احزاب به معنای واقعی ریشه ندارند و تصمیمات بنیادی در محافل بزرگان اتخاذ می شود و بطن جامعه در تصمیم گیری ها دخیل نیستند..

اما چرا گفتم که فضا به سوی شفافیت در سیر است دلیلش روشن است. در جبهه اصلاح طلبان مواضع خاتمی کاملا روشن گشته و از دیگر سو سازمان مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت بیانیه حمایتی شان را از مهندس موسوی شجاعانه و جسورانه منتشر کرده اند.

کسانی که صادقانه از محمد خاتمی حمایت می کردند اکنون اما و اگری پیش روی ندارند، سید نقشه راه را نه با کنایه که به صراحت برایشان روشن ساخته است، پس اگر رنگ و بویی از صداقت داشته باشیم سخنان و بیانیه های خاتمی روشن می سازد که در خانه کس است یک حرف بس است !

۲- مجمع روحانیون مبارز و حزب کارگزارن سازندگی نیز در آستانه تصمیم گیری هستند. تصمیم این دو گروه تاثیرگذار سیاسی هر چه که باشد قطعا به نفع جریان اصلاح طلب تمام خواهد شد. شک نکنید رهبران این دو جریان باهوش تر از آن هستند که در جریان سازی قافیه را به بر رقیب ببازند. تصمیمات این دو گروه اصلاح طلب قطعا همراه با خیر و برکت خواهد بود.

۳- نکته آخر سخنی با دوستان ستاد مهندس موسوی در استان می باشد. بنده با واسطه و از طریق دوستان مشترک خدمت بزرگان این ستاد پیغام فرستاده ام که راز موفقیت شما در وسعت چتری است که برافراشته خواهید نمود. خوشبختانه این هوشمندی و درایت در تصمیمات اولیه این دوستان مشاهده می گردد اما به عنوان ناظری دلسوز که از بیرون بر سیاستگذاری ها و فعالیت های این ستاد نظاره می کنم وسعت این چتر را گسترده ولی تا این لحظه ناکافی می دانم..

بسیاری از نمایندگان فعلی و سابق استان در مجلس ( حتی از جریان اصول گرایی)، عده زیادی از مدیران و کارکنان دولت های مهندس موسوی، هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی، بسیاری از هنرمندان، ورزشکاران، تجار و کسبه بازار، مدیران و کارگران کارخانجات در بخش های تولیدی بازرگانی خدماتی و صنعتی، بسیاری از فرهنگیان و دانشگاهیان و سایر اقشار مختلف مردم بالقوه آماده اند تا به یاری این ستاد و پیروزی مهندس میرحسین موسوی کمک نمایند..

دوستان عزیز !

می توان با مهربانی، سعه صدر و رویی گشاده دست یاری آنها را به گرمی فشرد..

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

احمد مسجدجامعی:آقاي فلاح يکي از علمايي بود که تا پايان عمر به روال ساليان طولاني در روضه منزل ما حضور مي يافت. از زمان مرحوم پدرم در روضه هاي منزل ما سخنراني مي کرد. او انساني دانشمند بود و از محضر استادان و بزرگان حوزه در مشهد و تهران بهره ها گرفته بود. کم و گزيده سخن مي گفت و علم را اسباب نام و نان نساخت و تلاش نمي کرد خلق در ايشان اعتماد کنند که عالم است. از نکته هايي که از ايشان به خاطر دارم تعبيري است درباره حضرت علي (ع). مي گفت برخي انسان ها در دنيا بزرگ هستند و برخي بزرگ تر از دنيا. انسان هاي بزرگ تر از دنيا بسيار اندک اند و اميرالمومنين اسوه انسان هاي بزرگ تر از دنياست.

طنين اين تعبير هميشه در ذهن من است. ايشان مي گفت؛ حضرت علي(ع) پس از خليفه دوم مي توانستند به عنوان خليفه انتخاب شوند، اما به خاطر نپذيرفتن شرط ادامه راه دو خليفه قبلي عطاي حکومت را به لقايش بخشيدند. ايشان حاضر نشدند حرفي بزنند که در عمل به آن پايبند نيستند يا آنکه از سخن خود عدول کنند.

براي من هميشه اين معياري است که مردان بزرگ تر از دنيا چگونه تصميمات خطير و مهم مي گيرند. آقاي فلاح در اواخر اسفندماه سال گذشته از جهان درگذشت.

موسم انتخابات است و ذهنم به سمت چنين موضوعي است که از دفتر آقاي خاتمي تماس مي گيرند. برخلاف معمول مي گويند مي خواهيم با خودشان صحبت کنيم. از آن طرف خط مي گويند که براي جلسه فردا (19 اسفند) زنگ زده اند و از طرف آقاي خاتمي تاکيد مي کنند که حتماً حضور پيدا کنم و حتماً سر وقت برسم. حدس مي زنم علت اين تاکيد ها حضور نامنظمم در جلسه هاي قبلي باشد، اما حس مي کنم موضوع مهمي در ميان است، چون جلسات معمول با آقاي خاتمي روزهاي دوشنبه صبح برگزار مي شد و براي تاکيد بيشتر برايم در دفتر پيام مي گذاشتند.

