تبليغاتX
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی خرداد خرداد88
 
 
 
   
 
   
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
   

جمعه روز حفاظت از ناموس میهن

 

احمد رضایی: سلام، شاید این روزهای آخر خرداد ۸۸ باشه، همه علائمی که در جامعه وجود داره میگه ما پیروزیم ، خیابان های شهر من این روزها شهادت می دهند که موج سبز موج پیروزی است، بنیامین بهادری اولین آلبومش خونده " بگو بگو کدوم خیابونه که منو به تو میرسونه .." امروز همه خیابون های شهر من منو به تو میرسونه !

خیابان های شهر من بوی بهمن ۵۷ می دهند، بوی پیروزی بوی اتحاد، بوی یکدلی، بوی با هم بودن.. من نمی دونم نتیجه انتخابات چطور میشه، فقط به کسانی که رای مردم را به امانت نزد خود دارند یه حرف کوچولو اما مهم دارم، حتی نخواندن یک رای، خیانت به این کشوره، خیانت به شهداست، خیانت به امامه، خیانت به اسلام و خیانت به رهبری بزرگوار انقلاب هست..

مردم خوب آذربایجان

میرحسین موسوی بچه این آب و خاکه، میرحسین موسوی آبروی ماست، میرحسین موسوی ناموس ماست، تنهاش نذاریم، آخه میدونین میرحسین بعد از خدای مهربون، امیدش به شما مردم خوبه آذربایجانه..

جمعه ثابت کنید که آذربایجان یاتمیپ اوز اوغلنی آتمیپ..

یاحق

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

تنور داغ انتخابات در ارومیه

پزشکیان: در این مقطع حساس شرکت نکردن در انتخابات خیانت به کشور است

دوشنبه و سه شنبه ارومیه شاهد سه سخنرانی و گردهم آیی مهم بود.

دوشنبه نادر قاضی پور نماینده جسور و با غیرت ارومیه سخنان محمود احمدی نژاد را در مناظره های تلویزیونی به شدت محکوم کرد. قاضی پور که در سالن اجتماعات سازمان جهاد کشاورزی استان سخن می گفت با اشاره به مناظره های صورت گرفته در سیمای جمهوری اسلامی، از زیر سوال بردن ۸ دفاع مقدس، مقام روحانیت و مرجعیت و نیز تخریب یاران صدیق انقلاب ( از جمله آیت الله هاشمی رفسنجانی) این اقدامات و سخنان را به شدت محکوم نموده و اعلام کرد که ملت ایران پاسخ این هتاکی ها را  جمعه ۲۲ خرداد خواهند داد.

قاضی پور با فریاد " یا حسین " سخنان خود را به پایان رسانید و به هنگام ترک جایگاه سخنرانی به شدت مورد تشویق کارکنان این نهاد قرار گرفت.

سه شنبه نیز با حضور دکتر مسعود پزشکیان نماینده دلیر و قهرمان مردم تبریز مراسمی در مسجد امام حسین با حضور حامیان مهندس موسوی برگزار گردید. علی رغم موافقت هیات امنای این مسجد با برگزاری این مراسم، برخی از نهاد های دولتی تا چند ساعت مانده به برگزاری مراسم مانع اجرای آن بودند که با اصرار و پافشاری جمعی از شخصیت های مذهبی و مورد احترام، در نهایت این مراسم برگزار گردید.

در آغازین لحظه سخنرانی مسعود پزشکیان برق مسجد و بلند گو قطع می گردد و پزشکیان با صدای بلند اعلام کرد با تمام کارشکنی هایی که در برگزاری این مراسم انجام می دهند به صحبت خود با مردم ادامه خواهد داد.

با وجود نبود سیستم صوتی پزشکیان با صدای غرا و رسا به مردم ارومیه گفت زمانیکه این مردم برای به ثمر رسیدن این انقلاب جانفشانی ها می کردند آقای احمدی نژاد کجا بود ؟ زمانیکه این مردم در جبهه های جنگ فرزندان خود را تقدیم میهن نمودند آقای احمدی نژاد کجا غیبش زده بود؟

پزشکیان با بیان اینکه احمدی نژاد غیر از خود همه را منحرف می داند و همه را دشمن اسلام می داند و با دروغ و فریبکاری کشور را اداره می کند از مردم خواست با حضور گسترده پای صندوق های رای به این وضع مصیبت زده کشور پایان بخشند.

پزشکیان خطاب به مردم گفت با توجه به شرایط خطیر و حساس کشور هر کس از انجام مسولیت اجتماعی و ملی خود شانه خالی کرده و در انتخابات شرکت نکند در واقع خیانت به کشور کرده است.

همچنین سه شنبه مراسمی نیز با حضور غلامحسین کرباسچی رییس ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در تالار شمس ارومیه برگزار گردید. او نیز در سخنانش عنوان کرد که همه یک هدف بزرگ داریم و آن پایان دوره محمود احمدی نژاد..

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

ناصر حضرتی: از دید ما مهندس میر حسین موسوی با سوابق روشن زمان جنگ که علی رغم قیمت بسیار نازل نفت توانست ضمن مدیریت جنگ کشور را نیز به نحو مطلوبی اداره نماید ، همراه با ویژگی های شخصیتی که دارد می تواند مطمئن ترین فرد برای گذر از وضع موجود باشد. 51 گزاره اقتصادی مهندس موسوی به همراه برنامه مفصل اقتصادی ایشان نیز نشان داد که نگاه موسوی به اقتصاد تا چه میزان برای گذر از وضع نامطلوب فعلی ، نگاه مطلوب و درمان بخشی است. برای رسیدن به آرمان های مورد تأکید حضرت امام و به امید ایرانی پیشرفته با قانون،عدالت و آزادی ، روز 22 خرداد نام میر حسین موسوی را بر برگ های رأی خواهیم نوشت تا ایران به آنچه که استحقاق آن را دارد دست یابد .

مقدمه :
یکی از مواردی که دولت نهم از آن به عنوان "دستاوردهای مهم" یاد می کند موضوع سفرهای استانی است.تبلیغات اغراق آمیز بر روی این موضوع چنان گسترش یافته که بعد از اتمام سفر و اعلام مصوبه های فله ای در عرض چندساعت،مسئولین استانی با مصاحبه های آب و تاب دار مکررا" اعلام کرده اند که بعد از این مصوبه ها،دیگر استان روی ریل توسعه افتاده و به محرومیتها و توسعه نیافتگی ها پایان داده خواهد شد.شکوفایی،پیشرفت و جهش های افسانه ای کمترین نتایجی بود که مدیران ارشد استان به دفعات متعدد اعلام کرده اند که از سفر های استانی حاصل خواهد گردید.
این گزارش می کوشد در حد توان تصویری از وضعیت دو سفر استانی آقای محمود احمدی نژاد به استان آذربایجان غربی را که در تاریخ های 11/6/85 و15 /12/87 انجام گرفت، ارائه نماید و نشان دهد آنچه که در این مدت تبلیغ شده به چه میزان با واقعیت ها منطبق بوده و اساسا" آنچه که تصویب شده تاچه اندازه با نیازهای مردم سازگار است و افزون بر این روشن نماید که علی الاصول این مصوبات چه نسبتی با دولت نهم دارد.سفرهای هیأت دولت به آذربایجان غربی بیش از 450 مصوبه و توافق داشت.در این بخش مصوبات را از دو منظر ماهیتی و انطباق با واقعیت ها و مصوبات دولت اصلاحات مورد بررسی قرار می دهیم.

الف ) ماهیت مصوبات :

کثیری از مصوبات سفرهای استانی که به صرف مصوبه بودن در فهرست پر طمطراق قرار گرفته اند تا لیست 450 مصوبه را تکمیل نمایند،نه سنخیتی با نیازهای مردم دارند و نه قاعدتا"جزو وظایف دولت محسوب می شوند.در اکثر پروژه هابانک ها و بخش خصوصی به عنوان مجری مشخص گردیده اند .افزون بر این شأن تصویب بسیاری از این مصوبات نیز در حد هیأت وزیران نیست و می توانست در ساز و کار استانی نیز به تصویب برسد.دولت نهم و مدیران ارشد آن در استان بعد از اتمام دور دوم سفر اعلام کردند که در یک جلسه 6 ساعته،265 مصوبه با بار مالی 8942 میلیارد ریال برای آذربایجان غربی تصویب کرده اند، اما این واقعیت تلخ را به مردم نگفتند که بیش از 73% بار مالی این مصوبات (6509 میلیارد ریال) مربوط به تسهیلات بانکی است و اصولا" هیچ ارتباطی با بودجه ی عمومی دولت ندارد.مدیران ارشد استان هیچ گاه این موضوع را با مردم در میان نگذاشتند که از 265 مصوبه،167 مصوبه (63%) صرفا" مصوبه انشایی و توافقی است و اعتباری برای اجرای آنها منظور نگردیده است.فراتر از موارد کلی فوق به صورت بخشی،ماهیت برخی از مصوبات را مرور می کنیم:
1- در حوزه ی وزارت ارتباطات و فن آوری اطلاعات،از 7 مصوبه دور اول، 5 مصوبه صرفا" "راه اندازی" است. معنای این موضوع آن است که همه ی اقدامات فنی و اجرایی و زیر ساخت های مورد نیاز در این حوزه قبلا"ّ انجام شده و آقایان فقط زحمت راه اندازی را به خود داده اند.بهره برداری از 681 کیلومتر فیبر نوری، راه اندازی 165 آنتن ماهواره ای تلفن همراه،راه اندازی 142 هزار شماره تلفن همراه و واگذاری 150 هزارتلفن ثابت از جمله این نوع مصوبات است.جالب است بدانید در دور دوم سفر "دایر نمودن شماره تلفن ثابت به تعداد مورد نیاز " از جمله الطاف دولت نهم به استان بوده است! کسی نیست از آقایان بپرسد که اکنون به چه میزان تقاضا برای تلفن ثابت وجود دارد که پاسخگویی به این نیاز،مصوبه لازم داشته باشد! شاید باور نکنید که نصب و راه اندازی تلفن های همگانی نیز در این بخش جزو مصوبات هیأت وزیران قید گردیده است.
2) در حوزه وزارت امور اقتصادی و دارایی توسعه گمرک های مهاباد،سرو،بوکان و سلماس یکی از مصوبات بود. این در حالی است که اصولا" در بوکان و سلماس گمرکی وجود ندارد که موضوع توسعه ی آن ها مطرح باشد! مصوبه ی دیگر این حوزه پیشنهاد ایجاد بازارچه های مرزی در استان است.این موضوع نه ضرورتی دارد و نه امکانی،استان از نظر بازارچه ی مرزی به اشباع رسیده و رکورددار این موضوع در کشور می باشد. همه ی این بازارچه ها نیز قبل از این دولت به تصویب رسیده اند،در عین حال از 7 بازارچه ی استان تنها 3 بازارچه فعال است و ضرورتی برای ایجاد بازارچه ی جدید حس نمی شود.جالب است بدانید در دور دوم سفر بعد از 3 سال دوباره "مطالعه ی ایجاد و توسعه ی گمرکات در مرزهای مشترک با کشور ترکیه " به عنوان یکی دیگر از مصوبات آذربایجان غربی ذکر شده است .

3) حوزه ی وزارت بازرگانی نیز مملو از مصوباتی که اصولا جزو وظایف دولت نیست.تسهیلات برای ایجاد مجتمع های قالیبافی و اختصاص تسهیلات برای تبدیل سردخانه های فصلی به اتمسفری از جمله این موارد است.اختصاص تسهیلات برای بهداشتی نمودن نانوایی ها در این حوزه گویا از چنان اهمیتی برخوردار بوده که علی رغم تصویب آن در سال 85(دور اول سفر )،در دور دوم سفر (87)نیز دوباره به عنوان یکی از مصوبات استان ذکر شده است!
4) در حوزه ی مربوط به وزارت بهداشت و درمان نیز اتفاقات جالبی رخ داده است.تأمین یک دستگاه ماشین سردخانه دار،تجهیز دو دستگاه اتوبوس خونگیری و اختصاص 5 دستگاه خودروی کمک دار به دانشگاه علوم پزشکی استان از شاهکارهای دولت نهم در این بخش می باشد!مصوبه جالب دیگر در این بخش دانشکده دندانپزشکی ارومیه است.در دور اول سفر مصوب شده که این موضوع از طریق شورای گسترش آموزش عالی "پیگیری" شود.بعد از سه سال در دور دوم سفر بر ایجاد دانشکده ی دندانپزشکی تأکید شده،چیزی که هنوز وجود خارجی ندارد.اتمام بیمارستان سیدالشهداء ارومیه تا سال 1386 از پروژه های مصوب دور اول سفر بود،در حالیکه هنوز هم این بیمارستان که احداث آن توسط خیرین شروع شده به اتمام نرسیده است.

5) در زمینه ی تعاون ایجاد 100 واحد تعاونی بانوان و 967 تعاونی دیگر جزو مصوبات مربوط به آذربایجان غربی ذکر شده است.سئوال اینجاست که آیا دولت موظف به تشکیل و ایجاد تعاونی هاست یا بخش تعاون؟ و سئوال مهمتر آیا ایجاد تعاونی نیاز به تصویب هیأت وزیران دارد؟ اختصاص تسهیلات بانکی و سرمایه در گردش به تعاونی های استان نیز از مصوبات دور دوم دولت در این زمینه بوده است.

6) وزارت جهاد کشاورزی نیز در مجموعه ی مصوبات سفر بی نصیب نمانده است."مطالعه و احداث 8 کیلومتر کانال آبیاری در روستای عربشاه تکاب"، "اختصاص 2 میلیارد ریال جهت احداث باسکول60 تنی در مراکز خرید گندم"،" تسهیلات برای تکمیل سردخانه های نگهداری میوه جا "، "واگذاری ساختمان جهاد کشاورزی خوی به آموزش و پرورش" و "واگذاری محوطه ی ساختمان جهاد کشاورزی پلدشت مشروط به بلا استفاده بودن آن به دانشگاه پیام نور" از جمله این مصوبات است!

7) برای وزارت دادگستری نیز وظایف سنگینی در استان آذربایجان غربی در نظر گرفته شده است.یک مورد از این مصوبات "خرید 12 دستگاه خودرو زندانی بر (ون)" می باشد!

8) در حوزه ی وزارت رفاه و تأمین اجتماعی،تأمین یک هزار جهیزیه جهت زوج های جوان تحت پوشش کمیته امداد به تصویب هیأت وزیران رسیده است! تبدبل درمانگاه تأمین اجتماعی شهرستان سلماس به دی کلینیک از دیگر وظایف سنگین بوده که گویا عمل به آن نیازمند حضور هیأت وزیران در استان بوده است!پیچیدگی فرایند احداث 2 خانه ی مهر برای بازنشستگان،گاز کشی برای خانه ی محرومین نیز آنچنان است که انجام آنها را چیزی جز مصوبه هیأت وزیران ممکن نمی ساخت.

9) تهیه ی نقشه های ژئوشیمیایی در مقیاس 25000/1 و ایجاد نمایندگی سازمان صنایع و معادن در شهرستان سلماس از مصوبه هایی است که برای وزارت صنایع و معادن تصویب شده است.

10) در مجموعه ی وزارت علوم،تحقیقات و فن آوری اطلاعات "تأمین اعتبار از محل اعتبارات نهاد ریاست جمهوری جهت خرید سه دستگاه اتوبوس به منظور رفت و آمد دانشجویان" یکی از مصوبات میباشد.تغییر سهمیه منطقه ای شهرستان تکاب در آزمون سراسری از دو به سه نیز در این سفرها به تصویب رسیده است.

11) در حوزه وزارت مسکن و شهرسازی قول شروع 6000 واحد مسکونی اجاره ای، مشارکتی و اجاره به شرط تملیک داده شده که علی رغم تصویب آن در سال 85 هنوز خبری از اجرای آن ها نیست.تصویب" آبرسانی به منطقه قجلوی میاندوآب و کوی ولیعصر خوی" از دیگر مصوبات این حوزه می باشد که ظاهرا بدون تصویب هیأت وزیران در استان ممکن نمی شد.!

12) در حوزه ی وزارت نفت مصوبات خارق العاده ای به تصویب رسیده است.متن یکی از مصوبات چنین است :
 "احداث انبار جدید نفت در خارج از شهر های میاندوآب و ارومیه تا پایان برنامه چهارم توسعه "

مصوبه ی دیگری می گوید :

"صدور مجوز مطالعه احداث پالایشگاه در صورت وجود سرمایه گذاری بخش غیر دولتی در استان"!

 روی این مصوبه برخی آنقدر مانور تبلیغاتی دادند که دولت در آذربایجان غربی پالایشگاه می زند اما به مردم نگفتند که دولت می خواهد اگر بخش خصوصی در آذربایجان غربی مایل به احداث پالایشگاه باشد" مجوز مطالعه صادر نماید" !! در دور دوم سفر "انجام مطالعه نحوه ی ارتقاء بهره مندی مردم استان از گاز طبیعی" آنقدر موضوع حادی بوده که به تصویب هیأت وزیران رسیده است! حتی شرکت گاز استان آنچنان در خصوص گازرسانی به روستای قره باغ ارومیه مشکل داشته که "اجرای پروژه گاز رسانی به روستای قره باغ" مجموعه مصوبات وزارت نفت را تکمیل کرده است !

13) سازمان حفاظت محیط زیست نیز در استان آذربایجان غربی از مصوبات ویژه دولت نهم بی نصیب نمانده است تجهیز دو ایستگاه سنجش آلودگی هوا،بررسی اصلاح ساختاری اداره کل محیط زیست استان و خرید 4 دستگاه خودروی کمک دار برای ادارات محیط زیست شهرستان های استان به تصویب هیأت وزیران رسیده است! این اداره کل باید شاکر باشد که به واسطه سفر دولت صاحب 4 دستگاه خودروی کمک دار شده و گرنه مجموعه مدیریت استان توان تأمین چنین چیزی را نداشتند!

14) از مصوبات مربوط به تربیت بدنی نیز تنها یک مورد را اشاره می کنم،شاید باورتان نشود اما عین این متن در مجموعه مصوبات دور دوم سفر رئیس جمهوری به آذربایجان غربی درج گردیده است:


 "خرید دو دستگاه وانت مزدا برای اداره کل تربیت بدنی"!!

15) خرید 4 دستگاه خودروی دو دیفرانسیل و دو دستگاه ون برای صدا و سیما نیز از مصوبات حیرت آور هیأت وزیران در سفر به استان است!

16) برای آموزش و پرورش مقرر گردیده است استانداری نسبت به تغییر کاربری ساختمان سازمان آموزش و پرورش از آموزشی به تجاری اقدام نماید.این مصوبه هیأت دولت در هر دو دوره سفر به استان می باشد.صدور مجوز احداث واحد تولید سیمان در نقده توسط شرکت تعاونی فرهنگیان نیز اگرچه در مجموعه مصوبات وزارت صنایع آمده اما یقینا" با این اقدام دولت نهم،فرهنگ صنعتی نیز ارتقاء خواهد یافت!

17) در مجموعه ی توافقات با وزارت جهاد کشاورزی موضوع مبارزه با آفت جوانه خوار آن چنان دارای پیچ و خم های اداری بوده که نیازمند حضور هیأت وزیران در استان و تصویب اعتبار برای آن بوده است.به متن مصوبه دقت فرمائید:

 " اختصاص مبلغ 5/0 میلیارد ریال برای مبارزه با آفت جوانه خوار بلوط طی سالهای 87 و88 "!

18) متن توافق تصویب شده در حوزه وزارت رفاه و تأمین اجتماعی با استانداری شاید جالب ترین فراز توافقات دور دوم سفر باشد.به عبارت ذیل توجه فرمایید:

" توافقات دور اول سفر استان مربوط به این وزارتخانه مورد بازنگری قرار گرفته و براساس شرایط جدید توافق و اقدام گردد"!! 

 مصوبه جالبی نیست؟! توافقات این چنینی مختص وزارت رفاه نیست. برای وزارت نفت نیز وظیفه ی خیلی سنگینی گمارده اند :

"اجرای هر چه سریعتر پروژه های مصوب دور اول سفر"!

19) برای مجموعه بانک مرکزی نیز مصوبه جالبی وجود دارد.این مصوبه پرداخت وام قرض الحسنه به متقاضیان واجد شرایط با معرفی استانداری! به مبلغ 150 میلیارد دلار به تصویب رسیده است. استانداری آذربایجان غربی وظیفه جدیدی نیز پیدا کرده و آن معرفی افراد برای دریافت وام قرض الحسنه است! این مصوبه شاید در سه ماه اول سال جاری و یا منتهی به خرداد ماه بتواند در دلربایی حضرات از وام گیرندگان به کار آید!

موارد فوق نشان داد که چگونه بدون اینکه به ماهیت مصوبات پرداخته شود،صرفا" برای بزرگ نشان دادن عدد موارد تصویبی،پروژه هایی را که حقیقتا" انسان از شنیدن اسم آن ها نیز متعجب و حیران می شود در فهرست بلند بالای مصوبات استان جای داده اند.علاوه بر این موضوع شان موارد فوق الذکر هیچ ضرورتی برای تصویب آن ها در جلسه هیأت دولت را به ذهن متبادر نمی سازد و همه ی آن ها می توانستند در سازو کار اداری موجود استان به تصویب برسند.گفتن موارد فوق به منزله ی این نبود که پروژه های مطلوب دیگری دراین سفرها به تصویب نرسیده بلکه هدف این بود تا نشان داده شود که چگونه تلاش عجیبی در بزرگنمایی تعداد مصوبات انجام گرفته است .

ب ) راست آزمایی مصوبات و انطباق آن ها با مصوبات دولت اصلاحات:

از موارد عجیب دیگری که دولت نهم در سفرهای استانی آن را به طور وسیعی تبلیغ کرده فهرستی از پروژه های ملی است که علی الاصول زمان شروع و پایان آنها قابل مقطع بندی به یک زمان 4 ساله نیست.بسیاری از پروژه های مربوط به سد سازی،راه سازی،تصفیه خانه،دانشگاهها،ورزشگاهها و...از چنین ویژگی برخوردارهستند.این پروژه ها که مستندات شروع آنها در دولتهای قبلی در دست می باشد صرفا" با یک عبارت فنی "افزایش اعتبار پروژه ..."، "تسریع در پروژه ..."، "افزایش تخصیص پروژه ...." و ...در مجموعه مصوبات دولت نهم به استانها جای گرفته اند و مدیران دولت در منطقه با قیافه هایی حق به جانب و بدون حتی یک بار تقدیر از تلاش های انجام شده در ادوارگذشته،آنها را جز اسناد افتخارات خود ذکر کرده و در کنار پروژه ها،خطابه های تند و تیز نیز علیه بانیان آن سر داده اند! دوره عجیبی شده است!من تلاش می کنم در این بخش تعدادی از این فهرست را با استناد به مصوبات پیوست شماره 1 قانون بودجه سال 1384 کل کشور که آخرین قانون بودجه دولت اصلاحات می باشد مورد ارزیابی قرار دهم:

1) جایگزینی پادگان لشکر 64 ارومیه :

خروج پادگان لشکر 64 ارومیه از داخل شهر یکی از مصوبات دولت اصلاحات است که در پیوست شماره ی یک قانون بودجه سال 84 صفحه 22 همراه با اعتبار مورد نیاز درج گردبده است.این پروژه که به دلیل مشکلات متعدد هنوز اجرایی نشده در مصوبات سفر دولت نهم جز فهرست مصوبات قید شده و با آب و تاب فراوان اعلام شده که دولت نهم این موضوع را تصویب کرد.

2) احداث استادیوم ورزشی 15000 نفری ارومیه :

این پروژه در صفحه ی 43 پیوست شماره یک قانون بودجه سال 1384 با اعتبار نهایی 75000 میلیون ریال درج گردیده است.در دور اول سفر این پروژه صرفا" با عبارت "افزایش اعتبار پروژه های نیمه تمام ملی ورزشی" در فهرست پروژه های سفر قرار گرفته است!

 3 ) سدها، شبکه های آبیاری و طرح آب رسانی:

 اکثریت قریب به اتفاق پروژه های مربوط به حوزه آب که در استان آذربایجان غربی اجرا می شوند مربوط به قبل از دولت نهم می باشد.سد و شبکه ی چپرآباد،سد و شبکه ی سیمبنه،سد و شبکه ی شهرچای، سد و شبکه زولا،سد و شبکه ساروق،شبکه ی زرینه،سد و شبکه ی حسنلو،سد و شبکه نازلو،تأمین آب اراضی قره باغ،آب رسانی به شهرهای ارومیه،مهاباد،سلماس،تکاب،میاندوآب،ماکو،شوط و بازرگان،افزایش ارتفاع سد بوکان،سد و شبکه سیلوه،سد و شبکه ی آغ چای،سد و شبکه شهید قنبری، توسعه و بهروبرداری از رودخانه ارس،سد و شبکه قازان،سد و شبکه دیریک از جمله ی این طرح ها هستند که به همراه اعتبار مورد نیاز در صفحات 51 تا 77 پیوست شماره یک قانون بودجه سال 84 درج گردیده اند.علیرغم این موضوع پروژه های یاد شده تنها با یک عبارت "افزایش اعتبار " یا "افزایش تخصیص " و یا " تسریع در ....." در فهرست مصوبات سفرهای استانی قرار گرفته اند.تصویب کنندگان این پروژه ها در سفرهای هیأت دولت نه تنها یادی از مجریان و بانیان این طرح ها نکردند،بلکه در گفتگو های متعدد اعلام کردند که این پروژه ها راکد بودند و توسط دولت نهم احیا شدند! آنان بدون اینکه مردم را در جریان معنای تخصصی عباراتی چون افزایش اعتبار و افزایش تخصیص قرار دهند،فقط در فکر افزایش تعدد پروژه های مصوب و اعلام اسامی پروژه ها بدون اعلام متن مصوبه بودند.

قصه جالب دیگر در حوزه آب "پروژه انتقال آب از رودخانه ذاب به حوزه ی دریاچه ی ارومیه" است.مشخصات این پروژه در صفحه ی 77 پیوست شماره یک قانون بودجه سال 84 با اعتبار نهایی 851000 میلیون ریال درج گردیده است.دولت نهم علاوه بر اینکه برای اجرایی نمودن این پروژه کار مشخصی انجام نداد بلکه این پروژه را در هر دو سفر جز فهرست پروژه های مصوب دولت در استان اعلام نمود. جالب اینجاست برای اینکه موضوع آبکی نشود در مصوبه دور دوم به جای ذاب از دیگر اسم محلی این رودخانه بهره برد و عنوان پروژه را به "انتقال آب از رودخانه گلاس به حوزه دریاچه ارومیه" تغییر داد!

4) پروژه احداث خط اتیلن به مهاباد و میاندوآب :

این پروژه در صفحه 79 پیوست شماره یک قانون بودجه سال ۱۳۸۴درج گردیده است.دردولت اصلاحات با تصویب این پروژه مقرر شده بود با اجرای آن در شهرستان های میاندوآب و مهاباد واحد های پتروشیمی احداث گردد. دولت نهم در این مدت نه تنها برای احداث پتروشیمی های فوق جز دیوار کشی و ایجاد سریداری کاری نکرد بلکه همانند سایر پروژه های این بخش به ذکر عبارت "تسریع در احداث پتروشیمی مهاباد و میاندوآب" این پروژه ها را نیز به فهرست پروژه ها ی سفر اضافه نمود.


5) پروژه های مربوط به حوزه حمل و نقل :

پروژه های اساسی این حوزه نیز مربوط به زمان قبل از دولت نهم می باشد اما با کمال تأسف فهرست بلند بالایی از این پروژه ها در پروژه های سفر جای گرفته اند.احداث راه آهن مراغه –ارومیه،احداث باند دوم بزرگراه میاندوآب،کرمانشاه،احداث راه تبریز –ایواغلی، احداث راه میانه – میاندوآب،بهسازی را ههای سه راهی ایواغلی – میاندوآب،مشارکت در آزادراه تبریز – بازرگان و....از جمله این موارد هستند که در صفحات 92 تا 116 پیوست شماره یک قانون بودجه سال 1384،با اعتبارات لازم پیش بینی شده اند.