وقتي رسيدم که نماز مغرب و عشا به امامت آقاي خاتمي تازه تمام شده بود. علاوه بر اطراف نمازخانه در ميان آن نيز صندلي چيده اند. معلوم است که تعداد مدعوين بيش از حد معمول اين نشست هاست. جايي باز مي کنند و کنار آقاي عارف مي نشينم که رياست ستاد بر عهده اش گذاشته شده بود. او از شخصيت هاي برجسته علمي و اجرايي کشور است و با بزرگ منشي مسووليت اين کار بزرگ را پذيرفته بود. آقاي عارف روزهاي سخت و پرکاري را پشت سر گذاشته و زحمت هاي زيادي براي سر و سامان دادن به ستاد کشيده بود. نشستم تعارف کردند که اداره جلسه را بر عهده بگيرم.

جلسه عجيبي بود. اين را مي شد از همان آغاز که هنوز حرف اصلي مطرح نشده بود، حدس زد. شلوغ تر از جلسه هاي معمول بود. هم تعداد افراد حاضر زياد تر از هميشه بود و هم متنوع تر از هميشه. برخي از وزراي دولت هاي پيشين، نمايندگان مجلس، سفرا، روحانيون و نويسندگان و اصحاب فرهنگ و هنر و مطبوعات، احزاب و تشکل هاي سياسي و اجتماعي حضور داشتند. بعضي از افراد حاضر را من نمي شناختم و اين براي اداره جلسه کار را سخت مي کرد، اما آقاي خاتمي همه افراد را مي شناختند.

جلسه با گزارشي از اولين سفر شهرستاني آقاي خاتمي آغاز شد که براي ستاد موفقيت بزرگي بود و همه را به پيروزي اميدوار و در ادامه راه مصمم تر کرده بود. سفر آقاي خاتمي به شيراز، ياسوج و بوشهر نشان داد محبوبيت ايشان نه تنها در شهرهاي بزرگي چون شيراز بالاست که حتي در مناطق روستايي و شهرهاي کوچکي مثل نورآباد ممسني نيز از محبوبيت بسيار زيادي برخوردار است، حال آنکه برخي گمان مي کردند آراي شهرهاي کوچک و روستاها به ديگري اختصاص دارد. اين سفر در اردوگاه رقيب هم بازتاب داشته است. سفر شيراز براي آنها هم نتيجه انتخابات را روشن کرده بود.

پس از اين گزارش اميدوارکننده، انتظار حاضران اين بود که در اين باره و همچنين درباره برنامه ها و سفرهاي آينده سخن گفته شود، اما آقاي خاتمي از قطعيت آمدن مهندس ميرحسين موسوي سخن گفت و از آن جمله معروف «يا من يا ميرحسين» از حاضران خواست نظر بدهند.

ياد جلسه اعلام نامزدي آقاي خاتمي افتادم. در آن جلسه اگرچه آقاي خاتمي اعلام نامزدي کرد، اما جمله يي گفت که جا را براي چنين تصميمي براي خود باز نگه داشت؛ اينکه چه کسي حضور بيابد طبعاً تدبيري در کار بود که شايد آن تدبير به نتيجه مطلوب نرسيد. بنده خدا تدبير مي کند، ولي خداوند سرنوشت ديگري تقدير مي کند، گرچه هنوز معتقدم کارکرد و تاثير آن تدبير به پايان نرسيده است.

اين اشارات از نگاه تيزبينان پنهان نبود و در پايان همان جلسه هم، در لابه لاي پرسش هاي خبرنگاران از اعضاي برجسته ستاد آقاي خاتمي، شنيده مي شد، اما از ديد اهل سياست پنهان ماند.

بحثي را که آقاي خاتمي مطرح کرد در ذهن عده يي از ما با اين اشارات گره خورد، اما بعد از سفر شيراز و تشکيل ستادهاي شهرستان ها و استقبالي که از ورود آقاي خاتمي به عرصه شده بود، تصميم گيري در اين زمينه تصميم گيري ساده يي نبود و عواقب بسياري داشت. هر تصميمي بايد با ملاحظه بيشتري گرفته مي شد. اين نشست در واقع بخشي از همين ملاحظه و براي دستيابي به راه هايي آسان تر براي گذر از وضعيتي پيچيده بود.

تقريباً همه مي خواستند حرف بزنند و اغلب دوستان هم بر ماندن آقاي خاتمي اصرار داشتند و دلايلي که در سخنان دوستان بود، دلايل مهمي بود و نمي شد به آساني از کنار آن گذشت، اما طرح مساله براي بسياري غيرمنتظره بود و طبيعي بود که اولين واکنش ها گاهي احساسي و حتي گاه عصبي باشد و در اين ميان نقدهايي هم بر نحوه ورود مهندس موسوي مطرح شد و پرسش هايي هم درباره سياست هاي ايشان مطرح شد.

نشست به درازا کشيد و از زمان مقرر و معمول بسي فراتر رفت، اما هنوز 14 نفر باقي مانده بودند.