پرمناقشه ترین پروژه در این فصل پروژه پل شهید کلانتری می باشد.برای این پروژه تبلیغات وسیعی صورت گرفت و حتی دولت قبلی و به طور مشخص سازمان مدیریت و برنامه ریزی متهم به کارشکنی شد.در حال حاضر نیز عکس ها ی پل دریاچه ی ارومیه زینت بخش مجالس،مصاحبه و سخنرانی و انتشارات حضرات شده است.به مردم واقعیت ها را وارونه جلوه دادند و بدون سپاسگذاری از تلاش های انجام گرفته در گذشته، پل شهید کلانتری را سند افتخارات خود اعلام کردند.اما به مردم نگفتند که این پروژه جزو پروژه های دو دولت گذشته است و بر حسب اتفاق زمان اتمام آن به دوره این دولت منتهی شد. دولت نهم به مردم ایران نگفت که این پروژه با عنوان "مطالعات تکمیلی و احداث پل دریاچه ارومیه و را ههای مرتبط" با نزدیک به 729 میلیارد ریال اعتبار در صفحه ی 97 پیوست شماره یک قانون بودجه سال 84 کل کشور (آخرین قانون بودجه دولت اصلاحات)به عنوان یکی از پروژه های در حال اجرا درج گردیده و در همان جا پیش بینی شده که در سال 85 به پایان برسد.دولت نهم واقعیت چنین شفافی را قلب کرد و پروژه ی شهید کلانتری را جزو مصوبات سفر قرار داد، اما به مردم توضیح نداد که چرا پروژه ای که قرار بود در سال 85 به پایانبرسد،به صورت نیمه کاره در سال 87 افتتاح شد؟ ذکر عبارت "تخصیص اعتبار مورد نیاز" کافی بود تا این پروژه شروع شده در سال ۱۳80 را به فهرست مصوبات دولت نهم در استان انتقال دهد.افزون بر موارد فوق پروژه های دیگری مانند دانشگاه صنعتی ارومیه یا منطقه ویژه اقتصادی سلماس،منطقه آزاد تجاری ماکو،سیلوی 70000 تنی بوکان،سدهای خاکی بید گندی و کهنه ابنچه،محور نازلو –سرو،تصفیه خانه شهرک های صنعتی،تاسیسات فاضلاب شهری،نیروگاه گازی ارومیه و...از جمله پروژه هایی هستند که یا مراحل اجرایی و یا مطالعات و اقدامات اولیه شروع آنها مربوط به دولت اصلاحات می باشد.اما در کمال ناباوری در فهرست مصوبات سفر دولت به آذربایجان غربی وارد شده اند.

این گزارش در حد توان کوشید مختصری از آن چه که رویه این دولت در سفر به استان ها شده ارائه دهد، مطمئنا" این موضوع و اتفاقات و برخوردهایی از این دست در مواجهه با اقدامات شایسته انجام شده در گذشته مختص آدربایجان غربی نیست و بررسی نتایج سفر به سایر استانها نیز همین نتایج را نشان خواهد داد.دولت نهم همچنانکه در سایر عرصه ها گرفتار توهمات،اغراق ها و نفی زحمات و اقدامات دولت های گذشته شده،در عرصه ی پروژه های استانی نیز همین مسیر را در پیش گرفته است.وضعیت حاضر هر چه که هست نه قابل تحمل است و نه قابل دوام. این موضوع هیچ ربطی به مسایل سیاسی ندارد که اگر داشت منتقدان دولت نهم صرفا اصلاح طلبان بودند.بر همین اساس است که ضرورت تغییر در
وضعیت فعلی به یک مطالبه مشترک در میان مشفقان و عقلای جناح های مختلف تبدیل شده است .

از دید ما مهندس میر حسین موسوی با سوابق روشن زمان جنگ که علی رغم قیمت بسیار نازل نفت توانست ضمن مدیریت جنگ کشور را نیز به نحو مطلوبی اداره نماید،همراه با ویژگی های شخصیتی که دارد می تواند مطمئن ترین فرد برای گذر از وضع موجود باشد.51 گزاره اقتصادی مهندس موسوی به همراه برنامه مفصل اقتصادی ایشان نیز نشان داد که نگاه موسوی به اقتصاد تا چه میزان برای گذر از وضع نامطلوب فعلی،نگاه مطلوب و درمان بخشی است.برای رسیدن به آرمان های مورد تأکید حضرت امام و به امید ایرانی پیشرفته با قانون،عدالت،آزادی 22 خرداد نام میر حسین موسوی را بر برگ های رأی خواهیم نوشت تا ایران به آنچه که استحقاق آن را دارد دست یابد.

 آن روز دور نیست.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

یکی از خوانندگان گرامی خرداد ۸۸ سوالاتی پیرامون مناظره آقایان احمدی نژاد و موسوی از اینجانب پرسیده است که متن سوالات و پاسخ اینجانب در ذیل آمده است:


 فرزاد: سلام
نوشتید به نقد منتقدین با کمال ادب پاسخ میدهید
من نمیگویم احمدی نژاد خوب خوب است
فقط ایشان را ازبقیه اصلح میدانم
خواهش میکنم به نقد من پاسخ بدهید
برخی از اشکالات آقای احمدی نژاد به مهندس موسوی که آقای موسوی نه تنها از جواب دادن طفره نرفتند بلکه اصلا جواب ندادند:
چرا در دولت شما افرادی برای به هم ریختن روابط ایران و عربستان اقدام به حمل برخی چیزها(سلاح)نمودند؟
چرا برای اینکه اثبات کنید در کشور اعتیاد و فقر وجود دارد از یک بازیگر استفاده کردید؟
چرا به روزنامه منتقد دولت اجازه انتقاد نمیدادید و تهدیدش میکردید؟
چرا به مفسدین زمان دولت خودشما و دو دولت بعد رسیدگی نشد؟
چگونه برخی از آقازاده ها در دوران شما و بعد از آن به ثروتهای میلیاردی دست یافتند؟
جدا جواب میخواهم


دوست خوبم فرزاد اولا بنده سخنگوی آقای میرحسین نیستم هرچه که در پاسخ تان می گویم نظرات شخصی خودم می باشد. ۵ سوال مطرح فرمودید که مضمون سوال چهارم و پنجم یکی است که کوتاه و مفید پاسخ میدهم:


1- روابط عربستان و ایران در آن مقطع و به دلیل حمایت عربستان از عراق در جنگ تحمیلی اصولا همراه با تنش بوده است. حضرت امام به خصوص به مناسبت کشتار زائران ایرانی از سوی دولت عربستان سخنرانی ها و بیانیه های تندی داشتند. بالطبع در این روابط که دوستی و برادری حاکم نباشد احتمال وقوع هر حادثه ای از سوی طرفین وجود دارد که به معنای تایید دول مذکور از اقدامات افراطی طرفین نیست.

2- برای اعتیاد نیاز به بازیگر نیست. همه از آن باخبریم. فرد مورد اشاره بازیگر نیست می توانید به اصل تکذیبیه که در خرداد 88 موجود است رجوع کنید. بازیگر آن دو موتور سواری است که در فیلم آقای احمدی نژاد بودند. بازیگران سیمای استانی بندعباس..

3- روزنامه منتقد دولت روزنامه رسالت بود که در ایام جنگ روحیه رزمندگان اسلام را مورد تخریب قرار می داد و به دستور حضرت امام مانع ارسال آن به جبهه های جنگ شدند ولی در دولت مهندس موسوی حتی برای یک روز آن را توقیف نکرد ولی دوستان آقای احمدی نژاد در وزارت ارشاد و جاهای دیگر در این کشور بیش از 150 روزنامه را توقیف کرده اند و در این زمینه در دنیا رکوردار هستند. نمونه آخر آن توقیف روزنامه منتقد دولت یعنی یاس نو به صورت خود سرانه توسط وزارت ارشاد دولت آقای احمدی نژاد در آستانه رقابت های انتخاباتی می باشد. روزنامه های هم میهن ، شرق و آینده نو نیز مجله شهروند امروز از آخرین نمونه های توقیف مطبوعات هستند که جهت یاد آوری حضرتعالی از آنها اسم بردم.

4- کدام مفسدین؟ برای اثبات ادعاهای آقای احمدی نژاد سند و مدرکی ارائه شد؟ چرا آقای احمدی نژاد اسناد فساد کسانی را که نام بردند در اختیار دستگاه قضایی قرار نداده اند تا رسیدگی شود؟ آقای احمدی نژاد چکاره اند که این گونه با حیثیت و آبروی افراد بازی می کنند؟ آقای احمدی نژاد بهتر است در مورد اسناد مالیاتی وزیر کشور خود برای افکار عمومی توضیح دهند. مگر دستگاه قضایی و قوه مستقلی بنام قوه قضاییه در این کشور زیر نظر مقام معظم رهبری قرار ندارد که آقای احمدی نژاد اینگونه بی محابا افراد را به فساد مالی متهم می کند؟ مگر آقای ناطق نوری رییس دفتر بازرسی رهبری نیستند؟ مگر آقای هاشمی منصوب رهبری در مجمع تشخیص مصلحت نظام نیستند ؟

آقای احمدی نژاد دقیقا حرف ها و اتهامات صدای آمریکا و کیهان لندن و حرف های دشمنان نظام را بی کم و کاست تکرار نمود بدون اینکه حتی سند و مدرکی را به ملت نشان دهد !

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
   

ثروت محصولی و ثمره از کل سران نظام بیشتر است

مشاور ارشد مهدی كروبی در واكنش به اظهارات احمدی‌نژاد در مناظره با مهندس موسوی گفت: «این مناظره بین دو فرد نبود، بلكه مناظره و رویارویی ناراستی با نجابت و متانت بود».

به گزارش گروه سیاسی آفتاب، غلامحسین کرباسچی در گفتگویی با کلمه ادامه داد: «دارو دسته احمدی نژاد فرقه‌ای هستند كه از دوران دانشگاه با همین شیوه مچگیری و پرونده سازی امور خودشان را پیش بردند و در دوران هاشمی رفسنجانی همین رویه را پیش گرفتند و با شایعه پراكنی به جوسازی علیه نظام می‌پرداختند و متاسفانه در مقطعی از دوران اصلاحات كه شرایط خوب پیش نرفت وارد حكومت شدند و همه امكانات در اختیاراشان قرار گرفت و از آن نیرو برای بقای خود استفاده می‌كنند».

كرباسچی با اشاره به این مطلب كه در زمان حضور احمدی‌نژاد در شهرادری 300 میلیارد تومان كجا هزینه شده است؟ افزود: «حامیان وی مثل محصولی، ثمره هاشمی و زریبافان به اندازه همه سران نظام ثروت اندوخته‌اند و حال عملكرد نظام را زیر سوال می‌برند».

وی گفت: «تمام مسائلی كه احمدی‌نژاد به افراد نسبت داد نادرست بود و همه این گفته‌ها پیگرد قانونی دارد».

شهردار اسبق تهران در گفت‌وگویی با شماره چهارشنبه اعتمادملی گفت: «من مایل نیستم به اتهاماتی که آقای احمدی‌نژاد متوجه من کرده جواب بدهم اما حالا که خود ایشان باب بحث را باز کرده لازم است به ایشان چند نکته را یادآور شوم. اولا آن حادثه بین سال‌های 73 تا 75 رخ نداد. دادگاه من در سال 77 انجام شد. آیا آقای احمدی‌نژاد در همه موارد اینگونه آمار و ارقام را اعلام می‌کند؟ دوم اینکه ایشان امروز اتهامی به من می‌زند که من از این اتهام تبرئه شدم. این اتهام محصول یک گروه شبه‌نظامی – مطبوعاتی بود. به‌نظر می‌رسد که آقای احمدی‌نژاد می‌خواهد پرونده جدیدی برای من باز کند». 

وی افزود: «سوم اینکه عادت ایشان این است که فرافکنی کند در آستانه انتخابات تمام مردم متوجه عملکرد نارسایی ایشان در چهار سال گذشته هستند و ایشان به جای اینکه بیاید بگوید که چرا این نارسایی‌ها وجود داشته، تلاش می‌کند با اتهام زدن به دیگران، صورت مساله را پاک کند. نکته چهارم که باید به آقای احمدی‌نژاد یادآور شوم این است که آقای محسنی‌اژه‌ای که وزیر اطلاعات دولت ایشان است، رئیس دادگاه من بود. خوب است آقای احمدی‌نژاد اول از آقای اژه‌ای بپرسد که تاریخ دادگاه در چه زمانی برگزار شد و ماجرای دادگاه چه بود، بعد بیایند به دیگران اتهام بزنند. من فقط به آقای احمدی‌نژاد یادآور می‌شوم خیلی از افرادی که در جریان آن دادگاه، علیه من بودند بعد از مدت‌ها تبری جستند. از جمله آقای «م ـ ص» که آمدند و از من معذرت‌خواهی کرد. آقای احمدی‌نژاد که اینقدر به ماجرای شهرداری علاقه‌مند است، خیلی خوب است شفاف به مردم توضیح بدهد در زمانی که شهردار تهران بودند آن 300 میلیارد تومان هزینه بدون سند، چه شده است حتما این را که من مطرح نمی‌کنم. تمام اصولگرایان بسیج شدند، ماجرای مفقود شدن آن 300 میلیارد را کشف کنند. حتی قرار شد تحقیق و تفحص صورت بگیرد اما جلوی ماجرا گرفته شد و آقای احمدی‌نژاد از شهرداری بدون هیچ پاسخی روشن درباره آن 300 میلیارد به ریاست‌جمهوری رفت تا در این دولت 1000 میلیارد تومان، به اعتراف اصولگرایان، گم شود. آقای احمدی‌نژاد به این ماجراها و این مسائل چه کسی قرار است رسیدگی کند؟ شما که دم از محرومان می‌زنید، یکبار برای همیشه بیایید بگویید آن 300 میلیارد تومان در شهرداری و نیز آن 1000 میلیارد تومان در دولت چه شده است. این پول‌ها از پاروی چه کسی بالا رفت؟ خاطرم هست سال 84 زمانی که ایشان رئیس‌جمهور شد، در شهرداری تهران که همچنان زیر نظر ایشان بود، جشنی برپا کرد که 160 میلیون تومان هزینه برداشت، شورای شهر دخالت کرد و بعد اینها مجبور به برگرداندن آن شدند». 

کرباسچی در پایان خطاب به احمدی‌نژاد گفت: «من از ایشان می‌خواهم اگر واقعا دلسوز مردم است و درد محرومان را دارد، با بنده در یک مناظره تلویزیونی زنده شرکت کند تا هم ماجرای دادگاه من برای او روشن شود و هم ماجرای مفقود شدن آن پول‌ها در شهرداری و دولت برای مردم روشن شود». 

او تاکید کرد: «بد نیست آقای احمدی‌نژاد، در شهر قدمی بزند و بپرسد آن دادگاه سیاسی بود یا واقعا حقوقی. پاسخ مردم برای ایشان جواب خوبی خواهد بود. البته همچنان منتظر جواب ایشان برای مناظره می‌مانم، اگر چه می‌دانم...».

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

این مطلب را تا آخر بخوانید

غلامعلی رجایی: چهارشنبه شب اتفاق عجیبی افتاد که تحلیل علل حدوث و نتایج حاصل از آن ماهها زمان می خواهد. اتفاقی که به گمان من یکی از مقاطع مهم انقلاب در نحوه انتخاب نامزدها و آگاهی های بعدی مردم نسبت به نحوه حضورشان در عرصه های سیاسی کشور است.

خیلی ها مناظره عجیب و غریبی که سرشار از نکته،تأمل،تأسف و عبرت و حسرت بود را از تلویزیون دیدند. شاید در این چند سال کمتر برنامه زنده ای این همه جمعیت را به دنبال خود کشیده باشد و پس از انجام آن این همه مردم در خیابانها و میادین بیرون بریزند و نسبت به مطالب مطروحه در آن اظهارنظر بکنند و از خود اعتراض وعکس العمل نشان بدهند.

مناظره چهارشنبه شب آقایان موسوی و احمدی نژاد حاوی نکات و حاشیه هایی مهمتر از متن بود:

1- دراین، مناظره آقای احمدی نژاد در موضعی طلب کارانه نسبت به رقیب خودظاهر شد این در حالی بود که معمولا رقیب می بایست در موضع مطالبه از رئیس و حاکم دولت فعلی باشد و او را وادار به پاسخ در برابر پرسش ها و نقدهای خود نماید. احمدی نژاد آنگونه که همه دیدند مانند این چهار سال حاکمیت بر دولت سعی کرد در یک حرکت فرار به جلو در موضع اپوزیسیون ظاهر شود اما از آنجا که نمی توانست آقای موسوی را که در این سالها مسولیتی اجرایی و لذا قابل نقدنداشت طرف بحث خود قرار دهد در حرکتی ناشیانه و خام که سعی می کرد به آن رنگ هوشمندی بدهد عملکرد دولتهای خاتمی و هاشمی را به نقد کشید و در برابر ایراد منطقی موسوی به او که این ایرادات به او چه ارتباطی دارد استدلال کرد اینها حامیان شما هستند. اینگونه استدلال نادرست از سوی یک رئیس جمهور که استاد دانشگاه هم هست غیرقابل باور وبه دور از انتظار بود.

2- در موضع مطالبه گرانه احمدی نژاد در مناظره، برخی حرفها مطرح شد که به اعتقاد من نباید در حد گفت و شنود دیده و نگریسته شود. در این مناظره حرمت هایی شکسته شد که نباید شکسته می شد، حریم شخصیت هایی هتک شد که نباید هتک می شد و صد عجب که این هتک ها و شکسته شدن حرمت ها در منظر میلیون ها مردم انجام گرفت و مجری هم که یک شخصیت علمی دانشگاهی بود در این هتک حرمت ها نظاره گر این پرده دریها بود و حتی به خود زحمت نداد به احمدی نژاد تذکر دهد یا از او بخواهد از کسانی که در مناظره یا حتی بعد از آن امکان دفاع از خود در برابر تهمت های او را ندارند نامی نبرد و حریم اشخاص را رعایت کند. براستی ایشان مجری بود یاتایمر؟!

3- در سیره امام خمینی بارها و بارها خوانده و شنیده ایم که ایشان تا در محضرشان کسی حتی با ایما و اشاره در مورد کسی که درآن جمع حاضر نبود، بدگویی یا غیبتی می کرد امام بلافاصله به او می گفتند حرف نزن و حرف او را قطع می کردند و گاه به علامت اعتراض و عکس العمل دربرابر آن غیبت بلافاصله از نشستن در مجلس خودداری می کردند و می گفتند دیگر نشستن در این مجلس برای من جائز نیست چون با این غیبت، مجلس، مجلس گناه شد.

آیا گناه آن همه هتک حرمت از اشخاص محترم در برنامه ای که دهها میلیون بیننده داشت توسط رئیس جمهوری که در مراسم تحلیف خود در مجلس درباره پاسداری از اصول قانون اساسی و حریم افراد و رعایت حقوق شهروندان سوگند مؤکد خورده است با غیبت از یک نفر در محضر چند نفر قابل مقایسه است ؟ آیا در این که احمدی نژاد مجلس مناظره را تبدیل به مجلس گناه کرد کسی شک و تردیدی داشته و دارد؟

آیا در اینکه میلیونها نفر بیننده این برنامه زنده با مشاهده این معصیت بزرگِ بی حرمتی به کسانی که در این مناظره توسط احمدی نزاد پایشان به وسط کشیده شد و قادر به دفاع از خود نبودند در این گناه او سهیم و شریک شدند هرچند راضی به این هتک ها نبودند کسی کمتر تردیدی دارد؟

4- نکته مهم در مناظره این بود که احمدی نژاد در جایگاه یک قاضی نشسته بود و افراد را به گرفتن مدرک جعلی از دانشگاه آزاد و دانشگاه آزاد را به دادن مدارک جعلی به افراد، و افرادی را به گرفتن صدها هکتار زمینی که حق آنان نبوده است و فراری دادن کسانی که یک کارخانه رابناحق با رانت خواری تصاحب نموده و حتی به زمین آن هم رحم نکردند توسط فرزندهاشمی از کشور و.. متهم نمود. براستی اگرادعاهای ایشان دراین موارد مستند به اسناد و مدارکی بود چرا همانگونه که یک پرونده قطور رادر جهت اثبات تخریب مطبوعات علیه دولتش با خود آورده بود این مدارک قطعی و محکمه پسند را با خود به مناظره نیاورد تا ادعاهایش را به مردم اثبات کند؟ بگذرم از اینکه چه شده که ایشان می خواهد به مردم چنین القا نماید که انگار آدم و عالم با ایشان بنای ناسازگاری داشته ودارند!

5- نکته شگفت آور در مناظره این بود که که جناب احمدی نزاد در حرکتی کاملا عجیب به نحوه زندگی شخصی کسانی امثال آقای ناطق نوری هم واردشد و ایراد گرفت.آیا زندگی افرادی مانند ناطق نوری که مشاور اجرایی و رئیس بازرسی کل دفتر رهبری است چه ربطی به عملکردهای دولت خاتمی و هاشمی داشت که ایشان به آن وارد شد؟ آیا احمدی نژاد با نام بردن از ناطق و فرزندان ناطق نمی خواست دامنه اعتراضات خود را در مورد فساد افراد حتی به حوزه دفتر رهبری بکشاند؟
گیرم آقای ناطق نوری یک زندگی کاملا مرفه و اشرافی داشته باشد ، این زندگی اشرافی چه ربطی به نقد دولت هاشمی و خاتمی و در نتیجه تخطئه کردن مواضع مهندس موسوی دارد؟

گیرم آقای ناطق نوری از اشراف جامعه باشد آیا ثروت ایشان به اندازه ثروت محصولی وزیر کشور که در مجلس شورای اسلامی صادقانه ثروت خود را چند صد میلیارد تومان اعلام کرده است برابری می کند یا مرغ همسایه غاز است؟ یک نامزد ریاست جمهوری چه حقی دارد برای محق جلوه دادن خود و تخطئه رقیب، نحوه زندگی افراد را به یک برنامه زنده تلویزیونی بکشاند؟

6- با تکرار مواضع احمدی نژاد علیه هاشمی و فرزندان او معلوم شد مقالات همسر الهام سخنگوی دولت و وزیر دادگستری از کجا آب می خورد هرچند معلوم بود!
آقای احمدی نژاد باید به این پرسش پاسخ بدهد که آیا منظورش از هاشمی همان هاشمی است که خبرگان و نخبگان این ملت دو دوره است او را رئیس مجلس خبرگانی کرده اند که حق نظارت بر رهبری و استنطاق از عملکرد رهبری ودستگاههای تابعه او را دارد؟ همان است که درنزدیک به سه دهه میلیونها نفر نماز جمعه خود را به او که از امام حکم امام جمعه موقت تهران را دارد و از همین موضع مردم را به تقوا دعوت می کند اقتدا کرده و می کنند؟ همان است که رهبری او را از سرمایه ها و ذخایر بزرگ نظام و انقلاب می داند ودرباره اوگفته است هیچکس برای اوهاشمی نمیشود؟ اگرمنظورش همان هاشمی است چگونه است که خبرگان ، مردم و رهبری ماهیت هاشمی را نشناخته اند و این تنها اوست که العیاذ بالله از فساد مالی ورانت خواری هاشمی و فرزندانش اطلاع دارد و بقیه از ماجرا بی خبر هستند ؟

در اینجا لازم می دانم برای ابطال ورد همیشگی ادعاهای مکرر احمدی نژاد و ... درباره فسادمالی فرزندان هاشمی برای اولین بار یک حقیقت مکتوم تاریخی را افشا کنم که خدا می داند اگر در مناظره مذکور از ظلمی که بر هاشمی و خانواده او رفت که لابد مانندهمه آحاداین مملکت حق کار وتجارت و..دارند و از قبل از انقلاب دراین عرصه ها فعالیت داشته اند متأثر نمی شدم در دفاع از هاشمی این حقیقت ناگفته را افشا نمی کردم.

در سال 86 که در مکه مشرف بودم، در بازگشت در فرودگاه مدینه منتظر هواپیمایی بودیم که قرار بود از ایران برسد. پرواز ما از مدینه به تهران، ساعت چهار بعد از ظهر بود که درساعت 10 شب با 6 ساعت تأخیر این پرواز انجام شد. در این 6 ساعت با دوستی که مایل نیست نامش را ببرم ساعت ها در بند فرودگاه مدینه قدم زدیم و صحبت کردیم، او می گفت چند سال پیش از طرف رهبری جمعی که وی هم از جمله آنان بوده است، مسئول بررسی صحت و سقم شایعات و خبرهایی شده بودند که درباره عملکرد مالی فرزندان هاشمی در این طرف و آن طرف و درسطح جامعه مطرح بود - آقای احمدی نژاد هم در این مناظره به یک مورد آن (الکتریک رشت) اشاره نمود.- ایشان می گفت این تیم که اعضای آن منصوب رهبری بودند پس از صدها ساعت بررسی و ملاقات و سؤال و جواب از فرزندان هاشمی و مرتبطین تجاری آنها و حتی خود آقای هاشمی، در آخر به این نتیجه رسید که هیچکدام از شایعات و خبرها درباره ایشان صحت ندارد که نتیجه این بررسی به رهبری گزارش شد.

ایشان می گفت ازجمله این شایعات این بود که فائزه هاشمی در کانادا اتوبان می سازد و آنقدر برای صحت این خبر دنبال کردیم تا دریافتیم زن معلوم الحالی در خارج از کشور است و او منشأ پخش این شایعه بوده و مطلب به کلی نادرست است.

7- مناظره آن شب هرچند به اعتقاد برخی تمام شد و نوبت مناظره دیگرنامزدهاست اما به نظرمن و خیلی ها تمام نشده است، این مناظره به دلائل زیر هنوز ادامه دارد:

الف) دانشگاه آزاد حق دارد در برنامه ای در همین روزها از اتهام خود مبنی بر اعطای مدرک جعلی به افراد دفاع کند. راستی مگر پس از ماجرای خلع علی کردان از وزارت کشور، رئیس جمهور دستور نداد مدارک همه مسئولین در این سالها بررسی شود. چرا در مناظره نتوانست حتی نام یک نفر از کسانی که مانند کردان مدرک آنها جعلی بوده است را ببرد ؟

ب‌) حتی اگر صفایی فراهانی ، ناطق نوری ، فرزندان ناطق نوری ، هاشمی ، فرزندان هاشمی ، خانم زهرا رهنورد و ... شکایتی از احمدی نژاد نکنند قوه قضاییه باید دخالت فوری کند چرا نباید در قبال اتهاماتی که یک نامزد انتخاباتی در منظر و معرض چشم دهها میلیون بیننده علیه افرادی بازکرده وارد شود؟

پ) آیا شورای سیاست گذاری ائمه جمعه و ستاد نماز جمعه تهران حق ندارند و نباید در یک برنامه زنده از شخصیت امام جمعه موقت تهران در برابر اتهامات وارده به او از سوی احمدی نژاد که صلاحیت های اخلاقی و تقوایی وی را به زیر سؤال برده و او را در حد یک کارشکن پشت پرده و سناریو گردان مخالفت با دولت و پشتیبان مفسدان اقتصادی مطرح نموده است دفاعی کند؟

ت‌) آیا این حق برای اعضای مجلس خبرگان در دفاع از ریاست مجلس محفوظ نیست؟

ث‌) مکانیزم و ساز و کار سازمان بی طرف! صدا و سیما - که بی طرفی آن را در عدم سانسور شعارهای جمعی از حامیان احمدی نژاد و پخش تصاویر ایشان در دست عده ای که تعمدا و حساب شده جلوی جمعیت و دوربین ها موضع گرفته بودند در مراسم ارتحال امام در مرقد امام همه شاهدبودند - در این میانه چیست؟یا این رسانه دربرابر حقوق ضایع شده بعضی افراد دراین رسانه برای خود وآنها حقی قائل نیست؟

حالا آقایان انصاف می دهند که شعار اجازه فعالیت رسمی به تلویزیون های خصوصی سخنی کاملاً بجا و منطقی است؟ من اطمینان دارم اگر یک هفته به یک کانال خصوصی اجازه فعالیت داده شود معلوم می شود حق چیست و با کیست و فریب چیست و فریب کار کیست و وضع اینگونه و به نفع یک طرف نخواهد ماند ، تجربه و مطالعات تاریخی من در این چند دهه اخیرگویای این حقیقت آشکار است.

8- مطلب مهم دیگر مقایسه نحوه برخورد احمدی نژاد با رقیبان سیاسی خود در مناظره دیشب با برخورد بنی صدر، رئیس جمهور مخلوع در مراسم سخنرانی او در 14 اسفند سال 60 در دانشگاه تهران است که به طرح عدم کفایت سیاسی او در مجلس و سپس خلع او از مسند ریاست جمهوری توسط مجلس و تأیید این امر توسط امام انجامید. در آن سخنرانی چند ده هزار نفر بیشتر حاضر نبودند ،سخنرانی زنده پخش نمی شد، دراین سخنرانی اگرچه بنی صدر به نیروهای حزب اللهی و پاسدار و بسیج تهمتهای بیجا وناروایی زد ولی تا آنجا که به یاد دارم او هرگز از شخصیت هایی همانند آیت الله دکتر بهشتی ، هاشمی رفسنجانی و خامنه ای به صراحت در تریبون نام نبرد. آن برخورد کجا و این برخورد کجا؟

در مناظره شب 14 خرداد، نه در جمعی چند ده هزار نفره که در معرض چشم دهها میلیون بیننده داخلی و خارجی آقای احمدی نزاد به صراحت نام شخصیت ها و غیر شخصیت ها یی را برد و به آنها اتهام های گوناگون زد. پرسش اصلی این است: کدامیک از این دو رفتار ویا سخنان نتیجه تخریبی بیشتری در افکار عمومی جامعه داشته و دارد؟ آیا در این که ابعاد سخنان احمدی نژاد در مناظره هرگز قابل مقایسه با شنوندگان مواضع و حرفهای بنی صدر در آن اجتماع محدود در تهران نبود کسی کمترین شک و تردیدی داشته و دارد؟

امام پس از شنیدن اخبار مربوط به سخنرانی بنی صدر در 14 اسفند به اطرافیان خود فرموده بودند بنی صدر با این حرفها گور خودش را کند

9- نکته مهم دیگر در مناظره نحوه مواجهه آقای موسوی در برخورد با فرافکنی های آقای احمدی نژاد بود. به وضوح پیدا بود ایشان در برخی موارد نتوانست تناسب لازم بین برخورد نجابت مندانه و اتخاذ موضعی هوشمندانه که عدم بازی در زمین رقیب بود را برقرار کند. البته دقائق پایانی رفتار آقای موسوی بعد از اینکه احمدی نزاد عکس خانم او را به اونشان داد بسیار جدی تر از قبل شد. ای کاش احمدی نژاد عکس همسر آقای موسوی را در ابتدا یا اواسط مناظره به او نشان می داد تا حرفهای جدی تری از سوی آقای موسوی در دقائق آخر مناظره در نقدصریح عملکرد رئیس دولت نهم را در آن زمان شاهد بودیم. اگرچه در این مصاحبه آقای موسوی کم حرف نزد که از طرف آقای احمدی نژاد اکثرا بی پاسخ ماندند اما مسائل مهمتر دیگری هم بود که ایشان به هر دلیل از طرح آنها خودداری کرد. مسائلی مانند صدها پرونده از تخلفات ایشان در زمان شهرداری که کماکان به دلایل و مصالحی بر روی میز آقای قالیباف مانده و معلوم نیست کی می خواهد این پرونده باز شود وبه جریان افتد.آیا ماجرای کرباسچی این بار برای احمدی نزاد تکرار خواهدشد؟

کاش آقای موسوی با طرح مسائلی مانند عدم برخورداری وی از سابقه زندان و مبارزه در زمان طاغوت و حتی عدم برخورداری او از یک مسئولیت متوسط حتی در حد یک لشکر در دوره جنگ و خودداری اغلب مراجع موجود در قم از ملاقات با ایشان در دو سه سال اخیر و اظهار مطالبی مانند هاله نور توسط ایشان در محضر آیت الله جوادی آملی که خوشبختانه صدا و تصویر آن در اینترنت موجود است و تکذیب این اظهارات توسط ایشان در مصاحبه با آقای کامران نجف زاده در هواپیما در بازگشت از اجلاس سازمان ملل در نیویورک و تمکین وی درباره تضییع سهم ایران از دریای خزر در اجلاس تعیین سهم کشورهای حوزه دریای خزر از این دریا و .... که بی شک رئیس دولت نهم هیچ پاسخی برای آنها نداشت و ندارد.به احمدی نزاد این اجازه رانمی دادتا با وجود اینهمه ضعف در عملکردنسبت به او موضعی تهاجمی وفعال داشته باشد

10- نکته پایانی اینکه افسوس که این رویداد تلخ در شب بیستمین سالگرد ارتحال امامی اتفاق افتاد که آن همه بر حفظ حریم افراد و ایجاد آرامش در سطح جامعه بویژه در زمان حساس برگزاری انتخابات از سوی حاکمان و مسئولان تکیه و تأکید داشت.

در مناظره مذکور بازنده آقای احمدی نژاد بود که در برابر نجابت و خویشتنداری و کف نفس آقای مهندس موسوی شکست خورد، شکست به این دلیل که ندانست در برابر چشم دهها میلیون بیننده نباید به حریم خصوصی افراد وارد شود و چشم بر حقایق و واقعیت های تاریخی نظیر تأییدهای مکرر حضرت امام از آقای هاشمی و مهندس موسوی ببندد و در حرکات و سخنانی دور از انتظار به انتحاری بی نتیجه دست بزند و متأسفانه کوله بار گناه خود را در هتک حرمت افراد سنگین و سنگین تر کند.تردیدی ندارم آقای احمدی نژاد پس از این مناظره می بایست در انتظار روزهای سخت و تلخی که نتیجه طبیعی رفتار و موضعگیری اوست باشد.

اگرچه به ظاهر مناظره تمام شد اما تبعات آن تا مدتها دامنگیر جامعه و نظام خواهد ماند. کمترین آفت و نتیجه منفی این مناظره و مشخصا برخوردهای نامناسب آقای احمدی نژاد این بود که آرامشی را که جامعه حساس ما دراین انتخابات بدان نیازمند است با حرفها و سخنان خود برهم زد. گناه این تقصیر بر عهده کیست ؟ دلیل اینکه بعضی بزرگی نمی کنند این است که یا بزرگ نیستند و یا اینکه بزرگی را نیاموخته اند.

درمناظره آن شب آقای احمدی نژاد به منتخبین جمهور در این جمهوری نظیر هاشمی که منتخب مردم و خبرگان رهبری است و خاتمی که با20 و22 میلیون رأی منتخب مردم بود و آقای ناطق نوری که در چند دوره مجلس شورای اسلامی نماینده مردم تهران وحتی رئیس آن بود ، اهانتهای آشکاری نمود که به تعبیر خودایشان اهانت به منتخب مردم اهانت به خود مردم است.

آقای احمدی نژاد ، شما با این هتک حرمتها به منتخبان جمهور( مردم) رئیس کدام جمهورهستید؟!

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

به ایتالیا چنین شتابان ؟

در شرایطی که پسر محمد علی‌آبادی در تنها گفت‌وگوی خود در عمر دولت نهم مدعی شده بود که عضوی از خانواده معاون رییس جمهور در فعالیت‌های اقتصادی و ورزشی سازمان تربیت بدنی فعالیت ندارند، افشای نامه حسن میرزاآقا بیک به سفارت ایتالیا برای صدور ویزای همسر و دو دختر محمد علی‌آبادی به ابهامات ادعای پسر ارشد علی‌آبادی افزود.

 به گزارش قلم نیوز از بیست و چهارم مهر سال جاری دومین دوره رقابت‌های کشورهای اسلامی در ایران برگزار می‌شود و کارخانه ایتالیایی تکنوجیم تجهیزات این رقابت‌ها را فراهم خواهد کرد.
بر همین اساس و برخلاف ادعای محسن علی‌آبادی مبنی بر عدم فعالیت عضوی از خانواده معاون رییس جمهور در فعالیت‌های اقتصادی و ورزشی، حسن میرزا آقا بیک دبیر کمیته اجرایی بازی‌های همبستگی کشورهای اسلامی در نامه‌ای که با لوگوی سازمان تربیت بدنی ، کمیته ملی المپیک و فدراسیون همبستگی کشورهای اسلامی همراه شده، در روز بیست و یکم اسفند سال 87 از سفارت ایتالیا در تهران درخواست صدور ویزا برای همسر و دو دختر محمد علی‌آبادی را ارائه کرده است.
در این نامه تاکید شده که ملاقاسم قمصری، زهرا و نرگس علی‌آبادی در این سفر محمد علی‌آبادی را همراهی خواهند کرد.
این در شرایطی است که دلیل همراهی این سه نفر در این سفر کاری مشخص نشده و معلوم نیست که همسر و دو دختر علی‌آبادی به چه عنوانی در این سفر حضور پیدا کرده‌اند.

با این حال شاید پاسخ سازمان تربیت بدنی به این خبر این باشد که هزینه سفر سه عضو خانواده علی‌آبادی به ایتالیا بر عهده رییس سازمان تربیت بدنی بوده که در پاسخ باید گفت آیا استفاده از امکانات دولتی و ارسال نامه با لوگوی سازمان تربیت بدنی به سفارت ایتالیا بر خلاف قوانین نیست؟

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

ستاد احمدی‌نژاد از بودجه تشکیلات مصباح‌یزدی اداره می‌شود

عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز یکسال پس از افشاگری از اهداف فرقه مصباحیه بار دیگر امسال نیز در مسجد اعظم اصفهان، پایگاه هواداران و پیروان آیت الله طاهری اصفهانی به افشاگری در مورد پروژه برچیدن جماران پرداخت.

به گزارش پایگاه خبری یاران باران، حجت ‌الاسلام و المسلمین علی‌اكبر محتشمی‌پور طی سخنانی در مراسم بیستمین سالگرد ارتحال رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی(ره)، به دعوت حضرت آیت الله طاهری در حسینیه اعظم اصفهان با حضور گسترده مردمی برگزار شد، اظهار داشت:«سال گذشته در چنین شبی در این محل مسائلی مطرح شد که به دنبال آن حوادثی اتفاق افتاد و باعث شد درون اردوگاه خشونت و مقدس مآبی به شدت موضع گیری شده و حملات به سوی یاران و دوستان امام افزایش یافت.»

وی افزود:«وقتی آنان توطئه خبیثانه خود را نقش بر آب دیدند مسیرهای دیگری را انتخاب کردند.»

عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز  با بیان اینکه 15 خرداد یادآور فداکاری های ملت ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره) است که در سال 42 در ایران اتفاق افتاد، تصریح کرد:«15 خرداد روزی است که حضرت امام با قاطعیت در برابر ستمگران و مستبدان و نیروهای جهل و خودکامگی و در دفاع از مظلومان قیام کرد و ملت ایران از قیام این مرد بزرگ حمایت کرد و آن جنایتکاران امام(ره) را دستگیر کردند و ملت در حمایت از امام خمینی(ره) به خیابان ها ریخت و آن حادثه بزرگ را آفرید.»

وی ادامه داد:«در این زمان رژیم شاه دست به فحاشی نسبت به امام و مردم زده و مردم را مرتجع و علما و امام خمینی(ره) را ارتجاع سیاه دانست و خیلی ها برای رژیم شاه فریاد شادی کشیدند و امروز در آستانه 15 خرداد شاهد هستیم فضای کشور دچار تکراری از حوادث گذشته شده است.»

رئیس کمیته صیانت از آرای ستاد مهندس میرحسین موسوی تصریح کرد:«آن هایی که بعد از پیامبر اکرم(ص) دست به انتقام از رسول اکرم زدند افرادی بودند که هیچ گونه اعتقادی به راه و روش پیامبر نداشتند و امروز شاهدیم، کسانی که به راه و قیام مردم به رهبری حضرت امام خمینی(ره) معترض بودند، و در کوران انقلاب در انتظار شکست انقلاب بودند و در طول دفاع مقدس از پشت خنجر می زدند، و در برابر دولت خدمتگذار امام به مقابله برخاسته بودندن امروز هم در برابر موسوی ایستاده و لجن پراکنی می‌کنند و راه و روش دوران گذشته را ادامه می دهند.»

وی افزود:«اینان به راستی همان هایی هستند که امام خمینی به صراحت فرمود: "جناب آقای موسوی، کسانی که در برابر شما هستند توانایی اداره یک نانوایی را هم ندارند".»

محتشمی پور خاطر نشان کرد:«من برای امشب مطالب دیگری را در نظر گرفته بودم اما این مناظره حق و باطل که از صفحه تلویزیون میلیون ها ایرانی مشاهده کردند، مسیر صحبت امشب مرا تغییر داد.»

وی با بیان اینکه سال گذشته توطئه ای در کار بود و اعلام کرده بودند باید بساط جماران برچیده شود، تصریح کرد:«آنان با صحبت های خود در محافل خصوصی و مطالبی که فرقه مصباحیه در قالب کیهان و دیگر ارگان‌های رسانه‌ای خود انجام دادند، این حرکت را به پیش می‌برد.»

محتشمی پور خاطر نشان کرد:«هتک حرمت خانواده امام یکی از اقدامات آنان بود که در آن زمان من از یکی از اعضای داخلی این فرقه سوال کردم که منظور این ها از برچیدن بساط جماران چیست؟ آیا منظور این است که فقط به خانواده امام تعرض شود؟ که او گفت: خیر، فقط تعرض به خانواده امام نیست و دایره آن گسترده تر از این است.»

مسئول کمیته صیانت از آرا ستاد مهندس موسوی تصریح کرد:«هدف آنان برخورد با تمام یاران و شاگردان امام و همه کسانی که امام را همراهی کرده و منش امام را از نزدیک دیده اند و انقلاب را در شرایط حساس همراهی کرده و در شرایط حساس از موضع امام خمینی(ره) هشدار می دهند بوده و زیرا با هشدار آنان مردم با اطمینانی که به آنان دارند، جلوی قضیه را می گیرند.»

وی خاطرنشان کرد:«در پروژه برچیده شدن بساط جماران، اگر نتوانند یاران امام را از نظر آبرو خدشه‌دار کنند، با دروغ گفتن و فحاشی کردن به آنان حمله می کنند و اگر باز هم نتوانند، آنان را ترور فیزیکی می‌کنند و حکم اعدام آنان را از شریح های قاضی خواهند گرفت.»

این یار صدیق امام خمینی با طرح این سوال که چه کسانی این احکام را صادر می کنند؟ تصریح کرد:«چه کسی به احمدی نژاد مجوز شرعی داده است که در مقابل چشم میلیون ها نفر اینگونه هتک حرمت کند و جز این است که این حرکت دقیق و طراحی شده توسط عواملی که به امام خمینی(ره)، انقلاب، رهبری زمان و جمهوری اسلامی اعتقاد ندارند و برای ریشه کن کردن این ها تلاش می کنند طراحی شده است.»

وی افزود:«جز این است که فرقه مصباحیه که از پشت به امام خنجر می زند، امروز چنین احکامی را صادر می کند و مرکز آنان در قم تشکیلاتی است که به نام مصباح یزدی شکل گرفته و ستاد احمدی نژاد از بودجه دولتی این نهاد و از این محل شکل گرفته که خلاف نص صریح صحبت های حضرت امام خمینی(ره) است که هیچ دستگاه دولتی که از بودجه ارتزاق می‌کند حق نداد از کاندیداها حمایت کند.»

وزیر اسبق کشور در ادامه افزود:«امروز می بینیم که در بسیاری از صحنه ها و موارد بر خلاف شرع و قوانین مصرح قانون اساسی عمل می کنند و برای استمرار راهی که منجر به نابودی نظام و انقلاب می شود، حرکت می‌کنند.»

محتشمی پور با اشاره به دلایل حضور مهندس موسوی در صحنه انتخابات گفت:«نخست وزیر دوران خمینی کبیر امروز اعلام می کند که خطر را جدی می بینم و احساس می کنم اگر این روند جهل و تحجر و دیکتاتوری و خرافه گرایی ادامه یابد، بعد از 4سال اثری از آثار نظام و انقلاب باقی نمی‌ماند.»

عضو مجمع روحانیون مبارز با بیان اینکه امروز "جدال حق و باطل است" تصریح کرد:«یک طرف قضیه سیدی نورانی امده است که با صداقت با مردم سخن می گوید و طرف دیگر فردی است بسیار عبوس و متکبر که به هیچ اصلی از اصول اخلاقی و انسانی در چارچوب هیچ حقوق و قانونی نمی گنجد و هتاکی، ناسزاگویی و تکبر در وجود او متجسم شده است.»

وی خاطر نشان کرد:«روحیه استبداد و دیکتاتوری در کسانی که احساس قدرت می کنند اینگونه است که جامعه را تکه تکه کرده و همه را به جان هم می اندازد و جز خودشان هیچ کسی را نمی بینند.»
 
این عضو مجمع روحانیون مبارز در ادامه افزود:«اگر قرار بود یک دشمن انقلاب و نظام بیاید و با انقلاب، اسلام و ملت ایران به مخاصمه برخیزد آیا بهتر از این می توانست بجنگد و و من فکر نمی کنم هیچ هنرمند دشمنی بتواند چنین صحنه‌ای را ایجاد کند.»

وی تصریح کرد:«اما در طرف مقابل، مهندس موسوی از کیان اسلام، نظام و حفظ حیثیت آحاد مردم با صفا و صمیمیت به دور از هرگونه اهانتی دفاع کرده و به صراحت گفت که آمده‌ام جلوی این پرونده‌سازی ها را بگیرم.»

وی با اشاره به شعار "هر ایرانی یک ستاد" مهندس موسوی تصریح کرد:«به قول یکی از دوستان مهندس موسوی، اگر یک جمله دیگر به این شعار اضافه شود کامل می شود و آن جمله این است که طرف مقابلم برای هر ایرانی، یک پرونده سازی انجام می دهد.»

محتشمی پور خاطر نشان کرد:«ما باید فردی را به عنوان شخصیت برجسته و سکان دار سرنوشت کشور انتخا کنیم که لطف و رحمت و دوستی را گسترش دهد و فردی که چون فرعون و دیکتاتورها مردم را دسته دسته کند و برای همه پرونده سازی کند مورد تائید ما و دین ما نیست.»

وی با طرح این سوال که "شما به کدام یک از قوانین موضوعه جمهوری اسلامی پایبندید؟" خاطر نشان کرد:«همه قوانین زیر پای شما لگدمال شده است. دستگاه قضایی که در بسیاری موارد شما را همراهی کرده است چند روز پیش رسماً اعلام کرد کسی حق ندارد نام کسی را بدون اینکه مراحل حقوقی و قضایی طی شده باشد و متهم محکوم شده باشد ببرد ولی در مناظره دیدیم احمدی نژاد چگونه فحاشی و پرونده سازی می کرد.»

محتشمی پور با بیان اینکه اشاعه فحشا یکی از جرم های بزرگ است، تصریح کرد:«بر اساس آیات قرآن، کسی که اشاعه فحشا بکند، در دنیا مبتلا به عذاب می شود و در آخرت خدا او را به عذاب الیم مبتلا می کند.»

وی با اشاره به مناظره موسوی-احمدی نژاد افزود:«مناظره به همه ثابت کرد که این 4 سال، 4سال سیاهی و نکبت و جهل و خودکامگی بوده و ما امروز در آستانه انتخابات سرنوشت سازی هستیم و ملت ایران باید راه خود را مشخص و تبیین کنند زیرا 4 سال آینده می تواند 4 سال رشد انقلاب باشد و یا می تواند 4 سال سیاهی و منکرات و فحش و نابودی و زیر پاگذاشتن قانون باشد.»

این یار صدیق امام خمینی با بیان اینکه این موج سبز محمدی(ص) ایجاد شده نشان دهنده عزمی ملی است، تصریح کرد:«این موج سبز محمدی آمده است تا رای خود را به این شخصیت ارزشمند که تجربه مدیریت او نشان داد در آن زمان، کمترین صدمات به ملت خورده و ملت بیشترین بهره را از مدیریت او برده است، بدهد.»

وی بابیان اینکه "موسوی در دوران دفاع مقدس همیشه در بین مردم بود" در ادامه افزود:«یکی از صحبت های عجیبی که در مناظره عنوان شد این بود که ما در دولت نهم سفرهای استانی زیادی رفتیم شما در دولت خود چند سفر استانی رفته اید؟ آیا مقایسه زمان نخست وزیری موسوی که 50 شهر و 15 استان کشور زیر آتش بمباران دشمن بود با هر زمان دیگر صحیح است؟ آیا این روش صحیح است که شما سفرهای مارکوپولویی و بدون اثر خود را با آن زمان مقایسه می کنید.»

عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز  افزود:«آیا او تکیه بر مردم داشت که توانست مرزهای کشور را از خطر دشمنان خارجی حفظ کند یا شمایی که همه کیان و ارزش های انقلاب را در دنیا ضایع کرده اید.»

محتشمی پور با بیان اینکه "امروز هتک حرمت ایرانیان در دنیا بی سابقه است" تصریح کرد:«امارات به جایی رسیده است که ایرانیان را عریان کرده و تفتیش می کند و در میان همه زائران خانه خدا تنها زائرانی که تفتیش می شوند، مردم عزیز ما هستندو این نتیجه سیاست های غلط 4 ساله شماست.»

وی افزود:«مردم عزیزی که در سایه انقلاب به عزت رسیده بودند و برخورد امروز که نتیجه سیاست های غلط 4 ساله است، برای ملت ما ذلت است.»

این عضو ارشد  مجمع روحانیون مبارز اظهار داشت: روابط ایران با کشورهای همسایه تیره و تار شده است و رییس جمهور دلش را به چاوز خوش کرده است که به دست بوسی اوباما رفت.»

وی تاکید کرد:« این سیاست خارجی ارزش است یا زمانی که سید اصلاحات، وارد سازمان ملل شد و موضوع بسیار عاقلانه گفتگوی تمدن ها را به جای جنگ تمدن ها در دنیا مطرح کرد و همه کشورها از این طرح حمایت کردند.»

محتشمی پور در ادامه افزود:«از طرفی به قول مهندس موسوی هر افراطی تفریطی به همراه دارد، از آن طرف انگونه حمله می کنید و از طرف دیگر، مشایی ملت اسرائیل را دوست ما می داند و اینگونه آبرو و حیثیت نظام اسلامی را به عنوان نظام بی ثبات در عرصه بین المللی خدشه دار می‌کند.»

وی تصریح کرد:«متاسفانه امروز بر خلاف قانون و مقررات، پول هایی برای خریدن رای مردم صرف می شود و فکر می کنند مردم ما، مردم قرون وسطی هستند که با پول و سیب زمینی بتوان رای آن ها را خرید.»

محتشمی پور خاطر نشان کرد:«امروز ملت ایران در اثر سیاست های غلط دچار بحران عظیم شده و برای برون رفت از این بحران ها، وظیفه شرعی و قانونی ماست که 22 خرداد پای صندوق های رای حاضر شویم و رو 23 خرداد را روز پیروزی حق بر علیه باطل اعلام کنیم.»

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

خجسته باد این پیروزی

هر اندازه که رأی‌ام را به موسوی مشروط کرده بودم (و هنوز هم نقدهای‌ام را به اطرافيان موسوی با کمال ادب و احترام حفظ می‌کنم)، از امشب سرم را با نهایت افتخار بالا می‌گیرم و می‌گویم سر سوزنی تردید يا شرم در رأی دادن به میرحسین موسوی ندارم. در اين مناظره، موسوی امشب ثابت کرد به برهانی قاطع که محوری‌ترین و استوارترین ویژگی‌های یک رهبر اخلاقی مسلمان را به تمام و کمال داراست.

حتی اگر به هر آيه و افسونی احمدی‌نژاد پیروز انتخابات شود، موسوی درخشان‌ترین چهره‌ی تاریخ انقلابِ ایران خواهد ماند. کار آسانی نيست تسلط بر نفس خود و خویشتن‌داری در مواجهه با رقیبی دروغ‌زن و بی‌شرم که ابتدايی‌ترین احکام اخلاقی اسلام و بارزترین قوانین کشور جمهوری اسلامی را در برابر نگاه میلیون‌ها ایرانی زیر پا می‌گذارد. من افتخار می‌کنم که موسوی در تمام طول مناظره یک بار لبخند تمسخرآميز بر لب نیاورد و از نگاه‌اش و کلام‌اش عطوفت و فروتنی می‌بارید. دست مریزاد!

از میانِ همه‌ی شب‌هایی که من به انتخابات پیش رو اندیشیده‌ام، امشب نورانی‌ترین و امیدبخش‌ترین شب بود. من به آینده‌ی پرفروغ و با عزت ایران، ايمان و امید دارم. هیچ شکی در اين ندارم. امشب، نقطه‌ی عطفی است در تاریخ مبارزات انتخاباتی ایران. پروا را کنار می‌گذارم و به قوت می‌گویم که بدون شک میرحسین موسوی در میان تمام چهر‌ه‌های سیاسی ایرانی در قرن اخیر، چهره‌ای است کم‌نظیر. چرا؟ دقیقاً به خاطر همین اخلاقی بودن و حفظ شأن و جایگاهِ انسانی و اخلاقی‌اش (نهیب‌اش را به احمدی‌نژاد ببیند: ما مسلمان‌ايم! حق نداریم به کسی که حضور ندارد تا از خودش دفاع کند تهمت بزنیم!). ميرحسین حتی یک بار وسط حرف احمدی‌نژاد نپرید، بر خلاف احمدی‌نژاد که مدام چهره‌ی موسوی و تمام استوانه‌های سیاسی نظام جمهوری اسلامی را بدون هیچ شرمی خراش می‌داد و مرتب میانِ سخنانِ او می‌پرید.

احمدی‌نژاد عصبانی و از هم گسیخته ظاهر شد. امشب، گویی احمدی‌نژاد تمام قد همه‌ی نیرنگ‌ها، همه‌ی ریاکاری‌ها و دروغ‌گویی‌های‌اش را، همه‌ی هتاکی‌ها و بهتان‌های‌اش را یک‌جا رو کرد آن هم علیه کسی که به هیچ رو مخاطب سخن‌اش نبود. شگفت‌آور نيست که رييس جمهور کشوری اين‌قدر از قانون همان کشور ناآگاه باشد که بگويد دکتر «خطاب کردن» کسی که مدرک دکترا ندارد، جرم است؟ شگفت‌آور نيست؟ می‌گوید «خطاب کردن»؛ نمی‌گوید «شغل دادن» و «مقام دادن» و سینه سپر کردن برای علی کردان! اگر قرار باشد دکتر و مهندس «خطاب کردن» کسی جرم باشد، بیش از نیمی از مردم ایران مجرم‌اند!

عجیب نيست که رييس جمهوری تا اين اندازه ناآگاه باشد که بگويد شورای امنیت قطع‌نامه‌های‌اش سياسی است و شورای حکام قطع‌نامه‌های‌اش حقوقی؟ هر کس که دو ترم دانشجوی روابط بین‌الملل و علوم سیاسی بوده باشد، می‌فهمد این حرف چقدر مضحک و خنده‌دار است. این‌ها البته ظرايفی است که اهل دانش بهتر می‌فهمند؛ ولی مگر احمدی‌نژاد کم پريشان‌گویی کرد؟

مردم ما بايد عميقاً دچار تباهی اخلاق شده باشند اگر بعد از دیدنِ این نمایشِ بی‌پرده و صریح بی‌تقوایی و بی‌حيایی، و قانون‌شکنی و مداهنه، باز هم به احمدی‌نژاد اقبال کنند. اما هر چه نتیجه‌ی این انتخابات باشد، پیروزِ اين ماجرا اخلاق است. میرحسين موسوی ثابت کرد که آرامش و طمأنینه‌ی درونی دارد. ميرحسين نشان داد «سکينه» در تمام وجنات و سکنات و گفتارش موج می‌زند. من به قدر سر سوزنی از این‌که به ميرحسین موسوی رأی می‌دهم شرمنده نيستم. امشب به پهنای صورت‌ام می‌خندم. امشب یکی از آرام‌ترین شب‌های زندگی من است. موسوی نشان داد که می‌تواند سیاست‌مدار باشد و اخلاقی هم بماند. موسوی نشان داد که می‌شود سیاست‌مدار بود و رييس جمهور ایران شد، ولی احمدی‌نژاد نشد! مهم‌تر از همه موسوی به ما به خوبی نشان داد که چه چیزهایی را نباید گفت (همان چیزهایی را که احمدی‌نژاد با بی‌تقوایی تمام به تکرار گفت). این یکی از اساسی‌ترین اصول سیاست‌مداری اخلاقی است.