عذرخواهي کردم و پيشنهاد دادم آقاي خاتمي جمع بندي کنند و دوستان باقيمانده ديدگاه خود را به صورت مکتوب به ايشان تحويل دهند.

نظرات را مي توان به چند گروه تقسيم کرد؛

-گروهي معتقد بودند آقاي خاتمي بايد بماند. بعضي از آنها با لحني صريح به آقاي خاتمي مي گفتند شما حق نداريد انصراف بدهيد. اين تصميم بايد در عرصه عمومي مطرح و درباره اش تصميم گيري شود. اين گروه را بيشتر جوانان و يکي دو نفر از سياستمداران باسابقه تشکيل مي دادند.

-کسان ديگري معتقد بودند اين حرف مربوط به قبل از حضور آقاي خاتمي در عرصه و صحنه انتخابات بوده است، نه پس از اعلام نامزدي و شروع به کار ستادهاي اجرايي، بنابراين زمان پرداختن به اين موضوع گذشته است.

-عده يي ديگري مي گفتند آقاي خاتمي در جامعه موقعيتي استثنايي دارد و بر موج انتخابات سوار است و تا ديگري بخواهد اين شرايط را به دست بياورد عملاً زمان گذشته است. اگر هدف پيروزي است، اين مقصود فقط با آقاي خاتمي ميسر مي شود و آراي ايشان لزوماً به سبد آقاي موسوي نمي رود.

-برخي هم مي گفتند الان از عرصه رقابت خارج نشويد و هم شما و هم مهندس موسوي در صحنه بمانيد. زمان براي تصميم گيري زود است.

حس مي کردم آقاي خاتمي چنين فضايي را پيش بيني کرده و با اشراف به همه موارد تصميم خود را گرفته است. آقاي خاتمي در سخناني که معلوم بود درباره آن با مباني خودش انديشيده است، به برخي از واکنش ها پاسخ داد و خطر هايي را که ماندنش در صحنه به وجود مي آورد، برشمرد. بر دشواري تصميم گيري هم اشاره کرد و به اميدهايي که با حضورش در انتخابات ايجاد شده بود نيز اشاره کرد و از جواناني گفت که به طور خودجوش از ماه ها قبل کار را شروع کرده اند و به نگراني هايش نيز اشاره کرد و به اتفاق هايي که ممکن است کناره گيري اش از انتخابات در پي داشته باشد.

نکته مهم اين بود که آقاي خاتمي سخنانش را با استناد به جوان ترين عضو جلسه آغاز کرد. در سخنان آقاي خاتمي يکي دو مطلب مهم تر از بقيه بود؛ يکي دفاع از ميرحسين موسوي نخست وزير دوران امام و هشت سال دفاع از اين سرزمين بود و پرهيز از شکاف افکني و ديگري ضرورت تغيير و ضرورت فعال بودن در عرصه انتخابات و تقويت جامعه مدني و اشاره به اينکه از آغاز هم که پاي در اين راه گذاشتم مي دانستم براي هزينه دادن آمده ام.

او گفت من نامزدي خود را با فرض اينکه حيثيت من لطمه مي خورد، پذيرفتم. الان وضع کشور به گونه يي است که هر کس مسووليت بپذيرد، قرباني خواهد شد. توقعات بالا رفته و پاسخ دادن به خواست مردم سخت شده است. توده مردم پس از مدت کوتاهي وقتي ببينند توقعات شان برآورده نشد، ناراضي خواهند شد. من از اين وضع اطلاع داشتم و کارگروه هايي که تشکيل داده بوديم هم پيش بيني کرده بودند و پذيرش نامزدي من با علم به اين بود. من همه اين پيامدها را پذيرفتم. من پذيرفتم که به حيثيتم لطمه بخورد ولي پذيرفتن مسووليت تابع نظر جمعي بود و برايم مساله شخصي مهم نبود. الان در موقعيتي قرار گرفته ايم که اگر بي تدبيري کنيم، نه شخص که جريان آسيب مي بيند.

روزي را به ياد آوردم که آقاي خاتمي در جمع خبرنگاران با بياني سربسته گفت؛ اين انقلاب متعلق به اين مردم است، اين کشور متعلق به اين ملت است و همه ما به کشور و سرنوشت آن احساس تعهد مي کنيم.

آقاي خاتمي در بخش ديگري از صحبت خود گفت خواست مردم در تمام نقاط کشور تقريباً يکسان است و فرقي بين مناطق برخوردار و غيربرخوردار از اين نظر نيست. سفر من به شيراز به عنوان يک پديده بسيار مهم است که نشان مي دهد جامعه چه مي خواهد و فلش خواست عمومي به کدام سمت است. اشاره او به سفر به نورآباد ممسني بود که مردم به طور خودجوش به خيابان ها ريخته بودند و حمايت پرشوري کردند و مرا به ياد شعار مردم خونگرم شيراز انداخت که با نشاط فرياد مي زدند «جمهوري اسلامي آزاد بايد گردد».

يکي از بزرگان جناح رقيب در جلسه يي پس از سفر آقاي خاتمي گفته بود نيازي به نظرسنجي نيست، اين سفر نتيجه را نشان داد.