من به موسوی رأی خواهم داد تا کشور دیگر روی ریاکاران دروغ‌زن و ضد-اخلاقی چون احمدی‌نژاد را به خود نبیند. موسوی بسیار نجابت به خرج داد. موسوی بر خلاف احمدی‌نژاد با یک دنیا «پرونده» نیامده بود، بلکه با توشه و زادِ اخلاق و صداقت به میدان آمده بود. و همین خصلت‌هاست که او را پیروز اخلاقی این مناظره کرد. شب‌های دیگری هم هست. آقای رضایی گفته بود کشور بر لبه‌ی پرتگاه است؛ من فکر می‌کنم اين احمدی‌نژاد است که عنان گسیخته – یا به عبارت دقیق‌تر ترمز بریده و فرمان‌کَنده – به سمت پرتگاه می‌رود. الآن وقت هوشياری است. احمدی‌نژاد این پیروزی را بر اخلاق و خرد نخواهد بخشید. مراقب باشيم.

پ. ن. می‌شود سطر سطر سخنان احمدی‌نژاد را اوراق کرد و تباهی‌ها و مغالطه‌های‌اش را نشان داد (بی‌تقوايی‌های‌اش که جای خود دارد). من به زودی چیزی خواهم نوشت درباره‌ی مغالطه‌ی منطق اکثریت. لاف کثرت زدن و خیل سينه‌چاک جمع کردن، ولو در مقیاس میلیونی، برای کسی مشروعیت و حجیت اخلاقی نمی‌آورد.

پ. ن. ۲: بسیار مهم؛ بازی تمام نشده است! خواب‌تان نبرد! بی‌تقوایی و بی‌شرمی احمدی‌نژاد خام‌تان نکند! هنوز بازی تمام نشده است!

به نقل از وبلاگ ملکوت

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

آقای رییس جمهور! اسناد مالیاتی وزیر کشورتان را منتشر کنید

امشب مناظره داغی را میان آقای موسوی و آقای احمدی نژاد شاهد خواهیم بود اما اعلام تمام تخلف های 4 سال گذشته دولت نهم دریک مناظره یک ساعته توسط آقای موسوی امکان پذیر نیست.این را سعید لیلاز تحلیل گرا مسائل اقتصادی به هم میهن می گوید.

امشب قرار است از ساعت 22:30مناظره تلویزیونی میان میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد برگزار شود.

لیلاز می گوید:این مناظره به ضرر احمدی نژاد تمام می شود و مردم متوجه می شوند که در این 4 سال چه بر سر این مملکت آمده است.

سردبیر سابق روزنامه سرمایه اولویت اول مردم را اقتصاد می داند اما معتقد است در چند سال گذشته به دلیل سیاست های دولت نهم در بعد خارجی که چندان عزت مدارانه نبوده،میهن دوستی در ایرانیان افزایش یافته است و برای مردم مهم است کاندیداها تا چه حد به ایران اهمیت می دهند.

او می گوید:ایران در این 4 سال ضعیف ترین دورانش را در اوپک سپری می کند. این در حالی است که در سال 1383 اوپک عملا از تهران کنترل می شد.

اوپک در سال 1962تشکیل شده است.

لیلاز اعلام می کند درحال حاظر میزان ظرفیت مازاد بر تولید نفتی عربستان ازکل تولید ایران بیشتراست.

او معتقد است وقتی دولتی قدرت اقتصادی یک کشور را ضعیف می کند در واقع قدرت ژئوپلتیک آن را کاهش داده است.

سعید لیلاز علت طرح مسائلی مانند هولوکاست توسط دولت نهم  را تلاش برای پنهان کردن این ضعف های دولت نهم می داند و می گوید اساسا از طریق قدرت اقتصادی است که یک کشور می تواند در دنیا مطرح شود .

این کارشناس مسائل اقتصادی می گوید ما در سال های دولت نهم دربخش نفت سرمایه گذاری نکرده ایم که بتوانیم از آن استفاده کنیم و بیشترمنابع کشور توسط دولت نهم صرف هزینه های جاری شده است.نسبت هزینه های جاری به عمرانی در سال 83، 32 درصد بود اما الان به27 درصد کاهش یافته است. آمارهای بانک مرکزی گواه مناسبی برای اثبات این ادعا ها است.

او می گوید میزان نفت خام تولیدی ایران در سال 84 چهارمیلیون و 100 هزاربشکه در روز بوده که درسه ماه اول سال 87به 3 میلیون 900 هزار بشکه رسیده است.از طرفی صادرات ایران درسال 83 دومیلیون و هفتصد هزار بشکه در روز بوده که درسه ماه اول سال 87 به دو میلیون 300 هزار بشکه در روز رسیده است.

این اقتصاددان کاهش 400 هزار بشکه ای تولید نفت را به معنای یک ضرر25 میلیون دلاری روزانه و 8 میلیارد دلاری سالانه می داند.

او معتقد است بزرگترین موج فساد دردولت نهم اتفاق افتاده است.

سردبیر سابق روزنامه سرمایه می گوید میزان مطالبات معوقه بانکی ظرف 100 سال گذشته و تا سال 83 چهار میلیارد دلار بوده اما در این 4 سال این رقم 11 برابر افزایش یافته و سالانه 15 تا 20 میلیارد دلار ما به التفاوت نرخ بهر ه بانکی بوده است.

او می پرسد آقای احمدی نژاد در 4 سال گذشته بارها اعلام کرده اسامی مفسدان اقتصادی را اعلام می کند اما چرا این کار رانکرد؟ یا آقای یزدی که در زمان دولت های قبل رییس قوه قضاییه بودند چرا کسی رابه دادگاه احضار نکردند؟

سعید لیلاز اعلام می کند اولین وزیر میلیاردر پس از خواجه نظام الملک توسی در کابینه دولت نهم برسر کار آمده است.
آقای محصولی ویزر کشور دولت نهم اگر 300 میلیارد ثروت دارد باید 60 میلیارد مالیات داده باشد آیا اسناد مالیاتی ایشان موجود است.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

بیانیه مهم آیت الله طاهری در حمایت از میرحسین

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم و به‌نستعین
فرا رسیدن سالگرد رحلت رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران، فقیه و عارف کامل و فرزانه دوران‌ها، مجاهد فی‌سبیل‌الله حضرت آیه‌الله‌العظمی امام خمینی (رحمه‌الله‌علیه) و قیام پانزده خرداد را به عموم مردم عزیز و دوستداران آن عبد صالح تسلیت و تعزیت می‌گویم.
انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام ره مولود مجاهدت و بذل جان مردان و بندگان شایسته خداست که برای ایجاد حاکمیت اسلام ناب و عدالت و آزادی و استقلال ملی تحقق یافت و هدایت آنرا مردی برعهده گرفت که نگاه صادقانه به نقش و ارزش مردم و حضور آن‌ها در تمام شئون حاکمیت اسلام در جامعه داشت. او هرگز از دروغ و ریا و تزویر و قدرت فراوانش برای حکمرانی بر مردم استفاده نکرد و خالصانه و صادقانه در تمام عمر زیست و با بدرقه بی نظیر آنان چون استقبال عظیم ورودش به کشور به‌دیدار خدا شتافت طوبی له و حسن مآب. انقلاب و کشور با رحلت او دچار ثلمه‌ای گردید که هیچ چیز قادر به جبرانش نیست.
در این زمان که فقدان او فرصتی به بدخواهان و فرصت‌طلبان داده است که بر آرا و دست‌آورهای او هجمه نمایند و با تحریف و قلب واقعیات و ریاکاری و دروغ انقلاب را از محتوا خالی و ستون‌های اصلی آن‌را دچار آسیب کنند بر همگان واجب است که در حفظ و حراست از این ودیعه آلهی تمام سعی خویش را بکار بندندو از حریم آزادی و مردم‌مداری دینی و استقلال کشور صیانت نمایند. بدون شک روح آن رهبر عزیز و شهدای واصل، نگران انحرافات و خطراتی است که بنیان انقلاب و جامعه را هدف مطامع دنیوی خود گرفته است. اکنون که انتخابات ریاست‌جمهوری در پیش روی ما است لازم است که از این فرصت گران‌بها برای برگرداندن مسیر روشن اندیشه امام راحل ره به جامعه و نظام بهره بگیریم و به دنبال انتخاب فردی باشیم که بتواند اهداف آن رهبر فقید را مجددا احیا و استمرار بخشد و بار دیگر نقش واقعی مردم در سرنوشت کشور و حل مسایل بزرگ و عزت و شرف انسانی و جهانی ایران و ایرانی به اثبات رساند و چه کسی اولی از مردی‌که امام ره او را بارها در مقابل تعرضات و کارشکنی‌ها یاور بود.
بدین مناسبت مجلس بزرگداشتی در پنج‌شنبه شب مورخ 14/03/88 در مسجد اعظم حسین‌آباد برای ذکر یاد و خاطره امام راحل و شهدای قیام 15 خرداد برگزار می‌گردد.
امید است که مومنین و دوستداران آن امام بزرگوار با حضور خود پیمان مقدس خویش را با آرمان‌های بزرگ معظم‌له و شهدای اسلام و انقلاب‌اسلامی تجدید نمایند
والسلام‌علیکم و رحمه‌الله و برکاته
سید جلال‌الدین طاهری

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

خداوند امپراتوری دروغ را بر سر جایش خواهد نشاند

رییس کمیته رسانه، اطلاع رسانی و تبلیغات ستاد موسوی تاکید کرد که در شرکت مهندس میرحسین موسوی در مناظره فردا شب (13 خرداد 88) ‌هیچ تردیدی نیست.

دکتر ابوالفضل فاتح در گفت‌وگو با خبرنگار قلم‌نیوز، با تاکید بر شرکت قطعی میرحسین موسوی در مناظره فردا شب با محمود احمدی‌نژاد، درباره دروغ‌های متعدد رسانه‌های حامی دولت درخصوص لغو این مناظره بیان کرد: تاریخ کشور هیچگاه این همه دروغ به خود ندیده بود.

فاتح تاکید کرد: مردم ان‌شاءالله نظاره خواهند کرد که چگونه خداوند امپراتوری دروغ را بر سر جایش، خواهد نشاند.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

احمدی نژاد با هلی کوپتر، بقیه با اتوبوس

بر اساس قانون، هرگونه استفاده نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری از امکانات دولتی ممنوع است، اما محمود احمدی نژاد روز دوشنبه با استفاده از هلی کوپتر به پاکدشت سفر کرد. این در حالی است که رقیبان او برای حضور در جمع طرفداران خود از اتوبوس استفاده می کنند.

احمدی‌نژاد امروز سخنرانی تند و تیز خود را در حمله علیه دولت‌های سابق و اصطلاحاً «افشاگری» اختصاص داد.

احمدی نژاد خطاب به مردم پاکدشت گفت: در سفر قبل گفتم كه دو نسبت با شما دارم كه یكی از آن بچه محل بودن با شما و نسبت بعدی به لطف خداوند خادم و نوكر مردم پاكدشت بودن است.

او پس از حجمله مبسوط به «غارتگران بیت المال» افزود: هرچه در اختیار دولت از منابع، بودجه و امكانات است همه متعلق به ملت است و دولت موظف است كه با همه وجود از منابع ملت و حیثیت و آبروی ملت در خارج و داخل كشور صیانت كند.

احمدی‌نژاد ادامه داد: آنچه كه در اختیار دولت متعلق به آحاد ملت در سراسر ایران است احدی در دولت حق ندارد این امكانات را متعلق به یك گروه و افراد خاص بداند و به جایی دفاع از حقوق ملت از منابع یك قشر خاص دفاع كند.

رییس دولت نهم البته مشخص نکرد که استفاده از هلی کوپتر برای سفر تبلیغاتی چگونه با شعار های بالا قابل تطبیق است.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

احمدی‌نژاد تقدیر ما نبود، تقصیر ما بود

تاج‌زاده گفت: کسی که در دوران چهار ساله ریاست‌جمهوری خود، نه هیچ یک از کشورهای اروپایی او را دعوت کرده‌اند و نه سران آن کشورها به ایران سفر کرده‌اند، به خود اجازه می‌دهد در مورد خاتمی حرف بزند و دروغ بگوید.

"سید مصطفی تاج زاده"، معاون وزیر کشور دولت اصلاحات در همایش مردمی حامیان میرحسین موسوی در تالار همایش‌های ستاد منطقه 3 تهران به تشریح وضعیت فرهنگی جامعه در دوران نخست‌وزیری مهندس موسوی و دوره چهار ساله دولت محمود احمدی‌نژاد پرداخت و تصریح کرد: این مقایسه را انجام می دهم تا بدانیم به خاطر غفلت ما چه اتفاقی در کشور روی داده است.
وی گفت: حمایت هنرمندان و  اهل فرهنگ از مهندس میرحسین موسوی در انتخابات دهم با هیچ یک از نامزدهای ریاست جمهوری در ایران قابل قیاس نیست.

تاج‌زاده افزود: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت موسوی در شرایط دشوار جنگ آن زمان"سید محمد خاتمی" بود که هر جا نامی از وی در ایران و جهان به میان می‌آید، اذهان همه متوجه" صلح ، گفت‌وگو" و "عزت و سربلندی ایرانیان" می‌شود. وزیر ارشاد مهندس موسوی با وجود سهمیه بندی ارز در شرایطی که روزنامه"رسالت" به عنوان روزنامه منتقد دولت با مشکل مالی مواجه شد، ارز دولتی به این روزنامه اختصاص داد تا آنها بتوانند ماشین آلات چاپ وارد کنند و از گرفتاری رهایی یابند. چون اعتقاد آقای خاتمی به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت مهندس موسوی این بود که جامعه نیاز به منتقد دارد.
وی برای تبیین دقیق دیدگاه فرهنگی وزیر ارشاد دولت احمدی‌نژاد، به روند توقیف روزنامه "یاس نو" اشاره کرد و گفت: این روزنامه 5 سال از سوی قوه قضاییه توقیف شد و بعد از 5 سال هنگامی که مراحل قانون آن برای انتشار طی شد و مدیر مسئول این روزنامه مشمول جرایمه نقدی شد و آن را پرداخت ، متوجه شدیم که وزارت ارشاد خواستار توقیف مجدد آن شده است.
تاج زاده با اعلام این که تمامی احزاب و گروه های حامی دکتر معین در نهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری نتوانستند مجوز انتشار روزنامه را از وزیر ارشاد دولت نهم دریافت کنند، در بخش دیگری از سخنان خود به اظهارات احمدی نژاد در ارتباط با سفر آقای خاتمی به پاریس که وی آن را یکی از روزهای غم‌انگیز زندگی خود خوانده بود، اشاره کرد و گفت: کسی که در دوران چهار ساله ریاست جمهوری خود نه هیچ یک از کشورهای اروپایی او را دعوت کردند و نه سران آن کشورها به ایران سفر کردند ، به خود اجازه می‌دهد در مورد آقای خاتمی حرف بزند و دروغ بگوید.
تاج‌زاده در عین حال افزود: خوشبختانه در عصر ارتباطات خیی زود این دروغ دولت نهم آشکار شد و مردم دیدند که چگونه در عالی ترین سطح از آقای سید محمد خاتمی در پاریس استقبال شده است.
وی تصریح کرد: که امروز کار به جایی رسیده که حتی برخی شخصیت های اصولگرا نیز دولت احمدی‌نژاد را دولت دروغ و فریب می‌خوانند و  این در حالیست که صداقت میرحسین موسوی به گونه ای است گه مخالفانش هم نمی توانند کتمان کنند.
تاج زاده در این همایش وضعیت ایران را در عرصه های داخلی و بین‌المللی تاسف‌بار خواند و افزود: احمدی نژاد تقدیر ما نبود، تقصیر ما بود.
معاون وزیر کشور دولت خاتمی به پرسش های حاضران در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری نیز پاسخ داد.

در حاشیه


تاج‌زاده در جریان سخنرانی خود هنگامی که دیدگاه فرهنگی وزیران فرهنگ و ارشاد دولت‌های مهندس موسوی و احمدی‌نژاد را مقایسه می‌کرد، بارها از طرف حاضران در سالن مورد تشویق قرار گرفت.


هنگامی که تاج‌زاده در پاسخ به پرسش یکی از حاضران درباره ضرورت حضور حداکثری در انتخابات ریاست جمهوری دهم به این نکته اشاره کرد که " احمدی نژاد تقدیر ما نبود، بلکه تقصیر ما بود" از سوی حاضران به شدت تشویق شد.


معاون وزیر کشور دولت اصلاحات در پاسخ به پرسش یکی از حاضران در مورد دیدگاه میر حسین موسوی پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری برای حذف نظارت استصوابی گفت: مهندس موسوی اعلام کرده است که با نظارت استصوابی مخالف است و در زمان حضرت امام (ره) نیز نظارت استصوابی نبوده است، اما این امر  نمی‌تواند یکباره اصلاح شود، بلکه باید از راه قانونی آن را اصلاح کرد.

هنگامی که تاج‌زاده به جزییات سفر احمدی‌نژاد به ایتالی برای شرکت در نشست فائو اشاره کرد و گفت که کشورهای اروپایی نام دو رییس جمهور را از ملاقات‌هایشان حذف کردند که یکی "موگابه" و دیگری " احمدی‌نژاد" بوده است، تشویق حاضران را در پی داشت.


تاج‌زاده در پایان اظهارات خود هنگامی که جوانان کثیری وی را احاطه کرده بودند و از ارزیابی وی درباره نتایج انتخابات دهم ریاست‌جمهوری سوال می‌کردند، گفت که اعتقاد من این است که حماسه‌ای همانند دوم خرداد را در پیش خواهیم داشت.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

من صدیقه باصری هستم، نه منیژه بازیگر!

در حالی که سایت‌ها و خبرگزاری‌های حامی احمدی‌نژاد در خبری دروغ مدعی شدند «منیژه حسینیان» در مستند میرحسین بازی کرده و بازیگر محلی است، صدیقه باصری مادری که از اعتیاد فرزندش در این مستند صحبت کرده، کسانی که او را بازیگر خوانده‌اند، به خدا واگذار کرد.

به گزارش خبرنگار قلم‌نیوز، خبرگزاری‌ها و سایت‌های حامی احمدی‌نژاد، در ادامه‌ی انتشار اخبار کذب و تخریبی علیه میرحسین موسوی، بعدازظهر یکشنبه در خبری کذب، زنی که در مستند میرحسین از وضعیت اعتیاد و توزیع هرویین و کراک سخن گفته و از موسوی تقاضای تامین سلامت فکری فرزندانش را دارد، «منیژه حسینیان» بازیگر تئاتر خوانده‌اند و عنوان کرده‌اند که این زن بابلی با هماهنگی قبلی و با سناریوی از پیش تعیین شده به اجرای برنامه خود پرداخته و نقشی عمده را در واقعی جلوه دادن فیلم انتخاباتی میرحسین موسوی ایفا کرده است.

این دروغ‌پراکنی‌ها در حالی صورت گرفته است که خانمی که فیلم حضور دارد، صدیقه باصری بانوی 51 ساله و رنج دیده شهرستان بابل است که پس از پیگیری و تماس خبرنگار قلم در این شهر برای یافتن وی، او، اعتیاد فرزند جوان خود را تنها دلیل بیان مشکلات به مهندس موسوی دانست.

وی افزود: هیچ پاسخی برای ادعای کسانی که مرا بازیگر خطاب کرده‌اند، ندارم و آنها را که از احساسات پاک و مادرانه من سوءاستفاده کرده‌اند، به خدا واگذار می‌کنم.

این بانوی بابلی گفت: هنگام حضور مهندس موسوی در بابل، مسافت زیادی را برای رسیدن به اتوبوس ایشان دویدم و با اصرار فراوان، ماشین حامل ایشان را متوقف کردم.

وی ادامه داد: مهندس موسوی که اصرارهای مرا برای ملاقات با خود دید اجازه ورود مرا به داخل ماشین داد و من که تمام راه‌های نجات برای فرزند جوانم را بسته شده می‌دیدم به ایشان التماس کردم تا برای نجات فرزندم چاره‌ای بیندیشد.

صدیقه باصری یادآور شد: من مشکلات فرزندم که در این جامعه، آلوده به مواد مخدر شده است را به کسی که احتمال می‌دهم رییس‌جمهور آینده ایران باشد، انتقال دادم تا دیگر فرزندان من و همه جوانان ایران زمین به دام این بلای خانمان‌سوز گرفتار نشوند.
 
خبرگزاری دولت نوشته بود:
به گزارش ايرنا به نقل از سايت خبري ثانيه، منيژه حسينيان بازيگر زن فيلم انتخاباتي آقاي مهندس مير حسين موسوي بود که شب گذشته از تلويزيون پخش شد.
وي بازيگر تئاتر است و اکنون در شهر بابل از توابع استان مازندران سکونت دارد.منيژه حسينيان توسط مهدي قربان‏پور تهيه کننده سيماي مازندران به مجيد مجيدي معرفي شده است.
مهدي قربانپور از شاگردان مجيدي است که در فيلم انتخاباتي آقاي مهندس مير حسين موسوي، دستياري کارگردان را در دست داشت.
منيژه حسينيان با هماهنگي قبلي و با سناريويي از پيش تعيين شده به اجراي برنامه خود پرداخته و نقش عمده اي را در واقعي جلوه دادن فيلم انتخاباتي ميرحسين موسوي ايفا کرده است.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

قاف های فیلم دیشب !

سرویس فرهنگی و هنری «آینده»، مستند انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد که توسط جواد شمقدری کارگردانی و ساخته شد، ‏در نگاه اول کنجکاوی هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند.

این جلب توجه به خاطر شعارهای چهار سال پیش و ‏انتقادات امروز بر عملکرد دولت نهم است و مخاطب بر این اساس سعی می‌کند در مقایسه ‏با دیگر رئیس‌جمهورهای دو دوره‌ای ایران، روش ارائه برنامه‌های احمدی‌نژاد را در ‏این مستند ارزیابی کند.‏

ولی این کنجکاوی راه به جایی نمی‌برد، چون طبق معمول تمامی محصولات تولید شده ‏در تیم‌های وابسته و نزدیک به دولت، سعی زیادی در شعارپردازی در ‏ذهن مردم دارد.‏

در مستندی که 4 سال پیش جواد شمقدری ساخت، این کارگردان دست به دامن خانه و ‏زندگی ساده و ماشین پژو 504 احمدی‌نژاد شد. چون این کاندیدا سابقه اجرایی طولانی ‏نداشت و تنها نزدیک به دو سال شهردار تهران بود که البته نکته قابل ‏اتکایی برای یک مستند قوی نبود.‏

از این رو کارگردان مجبور بود برای همراه کردن ذهن آشفته مردم در سال 84 که در ‏برابر 8 کاندیدا قرار گرفته و تلاش‌هایی که سعی می‌کرد هشت سال دولت قبلی را ‏شکست خورده جلوه دهد، دست به دامن شعارپردازی و قهرمان‌سازی از یک چهره ‏شود. ‏

جالب است که کارگردان با وجود گذشت چهار سال، باز هم همان دیدگاه و شکل و شمایل  شعارپردازی و قهرمان‌پروری را به نمایش درآورده، به حدی که سوءاستفاده ‏از گریه‌های مردم، فرزند شهید، شعارهای «بوی رجایی آمد»، «یاور رهبر آمد» در ‏بالاترین حد خود قرار داشت.‏

ابتدای این مستند با یک روش قدیمی در ساخت مستندهای سیاسی شروع شد، رئیس‌جمهور با یک ون سفید بنز و بدون تیم حفاظت در حالی که مشاور ارشد مستعفی خود و ‏چند دوست و همراه همیشگی‌اش را به همراه دارد، وارد وزارت کشور می‌شود. ‏

در آستانه قسمت ورودی به وزارت کشور، کارمندی را با عتاب به برخورد یکسان توصیه ‏کرده و شعری کلیشه‌ای که در سال 84 به عنوان کلید واژه انتخاباتی در میان مردم ‏عوام جامعه انداخته بودند، می‌خواند.‏

بی‌درنگ سفرهای استانی در زوم شدید کارگردان قرار می‌گیرد و این تمرکز تا پایان ‏این مستند متوسط ادامه پیدا می‌کند.‏

اما بی‌شک بزرگترین رندی ممکن در این مستند، پیش کشیدن ماجرای زلزله جزیره قشم ‏بود، چنان که بیننده احساس کند سیدمحمد خاتمی رئیس‌جمهور وقت در رسیدن به ‏وضع این زلزله‌زدگان رسیدگی نکرده بود!‏

این در حالی بود که زلزله جزیره قشم در شهریور سال 84 و تنها چند روز قبل از پایان ‏فعالیت دولت باقی بود و خاتمی زمانی برای ساخت خانه ظرف چند هفته برای ساکنان ‏زلزله‌زده نداشت و تنها براساس تجربه موفق امدادرسانی در زلزله مهیب و وحشتناک ‏بم، تنها زمان امدادرسانی و اسکان موقت را پیدا کرد.‏

البته کارگردان این مستند سیاسی فکر نکرده بود اگر رندی قرار دادن چنین تصویری ‏را در ابتدای مستند به هدف فراهم کردن ضرب آهنگ و جهت‌دهی ذهن مخاطب انتخاب ‏کرده، باید منتظر چالش ذهنی اهل فن هم باشد.‏

چرا که وقتی به تاریخ بازسازی خانه‌های ویران شده مردم زلزله‌زده قشم در این ‏مستند نگاه می‌کنیم، دو سال گذشته و جالب گذشت 730 روز برای بازسازی یک صدم ‏خرابی‌های زلزله بم بود! ‏
دومین مانور عمده در این مستند، توجیه سهمیه‌بندی بنزین با تزریق فاکتور شجاعت و ‏عدم پایبندی دولت‌های دیگر به این قانون بود که با تصاویر خودروهای گران قیمت ‏خارجی در پمپ بنزین‌ها همراه شده بود.‏

مشخص بود کارگردان برای خنثی کردن ذهنیت کسانی که ‏زیر فشار ناکارآمدی شبکه حمل و نقل داخلی کشور هستند، تلاش داشت این حرکت را به ‏عنوان شاخص مهم در این دولت جلوه دهد.‏

پس از این به ناگاه تصاویر سفر احمدی‌نژاد به مالزی بدون در نظر گرفتن ریتم ‏موضوعات و تصاویر مستند تا این لحظه انتخاب شد که بیشتر هر بیننده متخصصی را ‏به یاد تصاویر ناهمگون و جامپ در فیلم سینمایی «طوفان شن» می‌انداخت.‏

چون بی‌درنگ بحث رو در روی شمقدری و احمدی نژاد روی محور برنامه‌های ناتوان ‏گذشته و اشکالات کشور از دولت‌های قبل تنظیم شد تا تخریب فعالیت‌های دولت گذشته ‏در نبض این مستند باقی بماند.‏

پس از وارد شدن در دقیقه دهم این مستند به موضوع انرژی هسته‌ای، بحث انرژی هسته‌ای با ‏موضوع صیانت از حقوق ایرانیان به بازداشت تفنگداران دریایی انگلیسی در خلیج‌فارس ‏کات موازی خورد و پس از آن عفو رسانه‌ای آن‌ها مورد بهره‌برداری گرفت تا بیننده ‏دیدگاه موازی در قضیه هسته‌ای و ناکامی‌های تیم دیپلماتیک دولت و رفتن پرونده ایران ‏به شورای امنیت پیدا نکند. و در این میان که حرف و شعار از صیانت حقوق شهروندان ایرانی بود، هیچ صحبتی از ‏توهین‌های مستمر به هموطنان در فرودگاه‌های مختلف دنیا و به خصوص سه کشور ‏عراق، عربستان و امارات متحده عربی به میان نیامد.‏

البته مانور روی منافع ملی کشور در بحث هدفمند کردن یارانه‌ها و شعارهای زیبای ‏دولت نهم تمام نشد و بیان یک خطی رئیس‌جمهور از این برنامه‌ها ناگهان با پرشی 3 ‏ساله به سفرهای استانی سال 87 آمد!‏

نکته جالب این بود که در میان این سال‌ها، حوادث جالب‌تری هم بود که شاید در این برهه ‏نیازی به پرداختن به آن نبود.‏

‏1.‏ ماجرای هولوکاست
‏2.‏ پاک کردن اسراییل از نقشه زمین
‏3.‏ برکناری رئیس موفق جهاد دانشگاهی و حامی اصلی موسسه رویان
‏4.‏ برکناری مدیرعامل بانک پارسیان با گزارش اشتباه
‏5.‏ برکناری هیات مدیره بیمه ایران با گزارش اشتباه
‏6.‏ نوسان ناگهانی و غیرعلمی در میزان سود بانکی
‏7.‏ پرش ناگهانی بین 30 تا 100 درصدی قیمت زمین و ملک در سراسر کشور‏
‏8.‏ برکناری وزیر صنایع به خاطر امتناع از انتصاب بذرپاش به مدیرعاملی سایپا
‏9.‏ برکناری وزیر نفت و انتصاب دکتر کردان به قائم مقامی وزارت نفت
‏10.‏ کاهش بودجه تحقیقاتی دستگاه‌های دولتی از جمله موسسه افتخارآفرین رویان
‏11.‏ بی تفاوتی در مورد رفتن پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت
‏12.‏ ‏ نخستین سفر اعجاب انگیز به نیویورک و ظهور هاله نور ‏
‏13.‏ ‏ حضور در مراسم افتتاحیه بازیهای آسیایی قطر و تماشای توهین به مشاهیر فرهنگ ایران
‏14.‏ ‏ ناتوانی در عدم پیش بینی لازم و مهندسی برای برخورد با بحران زمستان 86‏
‏15.‏ ‏ قطع گاز مناطق مختلف کشور در زمستان وحشتناک 86‏
‏16.‏ ‏ ایراد اتهام قاچاق سیگار با رقمی نجومی در سفر به قم با گزارش اشتباه‏
‏17.‏ واردات بی رویه محصولات کشاورزی و میوه ‏
‏18.‏ واردات گسترده شکر، گندم و برنج
‏19.‏ ‏ انحراف در اهدای وام های مهر رضا و ورود نقدینگی به بازار متورم کشور‏
‏20.‏ برکناری های سریالی وزرای دولت و روسای بانک مرکزی‏
 
شاید برخی بگویند مسائلی از این دست در شمار نقاط ضعف و ابهامات عملکرد دولت است و طبیعی است که در یک فیلم تبلیغاتی نباید سخنی از آن‌ها به میان آید. اما در پاسخ باید گفت: افراد دارای حق رأی در جامعه در خصوص هر کاندیدا سه دسته‌اند: طرفداران جدی، افراد مردد و مخالفان پر و پا قرص.
 