آقاي خاتمي بحث ديگري را درباره اين سفر مطرح کرد و گفت الحمدالله اين سفر هم انجام شد تا معلوم شود کناره گيري من از ترس راي نياوردن نيست.

بحث تفاوت گفتماني آقاي موسوي بحث ديگري بود که برخي از دوستان به آن اشاره کردند و ايشان از اين تفاوت گفتماني دفاع کرد و گفت آقاي موسوي حق دارد گفتمان خودش را داشته باشد و آن گفتمان را به قدرت برساند. ما لازم نيست در همه ابعاد مثل هم فکر کنيم. تاکيد مي کنم که آمدن آقاي موسوي موجب تغيير مي شود. بحث ما بحث گفتماني نيست. گفتمان ها يکي نيست اما آمدن آقاي موسوي به معناي گفتماني است که نيروي ارزشمندي است و براي انقلاب به درد بخور است. آقاي موسوي با خصوصيات خودش به ميدان آمده است و حقش هم هست که گفتمانش را مطرح کند و آن را به قدرت برساند. بيخود عصباني نشويد. به آسمان نرويده به زمين بياييد. راي ايشان با رقيبان شان برابر است. اگر من نباشم احتمال بالا آمدن ايشان باز هم بيشتر خواهد شد.

دفاع آقاي خاتمي از مهندس موسوي مرا ياد تجربه برخورد با آقاي هاشمي انداخت. گويي آقاي خاتمي نگران تکرار چنين تجربه يي درباره مهندس موسوي بود.

آقاي خاتمي در اينجا به نکته يي مهم اشاره کرد. ايشان گفتند با بودن موسوي من و او وارد بازي خواهيم شد که بازيگر آن نيستيم و من نمي خواهم بازيگر صحنه يي شوم که ديگران طراحي کرده اند.

آقاي خاتمي در اينجا به نکته يي مهم اشاره کرد و گفت بايد در اين انتخابات پيروز و موفق شويم و با بودن موسوي من و او وارد بازي خواهيم شد که بازيگردان آن ما نيستيم. من نمي خواهم بازيگر صحنه يي باشم که ديگران طراحي کرده اند.

اکنون که اين جملات را مي نويسم ياد جمله يي در نامه مهندس موسوي مي افتم که در نامه اش نوشته بود؛

«خود مي دانيد که اينجانب چون شما راه درست را اصلاحات همراه بازگشت به اصول، و نيز پيرايش و نوزايي در اين مسير تلقي مي کنم و اگر مختصات زمانه ايجاب نمي کرد براي تداوم اين طريق کسي را مناسب تر از پايه گذار آن نمي دانستم.»

بر کسي پوشيده نيست که هم آقاي خاتمي و هم آقاي موسوي هر دو به اکراه آمده اند و هر دو وضعيت کشور را خطرناک ديده اند و به تعبير مهندس موسوي اگر چه براي تحقق اصلاحات، کسي بهتر از آقاي خاتمي نيست ولي مختصات زمانه مانع است.

آقاي خاتمي در ادامه صحبت خود گفت اگر ما دو نفر و آقاي کروبي با هم در ميدان باشيم، شکست قطعي است. با رفتن من مي توانيم زمينه اجماع را فراهم کنيم. من مي گويم منطقي فکر کنيد. اگر من نيامدم تخريب نکنيد.

اگر زودتر تعيين تکليف کنيم، بهتر است. اين کار هر چه زودتر به نتيجه برسد در انسجام نيروها سودمند تر است. آقاي خاتمي با صراحت تمام گفت پيروزي حقيقي را در اخلاق مي بينم. دلم مي خواهد به لحاظ اخلاقي پيروز باشيم و آدم هاي اخلاقي روي کار بيايند. پيروزي واقعي پيروزي اخلاقي است. کار من اخلاقي است. من وارد بازي تخريب مهندس موسوي نمي شوم. آمدن و نيامدن ما هر دو هزينه دارد. اما هزينه نيامدن من کمتر است. اميدمان به خداست و توکل به او داريم.

فراتر از سقوط اخلاق

آن شب آقاي خاتمي گفت از اول هم آمدم تا خود را هزينه کنم، هم براي راي آوردن و هم براي پس از آن. به عبارت ديگر آقاي خاتمي مي دانست در چه راهي قدم گذاشته است و به رغم اين اعلام نامزدي کرده بود. سخنان آقاي خاتمي براي آن جمع روشن بود، به خصوص که مدتي پيش در يکي از روزنامه ها ايشان را با خانم بي نظير بوتو مقايسه و از سرنوشتي مشترک سخن گفته بودند، اما اقبال و استقبالي که ورود آقاي خاتمي به عرصه ايجاد کرده بود، براي برخي آنقدر دور از انتظار بود که شکل تازه يي از تخريب ها آغاز شده بود که تمام حرمت ها زير پا گذاشته مي شد و از آن مي توان به سقوط اخلاق تعبير کرد و خود به تنهايي و بدون در نظر گرفتن حضور يا عدم حضور ايشان در صحنه به عنوان پديده يي زشت قابل ارزيابي و تامل است.

چندي پيش بلوتوثي رد و بدل شد و در برخي از سايت ها نيز انتشار يافت که در آن روي يکي از شعرهاي مرحوم آقاي محمدرضا آقاسي تصاويري مونتاژ شده است. شعر با اين مصرع آغاز مي شود؛ «اي تير و کمان به کف گرفته.» تصوير روي اين مصرع، عکسي است از آقاي خاتمي که اسلحه يي در دست دارد و نشانه گيري کرده است. مصرع بعدي يعني «مولاي مرا هدف گرفته» روي تصويري از مقام رهبري مونتاژ شده است. من بار اول که آن را ديدم واقعاً تکان خوردم و فکر کردم آيا سازندگان آن نمي دانند با اين کار حرمت بي احترامي به رهبري را شکسته اند؟ طبيعي بود که در وهله نخست اين کار را نيز به نوعي هزينه کردن از رهبري ارزيابي کنيم، اما مساله از اين عميق تر است. سازندگان آن بلوتوث شخصيتي مثل آقاي خاتمي را که همواره نسبت به رهبري احترام و تکريم کرده است و مورد احترام رهبري است، در چنين نسبتي با ايشان تصوير مي کنند. از زاويه يي چنين کاري را مي توان در ادامه همان خطي ارزيابي کرد که بحث ترور را مطرح کرد. به عبارت ديگر آنچه به ذهن شنونده از اين اتفاق مي رسد اين است که اين کار نتيجه عکس بدهد؛ با کسي که تير و کمان به دست گرفته و مولاي ما را هدف گرفته چه بايد کرد؟ نتيجه چنين کارهايي چه خواهد شد؟ آيا نبايد از حوادث قبلي عبرت گرفت؟ چنين نشاني هاي غلطي ما را به چه هدفي خواهد رساند؟

نکته جالب تر اين است که چنين تحريف ها و سوءاستفاده هايي از شعرهاي اين شاعر مرحوم در سطوحي نازل تر هميشه اتفاق افتاده است و ذکر خاطره يي از آن مرحوم در اينجا خالي از لطف نيست. مرحوم آقاسي يکي از شاعراني بود که در نمايشگاه هاي ملي و محلي قرآن پاي ثابت بود و تا آخرين روزهاي حياتش با مديران وزارت ارشاد رابطه نزديکي داشت. وقتي هم که بيمار و بستري شد، اين وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دوره خاتمي بود که تا پايان کار به او ياري رساند، در همان حال که اعتراض او به مديريت فرهنگي در برخي از رسانه هاي عمومي به گونه يي مطرح مي شد که انگار مخاطبش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است، و اعتراض او متوجه نهادهاي ديگري بود. با اينکه شعرخواني هاي او مورد توجه بود، اما تصويرش به خاطر محاسن و موهاي بلند و سيماي خاص او پخش نمي شد و اين مورد اعتراضش بود.

برخي معتقدند اين کار پس از بلوتوثي منتشر شد که در آن شاعر جوان نيما دهقاني شعري در نقد آقاي احمدي نژاد و حمايت از آقاي خاتمي خوانده و مورد استقبال واقع شده و موجي ايجاد کرده بود. پايگاه آقاي خاتمي در ميان نسل جوان به گونه يي است که به نظر بسياري کارهايي که خودجوش و توسط جوانان انجام مي شد، بسياري مواقع موجي ايجاد مي کرد که قوي تر از فعاليت هاي ستاد انتخاباتي ايشان بود.

اگر اين بلوتوث را جوابي به شعر دهقاني بدانيم که احتمالش دور از ذهن نيست، بايد به اين نکته مهم اشاره کرد که نيما دهقاني خود آگاهانه و با مسووليت شخصي شعري را براي موضوعي سروده و خوانده است، اما مرحوم آقاسي شعرش را با موضوع و منظوري ديگر سروده است و اينک در جهت ديگري از آن سوءاستفاده مي شود.

دفاع از اخلاق

بخش ديگر سخنان آقاي خاتمي دفاع همه جانبه ايشان از مهندس موسوي بود. از روز اولي که آقاي خاتمي در صحنه انتخابات اعلام حضور کردند، يکي از دغدغه هاي آقاي خاتمي و بسياري از دوستان شان روابط ايشان و مهندس موسوي بود. آقاي خاتمي تاکيد داشت با مهندس موسوي رقابت نخواهد کرد، اما پس از اعلام حضور آقاي خاتمي و به خصوص پس از اينکه زمزمه هايي مبني بر حضور مهندس موسوي شنيده شد، همواره اين نگراني وجود داشت که در سطوح پايين تر رقابتي شکل بگيرد و خداي ناکرده نسبت به هر دو شخصيت بي احترامي شود.

يک بار در نشستي به آقاي خاتمي گفتم مي خواهم به يک موضوع اشاره کنم که خيلي بديهي است و همين بحث را پيش کشيدم که دغدغه خود ايشان هم بود.