اگر کارگردان یک فیلم تبلیغاتی مخاطب خود را یکی از دو دسته اول یا سوم قرار دهد، ره به خطا برده است، چرا که بر آرای کاندیدای موردنظر نیفزوده است.
 
در مقابل باید افراد مردد را مخاطب قرار داد و ابهامات را برای آن‌ها زدود تا آن‌ها به کاندیدای مزبور متمایل شده و رأی خود را به سود او در صندوق بریزند. با این حال شاید تنها ابهامی که در این فیلم با اما و اگرهایی درباره آن سخن رفت، پیشرفت‌های اقتصادی و عمرانی بود و از دیگر نقاط فراوان ابهام غفلت شد و این در حالی بود که دیگر احمدی‌نژاد چون چهارسال پیش فردی که از بیرون آمده باشد، نیست و 4 سال بخش اعظم قدرت کشور در اختیار او بوده است.

طبیعی بود این شاخص ها جایی در این مستند نداشت، چون محوریت کارهای شعاری، ‏مانورهای شعاری هم می‌خواهد و این چنین می‌شود که شان یک رئیس‌جمهور در این ‏مستند تا بررسی‌کننده آسفالت کف کوچه‌های روستاهای فقیر و جدول‌کشی خیابان‌‏های آن‌ها پایین می‌آید.‏

تصاویر سفرهای استانی در یک سال آخر ریاست‌جمهوری با تاکید بر شعارهای یاور ‏رهبر و بوی رجایی، روی برخی استان‌ها تاکید بیشتری شد و در برخی شهرها مانند شیراز، ‏اهواز و تبریز اصلا اشاره‌ای نشد.‏

اما نکته جالب تمرکز بر پرچم حزب‌الله لبنان در استقبال مردمی از رئیس‌جمهور در شهر ‏رشت و حضور گسترده دانش‌آموزان مدارس هر شهر در ورزشگاه‌ها برای ‏سخنرانی‌های رئیس‌جمهوری بود. شاید حضور دانش‌آموزان از تصاویر نمای باز و ‏نامفهومی که صداوسیما با لنزهای واید به تصویر می‌کشند قابل اثبات نباشد.‏اما دوربین مستندساز حامی دولت نهم خیلی صریح و آشکار، نماهای نزدیک و بسته‌ای ‏از خیل دانش‌آموزان در استقبال از سفرهای استانی رئیس‌جمهور نشان داد.‏

پس از این بازهم ضربان آهنگ مستند دچار سکته‌ای شد و با تصاویری از موشک امید ‏یک و توجیه شکست پرتاب راکت اول، ناگهان با لحظه‌های پرتاب موفقیت‌آمیز ماهواره ‏تحقیقاتی امید همراه شد.‏

در بخش دیگری از سکته‌های این مستند سیاسی مشخص نشد چرا کارگردانی که تلاش ‏می‌کند عتاب رئیس‌جمهور در سفرهای استانی بر سر موضوعات عادی و پیش پا ‏افتاده را به تصویر بکشد، در مواردی چون گسترش بیشتر دامنه خط فقر، کاهش سطح ‏توان اقتصادی مردم، بحران مسکن، بحران‌های بین‌المللی و تحریم‌ها سوژه‌ای پیدا ‏نکرده است.‏

همین فقر سوژه کارگردان را مجبور کرد که در ادامه مستند به بحثی کلان و به اصطلاح ‏ملی بپردازد، از این رو موضوع مونتاژ هواپیمای آنتونوف 140 به موضوعی جالب برای ‏مانور دیگری تبدیل شد.‏

گرچه رئیس‌جمهور در بخشی از اظهاراتش تاکید کرد، دستور داده تا شرکت‌های داخلی ‏از این وسیله پرنده استفاده کنند. اما ایشان اشاره‌ای به سانحه دیدن 3 فروند از 5 فروند هواپیمای ‏فعال در خطوط هوایی و بایگانی شدن پرونده این هوایپما در ایرلاین‌های داخلی به خاطر ‏ریسک بالا ندادند.‏

حتی نکته جالب این بود که رئیس‌جمهور ظاهرا خبر نداشتند سال گذشته در نمایشگاه ‏هوایی که در کیش برگزار شد، قرار بود حضور وزیر راه به همراه تنی چند از ‏خبرنگاران رسانه‌های داخلی و خارجی با یک فروند ایران 140 گشتی بر دور جزیره ‏مرجانی کیش بزنند! اما ناگهان این برنامه حذف شد و با پیاده کردن مسافران، هواپیما ‏تنها با کادر فنی خود به پرواز درآمد.‏

در بخش بعدی احمدی‌نژاد در پاسخ به سوال شمقدری مدعی شد که در دوره خودش ‏‏100 هزار پروژه را شروع کرده که 70 هزار آن به پایان رسیده، ولی در دولت قبل که با ‏کمک تصاویر انیمیشن نشان داده می‌شد، ثابت شد خاتمی 80 درصد پروژه‌هایش ‏باقی مانده و نتوانسته به پایان برساند!‏

این فرافکنی در حالی است که مثلا بعضی پروژه‌هایی که در دولت احمدی‌نژاد به نتیجه ‏رسید، فارغ از توجیه غیرمنطقی او، به دلیل طولانی بودن مسیر آن از برنامه‌های دوم ‏توسعه تا برنامه‌های چهارم به جبر زمان و توسعه نمی‌توانست در زمان دولت‌های ‏هاشمی و خاتمی تمام شود.‏

برای مثال راه‌اندازی پروژه عظیم پارس جنوبی چگونه می‌توانست در زمان خاتمی تمام ‏شود، همان‌طور که در زمان احمدی‌نژاد هم تمام نمی‌شود و رئیس‌جمهور بعدی هم ‏نمی‌تواند بگوید، من این کار را تمام کردم!‏

اما در این‌جا بد نیست، ذهن بینندگان این مستند به موضوعی قدیمی و بدعتی مدیریتی که ‏در شهرداری تهران شروع و به دولت نیز رسید، جلب شود.‏

تا پیش از احمدی‌نژاد و پیش از انقلاب براساس رسمی مدیریتی و متداول، هر 50 تا 100 ‏طرح عمرانی در حوزه مدیریت شهری تهران تعریف یک پروژه را پیدا می‌کرد. ‏

برای مثال پروژه عمرانی منطقه 12 تهران، شامل بازسازی معابر، جدول‌کشی، بازسازی ‏سرویس‌های عمومی، بازسازی بخشی از معابر بازار، احداث ایستگاه‌های اتوبوس، خط ‏کشی معابر، امین‌سازی مدارس، اضافه کردن خطوط اتوبوسرانی و طرح‌های ریز و ‏درشت مختلفی می‌شد.‏

اما با آمدن احمدی‌نژاد این طرح‌ها همگی تبدیل به پروژه شدند تا ذهن شهروند ‏متخصص و عام، هر دو با یک فرمول پر زده شود!‏

چون همان‌طور که بحران مدرک‌گرایی در کشور به اوج خود رسیده، عددگرایی در ‏گزارش عملکرد مدیران دولتی هم تقدس خاصی پیدا کرده است.‏

به همین منظور وقتی یک پروژه تبدیل به 50 پروژه شود، شما در راس یک سال به جای ‏چند صد پروژه چندین هزار پروژه راه انداخته‌اید و ارقام جالبی را در کارنامه خود ‏دارید.‏

حالا این سوال وارد است که 100 هزار پروژه ادعا شده در این فیلم تبلیغاتی، براساس ‏کدام مقیاس برشمرده است و این پروژه‌ها قابلیت ریز شدن و تفکیک را دارد یا نه؟

در واقع بزرگترین اشتباه کارگردان این مستند سیاسی، استفاده ‏از حرف‌های غیرقابل استناد و همان شیوه احساساتی بروز پیدا کرده در سخنرانی ‏سفرهای استانی بود.‏

چون در رقابت انتخاباتی دست کم هر انسانی می‌داند، باید با مصداق‌ها و شاخص‌های ‏آشکار وارد بحث شود، اما جالب یکی از ‏گاف‌های این مستند بود، جایی که احمدی‌نژاد زیادی پروژه‌ها در دولتش را به حدی ‏دانست که وقت نکرده برای مثال فلان پالایشگاه را افتتاح کند.‏

دست کم این کارگردان باید این جمله را به مانند دیگر موارد بیست گانه‌ای که در بالا ‏ذکر شده و بسیاری نیز از قلم افتاد، حذف می‌کرد که مهر تایید بر انتقادهای وارده به ‏کاندیدای مورد علاقه خودش نباشد.‏

دومین گاف این مستند، بی‌اطلاعی از بحران اکوسیستم دریاچه ارومیه و زیر سوال بردن ‏تلاش وزیر دولت رجایی یعنی شهید موسی کلانتری بود که نخستین طرح اتصال دو ‏سوی دریاچه ارومیه را در سال 60 مطرح کرد و کلنگ آن را به زمین زد.‏

احمدی‌نژاد در اثر قلع و قمع گفتاری اقدامات گذشتگان در این مورد هم با اشاره به تلاش ‏برای ساخت پل برای پروژه، خطرساز بودن آن را برای اکوسیستم دریاچه مربوط به پل ‏ندانست و مدعی شد چون در گذشته می‌خواستند با خاکریز جاده بسازند، اکوسیستم در ‏خطر بود! حالا چنین چیزی در جریان نیست.‏

جالب این که مشکل اکوسیستم دریاچه ارومیه به دلیل کاهش ورودی آب‌های ‏سطحی به این دریاچه و کاهش سطح آب آن تا 40 درصد و برهم خوردن تراز آب در ‏نیمه‌های شمالی و جنوبی است که موجب شده تنها موجود زنده میکروسکوپی آن به ‏دلیل غلظت بالای نمک در شرف نابودی باشد.

تا این‌جا تقریبا دو سوم زمان مستند گذشته و هنوز سردرگمی کارگردان در چهل تکه ‏بودن موضوعات و رها شدن بی‌نتیجه آن‌ها ادامه دارد، ولی دوباره به کمک موضوع ‏انرژی هسته‌ای، دقایقی با تصاویر کلیپ‌گونه و بدون کلام سپری شد تا نوبت به مانور ‏روی مدرک رئیس‌جمهور و تاثیر دکترای مهندسی وی در اداره امور کشور شود.‏

شاید بیان این نکته که کشور باید در اختیار عالمان باشد، حرف جذابی از سوی یک ‏رئیس‌جمهور باشد. اما یادآوری ماجرای کردان و اطلاق لفظ ورق پاره به مدارک ‏تحصیلی معتبر از سوی رئیس‌جمهور در بحران مدرک تقلبی وزیر کشور و در نظر ‏داشتن کاهش سطح دانش و سواد وزرای دولت نهم به نسبت دولت‌های دیگر این ادعا را ‏زیر سوال برد.‏

در واقع به دلیل انتقادهای موجود، ‏کارگردان و دیگر تصمیم‌گیرندگان تبلیغاتی رئیس‌جمهور مجبور بودند در این مستند به ‏این شاخه و آن شاخه پریده تا در رهگذر زمان اندکی این ساختار دچار ترکیب شود. ‏

شعاری‌ترین لحظات این مستند از لحظه اجازه پرتاب ماهواره امید با شعار الله اکبر با ‏کات موازی به احساسات مسلمانان اندونزی در سفر رئیس‌جمهور به اندونزی و بلافاصله ‏سفرهای آمریکای جنوبی و آفریقا بود تا تاثیر شعارهای تاکید شده رئیس‌جمهور در ‏محبوبیت وی در جهان به نمایش درآید.‏

باز در سکته دیگری بدون محتوای جریان‌دار، از تصاویر مستند کنفرانس دوربان2 استفاده شد و پس از آن تصویری پخش نشده از پوزخند کریستین امانپور در ‏کنفرانس خبری به اظهارات احمدی‌نژاد که از فروپاشی امپراطوری آمریکا خبر می‌داد، ‏به راحتی نشان داده شد.‏

می‌گویند محمدعلی کلی همیشه پس از پیروزی بر حریفان خود بیشترین تعریف و ‏تمجید را از آن‌ها می‌کرد و بعد می‌گفت، من بودم بر او برنده شدم! گویی احمدی‌نژاد هم ‏قصد داشته دشمن را بزرگ کند و بعد مشت پیروزی بر او را بالا بگیرد.‏

دو نامه او را هم با بی‌تفاوتی بی‌جواب گذاشت و پرونده هسته‌ای ایران را از چانه‌زنی به بحران وارد کرده و ‏به شورای امنیت برد.

این همان نقص رسانه‌ای است که با وجود افرادی ‏مانند پرفسور مولانا، دکتر کلهر و جواد شمقدری باز هم درمان نشد تا با این تصاویر در مستند تبلیغاتی تایید شود.‏

گرچه استناد به صحبت‌های «مایکل کالینز پاییر» خبرنگار رسانه گمنام «آمریکن فری ‏پرس» و یا تاکید بر گفتاری صلح‌طلبانه با «لری کینگ» نقطه اتکاهای خوبی در این ‏مستند نبود، اما باید انصاف داشت و به کارگردان حق داد که از ‏حداقل‌ها بهترین استفاده را ببرد.‏

در بخش دیگری قبل از پایان این مستند تصاویر جالبی از یک دختر ایرانی در حاشیه ‏همایش سرمایه‌گذاران ایرانی در سالن اجلاس می‌توان اشاره کرد. گریه دختر برای ‏احمدی‌نژاد از خط فکری حاکم بر کل مستند حکایت داشت. اما زیرنویس قهرمان تنیس ‏فرانسه در حالی که نام وی ثبت نشده بود، کاری بسیار خنده‌دار از سوی شمقدری ‏بود.‏

نشان دادن تصویر ارغوان رضایی، تنیسور ایرانی و نخستین زن مسلمان که در مسابقات ‏گراند اسلم مسابقه داده و سال 80 در حالی که 14 سال داشت، توسط فائزه هاشمی از ‏سنت اتین فرانسه به ایران آورده شد تا در مسابقه‌های زنان کشورهای اسلامی به رغم ‏اختلاف 10 ساله از رقیب خود به قهرمانی دست پیدا کند، نکته بسیار جالبی است. ‏

کاری به ارتباط حضور ارغوان رضایی با همایش ایرانیان سرمایه‌گذار در بخش ‏خصوصی نداریم. اما آن‌چه مشخص است، بازی سیاسی چقدر برای تیم رسانه‌ای رئیس‏جمهور ارزش داشته که نتوانسته‌اند از تصویر و شهرت ارغوان رضایی که شهرتی ‏جهانی و چهره‌ای جذاب برای ایرانیان خارجی و البته قشر مرفه و کمتر متدین جامعه است، به راحتی عبور کنند.‏

آیا میان ارغوان رضایی و گلشیفته فراهانی تفاوتی است؟ وقتی این بازیگر سینما در ‏هالیوود بدون حجاب اسلامی روی فرش قرمز رفت، عده‌ای در ایران او را تا مرز ارتداد ‏و اعدام جلو بردند، اما جالب است در فیلم آقای رئیس‌جمهور از وجود تنیسور دختری ‏استفاده می‌شود که با حجاب اسلامی تنیس بازی نمی‌کند، اما چون پس از دیدن رئیس‌‏جمهور اشک می‌ریزد، انسان قابل احترام و الگویی برای مردم ایران است!‏

جالب است که شمقدری با نزدن نام این تنیسور به اصطلاح سعی کرده زهر کار را گرفته ‏و فقط بهره‌برداری هندی خود را از گریه‌های ارغوان رضایی کرده باشد.‏

در واقع این حرکت پایانی کارگردان مستند تبلیغاتی رئیس‌جمهور اشتباهی بزرگ بود که ‏باید آن را به پای فضای هدف‌گرا و توجیه‌کننده وسیله در طراحی‌های رسانه‌های حامی ‏دولت نوشت.‏

وقتی مدرک تحصیلی جعلی با آرم جمهوری اسلامی برای سیدمحمد خاتمی ساخته می‌‏شود، در حالی که وی پیش از انقلاب لیسانس گرفته بود، تعجبی ندارد زیر تصویر ‏ارغوان رضایی گریان لفظ قهرمان تنیس فرانسه نوشته شود تا مردم عوام جامعه او را ‏نشناسند و برخی دوستان تندرو دولت نهم از شمقدری شکایت نبرند!‏

اما بخش پایانی که در واقع اظهارات یک پیرزن لر و یک دختر شهید جنوبی بود، بیشتر ‏شبیه یک التماس نامه عاطفی برای جلب نظر مردم بود، چون پیرزنی که دچار استیصال ‏است و از احتیاج به درمان، سرپناه نیاز داشته یا دختر شهیدی که احساساتی شده و از ‏شدت هیجان جواب‌های کودکانه به سوال کارگردان مستند می‌دهد، اندازه و ترازوی علمی و مهندسی مناسبی برای موفقیت و کارآمدی یک دولت در طول 4 ‏سال نیست، چون اگر کارگردان سرسخت و طرفدار که در ماجرای دستور ورود بانوان ‏به ورزشگاه یکی از باعث و بانیان تیره شدن روابط رئیس‌جمهور با علمای قم بود، نمی‌تواند ‏سوژه‌ای بیابد، باید به او حق داد که این دستاویزهای عاطفی و اشک‌های هیجانی تلاشی ‏بود برای همراه کردن مردم با شعارهای قشنگ برای چهار سال دیگر.‏

در مستند تبلیغاتی رئیس‌جمهور که ابتدای آن بر صحبت‌های 4 سال گذشته استوار ‏شده بود، خبری از شعارهای زیر پیدا نشد: ‏
‏1.‏ مبارزه با فقر و فساد و تبعیض ‏
‏2.‏ مبارزه با مافیای اقتصادی کشور
3.‏ ایجاد اشتغال‌زایی بیشتر ‏
‏4. توسعه کشاورزی و تجارت
5.‏‏کنترل تورم و نوسان‌های اقتصادی
‏6.‏ کنترل گرانی و بالا بردن سطح توان مردم‏
‏7.‏ جلوگیری از خویشاوندسالاری در دولت
8.‏ ایجاد شایسته‌سالاری در امور کشوری
‏9.‏ حضور افراد شایسته و تحصیل کرده در امور مرتبط
10.‏ تمرکززدایی و بردن برخی وزارتخانه‌ها از تهران
‏11.‏ مهم نبودن شکل و ظاهر دختر و پسرها در مقایسه با مشکلات مملکت
‏12.‏ معرفی مفسدان اقتصادی
‏13.‏ برخورد با رانت‌خواری و پدیده آقازاده‌ها
‏14.‏ حمایت از بخش خصوصی

در پایان این نقد مستند انتخاباتی احمدی‌نژاد باید تاکید کرد، هیچ رئیس‌جمهوری در ‏ایران ناتوان نبوده و در ذات زندگی، هیچ انسانی ناتوان نیست، اختلاف در سطح توانایی‌هاست که از یک نفر انسانی مدیر و مدبر ساخته و از دیگر فردی متوسط و ضعیف. ‏

ناتوانی جواد شمقدری در نگارش یک فیلمنامه مستند سیاسی و بیان یک روایت ساده از ‏خدمات 4 ساله دولت نهم موجب شد که حداقل اقدامات موثر این دولت که در سایه ‏اشتباهات دامنه چهار سال اخیر رسانه‌های حامی و وابسته به آن مخفی بود، حتی در ‏این مستند هم راهی برای طرح و بیان پیدا نکند.‏

ناتوانی در بیان واقعیت‌ها آن‌طور که بود و هست، موجب شده که رفتار و اعمال شعاری همچنان بر سر اقدامات دولت چنبره بزند، تا تئوریسین رسانه‌ساز و مشاور ‏مدرن و کارگردان این مستند برای جلب نظر مردم به جای ساخت یک مستند قاطعانه و ‏محکم مدیریتی، دست به دامن یک سناریو هندی برای به تصویر کشیدن اشک‌ها و ناله‌ها ‏برای رای مردم شوند! ‏
 
البته با همه این موارد نمی‌توان در تأثیرگذاری این فیلم بر بخش قابل توجهی از جامعه گذشت، هرچند از آن جا که بخش‌هایی از این فیلم‌ها که البته 4 سال برای آن‌ها سوژه تهیه شده، پیش از این هم بارها از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شده، جذابیت آن‌ها کاسته می‌شد.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 پیام مهندس موسوی به مردم آذربایجان غربی

مهندس میر حسین موسوی با صدور پیامی خطاب به مردم غیور آذربایجان غربی، از میهمان نوازی آنان تقدیر کرد.

به گزارش قلم نیوز متن پیام مهندس موسوی به این شرح است: مردم شریف و غیور آذربایجان غربی، دیدار با شما در شهرهایی که نماد همزیستی اقوام و مذاهب مختلف و ترک و کرد و شیعه و سنی است که در عین شایستگی از محرومیت های بسیار رنج برده ولی همواره با لب های خندان و چهره های امید بخش به آینده چشم دوخته و انتظار توجه بایسته ی این مرز و بوم و شایسته ی نظام اسلامی را داشته و دارد برای همه ی ما تامل برنگیز و نیازمند توجه بیش از پیش است.

مشاهده ی آگاهی و هوشمندی، شور و نشاط همگانی و تعهد ایمانی شما برای حضور در دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری و تعیین سرنوشت خود و همچنین مهمان نوازی تان از این فرزند کوچک آذربایجان و خادم ملت ایران مرا بر آن می دارد تا از خداوند متعال سپاسگزاری کرده و مراتب تشکر و قدردانی خود را از همگی شما عزیزان، اقشار مختلف، روحانیت معظم، نهادها و سازمان ها و ستادهای منتسب به اینجانب ابراز دارم. سربلندی آذربایجان، توفیق بهروزی و موفقیت همگان و اعتلا و سربلندی ایران و ایرانیان عزیز را از خدوند متعال خواهانم.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

جوابیه مهم مرکز تحقیقات استراتژیک به احمدی‌نژاد

حضور همزمان و بی‌سابقه وزرای خارجه سه کشور اروپایی در تهران در جریان مذاکرات سعدآباد و شکست سیاست‌های آمریکا و صهیونیست‌ها باعث عزت ایران شد یا آزاد کردن عجولانه ملوان‌های متجاوز انگلیسی، بدرقۀ شکوهمند آنها و خروج آنان از کشور همانند مهمانان رسمی آن هم کمتر از ٢٤ ساعت پس از اولتیماتوم تونی‌بلر؟ باید به این سؤال پاسخ داده شود که جلوگیری از ارسال پرونده هسته‌ای به شورای امنیت باعث عزت ایران شد یا فشارهای جهانی در سایه سخنرانی‌های آتشین و موضع‌گیری‌های غیرضرور تا جایی که ایران به ناحق به عنوان کشور تهدیدکننده صلح و امنیت جهانی مطرح شد؟ به راستی آیا حضور جناب آقای احمدی‌نژاد در کنار تابلوی «خلیج ع رب ی» باعث عزت ملی ایرانیان شده است.

طی چند روز گذشته موج تازه‌ای از حملات بی‌محابا و غیر منصفانه مسئولان ارشد دولت نهم به سیاست‌های هسته‌ای نظام در فاصله میان سال‌های ٨٢ تا ٨٤ آغاز شده است. روال گذشته تاکنون اینگونه بوده که رؤسای محترم جمهور در دور دوم رقابت‌های انتخاباتی خود، همواره انبانی پر از دستاورد و موفقیت داشته‌اند و کوشیده‌اند فعالیت‌ها، خدمات و دستاوردهای خود را با افتخار در پیشگاه ملت ایران تشریح کنند. اکنون که ظاهراً انبان خالی برخی از مسئولان اجرایی، آن‌ها را واداشته است که سیاست فرافکنی، تخریب گذشته و حمله به مسئولان پیشین را دنبال کنند؛ مرکز تحقیقات استراتژیک نیز خود را ناچار می‌بیند که با هدف جلوگیری از تحریف تاریخ، حقایقی را به استحضار نخبگان و مردم بزرگوار ایران برساند:

1ـ جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد طی سخنرانی‌های انتخاباتی خود در ده روز گذشته و از جمله نطق تلویزیونی دوشنبه 4/3/88 حداقل در سه نوبت به مذاکرات ایران و سه کشور اروپایی در مهرماه ١٣٨٢ (معروف به بیانیه سعدآباد) حمله کرده و تا آن‌ جا پیش رفته‌اند که آن بیانیه را «ننگین» خوانده‌اند. جناب ایشان همچنین ادعا کرده‌اند که بیانیه سعدآباد، ملت ایران را در «ذلت» فرو برده و مدعی شده‌اند که آن بیانیه، در راستای «سياست‌هاي استعماري» جهان غرب و با هدف «تمام کردن کار ملت ایران» تنظیم شده است.
این موضع متأسفانه در همین مدت از سوی تعدادی از مسئولان دولت نهم و رسانه‌های حامی دولت نیز تکرار شده و این فرضیه را تقویت کرده است که تهاجم به دولت‌های گذشته با هدف انحراف افکار عمومی از شرایط نابسامان چهار سال اخیر (مخصوصاً تورّم، بیکاری، واردات بی‌رویه به جای تولید، قانون گریزی و سیاست‌های ناپخته داخلی و خارجی) در صدر سیاست‌های تبلیغاتی آنان قرار دارد.
واقعیت این است که دقیقاً برخلاف ادعای جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد و حملات رسانه‌ای طرفداران ایشان؛ مذاکرات سعدآباد یکی از نشانه‌های پرافتخار تدبیر و تعقل در سیاست خارجی جمهوری اسلامی است. در شرایطی که به تعبیر مقام معظم رهبری جبهه‌ای گسترده در مقابل ایران شکل گرفته بود، مذاکرات سعدآباد نتیجه‌ای جز تثیبت حقوق هسته‌ای ایران و شکست و ناکامی آمریکا و رژیم صهیونیستی در پی نداشت و حضور بی‌سابقه وزرای خارجه سه کشور اروپایی در تهران و تمکین آن‌ها در مقابل شروط اصلی جمهوری اسلامی نیز مطمئناً جز «عزت ملی»، هیچ معنای دیگری نمی‌داد.