يکي از قرارهايمان اين بود از نيروهاي نزديک به مهندس موسوي در ستاد استفاده کنيم. در کميته فرهنگي که کارهايش با سرعت انجام مي شد، نيروهايي هم حضور مي يافتند که به مهندس موسوي نيز نزديک بودند. کميته فرهنگي جلسات مختلفي داشت و در آن چهره هاي برجسته اين حوزه حضور داشتند و به واسطه ارتباطاتي که داشتند به صنوف مختلف فرهنگي دسترسي داشتند و از آنان مشورت مي گرفتند. در اين کميته پيش نويس برنامه هاي آقاي خاتمي در حوزه فرهنگ مشتمل بر 12 اصل تدوين شد.

اخلاق و منافع ملي

آقاي خاتمي آن شب از تصميم بزرگ خود سخن گفت، اما بسياري از دوستان فکر مي کردند مي توانند ايشان را به ماندن راضي کنند. از آن شب تا اعلام رسمي کناره گيري زياد طول نکشيد. جلسات ديگري تشکيل شد که من حضور نداشتم، اما بي خبر نيستم و عجيب تر اينکه در گزارش برخي از سايت ها که ديگران را بي محابا به بي تقوايي متهم مي کنند، از من غايب در برخي از اين نشست ها قول هايي نقل شده است که حتي به ادبيات من نيز شبيه نيست.

آخرين نشست آقاي خاتمي درباره انصرافش با مجمع روحانيون بود. ايشان به احترام بزرگواران مجمع قبل از نشست با آنان بيانيه انصرافش را منتشر نکرد. کناره گيري رسمي آقاي خاتمي از انتخابات واکنش هاي مختلفي داشت و براي برخي از هواداران و به خصوص جواناني که بي هيچ چشمداشتي چند ماه زودتر از ستادهاي رسمي کارشان را شروع کرده بودند، بسيار سخت بود، اما اغلب کارشناسان و آگاهان از آن به عنوان يک تصميم بزرگ اخلاقي ياد کردند.

براي توضيح اين تصميم بايد به آغاز نوشته ام برگردم. بسياري را مي توان يافت که نسبت به آدم هاي ديگر در دنيا بزرگ ترند، انسان هاي اندکي مي توان يافت که بزرگ تر از دنيايند. تحليل رفتار آقاي خاتمي در انتخابات اخير و تصميمي که گرفتند، نشان داد ايشان نيز يکي از انسان هايي هستند که بزرگ تر از دنيايند. رفتار خاتمي در اين ماجرا نيازمند تحليل دقيق تري است، اما براي درک اخلاقي و بزرگ بودن اين تصميم بايد بتوانيم شرايطي را که آقاي خاتمي در آن قرار داشتند، در ذهن خود بازسازي کنيم.

نظرسنجي هاي مختلف مراجع رسمي نشان مي داد وضعيت آقاي خاتمي در انتخابات نسبت به تمام رقبايش بهتر است و احتمال پيروزي اش نسبت به تمام رقبا بيش تر. اقبالي که شخصيت هاي برجسته ديني، فکري و فرهنگي کشور نسبت به ورود ايشان به عرصه انتخابات داشتند، بي نظير است. سفر به سه استان فارس، کهکيلويه و بويراحمد و بوشهر نشان داد محبوبيت آقاي خاتمي محدود به شهرهاي بزرگ نيست و حتي در شهر ها و روستاهاي کوچک و محروم نيز پايگاه و جايگاه ارجمندي دارند که براي بسياري از سياستمداران رشک برانگيز است. به عنوان نمونه مردم از کيلومترها مانده به شهر ياسوج به استقبال آمده بودند. گذشته از همه اينها در اقصي نقاط کشور جوانان به ايشان اقبالي شايسته داشته و به صورت خودجوش پيش از اين که خود ايشان ورودشان را در عرصه اعلام کنند، سازمان ها و نهادهايي را در حمايت از ايشان شکل داده بودند و حتي مي توان گفت همين نهادها و سازمان هاي خودجوش در به صحنه کشاندن ايشان نقش مهمي را ايفا کردند.

در واقع همه شواهد نشان مي داد آقاي خاتمي بخت اول رياست جمهوري بود و تصميم شان براي انصراف از نامزدي پشت پا زدن به قدرت و دنيا بود. ايشان در حالي چنين تصميمي گرفتند که بنابر شواهد يکي از شانس هاي مسلم رياست جمهوري هستند. شايد اگر پشت اين تصميم گيري مصلحت انديشي هاي شخصي بود، آنقدر اهميت نداشت که اکنون دارد. کساني که از نزديک انتخابات را پيگيري مي کنند، مي دانند مهم ترين دليل کناره گيري آقاي خاتمي از رقابت ها، مصلحت و منفعت ملي است. اين کناره گيري در واقع ترجيح منافع و مصالح ملي بر مصالح و منافع فردي است. آقاي خاتمي مي توانستند کماکان در صحنه بمانند و با استقبال پرشور و شوق مردم روبه رو باشند، اما براساس ارزيابي هايشان ماندن را خلاف منافع ملي مي دانند. به عبارت ديگر آقاي خاتمي بين دو گزينه وفاي به عهد به عنوان يک قاعده اخلاقي و شکوه پيروزي و قدرت، اخلاق را برگزيدند، لذا در انصراف و کناره گيري در عين حضور موثر در عرصه انتخابات ذره يي ترديد به خود راه نمي دهند و مي رود تا در راهي که باز شده است، بماند.

آقاي خاتمي با اين تصميم نشان داد سياست را مي توان اخلاقي کرد و مي توان از خواسته هاي فردي به نفع امري مهم تر گذشت. دفاع آقاي خاتمي از انتخابات پرشور و وفاق و همدلي مهندس موسوي زاويه يي ديگر از رفتار اخلاقي ايشان را نشان مي دهد. برخي گمان مي کنند در زمين سياست بدون اخلاق هم مي توان بازي کرد و برخي حتي مي پندارند اين دو قابل جمع نيستند. خاتمي نشان داد عرصه سياست را مي توان اخلاقي تر کرد. باري انسان هاي بزرگ تر از دنيا افسانه نيستند.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

یکی از دوستان گرامی و از بزرگان جریان اصلاح طلبی استان، در کامنتی خصوصی خطاب به خرداد ۸۸ ضمن ابراز لطف نسبت به وبلاگ، از انتشار خبر سایت پلاک نیوز در مورد  جناب آقای عباس خورشیدی گلایه نموده و انتشار این نوع اخبار را در جهت ترویج و تبلیغ اخبار کذب و نادرست این سایت خبری عنوان نموده است.

نسبت به تذکر دلسوزانه این دوست بزرگوار نکاتی را متذکر می گردم:

۱- اگر به متن خبر مورد اشاره توجه گردد قبل از نقل قول آن، نسبت به ناصحیح بودن خبر اشاره شده و به آن سایت خبری پیشنهاد شده نسبت به صحت و سقم اخبار خود دقت کافی را مبذول نموده و از انتشار مطالب کذب خودداری نماید.

"بنابراین توضیح رسایی که نسبت به ماهیت خبر داده شده" متن آن عیننا منتشر شده است و جای تعجب است که چرا این دوست گرامی با وجود ارائه توضیح مکفی، جای گلایه و نقد را از خرداد ۸۸ برای خود مفروض دانسته اند.

۲- در عالم رسانه انتشار اقوال مختلف به "معنای ترویج" نیست، برای مثال، آیا زمانیکه سایت های خبری "طرفدار جریان اصلاح طلبی" نوشته های همسر سخنگوی محترم دولت را منتشر می نمایند به معنی ترویج و تبلیغ نظرات ایشان است یا آگاهی و قضاوت افکار عمومی از نظرات ارائه شده توسط نویسنده؟

یک رسانه آزاد است تا نظرات و دیدگاه های گوناگون را مورد نشر قرار دهد و بالطبع این رای و نظر خواننده است که قضاوت اصلی و رای نهایی را در مورد آن انجام خواهد داد.

افراد و جریاناتی که از نوشته ای دچار ضرر مادی و معنوی گردند این حق را دارند که نسبت به ارسال جوابیه مبادرت نمایند نه اینکه به سبب نشر خبر، ناشر را مورد ملامت قرار دهند.

در این مورد خاص نیز خرداد ۸۸ با هدف اعلام این نکته که متاسفانه برخی جریان های طرفدار دولت برای تخریب گروه های اصلاح طلب، ناجوانمردانه دست به انتشار اخبار غیرواقع می زنند خواسته به نیات نه چندان سالم آنان اشاره نماید اما از بد روزگار مورد کنایه و تعریض دوستان قرار می گیرد.

در پایان آرزوی سعه صدر برای همه ی دوستان ارجمند را از حضرت حق خواهانیم.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

اصلاح طلبان گاهی رد گم می کنند، گاهی نشان و تبار خود را از یاد می برند و کم تاریخ می خوانند. از تحولات غرب، تاریخ فلسفه غرب و مجادلات مربوط به دوره روشنگری به خوبی آگاهند اما شگفت از اینکه تاریخ یکصد سال گذشته خود را نمی دانند و از مباحث روز در رابطه با تاریخ اندیشه از بعد دوران مشروطه بی خبرند..

 برخی اصلاح طلبان نو رسیده حرمت شیخ اصلاحات نگه نمی دارند، در محافل شان گاهی به تمسخر و بی نزاکتی از او یاد می کنند و قدر این سرمایه عظیم را که عمری در راه آرمان هایش هزینه های فراوانی را پرداخته، پاس نمی دارند.

این دوستان در انتخابات مجلس ششم با هاشمی نیز چنان کردند و به ناحق و از سر بی انصافی با فرزند عزیز امام آن کردند که نمی بایست می کردند..

نامه هایی را که کروبی در سالیان اخیر نگاشته اسناد ماندگاری خواهد ماند که تحلیل گران و مورخین را بدان استناد خواهند نمود، نامه هایی را که امروزه کسانی که بیش از همه مدعی اصلاحات اند جرات نوشتن حتی یک سطر آن نیست..