2 ـ مقام معظم رهبری در یازدهم آبان 1382 کمتر از دو هفته پس از مذاکرات سعدآباد طی سخنانی در جمع کارگزاران نظام [+] به صراحت از این مذاکرات حمایت کرده و بیانیه سعدآباد را «درايت و تدبير» و یک «حرکت درست سیاسی» خواندند. ایشان در آن بیانات صراحتاً فرمودند: «کاری که مسئولان کردند، کار درستی بود. با تدبیر و بدون پذیرش تسلیم و قبول حرف زور انجام شد تا توطئه‌ای که از طرف آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها علیه جمهوری اسلامی طراحی شده بود، شکسته شود». حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنانشان تصریح کردند: «آن چه که تاکنون مسئولان محترم، چه آقای دکتر روحانی و چه آقای رئیس‌جمهور و مسئولان دیگر که حقیقتاً زحمت کشیدند؛ این است که با دقت و ملاحظه جوانب کار کرده‌اند و حواسشان جمع است که کاری بر خلاف مبانی و اصول انجام نگیرد».
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مدظلّه در تاریخ 29/7/84 نیز در خطبه‌های نماز جمعه تهران [+] تاکید کردند که مذاکرات هسته‌ای از آغاز با «حكمت و مشورت» دنبال شده و تصمیمات انجام گرفته همگی بر اساس فکر جمعی بوده و هیچ گاه یک تصمیم فردی نبوده است. ایشان فرمودند: «كارى كه در كشور چه در چالش بين‏المللىِ مربوط به كار هسته‏اى، چه در خود كار هسته‏اى دارد انجام مى‏گيرد، كارى است كه با حكمت و مشورت دارد انجام مى‏گيرد؛ اين را ملت ايران بدانند. گاهى اظهار نگرانى مى‏شود كه مبادا كارِ غيرمدبرانه‏اى انجام بگيرد؛ نبادا تصميمات فردى گرفته بشود؛ نه، قضيه اين‏جور نيست. كار با مشورت، با تدبير، از اول و در اين دو سال و اندى هم همين‏جور بوده است و با فكر جمعى انجام گرفته است و پيشرفت كرده‏ايم».
رهبر معظم انقلاب در تاریخ 18/7/85 نیز طی سخنانی در جمع مسئولان و کارگزاران نظام اسلامی [+] از روند هسته‌ای در دو سال نخست دفاع کرده و انجام آن را کاری «لازم» دانستند. ایشان فرمودند: «آنجایی که لازم است با تندی، آنجایی که لازم است با کندی، آنجایی که لازم است یک قدم به عقب، دو قدم به جلو، خدای متعال هم کمک می‌کند. در قضیه هسته‌ای هم همین کار شده و بعد از این هم خواهد شد». حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از همان سخنرانی فرمودند: «آن حرکت (مذاکرات دو سال نخست) حرکت لازمی بود و انجام گرفت. امروز هم این حرکت، حرکت درستی است».
مقام معظم رهبری همچنین در زمستان ١٣٨٤ در جمع اعضای مجلس خبرگان دوره سوم نیز تصریح فرمودند که تصمیمات مربوط به پرونده هسته‌ای هیچگاه تصمیمات فردی نبوده و همواره تصمیمات جمعی مسئولان نظام بوده است.
متاسفانه حملات بی‌محابای مسئولان ارشد دولت نهم به مذاکرات هسته‌ای دو سال نخست، به نحو تاسف‌آور و نگران‌کننده‌ای در نقطه مقابل اظهارات رهبر معظم انقلاب قرار دارد. از کسانی که مدعی اطاعت از نظرات رهبری نظام هستند، انتظار می‌رود هیچ‌گاه به خود اجازه ندهند روندی که به صراحت از سوی رهبر انقلاب مورد حمایت قرار گرفته است را «ننگین» بخوانند. هر چند که بسیاری از مسایل پشت پرده در چهارسال اخیر از جمله ماجرای سازمان حج و زیارت نشان داد که بین مقام سخن و عمل فاصله زیادی وجود دارد.

3 ـ این ادعا که ایران با بیانیه سعدآباد تمام فعالیت‌های هسته‌ای خود را تعلیق کرد، نادرست و خلاف واقع است. واقعیت این است که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و 35 کشور عضو شورای حکام در قطعنامه شهریور 82 (حدود چهل روز قبل از مذاکرات سعدآباد) خواستار تعلیق کامل و الزامی تمامی فعالیت‌های هسته‌ای ایران شدند. در آن مقطع؛ ایالات متحده آمریکا بر «توقف کامل و دائمی» فعالیت‌های هسته‌ای ایران تاکید داشت و متاسفانه کار به جایی رسیده بود که وزیر خارجه روسیه و وزرای خارجه سه کشور اروپایی نیز با ارسال نامه‌هایی رسمی به جمهوری اسلامی، رسماً خواستار «توقف کامل» فعالیت‌های هسته‌ای ایران شده بودند.
در آن شرایط خاص منطقه‌ای که به گفته آقای احمدی‌نژاد، قدرت‌های جنگ‌طلب پس از اشغال افغانستان و عراق به فکر حمله به ایران افتاده بودند؛ جمهوری اسلامی با مذاکرات سعدآباد صرفاً تزریق گاز به سانتریفیوژها را تعلیق کرد. به عبارت دیگر پس از بیانیه سعدآباد، فعالیت قطعه‌سازی و مونتاژ سانتریفیوژها و همچنین فرایند ساخت تأسیسات UCFاصفهان ادامه یافت و جمهوری اسلامی در سایه این مذاکرات توانست سایر تأسیسات هسته‌ای خود را تکمیل کند. تعلیقی که مورد موافقت نظام قرار گرفت نیز تعلیقی «داوطلبانه»، «موقت»، غیرالزامی و محدود بود و اظهارات مسئول وقت پرونده هسته‌ای در کنفرانس خبری مشترک با وزرای خارجه سه کشور اروپایی در آن زمان، گواهی بر این امر است. دقیقاً برخلاف اظهارات مسئولان دولت نهم، آن کسی که مواضع و نقطه نظرات خود را در جریان مذاکرات سعدآباد به طرف مقابل تحمیل کرد، جمهوری اسلامی ایران بود و نه هیچ کس دیگر. معلوم نیست در شرایطی که تمام رسانه‌های معتبر بین‌المللی و تمامی دوستان جمهوری اسلامی مذاکرات سعدآباد را پیروزی تهران دانسته‌اند و حتی سیاستمدارانی چون ولادیمیر پوتین این مذاکرات را نشانه‌ای از «نبوغ ایرانیان» ذکر کرده‌اند؛ هدف آقای احمدی‌نژاد از «ننگین» خواندن این مذاکرات هوشمندانه چیست؟

4 ـ این ادعا که اتحادیه اروپا، شورای امنیت، شورای حکام یا آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از ایران خواسته‌اند تمام آزمایشگاه‌ها و رشته‌های دانشگاهی مرتبط با فعالیت‌های هسته‌ای از جمله رشته فیزیک را تعطیل نمایند نیز یک ادعای کاملاً نادرست و خلاف واقع است.

5 ـ جمهوری اسلامی ایران در فاصله میان سال‌های 1382 تا 1384 حداقل طی سه نوبت، تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای خود را شکست تا هم «داوطلبانه» بودن تعلیق را یادآوری کند و هم «محدود و موقت» بودن آن را اثبات نماید. با آن که برخی از آقایان مصرانه می‌کوشند بگویند شکستن تعلیق تنها در دولت نهم انجام شده؛ اما واقعیت این است که تهران هم در تابستان 1383، هم در پائیز 1383 و هم در تابستان 1384 طی سه نوبت مختلف رأساً اقدام به شکستن تعلیق داوطلبانه خود کرد. نکته مهم آن است که در سایه تلاش‌ها و تجربیات دیپلمات‌های کهنه‌کار نظام؛ این فرآیند شکستن تعلیق به قدری هنرمندانه و زیرکانه اجرا شد که هیچ هزینه‌ای را به جمهوری اسلامی تحمیل نکرد؛ یعنی نه پرونده‌ای به شورای امنیت ارجاع شد، نه تحریمی علیه ایران تصویب گشت و نه هزینه سیاسی و اقتصادی‌ای بر گرده ملت ایران گذاشته شد.

6 ـ سیاست هسته‌ای جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد این بوده است که قطعنامه‌های شورای امنیت را «کاغذ پاره» بخواند و از کشورهای قدرتمند بخواهد آن قدر قطعنامه صادر کنند تا «قطعنامه‌دان آنها پاره شود»! خوب است جناب ایشان توضیح دهند که این سیاست تاکنون چه دستاوردی برای ملت ایران داشته است؟ با این حال مزید اطلاع جناب آقای رئیس جمهور و ملت شریف ایران به استحضار می‌رساند که سیاست‌های هسته‌ای نظام طی سال‌های 82 تا 84 نه تنها مانع ارجاع پرونده به شورای امنیت شد بلکه باعث گشت پرونده هسته‌ای ایران در آذر 83 از دستور کار دائمی شورای حکام آژانس نیز خارج گردد. مطمئناً کسانی که گزارش دوپهلو و منفی محمد البرادعی را «بزرگترین پیروزی صد سال اخیر» خوانده‌اند مایل نیستند آن پیروزی واقعی که هیچ شباهتی به پیروزی‌های تخیلی ندارد به گوش ملت ایران برسد. با این حال نخبگان و صاحبان فکر از یاد نخواهند برد که آن سیاست هوشمندانه باعث شد تا آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در قطعنامه سال 83 خود و اتحادیه اروپا نیز در بیانیه‌های خود رسماً اذعان نمایند که فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی صلح‌آمیز است و ایران از حق برخورداری از انرژی هسته‌ای برخوردار است. در پناه همان سیاست بود که اکثر ابهامات و سؤالات آژانس منجمله در زمینه آلودگی سطح بالا حل و فصل شد و کمیته MNA در اسفند سال 1383 اذعان کرد ایران به جرگه کشورهای دارای فناوری چرخه سوخت پیوسته است.

7 ـ علی‌رغم آن که برخی می‌خواهند خود را قهرمان ملی فناوری هسته‌ای معرفی کنند و تلاش بی‌وقفه‌ی دانشمندان کشور و دولت‌های گذشته تحت هدایت‌ها و تدابیر مقام معظم رهبری را یکسره به جیب خود و حساب شخصی خود واریز نمایند؛ بایستی تأکید کرد که قهرمان واقعی صنعت هسته‌ای ایران، دانشمندان گمنام و فداکاری هستند که طی ٢٥ سال گذشته از جان و دل مایه گذاشته‌اند.
باعث تاسف است که برخی از حقایق تاریخی، طی چهار سال اخیر به صورت عامدانه انکار شده‌اند. واقعیت این است که فعالیت‌های مربوط به فن‌آوری هسته‌ای ایران در دهه 1360 و در دولت جناب آقای مهندس میرحسین موسوی کلید خورده و هر یک از دولت‌های هشت ساله آقایان هاشمی‌ رفسنجانی و سید محمد خاتمی نقش عمده و غیرقابل انکاری را در مسیر تکمیل این فناوری مهم ایفا کرده‌اند. براساس تمام این تلاش‌ها، جمهوری اسلامی ایران در سال 1381 (یعنی سه سال قبل از دولت جناب آقای احمدی‌نژاد) به فناوری غنی‌سازی دست پیدا کرد و چرخه سوخت ایران نیز در سال 1383 تکمیل گردید. مجمتع UCF اصفهان حداقل یک سال قبل از دولت نهم به بهره‌برداری رسید و تاسیسات عظیم نطنز نیز سه سال‌ قبل از ورود جناب آقای احمدی‌نژاد به قدرت کلید خورد. البته دولت نهم نیز در توسعه فعالیت‌های هسته‌ای و شروع مرحله صنعتی غنی‌سازی تلاش‌های قابل تقدیری داشته است که این روند بایستی در دولت‌های آینده نیز ادامه پیدا کند تا جمهوری اسلامی ایران نهایتاً به یک کشور تولیدکننده سوخت نیروگاه‌های هسته‌ای تبدیل شود.

8 ـ تأکید رئیس جمهور محترم بر «عزت» ملت ایران البته موضوعی ارزشمند و قابل تقدیر است. با این حال نکته و سؤال اصلی این است که چه اقدامات یا سیاست‌هایی باعث افزایش عزت ایران و چه سیاست‌ها یا اقداماتی نیز خدای ناکرده باعث ذلت مردم ایران خواهد شد؟
باید یک بار برای همیشه به این سؤال پاسخ داده شود که حضور همزمان و بی‌سابقه وزرای خارجه سه کشور اروپایی در تهران در جریان مذاکرات سعدآباد و شکست سیاست‌های آمریکا و صهیونیست‌ها باعث عزت ایران شد یا آزاد کردن عجولانه ملوان‌های متجاوز انگلیسی، بدرقۀ شکوهمند آنها و خروج آنان از کشور همانند مهمانان رسمی آن هم کمتر از ٢٤ ساعت پس از اولتیماتوم تونی‌بلر؟ باید به این سؤال پاسخ داده شود که جلوگیری از ارسال پرونده هسته‌ای به شورای امنیت باعث عزت ایران شد یا فشارهای جهانی در سایه سخنرانی‌های آتشین و موضع‌گیری‌های غیرضرور تا جایی که ایران به ناحق به عنوان کشور تهدیدکننده صلح و امنیت جهانی مطرح شد؟ به راستی آیا حضور جناب آقای احمدی‌نژاد در کنار تابلوی «خلیج ع رب ی» باعث عزت ملی ایرانیان شده است یا سیاست‌های هوشمندانه و مذاکرات مقتدرانه نظام در سال‌های 82 تا 84؟ به راستی نامه‌های بدون پاسخ و سفرهای بدون پاسخ جناب آقای احمدی‌نژاد عزت ملی ایران را افزایش داده است یا مذاکرات قدرتمندانه تهران با کشورهای غربی و شرقی و به شکست کشاندن طرح آمریکا در بازنگری N.P.T در سال 1384؟ و...

9 ـ منطق مدیریت سیاسی حکم می‌کند که مسایل حوزه امنیت ملی و منافع ملی کشور در رقابت‌های جناحی مورد بهره‌برداری قرار نگیرد؛ چه رسد به آن که فردی (در هر مقام) بخواهد با تحریف حقایق و طرح غیرکارشناسانه مسایل مرتبط با امنیت و منافع ملی کشور، اهداف انتخاباتی را پیگیری کند. بایستی توجه داشت که هیاهو، جنگ روانی و تخریب گذشته هیچ حاصلی جز ایجاد بدبینی و شادمانی دشمنان نظام در پی نخواهد داشت.

10 ـ انتظار می‌رود که جناب آقای رئیس‌جمهور؛ طی روزهای آینده به جای هرگونه فرافکنی، تخریب و حمله به دولت‌های گذشته درصدد پاسخگویی به سؤالات مردم و نخبگان پیرامون وقایع دوران مدیریت خود برآیند و به جای طرح مطالب نادرست در زمینه تعطیلی درس فیزیک؛ توضیحاتی درباره انبوه تخلفاتی که از سوی مراجع رسمی نظیر مجلس شورای اسلامی، دیوان محاسبات و سازمان بازرسی کل کشور اعلام شده است، ارایه کنند. ای کاش رئیس جمهور محترم در این ایام به انبوه مشکلات اقتصادی نظیر تورم کمرشکن، سیل نقدینگی، میلیاردها دلار پول گم شده، میلیاردها مترمکعب گاز گم شده (طبق گزارش دیوان محاسبات)، واردات غیرقانونی فرآورده، مقاومت در مقابل اجرای قانون و احیای شوراهای قانونی، انحلال سازمان مدیریت و صدها سؤال و ابهام دیگر می‌پرداختند.

با احترام
روابط عمومی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

فیلم مونتاژ شده و مطالب آن صحت ندارد

 

تاریخ اسلام وایران،وامدار آذربایجان است

تجلیل خاتمی از مردم تبریز و ارومیه به خاطر استقبال تاریخی شان از میرحسین موسوی

پاسخ توطئه‌های زشت را پای صندوق‌های رای خواهیم داد

رییس‌جمهور سابق کشورمان با تکذیب صحت مطالب فیلم منتسب به وی که در آن سازندگان مدعی شده‌اند که او به قوم آذری‌زبان توهین کرده است، از قوم آذری‌زبان به عنوان قومی که تاریخ اسلام و ایران مدیون‌ آنهاست، یاد کرد.

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، حجت‌الاسلام سیدمحمد خاتمی که عصر روز چهارشنبه در جمع متخصصان امر تعلیم و تربیت سخن می‌گفت، با یادآوری بداخلاقی‌های جناح رقیب در خردادماه سال 76 که به انتشار فیلمی با عنوان عصر عاشورا در جهت تخریب وی به عنوان یکی از کاندیداهای ششمین دوره انتخابات ریاست جمهوری منجر شد، گفت که اخیرا نیز فیلمی غیرواقعی که آثار دست بردن در آن آشکار است، منتشر کرده‌اند و در آن تلاش شده، اینگونه القا شود که به قوم و طایفه‌ای از جامعه ایرانی اهانت شده و بدین وسیله احساسات را علیه میرحسین موسوی برانگیزند.

وی با تکذیب مطالب این فیلم مونتاژ و ساخته‌شده، با بیان اینکه برای هر انسان خصوصا ایرانیان ادب و احترام قائل است، حساسیت خود در رعایت ادب و احترام نسبت به قوم آذری‌زبان را به مراتب بیشتر از اقوام دیگر دانست و گفت: آذربایجان، قطعه‌ای جغرافیایی نیست بلکه تاریخ این مرزو بوم است و تاریخ اسلام و ایران وامدار آذربایجان است و مردم این خطه از کشورمان سلحشورانی هستند که در عرصه‌های مختلف علمی، مدیریتی و دفاع از آزادی کشور سرآمد هستند.

خاتمی در ادامه با طرح این سوال که مگر می‌شود انسان ذره‌ای انصاف داشته باشد اما در مقابل این بخش از کشور، سر تعظیم فرود نیاورد، از مهندس موسوی به عنوان فرزند آذربایجان که نه تنها برای خدمت به مردم این خطه بلکه برای خدمت به همه ایران آمده، یاد کرد و نسبت به آنچه در تهیه این فیلم رخ داده تا در آرای این کاندیدای ریاست‌جمهوری تاثیر بگذارد، ابراز تاسف کرد.

وی یاد‌آور شد: نباید فراموش کنیم که همواره کید و توطئه‌ها به خود کسانی که این توطئه‌ها را ترتیب داده‌اند، بازمی‌گردد.

خاتمی هچنین با اشاره به استقبال پرشور مردم آذربایجان در سفر اخیر میرحسین موسوی به تبریز و در مسیر حرکت وی به ارومیه و آنچه که این مردم در روزهای گذشته در استقبال از موسوی به هنگام سفر به زنجان به نمایش گذاشتند، گفت: مردم ما بیدارند و همه ما جواب این توطئه‌های زشت و پاسخ آن اراده‌هایی که نمی‌خواهند مردم بر سرنوشت خویش حاکم باشند تا در جامعه تغییر مثبت در جهت مصالح مردم رخ دهد را با حضور شورانگیز در پای صندوق‌های رای پاسخ خواهیم داد.

وی همچنین نقش مربیان تعلیم و تربیت در دعوت از مردم برای حضور در پای صندوق‌های رای را بزرگ خواند و از حضور مردم به عنوان سیلی یاد کرد که تمامی موانع و خاشاک را از سر راه برخواهد داشت.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

ارومیه امروز همه شور همه عشق

 

گزارش زنده ساعت ۲۱:۱۶ پایان مراسم

دیروز مردم تبریز و امروز مردم ارومیه برگ تاریخ را به نام خود ثپت کردند..

آفرین بر این همه شور، آفرین بر این شعور، آفرین بر این غیرت و صلابت..

من در برابر این همه عظمت و بزرگی جز تعظیم و تکریم ملت غیور آذربایجان کاری نمی توان بکنم..

امروز لبخنده و هلهله و شادی توامان با گریه و اشک بود..

غایب بزرگ ورزشگاه شش هزار نفری ارومیه جز مهدی باکری کس دیگری نبود..

امروز ارومیه غوغا بود و من تنها از حماسه جاویدان ارومیه تنها و تنها یک جمله می توانم بگویم

جمله ای که هفته پیش علی عبدالعلی زاده گفت:

پیروزی از آن ماست..

آقای احمدی نژاد شما باختید !

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

گزارش زنده:ساعت ۲۰:۴۴ آغاز سخنرانی میرحسین موسوی

 

میرحسین به زبان آذری شروع به سخن می کند..

ما دولتی می خواهیم که در آن نخبگان دانشگاهی و علمی کشور حضور داشته باشند..

ما دولتی که در آن در عرض چند ساعت ۲۰۰ مصوبه تصویب شود نمی خواهیم..

سیاست خارجی اینگونه نمی خواهیم..

ما در ژنو تحقیر شدیم..

چرا آقای احمدی نژاد علی رغم تذکرات کارشناسان به سویس رفت؟

سیاست خارجی این دولت در دنیا برایمان عزتی به همراه نیاورد..

شعار و تشویق حاضرین: سیاست خارجی افتضاح افتضاح.. !

آذربایجان غربی به دلیل موقعیت استراتژیک می تواند به قطب صنعتی ایران تبدیل شود..

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

گزارش زنده ساعت ۲۰:۳۳ آغاز سخنرانی زهرا رهنورد..

 

سیزه سلام عرض ایلیرم..

من با اینکه فارسام ولی آذربایجان منیم ایکیمجی وطنیم ده..

رهنورد این بزرگ بانوی اهل هنر از آزادی های سیاسی و از حقوق زنان می گوید..

سخنان رهنورد بی امان مورد تشویق قرار می گیرد..

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

گزارش زنده: ساعت ۲۰:۲۱ آغاز سخنرانی عباس خورشیدی

 

خورشیدی خوش آمد می گوید

سخنان خورشیدی به صورت وحشتناک مورد تشویق حاضرین قرار می گیرد..

صحنه های بی بدیلی که سال های طولانی نظیر آن را ندیده بودیم..

آفرین بر ارومیه مرحبا بر این غیرت، سلام بر این مردانگی..

خورشیدی می گوید اگر ۲۲ بهمن در برابر ظلم ایستادیم ۲۲ خرداد در برابر عوام فریبی خواهیم ایستاد..

درود بر خورشیدی..

درود بر این مردم وفادار، سلام بر موسوی..

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
   

میرحسین آمد..

 

گزارش زنده : ساعت ۲۰:۰۰ صلی علی محمد بوی خمینی آمد..

 

 سرود ای ایران را همه می خوانند ..

بیر یا حسین تا میرحسین

آذربایجان بیر کلام موسوی ده والسلام..

آذربایجان یاتمیپ موسوی نی آتمیپ..

موسوی موسوی حمایتت می کنیم...

تلاوت آیاتی از کلام خدا

ورزشگاه و خیابان های اطراف آن مملو از جمعیت است..

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

آذربایجان یاتمیپ اوز اوغلنی آتمیپ

 

گزارش زنده: ساعت ۱۹:۰۵ نزدیک شهرک صنعتی ارومیه برای ورود سفیر عشق اهالی روستاهای اطراف گاو و گوسفند قربانی کردند. رقص و شادی و هلهله تنها صدایی است که اینجا شنیده می شود. هزاران ماشین در معیت خودروی حامل نخست وزیر محبوب امام در حرکت هستند.

اینجا چشم هایی رو می بینی که اشک شوق می ریزند. خدایا اینجا چه خبر است..

شهربانو امانی، علی سعادت، علی عبدالعلی زاده، محمود میرلوحی، صادق بناب و.. نیز از همراهان مهندس هستند..

پرچم سبز بزرگی در ورزشگاه در حال چرخاندن در دور سالن است. روی آن نوشته شده آذربایجان بیرکلام موسوی ده والسلام..

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

آفرین بر ملت قهرمان ارومیه

 

گزارش زنده :ساعت۱۸:۴۸ مسیر جاده شهید کلانتری تا شهر بیش از ۲۰۰۰ ماشین به استقبال میرحسین رفته اند. حرکت خوودروی حامل مهندس موسوی به سختی انجام می شود.

از دیگر سو ظرفیت ورزشگاه تکمیل است. لطفا به ورزشگاه نروید.. !

جای مهدی و حمید باکری خالی..

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
   

همه چشم ها به ارومیه دوخته شده

 

آب زنید راه را هین که نگار میرسد..

تا ساعاتی دیگر گزارش زنده و لحظه به لحظه حضور فرزند محبوب

 آذربایجان در دیار باکری از خرداد ۸۸..

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

اگر تبریز نمی رفتم معنای غیرت اینان نمی دانستم

با پرواز 11 صبح ایران ایر راهی تبریز شدیم. آقایان مهرعلیزاده، عبدالعلی زاده، کلانتری، شریف زادگان، نعمت زاده، خانواده ی شهید باکری و جمعی دیگر از عزیزان همراه بودند.

به فرودگاه که رسیدیم جمع کثیری از مردم برای استقبال آمده بودند. شعارهایشان با لحنی پر احساس و با زبان ترکی بود. آذربایجان یک کلام میرحسین والسلام معنی یکی از شعارها بود. بیش از نیم ساعت به طول انجامید تا محوطه فرودگاه را ترک کردیم.

ساعت 6 به عنوان زمان دیدار با مردم در ورزشگاه بزرگ تبریز اعلام شده بود. ساعتی زودتر به ورزشگاه رفتم. سکوها تقریبا پر شده بود و فوج فوج جمعیت وارد می شد. سکوها که پر شد جمعیت وارد فضای مستطیل سبز شد. هیجان خاصی بر آنها حاکم بود. موج سبز همه جا را فرا گرفته بود. وقتی مهندس و خانم رهنورد در برابر حاضران قرار گرفتند دیگر کسی سر از پا نمی شناخت. اگر نرفته بودم هرگز تا این اندازه مفهوم غیرت وتعصب آذری را نمی فهمیدم. واکنشهایشان صادقانه و از صمیم قلب بود. آنان اشک شوق را بر چشمان بسیاری از ناظران جاری ساختند. خانم رهنورد چند کلامی به زبان ترکی سخن گفت و مشتاقان را به وجد آورد. وقتی مهندس به زبان آذری آغاز کرد دیگر اشتیاق جمعیت قابل کنترل نبود. مهندس می گفت " سرنوشت آذربایجان سرنوشت ایران است"، همچنان که آذربایجان در جغرافیای ایران "سر ایران" است. مراسم که تمام شد موج سبز جمعیت خیابان های تبریز را فرا گرفت. ایمان دارم که سرنوشت انتخابات از آذربایجان رقم می خورد.

این روزها ماجرای  فیلم تخریبی علیه اقای خاتمی ابعاد رسانه ای وسیعی پیدا کرد. در تبریز متوجه شدم که خوشبختانه به دلیل توجه هشیارانه ی آذری زبانان نسبت به فتنه انگیزی بد خواهان، این فیلم که با هدف تاثیر گذاری بر فضای انتخابات منتشر شده است، تاثیر قابل ذکری بر این فضا نداشته و مردم حساب شخصیت انسانی و جایگاه رفیع اجتماعی آقای خاتمی را از این مسائل جدا می دانند.  

شب که به تهران بازگشتم در ستاد همه از آذربایجان می پرسیدند. تلفن های پی در پی سراغ برنامه تبریز را می گرفتند. معلوم بود که حساسیت به این برنامه بسیار بالاست. یادم هست که وقتی به خوزستان رفتیم عرض کردم "حماسه خوزستان یک ابررخداد سرنوشت ساز بود".  بعدا عده ای تلاش کردند که شتاب زده هر روز القا کنند که چنین هست و چنان نیست یا موج موسوی فراگیر نشده است.  حماسه امروز تبریز باید بر دیر باوران هم ثابت کرده باشد که موج موسوی نه در نقطه آغاز بلکه در نقطه تغییر وضع موجود است.

دور اول سخنرانی کاندیداها امشب به پایان رسید. رویکرد غیر منتظره وهوشمندانه  موسوی در کشاندن بازی به زمین حریف موج موسوی را در میان عامه مردم تشدید کرد. اگر تا دیروز نخبگان از موسوی می گفتند، اینک راننده های تاکسی و مردم کوچه و خیابان با موسوی پیوند خورده اند. روبان سبز امروز یک افتخار است نه یک نماد متهم. این روزها بیش از آنکه ستادها موسوی را تبلیغ کنند این مردمند که  او را تکرار می کنند و این همان استراتژی تبلیغات غیر متمرکز و قابل تکرار است. در این حال رقیب اصلی بسیار بی برنامه ظاهر شده و تاکنون از اردوگاه آنان نه استراتژی مشخص تبلیغاتی و نه برنامه روشن اداره کشور مشاهده شده است. شاخص ترین برنامه تاکنون تقسیم پول بوده است که بعید است آنچنان که آنان تصور می کنند کارساز افتد. در صورت تداوم این وضعیت دور از ذهن ندانید که احمدی نژاد سوم شود.