براستی اصلاح طلبان را سرمایه سوزی تا کی ؟ تکرار مکرر یک اشتباه تا کی ؟؟

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

پلاک نیوز سایت حامیان دولت نهم در چند خط به سوابق عباس خورشیدی رییس ستاد انتخاباتی مهندس موسوی در استان آذربایجان غربی اشاره نموده، و خواسته به نوعی دست به افشاگری زده باشد! هر چند این افشاگری در چند خط و بسیار کوتاه می باشد لیکن حاوی اطلاعاتی غلط و کاملا نادرست می باشد. خرداد ۸۸ به دوستان پلاک نیوز توصیه به دقت و تامل در نگارش مطالب را داشته و امیدوار است با اطلاع رسانی صحیح شاهد جلب مخاطبان بیشتری به این سایت خبری باشد.

پلاک نیوز آورده است: انتصاب برخی روسای استانی ستاد انتخابات میر حسین موسوی بازتاب منفی در میان مردم و برخی اعضای ستاد این کاندیدای جبهه دوم‏خرداد داشته است.

عباس خورشیدی، چندی قبل به عنوان رییس ستاد انتخابات میر حسین موسوی در استان آذربایجان غربی انتخاب شد. خورشیدی در دوران اصلاحات فرماندار تبریز بود که به دلیل برخی مشکلات […] و اعتراض افکار عمومی از فرمانداری تبریز به معاونت سیاسی و امنیتی استانداری آذربایجان غربی منصوب شد.

وی از موسسین حزب مشارکت در استان آذربایجان شرقی است و سوابق سوء وی در مسایل […] و اهانت وی به ارزشها بازتاب منفی در مردم تبریز داشته است. خورشیدی، کانديد سازمان مجاهدین در انتخابات مجلس در اروميه بود.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

بعضی از دوستان که معمولا از تحلیل هایشان بچه ها هم به خنده می افتند عنوان نموده اند که ستاد انتخاباتی مهندس موسوی در آذربایجان غربی به دست اصول گرایان افتاده است!

این دوستان که معمولا دم انتخاباتی ادعای همه کاره بودن را دارند و به ناگاه جلوه و جمال شان از تهران به استان منور می گردد قبل از کناره گیری جناب آقای خاتمی، لیستی از فعالین  منتخب انتخاباتی را در دست داشتند که از آن شدیدا بوی نظارت استصوابی به مشام می رسید !

علی ایحال به این دوستان گرامی تنها یک نکته را گوشزد می نماییم و آن اینکه دفاع از خط امام و حفظ شعائر انقلاب شکوهمند اسلامی و راه شهیدان در کنار شعار همیشه زنده اصلاح طلبی نماد و نشانی است که بر سر در ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی حک شده است و چیزی نیست که قابل کتمان و پنهان باشد..

 به راستی دغل بازی و رفتارهای فرومایه را پایانی خواهد بود ؟

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

خرداد ۸۸ خردادی غریب تر

 خرداد همیشه ماه غریبی است، سالی بوده که خرداد برایمان تلخ و گزنده بود چون سالی که امام از میان مان رفت، در سالی دیگر خرداد برایمان تمثال غیرت و شجاعت بوده است چون سال فتح خرمشهر، دیگر سال خرداد برایمان سال پیروزی گفتمان اسلام رحمت و مغفرت در حماسه پیروزی محمد خاتمی بوده است و در سالی نه چندان دور، خرداد برایمان خرداد احمدی نژادی بوده است..

خرداد امسال اما کمی غریب تر است. ایران ما با وجود همه تلاش ها و زحمات دوستان عزیز در سالیان اخیر، اوضاع به سامانی ندارد،  شاهدش اینکه همه کسانی که آمده اند  از تغییر گفته اند..

تغییر یعنی چه؟ رسیدن از وضع نامطلوب به نقطه ای مطلوب..

این قطار را چرا پس از گذشت یک قرن از انقلاب مشروطه هنوز در ریلش نیس؟ چرا چارچوب ها و مدل ها هنوز روشن نگشته اند؟

ما هنوز در مدار توسعه نیستیم، فقر، فساد و تبعیض هنوز جامعه ما را گریبان گیر خود ساخته است! مهران مدیری از فساد و تباهی گسترده در فوتبال می گوید اما تاباندن این آیینه در بخش های دیگر، ما را با واقعیت های تلخ تری آگاه خواهد کرد..

میرحسین موسوی آمده است، خیلی ها از او انتظار معجزه دارند اما من نه!

من به میرحسین موسوی رای خواهم داد تا جلوی ضرر را بگیرم، من به میرحسین موسوی رای خواهم داد چون نگران ایرانم، من به او رای خواهم داد چون نگران ایمانم هستم !

دوستان مسئول در ستاد انتخاباتی مهندس موسوی !

هر کسی که آمد در ایام انتخابات در ستاد میرحسین کاری هر چند کوچک برای پیروزی او انجام دهد نانش دهید و از ایمانش مپرسید .. !

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 

pctfx3.1

Desert Fix Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي زيباي وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Web Hosting

میزبانی میزبان هاست دامین هاستینگ دامنه دومین