صبح آقای دکتر بهزادیان می گفت که سیاست تبلیغی مجددا یاد آوری شود. عرض می کنم که اگر می خواهیم برای موسوی تبلیغ کنیم تبلیغات خود را پیام محور، کم هزینه و به دور از اسراف به انجام رسانیم. تبلیغات قابل انتقال توسط مردم را که قابل نصب در خودرو یا قابل حمل توسط مردم است (نظیر تراکت و بروشور و سی دی) بر بیلبورد و نصب پوستر در خیابان ترجیح دهیم و از تبلیغات رنگی کمتر استفاده کنیم. از هر فرصتی برای گفت و گو با مردم بهره گرفته و نسبت به همه کسانی که می خواهند ما را عصبانی کنند هشیار باشیم. در مقابل تهاجمات رسانه ای و جنگ روانی حتی المقدور سکوت کنیم و در صورت پاسخ، ایجابی و مستدل واکنش نشان دهیم. با رعایت موازین و ظاهر خود بهانه به دست بهانه جویان ندهیم. هشیار باشیم که بعید نیست که کسانی که مهندس را دوست ندارند به پروژه کارناوال عاشورا فکر کنند یا بخواهند هاشمی 2006 بسازند. سادگی، اصالت و بومی بودن تبلیغات میرحسین یک اصل غیر قابل عبور است.

به سمت فرودگاه که می امدم مطلع شدم که متاسفانه خبرنگار کلمه که از دوستان قدیمی ایسناست مورد ضرب و شتم واقع شده است. همینطور خبر رسید که در خیابان ولی عصر مزاحمت هایی برای خودروهایی که تصویر مهندس را نصب کرده بودند ایجاد شده است. در بین راه روزنامه ی کلمه ی سبز را می خواندم. سرمقاله ی آقای بهشتی شیرازی حائز اهمیت بود. تلاش دست اندرکاران کلمه ی سبز بسیار درخور تحسین و ستایش است. این روزنامه ی وزین در آینده نقشی فرهنگ ساز در عرصه ی سیاسی و رسانه ای ایفا خواهد کرد. به دکتر علی رضا بهشتی و علی رضا بهشتی شیرازی تبریک می گویم.

پریروز دو بروشور برای تکثیر آوردند که هر دو نیاز به اصلاح داشت. در یکی از میرحسین به عنوان " نخست وزیر جنگ" یاد شده بود که پیشنهاد شد به نخست وزیر دفاع تغییر یابد و در دیگری، بروشور به گونه ای طراحی شده بود که می توانست بهانه ای برای رقبا در "القاء میرحسین در سایه ی خاتمی" باشد. خواهش کردم این "دو دردانه ی خط امام"  در کنار هم دیده شوند نه ذیل هم.

 پیامک : "دستور زبان انتخابات; من رای نمی دهم، تو رای نمی دهی، او رای می آورد. پس من رای می دهم، تو رای می دهی، تا او رای نیاورد".

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
  موج تبریز یعنی پیروزی میرحسین

 

مهندس میرحسین موسوی بار دیگر تاکید کرد: اگر با وجود این همه امکانات و سرمایه‌های اجتماعی فقر داریم، این از ضعف ماست و سرنوشت ما این نیست.

به گزارش خبرنگار اعزامی قلم‌نیوز، کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری در جمع ده‌ها هزار نفری مردم آذربایجان شرقی در استادیوم تختی با اشاره به قرار داشتن در آستانه دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری گفت: امروز ایران و آذربایجان به نقطه حساسی رسیده است و دوران سرنوشت‌سازی است. تصمیم شما در سطح ملی تعیین کننده و تاثیرگذار است. آذربایجان همیشه ثابت کرده است که از این آزمون‌ها سربلند بیرون می‌آید.

وی با بیان اینکه اندیشه‌ای که در دوران مشروطیت در این خطه ایجاد شد، هنوز زنده است و تحت عنوان مکتب تبریز به کار خود ادامه می‌دهد، به مردم آذربایجان گفت: در روزهای حساس انقلاب ایستادگی شما مردم بارها مملکت ما را نجات داده است.

وی با پررنگ خواندن نقش لشکر عاشورا در دفاع مقدس بیان کرد: جا دارد امروز به مسایل آذربایجان به شکلی ویژه نگاه کنیم.

موسوی در این دیدار عمومی گفت که اگر از سرمایه‌های اجتماعی کشور به درستی استفاده شود و سهم زنان و مردان را در جای خود به درستی بشناسیم، همان طور که باکری‌ها، توانستند، ما هم امروز می‌توانیم.

آخرین نخست‌وزیر ایران افزود: ما می‌توانیم، مردم تبریز و آذربایجان می‌توانند و مردم کل کشور می‌توانند به کمک هم مشکلات را حل کنیم.

وی به زبان ترکی با بیان این شعار که ما به اینجا وابسته‌ایم، فرزند آذربایجانیم، اظهار کرد:‌ اینجا شهر قهرمانان است. سرداران بزرگ در طول تاریخ، سرنوشت آذربایجان را تغییر دادند پس زنده باد آذربایجان.

کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری گفت:‌ قهرمانان انقلاب مشروطه شاهد این سخن من هستند که تبریز و آذربایجان همواره در برابر دیکتاتوری ایستاده است. انقلاب و 22 بهمن شاهد است که آذربایجان مرکز غیرت است. خاطرات لشکر عاشورا و باکری‌ها و شهدا همگی شاهدی بر سخن من هستند.

وی خطاب به مردم حاضر در استادیوم به زبان ترکی گفت: شما همیشه در برابر ظلم و دیکتاتوری ایستاده‌اید. آذربایجان و خصوصا تبریز فرهنگ‌پرور و هنرپرور هستند و استاد شهریار نمونه‌ای از این مساله است یا مقبره‌الشعرا پدیده‌ای استثنایی است که شاهدی بر این مساله است.

میرحسین گفت: آذربایجان مهد علما، دانشمندان و انسان‌های بزرگی نظیر علامه جعفری، علامه امینی، علامه طباطبایی و شهیدان قاضی و مدنی است. این انسان‌های بزرگ در سرنوشت ما اثر گذاشتند و ما باید قدر این‌ها را بدانیم.

کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ادامه سخنان خود به زبان ترکی اظهار کرد: من قول می‌دهم که اصول 15، 19 و 12 قانون اساسی را اجرا و مسایل مربوط به اقلیت‌ها و زبان‌های مختلف کشور را رعایت کنم.

جمعیت کثیر حاضر در استادیوم تختی در این لحظه، یکصدا مهندس موسوی را تشویق کردند و به زبان ترکی شعارهایی را در حمایت از مهندس موسوی سر دادند.

وی در ادامه سخنان خود را به زبان فارسی بیان کرد و گفت:‌ سرنوشت آذربایجان یعنی سرنوشت ایران؛ همیشه همین بوده است و الان نیز چنین است. سرنوشت آذربایجان و سرنوشت کل ایران از هم جدا نیست.

پس از این سخنان مهندس میرحسین موسوی، ده‌ها هزار آذربایجانی حاضر در استادیوم تختی یکصدا، وی را مورد تشویق و حمایت قرار دادند.

موسوی در ادامه به ظرفیت‌های فرهنگی، علمی، هنری و همچنین اقتصادی آذربایجان اشاره کرد و افزود: آذربایجان روزی مرکز تجارت و اقتصاد ایران و محل اتصال ما با جهان امروزی بوده است؛ به طوری که بازار تبریز بزرگترین بازار سرپوشیده جهان است. از این خطه سرمایه‌های عظیمی به کشور عرضه شده است.

وی با بیان اینکه حضور مردم مستعد و موقعیت جغرافیایی آذربایجان ایجاب می‌کند که به مسایل این استان به‌طور ویژه‌ای پرداخته شود گفت: چرا که بدین ترتیب آذربایجان نه تنها می‌تواند جایگاه سابق خود را بیابد بلکه می‌تواند نقش سرنوشت‌ساز خود را در سطح ملی دوباره احیا کند.

این جملات مهندس موسوی، با استقبال جمعیت حاضر در استادیوم تختی مواجه شد و آنها با تشویق‌های پیاپی، شعارهایی نظیر "موسوی موسوی حمایتت می‌کنیم" سر دادند.

وی با بیان اینکه آذربایجان همسایه اروپاست و از سوی دیگر با یک ملت بزرگ 70 و چند میلیون نفری و یک بازار بزرگ روبه‌روست گفت: اگر به این مساله به شکل یک فرصت نگاه شود و از این موقعیت مخصوصا با ظرفیت‌های ایجاد شده بعد از فروپاشی شوروی به خوبی استفاده شود، می‌توان مشکلات این استان و کل کشور را حل کرد.

موسوی در ادامه با انتقاد از انحلال سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور و بسیاری از شوراهای تصمیم‌گیری طی چهار سال اخیر گفت: متاسفانه در این چند سال سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور را از بین بردند و تمام نهادهایی که می‌توانند به ما کمک کنند که آمایش سرزمینی به کمک مردم داشته باشیم را از دست داده‌ایم.

وی در ادامه از وجود تورم 25 درصدی در کشور انتقاد کرد و افزود: بارها گفته‌ام که 25 درصد تورم یعنی کوچک شدن سفره‌های مردم، بدبینی، اعتیاد و فقر. ما این مشکلات را می‌توانیم حل کنیم به شرط آنکه به دید امنیتی به مردم نگاه نکنیم و آن‌ها را قسمت قسمت و تکه تکه نکنیم.

جمعیت کثیر حاضر در ورزشگاه مهندس میرحسین موسوی را به طور پی در پی تشویق کردند.

کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری همچنین با انتقاد از کاهش سرانه تولید ناخالص ملی در استان آذربایجان گفت:‌ سرانه تولید ناخالص ملی در آذربایجان طی چهار سال گذشته نزول کرده و این استان فقیرتر شده است و این معادله باید عوض شود.

مردم حاضر در استادیوم تختی با شنیدن این سخنان یکصدا، موسوی را تشویق کردند و مورد حمایت قرار دادند.

آخرین نخست‌وزیر ایران افزود: هر نوع سرمایه‌گذاری در این استان به ویژه در زمینه تولید ناخالص ملی نه تنها برای آذربایجان، بلکه برای کل کشور نتیجه مثبت خواهد داشت. متاسفانه برای این مساله برنامه‌ی درستی نداشته‌ایم. بهترین کارآفرینان و نیروی کار را در این منطقه داریم ولی آنچه نداریم، برنامه است. مرحوم عالی‌نسب که فرزند همین آذربایجان بود زمانی گفته بود که سرنوشت ایران فقر نیست. این حرف یعنی اگر با وجود این همه امکانات و سرمایه‌های اجتماعی فقر داریم این از ضعف ماست و سرنوشت ما این نیست.

در این لحظه مردم حاضر در ورزشگاه یکصدا شعار دادند: «دولت سیب‌زمینی نمی‌خواهیم، نمی‌خواهیم» که موسوی در برابر این شعار گفت: شرط حل مشکلات کشور این است که به سمت برنامه‌های درست، قانون و عقلانیت پیش برویم؛ با سیب‌زمینی پخش کردن در خانه‌های مردم نمی‌توانیم به نتیجه‌ای برسیم.

جمعیت کثیر حاضر در ورزشگاه تختی با تشویق‌های پی در پی و سر دادن شعارهایی به زبان ترکی در حمایت از مهندس موسوی، این سخنان وی را تایید کردند.

مهندس موسوی در پایان سخنان خود با بیان اینکه من امید فراوان به خلاقیت شما مردم عزیز آذربایجان دارم،‌ به زبان ترکی گفت: زنده باد آذربایجان، زنده باد آذربایجان.

پیش از سخنان میرحسین موسوی، دکتر زهرا رهنورد جملاتی کوتاه را به زبان ترکی بیان کرد که با استقبال و تشویق‌های فراوان و گسترده مردم حاضر در ورزشگاه همراه شد.

رهنورد به زبان ترکی گفت:‌ اگرچه من آذری نیستم اما تبریز و آذربایجان وطن دوم من است.

جمعیت چندده هزار نفری حاضر در ورزشگاه تختی با شنیدن این جملات به وجد آمدند و  رهنورد را بارها و بارها مورد تشویق قرار دادند و به زبان ترکی شعارهایی را در حمایت از رهنورد و موسوی سر دادند.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

سفر تبریز و بلوتوث آقای خاتمی

محمد علی ابطحی: روز دوم خرداد مهمان مردم خوب تبریز بودم. مراسم از سوی ستاد آقای کروبی برگزار شده بود. هر وقت به هر نقطه ترک‌نشین می‌روم، خیلی افسوس می‌خورم چرا زبان ترکی را بلد نیستم. جمعیت خوبی آمده بودند. در مورد دوم خرداد و نیز فاجعه‌ای که در این ۴ ساله به سر مردم ایران آمده است توضیحات مفصلی دادم. در قسمت پرسش و پاسخ اولین سوال در مورد فیلمی بود که در آن ادعا شده که آقای خاتمی به مردم بزرگ ترک اهانت کرده است. ترک‌ها دارای همبستگی فراوانی هستند. انصافاً هم در طول سالهای متمادی حقوق آنان مورد توجه جدی قرار نگرفته است. خیلی جاها انتظار تغییر قانون اساسی در زبانها متداول است ولی جالب بود که خواست بزرگ مردم ترک اجرای اصل ۱۵ همین قانون اساسی است که تابه‌حال انجام نشده است. در مورد فیلم توضیح دادم که حدود ۳ ماه پیش یکی از ائمه جمعه جزوه و CD را به من داد که حرفهای ادعا شده در آن فیلم را پیاده کرده بودند و از مراجع تقلید به عنوان اهانت به ائمه فتوا گرفته بود. بی آنکه اسم خاتمی را بیاورند و بعد آن را علیه خاتمی همراه با CD مربوط به تعداد فراوان چاپ و توزیع کرده بودند. آتش تهیه‌ای بود برای آقای خاتمی که قرار بود کاندیدا شود. فیلم ادعائی توسط یک دستگاه دوربین مخفی از جلسه‌ای که اگر راست باشد، خصوصی بوده برداشته شده است. در جلسه توضیح دادم که تجربه من نشان داده که این شنودها که هر چند یکبار توسط مراکز مربوطه و در آستانه‌ی انتخابات به خاطر تخریب رقیب به کار می‌رود، اعتباری ندارد و کمتر موردی بوده که مخدوش نباشد. از آن تاریخ که این فیلم منتشر شد بیش از ۴ ماه می‌گذرد، حالا که آقای خاتمی کاندیدا نیست. دوباره این فیلم ساخته شده مخدوش را علیه کل جریان اصلاحات که آقای خاتمی همیشه رهبر آن بوده است منتشر کرده‌اند تا بین مردم ترک و اصلاحات فاصله بیندازند. خود مردم بزرگ آذربایجان می‌دانند که خاتمی چقدر به پیشگاه آنان احترام قائل است. فضائل و عظمت مردم ترک بخش اصلی عظمت مردم ایران است. من همچنان بر این باورم که این کار هم مثل سایر توطئه‌ها، نمی‌تواند در آستانه انتخابات رای احمدی‌نژاد را اضافه کند. ترک‌ها آن‌قدر قدرشناس هستند که بدانند با حالت مردم‌محور آقای خاتمی اهانت به ترک‌ها سازگار نیست. صادقانه می‌گویم در جلساتی که حتی در آن هیچ ترکی نبوده است، وقتی آقای خاتمی از مردم بزرگ ترک یاد می‌کرده همیشه از آنان و تاریخ و فرهنگ و هوش و شخصیت‌شان با عظمت یاد می‌کرده است. من به احساسات همه کسانی که در این ماجرای دیگرساخته ناراحت شدند، احترام می‌گذارم چون به خاطر هویت ترکی چنین کرده‌اند ولی این توضیحات گمان می‌کنم که مشخص می‌کند مصداق اهانت‌کننده به مردم ترک، خاتمی نیست. آنهایی هستند که در آستانه انتخابات می‌خواهند به هر وسیله‌ای رابطه صمیمی مردم ترک را با اصلاحات قطع کنند. همان‌ها که همه اقلیت‌ها را و به‌خصوص ترک‌ها را در این چهار سال تهدید می‌دانستند و این همه سختی و رنج و زندان و بی‌احترامی به آنان روا داشتند. آنها می‌فهمند که اصلاحات، اقوام را یک فرصت خوب شناخت و بر این باور بود که ایران بدون ادای حقوق اقوام، ایران سربلند نمی‌شود. تنها چند ساعت در تبریز بودم. از جلسه گرم با ستاد دانشجوئی آقای کروبی در تبریز خیلی لذت بردم. فقط یادگرفتم که در پایان به دوستان بگویم یاشاسین آذربایجان.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

سخنی دوستانه با جناب آقای خورشیدی

امروز دوشنبه چهارم خرداد است. دو روز از سالروز واقعه دوم خرداد می گذرد. در شهرستان های استان شاهد برگزاری مراسم جشن و سخنرانی بودیم. به طور مثال در ارومیه در مسجد میدان مهندس احمد خرم و در دانشگاه ارومیه دکتر توفیقی و درشهرستان میاندوآب سرکار خانم امیرانی به ایراد سخن پرداخته اند و باز متاسفانه به اندازه یک خط از محتوای مطالبی که در سخنرانی ها بیان شده ، حواشی و حاشیه های مراسم ها و نیز نوع استقبالی که شده و نه حتی یک گزارش تصویری در قلم نیوز استانی و دیگر سایت های مرتبط ستاد استان چیزی مشاهد نمی شود !

برادر بزرگوار جناب آقای خورشیدی !

میدانم حسابی سرتان شلوغ است، میدانم چند ماهی است که عاشقانه در راه هدفی که انتخاب نموده اید مجاهدت و ایثار نموده اید. میدانم خیلی از چیزهایی را که جای گفتنش در این مجال نمی گنجد و آن چیزی جز بزرگ منشی هایتان و سعه صدرتان در مقام ریاست ستاد استان نیست، اما به عنوان یک دوستدار صادق و صمیمی تان می خواهم از تعلل و کوتاهی هایی که در کمیته ارتباطات و رسانه تان وجود داشته و دارد توضیح بخواهید و دلایل آن را اعلام نمایید.

خرداد ۸۸ در چندین یادداشت که در آرشیو وبلاگ موجود می باشد به نمونه هایی از این کم کاری ها و عدم اطلاع رسانی ها اشاره نموده است. حتی اکنون نیز که شایسته است در آستانه سفر مهندس موسوی به ارومیه شاهد اطلاع رسانی های جزیی و قطره چکانی در سایت های مرتبط هستیم. به منظور قیاس در این زمینه دعوت می کنم به نوع و میزان فعالیت قلم نیوز استانی آذربایجان شرقی توجه فرموده تا عمق تفاوت در این زمینه برایتان هویدا گردد. متاسفانه علی رغم تذکرات دوستانه قبلی خرداد ۸۸ ،مسولین کمیته مذکور هیچ وقعی بدان ننهاده و از این حیث است که روی سخن با حضرتعالی داشته و امیدوارم انذارهای شما باعث تحول در سیستم اطلاع رسانی و رسانه ستاد گردد.

مهندس موسوی در اوج مظلومیت رسانه ای است اما وقتی از رسانه های موجود حداقل استفاده نمی شود چرا از کم لطفی های اغیار بنالیم، بهتر آن است که از دوستان کاهل خود توضیح خواهیم.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

ومکرو و مکرالله الله خيرالماکرين

از آنجایی که از ابتدای حضور میرحسین موسوی در عرصه رقابت انتخاباتی، ناگفته رای استان‌های آذری‌زبان پیدا و مشهود بود، حامیان احمدی‌نژاد تمام تلاش خود را به کار بردند تا بتوانند با ایجاد تنش در این مناطق، درصدی از آرای موسوی را از آن خود کنند اما مکر آنها به خودشان بازگشت.

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، پس از آنکه حامیان احمدی‌نژاد از جذب آرای مناطق آذری‌زبان ناامید شدند، تلاش کردند به بهانه انتشار فیلمی از سیدمحمد خاتمی، بخشی از آرای میرحسین موسوی را از آن خود کنند.

هفته گذشته سایت وابسته به یکی از نمایندگان مجلس هشتم و حامی سرسخت دکتر احمدی‌نژاد در خبری مدعی انتشار فیلمی از لطیفه گویی خاتمی شد که در آن به هموطنان ترک زبان اهانت شده است. بلافاصله پس از انتشار این خبر، فیلم مذکور به سرعت تکثیر شده و در مناطق ترک نشین با هدف ایجاد موج اجتماعی علیه موسوی توزیع شد.

این تلاش در حالی است که خاتمی در فیلم مذکور، لطیفه نمی‌گوید بلکه در نقد ترویج خرافه و دروغ در برخی روضه‌خوانی‌ها، مطلب یکی از روضه‌خوانان اردبیلی را نقل می‌کند.
از سوی دیگر حامیان احمدی‌نژاد ظاهرا فراموش کرده‌اند که میرحسین موسوی خود آذری است و برخی سخنان خود را به زبان ترکی بیان می‌کند و سابقه درخشانی هم در دفاع از حقوق قومیت‌ها دارد و جایگاه وی در این مناطق با چنین اقداماتی از دست نمی‌رود.

این تلاش‌ها با اقدام سایت قلم‌پرس که توسط حامیان دولت نهم اداره می‌شود، تکمیل شد و این سایت در اقدامی عجیب از پرچم پان‌ترکیست‌ها استفاده کرد ومدعی شد ترک‌زبانان به احمدی‌نژاد رای می‌دهند.

تلاش حامیان احمدی‌نژاد در آستانه سفر مهندس موسوی به تبریز از آن روست که در نظرسنجی‌ها به این نتیجه قطعی رسیده‌اند که کاندیدای آنها هیچ سهمی از رای آذربایجانات و مناطق ترک‌زبان ندارد. ظاهرا آنها بدون در نظر گرفتن منافع ملی درصدد برآمده‌اند تا به هر نحوی شده، در این مناطق نارضایتی عمومی، ناآرامی و تنش ایجاد کنند تا در سایه این تنش، شاهد حضور حداکثری مردم مناطق ترک‌زبان در انتخابات نباشیم؛ چه آنکه مقصود حامیان احمدی‌نژاد در غیاب حضور حداکثری مردم تامین می‌شود.

در ادامه برنامه‌های حامیان احمدی‌نژاد در ایجاد ناآرامی در آذربایجان، حجت‌الاسلام راهدار، استاد موسسه امام خمینی (ره) به نمایندگی از حامیان احمدی‌نژاد در مناظره‌ای با مرعشی در دانشگاه سهند تبریز، باقرخان - سالار ملی و از افراد موثر در مشروطه که نقش و رشادت‌های وی در تاریخ ایران انکارنشدنی است- را لات و قمارباز معرفی کرد.

او در این مناظره با توهین به باقر خان گفت: بر اساس یک سند تاریخی، وی یک لات قمارباز بوده و سر جلسه قمار هم کشته شده است!!

چنین سخنانی توهین‌آمیز در یک منطقه قومی که حساسیت‌های آن آشکار است و نمونه آن را در موضوع کاریکاتور روزنامه دولتی ایران به یاد داریم که چگونه تا چندین هفته، آزردگی خاطر و اعتراض شدید مردم این منطقه و همچنین دیگر مناطق را به همراه داشت، می‌تواند فقط با یک هدف باشد؛ ایجاد نارضایتی عمومی، ناآرامی و تنش و در نتیجه قهر از نظام و انتخابات.

البته امید است که این تحلیل اشتباه باشد و راهدار و همچنین عوامل توزیع وسیع آن فیلم با قصد ایجاد تنش این کار را انجام نداده باشند اما این قبیل اقدامات چه عمدی و چه سهوی باشد، خسارات غیرقابل جبرانی را به وحدت ملی وارد می‌کند.

آنچه از کنار هم گذاشتن این مسایل، دستگیر هر تحلیل‌گر بی‌طرفی می‌شود، این است که این اقدامات صرفا انتخاباتی است بدون توجه به تاثیرات منفی آن در حفظ منافع و وحدت ملی.

زمانی سخنان اخیر راهدار خطرناک‌تر می‌شود که وی در منطقه آذربایجان - که مردمی مذهبی و علاقه‌مند به آرمان‌های امام (ره) دارد- بحث عبور از امام خمینی (ره) و شهید مطهری را در همین مناظره مورد تاکید قرار می‌دهد.

راهدار در این مناظره بیان می‌کند: «باید از امام و شهد مطهری گذر کنیم. ما همان‌طوری که از مدرس گذر کردیم و به امام رسیدیم، باید از امام گذر کنیم و با منطق امام به کسی برسیم که همه امام را دارد به اضافه ده!».

البته آشکار است که چنین تلاش‌هایی از سوی مردم مناطق آذری نشین ایران به راحتی قابل درک است و آذری‌های ایران با حضور گسترده خود در انتخابات، تلاش‌های مشکوک برخی افراد را در راستای مخدوش کردن وحدت ملی نقش بر آب خواهند کرد.

اخبار رسیده از آذربایجان شرقی حاکی از آن است که مردم سرافراز این خطه در انتظار ورود میرحسین موسوی به شهرشان هستند تا با استقبالی بی‌نظیر، وحدت خود و آگاهی‌شان را به نمایش بگذارند تا سناریونویسان را ناکام بگذارند.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

احمدی‌نژاد اگر پیروز شود، این بار خود را امام زمان می‌داند

فائزه هاشمي رفسنجاني با بيان اينکه نمي‌توان در تعيين سرنوشت جامعه شرکت نکرد اما انتظار معجزه داشت بر حمايت از ميرحسين موسوي تاکید کرد و گفت: اگر محمود احمدي‌نژاد دوباره رييس‌جمهور شود، احتمالاً این بار خود را امام‌زمان مي‌داند.

به گزارش خبرگزاری ايرنا (خبرگزاری رسمی دولت)، فائزه هاشمي که در مراسم بزرگداشت دوم خرداد و در جمع جوانان حاضر در ورزشگاه ١٢ هزار نفري آزادي سخن مي‌گفت، با بيان اينکه نمي‌توان فرصت‌سوزي کرد و سپس مدعي بود، گفت: اگر احمدي‌نژاد دوباره پيروز شود امر بر او مشتبه مي‌شود و خود را امام زمان مي‌داند و خطاهاي گذشته را با قدرت بيشتري ادامه مي‌دهد.

حاضران در اين مراسم باشکوه ٢٠ هزار نفره با شنيدن اين سخنان فرياد زدند نه نمي‌خواهيم.

فائزه هاشمي با اشاره به برخي فعاليت‌هاي خود در دوم خرداد سال ٧٦ گفت: ما سخنراني مي‌کرديم و اتفاقاتي را که در دوره سازندگي افتاد براي مردم ذکر مي‌کرديم. همچنين وقايع مثبت، رشد و آباداني را به ياد مردم مي‌آورديم و از آنان مي‌خواستيم براي ادامه يافتن خاطره‌ها به محمد خاتمي راي دهند.

وي با بيان اينکه الان هم مي‌خواهيم نکبت موجود از بين برود گفت که نياز به يک تغيير و شروع دوم خردادي داريم تا در روز ٢٢ خردادماه پيروزي خود را جشن بگيريم.

فائزه هاشمي با اشاره به اينکه توسعه دموکراسي و بلوغ سياسي نياز به تلاش و گذر زمان دارد، افزود: با قهر، دلتنگي و گله‌‌مندي نمي‌توان به مشکلات فائق آمد و توسعه را سبب شد.

وي ادامه داد: نمي‌توان در تامين سرنوشت جامعه شرکت نکرد و انتظار معجزه داشت.

فائزه هاشمي با اشاره به حضور دو نامزد در جبهه اصلاحات تصريح کرد: در انتخابات رياست‌جمهوري سال ٨٤ نيز متاسفانه اصلاح‌طلبان با تعدد نامزدها فرصت استثنايي خود را از بين بردند در حالي که آنان با داشتن ١٧ ميليون راي در مقابل ١١ ميليون راي اصولگرايان پيروز بودند.

وي همچنين اظهار داشت: بايد به آمارها و نظرسنجي‌ها نگاه کنيم و به نظر مي‌رسد راي اصلاح‌طلبان باز هم بيش از اصولگرايان است و اگر اين فرصت را از دست دهيم باز چند سال ديگر بايد دور هم جمع شويم و بر شکستي که خودمان بر خودمان تحميل کرده‌ايم افسوس بخوريم.

به گفته او کروبي و موسوي هر دو از چهره‌هاي قابل احترام اصلاح‌طلبان هستند و بايد تا زمان انتخابات رفاقت خود را حفظ کنند تا ميدان را به رقبا ندهند.

وي با درخواست از مردم برای شرکت در انتخابات گفت: ما نباید میدان به رقبا بدهیم و باعث پیروزی آنها شویم و نباید درون یکدیگر رقیب را اشتباه بگیریم.برخی می گویند موسوی حرف جدید نمی زند ونسخه دیگر احمدی نژاد است ولی به نظرمن این سخن ناشی از عدم مطالعه است زیرا اختلافات این دونفر با یکدیگر معلوم است.
 
وي اظهار اميدواري کرد که با نزديک شدن به زمان برگزاري انتخابات اصلاح‌طلبان با يک کانديدا در انتخابات حاضر شوند.

فائزه هاشمي در پايان خاطرنشان کرد: همه بايد با توجه به شعار هر ايراني يک ستاد تلاش کنيم اطرافيان و دوستان خود را پاي صندوق‌هاي راي بياوريم و پس از پيروزي در بيست و دوم خردادماه همين جا جمع شويم.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

خرداد ۸۸:عباس آخوندی وزیراصولگرای مسکن  و شهرسازی دولت هاشمی رفسنجانی از جمله کسانی است که با تمام قوا و انرژی از نامزدی مهندس موسوی حمایت می کند. ستادی که او در تهران و مازندران در حمایت از مهندس موسوی راه اندازی نموده از جمله پر جنب و جوش ترین ستاد های انتخاباتی در سطح کشور است. در محافل سیاسی حمایت عباس آخوندی را به حمایت حجت الاسلام ناطق نوری از نامزدی مهندس موسوی تعبیر نموده اند. آخوندی و ناطق نسبت فامیلی نزدیکی با یکدیگر دارند.

دیشب پس از بیست سال میرحسین موسوی بر روی صفحه تلویزیون حاضر شد تا با مردم سخن بگوید. اما این بار در کسوت یک نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری. برای کسانی که سنی از آن‌ها می‌گذرد و دوران نخست‌وزیری ایشان را به خاطر دارند، این برنامه بسیار خاطره‌انگیز بود. یاد آن زمان‌ها که میرحسین برای گزارش به مردم در تلویزیون حاضر می‌شد و مشکلات کشور در حال جنگ را صادقانه با ایشان در میان می‌گذاشت و از آن‌ها می‌خواست که در برابر دشمن پایداری کنند و به آن‌چه دارند قانع باشند و با هم و با پشتیبانی از یکدیگر کشور را به پیش ببرند. نسل من بیاد دارد که حتی آن زمان‌ها موسوی موضوع پیشرفت و توسعه کشور را فراموش نکرده بود و بنیان بسیاری از پروژه‌های بزرگ صنعتی همان زمان گذاشته شد. حتی به خاطر دارم به محض فتح خرمشهر، ایشان به من گفت که می‌بایست به فکر بازسازی مناطق جنگ زده بود. لذا ما ستاد بازسازی جنگ را در جهاد سازندگی در خرداد ماه سال 1361 بنیان گذاشتیم. دیدن چهره میرحسین برای جوانترها نیز بسیار هیجان‌انگیز بود. آن‌چه آن‌ها از میرحسین می‌دانستند، گفته‌هایی بود که از بزرگترهای خود شنیده بودند و هیچ‌وقت این فرصت به آن‌ها داده نشده بود که نخست‌وزیر دوران جنگ کشور خود را از نزدیک بشناسند. قطعا این جفایی بود که در حق مردم شده بود و نه میرحسین. بیش از میرحسین این مردم بودند به ویژه جوانان این مرز و بوم که نیاز داشتند از تجربه تاریخی جنگی خود عبرت بگیرند. به هر روی هرچند دیر شده است، لیکن باز هم باید فرصت را غنیمت شمرد و از آن بیشترین بهره را برد. در این یادداشت در پی آن هستم که اولین برنامه تبلیغات انتخاباتی میرحسین را نقد کنم. این نقد در دو بخش صورت می‌گیرد: یکی شکلی و دیگری محتوایی.

1- ابعاد شکلی حضور میرحسین در صحنه تلویزیون:

1.1- لباس ساده
 
میرحسین با لباسی ساده و بدون هرگونه ظاهرسازی در تلویزیون حاضر شد. او دقیقا همانی بود که هست. به خاطر دارم چند روز پیش در جلسه‌ای که موضوع بحث‌های تلویزیونی ایشان بررسی می‌شد، یکی از دوستان از ضرورت آراستگی لباس نامزد انتخاباتی، ضرورت تناسب رنگ‌های لباس و نحوه حضور با شکوه وی داد سخن می‌داد. لیکن میرحسین می گفت من شیک‌پوشی را بلد بوده و هستم، ولیکن همین شکلی که می‌بینیید را برای خود انتخاب کرده‌ام. سال‌هاست که این‌گونه لباس می‌پوشم و ضرورتی نمی‌بینم برای تبلغات انتخاباتی آن را تغییر دهم.

1.2- زبان گفتگو
 
میرحسین 20 سال است که چنین فرصتی را نداشته است. اینک نیز که چنین فرصتی یافته، در قالب یک مبارزه انتخاباتی است. او یک دریا صحبت دارد که انجام دهد. از یک سوی باید توضیح دهد چرا در بیست سال گذشته برای تصدی هیچ پستی تلاش نکرده و از سوی دیگر باید رقیب را نقد کند. خیلی‌ها انتظار داشتند که میرحسین چندین دفتر و صدها برگ یادداشت با خود به همراه داشته باشد تا با تکیه بر آمارهای مختلف ناکارآمدی رقیب را به اثبات برساند و توانایی خود را به مردم بقبولاند. لیکن میرحسین این‌گونه نکرد. او با زبانی همه فهم در عین حال با پشتوانه‌ای کارشناسی برای مردم صحبت کرد. او خیلی ساده با ذکر مثال‌هایی از زندگی مردم سوءتدبیر در نظام اجرایی کشور را به زیبایی به تصویر کشاند. او این حس را به مردم منتقل ساخت که مسائل آنان را می‌فهمد، ریشه‌های بی‌تدبیری را می‌داند و برای آن‌ها راه‌حل‌های قابل قبول و تجربه شده‌ای را در ذهن دارد. مثال‌هایی که وی از زائران و یا معدن ارائه نمود، همه فهم و رسا بود. هم چنین، مثال‌هایی که میرحسین ارائه می‌داد، نسبتا پوشش کاملی داشت. او هم به حوزه کشاورزی توجه داشت، هم حوزه صنعت و هم حوزه معدن و سایر حوزه‌های فعالیت اقتصادی. البته او می‌توانست مثال‌های بیشتری را بیاورد. مخصوصا مثال‌هایی که ضمن بیان نارسایی موجود، روش مواجهه با آن‌ها را در دولت پیشین خودش حتی در زمان جنگ برجسته می‌ساخت.

1.3- ویرایش برنامه

شاید خیلی از ما تصویری از جورج دبلیو بوش را دیده باشیم که میکروفونی که در پشت کت وی جای‌گذاری شده بود، از وضعیت تعبیه شده خود خارج شده و بیرون‌زده بود. این بدین مفهوم است که سیستم بزرگی در خارج از صحنه گفتگو، شخص گفتگوگر را پشتیبانی و هدایت می‌کند. اما صحنه گفتگوی میرحسین چنین نبود. او خیلی ساده و روان، به طور ساده و یک‌پارچه و بدون لکنت زبان به غیر از یکی دو توپوق با مردم سخن گفت. او مرد رسانه‌ای است و خیلی خوب می‌داند که یک سخن روتوش شده و یک دست چقدر زیبا است. ولی گویی این بار او تصمیم گرفته بود از میز مونتاژ استفاده‌ای نکند. زیرا توپوق‌هایی را که زده بود، به راحتی می‌شد از فیلم ارائه شده خارج ساخت. لیکن گویا وی ارزش صداقت و واقع‌نمایی را بیشتر از این می‌داند که حتی این‌گونه اصلاحات جزیی را در برنامه خود به عمل آورد.

1.4- ابزار و سیستم پشتیبانی گفتگو

چشم‌های میرحسین در حین سخن گفتن به هیچ طرف خیره نمی‌شد و از هیچ‌کس دریافت کمک و اطلاع‌رسانی نمی‌کرد. او فقط ذهن خود را بازخوانی می‌کرد. به نظر می رسد که او خیلی تمایل داشت آن‌طور که هست، نمایانده شود. و فکر می‌کنم در این هدف خود موفق بود. قاعدتا 30 دقیقه زمان بسیار کمی است و عاقلانه به نظر می‌رسد که گوینده با استفاده از ابزارهای کمکی تصویری میزان بهره وری زمان خود را افزایش دهد. میرحسین کاملا با این ابزارها آشناست. لیکن وی این کار را نیز نکرد. شاید فکر می‌کرد که با انتخاب این‌گونه ابزارها، هر چند با عده‌ای بهتر ارتباط برقرار می‌کرد، لیکن در برابر آن، برخی از مخاطبین خود را از دست می‌داد. و حتی شاید برای عده‌ای سوءتفاهم ایجاد می‌شد که او زبان گفتگوی ساده با مردم را نمی‌داند.

1.5- گفتگو از زبان مردم

ميرحسين تمام گفته‌هاي خود را از زبان مردم بيان مي‌داشت. او مي‌گفت من اين‌ها را يك بار ديگر در همين مسافرت‌هاي استاني و از زبان شما دريافت كردم. شما اين مشكلات را به من گفتيد و من از شما ياد گفتم. مفهوم اين گفته اين است كه تحليلي كه من از اوضاع ارائه مي‌كنم، ساخته و پرداخته ذهن من نيست. بلكه اين‌ها حقايقي است كه مردم به من بيان كرده‌اند و من صرفا آن‌ها را پردازش كرده‌ام. اين نوع سخن گفتن ارتباط خوبي را با مردم برقرار مي‌كند.

2- محتوای گفتگو

2.1- در پی قدرت نبودن

او در پیام خود به تلویح این مضمون را بیان نمود که به هیچ‌وجه در پی قدرت نیست. دلیل آن نیز عملکرد 20 سال گذشته وی است. عده‌ای در بیرون به وی خرده می‌گیرند که در این بیست گذشته کجا بودی؟ میرحسین بدون آن که مستقیما به این سؤال پاسخ دهد به طور تلویحی گفت، در سال‌های گذشته مردان ریشه‌دار دیگری سکان مدیریت کشور را در دست داشته‌اند و سرجمع مدیریت و تدبیر آن‌ها از نظر وی قابل قبول بوده است. هر چند ممکن است وی با بسیاری از تصمیمات آنان موافقت نداشته، لیکن در مجموع مدیریت آنان کشور را در پرتگاه قرار نمی‌داده و موجبات نگرانی ملی را فراهم نمی‌ساخته است. او هم چنین اضافه نمود، هر چند وی در صحنه آفتابی نمی‌شده است، لیکن به رؤسای‌جمهوری قبلی مشورت می‌داده است. او گفت حتی تلاش کرده است که به رییس جمهور فعلی نیز مشورت دهد، لیکن وی احساس استغنا از این مشورت نموده است. به هر روی محتوای پیام میرحسین، این بود که ضرورت ندارد انسان مستقیما قدرت را در دست داشته باشد. مهم آن است که امور کشور صجیج مدیریت شود و تا وقتی که از نظر وی چنین بوده است، او هیچ‌گاه برای تصاحب قدرت پیش قدم نشده است. و اینک که مبادرت به این رقابت نموده است، از سر نگرانی ملی و سر خیرخواهی ملی است.

2.2- قدرشناسی

میرحسین در پیام خود نشان داد که قدرشناس همگان است. وی جدای آن که از رهبر کبیر انقلاب(ره)، مقام معظم رهبری و مراجع عظام، شهدا، ایثارگران، جانبازان، رزمندگان، خانواه آن‌ها، مدیران و تمامی اصناف و اقشار مردم ایران به نیکی یاد کرد از زحمات و خدمات رؤسای جمهور پیشین نیز با تجلیل یاد نمود و به بهانه‌هایی نام تمامی آ‌ن‌ها را بر زبان خود جاری ساخت. مردم انسان‌های قدرشناس را قدر می‌دانند.

2.3- رعایت انصاف در نقد رقیب

مجموعه سوء تدبیر و تخلفهای قانونی رقیب در قدرت میر حسین آنقدر فراوان است که وی می توانست به تفصیل به آنها بپردازد. در رسانه های گروهی بسیار می شنویم و می خوانیم که مجلس بر سر عدم پایبندی دولت به قانون با وی سر ستیز دارد. همین چند روز پیش رییس مجلس شورای اسلامی به حکم اختیار قانونی یکی از مصوبات خلاف قانون دولت را باطل اعلام نمود. درآمد نفتی این دوره، بسیار بیشتر از سایر دوره های ریاست جمهوری بوده است و موضوع نحوه تخصیص منابع توسط دولت از سوی کارشناسان به شدت زیر علامت سؤال است. هر چند میر حسین از نقد دولت فرو گذار نکرد، لیکن بیش از آنکه بخواهد دولت را نقد کند، و با ذکر اعداد و ارقام اذهان مردم مشوش سازد که اگر می کرد نیز بیراه نبود، شرایط موجود را تبیین نمود. و بیش از آنکه بخواهد نا کارآمدی دولت موجود را به رخ بکشد، توان خود در ایجاد یک دولت کارآمد را به تصویر کشاند. او از خود چهره ای صادق و منصف به مردم نشان داد که درد پیشرفت این کشور را در دل دارد.

2.4- گفتمان انقلاب اسلامي

گفتمان به كار رفته در اين 30 دقيقه، گفتمان اصيل انقلاب و امام(ره) بود. مرجع و مستند گفته‌ها عمدتا امام، مقام معظم رهبري و رهبران انقلاب بودند. او پايگاه انقلاب را كه همان مستضعفان باشد در گفته‌هاي خود فراموش نكرد و هم چنان آنان را مخاطب اصلي خود قرار داد، هر چند اين بار به جاي آن كه حماسي و جنگي صحبت كند از تلاش براي آباداني كشور و ساختن يك اقتصاد ملي نيرومند سخن مي‌گفت. او تاثير تورم بر زندگي اين اقشار را به خوبي بيان كرد و آن را ارتباط داد با سياست‌هاي بنيادين انقلاب در توجه به اقشار كم درآمد و رويكرد امام(ره) به اين موضوع. او هم چنان ساخت ايران اسلامي نيرومند و كارآمد را وجهه همت قرار داد و گفت گسترش آرمان‌هاي انقلاب اسلامي به فراتر از مرزها مستلزم حل مسائل داخلي كشور است. اولويت حل مسائل داخلي، همان موضوعي كه مرتبا در گفته‌هاي امام(ره) تاكيد مي‌شد. او گروه‌هاي مرجع را در گفته‌هاي خود فراموش نكرد و مرتب از آن‌ها ياد مي‌كرد. او از مراجع عظام تقليد به خوبي ياد كرد. از كشاورزان و كارگران به گرمي ياد كرد و گروه‌هاي كارآفرين را از قلم نيانداخت.

2.5- تشخیص اولویت‌ها

میرحسین اتکای اصلی پیام خود را بر ضرورت اصلاح اقتصاد بنا نهاد. هرچند گفته می‌شود او به اردوگاه اصلاح‌طلبان تعلق دارد، لیکن وی هیچ سخنی از جامعه مدنی و توسعه سیاسی بر زبان جاری نساخت. این بدین معنی نیست که او از آزادی‌های مصرح در قانون اساسی چشم‌پوشی نموده است و یا آن که وی توجهی به نهادهای مدنی ندارد. بلکه منظور تحلیل طبقه‌بندی اولویت‌ها در ذهن وی است. اخیرا یکی از دوستان اصلاح‌طلب در ذکر دلایل حمایت اصلاح‌طلبان از وی به وی عنوان اصلاح‌طلب حداقلی داده بود. دوستان اصلاح‌طلب از این‌رو این عنوان را به وی می‌دهند که می‌دانند اولویت‌های میر‌حسین با ایشان متفاوت است. میرحسین هر چند بحث سیاست خارجی، سیاست‌های اجتماعی و حوزه فرهنگ را فروگذار نکرد، لیکن بین همه آن‌ها و اقتصاد، رابطه قویم برقرار نمود. و این صحیح است.
 
من به خاطر دارم در همان سال‌ها که جناب سیدمحمد خاتمی بر سر کار بودند، در بحث‌های دوبه‌دویی که با دوستان اصلاح‌طلب داشتم می‌گفتم اولویت دادن به توسعه سیاسی، کشور را به بن‌بست می‌برد و هزینه آن برای ملت ایران بسیار فراوان است. اینک میرحسین نقطه آغازین اصلاحات را، اصلاح مدیریت اقتصاد ملی ایران قراداده است. به نظر می‌رسد که او به این حدیث که «من لا معاش له، لا معاد له» از بن دندان اعتقاد دارد. لذا او می‌گوید اگر سیاست خارجی قوی می‌خواهیم، باید از کارآمدسازی اقتصاد ملی آغاز کنیم. او می‌گوید بداخلاقی‌های اجتماعی را و برخی بدفرهنگی‌های جاری را جز با اصلاح معاش مردم نمی‌توان اصلاح نمود. در هر صورت مسئله میرحسین ساماندهی اقتصاد ملی بود. وی بر این اعتقاد بود که از آغاز مشروطه تاکنون مسئله این کشور بنیان‌گذاری اقتصاد ملی مولد است. البته میرحسین روشن نکرد که اقتصاد ملی مورد نظر وی چگونه با جهان تعامل خواهد داشت. به ویژه اکنون که بر اثر گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات، پدیده چهانی شدن و فرآیندهای آن به واقعیت غیرقابل انکاری تبدیل شده است. حداقل از وی انتظار می‌رفت که مفهوم اقتصاد ملی را در چارچوب یک سیستم باز متذکر می‌شد که از آن هم دریغ کرد.

2.6- مهارت شنيدن سخنان مردم

چنان‌چه سياست‌مداري بتواند به مردم بقبولاند كه مهارت شنيدن سخنان آنان را دارد، بر ميزان موفقيت وي افزوده خواهد شد. توني بلر، نخست‌وزير انگليس پس از تهاجم به عراق در داخل كشورش متهم شد كه ياراي شنيدن سخنان مردم را ندارد. آن‌قدر شرايط سياسي بر وي سخت گرفت تا يك روز در رسانه‌ها حاضر شد و به اين امر اعتراف كرد و به مردم وعده داد كه در آموختن مهارت شنيدن تلاش خواهد كرد. ميرحسين از ابتدا به مردم يران اين نويد را داد كه در اين امر مهارت فراواني دارد و آن‌جه بيان مي‌كند پردازش يافته سخنان مردم است. سخنان وی از کلمات پرطمطراق نسبتا عاری بود. میرحسین نشان داد که در عين حال با مفاهیم بنیانی حکم‌رانی خوب آگاه است -جز در یکی دو مورد که وی از کلمات پیچیده مانند «سفله‌پروری» استفاده کرد که آن هم فکر می‌کنم با تامل و اندیشه انتخاب شده بود، میرحسین از کلمات سخت استفاده نکرد. به هر روی میرحسین نشان داد که به شنيدن سخنان مردم و صادقانه صحبت كردن به مفهوم اجماع‌سازی که یکی از بنیان‌های حکم‌رانی خوب است واقف است و به آن به خوبی توجه دارد.

2.7- درک صحیح از منافع عمومی و اجماع‌سازی

او به خوبی بیان کرد که اگر خانه همسایه آتش بگیرد، لا محاله تو هم در خطری. جامعه‌ای با اختلاف طبقاتی زیاد نمی‌تواند مولد و پویا باشد. او به زیبایی بیان نمود که سرمایه‌گذار و کارآفرین نباید انتظار کار شایسته از کارگر گرسنه داشته باشند. در مقابل او به کارگران این معنا را منتقل ساخت، که این کارآفرینان هستند که در جامعه ایجاد اشتغال و رونق می‌کنند و نه دولت. انتقال مفهوم منافع مشترک کارآفرین و کارگر نکته بسیار مهمی است. میرحسین به جای ایجاد فضای بی‌اعتمادی در بین کارگران و کارآفرینان و دو پاره ساختن جامعه از منافع مشترک این دو طبقه اجتماعی سخن گفت. سیاست‌مداران نه تنها در ایران بلکه در دنیا تلاش می‌کنند برای کسب نظر طبقه کارگر آن‌ها بر کارآفرینان بشورانند. متاسفانه این موضوع به صورت بسیار زشتی در جامعه ما جاری است. حجم سوءتفاهمی که در چهار سال گذشته تحت عنوان مبارزه با فساد به جامعه دمیده شد در تاریخ انقلاب کم‌نظیر بود. مردم دیگر عادت کرده بودند که مقامات کشور اکثر اوقات که لب به سخن می‌گشایند از افشاگری جدید، خط و نشان جدید، بدنام‌سازی جدید و یا توطئه جدید برای آن‌ها بگویند. غافل از آن که ایشان با این‌گونه اقدامات نه تنها به آگاهی و شعور مردم توهین می‌نمودند، بلکه اعتماد؛ که بزرگترین سرمایه اجتماعی است، آن را ویران می‌ساختند. هرگز جامعه پر سوءظن به یکدیگر روی توسعه و پیشرفت به خود نمی‌بیند. میرحسین این بار به زیبایی این سنت غلط را به کنار گذاشت و از منافع مشترک این دو طبقه سخن گفت و از آن‌ها خواست با درک یکدیگر نه تنها در جهت منافع خود بلکه در جهت منافع ملی گام بردارند. او هم چنان به منافع ملي نسبت به ساير منافع در تمام زمينه‌ها اولويت داد. او وقتي از لبنان و فلسطين نيز سخن مي‌گفت در چارچوب منافع ملي سخن مي‌راند و نه فراتر از آن. در مجموع پارادایم غالب گفتگوی ميرحسين، ضرورت استقرار یک دولت کارآمد و صادق در کشور بود.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
  رای خانواده اسطوره های جنگ: میرحسین موسوی

خانواده های شهیدان همت، باکری و زین الدین با صدور بیانیه ای حمایت خود را از «میر حسین موسوی» اعلام کردند.

به گزارش قلم نیوز، متن این بیانیه به شرح زیر است:

بسم رب الشهدا و الصدیقین
امروز روز مجاهدت و ایثار است. مجاهدت و ایثاری از جنس آنانی که ذات وجودیشان بیانگر مجاهدت و و ایثار در راه خدا بود. امروز روز یاد آوری آنانی است که به تبعیت از نص صریح قرآن و سنت رسول(ص) و ائمه ی اطهار (ع) به عنوان مجاهد فی سبیل الله شناخته می شدند.
امروز روز عرصه ی پایداری یاران امام راحل در به رخ کشیدن مجدد انقلاب ارزشهاست، ارزشهایی همچون ساده زیستی بی ریا، آن گونه که امام و شهدا بودند، ‌سادگی در عین کمال، ارزشی همچون ذوب شدن در خدمتگزاری بی مزد و منت آنگونه که امام و شهدا بودند، خدمتگزاری صادقانه، همانند آنچه اماممان فرمود اگر به من خدمتگزار بگویید بهتر است از رهبر. ارزش هایی همچون استقامت به معنای واقعی آنگونه که امام و شهدا بودند، فاستقم کما امرت و هزاران ارزش دیگر که همگی از ذخایر ناب انقلاب است که عرصه های ظهورش را به طور ناب در امام و شهدا می توانیم دنبال کنیم و همان ارزش هایی که انفجار نور بود و صدور انقلاب را به سوی دلها سوق می داد.
امروز روز تجدید میثاق و انتقال همان ارزش هاست، به دو دولیل: اول آن که زندگی و حیات مجدد ارزش ها در آنان که به فراموشی سپرده شده اند به مصداق آن جمله ی امام راحل که فرمود نگذارید پیشکسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره به فراموشی سپرده شوند است و دوم انتقال زینب گونه ی امانت شهدا به نسل جدید(نسل سوم انقلاب). همان ارزش هایی که عطش جوانان آنان را به آن سو گرایش داده است حال بهترین حامل انتقال این ارزش ها به این نسل کیست؟
آن که صادق تر است، آن که دوران تلاشش حاصلی با برکت داشت، آن که به ملت دورغ نمی گفت، آن که امام راحل مداوما پشتیبانش بود و می گفت: من آقای مهندس موسوی را شخصی متدین و متعهد و در وضع بسیار پیچیده ی کشور، دولت ایشان را موفق می دانم.
آری مهندس میر حسین موسوی همانی که باور اندیشه های امام و شهدا است و دوران جنگ را با تمام مشقت هایش با حلال ترین درآمدها و رفتارها اداره می کرد و برای همین بود که محب امام، شهدا و ملت بود. پس یک بار دیگر بیاییم برای احیای ارزش ها، ثبات راه امام، روشنی بخشی نام و یاد و راه واقعی شهیدان به ناب ترین ذخیره ی انقلاب که عصاره ای از همه ی فضایل، ارزش ها و مبانی انقلاب مترقی جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم یعنی «میر حسین موسوی» است رای دهیم.
1- ژیلا بدیهیان (همسر سردار شهید حاج محمد ابراهیم همت) و مهدی همت (فرزند آن عزیز)
2- فاطمه چهل امیرانی (همسر سردار شهید حمید باکری) و احسان و ‌آسیه باکری(فرزند آن عزیز)
3- صفیه مدرسی (همسر سردار شهید مهدی باکری)
4- لیلا زین الدین (فرزند سردار شهید مهدی زین الدین)

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

احمد خرم شنبه مسجد میدان

با حضور مهندس احمد خرم (وزیر راه و ترابری دولت اصلاحات)

 شنبه ۲ خرداد ، ساعت ۱۸ الی ۲۰

خیابان عطایی مسجد میدان

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

عبدالعلی زاده فعال تر و پر شور تر از همیشه

علی عبدالعلی زاده متولد ۱۳۳۵ در شهرستان ارومیه است. وی در خانواده‌ای متعهد و متدین، به دنیا آمد. پدر او معاونت شهرداری ارومیه را بر عهده داشت.علی عبدالعلی زاده دوران دبیرستان خود را در دبیرستان فردوسی ارومیه(چمران امروزی) با نمرات ممتاز گذراند و وارد دانشگاه تبریز در رشتهٔ مهندسی راه و ساختمان شد.
او از فعالان در راه انقلاب بود و بعد از انقلاب معاونت شهردار وقت ارومیه(مهدی باکری)را بر عهده گرفت. سپس عبدالعلی زاده به مدت دو دوره نمایندهٔ مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی بود. بعد از آن وی در مدت ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی به مدت ۵ سال استانداری استان آذربایجان شرقی را عهده دار شد. در این دوره ۵ ساله، استان آذربایجان شرقی توسعهٔ فراوانی یافت. همین سوابق درخشان وی باعث شد تا با روی کار آمدن محمد خاتمی، عبدالعلی زاده مسئولیت وزارت مسکن را به دوش کشد. در این مدت، انبوه سازی در ایران گسترش فراوان یافت و روند ساخت آپارتمان رشد چشمگیری داشت.

این روزها علی عبدالعلی زاده سر از پا نمی شناسد.. از این شهر به آن شهر از روستایی به روستای دیگر.. از تبریز و ارومیه و اردبیل گرفته تا کهریز و قوشچی..

وقتی عبدالعلی زاده را اینچنین می بینم ناخداگاه یاد انتخابات مجلس سوم می افتم که او رقابتی تنگاتنگ با علی کامیار داشت و شور و نشاطی که وصفش بیش از آن است که در این مجال بگنجد..

احساس مسئولیت مهندس برای وضعیت کشور ستودنی است، او چون سربازی رشید و شجاع در خدمت میهن و  اعتلای آن است. علی عبدالعلی زاده این دانش آموخته دانشگاه تبریز و رفیق صمیمی مهدی باکری، چونان برای پیروزی میرحسین در تلاش است که نزدیکانش او را این چنین پر انرژی و با حرارت ندیده اند..

دیروز با دوستی که  در ارومیه کنار عبدالعلی زاده بود از طریق تلفن عرض ادبی خدمت شان کردم و پرسیدم مهندس نتیجه انتخابات را چگونه پیش بینی می کند؟

پاسخ مهندس کوتاه اما پر معنا بود.. جوابم داد شک نکن که پیروزی از آن ماست..

عبدالعلی زاده برای ارومیه و آذربایجان سرمایه بزرگی است. او آبرو  حیثیت و شرف خود را  تقدیم ملت ایران، و رفیق شهیدش مهدی باکری نموده است..

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 

pctfx3.1

Desert Fix Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي زيباي وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Web Hosting

میزبانی میزبان هاست دامین هاستینگ دامنه دومین